اندیشه های نو در علوم جغرافیایی

اندیشه های نو در علوم جغرافیایی

اندیشه های نو در علوم جغرافیایی دوره 3 زمستان 1404 شماره 10 (مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

مقالات

۱.

آسیب شناسی فرهنگ سیاسی ایران در دوره مدرن (سلطنت پهلوی تا جمهوری اسلامی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۷۸
فرهنگ سیاسی ایران در دوره مدرن، نه تنها بازتاب ساختارهای حاکمیتی متمرکز بوده، بلکه خود به یکی از ابزارهای تثبیت این نظم اقتدارگرا تبدیل شده است. این شرایط، مانعی جدی در برابر تحقق الگوهای مشارکت‌‌محور فعال، کثرت‌گرا و غیرمتمرکز در سیاست معاصر ایران به شمار می رود. این پژوهش درصدد طرح این پرسش است که ساختار نظام سیاسی چه تاثیری بر فرهنگ سیاسی ایران در عصر مدرن داشته است؟ روش تحقیق به صورت توصیفی-تحلیلی است. با توجه به ماهیت و موضوع مورد مطالعه شیوه گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای، و برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از نرم‌افزارهای EXCEL ، GIS، جدول، نمودار و نقشه استفاده شده است. تمرکز قدرت در نهادهای مرکزی، حذف یا تضعیف نهادهای مشارکتی، و مهار کنش‌گری سیاسی در سطوح پایین‌تر، منجر به شکل‌گیری نظمی اقتدارگرایانه در فرهنگ سیاسی شده است که همواره نقش بازدارنده در مسیر دموکراسی، نهادینه‌سازی مشارکت سیاسی، و توسعه جامعه مدنی ایفا کرده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد فرهنگ سیاسی ایران در دوران مدرنیته، به‌ویژه در دو مقطع تاریخی سلطنت پهلوی و جمهوری اسلامی، تحت تأثیر مستقیم ساختارهای سیاسی اقتدارگرا و متمرکز شکل گرفته است. این فرهنگ، از تعامل پیچیده میان قدرت سیاسی، ایدئولوژی حاکم، و شرایط تاریخی؛ با دو گفتمان غالب یعنی ملی‌گرایی باستانی دوره پهلوی، و اسلام سیاسی در جمهوری اسلامی شکل گرفته است.
۲.

هوش مصنوعی و نقش آن در تحول آموزش و طراحی معماری پایدار: فرصت ها و چالش ها(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۴ تعداد دانلود : ۹۱
رشد روزافزون فناوری‌های هوش مصنوعی، زمینه‌ساز تحول بنیادین در آموزش و طراحی معماری شده است. این پژوهش با رویکرد توصیفی - تحلیلی و بهره‌گیری از روش‌های کیفی مانند تحلیل محتوا و تحلیل شبکه‌ای با نرم‌افزار VOSviewer، به بررسی نقش هوش مصنوعی در ارتقای کیفیت آموزش معماری، یادگیری انطباقی و طراحی پایدار پرداخته است. فرضیه پژوهش آن است که پیاده‌سازی دقیق و بومی‌سازی‌شدن فناوری‌های هوش مصنوعی، می‌تواند از طریق تلفیق تحلیل داده‌محور، بازخورد بلادرنگ و تعامل انسان - ماشین، منجر به بهبود فرایندهای آموزشی و خلق طراحی‌های نوآورانه و پایدار شود. با تحلیل محتوای ۱۲۰ مقاله منتخب، مدلی مفهومی سه‌لایه ارائه گردید که شامل: زیرساخت فناورانه (شامل الگوریتم‌های یادگیری و شبیه‌سازی‌ها)، خلاقیت انسانی و تعامل انسان - ماشین، و بومی‌سازی فرهنگی و اقلیمی است. یافته‌ها نشان می‌دهد تحقق این تحول مستلزم تقویت زیرساخت‌های فناورانه، ارتقای سواد دیجیتال، و بازنگری در ساختارهای آموزشی است. این پژوهش با تأکید بر هم‌افزایی میان قوه خلاق انسانی و قابلیت‌های فناورانه، هوش مصنوعی را به‌عنوان عاملی تحول‌آفرین در آموزش و طراحی معماری معرفی می‌کند.
۳.

بررسی وضعیت پراکنش جغرافیایی شاخص های بهداشت و درمان در ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۵۸
امروزه بهبود شاخص‌های بهداشت و درمان به عنوان یکی از اولویت‌های اصلی سیاست‌گذاری‌های سلامت در سطح ملی و منطقه‌ای مطرح شده است. با توجه به نقش حیاتی این شاخص‌ها در ارتقاء سطح سلامت جمعیت و کاهش نابرابری‌های بهداشتی، شناخت دقیق پراکنش جغرافیایی آن‌ها می‌تواند از اهمیت ویژه‌ای برخوردار باشد به‌طوری‌که تحلیل پراکنش جغرافیایی این شاخص‌ها می‌تواند نقش کلیدی در شناسایی مناطق محروم و اولویت‌بندی برنامه‌های توسعه سلامت ایفا کند. هدف اصلی پژوهش بررسی پراکنش جغرافیایی شاخص‌های بهداشت و درمان در ایران می‌باشد. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و دارای ماهیت توصیفی-تحلیلی می‌باشد. روش گردآوری اطلاعات به‌صورت کتابخانه‌ای صورت گرفته است. تجزیه‌وتحلیل داده‌های پژوهش به‌صورت کمی و با استفاده از نرم‌افزارهای کاربردی GIS، EXCEL و SPSS صورت گرفته است. در این پژوهش برای وزن دهی شاخص‌ها از مدل OPA، برای رتبه‌بندی برخورداری از شاخص‌های بهداشت و درمان از مدل تصمیم‌گیری کوکوسو و در جهت خوشه‌بندی استان‌ها از روش خوشه‌بندی K-Means استفاده‌شده است. پراکنش جغرافیایی شاخص‌های بهداشت و درمان در ایران نشان‌دهنده نابرابری‌های قابل‌توجه میان مناطق مختلف است. درحالی‌که شهرهای بزرگ و مراکز استان‌ها از امکانات گسترده‌تر و خدمات بهداشتی مطلوب‌تری برخوردارند، مناطق روستایی و محروم‌تر غالباً با کمبود زیرساخت‌ها، نیروی انسانی و تجهیزات پزشکی مواجه هستند. این توزیع نابرابر تأثیر مستقیم بر سلامت و کیفیت زندگی ساکنان این مناطق دارد و منجر به تفاوت‌های قابل‌ملاحظه در شاخص‌های بهداشت عمومی، میزان مرگ‌ومیر، و دسترسی به خدمات درمانی می‌شود. بنابراین، بررسی و تحلیل این توزیع جغرافیایی اهمیت بالایی در سیاست‌گذاری‌های سلامت کشور دارد تا بتوان با هدف کاهش نابرابری‌ها، عدالت در ارائه خدمات بهداشتی و درمانی را تحقق بخشید.
۴.

تحلیل تأثیر مؤلفه های قلمرو فضایی بر رضایتمندی ساکنین با تأکید بر عوامل کالبدی در مجتمع های مسکونی (مطالعه موردی: مسکن مهر و ایران زمین شهر اراک)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۷۷
تبلور قلمرو فضایی بر رضایتمندی افراد نیز بر ارزشها، نگرش‌ها و به ویژه رفتار فردی و اجتماعی افراد در هر مکان مؤثر است. بنابراین پرداختن به این موضوع در مجتمع‌های مسکونی از اهمیت بالایی برخوردار است. هدف این پژوهش شناسایی درصد تأثیر مؤلفه‌های قلمرو فضایی به عنوان عامل ارتقای رضایتمندی از محیط زندگی است. روش تحقیق این پژوهش، کمی و از نوع همبستگی است. در این راستا، از واکاوی دیدگاه صاحب نظران جهت تولید چهارچوب نظری طرح بهره جسته، شد. جامعه آماری این پژوهش ساکنین مجتمع‌های مسکونی مسکن مهر و مجتمع ایران‌زمین در شهر اراک هستندکه تعداد آنها به طور تقریبی 200 خانوار برآورد شد و روش آماری در کسب داده‌ها نیز براساس تحلیل محتوا و با بهره گیری از نمونه گیری هدفمند بوده است، که به‌واسطه متغیرهای قلمرو فضایی در تامین رضایتمندی ساخته شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، عوامل قلمرو فضایی در تأمین رضایتمندی ساکنین مجتمع‌های مسکونی مؤثر است. بین تمامی عوامل مؤثر بر قلمرو فضایی در مجتمع‌های مسکونی با عوامل کالبدی رابطه مثبت و معنی‌داری وجود دارد. مقدار ضریب همبستگی بین مؤلفه محیطی با عوامل کالبدی برابر با 459/0 بوده و سطح معناداری لازم کمتر از 05/0 است. لذا افزایش مؤلفه محیطی در مجتمع‌های مسکونی، بر روی افزایش عوامل کالبدی پاسخگویان مؤثر بوده است و بالعکس کاهش مؤلفه محیطی در مجتمع، باعث کاهش عوامل کالبدی پاسخگویان خواهد شد. مقدار ضریب همبستگی بین مؤلفه معنایی در مجتمع‌های مسکونی بر روی عوامل کالبدی 418/0، مقدار ضریب همبستگی بین مؤلفه زمینه‌ای در مجتمع‌های مسکونی بر روی عوامل کالبدی 239/0، مقدار ضریب همبستگی بین مؤلفه فرهنگی در مجتمع‌های مسکونی بر روی عوامل کالبدی 238/0 و مقدار ضریب همبستگی بین مؤلفه فعالیتی- رفتاری در مجتمع‌های مسکونی بر روی عوامل کالبدی 357/0 و سطح معناداری لازم کمتر از 01/0 است. بدین معنا که با افزایش هر یک از عوامل تأثیرگذار بر قلمرو فضایی در مجتمع‌های مسکونی، میزان متغیر عوامل کالبدی افزایش و با کاهش هر یک از این عوامل تأثیرگذار، میزان متغیر عوامل کالبدی کاهش پیدا خواهد کرد.
۵.

ارزیابی کارایی پنجره های دو جداره و سایه بان ها در بهبود عملکرد کاربری های آموزشی (مطالعه موردی: دبستان مهرآیین و آفرینش در شهر رشت)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۰۱
افزایش مصرف انرژی در بخش ساختمان، به‌ویژه در فضاهای آموزشی که استفاده مداوم و تراکم بالایی دارند، به یکی از دغدغه‌های اصلی در طراحی پایدار تبدیل شده است. در این میان، بهره‌گیری از راهکارهای غیرفعال نظیر پنجره‌های دوجداره و سیستم‌های سایه‌بان (ثابت و متحرک) می‌تواند نقش مؤثری در کاهش بارهای سرمایشی و گرمایشی، ارتقای آسایش حرارتی و کاهش هزینه‌های بهره‌برداری ایفا کند. پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان کارایی این دو عنصر معماری در بهبود عملکرد حرارتی مدارس ابتدایی، دو نمونه موردی دبستان پسرانه مهرآیین و آفرینش در شهر رشت را مورد ارزیابی قرار داده است. در این تحقیق از طریق شبیه‌سازی انرژی به‌وسیله نرم‌افزار DesignBuilder جهت تحلیل سناریوهای مختلف طراحی بهره گرفته شده است. در سناریوها، وضعیت موجود مدارس با حالت‌های پیشنهادی شامل استفاده از پنجره‌های دوجداره، سایه‌بان‌های ثابت و سایه‌بان‌های متحرک مقایسه شده‌اند. نتایج نشان می‌دهد که استفاده همزمان از پنجره‌های دوجداره و سایه‌بان‌های متحرک، نسبت به سایر حالت‌ها، عملکرد بهینه‌تری در کاهش مصرف انرژی و بهبود شاخص‌های آسایش حرارتی ارائه می‌دهد. این راهکارها به‌ویژه در اقلیم مرطوب از کارایی بالاتری برخوردارند. در پایان، پیشنهاداتی برای بهینه‌سازی طراحی معماری مدارس با تأکید بر استفاده از عناصر غیرفعال و ارتقای بهره‌وری انرژی ارائه شده است.
۶.

تحلیل تحولات بخش مرکزی کلان شهرها با تأکید بر رویکرد یکپارچگی فضایی (مطالعه موردی: منطقه 12 شهرداری تهران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۷
افزایش جمعیت در شهرهای بزرگ و توسعه شهرنشینی مشکلات متعددی را به وجود آورده است. یکی از مهم ترین مشکلات حجم بالای جمعیت در بخش مرکزی کلان شهرها به دلیل مناسب بودن قمیت زمین و مسکن نسبت به سایر بخش‌های شهر بود. از سوی دیگر در بخش مرکزی بسیاری از کاربری‌ها تغییر پیدا کرد که موجب آشفتگی در سازمان فضایی عناصر شد. ویژگی‌های رویکرد «یکپارچگی فضایی» می‌تواند نقش مهمی در اصلاح مشکلات به وجود آمده در بخش مرکزی و تحولات آن داشته باشد. هدف اصلی پژوهش تحلیل تحولات منطقه 12 در بخش مرکزی تهران با رویکرد یکپارچگی فضایی است. روش پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت تحلیلی و از نظر روش کیفی- کمی است. جامعه‌ی آماری را 80 نفر از کارشناسان تشکیل می‌دهند. روش نمونه‌گیری غیر احتمالی و از نوع گلوله‌ برفی بوده است. اطلاعات تحقیق از طریق روش کتابخانه‌ای جمع‌آوری‌شده است. ابزار جمع‌آوری اطلاعات پرسش‌نامه از نوع سؤالات بسته است. برای تحلیل داده‌ها از مدل دیمتل استفاده شده است. نتایج نشان می‌دهد که معیار درجه یکپارچگی و هماهنگی میان سازمان‌های مدیریتی (13A)، فرسودگی کالبدی و ریزدانه بودن بناهای منطقه (12A)، درجه امنیت اجتماعی به دلیل وجود ناهنجاری‌ها (3A) و پیوند فضایی میان سطوح ملی، منطقه‌ای، محلی (7A) نيز چهار معیار نخست در ستون خالص اثرگذاري است و در اين ساختار به طور قطع نفوذكننده در مجموعه سيستم است و تعاملات بيشتري دارد كه به عنوان مهم ترين معیارهای اثرگذار نسبت به سایر عوامل اولويت بندي و رتبه بندي شده است.