ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴٬۶۲۱ تا ۱۴٬۶۴۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۱۴۶۲۱.

طراحی مدل ارزیابی خط مشی های فرهنگ تحول دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۴۸
امروزه، سازمان های دولتی با چالش های متعددی در زمینه تحول دیجیتال روبه رو هستند. این چالش ها ناشی از تدوین و ابلاغ مکرر خط مشی های گوناگون، به ویژه در حوزه فرهنگ تحول دیجیتال و عدم ارزیابی اثربخشی آنهاست. این امر به هدررفتن منابع، عدم استقبال کارکنان از تغییرات فناورانه و ناتوانی در دستیابی به اهداف و چشم اندازهای تعیین شده منجر می شود. به منظور رفع این مشکلات، ارائه مدلی برای ارزیابی خط مشی های این حوزه ضروری است. این پژوهش با هدف ارائه راهکارهایی برای اجرای مطلوب تر خط مشی ها و تحقق اهداف مرتبط انجام شده است. در این پژوهش، داده ها به منظور طراحی مدل ارزیابی خط مشی های فرهنگ تحول دیجیتال در سازمان تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی، به عنوان یک سازمان دولتی پیشرو در زمینه ارتباطات و فناوری اطلاعات، گردآوری شده است. این گردآوری براساس مرور نظام مند پیشینه پژوهش از سال 2020 به بعد در پایگاه های داده معتبر داخلی، خارجی و هوش مصنوعی نظیر نورمگز، مگیران، الیسیت، امرالد و ریسرچ گیت و با استفاده از روش فراترکیب 7 مرحله ای (باروسو سندلوسکی) انجام شده است. مدل ارزیابی براساس الگوی ذی نفع گرا و با درنظرگرفتن سه ذی نفع اصلی (شهروندان، متخصصان و اپراتورها) و با استناد به مدل فرهنگ سازمانی ادگار شاین در سه سطح مصنوعات، ارزش ها و مفروضات بنیادین طراحی شده است. درنهایت، با انجام مصاحبه های اکتشافی با خبرگان در هر سه حوزه ذی نفعان و تحلیل مضمون، مدل ارزیابی شامل 8 معیار برای متخصصان، 5 معیار برای اپراتورها و 8 معیار برای شهروندان تدوین شده است.
۱۴۶۲۲.

بررسی رابطه فشارهای اقتصادی و به کارگیری استراتژی های دوسوتوان در مواجهه با چالش های شناختی شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۹۰
هدف از این پژوهش کاربردی، بررسی نقش دوسوتوانی در شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری در مواجهه استراتژیک پارادوکس ها و چالش های شناختی سازمانی با رویکرد پژوهش های همبستگی است. برای توزیع پرسش نامه محقق ساخته از روش نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر طیف لیکرت و بررسی بدون واسطه در گردآوری داده های پژوهش استفاده شده است. نمونه آماری شامل 216 شرکت دانش بنیان در حوزه زیست فناوری کشور است که از میان عوامل محیطی متعدد به بررسی مؤلفه اقتصادی در تقسیم بندی چالش ها و پارادوکس های موجود، نقطه نظرات ایشان در سال 1402 مورد بررسی و پژوهش قرار گرفت. بر همین اساس، رابطه به دست آمده فشارهای اقتصادی و به کارگیری استراتژی های دوسوتوان در مواجهه با پارادوکس ها و چالش های شناختی شرکت های دانش بنیان حوزه زیست فناوری و نتایج الگوریتم تحلیل داده ها بر پایه اعتباریابی محتوایی، گواه بر روایی ابزار سنجش و ضریب حدود 92 درصد کرونباخ (۰٫۹α ≥ )، پایایی مقیاس لیکرت، همبستگی مثبت و معناداری پارادایم های مذکور را نشان می دهد. بنابراین، عوامل اثرگذار محیطی از منظر رواداری مؤلفه های اقتصادی با اتکاء بر مفاهیم دوسوتوان در کاهش یا افزایش چالش ها در شناخت بهتر و تقلیل سطح دوگانگی در رفع مسائل و پیچیدگی های سازمانی نقش بسزایی دارد.
۱۴۶۲۳.

واکاوی عوامل موثر بر حکمرانی شهر هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: شهرهای هوشمند درحال تبدیل شدن به الگویی نوین برای جوامع شهری هستند که درآن از فناوری های نوین برای ارتقاء کیفیت زندگی، کارایی و پایداری استفاده می شود. با این حال، موفقیت این شهرها به طور قابل توجهی به همکاری موثر ذینفعان مختلف، از جمله دولت، بخش خصوصی و... بستگی دارد. هدف کلی از انجام این پژوهش واکاوی عوامل موثر بر حکمرانی شهر هوشمند می باشد. روش پژوهش: پژوهش حاضرجزء تحقیقات توصیفی است و بارویکردکیفی وبااستفاده از روش تحلیل محتوا جهت دارانجام شده است. جامعه مورد مطالعه شامل ذینفعان درگیر درهوشمندسازی ازقبیل کارکنان شهرداری ها،شورای شهر، ارکان مدیریت شهرداری، حاکمیت ملی و حاکمیت منطقه ای، شرکت های خدمات شهری، ارائه دهندگان صنایع همگانی، شرکت هایICT، سازمان های مردم نهاد یاNGOها، سازمان های بین المللی، منطقه ای و چندجانبه، انجمن های صنعتی، برنامه ریزان شهری، دانشگاه ها و... بودند. برای انتخاب مصاحبه شوندگان از نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی استفاده شد. نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه داشت یعنی تا زمانی که داده جدیدی یافت نشد. در این تحقیق از طریق مصاحبه با 41 نمونه از جامعه مذکور، اشباع نظری حاصل شد. جمع آوری داده ها از طریق مصاحبه، مشاهده و یادداشت برداری میدانی، بررسی اسناد و مدارک یا اغلب ترکیبی از این روش ها صورت گرفت. قابلیت اعتماد از طریق تکنیک مثلث سازی حاصل شد. یافته ها و نتیجه این پژوهش نشان می دهد که تدوین یک استراتژی جامع و یکپارچه و ایجاد فرهنگ مشارکتی و مبتنی بر اعتماد بین ذینفعان مختلف و ایجاد زیرساخت ها و سرمایه گذاری های مناسب، در بخش های مختلف شهر هوشمند الزامی و ضروری می باشد؛ همچنین بیانگر این موضوع است که واکاوی عوامل موثر بر حکمرانی شهر هوشمند در زمینه های زیرساخت شهر هوشمند، مدیریت بحران و امنیت عمومی، مدیریت منابع انسانی، متنوع سازی مرتبط (همگن) ، استراتژی شهر هوشمند، دانش و تخصص، حکمرانی شهر هوشمند، مدیریت انرژی هوشمند، اقتصاد شهر هوشمند، فرهنگ شهرهوشمند بود.
۱۴۶۲۴.

