ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۶۶۱ تا ۱۹٬۶۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۹۶۶۱.

مدل تجربی سنجش فاکتورهای فیزیکی و غیر فیزیکی آسایش حرارتی در فضاهای واسط ساختمان های آموزش عالی شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۷۹
این پژوهش با یک مدل تجربی مرتبط با مطالعات آسایش حرارتی در فضاهای واسط بسته آموزشی، اهمیت هر یک از معیارهای آن ها را ازنظر ارجحیت و اهمیت موردبررسی قرار می دهد. روش تحقیق در گام نخست توصیفی-تحلیلی، با استفاده از مطالعات کتابخانه ای است. لذا، ابتدا به وسیله توزیع پرسشنامه و با استفاده از رتبه بندی ابعاد و معیارها، از روش رفت و برگشتی دلفی، اجزای مدل تدقیق شده و یک مدل تجربی سلسله مراتبی که متشکل از سه بخش است، تنظیم شد. سپس از طریق تحلیل سلسله مراتبی، رتبه بندی ابعاد و معیارهای موجود در مدل تجربی پرداخته شده و وزن هرکدام از معیارهای این مدل در مقایسه با سایر معیارهای هم سطح خود به کمک نرم افزار اکسپرت چویس ،ارزش گذاری شد. نتایج نشان می دهد وزن عوامل فیزیکی، به طورکلی بیشتر از سایر عوامل و وزن عوامل غیر فیزیکی- روانی و فردی کمتر از سایر عوامل است. در بین عوامل فیزیکی، دمای هوا دارای بیشترین وزن  و سرعت جریان هوا دارای کمترین وزن است. وزن عوامل فیزیکی نیز نشان می دهد که وزن عامل «جهت کلی ساختمان نسبت به خورشید» در ادراک آسایش حرارتی در فضاهای بسته بیشتر از بقیه و وزن «رنگ دیوارهای داخلی» و «ارتفاع فضاها» کمتر از بقیه و قابل چشم پوشی است. وزن عوامل فردی و روانی نشان می دهد که وزن همه عوامل آن مانند ویژگی های فیزیولوژیکی و سازگاری های جسمی و روانی یکسان است و وزن رفتارهای غیر واکنشی سنگین تر از بقیه است. همچنین، داده های فیزیکی با استفاده از سنجش عوامل اقلیمی به وسیله دیتالاگرها موردسنجش قرار گرفت و ارتباط این عوامل بااحساس آسایش حرارتی افراد با استفاده از پرسشنامه ارزیابی شد. نتایج این اعتبارسنجی، مدل تجربی سلسله مراتبی را تائید نمود.
۱۹۶۶۲.

تحلیل اثرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق، مطالعه موردی: شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۵۵
زمینه و هدف: با ظهور برنامه ریزی مشارکتی در دهه ۱۹۷۰، توجه به گروه های ذی نفع و تأثیرگذار، از جمله مشارکت نخبگان، به یکی از موضوعات اصلی تبدیل شد؛ اما امروزه، به دلیل تخصصی شدن برنامه ریزی، کمبود منابع و انتظارات گسترده، مشارکت عمومی کاهش یافته است. این مسئله باعث شده برنامه های شهری تنها به نیازهای ظاهری افراد بپردازند و نیازهای بنیادی آن ها را نادیده بگیرند که در نتیجه منجر به تخریب و ناکارآمدی مناطق شهری شده است. عدم توجه به مشارکت نخبگان در بحث های شهری، تأثیرات قابل توجهی بر پروژه ها و برنامه های شهری داشته و منجر به چالش هایی نظیر عدم تعهد، مشکلات ارتباطی، فقدان شفافیت، سیاست های نادرست و بی نظمی شده است. در بافت ایران، مشارکت نخبگان شهری در سیاست گذاری شهری همچنان مبهم باقی مانده است. شهر قم با چالش ها و مسائلی مرتبط با مشارکت نخبگان شهری مواجه است که شامل فقدان فضاهای مناسب برای مشارکت و تبادل اطلاعات، کارگاه ها، نشست ها و جلسات مشارکتی است. بر این اساس، مطالعه حاضر با هدف تحلیل تأثیرات شاخص های مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق انجام شده و به طور خاص بر شهر قم متمرکز است. روش شناسی: مطالعه حاضر از روش توصیفی-تحلیلی برای بررسی نقش مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهر خلاق استفاده کرده است. این تحقیق از نوع کاربردی است و هدف آن کشف روابط بین متغیرها و پدیده ها و پرداختن به مسائل و چالش های مربوط به خلاقیت شهری، نظیر تخصص و تجربه، مشارکت در تصمیم گیری، ارتباط با جامعه شهری، شفافیت و شناخت و ارزیابی جامعه شهری از منظر مشارکت نخبگان است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل تمامی کارشناسان و متخصصان رشته های جامعه شناسی، جغرافیا، شهرسازی و معماری در این حوزه است و از روش نمونه گیری گلوله برفی برای انتخاب نمونه ها استفاده شده است. با نظرسنجی از ۶۰ کارشناس و نخبه، پرسشنامه ای تهیه شد و پس از تأیید اعتبار آن، پرسشنامه نهایی گردید. برای تعیین پایایی پرسشنامه از روش آلفای کرونباخ استفاده شد و ضریب آلفا محاسبه گردید. همچنین، برای تحلیل داده ها از روش دیمتل استفاده شد. این روش، روشی برای تصمیم گیری بر اساس مقایسات زوجی است که با استفاده از ماتریس مقایسه زوجی بین معیارها و شاخص های این مطالعه و اعمال مقیاس امتیازدهی خاص، تحلیل انجام شد. تکنیک دیمتل روشی تحلیلی است که برای بررسی روابط علّی بین عوامل یا معیارهای مختلف در یک سیستم استفاده شده و قادر است نقشه روابط شبکه ای ایجاد کرده و روابط متقابل بین عوامل را مدل سازی نماید. این روش قابلیت ساختاردهی به نقشه روابط با ارتباطات شفاف بین زیرمعیارها برای هر معیار را داشته و برای ایجاد نمودارهای علّی که روابط علت و معلولی بین زیرسیستم ها را تجسم بخشد، استفاده شده است. یافته ها و بحث: نتایج دیمتل نشان داد که در بردار D+R، شاخص های ارزیابی جامعه شهری، شفافیت در تصمیم گیری، مشارکت اجتماعی، توانایی مدیریت پروژه و تعامل با شهروندان و مدیران از مهم ترین و تأثیرگذارترین عوامل در برنامه ریزی شهر خلاق هستند. در بردار D-R، شاخص هایی نظیر درک زیرساخت های شهری، شفافیت اجرای پروژه، مشارکت افراد ماهر، تجربه کاری و تعامل با شهروندان و مدیران به عنوان عوامل علّی شناسایی شدند. در مقابل، شاخص هایی نظیر اطلاع رسانی به جامعه شهری، مهارت های ارتباطی و تعامل با نهادهای مرتبط به عنوان عوامل تأثیرپذیر شناخته شدند. مهارت های ارتباطی به عنوان تأثیرپذیرترین متغیر ظاهر شد، در حالی که توانایی مدیریت پروژه به عنوان تأثیرگذارترین متغیر شناسایی شد. به طور کلی، تعامل با جامعه شهری و شفافیت در تصمیم گیری نقش محوری در تقویت برنامه ریزی شهر خلاق ایفا نمودند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که ارزیابی جامعه شهری، شفافیت، مشارکت در تصمیم گیری، تخصص و تجربه و تعامل با جامعه شهری در رتبه های بالای اهمیت قرار دارند. فقدان مشارکت نخبگان در برنامه ریزی شهری منجر به مشکلات هماهنگی در اجرای پروژه های خلاقانه و فرهنگی، کاهش جذابیت شهری و کاهش تعامل نخبگان شده است. تسهیل مشارکت نخبگان اعتماد شهروندان را تقویت نموده و مشارکت فعال آن ها در توسعه شهری را تشویق نماید. مطالعه تأکید نمود که مشارکت فعال نخبگان سنگ بنای برنامه ریزی موفق شهر خلاق است که نه تنها مشکلات هماهنگی را برطرف ساخته، بلکه جذابیت و پویایی فرهنگی مناطق شهری را نیز افزایش داده است.
۱۹۶۶۳.

بررسی تأثیر دلبستگی مکان بر تاب آوری فضایی محلات سنتی کرمانشاه با تأکید برقابلیت های فضایی (مورد پژوهی: محله چنانی کرمانشاه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۱
محله سنتی چنانی در شهر کرمانشاه از جمله فضاهایی است که همچنان تاب آور بوده است.به نظر می رسد تاب آوری این فضاها به واسطه دلبستگی به مکان که برخاسته از فعالیت و تعاملات بین انسان-مکان و انسان-انسان است ایجاد شده و درک چگونگی آن سبب بهبود اختلالات موجود در تاب آوری فضاهای معاصر می گردد. لذا این پژوهش با هدف بررسی میزان تأثیر مؤلفه دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی بر تاب آوری فضایی محله چنانی به منظور ارتقای پایداری و هویت شهری انجام گرفته است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش توصیفی-تحلیلی می باشد که ابتدا به بخش نظری پژوهش با استفاده مطالعات اسنادی و منابع کتابخانه ای می پردازد، سپس متغیرهای دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی به عنوان متغیر مستقل و متغیرهای تاب آوری به عنوان متغیر وابسته مورد سنجش قرار می گیرد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش مشاهده میدانی و پرسشنامه (طیف لیکرت) و مصاحبه می باشد. حجم نمونه براساس فرمول کوکران تعداد 313 نفر از ساکنان محله سنتی چنانی کرمانشاه انتخاب و ضریب آلفای کرونباخ برای سؤالات پژوهش 897/0 محاسبه شده که نمایاگر پایایی پرسشنامه است. برای سنجش و تحلیل داده ها از آزمون t مستقل و برای بررسی میزان اثرگذاری متغییرها از آزمون همبستگی و رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین مؤلفه های دلبستگی مکان و قابلیت های فضایی با تاب آوری فضایی رابطه معناداری برقرار است و بیشترین تأثیرگذاری مربوط به شاخص کالبدی و اجتماعی دلبستگی مکان و قابلیت تطبیق پذیری می باشد.محله چنانی کرمانشاه به لحاظ تاب آوری فضایی بیشتر تحت تأثیر دلبستگی مکان و پس از آن قابلیت های فضایی قرار دارد.بدین معنی که تاب آوری فضایی از طریق افزایش دلبستگی مکان بین ساکنین و همچنین برخورداری از پتانسیل های و قابلیت های فضایی محقق می شود.
۱۹۶۶۴.

ارزیابی ریسک زیستگاه های ساحلی جزیره لارک با استفاده از مدل InVEST(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۱
سابقه و هدف: جزیره لارک به دلیل تنوع توپوگرافی و حضور تپه ماهورها و سواحل صخره ای و سایر تیپ های ساحلی، از محیط های خاصی برخوردار می باشد که منجر به ایجاد زیستگاه های حیات وحش جانوری متنوع شده است. به علاوه سواحل صخره ای و وجود خطوط ساحلی متنوع شرایط بسیار مناسبی برای حضور طیف گسترده ای از جانوران و گیاهان فراهم آورده است. با این حال در سالیان اخیر عوامل مختلفی سبب قرارگیری زیستگاه های ساحلی این جزیره در معرض تهدید گردیده است. مواد و روش: در این پژوهش، مناطق ساحلی تحت پوشش دارایی های طبیعی از جمله مرجان، مانگرو، جلبک های دریایی که به طور پیش فرض می توانند محل زندگی و زادآوری گونه های گیاهی و جانوری مختلف باشند، به عنوان "زیستگاه" و سایر مناطق تغییر یافته به واسطه دخالت های انسانی به عنوان "غیرزیستگاه" در نظر گرفته شد. در این بررسی از مدل ارزیابی ریسک زیستگاه InVEST HRA (Habitat Risk Assessment)  برای بررسی اثر فعالیت های انسان در اکوسیستم های ساحلی و دریایی  استفاده شد. در مطالعه حاضر و به دلیل اهمیت نقش کاربر در تعیین عوامل استرس زا و زیستگاه ها، با پایش میدانی و بر اساس نظر کارشناسی و آگاهی از منطقه مورد مطالعه، کلیه عوامل استرس زا شناسایی گردید. نتایج: ارزیابی نتایج نمودار خروجی مدل HRA Invest نشان می دهد که ساختارهای انسانی و گردشگری غیر مسئولانه به عنوان عوامل استرس زای اصلی در منطقه بین جزر و مدی و افزایش دمای سطح آب، حمل و نقل دریایی، صید ترال، استخراج دریایی، نشت مواد نفتی، آب شیرین کن، فعالیت های صیادی، صید ساحلی سنتی با درجات مختلف در منطقه زیر جزر و مدی محسوب می شوند. نتایج مربوط به خروجی نقشه ریسک تجمعی زیستگاه بین جزر و مدی جزیره لارک در شکل 3 و نقشه ریسک تجمعی در منطقه زیر جزر و مدی در شکل 4 نشان داده شده است. منطقه ساحلی (بین جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 4 و بیشترین رتبه تجمعی 13و میانگین رتبه تجمعی استرس 5/8 می باشد. در منطقه دریایی (زیر جزر و مدی) جزیره لارک کمترین رتبه تجمعی استرس زیستگاه 0 و بیشترین رتبه تجمعی 30و میانگین رتبه تجمعی استرس 15 است. نتایج نشان می دهد که میزان ریسک تجمعی در محدوده آب های زیر جزر و مدی جزیره لارک، در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی جزیره بالا است. در این جزیره عمده زیستگاه های مهم به همراه دماهای بالای آب سطحی در گرمترین ماه سال به طور کلی در شمال و شرق جزیره متمرکز شده است، که این امر باعث اختلاف بارز بین رتبه های ریسک زیستگاه در قسمت های شمال و غرب جزیره نسبت به شرق و جنوب آن باشد.  نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که تدوین و اجرای برنامه های پایش، حفاظت و یا احیا و بازسازی در بخش های مختلف ساحلی جزیره لارک می بایست مبتنی بر طرح های توسعه و نیز متناسب با میزان تهدیدات در بخش های مختلف اعمال گردد. رتبه استرس در محدوده زیر جزر و مدی در سواحل شمالی، شمال شرق و شرقی اطراف جزیره لارک در طیف نسبتا زیاد و زیاد قرار گرفته است، براساس میانگین تهدید منطقه زیر جزر و مدی می توان اینگونه تفسیر نمود که در وضعیت موجود، رتبه استرس و تهدیدات زیاد است. از این رو زیستگاه های مرجانی و جلبکی در این منطقه تحت استرس و تهدید زیاد قرار دارند که رویکرد مداخله فشرده نظیر تعیین مناطق حفاظت شده دریایی و جلوگیری از ورود عوامل آلاینده به این منطقه می بایست مد نظر قرار گیرد.
۱۹۶۶۵.

مشخصات عمومی پدیده رعد و برق در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۷۲
رعد و برق، به عنوان یکی از پدیده های مهم جوی - طبیعی، با انتقال الکتریسته و تخلیه برق بین ابرها و زمین می تواند تؤأم با اثرات مثبت (نظیر تاثیر بر فرایندهای زیستی) و منفی (نظیر مخاطراتی برای انسان و محیط زیست) باشد. بنابراین، شناخت عمیق از ویژگی های اقلیم شناختی این پدیده از اهمیت بالایی برخوردار است. در این مطالعه، جنبه هایی از این ویژگی ها شامل فراوانی رویدادهای رعد و برق سالانه بین سال های 2000 تا 2022 در 382 ایستگاه همدیدی ایران جمع آوری و تحلیل شد. با استفاده از این داده ها، برخی ویژگی های توصیفی (نظیر میانگین و ضریب تغییرات) فراوانی رخداد رعد و برق و نیز ارتباط (همبستگی) آن با مختصات جغرافیایی (طول و عرض جغرافیایی) و ارتفاع محاسبه، برآورد و بررسی شد. برای الگوسازی این روابط از روش های رگرسیونی استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که توزیع مکانی فراوانی رخداد رعدوبرق در ایران فرایندی بی نظم و با تغییرات سال به سال شدید است. از میان متغیرهای مکانی (مختصات جغرافیایی و ارتفاع)، طول و عرض جغرافیایی رابطه نسبتاً قوی تری را با فراوانی سالانه رخداد رعدوبرق ایران نشان می دهند. مناطق مختلف ایران، احتمال وقوع رعدوبرق متفاوتی دارند که باعواملی همچون جغرافیا و شرایط آب و هوایی مرتبط است. مناطقی مانند شمال غرب و جنوب شرق ایران بیشترین میزان وقوع را دارند، در حالی که مناطق دیگر در اولویت های بعدی قرار می گیرند.
۱۹۶۶۶.

سیاست های تشویقی شهرداری ها برای توسعه پروژه های معماری سبز (مورد مطالعه: مناطق پیراشهری رشت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۱
پژوهش حاضر باهدف بررسی سیاست های تشویقی شهرداری برای توسعه پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت انجام شده است، ازاین رو، ازنظر هدف کاربردی و با رویکرد کمی و کیفی، دارای ماهیت تحلیلی و اکتشافی است. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از نرم افزار SPSS و روش تئوری زمینه ای استفاده شد. جامعه آماری نیز شامل؛ معماران و طراحان در پروژه های ساختمانی شهرستان رشت (بخش کمی)، دانش آموختگان رشته جغرافیا و برنامه ریزی شهری و روستایی و کارشناسان و متخصصان در حوزه معماری و جغرافیای روستایی و شهری (بخش کیفی) محسوب شدند. به منظور بررسی حجم نمونه معماران و طراحان از نمونه گیری در دسترس استفاده شد، که درنهایت تعداد 100 نفر انتخاب شدند. سپس به منظور حجم نمونه در بخش کیفی پژوهش، از نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این راستا، تعداد 21 نفر مشخص شد. نتایج نشان داد، بررسی وضعیت سیاست های تشویقی در پروژه های معماری سبز با مقدار میانگین کمتر از حد متوسط عدد (3)، در مناطق پیراشهری رشت نامطلوب است و بر اساس نتایج آزمون همبستگی پیرسون، سیاست های تشویقی شهرداری رشت در حوزه معماری سبز نتوانسته اند تأثیر معناداری بر بهبود شاخص های پایداری در ساخت وسازها داشته باشند. سپس به منظور بررسی ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز از روش تئوری زمینه ای استفاده شد، نتایج نشان داد، ضعف در طراحی مشوق ها، چالش های اجرایی و نظارتی، مشکلات حاکمیتی به عنوان عوامل علی، مقولات: ضعف اراده سیاسی، سلسله مراتب تصمیم گیری، چالش های فنی و اقلیمی به عنوان عوامل زمینه ای، مقولات: فرایند های ناکارآمد، ضعف در حکمروایی شهری، به عنوان عوامل مداخله گر در ناکامی سیاست های تشویقی از سوی شهرداری در پروژه های معماری سبز در مناطق پیراشهری رشت مؤثر هستند. سپس مقولات: بازمهندسی نظام مشوق ها، اصلاح ساختار حکمروایی، تقویت اراده سیاسی و نظام پایش و ارزیابی، به عنوان راهبردهای مؤثر استخراج شد که پیامد های کالبدی-محیطی، اقتصادی-اجتماعی، نهادی-مدیریتی و سیاسی-حقوقی را برای مناطق پیراشهری سلیمانداراب، پاسکیاب، نخودچر و عینک به همراه دارد.
۱۹۶۶۷.

تحلیل شبکه انسجام بین نهادی و تصویرسازی مشترک آب در استان چهارمحال و بختیاری در راستای حکمرانی سازگار آب: کاربرد رهیافت تحلیل شبکه اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۸۰
دستیابی به حکمرانی پایدار منابع آب برای جلوگیری از بحران های مرتبط با آب، با مشارکت و همکاری تمامی ذی نفعان بخش آب امکان پذیر است. حوزه آبخیز زاینده رود به دلیل شرایط اقلیمی و خشکسالی های اخیر با چالش ناپایداری منابع آب روبه رو شده است. درک روابط در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری و نحوه اجرای سیاست ها به دلیل قرار گرفتن این استان در سراب حوزه آبخیز زاینده رود، برای مقابله با بحران مرتبط با آب حائز اهمیت است که نیازمند مشارکت و همکاری دولت، سازمان های مردم نهاد و همه ذینفعان بخش آب می باشد. از این رو، این پژوهش به بررسی انسجام بین نهادی در شبکه حکمرانی آب استان چهارمحال و بختیاری از طریق تحلیل شبکه اجتماعی، با تمرکز بر انتقال دانش بین نهادها برای افزایش درک مشترک می پردازد. با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، 42 نهاد فعال در حوزه حکمرانی منابع آب استان را شناسایی و شبکه تبادل اطلاعات و همکاری بین این سازمان ها را با استفاده از تحلیل شبکه مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج شاخص های سطح کلان شامل (اندازه شبکه 778 پیوند، تراکم 42/78 درصد، میانگین مرکزیت 39/5 درصد، دوسویگی 26/54 درصد، انتقال پذیری 23/12 درصد و میانگین فاصله ژئودزیک 1/94) است که نشان دهنده انسجام بین نهادی پایین، پایداری شکننده و سرعت کم تبادل اطلاعات می باشد. در سطح میانی، شاخص مرکز- پیرامون تراکم بیشتری از پیوندها را در سازمان های مرکزی در مقایسه با سازمان های پیرامونی نشان می دهد. بر پایه میزان تراکم و تمرکز شبکه، رژیم حکمرانی منابع آب رانت خواه بوده است که بر انسجام نهادی پایین در این استان صحه می گذارد. ساختار دانش میان ذینفعان نهادی در حکمرانی آب چهارمحال و بختیاری فاقد انسجام است و نوع دانش به اشتراک گذاشته شده مبهم است که برای دستیابی به حکمرانی منسجم، تقویت هماهنگی و همکاری بین مؤسسات و تعامل با نهادهای کمتر برجسته و پیرامونی ضروری است.
۱۹۶۶۸.

چالش ها و مسائل برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران مبتنی بر نگرش کارشناسان و مدیران محلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۴
سکونتگاه های روستایی حریم مناطق کلان شهری، عرصه فضایی بین شهرها و روستاها هستند. این عرصه ها در روند توسعه شان با مسائل، تنگناها و چالش های متفاوتی روبرو هستند که کمتر از منظر برنامه ریزان موردتوجه قرارگرفته اند. پژوهش حاضر با هدف تفهم و کشف چالش های برنامه ریزی توسعه سکونتگاه های روستایی حریم کلان شهر تهران در بستر رهیافت تفسیری و روش شناسی کیفی انجام شده است. مشارکت کنندگان پژوهش مدیران محلی و کارشناسان توسعه روستایی از 17 روستا حریم، 5 دستگاه اجرایی و 3 دانشگاه بودند که با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای (برای انتخاب روستاها) و نمونه گیری هدفمند (برای انتخاب دستگاه ها و افراد) انتخاب شدند. تعداد مشارکت کنندگان در 17 روستا و 8 دستگاه اجرایی و دانشگاه با اشباع نظری به ترتیب به 34 و 15 نفر رسید. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند جمع آوری شد. برای تحلیل نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد. اعتبارپذیری یافته ها با استفاده از روش ضریب هولستی انجام شد. بر اساس یافته های پژوهش این نتیجه حاصل شد که؛ ضعف ساختارهای نهادی، یکسان نگری، ضعف توجه به کنش راهبردی، ضعف توجه به توسعه یکپارچه شهری-روستایی، عدم توجه به اجتماع محوری، ضعف نظام پایش و ارزشیابی، گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی مهم ترین مسائل روستاهای حریم هستند. ضعف ساختارهای نهادی و یکسان نگری که ماهیت رویه ای دارند، از اهمیت و میزان اثرگذاری بالاتری برخوردار هستند. به طوری که ضمن اثرگذاری بر سایر چالش ها و مسائل رویه ای در یک رابطه دیالکتیکی زمینه ساز چالش های محتوایی مانند گسترش تعارض های هویتی- ساختاری و کاهش کیفیت زندگی در روستاهای حریم کلان شهر تهران شده اند.
۱۹۶۶۹.

تحلیل تغییرات دمای سطح زمین در حوضه بختگان-مهارلو با استفاده از داده های ماهواره ای و روش های آمار فضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۸
تحلیل روند دمای سطح زمین و شناسایی عوامل مؤثر بر آن، به ویژه در مناطق خشک و نیمه خشک، از اهمیت بالایی در مدیریت محیطی و برنامه ریزی منابع طبیعی برخوردار است. این پژوهش با هدف بررسی تغییرات دمای سطح زمین و ارتباط آن با تغییرات پوشش گیاهی و سطح آب دریاچه ها در حوضه آبریز بختگان–مهارلو طی دوره ی زمانی 2020-1990 انجام شد. برای دستیابی به این هدف، داده های ماهواره ای لندست ۵ و ۸ مورد استفاده قرار گرفته و شاخص های NDVI ، NDWI و LST ، استخراج شدند. در کنار آن، روند ۳۰ ساله بارندگی در ایستگاه های منتخب با استفاده از آزمون من–کندال و شیب سن تحلیل شد تا تغییرات دمایی در ارتباط با روندهای بارش ارزیابی شود. همچنین، تحلیل لکه های داغ(*Gi) برای شناسایی نواحی دارای تمرکز بالای دمایی انجام شد. یافته ها نشان داد که در سه دهه اخیر، کاهش بارندگی در جنوب و جنوب شرقی حوضه منجر به کاهش قابل توجه منابع آبی و تخریب پوشش گیاهی در این نواحی شده است. شاخص NDWI روند کاهشی شدیدی را در سطح دریاچه های طشک، بختگان و مهارلو داشته و شاخص NDVI نیز در مناطق پیرامون این پهنه ها، کاهش محسوس پوشش گیاهی را نشان داد. همزمان، نقشه های دمای سطح زمین گویای انتقال طبقات دمایی از بازه های معتدل (25 – 15 درجه سلسیوس) به بازه های بالاتر (58 – 45 درجه سلسیوس) در جنوب و مرکز حوضه بوده اند، که نشان دهنده ی تشدید گرمایش سطحی است. تمرکز این گرمایش در مناطقی است که کاهش منابع آبی و پوشش گیاهی به صورت هم زمان رخ داده اند. نتایج تحلیل لکه های داغ نشان داد که خوشه های حرارتی با شدت بالا عمدتاً در جنوب و جنوب شرق حوضه متمرکز شده اند؛ این تمرکز مکانی دماهای بالا با نواحی دارای بیشترین افت بارندگی، کاهش منابع آبی و تخریب پوشش گیاهی انطباق دارد، که نشان دهنده ی همپوشانی فضایی و تعامل منفی بین این مؤلفه ها در فرآیند گرم شدگی سطح زمین است.
۱۹۶۷۰.

توان سنجی و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ها در جزیره قشم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۵
استفاده غیر منطقی انسان از سرزمین در بسیاری از نقاط دنیا منجر به نابودی پتانسیل های طبیعی و منابع موجود شده است. ارزیابی توان بالقوه و تخصیص کاربری های متناسب با توان سرزمین روشی است که می تواند میان توان طبیعی محیط، توسعه کاربری ها، و همچنین فعالیت های انسان در فضا یک رابطه منطقی و سازگاری پایدار برقرار کند. در این زمینه، در مطالعه حاضر به ارزیابی توان اکولوژیک و تعادل سنجی توسعه کلان کاربری ، از جمله توسعه شهری و روستایی و توسعه صنعتی و توسعه کشاورزی آبی، در جزیره قشم مبتنی بر معیارهای اکولوژیک و شاخص های فضایی بر اساس سوابق مطالعاتی موجود پرداخته شد. سپس، ضمن تدوین مدل حرفی برای کاربری ها، شاخص های مکانی در قالب مدل های ریاضی با منطق جبر بولین تلفیق و لایه های هر شاخص در محیط سامانه اطلاعات جغرافیایی ( GIS ) نقشه سازی و تلفیق شد. مطابق نتایج 49/17473 هکتار از سطح جزیره دارای توان اکولوژیک برای توسعه شهری، 25/34736 هکتار دارای توان برای توسعه روستایی، 93/30089 هکتار دارای توان برای توسعه صنعتی، و 56/957 هکتار دارای توان برای توسعه کشاورزی آبی است. از نظر تعادل سنجی نیز منطقه دارای 49/17473 هکتار توسعه ممکن شهری، 64/650 هکتار و 51/34709 هکتار توسعه متعادل و توسعه ممکن روستایی، 55/2251 هکتار و 2389 هکتار توسعه متعادل و ممکن صنعتی، و 56/957 هکتار توسعه متعادل کشاورزی آبی است. نتایج ارزیابی توان اکولوژیک در جزیره قشم می تواند به عنوان بستری برای توسعه متعادل کاربری ها و ابزاری برای شناسایی بی تعادلی های موجود به سنجش ظرفیت ها و محدودیت های اکولوژیک منطقه برای توسعه کلان کاربری ها، امکان بهره برداری چندگانه از ظرفیت های قابل برنامه ریزی، شناسایی ملاحظات مخاطرات طبیعی و حساسیت محیط در توسعه کاربری ها در محدوده مورد مطالعه کمک کند.
۱۹۶۷۱.

تحلیل رویه قضایی ایران پیرامون مسئولیت مدنی شوراهای اسلامی شهر (رویکردی ساختاری، نهادی و تطبیقی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۷۳
شوراهای اسلامی شهر به عنوان نهادهای منتخب محلی که به طور مستقیم توسط مردم انتخاب می شوند، نقش کلیدی در نظام مدیریت شهری ایران ایفا می کنند؛ بااین حال، نظام حقوقی ایران در حوزه مسئولیت مدنی این نهادها، با چالش های مهمی مواجه است. بر این اساس مقاله حاضر با رویکردی ساختاری، نهادی و تطبیقی، به تحلیل چالش های موجود در رویه قضایی ایران پیرامون مسئولیت مدنی شوراهای اسلامی شهر می پردازد. بررسی آراء صادره از محاکم قضایی نشان می دهد که نظام قضایی ایران از انسجام لازم در تفسیر و اعمال قواعد مسئولیت مدنی شوراها برخوردار نیست؛ به گونه ای که در موارد مشابه، طی آرای متعارض شوراها گاه مسئول جبران خسارت شناخته شده اند و گاه از هرگونه مسئولیتی مبرا گردیده اند. این وضعیت، نه تنها موجب بی اعتمادی در میان شهروندان شده، بلکه منجر به تضعیف پاسخ گویی نهادهای محلی نیز گردیده است. این مقاله با تبیین مبانی نظری و قانونی مسئولیت مدنی شوراها و تحلیل استقلال شخصیت حقوقی شوراها، به مقایسه تطبیقی با نظام های حقوقی فرانسه، آلمان و بریتانیا می پردازد. یافته ها نشان می دهد که فقدان وحدت رویه، ابهام در قوانین و نبود دادگاه های تخصصی، از عوامل اصلی تعارضات رویه ای در ایران هستند. در این پژوهش، از روش تحقیق توصیفی-تحلیلی با رویکرد کیفی استفاده شده است. داده های مورد نیاز از طریق مطالعات کتابخانه ای، بررسی آرای دیوان عدالت اداری، و نظرات مشورتی قوه قضاییه گردآوری شده اند. همچنین، با توجه به ماهیت میان رشته ای موضوع، از تحلیل محتوای اسناد حقوقی و شهری بهره گرفته شده است.
۱۹۶۷۲.

زیست اینستاگرامی و گرایش به ارزش های نئولیبرال در جامعه ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۷
امروزه شبکه های اجتماعی مجازی به عنوان قِسمی از فناوری های قدرت نئولیبرالیسم، به مثابه فضایی در نظر گرفته می شوند که ارزش های جهان بینی نئولیبرال در آنها تولید و بازتولید می شود. مطالعه حاضر با هدف بررسی نقش اینستاگرام در گرایش به ارزش های نئولیبرال در میان کاربران ایرانی است. مطالعه حاضر از نوع مطالعات کاربردی است که در آن از روش کمی پیمایش و مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل 400 نفر از کاربران اینستاگرام است که به طور غیر تصادفی در دسترس انتخاب شده اند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته است که با اعتبار صوری، تحلیل عاملی تأییدی و آزمون آلفای کروناخ، اعتبار و پایایی آن تأیید شده است. برای برآورد حجم نمونه از نرم افزار سمپل پاور و برای تجزیه و تحلیل داده ها و ترسیم مدل معادله ساختاری پژوهش از نرم افزارهای اِس پی اِس اِس و اِیموس گرافیک استفاده شده است. یافته های مطالعه حاضر نشان داد که بین ابعاد مختلف متغیر اینستاگرام چون انباشت سرمایه مجازی، حضور در فضای مجازی و فعالیت در فضایی مجازی و ارزش های نئولیبرال، رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و استفاده از اینستاگرام، گرایش به ارزش های نئولیبرال را افزایش می دهد. همچنین ابعاد مختلف متغیر اینستاگرام، 6/31 درصد از واریانس متغیر ارزش های نئولیبرال را تبیین کردند. نتایج این مطالعه نشان داد که در خوانشی انتقادی، اینستاگرام به مثابه بخش مهمی از فناوری های قدرت نظم سرمایه داری نئولیبرال، نقش اساسی در بازتولید ارزش های نئولیبرالی چون فردگرایی، رقابت جویی، مصرف گرایی، سیالیت و دستاوردسالاری دارد.
۱۹۶۷۳.

تحلیل تحولات بخش مرکزی کلان شهرها با تأکید بر رویکرد یکپارچگی فضایی (مطالعه موردی: منطقه 12 شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۸
افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ و توسعه شهرنشینی مشکلات متعددی را به وجود آورده است. یکی از مهم ترین مشکلات حجم بالای جمعیت در بخش مرکزی کلان شهرها به دلیل مناسب بودن قمیت زمین و مسکن نسبت به سایر بخش‌های شهر بود. از سوی دیگر در بخش مرکزی بسیاری از کاربری‌ها تغییر پیدا کرد که موجب آشفتگی در سازمان فضایی عناصر شد. ویژگی‌های رویکرد «یکپارچگی فضایی» می‌تواند نقش مهمی در اصلاح مشکلات به وجود آمده در بخش مرکزی و تحولات آن داشته باشد. هدف اصلی پژوهش تحلیل تحولات منطقه 12 در بخش مرکزی تهران با رویکرد یکپارچگی فضایی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعه‌ی آماری را 80 نفر از کارشناسان تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و از نوع گلوله‌ برفی بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری‌شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل داده‌ها از مدل دیمتل استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که معیار درجه یکپارچگی و هماهنگی میان سازمان‌های مدیریتی (13A)، فرسودگی کالبدی و ریزدانه بودن بناهای منطقه (12A)، درجه امنیت اجتماعی به دلیل وجود ناهنجاری‌ها (3A) و پیوند فضایی میان سطوح ملی، منطقه‌ای، محلی (7A) نيز چهار معیار نخست در ستون خالص اثرگذاري است و در اين ساختار به طور قطع نفوذكننده در مجموعه سيستم است و تعاملات بيشتري دارد كه به عنوان مهم ترين معیارهای اثرگذار نسبت به سایر عوامل اولويت بندي و رتبه بندي شده است.
۱۹۶۷۴.

تأویل و تحلیل داستان «شبیه گالیله» از عالیه عطایی بر مبنای رویکردهای روانکاوانه و فمنیسم مارکسیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۲
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.
۱۹۶۷۵.

هوش مصنوعی و تحول سوبژکتیویته سیاسی: در جست وجوی یک راه حل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۸
تحول بنیادین فناوری های هوش مصنوعی در دهه های اخیر، به چالشی هستی شناختی و سیاسی برای مفهوم مدرن « سوژه » و « سوبژکتیویته سیاسی » انجامیده است. این مقاله با طرح این پرسش که « سوژه گی سیاسی انسان در عصر حکمرانی الگوریتمی، چه سرنوشتی خواهد یافت؟ » بر آن است تا نسبت میان قدرت الگوریتمی، زوال اراده انسانی و امکان بازسازی کنش سیاسی را واکاوی کند. در پاسخ، دو رویکرد عمده بررسی می شود: نخست، دیدگاهی بدبینانه که پایان سوژه گی انسان را در عصر داده محور مفروض می گیرد و دوم، دیدگاهی که امکان بازسازی یا احیای سوژه سیاسی را از خلال رویکردهای فلسفی جدید ممکن می داند. روش تحقیق، تحلیلی- تفسیری با رویکردی بین رشته ای است که مفاهیم فلسفه سیاسی مدرن را با تحولات فناوری معاصر پیوند می زند. یافته های پژوهش نشان می دهد که بازتعریف سوژه گی، تنها در صورت به رسمیت شناختن حریم شناختی، حق تفکر مستقل و بازسازی میدان گفت وگوی بین الاذهانی ممکن خواهد بود.
۱۹۶۷۶.

التحلیل المقارن لمکوّنات الهجره فی الأدب الإیرانی والمصری؛ روایه "العوده" لکلی ترقی و"بروکلین هایتس" لمیرال الطحاوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۵۶
مفهوم الهجره فی الأدب المعاصر، لا سیما فی أعمال الکاتبات، ظهر کتجربه وجودیه ومتعدده الأبعاد. تتناول هذه الدراسه، بالمنهج المقارن، تحلیل عناصر الهجره فی روایه "العوده" للکاتبه الإیرانیه کللی ترقی وروایه "بروکلین هایتس" للکاتبه المصریه میرال الطحاوی. یترکز البحث على تحلیل أزمه الهویه، والشعور بعدم الاستقرار، وتأثیر البیئه المضیفه على تشکیل تجربه الهجره. وباستخدام المنهج التحلیلی-الوصفی، یُبیَّن کیف تواجه الشخصیات الرئیسه الثقافات السائده والأقلیات، وتعید تعریف ذاتها، متجاوزه الحدود الذهنیه والاجتماعیه. وتُظهر النتائج أن کلتا الکاتبتین، باستخدام السرد الأنثوی، تخلقان فضاءً تصوّریاً حیث تُعد الهجره أکثر من مجرد تنقل جغرافی، بل هی "هجره معنویه" نحو إعاده بناء الهویه. کما تشیر مقارنه البیئه فی العملین إلى التأثیر العمیق للفضاء على انعکاس الهجره، فاللااستقرار والوطن المفقود فی "العوده" ومدینه بلا ذکریات فی "بروکلین هایتس" یوفران أرضیه لتکثیف الأزمه الداخلیه للشخصیات.
۱۹۶۷۷.

مهارت های شاگردپروری در داستان سلیمان و ملکه سبا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۲
سلیمان نبی و ملکه سبا در قرآن کریم به عنوان دو شخصیت دانا توصیف شده اند، که جایگاه تاثیرگذاری در جامعه داشته و نفوذ زیادی بر دیگران داشته اند. تعامل نیکوی این دو پادشاه با اطرافیان و چگونگی رفتار و گفتار آن دو با دیگران می تواند الگوی مناسبی برای آموزگاران در آموزش و پرورش و استادان در آموزش عالی باشد، تا در جهت ارائه یک تدریس مؤثر از آن بهره ببرند و در پرورش شاگردان کامیاب شوند. در این پژوهش، داستان قرآنی سلیمان نبی و ملکه سبا به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته و نکات تربیتی آن پیرامون شاگردپروری استخراج شده است. بر پایه یافته های این پژوهش، شاگردپروری در روش ملکه سبا بر پایه عناصری همچون ادب، مشورت، اقتدار و پرهیز از شتاب زدگی بوده است. چنانکه شاگردپروری در شیوه سلیمان نبی مبتنی بر مؤلفه هایی همچون تفقّد از احوال فراگیران، داوری عادلانه، آزادی بیان، تحقیق به جای زودباوری، استفاده از نوشتن در پرورش شاگردان، غلبه انگیزه های معنوی، تنوع در روش آموزش، مشارکت فراگیران در امر آموزش، شکرگزاری مواهب الهی، ایجاد فضای تاثیرگذار برای فراگیران، رویارویی چهره به چهره و سنجش به مثابه یادگیری بوده است.
۱۹۶۷۸.

پدیدارشناسی تجارب زیسته والدین از چالش های اختلال در پردازش حسی کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۰
زمینه و هدف: بررسی ها حا کی از وجود مشکلاتی در سیستم پردازش حسی در کودکان با اختلال طیف اُُتیسم می باشد و محدودیت های فراوانی را در مسیر سازگاری و آموزش برای آنان و والدینشان در پی دارد. هدف از انجام پژوهش حاضر، پدیدارشناسی تجارب زیسته والدین از چالش های اختلال در پردازش حسی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم بود. روش: روش بررسی براساس رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم در مرا کز آموزشی روزانه شهر کاشان بود. نمونه مورد پژوهش شامل 17 نفر از مادران این گروه از کودکان که با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند و رعایت اصول اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با روش 7 مرح له ای کلایزی تجز یه و تحل یل شد. یافته ها: نتایج حا کی از استخراج 2مضمون اصلی و 9 مضمون فرعی بود. مضمون های اصلی عبارت بودند از: ابعاد اختلال پردازش حسی )تغذیه، لباس پوشیدن، استحمام و پیرایش، محرک صدا و نور، لمس شدن و محرک بویایی( و تعدیل پردازش حسی )تمرین های مربیان، تمرین های والدین و پذیرش چالش و تغییر در سبک زندگی( که در پژوهش به تفص یل مورد برر سی قرار گرفت ند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج، مشخص شد که رسیدگی به مشکلات و چالش های پردازش حسی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم در کنار سایر مشکلات آنان نیازمند ارائه آموزش های لازم و تدوین برنامه های جامع برای مرا کز آموزشی و والد ین آ نان می با شد.
۱۹۶۷۹.

اثربخشی آموزش توانمندسازی شناختی بر مهارت روان خوانی و درک مطلب در دانش آموزان با اختلال خواندن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: دانش آموزان با اختلال خواندن دارای مشکلات شناختی می باشند که جهت کاهش آن نیاز به مداخلات آموزشی است. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی آموزش توانمندسازی شناختی بر مهارت روان خوانی و درک مطلب در دانش آموزان با اختلال خواندن انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون با گروه آزمایشی و گواه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان با اختلال خواندن 7- 11 سال شهرستان گنبدکاووس بود که در سال تحصیلی 1402-1403 مشغول به تحصیل بوده و به مرا کز مشکلات یادگیری ویژه آموزش و پرورش معرفی شده بودند. حجم نمونه به روش نمونه گیری غیرتصادفی هدفمند، 30 دانش آموز داوطلب واجد شرایط وارد مطالعه شدند. از این تعداد 15 نفر در گروه آزمایشی و 15 نفر درگروه گواه به طور تصادفی جایگزین شدند. آموزش توانمندسازی شناختی براساس مدل شناختی توماس و ولتهوس ) 1990 ( به مدت 8 جلسه 60 دقیقه ای به صورت گروهی برای گروه آزمایشی اجرا شد. گروه گواه هیچ گونه مداخله ای دریافت نکرد. آزمون خواندن و نارساخوانی )مهارت خواندن( کرمی نوری و مرادی و درک مطلب )مقیاس هوشی وکسلر کودکان( اجرا شد. برای توصیف ویژگی های داده ها از شاخص های آمار توصیفی شامل میانگین، انحراف معیار و در بخش آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها در نرم افزار spss نسخه 25 در سطح معناداری 05 / 0 انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش توانمندسازی شناختی بر مهارت روان خوانی و درک مطلب دانش آموزان با اختلال خواندن تأثیر دارد ) 01 / .)P=0 نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، آموزش توانمندسازی شناختی موجب بهبود مهارت روان خوانی و افزایش درک مطلب در دانش آموزان با اختلال خواندن می شود.
۱۹۶۸۰.

پیش بینی سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
هدف از پژوهش حاضر پیش بینی سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان بر اساس نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری در این پژوهش دانش آموزان مدارس مقطع متوسطه دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1404-1403 بود. در این پژوهش 165 دانش آموز به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. جهت ارزیابی از پرسشنامه سازگاری اجتماعی دانش آموزان سینها و سینگ (SSAQ، 1993)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرتز و رومر (DERS، 2004)، پرسشنامه نیازهای بنیادین روان شناختی لاگاردیا و همکاران (BPNQ، 2000) و پرسشنامه سرمایه روان شناختی لوتانز و همکاران (PCQ، 2007) استفاده شد. جهت تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره استفاده شد. نتایج نشان داد که نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی با سازگاری اجتماعی و دشواری در تنظیم هیجان در دانش آموزان رابطه دارند (05/0P<). نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روان شناختی در مجموع 3/73 درصد سازگاری اجتماعی و 6/70 درصد دشواری در تنظیم هیجان را تبیین کردند (05/0P<). بر همین اساس توصیه می شود که مدارس، محیط های آموزشی را به گونه ای طراحی کنند که بتواند پاسخ گوی نیازهای بنیادین روان شناختی و سرمایه های روانی دانش آموزان باشد، زیرا این مهم می تواند باعث ارتقاء سازگاری اجتماعی و کاهش دشواری در تنظیم هیجان دانش آموزان شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان