إن القوالب الأدبیه بکونها وسیله لتنظیم عناصرالأدب و سببا للوحده العضویه فی الأعمال الفنیه قد نجدها کعنصر مشترک بین آداب الأمم المختلفه، و بما أن العلاقات الموجوده بین الأدبین الفارسی والعربی عریقه جدا بالنسبه إلی الآداب الأخری فنری هذه الصلات المتبادله والقوالب المشترکه بینهما أوثق و أوسع منها بین الآداب الأخری؛ و من هذه القوالب المتبادله قالب التخمیس الذی استخدمه الأدباء فی الأدبین مشترکا، رغم ما من خلاف فیه لدی الشعراءالفرس والعرب، و هو یعد أحد العلاقات المشترکه عبرالعصور، کما أن کلاالأدبین یشترکان فی عوامل ظهور هذاالقالب و نشأته، و إننا عالجناه فی هذاالمقال بوصفه صله من الصلات المشترکه بین الأدبین الفارسی والعربی.
از آغاز رنسانس تا به امروز، مسیر اندیشه بیشتر دانشمندان ــ به ویژه در جهان غرب ــ بر این تفکر که علم، خاصه علوم تجربی، یگانه چاره بخش گرفتاری های انسان است، استوار بوده است. بر اساس این شیوه تفکر، هر پدیده و یا باوری که با ترازوی علم قابل اندازه گیری نبود، بی اعتبار شمرده می شد. این شیوه تفکر به کمرنگ شدن امور معنوی و اخلاقی و نیز هنر و شعر منجر شد. یکی از نتایج تحولات مذکور، تنهایی و سرگشتگی انسان بوده است. در مقاله حاضر تلاش شده است بازتاب این شیوه تفکر و نیز تحولات حاصل از آن در شعر تی. اس. الیوت و مهدی اخوان ثالث بررسی شود.چکیده عربی:اعتمدت آراء غالبیة العلماء – خاصة فی الغرب – منذ بدء عصر التنویر إلی یومنا هذا، علی أن العلم ولاسیما العلوم التجربیة یعتبر المنقذ الوحید للإنسان ومصائبه. وعلی هذا الأساس کانوا لایعیرون اهتماما بالظواهر أو الآراء التی لایمکن قیاسها بمیزان العلم. وأدی هذا التفکیر إلی تضاءل الأمور المعنویة والأخلاقیة وشمل الشعر والفن أیضا. وتعتبر وحدة الإنسان وحیرته إحدی النتائج المترتبة علی ذلک التفکیر السائد. حاول هذا المقال أن یدرس تجلیات هذا التفکیر والنتائج المترتبة علیه فی شعر تی. اس. الیوت ومهدی أخوان ثالث.
در این مقاله ساختهای جزیره ای یعنی ساختارهایی که حرکت از درون آنها غیرممکن می باشد که تاکنون از سوی زبان شناسان مختلف از جمله راس مطرح شده اند معرفی و بر روی داده های زبان فارسی بررسی خواهند شد تا مشخص شود که آیا این ساختارها در زبان فارسی نیز مانع از حرکت سازه های درون خود می شوند یا اینکه در زبان فارسی چنین محدودیت هایی برای حرکت نمی توان متصور شد. در این مقاله تمام محدودیت های حرکت و ساختارهای جزیره ای جداگانه مطرح و با داده های فارسی بررسی خواهند شد.
شیوه های دست یابی به تهذیب اخلاق- تحلّی به فضایل و تخلّی از رذایل- منحصر به بیان فواید و زیان های دنیوی و پاداش ها و کیفرهای اخروی فضایل و رذایل نیست.
این مقاله به بیان شیوه ی دیگری در تهذیب اخلاق می پردازد که از شیوه های پیش گفته متفاوت است و آن مسلک «توحید» است. در این شیوه، نقش توحید در تهذیب اخلاق تبیین می شود.
تبیین هایی که مقاله ی پیش رو از «نقش توحید در تهذیب اخلاق» ارایه می کند سه تبیین است:
الف: غلبه ی توحید؛
ب: توحید خالص کامل؛
ج: توحید جامع اسماء و صفات؛
در این مقاله به مزایا و امتیازات این شیوه نسبت به شیوه های دیگر و نقش بی بدیل آن در تهذیب اخلاق اشاره و بر ایجاد زمینه ی جایگزینی آن در جامعه ی توحیدی یا دست کم بیان آن در کنار دیگر شیوه ها تأکید شده است.