غایت شناسی دعای دوم صحیفه سجادیه از رهگذر نگاه تحلیلی به ویژگی های رهبر تمدن ساز اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۹
مقدمه و اهداف : هر تمدنی چه از نوعی دینی و چه از نوع غیردینی آن، نیاز به رهبرانی از جنس رهبران تمدن ساز دارد. رهبر همان راهبر یا ترسیم کننده خط و سیر حرکت یک ملت در مسیر تاریخی آنها می باشد. البته در لسان قرآن، هیچ گاه سیر و مسیر حرکت ملت ها در صورتی که خودشان نخواهند عوض نخواهد شد (رعد، 11)؛ اما چه بسیار امت ها و ملت هایی که خواهان تغییر مسیر تاریخی خود بوده اند، ولی از داشتن رهبری شایسته بی نصیب مانده اند. مسئله پژوهش حاضر، نظری محققانه به دعای دوم صحیفه سجادیه است تا با داشتن زاویه دید تحلیلی گامی در راستای ترسیم ویژگی های رهبر تمدن ساز بردارد. علت انتخاب این دعا برای بررسی موضوع ویژگی های رهبر تمدن ساز از دو وجه قابل توجه می باشد: نخست اینکه، این دعا در زمینه های مختلف ویژگی های شخصیتی و عملکردی پیامبر (ص) مطرح شده است و از این جهت متنی جامع می باشد. نکته دوم اینکه، این تعابیر از جانب فردی معصوم مطرح شده که نگاهی درست و حقیقت گونه به شخصیت و منش پیامبر (ص) داشته است. از همین جهت متن دعا می تواند به عنوان منبعی معتبر و جامع تحلیل شود. اهمیت نگاه تمدن سازی به ویژگی های مطرح شده هم از آن جهت است که رهروان امر ایشان با دریافت این ویژگی ها و با ترسیم افق رهبری تمدن ساز، جهت گیری بینش و منش تمدنی را برای خود روشن خواهند دید. این مهم با داشتن نگاه گذرا و خوانشی بر صفات پیامبر (ص) به عنوان برترین رهبر تمدن ساز دینی، اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید نگاهی تفسیری و عمیق بر این صفات داشت تا به نوعی به معنای ثابت و مشخصی از متن دعای دوم صحیفه سجادیه دست یافت و ازاین رو، باید با تأمل و ژرف اندیشی عمیق تری مطالعه و بازنگری شود. روش: در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی استفاده شده است. مراحل شش گانه این روش در ادامه بیان می شود. 1. تدوین پرسش های تحقیق: این پرسش ها براساس پیش فرض های ذهنی محقق راجع به موضوع موردنظر صورت بندی می شوند (ادیب حاج باقری و همکاران، 1394، ص237)؛ 2. تعیین واحد تحلیل: واحد تحلیل، شخص یا چیزی است که تحلیل براساس آن انجام می شود. مضمون، رایج ترین واحدی است که پژوهشگران در تحلیل محتوای کیفی استفاده می کنند (مؤمنی راد و همکاران، 1392، ص203-204)؛ 3. ایجاد نظام مقوله بندی: مقوله های پژوهش حاضر براساس نظام استقرایی شکل گرفته اند. در نظام استقرایی، ابتدا مقولات مشخص و براساس آن، داده ها، مرحله به مرحله از متن استخراج می شوند (مایرینگ، 2014، ص81)؛  4. نمونه گیری هدفمند: در این نوع نمونه گیری، منابعی برای بررسی انتخاب می شوند که واجد بیشترین اطلاعات، پیرامون موضوع مورد نظر هستند. این منابع را نمی توان از ابتدای پژوهش به طورکامل و دقیق مشخص کرد؛ زیرا انتخاب هر کدام به کفایت اطلاعاتی بستگی دارد که از منابع بررسی شده به دست آمده است (گال، بورگ و گال، 1395، ص 389-398)؛ 5. تحلیل و استنباط از متن: در این مرحله، پژوهشگر ادراکات خود از محتوای داده ها را با نگاهی عمیق بررسی می کند تا دلالت های ضمنی آن را استنباط کند (جنسن و جانکاوسکی، 2002، ص 184)؛ 6. پاسخ به پرسش های تحقیق: در پایان، براساس یافته های پژوهش و تحلیل و استنباط های مبتنی بر آن، به سؤال های پژوهش پاسخ داده می شود. نتایج پژوهش: در پاسخ به پرسش اول یعنی براساس دعای دوم صحیفه سجادیه و با نگاه و رویکرد تمدن سازی، اینکه ویژگی های پیامبر (ص) چگونه ترسیم شده است، مبین دو دسته صفات فردی و اجتماعی می باشد. در دسته صفات فردی، ویژگی های جسمی، روحی، ایمانی و اندیشه ای رهبر تمدن ساز مطرح شده است و در دسته اجتماعی، نحوه تعاملات با خویشان، دوستان و دشمنان و رویکرد راهبردی رهبر تمدن ساز مطرح شده است. نتایج پژوهش در پاسخ به سؤال دوم یعنی براساس ویژگی های رهبر تمدن ساز در دعای دوم صحیفه سجادیه، الگوی پیشنهادی رهبری تمدن اسلامی در عصر حاضر چه می باشد، مبین آن است که رهبر تمدن ساز در رویکردهای فردی، مهربان، جهادگر، مؤمن و متفکر می باشد و در رویکردهای راهبردی، فردی با رویکرد مردم گرا در تعاملات دوستانه داخلی، فردی با رویکرد اقتدارگرا در روابط مخل کننده و مزاحم داخلی، فردی با رویکرد گفتمانی در تعاملات دوستانه خارجی و فردی با رویکرد استراتژیک در تعاملات مخل کننده و مزاحم خارجی می باشد. البته این رویکردها به صورت تعاملی بر دیگر جنبه ها اثر گذاشته و تک بُعدی نمی باشد. سرانجام، پیشنهاد می شود در راستای غنابخشی به تحقیق حاضر، دیگر صفات رهبر تمدن ساز با نگاهی عمیق و رویکردی جدید در دیگر منابع دینی واکاوی و کنکاش شود تا از این رهگذر نه تنها شناخت کافی نسبت به صفات رهبر تمدن ساز اسلامی حاصل شود، بلکه در مقایسه ای فرازمانی در رهبریت تاریخی این تمدن، بحث اطمینان قلبی به موضوع ولایت به عنوان امری در سلوک سیر تمدن ساز، برای رهروان این طریقت حاصل و عاید شود. بحث و نتیجه گیری: تمدن اسلامی به یقین از زمان شکل گیری خود در فرازها و فرودهای زیادی قرار گرفته است؛ اما هیچ کدام از این ریز کنش های مزاحم نتوانسته است کنش حق مدار تمدن اسلامی را در افول و تاریکی قرار دهد و همواره نور این تمدن برای انسان های حقیقت طلب تاریخ، روشنگر و چراغ راه بوده است. تمدن عظیم اسلامی در رهبری و مدیریت همواره متصل به نیروی رهبریت الهی و از جانب اهل بیت (ع) بوده و این انوار مقدس به عنوان الگویی تام در رهبریت تمدنی، سرمشق بوده اند؛ اما در عصر غیبت رهبری تمدن با جایگزینی کلیدواژه ولایت فقیه به جای ولایت امام، دارای رویکردی با ابعاد جدید می باشد. به یقین، برای رهروان تمدن اسلامی پیروی تام و کامل زمانی اتفاق می افتد که این ولایت را به عنوان شاخصه اصلی کشتی در حال حرکت تمدن نوین اسلامی پذیرا باشند و به واسطه ربط با حقیقت، ربط خود را با ولایت روشن نمایند. این مهم زمانی بیشتر ضرورت می یابد که با مقایسه ای بین صفات بنیان گذار تمدن اسلامی و بنیان گذار انقلاب اسلامی و ادامه دهندگان این رهبریت، بفهمیم که صفات رهبران تمدن هزاران ساله اسلامی الگویی برای رهبران تمدن نوین اسلامی بوده و در این راستا تالی تلو ایشان می باشند. وظیفه تابع تمدن اسلامی ایجاب می کند برای بودن و ماندن در کشتی نجات تمدنی، تابع ولایت نیز بوده، وگرنه در برهه های سخت طوفان دریای ظلمت جهل و جهالت، از مسیر درست خارج و غرق شود.
۱۴۶۲۵.

آینده رهبری در سازمان های رسانه ای در بستر تحولات فناورانه (افق 2030)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: هدف این پژوهش، بررسی آینده رهبری در سازمان های رسانه ای با توجه به تحولات فناورانه تا افق ۲۰۳۰ است. با استفاده از مدل پنج عامل آینده پیلکان (ثابت ها، روندها، تناقضات، عدم قطعیت ها و شگفتی سازها) و بهره گیری از نظریه های نوین رهبری دیجیتال، پیچیده و توزیعی، تلاش شده است تا چشم اندازی ترکیبی از چالش ها و فرصت های پیش روی رهبران رسانه ای ترسیم شود. روش: این پژوهش در چارچوب آینده نگاری، از روش تحلیل اسنادی بهره برده است. داده ها از منابع معتبر علمی شامل کتاب ها، مقاله های پژوهشی و گزارش های بین المللی گردآوری و با روش تحلیل مضمون قیاسی، بر مبنای مدل پیلکان تحلیل و دسته بندی شده اند. یافته ها: در تحلیل عوامل آینده، در بخش ثابت ها مشخص شد که موفقیت رهبران رسانه ای، به حفظ هویت سازمانی، پایبندی به اخلاق حرفه ای و ایجاد اعتماد پایدار نزد مخاطبان وابسته است. در روندها، رشد ابزارهای هوشمند مانند چت بات های تحریریه و تحلیلگرهای داده، نقش رهبر را به مدیر فناوری ارتباطی تبدیل می کند. در میان تناقض ها، هم زمانی فشار بر تولید محتوای سریع با ضرورت حفظ کیفیت و دقت به چشم می خورد. در عدم قطعیت ها، واکنش مبهم کارکنان به جایگزینی انسانی با الگوریتم، چالشی جدی تلقی می شود. در شگفتی سازها، احتمال تصمیم گیری تحریریه توسط هوش مصنوعی، شکل جدیدی از رهبری را پیش بینی می کند. نتیجه گیری: رهبران رسانه ای برای حفظ و ارتقای نقش راهبردی خود، باید توانایی ترکیب مهارت های انسانی با ظرفیت های فناورانه را داشته باشند. این تحقیق نشان می دهد که مدیریت موفق آینده، مستلزم تلفیق رهبری تحول گرا با بینش آینده نگر است و به بازطراحی سازوکارهای سازمانی، اخلاقی و فناورانه نیاز دارد.  
۱۴۶۲۶.

Beyond Youth Nihilism; Philosophy and the Empowerment of Young People “Not in Education, Employment or Training”(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۹
The growing phenomenon of young people not in education, employment, or training (NEETs) represents a significant challenge for society and, even more so, for the world of education itself, even more so for the world of work. According to many educators and philosophers, the reasons why so many young people in various countries are giving up both on continuing their studies and actively seeking employment can often be traced back to a broader sense of mistrust, a profound mistrust that many young people feel towards the future and, indeed, the world as a whole. Yet, human beings do not simply experience the world: they live a vision of the world. From this vision arises their perception of existence, of their capacity to change life and society for the better, and therefore of the possibility that the future may once again appear as a promise rather than a threat. In the face of youthful nihilism, philosophy could offer meaningful paths that lead to a renewed and positive way of being in the world and imagining the future. Education through philosophy can therefore potentially contribute to addressing the widespread phenomena of youth distress and educational impoverishment of our time. In this article, the author presents a case study of a philosophical practices workshop for young NEETs, designed to address participants' self- and worldview, helping to boost their self-esteem and confidence in themselves and their future. This educational experience is framed within a theoretical framework that highlights the transformative and emancipatory potential of philosophy as a radical educational dimension.
۱۴۶۲۷.

حمل حقیقت و رقیقت در حکمت متعالیه و بازنشانی شواهد قرآنی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۹
مباحث معرفت شناسی در حکمت اسلامی، ارتباط نزدیک و پیوسته ای با وجودشناسی دارد، طبیعی است که با تغییر و تحول در تبیین های وجودشناختی، در قضایای معرفتی حاکی از آنها نیز نوعی تمایز لحاظ گردد، حمل حقیقت و رقیقت از اقسام حمل است که برای تمایز در تبیین وحدت تشکیکی و شخصی وجود در حکمت متعالیه مطرح شده است. در این حمل مانند وجود، رابطه موضوع و محمول از حیث اتحاد در کمالات وجودی و تفاوت در درجه و به نحو حقیقت و رقیقت تلقی می شود، این نگرش هماهنگ با دیگر اجزای حکمت متعالیه مانند قاعده بسیط الحقیقه، تفسیر علیت به تجلی، صدور به ظهور، ماهیات به تعینات و.. در گذر از نگرش وحدت تشکیکی به وحدت شخصی، تقریر شده و با هر دو خوانش سازگار است. با توجه به ادعای هماهنگی دین و عقل در کشف واقعیت، مساله تحقیق این است که آیا می توان برای حمل حقیقت و رقیقه، علاوه بر مبانی فلسفی و مبادی عرفانی، شواهد قرآنی نیز ارائه نموده و با استمداد از آن تبیین بهتری از متون نقلی ارائه داد؟ در این مقاله به شیوه تحلیلی- مصداقی نشان داده شده است که هم می توان برخی از آیات قرآنی را ناظر به این حمل تلقی نمود و هم با پذیرش این حمل می توان تبیین بهتری از این تعابیر ارائه کرد.
۱۴۶۲۸.

الهیات بدن و مسئله خشونت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۳۶
در الهیات معاصر، مسئله بدن و تجربه خشونت، جایگاهی مهم و در حال رشد دارد. آنا ماریا دالنتون، از الهی دانان فمینیست و عدالت محور، به طور خاص به این مسئله پرداخته و تلاش کرده است بدن را نه صرفاً یک پدیده زیستی، بلکه بستری برای فهم الهیات نجات، رنج و رهایی تلقی کند. از دیدگاه دالنتون، خشونت علیه بدن—به ویژه بدن های آسیب پذیر مانند زنان، کودکان، اقلیت ها و فقرا—فقط یک بحران اجتماعی نیست، بلکه چالشی برای الهیات نیز هست. او معتقد است اگر تجسد الهی در مسیح رخ داده، پس بدن انسانی جایگاهی مقدس دارد و هرگونه خشونت علیه آن باید در سطحی الهیاتی نقد شود. دالنتون نشان می دهد که سنت های دینی گاه با تأکید بر ریاضت، اطاعت یا انکار نیازهای جسمانی، به طور ناخواسته زمینه ساز خشونت علیه بدن شده اند. او خواهان بازخوانی متون دینی از منظر رنج بدن و تجربه زیسته انسان است تا بتوان الهیاتی بر پایه همدلی، عدالت و شفقت بنا کرد. در نگاه او، بدن صرفاً ابزاری برای تجربه نیست، بلکه خود حامل معنا، تاریخ و حضور الهی است. به همین دلیل، پاسداشت کرامت بدن و مبارزه با خشونت های ساختاری، بخشی از مأموریت الهیات معاصر است. در واقع دالنتون با رویکردی انتقادی و اخلاق محور، الهیات بدن را پلی میان ایمان، تجربه و عدالت اجتماعی می داند؛ جایی که رهایی بدن از خشونت، بخشی از مشارکت در عمل نجات بخش خداوند در تاریخ تلقی می شود.این رویکرد، دالنتون بر اهمیت «تجربه بدنی» در الهیات تأکید می کند؛ یعنی اینکه الهیات نباید صرفاً مفهومی و انتزاعی باقی بماند، بلکه باید از دل زندگی عینی و رنج های واقعی سر برآورد. به باور او، بدن هایی که خشونت دیده اند، حامل حقیقت هایی هستند که فقط با گوش سپردن به آن ها می توان الهیاتی عادلانه و رهایی بخش شکل داد. از این منظر، الهیات باید زبان بدن، زخم ها و حافظه های سرکوب شده را به رسمیت بشناسد و بستری برای شنیدن صدای فرودستان فراهم آورد. این شنیدن، خود بخشی از پاسخ الهی به مسئله رنج است.
۱۴۶۲۹.

