"در این مطالعه به منظور شناسایی الگوهای زمانی – مکانی و پهنه بندی رژیم های دمایی ماهانه کشور از روش مولفه های مبنا و تحلیل خوشه ای استفاده شده است. تحلیل مولفه های مبنا از خانواده توابع متعامد تجربی است که می تواند الگوهای زمانی و قلمرو مکانی عناصر اقلیمی را توضیح دهد.
تحلیل مولفه های مبنا منجر به شناسایی گروهی از مدل های تجربی می شود که هر یک نماینده یک الگوی زمانی – مکانی هستند. به علاوه این روش راهی است برای کاهش حجم داده ها و تبدیل متغیرهای اولیه به چند مولفه معدود که بتواند بیشترین پراش متغیرهای اولیه را توضیح دهد. اعمال تحلیل مولفه های مبنا بر روی ماتریس داده های دمای کشور نشان داد که با سه مولفه می توان 99.7 درصد از پراش داده ها را توصیف نمود. مولفه اول که بالاترین پراش داده ها (95.3 درصد) را تبیین می کند. نشان داد که رژیم دمایی قلمرو تحت حاکمیت آن، یعنی سواحل جنوبی کشور، از خوزستان تا چابهار در تمام طول سال با بقیه نقاط کشور تباین شدیدی دارد.
با اعمال تحلیل خوشه ای سلسله مراتبی (پایگانی) و روش ادغام «وارد» بر روی نمرات مولفه ها، سه قلمرو اصلی رژیم دمایی کشور مشخص شد که عبارتند از: قلمرو کوهستانی، قلمرو کوهپایه ای و پست. قلمرو جنوب."
چکیده
کتاب مقولات ارسطو در قرن هفدهم به زبان چینی ترجمه شد و با عنوان ming li t`anبه معنای «مطالعه نظریه نامها» منتشر شد. رابرت وردی این ترجمه را بررسی کرده و آرای کسانی را که طرحهای تفکر و ساختارهای زبان را با هم مطابق دانسته؛ زبان را محدودکننده فکر و راهنمای فکر فلسفی میدانند و نیز ادعای کسانی را که معتقدند اگر تفکری خاص در یک سنّت فلسفی پیدا نشود، به این دلیل است که زبان آنها مجال چنین تفکری را بر آنها فراهم نکرده، به چالش کشیده است. او به این پرسش که آیا پرنفوذترین متن تاریخ متافیزیک غرب چیزی است که فقط با یک زبان و یک خانواده زبانی بیان شود، قاطعانه پاسخ منفی داده و ترجمه چینی تفکری خارجی همچون تفکر ارسطویی را دلیل خوبی میداند، مبنی بر اینکه همان نحوه تفکری که در غرب وجود دارد میتواند با زبان چینی نیز ابراز شود. وردی اذعان دارد که اساس فکر ارسطو به زبان چینی منتقل شده، ولی براساس فرهنگ چینی تغییراتی در آن پدید آمده است. از نظر او، کاستیهای ترجمه کتاب ارسطو به چینی نه به لحاظ وابستگی فکر به زبان، بلکه به لحاظ فرافکنی فرهنگ چین به فرهنگ یونانی و لاتینی است. در این مقاله، سعی شده نکتهنظرهای وردی درباره ترجمه چینی کتاب مقولات ارسطو با اشاره به صفحهای که در آن از موضوع سخن رفته، آورده شود و درصورت لزوم به ارجاع خود او در پاورقی نیز اشاره شده است.
فرایند فراگیرى مهارت هاى زبان خارجى بحثى است مفصل و در ابعادى گسترده، که از دیرباز مورد نظر استادان آموزش زبان و خود زبان آموزان بوده است. با اشراف به این گستردگى، آنچه که موضوع بررسى این نوشتار قرار مى گیرد، تنها اختصاص به افزایشى مهارت خواندن داردزیرا سایر ابعاد این آموزش مى تراند خود منشاء مقالات دیگر باشد. در دانشگاه هاى ایران برخورد اولیهء زبان آموزان بزرگ سال با متونى است که بیشتر با رشته تحصیلى آن ها ارتباط دارد. این که چگرنه مى توان دانشجویان را به خواندن صحیح یک متن و درک مطلب مؤثر آن عادت داد، همراره مد نظر بسیارى از متخصصان آموزش زبان بوده است و چنین است که مهارت خواندن نه تنها حاصل کندوکاو و تجربه مى شود بلکهء بیشتر از سایر مهارت ها، توجه و علاقهء دانشجو را جلب مى کند.
موضوع این مقاله بررسی سیر تحول مفهومی "گفت و گو" و "گفت و گوی میان تمدن ها" است. مشترکات لفظی و پیشینه تاریخی این دو مقوله مانع از آن نمی شود که الزام ها و اقتضاهایی که موجب طرح جدید آنها در سطوح مختلف عملی و اجتماعی شده است، مورد توجه قرار نگیرد. اکنون رویکردهای گفت و گویی در فلسفه، زبان شناسی، جامعه شناسی، ارتباطات علوم سیاسی جایگاه ویژه ای یافته اند و "ایده گفت و گوی تمدن ها" در ورای مناسبات تنش آمیز سیاسی و بین المللی، با اقبال شایسته ای در حوزه فرهنگ و علم روبه رو شده است. این ایده ظرفیت آن را دارد که با بهره مندی از رهیافتهای نوین گفت و گویی به یک نظریه اجتماعی تبدیل شود. تلاش این مقاله توصیف مولفه ها و طبقه بندی نظریه های مهم گفت و گو برای تبیین بنیان های نظری گفت و گوی میان تمدن هاست.