هدف اصلی از نگارش این مقاله، معرفی برنامه درسی مذاکره ای و تصریح نقش آن در تمرکززدایی از آموزش متوسطه می باشد. براساس الگوی برنامه درسی مذاکره ای، مشارکت دانش آموزان در فعالیتهای مدرسه، محدود به امور اجرایی نمی شود؛ بلکه به دانش آموزان اجازه داده می شود تا در حوزه های سیاست گذاری، تصمیم گیری و قانونگذاری نیز شرکت کنند. از این رو در این الگو امکان بیشتری برای تمرکز زدایی از نظام آموزش متوسطه فراهم می آید.
سوالات اصلی این مقاله عبارتند از: چگونه می توان برنامه درسی متوسطه را به گونه ای طراحی نمود که امکان مذاکره و چالش های فکری بین دانش آموزان در خصوص عناصر برنامه درسی فراهم آید و چگونه از این طریق می توان زمینه تمرکززدایی از آموزش متوسطه را فراهم آورد؟
به منظور پاسخگویی به این سوالات، ابتدا ملاکهای مورد نیاز در طراحی عناصر برنامه درسی مذاکره ای، به منظور فراهم کردن امکان تعامل و رایزنی میان دانش آموزان و سایر عناصر ذیربط نظیر مدیران، برنامه ریزان و ... تصریح می شود، آنگاه نقش برنامه درسی مذاکره ای درتمرکززدایی از نظام آموزش و پرورش متوسطه مورد بررسی قرار می گیرد.
در این دنیای دائماً در حال تغییر، تکنولوژی اطلاعات (IT) برای بقای شرکتها، یک «ضرورت» است، و وظایف واحد IT روز به روز مهمتر میشود. ارزیابی واحد IT برای فهم اینکه چقدر این واحد در اهداف استراتژیک و سازمانی سهیم است، کار حیاتی است. از آنجائی که واحد IT وظایف بسیاری انجام میدهد که به سادگی با واحدهای پولی قابل سنجش نمیباشد، روشهای ارزیابی که به تنهایی بر معیارهای مالی تکیه دارد، مناسب نیستند. هدف این مطالعه ایجاد یک رویکرد بر اساس فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) و روش امتیازات متوازن (BSC) برای ارزشیابی واحد IT در یک صنعت تولیدی مورد مطالعه میباشد. مفهوم روش امتیازات متوازن برای تعریف سلسله مراتب با چهار چشم انداز عمده یعنی امور مالی، مشتری، فرایند کسب و کار داخلی، و یادگیری و رشد به کار میرود. برای هر چشمانداز، شاخصهای عملکرد انتخاب میشود. سپس یک رویکرد «فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی» برای تحمل ابهام و عدم اطمینان در مورد اطلاعات پیشنهاد میشود. نهایتاً یک سیستم اطلاعاتی "FAHP" برای تسهیل فرایند حل مسئله ایجاد میشود. نتایج، یک راهنمای عمل در مورد استراتژیهای بهبود عملکرد واحد، در اختیار واحدهای IT در صنعت مورد مطالعه قرار میدهد. ایجاد یک سیستم اطلاعات ابزار خوبی برای حل مشکلات تصمیمگیری چندمعیاره ارائه میکند.
واژه تابو((taboo هم به معنی مقدس و هم به معنی ناپاک و نجس است و در کل معنای آن نوعی ممنوعیت و خطرناکی را می رساند؛هر تابویی به مثابه «ورد ممنوع» ی است که شکستن حریم آن انواع مواخذه –بشری یا آسمانی – رادر پی دارد. ادبیات هر ملت یک از عرصه های به چالش کشیدن تابوهای آن ملت است زیرا هنر و ادبیات با ویژگی های هنجار گریزانه وجنبه انتقادی که دارد حریم اغلب قراردادهای آسمانی و بشری را درهم می شکند و به عبارتی تابوشکنی می کند. در این مقاله سعی شده است ابتدا تابو و کارکرد آن معرفی شود سپس با محدودکردن معنای تابو در ممنوعیت مقدسات و منهیات دینی به رابطه تابو و ادبیات پرداخته شده است.در نهایت تابو شکنی در انواع ادبی کلاسیک فارسی مورد تحلیل قرارگرفته است.