مقایسه همسنج یادگار زریران نامه، متن مشابه در غرر اخبار ملوک الفرس و سیرهم و شاهنامه با الهام از نظریات ویلهلم گایگر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۹
مقایسه ها و واکاوی آثار مشابه در دوران مختلف تاریخ همواره بهانه خوبی برای پیدا کردن نکات پنهان و علت آن اختلافات بوده است. در این مثلث که زوایایش را یادگار زریران، شاهنامه (هزار بیت دقیقی مدخل در شاهنامه) و تاریخ ثعالبی معروف به غرر اخبار نام نهاده ایم، شباهت هایی طبق انتظار مشاهده می شود که بدیهتاً ناشی از ذکر یک رویداد خاص تاریخی است و درعین حال دارای تفاوت ها و یا حذفیاتی نسبت به هم دیگر هستند که نقطه افتراق و محل بحث را می گشاید. این مقاله که با روش توصیفی – تحلیلی و با رویکرد کتابخانه ای نوشته شده است، قصد دارد تا این تفاوت ها و شباهت ها را با بررسی و مقایسه این سه متن مورد واکاوی قرار دهد. نتایج نشان می دهد که تفاوت هایی که در شاهنامه وجود دارد در مقایسه با دودیگر بزرگ تر و ملموس تر است و درعین حال در تاریخ ثعالبی ذکر رویدادها، شباهت های زیادی به یادگار زریران دارد. در اینجا یافتن تفاوت ها و جدول بندی آن این امکان را می دهد که مخاطب دید کلی و تحلیلی را برای مقایسه بیابد. در انتها با استعانت از نظریات گایگر-زبانشناس آلمانی- و احتمالات دیگر مستدل بر استقرا به چرا جویی این اختلافات پرداخته می شود.
۱۴۶۳۰.

بررسی زبان قرآنی در تمهیدات و نامه های عین القضات همدانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۹
زبان قرآن، مانند زبان دیگر متون مقدس، زبانی تأویل پذیر و دارای معانی عمیق وچندلایه است. ویژگی هایی مانند فصاحت و بلاغت، تنوّع در سبک، موسیقی وآهنگ، تمثیلی بودن، هماهنگی و انسجام متنی، اسلوب های بیانی مختلف(تشبیه، استعاره، کنایه و مجاز)، تکرار هدف مند و ایجاز، از دیگر ویژگی های این زبان به شمار می رود. شیفتگی عین القضات به زبان قرآن سبب وحدت زبان او با زبان قرآن شده و کارکرد ذهنی و تلقی او از جهان، تأویل آیات قرآن است. در این مقاله، زبان قرآن در تمهیدات و نامه های عین القضات به لحاظ موارد زیر بررسی شده : زبان تأویلی عین القضات و ویژگی های آن، زبان قرآن در ساختار عبارات و جملات فارسی تمهیدات و نامه ها، نکات سبکی و بلاغی و اصطلاح سازی صوفیانه با الفاظ آیات، استفاده از زبان استعاری و تمثیلی برای تأویل حروف مقطعه و پویایی این حروف در دیدگاه وی، نوع بهره برداری از آیات پرتکرار صوفیانه و آیات کلیدی قرآن و استفاده از اصطلاحات عرفانی با اقتباس از آیات. بخشی ازدستاوردهای پژوهش، ناظر بر این است که عین القضات در تمهیدات و نامه ها با استفاده از زبان شطحی و بیان نقیضی و زبان پارادوکسی آیات را تاویل کرده است و با اضافه های تشبیهی و استعاری با آیات تصویرگری های منحصر به فردی خلق کرده که این خود، یک برجستگی سبکی در نثر قرآنی اوست و در تأویل حروف مقطعه نیز از زبان تمثیلی و استعاری کمک گرفته و در تأویل این حروف از آیات محکم برای تفسیر متشابهات بهره برده و این که با الفاظ و عبارات قرآن اصطلاحات صوفیانه خلق کرده است.
۱۴۶۳۱.

بازتاب اصلاحات مالیاتی ساسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۵
اصلاحات مالیاتی دوره ساسانی از روزگار پادشاهی قباد آغاز شد و در زمان خسرو انوشیروان، پس از تدارک مقدّماتی ازجمله اندازه گیری مساحت زمین های کشاورزی، به اجرا درآمد. مهندسان ایرانی مقادیر به دست آمده از این زمین پیمایی گسترده را در دفتری به نام «دُروزَن» ثبت می کردند. اصلاحات یادشده تحوّلی بزرگ در دیوان ساسانی به وجود آورد؛ نهاد جدید، یعنی «سرای سِمَرَّج»، کار اجرای رسم جدید مالیاتی را بر عهده داشت و، برپایه آن ، مالیات ها در سه قسط چهارماهه اخذ می گردید. دفتر اَوارَج در اوایل دوره اسلامی، منطبق با میراث ساسانی، همچنان به ثبت «اقساط مالیات» اختصاص داشت. در اوایل دوره اسلامی، یک اصطلاح دیگر نیز هم ریشه با اوارج رواج داشت: «اَواره» که قدیم ترین شاهد کاربرد آن، البتّه با معنایی متفاوت از اوارج، در مفاتیح العلوم و نیز در بیتی از گرشاسبنامه به چشم می خورد. دفتر «روزنامَج» را احتمالاً بتوان قدیمی ترین دفتر دیوانی در ایران به شمار آورد که به منزله درگاه ورود اطّلاعات به دیوان بود و مندرجات آن، پس از دسته بندی، به دفترهای تخصّصی ازجمله اوارج نقل می گردید. دفتر دیگری که با اوارج نسبت و پیوند داشت «اَنجیذَج» بود و به درج هزینه های دولتی در زمینه نیروی انسانی تعلّق داشت. از این دفترها، به ویژه اوارج، برای پیش بینی هزینه دولت در سال بعد استفاده می شد که تاحدّی به بودجه نویسیِ امروز شباهت داشت.
۱۴۶۳۲.

تحلیل و ارزیابی مجموعه کاریکلماتورهای« قلبم را با قلبت میزان می کنم » پرویز شاپور براساس نظریه جامع طنز کلامی (GTVH)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۶
طنزپردازی از موضوعات مهم و تأثیرگذار در آثار ادبی ملل گوناگون و زبان فارسی است و از دیرهنگام بدان توجه شده است. در روزگار معاصر نیز بدان توجه ویژه شده است و با بهره گیری از نظریه های نو در زبان شناسی، جایگاه آن را فراتر برده اند. از جمله طنزپردازان نامی معاصر، پرویز شاپور است. این جُستار بر آن است تا شگردهای طنزآفرین در کاریکلماتورهای شاپور را در مجموعه قلبم را با قلبت میزان می کنم، براساس نظریه جامع طنزکلامی (General Theory of Verbal Humor) تحلیل کند. هدف آن است تا با یاری این نظریه که شامل شش متغیر تقابل انگاره (Script opposition)، مکانیزم منطقی (Logical Mechanism)، موقعیت (Situation)، هدف (Target)، شیوه روایت (Strategy Narrative) و زبان (Language) است، شگردهای به کار رفته در کاریکلماتورهای پرویز شاپور، به شیوه توصیفی - تطبیقی و تحلیلی بررسی گردد. در این نظریه از انتزاعی ترین زاویه که مؤلفه تقابل انگاره (Script opposition) است تا عینی ترین زاویه یعنی متغیر زبان (Language) به بررسی و واکاوی آثار طنز می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد با اینکه هر شش مؤلفه در یک راستا در ایجاد طنز نقش دارند، اما تقابل انگاره (Script opposition) و مکانیزم منطقی (Logical Mechanis) از شگرد هایی هستند که تأثیرگذاری بیشتر با بس امد بالاتر، در پدید آوردن طنز کاریکلماتورها برعهده دارند و از ارک ان اصلی ایج اد طنز در آث ار ش اپور به شم ار می روند. همچنین شاپور در کاریکلماتورها، به گزینش و چینش واژگان در محور همنشینی توجه شایانی داشته و این همجواری واژه ها در طنّازی، عمق بخشی، تأثیر گذاری و انسجام کلام بسیار مؤثر بوده است.
۱۴۶۳۳.

تحلیل تئوریک شبکه های قدرت در نظام بین الملل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۵
در یک دهه اخیر نظام بین الملل وارد دوران گذار ژئوپلیتیک جدیدی شده است که یکی از مهم ترین ویژگی های آن شبکه ای شدن روابط قدرت است. این پژوهش با روش تحلیل کیفی تغییر پارادایم هندسه و ساختار قدرت از قطب های قدرت به شبکه های قدرت را برای نظم پیش روی جدید موردبررسی و تحلیل قرار داده است. یافته پژوهش نشان می دهد، ساختار نظم جدید جهانی آینده ضمن خارج شدن از روابط خطی بین قدرت ها و پیچیده و چندبعدی شدن آن، بر اساس شبکه های به هم پیوسته قدرت خواهد بود که در آن قدرت های مرکزی مناطق در زمینه های مختلف (اقتصادی، امنیتی، تکنولوژیک و...) به عنوان هابِ شبکه ی منطقه ای نقش اصلی را در روابط قدرت ایفا می کنند و آن ها نیز در سطح کلانتری به ابر شبکه (ابرهاب) های جهانی متصل خواهند بود. بر این اساس، نظام بین الملل شامل تعداد بی شماری از پیوندهای به هم پیوسته و متقاطع است که باهم در قالب شبکه های مختلف قدرت تحولات جهانی را شکل می دهند. بر اساس منطق شبکه های قدرت، جایگاه کشورها در ساختار نظام بین الملل در مرحله توزیع قدرت، نه به صورت سنتی و خطی بلکه بر اساس میزان و تعیین کنندگی آن ها در شبکه های مختلف قدرت تعیین می شود. با توجه به اینکه خود بازیگران در شبکه ها سازمان دهی شده اند، شبکه های جهانی از طریق برنامه نویسی و سوئیچینگ بر روی سایر شبکه ها اعمال قدرت می کنند و بر همین اساس الگوی رقابت و همکاری در نظم شبکه ای شکل می گیرد.
۱۴۶۳۴.

بررسی و تحلیل هفده بند از متنِ تذکرهالاولیایِ عطّار با تکیه بر حواشی و تعلیقاتِ شفیعی کدکنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۲
زمینه: محمّدرضا شفیعی کدکنی آخرین چاپ علمی و انتقادی تذکره الاولیایِ عطّار نیشابوری را در سال 1398 و با همّت نشر سخن در دو مجلّد روانه بازار نمود. به این چاپ، علی رغم این که تا این زمان معتبرترین و علمی ترین تصحیحِ موجود از تذکره به شمار می رود، متأسّفانه نواقص و کاستی هایی راه یافته است. این نواقص و اشکالات هم در متن تذکره و هم در حواشی و یادداشت هایی که شفیعی کدکنی بر متنِ تذکره نوشته است، مشاهده می گردد. اگرچه شماری از پژوهشگران و استادانِ دانشگاه در چند مقاله انتقادی به پاره ای از این موارد اشاره کرده اند، نگارندگان مقاله حاضر نیز با تأمّل در هفده بند از متنِ تذکره الاولیاء و مقابله آن با حواشیِ شفیعی کدکنی، به ایرادها و اشکالاتِ دیگری برخورده اند که در ادامه مقاله به آن ها اشاره می رود. روش: گفتنی است که نگارندگان در این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای یادداشت هایِ خود را تهیّه و تنظیم نموده اند. یافته ها: نگارندگان در مقاله حاضر، با دقّت در هفده بند از متنِ تذکرهالأولیاء، حواشی و یادداشت هایِ شفیعی کدکنی را درباره گزاره های مرتبط با این هفده بند، بازخوانی و تجزیه و تحلیل نموده اند. نتیجه این بررسی نشان می دهد که بعضی از حواشیِ شفیعی کدکنی کاملاً اشتباه است. در بعضی از موارد نیز حواشیِ او نارسا و ناقص بوده و ممکن است مخاطبِ تذکره را دچار کج فهمی و برداشتِ اشتباه نماید.
۱۴۶۳۵.

From Hegel to Heidegger… And back(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۳
Robert Pippin was for decades among the most outspoken American Hegelians, defending Hegel’s idealist legacy not only against the post-Hegelian turn towards non-discursive or non-notional reality but also rejecting Heidegger’s treatment of Hegel. So it comes as a shock when,in his new book The Culmination (Pippin, 2024), he endorses Heidegger’s characterization of Hegel’s thought as the culmination of Western metaphysics, as the full deployment of its basic premise that being equals logos, i.e., that the truth of everything that exists (or that can exist) can be articulated in the form of discursive judgments, so that the full system of logic is at the same time a full ontology, the description of conditions that everything that exists should meet. In all probability, Heidegger’s answer would have been that capitalism is just one among ontic organizations of the technological disclosure of Being – as he put it, Soviet Union and the US are “metaphysically the same.” To this we should insist that capitalism is not simply an ontic phenomenon, one of the possible versions of technological attunement: capitalism is not just a social phenomenon, it also has a transcendental-ontological status. It is not modern science and technology as such which push us to continuous domination over and exploitation of nature – they function like this only within the frame of capitalism with its permanent propensity towards expanded self-reproduction. So, Pippin is right here: it is not enough to mention technological disponibility as the source of the disappearance of Meaningfulness – one should add the word “capitalism” never used by Heidegger. Here Marx surprisingly meets radical conservatives: Patrick Buisson, the French ultra-conservative, was right in claiming that “le grand deconstructeur, c’est le capitalisme.”
۱۴۶۳۶.

ساختار معرفت سایبر (نظریه آشوب و معرفت سایبر)(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۷
تعیین ساختار معرفت یکی از مسایل مهم معرفت شناسی معاصر است. دیدگاه های مختلفی در این باره مطرح بوده که امروزه هم مورد بحث و مناقشه قرار گرفته اند. در خصوص معرفت سایبر هم این مسأله مطرح می شود که این معرفت چه ساختاری دارد. در این مقاله نخست دیدگاه های کلی در زمینه ساختار معرفت به طور کلی بیان شده و سپس نگارنده به نقد تطبیق این دیدگاه هها بر معرفت سایبر پرداخته است. مبناگرایی و انسجام گرایی و نیز کل گرایی، هیچیک ساختار این نوع معرفت را نشان نمی دهد. نگارنده در ادامه، با توجه به نظریه آشوب و پیامدهای معرفت شناختی آن، ساختار معرفت سایبر را آشوبناک معرفی می کند. بنا به این دیدگاه، در ظاهر معرفت سایبر ساختار منظم ندارد و فضایی آشوبناک و بدون تعین است. در فضای سایبر تنها اطلاعات جایگزین معرفت نمی شود، بلکه ساختارهای سنتی معرفت هم در هم می ریزد. اطلاعات یک کاربر در فضای سایبر یک سیستم در حال تغییر را تشکیل می دهد که در ظاهر گونه ای بی نظمی بر آن حاکم است. تغییر این سیستم در ظاهر قابل پیش بینی نیست. در فضای مجازی با چنین سیستم هایی از باورها رو به رو هستیم. عواملی که در تغییر این باورها نقش دارند بسیار زیاد و تا حدی غیرقابل تعیین هستند.
۱۴۶۳۷.

مدل سازی و پیش بینی روند تغییرات دما در شهرستان همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۱۰
شناخت و پیش بینی شرایط و ویژگی های اقلیمی در آینده به دلیل اهمیت آنها در تمام جنبه های زندگی امری ضروری است. این تحقیق سعی دارد روند تغییرات دماهای حدی را در منطقه همدان با استفاده از ریز مقیاس کردن داده های گردش عمومی جو پیش بینی و تغییرات آن را بررسی کند. جهت ریز مقیاس کردن داده های مدل گردش عمومی جو (HadGEM2-ES ) و مدل جفت شده (CMIP5) و تحت سه سناریوی انتشار (RCP2.5, RCP4.5, RCP8.5) از مدل ریز مقیاس نمایی لارس استفاده شده است. برآورد همبستگی داده های شبیه سازی شده و داده های واقعی، مقادیر بیش از 95/0 را برای تمامی ماه ها نشان می دهد. همچنین P _value آزمونهای آماری حاصل از خروجی مدل، مقادیر قابل پذیرش در عملکرد مدل را در تولید و شبیه سازی نشان داد. در نتیجه دادها از 2011 تا 2050 استخراج و مورد بررسی روند قرار گرفت. جهت آشکار سازی تغییرات روند، داده ها در سه بازه زمانی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان می دهد در سناریوی خوشبینانه (RCP2,5,) روند محسوسی درمیانگین و حداقل دما دیده نمی شود حال آنکه در سناریوی RCP4.5)) و RCP8.5روندهای معناداری در داده ها دما مشاهده می شود و بر این اساس افزایش 1 درجه ای میانگین دمای حداقل، گویای تغییرات آب و هوایی شدیدی است که خصوصا در فصل سرد باعث تغییر نوع بارش می گردد همچنین بر اساس بررسی روند دادها افزایش معنی دار میانگین حداکثر دما در مقیاس سالانه و ماهانه در هر سه سناریوی مورد بررسی، نشان دهنده بحران زیست محیطی پیش رو خواهد بود.
۱۴۶۳۸.

بررسی نقش نوسان مادن– جولیان (MJO) بر فراوانی رخداد توفان های گرد و غبار در ایستگاه های منتخب استان خوزستان و ردیابی مسیرهای ورود گرد و غبار به آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۳ تعداد دانلود : ۱۸۶
در این پژوهش اثر دو شاخص OMI و RMM نوسان مادن جولیان بر فراوانی رخداد توفان های گرد و غبار ایستگاه های آبادان، اهواز، بستان، بندر ماهشهر، دزفول، رامهرمز و مسجدسلیمان واقع در استان خوزستان طی شش ماه (آوریل تا سپتامبر) دوره آماری (۲۰۲۱- ۱۹۸۷) بررسی شد. ضرایب همبستگی پیرسون بین داده های گرد و غبار و شاخص ها بررسی و نتایج آن به صورت نقشه های پهنه بندی درآمد و درصد فراوانی هر یک از شاخص ها برای فازهای مثبت و منفی شمارش و محاسبه شد. نتایج پژوهش حاکی از وجود ارتباط مستقیم و معنی دار بین فازهای مثبت و منفی هر دو شاخص با گرد و غبار به جز ایستگاه دزفول در فاز مثبت OMI و فاز منفی RMM است و بیشترین میزان ضریب همبستگی مربوط به ایستگاه بندر ماهشهر و دزفول بین ۷۷/۰ – ۷۲/۰ در فاز مثبت شاخص RMM است. ارتباط بین نوسان مادن جولیان با گرد و غبار نشان داد بین ۵۱ تا ۵۹ درصد توفان های گردوغبار در فاز منفی شاخص OMI و ۴۰ تا ۴۹ درصد نیز در فاز مثبت آن اتفاق افتاده است. در شاخص RMM نیز ۵۶ تا ۶۳ درصد رخداد توفان های گرد و غبار مربوط به فاز منفی آن و ۳۷ تا ۵۰ درصد نیز در فاز مثبت آن مشاهده شده است. درواقع فاز منفی شاخص RMM، درصد بیشتری از رخداد توفان های گرد و غباری را نسبت به فاز منفی شاخص OMI به خود اختصاص داده است. طبق نتایج آزمون مونت کارلو جابجایی فازهای مثبت و منفی شاخص RMM، به گونه ای معنی دار رخداد توفان های گرد و غبار را برای بیشتر ایستگاه های استان خوزستان در پی دارد. رهگیری مسیرهای ورود گرد و غبار به استان خوزستان با مدل HYSPLIT نشانگر حرکت ذرات از عراق، عربستان و قسمت های شرقی سوریه به سمت محدوده موردپژوهش است.
۱۴۶۳۹.

مبانی حقوقی خسارت دریایی در حقوق ایران و انگلیس و مقایسه با نهادهای مشابه بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۹ تعداد دانلود : ۱۹۴
زمینه و هدف: خسارت مشترک دریایی از موضوعات مهم حقوق دریایی است که بررسی آن از اهمیت و ضرورت بالایی برخوردار است. بررسی مبانی خسارت دریایی به خصوص با رویکرد تطبیقی می تواند تصویر دقیق تری از خسارت مشترک دریایی در حقوق ایران ارائه نماید. بر همین اساس هدف مقاله حاضر بررسی مبانی حقوقی خسارت دریایی در حقوق ایران و انگلیس و مقایسه با نهادهای مشابه بین المللی است. مواد و روش ها: مقاله حاضر، توصیفی تحلیلی است. مواد و داده ها نیز کیفی است و از فیش برداری در گردآوری مطالب و داده ها استفاده شده است. ملاحظات اخلاقی: در این مقاله، اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: نظریه عدالت و دارا شدن بلاجهت، نظریه قرارداد، نظریه نمایندگی، از مهمترین مبانی خسارت مشترک دریایی است. یک عمل حقوقی نامعین است که در راستای رفع نیازهای بشری به جهت مصالح مشترک در امور حمل و نقل دریایی تعیین و تثبیت گردیده است، به گونه ای که اغلب مقررات حقوقی کشورهای دریایی، آن را به عنوان یک واقعیت حقوقی پذیرفته اند، در واقع ماهیت حقوقی خسارت مشترک، یک عمل حقوقی خاص و غیر معین است که وفق آن با تحقق شرایط لازمه، خود به خود مسئولیت اشخاص ذینفع در سفر دریایی در جبران غرامت به شخص متضرر بر اساس نهاد خسارت مشترک تحقق می یابد، مشروط به اینکه، اشخاص ذینفع، توافقی مغایر آن منعقد ننموده باشند. نتیجه: نتیجه اینکه خسارت مشترک دریایی مسئولیت مدنی، با قرارداد حمل و کنوانسیون های ناظر بر قرارداد حمل، با قرارداد حمل در کنوانسیون هیگ ویزبی و کمک و نجات دریایی مشابهت و همپوشانی دارد.
۱۴۶۴۰.

بررسی نقش دلبستگی به خدا در نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۷۴
پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش دلبستگی به خدا در نشانه های افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون انجام گرفته است. این پژوهش زیردسته تحقیقات کمّی است که از نظر هدف بنیادی و از نظر روش گردآوری یک مطالعه توصیفی از نوع همبستگی می باشد. جامعه آماری شامل تمام بیماران فشار خون شهرستان خوی در بهار سال 1401 که توسط پزشک متخصص تشخیص این بیماری را گرفته بودند، می باشد. حجم نمونه شامل 150 نفر می باشد که به روش نمونه گیری در دسترس از افرادی که به مطب پزشکان متخصص مراجعه می کنند و تشخیص این بیماری را دارند، انتخاب شدند و افراد به صورت داوطلبانه در این پژوهش شرکت نمودند. برای گردآوری داده ها، از پرسش نامه دلبستگی به خدا رووات و کرک پاتریک و مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین دلبستگی به خدا با افسردگی، اضطراب و استرس بیماران فشار خون ارتباط معناداری وجود دارد (05/p <0). دلبستگی به خدا با ایجاد امید و هدفمندی و کاهش تنش باعث می شود فرد اضطراب و استرس کمتری را تجربه کرده و احتمال ایجاد افسردگی در افراد کمتر گردد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان