ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۹٬۰۸۱ تا ۱۹٬۱۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۹۰۸۱.

تبیین و سطح بندی فرصت های حضور بانوان ورزشکار نخبه مسلمان جمهوری اسلامی ایران در رویدادهای بین المللی ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۸
مقدمه: هدف پژوهش حاضر تبیین و سطح بندی فرصت های حضور بانوان ورزشکار نخبه مسلمان جمهوری اسلامی ایران در رویدادهای بین المللی ورزشی بود. روش پژوهش: این پژوهش از منظر هدف، کاربردی؛ از نظر ماهیت، تحقیقات آمیخته بود. در بخش اول پژوهش از نظریه داده بنیاد و رویکرد گلیزر استفاده شد. در بخش دوم با استفاده از مدل ساختاری تفسیری به اولویت بندی عوامل پرداخته شد. جامعه آماری پژوهش متشکل از متخصصان و صاحب نظران حوزه های علوم ورزشی و علوم اجتماعی دارای مرتبه علمی و آشنا به حوزه ورزش بانوان بود. در مجموع 18 مصاحبه انجام گرفت تا داده ها به اشباع نظری رسیدند؛ همچنین در بخش ساختاری تفسیری، پرسشنامه ماتریسی ایسم توسط 9 نفر تکمیل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد در مجموع 32 کد باز در قالب شش مفهوم و دو مقوله اصلی عوامل نگرشی و عوامل بیرونی به عنوان فرصت های فراروی بانوان نخبه ورزشکار مسلمان جمهوری اسلامی ایران وجود دارد و نتایج مدلسازی ساختاری تفسیری نشان داد که ابعاد در چهار سطح قرار داشتند که در پایین ترین سطح تغییرات ساختاری و تغییر نسلی مهم ترین مؤلفه در بالاترین سطح بود. نتیجه گیری: در یک نتیجه گیری کلی باید ذکر کرد که فرصت های پیش روی بانوان نخبه ورزشکار مسلمان در کشور، تحت تأثیر مسائل مختلفی ایجاد شده است و آنچه اهمیت دارد، توجه و برجسته کردن فرصت هاست، چراکه در رویدادهای بین المللی ورزشی، بانوان ما سهم اندکی از مدال ها را دارند، درصورتی که به وسیله این فرصت ها، می توان نقطه ضعف را به نقطه قوت تبدیل کرد .
۱۹۰۸۲.

A Critical Reading of the Elements of Iranshahri Political Thought in the Views of Javad Tabatabai(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
Reflection on Javad Tabatabai's views concerning Iranshahri political thought, along with certain critical remarks, constitutes the central focus of the present article. This article initially addresses the position of the discourse on Iranshahri thought and political thought within the entirety of Tabatabai's research project. Subsequently, following brief references to the characteristics of Iranshahri thought as its foundations, the elements (sing. mofrad) of Iranshahri political thought, based on these foundations, are extracted and inferred from his works. The most significant elements of Iranshahri political thought, according to Tabatabai, can be identified as follows: 1. Ideal kingship possessing divine farr (charisma/glory). 2. The institution of vizierate. 3. The absolute, but not autocratic, nature of Iranshahri monarchy. 4. Realism, expediency, and the precedence of observing justice over Sharia (religious law). 5. Unity in diversity centered on the institution of kingship. 6. Tolerance. 7. The education of princes and future rulers. 8. Law as the will of God, enacted by the royal institution as God's representative on earth. 9. Religion as a part of national affairs and in service of national interests. 10. Emphasis on the disorders of the age as a negative aspect of the rearticulation of Iranshahri political thought in the Islamic era. The ahistorical nature, subjective interpretation (tafsir bi'l-ra'y), imposition of presuppositions onto historical reality, ideological character, and the disregarding or omission of events and ideas contrary to his viewpoint are the most significant shortcomings in Tabatabai's views on Iranshahri political thought.
۱۹۰۸۳.

مسیرهای متنوع حکمرانی مبتنی بر دانش مغز: مورد کاوی تطبیقی کیفی سه دولت آلمان، هلند و انگلستان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۸۲
  از حدود سال ۲۰۱۰ میلادی دولت های مختلف به پیش گامی انگلستان، به ادغام دانش مغز در فرایند حکمرانی مبادرت ورزیدند و ساختارهای سازمانی ویژه ای را در بدنه دولت متولی تصمیم سازی مبتنی بر علوم شناختی کردند. با این حال در ایران، ضمن  کاربست فزاینده اصطلاح «حکمرانی شناختی» نهادینه سازی برای اجرای آن صورت نگرفته است. یکی از حلقه های مفقوده تبیین این مفهوم توجه به سایر ابعاد ذاتی دولت ها از جمله فرهنگ سیاسی منحصربه فرد آن هاست که در فرایند حکمرانی بازتاب می یابد. پرسش اصلی این است که فرهنگ سیاسی دولت ها چگونه بر شکل گیری ساختار سازمانی حکمرانی شناختی آن ها تأثیر گذاشته است؟ این مقاله در قالب یک پژوهش کیفی با رویکرد موردکاوی تطبیقی، تجربه سه کشور انگلستان، آلمان و هلند را در زمینه حکمرانی شناختی با یکدیگر مقایسه می کند. فرض ابتدای مقاله این است که فرهنگ سیاسی کشورها در برساخته شدن مدل های متفاوت حکمرانی شناختی آن ها تأثیر گذاشته است. یافته های مقاله نشان می دهد که در آلمان فرهنگ سیاسی تمرکزگرا و اجماع محور منجر به شکل گیری نوعی حکمرانی شناختی متمرکز شده است. در مقابل فرهنگ سیاسی پولدری در هلند به شکل گیری مدل شبکه ای در حکمرانی شناختی انجامیده است و سنت های دموکراتیک و پارلمانی انگلستان در قالب نوعی حکمرانی شناختی غیرمتمرکز پدیدار گشته که به تدریج به سمت مدل شبکه ای پیش می رود. نتایج حاصل از این مقاله بیانگر لزوم توجه به فرهنگ سیاسی منحصربه فرد کشور جمهوری اسلامی ایران در طراحی هرگونه ساختار سازمانی برای حکمرانی این کشور است. 
۱۹۰۸۴.

کاربست الگوی حکمرانی خوب در مدیریت قومی- فرهنگی کلانشهرها در ایران (مورد مطالعه شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۶
کلانشهرهای چندقومی به عنوان نماد پیچیدگی های جهان معاصر، فضایی پویا از تعامل، تقابل و هم زیستی فرهنگ ها، ادیان و هویت های مختلف هستند. مدیریت این کلانشهرها نیازمند درکی عمیق از پویایی های اجتماعی و اتخاذ رویکردهایی منعطف و همه جانبه نگر است. این وضعیت، ضرورت بازتعریف شاخص های حکمرانی خوب شهری را برای کاهش تنش ها و تقویت هم-زیستی مسالمت آمیز پررنگ می سازد. اگرچه نظریه های کلاسیک حکمرانی شهری بر مفاهیمی مانند مشارکت مردمی، شفافیت، و عدالت فضایی تأکید دارند، اما به نظر می رسد این چارچوب ها در مواجهه با کلانشهرهای چندفرهنگی مانند اهواز نیازمند بازنگریِ زمینه محور هستند. بر همین اساس پرسش اصلی این است که کدام شاخص های حکمرانی خوب می توانند تنش های قومی و فرهنگی در اهواز را به شیوه ای پایدار مدیریت کنند؟ این مقاله با تمرکز بر اهواز، در پی آن است که با روشی توصیفی تحلیلی و با تکیه بر داده های پیمایشی و اسنادی، شاخص های حکمرانی خوب که بیشترین تأثیرگذاری در مدیریت تنش های قومی و فرهنگی دارند را شناسایی و رتبه بندی کند. نتایج آزمون رتبه بندی فریدمن نشان می دهد که به ترتیب سه شاخص شفافیت، قانون مداری و اجماع بالاترین رتبه را در میان شاخص های حکمروایی خوب تأثیرگذار بر مدیریت قومی و فرهنگی کلانشهر اهواز کسب کرده اند. بر اساس نتایج این پژوهش با توجه به ماهیت مسائل قومی در کلانشهر اهواز به نظر می رسد تکیه بر شهر چندفرهنگی و فاکتورهای آن بتواند زمینه ساز مدیریت مطلوب تنش های قومی و فرهنگی و نزدیک شدن به شاخص های حکمروایی خوب در این کلانشهر باشد.
۱۹۰۸۵.

راهبرد مصون سازی عربستان در مواجهه با آمریکا و چین و تأثیر آن بر منافع ملی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۰
دهه اخیر رویکرد تعامل بین چین و ایالات متحده آمریکا به رقابت تبدیل شده است. در عصر رقابت و شکاف دو قدرت مذکور، بسیاری از دولت ها اقدام به باز تنظیم سیاست خارجی خود نموده اند. در این میان نقش سنتی عربستان سعودی به عنوان بازوی امنیتی و تأمین کننده انرژی غرب، به دلیل سیاست «چرخش به آسیا» آمریکا، ظهور اقتصادی چین و تشدید رقابت چین و آمریکا در حال تغییر است. هدف این مقاله تبیین راهبرد عربستان در مواجهه با رقابت چین و آمریکا است و به روش تحلیلی-تبیینی به این پرسش پاسخ داده که عربستان سعودی چگونه در وضعیت عدم اطمینان، رقابت و شکاف میان چین و آمریکا زمینه همکاری با آن دو را فراهم نموده و این رویکرد چه تأثیری بر منافع ملی ایران خواهد داشت؟ مفروض پژوهش بر این است که عربستان سعودی با درک تغییر توانمندی و آرایش جدید مؤلفه های نظم بین المللی، سیاست خارجی خود را بر مبنای راهبرد مصون سازی بازتنظیم نموده تا ضمن بهره مندی از مزایای روابط با چین و آمریکا، امکان کاهش مدیریت ریسک های سیاسی و اقتصادی با این دو بازیگر قدرتمند و قدرت های منطقه ای از جمله ایران را فراهم آورد. یافته های پژوهش بر چگونگی تنظیم دقیق تر مناسبات سیاسی و اقتصادی با عربستان در بستر رویکرد مصون سازی این کشور تأکید دارد.
۱۹۰۸۶.

بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش کشاورزی شهری توسط خانوار: مطالعه موردی استان های تهران و البرز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۵
امروزه، رشد جمعیت شهری همراه با کاهش جمعیت روستایی، تغییر کاربری زمین های کشاورزی و کاهش تولید محصولات کشاورزی، به بروز مشکلات فراوان در کشورها دامن زده است. کشاورزی شهری به مفهوم انجام فعالیت های کشاورزی در شهر و پیرامون آن، به عنوان راهکاری نوین با قابلیت افزایش پایداری شهرها و امنیت غذایی، موضوعی نسبتاً جدید است که توسعه آن به افزایش پایداری شهرها و ایجاد امنیت غذایی می انجامد. هدف تحقیق حاضر شناسایی عوامل مؤثر بر پذیرش کشاورزی شهری توسط خانوارهای ساکن استان های تهران و البرز بود و بدین منظور، از روش علمی- اکتشافی استفاده شد؛ همچنین، گردآوری داده های پژوهش با تکمیل پرسشنامه در سال 1403 صورت گرفت و روایی پرسشنامه نیز توسط گروهی از اعضای هیئت علمی و کارشناسان مرتبط تأیید شد. افزون بر این، بررسی پایایی پرسشنامه از طریق پیش آزمون و محاسبه ضریب آلفای کرونباخ انجام و با مقدار 0/853 تأیید شد. جامعه آماری تحقیق خانوارهای ساکن استان های تهران و البرز بودند که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس و با بهره گیری از رابطه کوکران، 245 خانوار به عنوان نمونه انتخاب شدند. بر اساس نتایج به دست آمده از تحلیل عاملی- اکتشافی، موانع پذیرش کشاورزی شهری توسط خانوارها، به ترتیب، در دوازده عامل اصلی با نام های «بهره برداری»، «مبتدی»، «اقتصادی»، «روان شناسی»، «زیست محیطی»، «سلامتی»، «پایداری»، «زیرساخت»، «محدودیت ها»، «انتخاب شخصی»، «آگاهی و نگرش» و «موانع و خطرات» دسته بندی شدند که در مجموع، 65/5 درصد از کل واریانس را تبیین می کنند. بر این اساس، راهکارهایی مانند تقویت برنامه های آموزشی برای افراد مبتدی و ارائه تسهیلات مالی، و سرمایه گذاری در زیرساخت ها به افزایش مشارکت در کشاورزی شهری کمک می کند..
۱۹۰۸۷.

