در این نوشتار مبانى و روش هاى تربیت دینى از نگاه قرآن بحث مى شود. نویسنده نخست از روش هاى تربیت سخن گفته و از عناوینى چون حکمت عیار سنجش فضیلت اخلاقى جهت بخشى، برنامه ریزى، به گزینى، بهره گیرى از پیش آمدها، الگو نمایى، یادآورى، تهدید، داستان سرایى و عادت سازى یاد مى کند. در بخش دیگر مقاله، انسان شناسى تربیتى به عنوان مبانى تربیت مطرح شده و از ویژگى هاى انسان سخن به میان آمده است.
این مقاله مساله معنا و ارکان تشکیل دهنده ی آن را با عنایت ویژه به آثار و دیدگاه های آیت الله مرتضی مطهری مورد بررسی قرار می دهد. مطابق این پژوهش هسته اساسی معنا برخاسته از اراده و علم گوینده حکیم است. ساختار زبان که گفتار و متن در آن قرار می گیرد نیز به نوبه خود اقتضائات ظرفیت هایی ویژه در باروری به معنا دارد. نقش اساسی خواننده در این میان از منظر قوانین زبان شناختی صرف نظر از بعد روان شناختی - کشف و باز تولید معناست نه جعل معنا.
هستی و وجود، از جمله واژههایی است که مابعدالطبیعه در صدد کشف و تبیین آن بوده است. در تاریخ متافیزیک (همه فلاسفه مدعی بودهاند)که موضوع فلسفه »وجود« است (یاوجود به ماهو موجود) یعنی همان هستی و معتقد بودند که بحثهایشان بر آن متمرکز بوده است. اما در میان آنها دو اندیشمند مشهور اهتمام بیشتری به مسئله «هستی»دادهاند و بر این اعتقاد بودهاند که فلاسفه بیشترین توجه را به موجود نمودند نه به وجود، و نسبت به وجود غفلت داشتهاند. صدرالمتألهین و مارتین هایدگر، دومتفکری هستند که درباره «هستی»دیدگاهی نو و ابتکاری ارائه دادهاند. و ما در این پژوهش سعی نمودهایم مختصری از تفکرات دو اندیشمند درباره وجود را بررسی و ارائه نمائیم.
احوال شخصیه در حقوق داخلی و حقوق بین الملل خصوصی ایران دارای اهمیت زیادی است؛ زیرا از لحاظ حقوق داخلی فقط احوال شخصیه ایرانیان شیعه تابع قانون مدنی ایران است و احوال شخصیه سایر ایرانیان غیرشیعه تابع مقررات مذهبی می باشد. از لحاظ حقوق بین الملل خصوصی نیز، طبق ماده 7 قانون مدنی، اتباع خارجه مقیم ایران از حیث احوال شخصیه تابع قانون دولت متبوع خود می باشند. با وجود این، نظریات حقوقدانان یا دکترین حقوقی ایران درباره مفهوم و قلمرو موضوعی آن، یعنی این که کدام موضوعات از جمله مسائل مربوط به احوال شخصیه محسوب می شوند، با هم ختلاف دارند. بنابراین، لازم است مفهوم احوال شخصیه و موضوعات مرتبط با آن روشن شود تا قانون صالح حاکم بر آن نیز معلوم گردد.
" مقاله حاضر بحثى درباره وضعیت تولید علم در رشته هاى علوم انسانى در ایران است. براى این منظور به بررسى انتقادى مسئله چاپ مقاله در مجلات خارجى که اخیراً به مثابه یک شرط ضرورى براى ارتقاى اعضاى هیئت علمى مطرح شده است، پرداخته ایم. سعى شده است ابعاد این مشکل عملى در دانشگاه هاى کشور از منظر معرفت شناختى تحلیل و تبیین شود. ضمن تایید اهمیت چاپ مقاله خارجى به مثابه شکلى از تولید و انتقال ایده و دانش در رشته هاى علوم انسانى، تلقى آن به مثابه یک شرط اجتناب ناپذیر را مورد نقد قرار داده ایم. این مقاله به بررسى تفاوت هاى رشته اى، گفتمانى و اجتماعى در علوم انسانى ایرانى و غرب پرداخته و محدودیت هاى گفتمانى و اجتماعى نشر مقالات ایرانى در این مجلات را تحلیل کرده است. در بخش دیگر مقاله ضمن تایید ضرورت تلاش براى بین المللى شدن هر چه بیش تر آموزش عالى ایران، به این بحث پرداخته شده که با تاکید صرف بر چاپ مقاله نمى توان فرآیند بین المللى شدن را تحقق بخشید، بلکه باید کلیت ساختار آموزش و پژوهش در دانشگاه هاى کشور آمادگى این امر را داشته باشند. در زمینه برخى موضوعات محورى، سیاست هاى قابل توجه به صورت تجویزى توصیه شده است.
"