این مقاله تلاش دارد تا به جایگاه هویت ملی در دفاع مقدس بپردازد. در ابتدای مقاله اشاره می گردد که جدایی میان گفتمان انقلاب اسلامی و گفتمان جنگ تحمیلی در بررسی مقوله هویت ملی چندان واقعی به نظر نمی رسد و برعکس رابطه وثیقی میان این دو برقرار است. نویسنده ضمن توجه به دگرگونی های هویتی در گذشته تاریخی ایران، برای تحلیل مقوله هویت ملی در گفتمان جنگ نیز، به «بحران مشروعیت» در مفاهیم ملی گرایانه اشاره می نماید. با بررسی این کلیات، اصل مباحث مقاله در دو بخش مبانی هویت ملی در جنگ و تاثیر هویت ملی بر رفتارهای جنگی، تنظیم می گردد. در بخش اول، آموزه های دینی، انقلابی و ملی به عنوان مبانی تشکیل دهنده هویت ملی در دفاع مقدس مورد دقت قرار می گیرند و در بخش دوم نیز پنچ مولفه هویت دفاعی، تسلیم ناپذیری و روی کرد عدالت محورانه، حاکمیت نظام صدقی اسلامی، بسیج و انسجام ملی و نهایتا معنویت و روحیه ملی، برای بررسی نقش شاخص های هویت ملی بر رفتارهای جنگی مورد پردازی قرار می گیرند.
"جنگ به عنوان پدیده ای اجتماعی، همواره در جوامع انسانی وجود داشته است. جنگ ایران و عراق به عنوان یکی از طولانی ترین و خونین ترین جنگ ها - پس از جنگ جهانی دوم - در تاریخ دویست ساله ایران از آن جهت مهم است که توانست روندی را که از اول حکومت قاجاریه مبنی بر از دست دادن بخش هایی از اراضی ایران و نفوذ سیاسی، اقتصادی و فرهنگی بیگانه در کشور آغاز شده بود، را پایان دهد.
در حماسه هشت سال دفاع مقدس، رهبر سیاسی، با اتخاذ استراتژی دفاع مردمی و با اتکا به ارزش های دینی و تکیه بر قدرت ملی و مذهبی، بدون چشم داشت به حمایت خارجی و با تقویت روحیه مردم و بهره گیری از شور انقلابی و بسیج توده ای با تجربه موجود از انقلاب اسلامی پس از دویست سال توانست روند هزیمت و خودباختگی ملی در برابر بیگانه را تغییر داده و با گشایش فصلی جدید در تاریخ ایران، هویت واقعی ایران و ایرانی را به جهانیان بنمایاند."
هدف کلی تحقیق بررسی سبک های رهبری مربیان و ارتباط آن با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان تیم های فوتبال لیگ برتر و دسته یک کشور در فصل مسابقات83-82 می باشد. به این منظور تعداد 340 نفر از مربیان و بازیکنانی که در مسابقات فوتبال لیگ برتر و لیگ دسته یک آزادگان کشور شرکت کرده بودند انتخاب و از طریق پرسشنامه ویژگیهای فردی،سبک رهبری مربیان و میزان تحلیل رفتگی بازیکنان تعیین گردید. در این تحقیق از آمار توصیفی برای دسته بندی داده ها استفاده شد و از آنجا که تحقیق از نوع همبستگی بین متغیرها و پیش بینی بعضی متغیرها از روی متغیر دیگر بود، لذا جهت تجزیه و تحلیل ضریب همبستگی پیرسون مورد استفاده قرار گرفت. بطور کلی عمده ترین یافته های تحقیق عبارت بودند از: 50 درصد از مربیان دارای سبک رهبری رابطه مدار،5/31 درصد تلفیقی(بینابین)و5/18 درصد وظیفه مدار بودند.تحلیل رفتگی 5/40 درصد از بازیکنان بالاتر از میانگین بود. بین سبک رهبری وظیفه مدار مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه معنی داری وجود داشت . بین سبک رهبری تلفیقی مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه معنی داری وجود نداشت. بین سبک رهبری رابطه مدار مربیان با میزان تحلیل رفتگی بازیکنان رابطه ضعیف و منفی وجود داشت ، که از نظر آماری معنی دار نبود. تحلیل رفتگی بازیکنان بالاتر از میانگین بود که نشان از شرایط نامطلوب از جهت تحلیل رفتگی میباشد و در حدود نیمی از مربیان دارای سبک رهبری رابطه مدار بودند که متناسب با شرایط حرفه ای در فوتبال نمی باشد.
توانایی سازمانها در واکنش به تغییرات سریع محیط و پاسخگویی به خواسته های مشتریان در شرایط رقابتی امروز، از مهمترین امتیازها بشمار می آید . این در حالی است که عوامل بسیاری امکان تطبیق سازمانها با تغییرات محیط را محدود و فرصتهای فراهم آمده برای سازمان را به تهدید تبدیل نموده،و ادامه رقابت را مشکل و پرهزینه می سازند. متناسب بودن عوامل ساختاری و فنی سازمانها با هم و سازگاری با تغییرات و تحولات داخلی و خارجی از موضوعات اساسی و مرتبط بهم است . واکنش متناسب و پاسخ آگاهانه به تحولات پیچیده،سازمانها را در زمره سیستمهای باز اجتماعی قرار میدهد،سیستمهایی که تغییر و توسعه دائمی جزء جدایی ناپذیر ماهیت آنهاست و بنابراین سازمانها به عنوان سیستمهای باز اجتماعی باید مکانیزمها و ساختارهای داخلی خود را با توجه به اصل تنوع ایجابی متناسب با پیچیدگی محیط،متنوع و پیچیده سازند ودر تعامل پیوسته با محیط،هم در عناصر اصلی تشکیل دهنده خود(ساختار،کارکردها،نقش ها،رفتارها و اهداف)وهم در بعضی از عناصر محیطی تغییراتی را به وجود آورند. حال اگر این تغییرات و پاسخ های آگاهانه به تحولات محیطی بر مبنای مدل و الگوی خاص و معینی صورت گیرد،باعث استقرار و استمرار یک یا چند عامل در داخل سازمان می گردد. در این تحقیق نقش ساختار،رهبری،فرهنگ سازمانی،وبکارگیری فناوری اطلاعات،کیفیت نیروی انسانی و داشتن نگرش تحقیقاتی در چابک سازی سازمان بررسی گردید و همچنین تعامل عوامل فوق الذکر با هم و میزان تأثیر هر یک بر دیگری مورد بررسی قرار گرفت.
مراکز پژوهشی در ایران و به خصوص قم، به عنوان موسساتی که به طور عمده بعد از انقلاب و به صورت خودجوش پا به عرصه وجود گذاشته اند، مبتنی بر اهداف و اساسنامه خود، اغلب رسالت و مأموریت حل معضلات فرهنگی - تحقیقاتی نظام اسلامی را، در ابعاد مختلف بنیادی، توسعه ای و کاربردی عهده دار می باشند. برای دست یابی به چنین امری ضرورت دارد از برنامه ریزی های دقیق در سطوح استراتژیک و عملیاتی، سازماندهی مناسب به عنوان ابزار تحقق برنامه، تدارک و تجهیز و نگهداری نیروهای توانمند، هدایت و رهبری مجموعه به سمت اهداف پیش بینی شده، کنترل و نظارت نسبت به گردش عملیات و اصلاح امور و در یک کلمه از »مدیریتی اثر بخش« برخوردار باشند. موضوع این مقاله تحقیق مبتنی بر ضرورت فوق شکل گرفته و درصدداست تا مدلی برای بررسی اثربخشی مدیریت مراکز پژوهشی در قم ارائه نماید بگونه ای که بتواند وضع موجود و وضع مطلوب و وجود یا عدم وجود تفاوت معنی دار بین آنهاازاین حیث راباتوجه به فعالیت های مختلف مراکز، گوناگونی وظایف، و سطوح مدیریتی، بررسی و تجزیه و تحلیل نماید.
حوزه فکری سبک کارآفرینی، ظرفیت محیط و عملکرد سازمان ها با رویکرد پیکربندی یکی از محورهای اصلی پژوهشی در حوزه کارآفرینی می باشد. در این پژوهش چگونگی عملکرد سازمان های برخوردار از سبک کارآفرینی و سبک سازگاری در محیط های با ظرفیت مورد مطالعه و بررسی قرار گرفته است. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که بکارگیری سبک کارآفرینی در محیط با ظرفیت نسبت به محیط های کم ظرفیت از اثربخشی بالاتر برخوردار است.