مطالعه ابعاد مختلف پایداری اجتماعی از نگاه ذی نفعان در تولید برنج شهرستان لنگرود(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۴
ارزیابی چرخه زندگی اجتماعی (SLCA) به عنوان ابزاری نوین در ارزیابی تأثیرات اجتماعی محصولات، به ویژه در صنایع کشاورزی و غذایی، مطرح شده است. این رویکرد با شناسایی و اندازه گیری تأثیرات اجتماعی این گونه محصولات، از جمله شرایط کاری و تأثیرات آنها بر جوامع محلی، به تولیدکنندگان و مصرف کنندگان کمک می کند تا با اتخاذ تصمیماتی آگاهانه تر، کیفیت زندگی افراد را بهبود بخشند. انتشار دستورالعمل های SLCA در سال ۲۰۰۹ فرآیندها را استاندارد کرده و به پژوهشگران امکان درک دقیق تر تأثیرات اجتماعی محصولات را داده است. توجه به ابعاد اجتماعی چرخه زندگی محصولات نه تنها به بهبود شرایط زیست محیطی کمک می کند، بلکه مسئولیت اجتماعی را نیز ترویج می دهد، که خود به افزایش آگاهی از تأثیرات اجتماعی محصولات و خدمات می انجامد و به افراد و سازمان ها این امکان را می دهد که نقشی مؤثرتر در پایداری اجتماعی ایفا کنند. در مطالعه حاضر، به بررسی تأثیرات اجتماعی تولید برنج با استفاده از ارزیابی چرخه زندگی اجتماعی (SLCASLCA) در شهرستان لنگرود استان گیلان در سال ۱۴۰۳ پرداخته شد. بذین منظور، ۴۱۷ نمونه از پنج گروه ذی نفع شامل مدیران کارخانه های شالی کوبی (پنجاه نفر)، کارگران کارخانه های شالی کوبی (۸۱ نفر)، شالی کاران (۹۵ نفر)، کارگران شالیزارها (۹۵ نفر) و جوامع محلی (۹۶ نفر) به صورت تصادفی انتخاب شدند؛ همچنین، ارزیابی چهار شاخص اجتماعی برای بررسی تأثیرات اجتماعی تولید برنج صورت گرفت، که عبارت بودند از «حقوق بشر»، «شرایط کاری«، »میراث فرهنگی و توسعه جامعه» و «پیامدهای اجتماعی- اقتصادی». نتایج پژوهش نشان داد که شرایط اجتماعی حاکم بر چرخه تولید برنج در شهرستان لنگرود مطلوب است؛ با این حال، برخی شاخص های شرایط کاری در شالیزارها نامطلوب ارزیابی شدند؛ کارگران نیز از حقوق پایه ای خود آگاهی ندارند، که منجر به نارضایتی و اختلافات بین کارگران و کارفرمایان شده است. بنابراین، اگر نابرابری های دستمزد و شکاف جنسیتی کاهش یابد، با بهبود رفاه خانوارها، نیروی کار پایدارتر خواهد شد. افزایش رضایت شغلی کارگران، همچنین، می تواند منجر به بهبود پایداری اجتماعی شود.
۱۹۰۸۸.

راهبری نقد در دوران مدل های زبانی بزرگ (درباره نقد و داوری علمی در عصر هوش مصنوعی و پیشنهاد یک چارچوب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۳
اهلیان قلم، غالباً به این انگاره باور دارند: «تألیف مستقل»؛ یعنی آدمی در فرایند خلق معنا شریکی برنمی تابد. البته برخی، تأثیر و تأثر متن ها را بر هم گوش زد کرده و شکافی در این انگاره درانداخته اند که هرچه هست بینامتنیت است. با این حال، هم چنان اتفاق نظری درمورد «انسانی بودن» این تألیف وجود دارد. درواقع انسان/انسان ها در تألیف خودبسندگی دارند. پس ابزارها چه؟ قلم، کاغذ، صفحه کلید، نمایشگر و... در میان این تألیفِ خودبسنده چه می کنند؟ اندام های بسط یافته بیرونی ما هستند؟ اگر چو چشم و گوش، با ما همکاری نکنند و چشم و گوش ما نباشند چه؟ موش واره را تکان می دهیم و جابه جا نمی شود، جوهر خودکار تمام می شود، قلم می شکند، ویرایشگر word بالا نمی آید، جست وجوگر گوگل درحال به روزرسانی ا ست و...، در چنین وضعیتی که ابزارها با ما همکاری نمی کنند، تألیف چگونه می تواند تحقق یابد؟ از نخستین خط های سنگ نبشته ها که دست و چوب و آهن و سنگ در آفرینش معنا شریک بودند، تا قلم که اندیشه را در مسیر خطی خود هدایت می کرد، و از ماشین چاپ که با دگرگون ساختن اقتصاد کلام، مفهوم حق تألیف را ایجاد کرد تا امروز که مدل های زبانی بزرگ هوش مصنوعی در تولید و ارزیابی نوشته ها مشارکت می کنند، ما شاهد «هم مؤلفی انسان و ابزار» و تحولی مداوم در نحوه توزیع عاملیت میان این دو بوده ایم. اگر چنین است، پس چگونه در طول سالیان دراز، کم تر متوجه آن شده ایم ؟ در یک سهل انگاری تاریخی به سر می برده ایم یا همواره با تسامح واژه تألیف را به کار بسته ایم؟ آیا بسیط بودن ابزارها باعث شده از عاملیت آن ها چشم پوشی کنیم ؟ و نیازمند ظهور ابزارهایی پیچیده بودیم که بتوانند به کنش ما واکنشی حساب شده دهند، و بدین طریق ما را متوجه خود کنند؟ هرچه هست، گستره و اثر ابزارهای دیجیتال به سطحی رسیده که دیگر نمی توان مرز مشخصی میان عاملیت انسانی و ابزارش (در این جا ماشین) ترسیم کرد. این وضعیت که نشان از گذار «انسان چاپی»1 (=انسان در دوران تسلط پارادایم چاپ) به «انسان پساچاپ» (انسان در دوران تسلط پارادایم دیجیتال) دارد، بحران ها و چالش های متعددی پیش روی ما قرار داده است.
۱۹۰۸۹.

تحلیل محتوایی لالایی های کرمانجی (مطالعه موردی 40 لالایی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۷۹
از آنجایی که لالایی​ها به عنوان بخشی از ادبیات عامه حاوی روایت​ها، مسائل مذهبی، اجتماعی، فرهنگی و ... هستند، در پژوهش حاضر به دنبال بازیابی مسائل اجتماعی، تاریخی، فرهنگی و ... منعکس​شده در لالایی های کرمانجی هستیم. هدف از این جستار، معرفی و تحلیل محتوایی چهل لالایی کرمانجی است. با توجه به اینکه تاکنون اقدامی برای جمع​آوری لالایی​های کرمانجی نشده است، نگارندگان این پژوهش ابتدا با روش میدانی از روستاهای کرمانج نشین شهرستان شیروان ازجمله: اوغاز، بوانلو، توپکانلو، توکور، گدوگانلو، نامانلو و...، این لالایی ها را جمع آوری کرده و سپس با توجه به هدف پژوهش به بررسی و تحلیل داده ها پرداخته اند. در این پژوهش علاوه بر لالایی های جمع آوری شده به روش میدانی، چند لالایی کرمانجی خراسان شمالی که قبلاً توسط خوانندگان محلی و یا مردم عامی ضبط شده اند نیز مورد تحلیل و بررسی قرار گرفته است. در تحلیل و بررسی لالایی​های کرمانجی جمع آوری شده این نتیجه حاصل شد که پنج عنصر محتوایی که عبارت اند از: 1. تاریخی، 2. زیست​محیطی، 3. روابط خانوادگی، 4. عاشقانه، 5. لحظه​محور، در لالایی​های مورد بحث موجود است. قابل ذکر است که عناصر مذکور لزوماً کودکانه نیستند.
۱۹۰۹۰.

بازخوانی مفهوم واژه «نصاری» در قرآن کریم؛ نگاهی انتقادی به دیدگاه محدود کننده مفهوم نصاری در قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۵۷
واژه «نصاری» در قرآن کریم از جمله مفاهیمی است که در مطالعات تفسیری و زبان شناسی بحث و بررسی شده است. برخی از پژوهشگران معاصر، تلاش کرده اند این واژه را نه به عنوان یک اصطلاح عام برای مسیحیان، بلکه به گروهی خاص از آنان محدود کنند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی انتقادی و با تکیه بر تحلیل آیات و مقایسه این واژه با مفاهیم و آیات مرتبط، دیدگاه مذکور را نقد کرده و شواهد متعددی برای رد آن ارائه نموده است. تحلیل آیات مرتبط با مواضع گوناگون قرآن نسبت به «نصاری»، از جمله آیات سوره های بقره، مائده و توبه نشان می دهد که این واژه به گروهی شناخته شده و اثرگذار در جامعه آن زمان اشاره دارد. در این خصوص، تقابل های دوگانه میان «نصاری» و «یهود» نشان دهنده کاربرد گسترده این واژه در برابر یک گروه بزرگ دینی است. همچنین، آیات مرتبط با ساحت حضرت ابراهیم (ع) و نفی یهودیت و نصرانیت از ایشان، دلالت روشنی بر ماهیت عام این واژه دارد. افزون بر این، آیات مربوط به شرط ایمان و عمل صالح برای رستگاری پیروان ادیان مختلف، مؤید این نکته است که «نصاری» اشاره به عموم مسیحیان دارد و نه یک گروه خاص. ادعاهایی همچون الحاقی بودن این واژه یا عدم امکان حضور در برخی از آیات نیز نه تنها پشتوانه کافی ندارند، بلکه با سبک بیانی و انسجام ساختاری قرآن در تعارض است. در نتیجه، محدود ساختن مفهوم «نصاری» به گروهی خاص، نه تنها با شواهد قرآنی سازگار نیست، بلکه سبب نادیده گرفتن بسیاری از دلالت های تفسیری و تاریخی می شود.
۱۹۰۹۱.

کارکرد استراتژی های هوش مصنوعی برای خلق تجربه جدید مشتری در صنعت مد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۹۹
هدف این پژوهش، بررسی و ارزیابی کارکرد هوش مصنوعی ( AI ) در بهبود تجربه مشتریان در صنعت مد است. با توجه به تحولات فناوری و تغییرات سریع در سلیقه مشتریان، این پژوهش به دنبال طراحی و اعتبارسنجی مدلی است که از استراتژی های هوش مصنوعی برای خلق تجربه های نوآورانه و شخصی سازی شده استفاده کند. این پژوهش از نوع کیفی و بر اساس نظریه داده بنیاد انجام شده است. جامعه آماری شامل 20 نفر از کارشناسان حوزه بازاریابی، توسعه دهندگان فناوری های هوش مصنوعی و مشتریان فعال در استفاده از خدمات مرتبط با AI است. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کد گذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) صورت گرفت. یافته ها نشان می دهند که هوش مصنوعی می تواند تجربه مشتری را از طریق شخصی سازی پیشنهادها، پیش بینی رفتار مصرف کنندگان و بهینه سازی زنجیره تأمین بهبود بخشد. ابزارهایی مانند ربات های گفتگو و تحلیل های پیش بینی کننده به برندها کمک می کنند تا تعاملات مؤثرتری با مشتریان برقرار کنند. همچنین، شرایط علی، زمینه ای و مداخله گر شناسایی شده در این پژوهش چارچوبی برای استفاده هدفمند از هوش مصنوعی فراهم می آورد. نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی می تواند تحولات اساسی در صنعت مد ایجاد کند. این فناوری نه تنها فرایندهای طراحی و تولید را بهینه می کند، بلکه تجربه خرید مشتریان را نیز شخصی سازی کرده و وفاداری آن ها را افزایش می دهد. توجه به جنبه های اخلاقی استفاده از AI ، مانند حفظ حریم خصوصی، برای موفقیت پایدار ضروری است. مدل ارائه شده می تواند راهنمای عملی برای برندهای مد در بهره برداری مؤثر از فناوری های نوین باشد.
۱۹۰۹۲.

تحلیل نهادی صنعت گاز مایع (LPG) ایران با تأکید بر ارائه دلالت هایی برای اصلاح زنجیره ارزش صنعت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۱
این پژوهش با هدف تحلیل نهادی صنعت گاز مایع ایران و ارائه دلالت هایی برای اصلاح ساختار زنجیره ارزش آن، با بهره گیری از چارچوب تحلیل و توسعه نهادی (IAD) و رویکرد کیفی انجام شده است. داده های پژوهش از طریق ۱۴ مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان صنعت گردآوری و با روش تحلیل مضمون مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که قواعد ناکارآمد، نبود نهاد تنظیم گر مستقل، ضعف در زیرساخت های ذخیره سازی و صادرات و ناهماهنگی میان بازیگران اصلی، منجر به شکل گیری عرصه کنشی ناپایدار و فرصت سوز در این صنعت شده است. پیامدهای این وضعیت را می توان در سه سطح اقتصادی (اتلاف منابع، کاهش بهره وری)، اجتماعی (نابرابری در دسترسی، بی اعتمادی عمومی) و نهادی (تعارض منافع، بازتولید ناکارآمدی) طبقه بندی کرد. در مدل مفهومی استخراج شده، تعامل سه متغیر کلیدی شرایط بیوفیزیکی، ویژگی های اجتماع، و قواعد رسمی و غیررسمی در شکل گیری کنش نهادی و تولید پیامدهای منفی تبیین شده است. در پایان، مجموعه ای از دلالت های سیاستی برای اصلاح زنجیره ارزش صنعت گاز مایع (LPG) با تأکید بر  بازآرایی قواعد نهادی در تخصیص منابع، تأمین مالی و قیمت گذاری، بازطراحی نظام مجوزدهی، مشوق ها و ورود به حلقه های پایین دستی،  نهادسازی تخصصی در سیاست گذاری، دیپلماسی انرژی و تحلیل بازار، ارتقای نظام نظارت، شفافیت و پاسخ گویی در اجرای پروژه ها و  نهادی سازی حکمرانی تخصص محور، آینده نگر و مقاوم در برابر بحران ها پیشنهاد شده است.
۱۹۰۹۳.

تحلیل پویای تأثیر پایبندی به اصول شریعت بر رفتار مالی خانوارها در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۱
مقدمه: رفتار مالی خانوارها در جوامع اسلامی تحت تأثیر اصول شریعت، مانند حرمت ربا و تشویق به انفاق، قرار دارد. اقتصاد اسلامی با ارائه چارچوبی هنجاری، فراتر از ملاحظات صرفاً مادی، به تحلیل رفتار مالی می پردازد. با این حال ادبیات موجود دچار فقدان مدل های ریاضی پویا و داده های تجربی برای تحلیل کمی این تأثیرات است. هدف: این پژوهش با هدف تحلیل پویای تأثیر پایبندی به موازین شرعی بر الگوی مصرف، پس انداز و تخصیص منابع مالی خانوارهای ایرانی انجام شده است. هدف اصلی ارائه یک مدل ریاضی پویاست که متغیرهای اسلامی مانند انفاق و پرهیز از ربا را در کنار متغیرهای متعارف مصرف و پس انداز تلفیق می کند. روش شناسی: پژوهش حاضر از یک رویکرد ترکیبی استفاده کرده است که شامل مدل سازی ریاضی پویا، گردآوری داده های تجربی از طریق پرسشنامه ای جامع از 412 خانوار در پنج شهر ایران (تهران، مشهد، اصفهان، شیراز و تبریز) در سال 1403 و تخمین و شبیه سازی پارامترهای مدل با روش حداقل مربعات غیرخطی (NLS) می شود. یافته ها: نتایج تجربی تحلیل ها نشان داد که پایبندی به اصول شریعت به طور معناداری الگوهای مصرف، پس انداز و تخصیص منابع را تغییر می دهد. همبستگی مثبت و قوی (73/0) بین α(t) و انفاق (Z(t)) و همبستگی منفی (61/0-) بین α(t) و درآمد ربوی (R(t)) مشاهده شده است. خانوارهای با پایبندی بالا (α(t) > 0.7) منابع بیشتری به انفاق و پس انداز اختصاص داده اند، مصرف متعادل تری داشته اند و به طور چشمگیری از ربا دوری کرده اند. درمقابل خانوارهای با پایبندی پایین، مصرف بالاتر و استفاده بیشتری از ابزارهای ربوی گزارش کرده اند. نتیجه گیری: این مطالعه نشان می دهد موازین شرعی نقش محوری و کمّی در شکل دهی به رفتار مالی خانوارها ایفا می کنند. یافته ها پیامدهای مهمی برای سیاست گذاری مالی در نظام های اسلامی دارد و بر ضرورت توسعه ابزارهای مالی مشروع و کارآمد برای پاسخ گویی به ترجیحات خانوارها تأکید می کند.
۱۹۰۹۴.

بررسی اثر فضایی تعمیق مالی بر توسعه اقتصاد دیجیتال در کشورهای عضو منا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۶۷
هدف تعمیق مالی، ارتقاء توسعه اقتصادی است. در سال های گذشته، اقتصاد دیجیتال به دستاوردهای توسعه قابل توجهی دست یافته، و نقش آن در هدایت و حمایت از توسعه اقتصادی و اجتماعی پایدار به طور فزاینده ای برجسته شده است. این پژوهش، براساس داده های تابلویی از سال 2000 تا 2023 در سطح کشورهای عضو منا است و یک سیستم شاخص جامع برای توسعه دیجیتال با استفاده از روش اقتصادسنجی فضایی ایجاد می کند. همچنین از پانل پویای تصادفی با مدل گشتاورهای تعمیم یافته فضایی دوربین  SGMM-DPD-SDM با کاربرد ضرایب دومرحله ای آرلانو- باور/ بلاندل- باند به منظور برآورد مدل اقتصادسنجی استفاده خواهد شد. برای تعیین ماتریس مجاورت، از روش مجاورت و همبستگی در قالب یک ماتریس مربعی 16 در 16 استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تعمیق مالی به طور قابل توجهی سطح توسعه دیجیتال را بهبود می بخشد. همچنین اثرات فضایی تعمیق مالی، نشان می دهد که تعمیق مالی، اثر فضایی مثبت بر کشور مورد نظر دارد. طبق برآورد وقفه اول فضایی متغیر وابسته میانگین وزنی توسعه دیجیتال هر کشور مؤثر بر توسعه دیجیتال کشور مور دمطالعه است؛ به طوری که هر چه کشورهای مجاور، توسعه دیجیتال بالاتری داشته باشند، توسعه دیجیتال آن کشور بالاتر می رود و میزان اثرگذاری آن به مقدار 82/0 است. ضرایب برآورد شده متغیرهای رشد اقتصادی، اندازه دولت و درجه باز بودن اقتصاد، اثر مثبت و مستقیمی بر توسعه دیجیتال دارد. همچنین این متغیرها، اثرات فضایی و منطقه ای و غیرمستقیم بر توسعه دیجیتال دارند. در بین متغیرهای فضایی و مجاورت دوربین، تمامی متغیرها معنادار بوده که مهر تأییدی بر وجود اثرات فضایی و منطقه ای متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته است
۱۹۰۹۵.

شناسایی چالش های تشکیل پرونده های قضایی ضابطان عام دادگستری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه و هدف: تشکیل پرونده جامع و کامل یکی از راهکارهای تقویت عملکرد ضابطان دادگستری و یکی از روش های سرعت بخشیدن رسیدگی به پرونده و گرفتن نتایج در کوتاه ترین زمان در دادسرا و مراجع انتظامی است. بنابراین پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های تشکیل پرونده های قضایی انجام شده است. روش: این پژوهش از نظر نوع داده یک مطالعه کیفی از نظر هدف کاربردی، از نظر روش اکتشافی است. مشارکت کنندگان پژوهش رؤسای کلانتری، رؤسای پلیس های تخصصی و مقام های قضایی بودند که با روش هدفمند انتخاب و پس از 20 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته به روش داده بنیاد است. برای ارزیابی کیفیت داده ها از روش ارزیابی لینکولن و گوبا استفاده شد. یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش، از میان 112 شاخص موجود، 18 مؤلفه شناسایی شدند. بر اساس شاخص ها و مؤلفه ها شرایط علی، عوامل مداخله گر، عوامل زمینه ای، پدیده اصلی، راهبردها و پیامدها بر اساس مستندات پژوهشی و مصاحبه با خبرگان شناسایی شده و در نهایت مدل اصلی پژوهش با رویکرد داده بنیاد ارائه شد. نتیجه گیری: مدل نهایی ارائه شده در این پژوهش می تواند به عنوان ابزار تحلیلی پیرامون مرتفع نمودن چالش های تشکیل پرونده های قضایی توسط ضابطان قضایی مبنای عمل فرماندهی انتظامی کشور قرار گیرد و در صورتی که نسبت به اصلاح وضعیت موجود اقدام شود، می توان به گونه ای منطقی و اصولی به حل مشکلات این حوزه و پیشگیری از اطاله دادرسی پرداخت.
۱۹۰۹۶.

چالش های پیشگیری انتظامی از قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
زمینه و هدف: قاچاق سنگ های معدنی در کشور، ازجمله جرائمی است که در قالب تشکیل باندهای حمل ونقل، نگهداری، عرضه و فروش به اقتصاد کشور صدمه وارد کرده است. پیشگیری انتظامی درزمینه وقوع این جرم با چالش هایی روبه روست و تلاش دارد از شکل گیری باندهای قاچاق سنگ های معدنی جلوگیری کند؛ لذا این پژوهش با هدف شناسایی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی انجام شد. روش: تحقیق از نوع کاربردی است که با روش ترکیبی (کیفی کمّی) اجرا شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، فرماندهان، مدیران و خبرگان انتظامی خراسان شمالی با حداقل ده سال سابقه مدیریت در حوزه پیشگیری انتظامی بودند که با روش قضاوتی هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه از ایشان تا اشباع نظری ادامه داشت. جامعه آماری بخش کمّی نیز 125 نفر از کارکنان پلیس مبارزه با قاچاق کالا بودند که به صورت تمام شمار تعیین شدند. ابزار گردآوری در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته بود و داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: بررسی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، فرصت های بهبود را در سه محور کلیدی شناسای می کند: در سطح ساختاری، تقویت زیرساختها، تدوین خط مشی های هدفمند، استقرار سیستم نظارتی پیشرفته و ایجاد سامانه اطلاعاتی یکپارچه؛ در بعد رفتاری، ارتقای دانش نیروی انسانی از طریق آموزش های تخصصی و تقویت همکاری بین سازمانی؛ و در حوزه محیطی، اجرای پویش های فرهنگ سازی، بازنگری سیاست های کلان و ساماندهی بازارهای معاملاتی ضروری است. نتیجه گیری: برای مقابله با قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، بهبود در سه محور1- ساختار، با تقویت زیرساخت ها، نظارت پیشرفته و سامانه های اطلاعاتی یکپارچه 2- محور رفتاری، از طریق آموزش نیروی انسانی و افزایش همکاری بین سازمانی و 3-محور محیطی، با فرهنگ سازی، بازنگری سیاست ها و ساماندهی بازارها ضروریست. این اقدامات یکپارچه می توانند به کاهش قاچاق و بهبود وضعیت انتظامی کمک کنند.
۱۹۰۹۷.

خودکارآمدی حرفه ای و درهم تنیدگی شغلی: نقش میانجی بازآفرینی شغل و تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۶۵
در سال های اخیر، درهم تنیدگی شغلی به عنوان یکی از شاخص های کلیدی در حفظ نیروی کار، مورد توجه قرار گرفته است. بااین حال، شناخت سازوکارهای روان شناختی مؤثر بر آن، نیازمند بررسی های بیشتر است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تعامل خودکارآمدی حرفه ای و درهم تنیدگی شغلی با نقش میانجی بازآفرینی شغل و نقش تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده انجام شده است. این مطالعه ازنظر هدف، کاربردی و ازحیث روش، توصیفی همبستگی است. نمونه ای متشکل از ۱۲۹ نفر از کارکنان چهار شرکت سازنده ماشین آلات صنعتی در تهران، انتخاب شدند. داده ها با استفاده از پرسشنامه های معتبر گردآوری و با روش مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) در نرم افزار SmartPLS 4 تحلیل شدند. نتایج آزمون فرضیه ها درقالب مدل مفهومی نشان داد که خودکارآمدی حرفه ای صرفاً ازطریق متغیر میانجی بازآفرینی شغل با درهم تنیدگی شغلی رابطه معناداری دارد و به تنهایی به درهم تنیدگی شغلی منتهی نخواهد شد. همچنین روابط میان خودکارآمدی حرفه ای با بازآفرینی شغل و بازآفرینی شغل با درهم تنیدگی شغلی تأیید شد. فرضیه تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده در رابطه میان خودکارآمدی حرفه ای و بازآفرینی شغل نیز با سطح اطمینان 90 درصد تأیید شد. نتایج نشان می دهد ارائه انواع حمایت های سازمانی نظیر فراهم ساختن امکانات و ارائه آزادی عمل به کارکنان با ویژگی خودکارآمدی حرفه ای بالا می تواند ازطریق بازآفرینی شغل به افزایش درهم تنیدگی شغلی کارکنان منتهی شود. نوآوری این پژوهش در تبیین سازوکارهای روان شناختی مؤثر بر درهم تنیدگی شغلی با تمرکز هم زمان بر نقش میانجی و تعدیل گر دو متغیر کلیدی است که می تواند به طراحی مداخلات کاربردی در حوزه منابع انسانی کمک کند.
۱۹۰۹۸.

تحلیل عوامل مؤثر بر جریان دانش با استفاده از تکنیک های تصمیم گیری چند شاخصه (مورد مطالعه: شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری یزد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۳
هدف: در عصر دانش بنیان، دانش به عنوان یک سرمایه غیرملموس نقش حیاتی در موفقیت سازمان ها ایفا می کند. جریان دانش، که به تبادل اطلاعات و همکاری بین افراد وابسته است، به روزرسانی دانش و پیشبرد تحقیقات جدید را تسهیل می کند. شرکت های دانش بنیان به عنوان بازیگران اصلی در اقتصاد دانش محور، نیازمند مدیریت مؤثر جریان دانش برای حفظ رقابت پذیری و نوآوری هستند. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر جریان دانش در شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری یزد انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-پیمایشی است. جامعه آماری شامل مدیران و کارکنان 42 شرکت دانش بنیان فعال در پارک علم و فناوری یزد و خبرگان دانشگاهی بوده و با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی، تعداد 10 نفر از خبرگان و متخصصان مرتبط با حوزه مدیریت دانش به عنوان نمونه انتخاب شد. این پژوهش از روش های تصمیم گیری چندشاخصه شامل تکنیک های سوارا، آراس و کوکوسو استفاده کرده است. ابتدا عوامل مؤثر بر جریان دانش از طریق بررسی ادبیات و پیشینه پژوهش استخراج شد. سپس، پرسشنامه هایی طراحی و در اختیار خبرگان شامل مدیران، کارکنان شرکت های دانش بنیان و اساتید دانشگاهی قرار گرفت. روایی ابزار پژوهش از طریق تأیید ساختار مفهومی توسط خبرگان و اساتید دانشگاهی بررسی و تأیید شد. همچنین، پایایی نتایج از طریق مقایسه تطبیقی رتبه بندی ها در سه تکنیک مختلف و تأیید مجدد آن ها توسط خبرگان بررسی گردید که حاکی از ثبات و اعتبار مطلوب یافته ها است. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش های مذکور تحلیل و رتبه بندی شد. در نهایت، برای تلفیق نتایج، از روش میانگین رتبه ها استفاده شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین عوامل مؤثر بر جریان دانش در شرکت های دانش بنیان پارک علم و فناوری یزد به ترتیب شامل حمایت و تعهد مدیریت (C8) با میانگین رتبه 1، آموزش مستمر (C4) با میانگین رتبه 33/3، زیرساخت فناوری اطلاعات (E1) با میانگین رتبه 67/4، کار تیمی (A2) با میانگین رتبه 5، وجدان کاری (A1) با میانگین رتبه 67/5 و حمایت از کار تیمی (B5) با میانگین رتبه 6 بوده اند. این عوامل، نقش کلیدی در تسهیل جریان دانش ایفا کرده است. حمایت و تعهد مدیریت، به عنوان مؤثرترین عامل، بیانگر تأثیر پررنگ رهبری سازمانی در شکل دهی فرهنگ دانش محور است. آموزش مستمر و زیرساخت فناوری اطلاعات، بستر به روزرسانی و دسترسی به دانش را فراهم کردند. عوامل انسانی مانند کار تیمی نیز با تقویت تعاملات سازمانی، به جریان مؤثر دانش در این شرکت ها کمک نمودند. نتیجه گیری: برای ارتقای سطح دانش و تسهیل تبادل اطلاعات در شرکت های دانش بنیان مستقر در پارک علم و فناوری یزد، توجه به عوامل شناسایی شده ضروری است. مدیران این شرکت ها می توانند با تقویت حمایت مدیریتی، توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات و تشویق کار تیمی و آموزش مستمر، جریان دانش را در سازمان های خود بهبود بخشند. این اقدامات نه تنها به پیشرفت اقتصادی شرکت ها کمک می کند، بلکه نقش مهمی در توسعه اجتماعی و فرهنگی ایفا می نماید. اصالت/ارزش: این پژوهش از نظر روش شناسی دارای ارزش و اصالت علمی قابل توجهی است؛ چرا که با ترکیب نوآورانه سه تکنیک تصمیم گیری چندشاخصه (سوارا، آراس و کوکوسو) به تحلیل و رتبه بندی عوامل مؤثر بر جریان دانش پرداخته است.
۱۹۰۹۹.

بررسی تاثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمان به واسطه ی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۲
اهداف: در دنیای کسب وکار پرشتاب و همواره در حال تغییر امروز، تنوع نیازها و انتظارات مشتریان، بسیاری از رویکردهای سنتی بازاریابی کارایی خود را از دست داده اند و و رویکردهای نوینی در این حوزه شکل گرفته اند. در میان این رویکردها، بازاریابی پدرخوانده به عنوان یک رویکرد نوآورانه در حوزه بازاریابی داخلی معرفی شده است که بر اساس اصول اعتماد، وفاداری و روابط اخلاقی متقابل بنا شده است. سازمان های مترقی به طور فزاینده ای تشخیص می دهند که حفظ اعضا و افزایش اعتبار سازمانی از جمله ارزشمندترین دارایی های استراتژیک برای دستیابی به پایداری بلندمدت هستند. با به کارگیری اصول بازاریابی پدرخوانده - از جمله مراقبت شخصی، حمایت همه جانبه و پرورش حس مشترک سرنوشت - سازمان ها می توانند نوعی وفاداری عاطفی را پرورش دهند که فراتر از روابط صرفاً معاملاتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی با تأکید بر نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر اعضاست - مفهومی که نشان دهنده پیوند عاطفی و تعهد اخلاقی اعضا – است. روش پژوهش:  جامعه آماری این پژوهش شامل ۱۲۰ از اعضای آکادمی فرهنگی–ورزشی هندبال «سپهر آیسک» در استان خراسان جنوبی، ایران بود. بر اساس جدول نمونه گیری مورگان،۹۷ نفر به عنوان نمونه با روش تصادفی ساده انتخاب شدند. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر گردآوری داده ها پیمایشی_تحلیلی است. داده ها از طریق پرسشنامه ساختاریافته گرد آوری و با استفاده از نرم افزار SmartPLS و با استفاده از اندازه گیری و مدل سازی معادلات ساختاری برای آزمون روابط فرضی بین متغیرها تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها:  نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بازاریابی پدرخوانده تأثیر معناداری بر افزایش وفاداری تزلزل ناپذیر اعضا دارد. همچنین رابطه ی مثبت و معناداری میان وفاداری تزلزل ناپذیر و اعتبار سازمانی تأیید شد.  با این حال، تأثیر مستقیم بازاریابی پدرخوانده بر اعتبار سازمانی چندان قوی نبود، که نشان می دهد تأثیر اصلی آن در درجه اول از طریق وفاداری اعضا عمل می کند. این یافته را می توان با توجه به نوع سازمان مورد مطالعه- آکادمی های فرهنگی_ورزشی- تفسیر کرد که در آن اهداف مالی و برندسازی اغلب اهمیت ثانویه دارند، در حالی که نقش های غیرمادی مانند آموزش، مسئولیت اجتماعی و توسعه اخلاقی برجسته تر هستند. این نتیجه نقش میانجی وفاداری تزلزل ناپذیر را برجسته می کند، که بُعد عاطفی روابط داخلی را به شهرت و اعتبار خارجی سازمان پیوند می دهد. به عبارت دیگر، وقتی اعضا حمایت اخلاقی، انصاف و حس تعلق را درک می کنند، ارزش های سازمان را درونی می کنند و در نتیجه اعتبار و یکپارچگی کلی آن را تقویت می کنند. نتیجه گیری: این پژوهش، بازاریابی پدرخوانده را به عنوان یک رویکرد نوآورانه در بازاریابی داخلی معرفی می کند که با تقویت وفاداری تزلزل ناپذیر مشخص می شود - وفاداری ای که از تعلق عاطفی و تعهد اخلاقی ناشی می شود تا مکانیسم های معامله ای یا پاداش محور. یافته ها نشان می دهد که مدیران و سرمایه گذاران می توانند با اتخاذ اصول بازاریابی پدرخوانده، همزمان هزینه های سازمانی را کنترل کرده و تعهد بلندمدت مبتنی بر احساسات را در بین اعضا پرورش دهند. از این رو، بازاریابی پدرخوانده یک چارچوب نظری و عملی جدید ارائه می دهد که وفاداری عاطفی را با اعتبار سازمانی مرتبط می کند.
۱۹۱۰۰.

تحلیل تأثیر نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۳
بهبود نوآوری مالی و مدیریت ریسک در بانکها نیازمند ترکیب فناوری، آموزش، نظارت هوشمند و همکاری با همکاران حوزه مالی است. بانکهایی که این راهکارها را به صورت نظام مند اجرا کنند، نه تنها ریسک های خود را کاهش می دهند، بلکه از فرصت های بازار نیز بهتر بهره برداری می کنند. نظر به اهمیت این موضوع؛ مطالعه حاضر به تحلیل و بررسی تأثیر نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. بدین منظور؛ اطلاعات 17 پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله (از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402) ، استخراج، متغیرهای پژوهش محاسبه و آزمون های آماری لازم صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و طرح آن از نوع تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. در ادامه به منظور آزمون فرضیه پژوهش، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده است. یافته های پژوهش؛ حاکی از آن داشت که نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکها تأثیر مثبت و معناداری دارد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان