"این پژوهش با هدف بررسی نقش میانجی عدالت سازمانی ادراک شده در رابطه بین خودپنداره مزمن کارکنان با رضایت آنها نسبت به نتیجه، سرپرست و مدیریت با استفاده از 250 نفر از کارکنان صنایع و سازمانهای شهر اصفهان که به شیوه دو مرحلهای انتخاب شدند، اجرا شد. روش پژوهش همبستگی بود و ابزارهای پژوهش سه پرسشنامه برای سنجش انواع سهگانه عدالت سازمانی (عدالت توزیعی، عدالت رویهای و عدالت ارتباطی)، پرسشنامه سنجش سطوح خودپنداره مزمن (فردی، ارتباطی و جمعی) و پرسشنامه رضایت از نتیجه، رضایت از سرپرست و رضایت از مدیریت بوده است. دادههای حاصل از پرسشنامهها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون میانجی مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج تحلیل رگرسیون میانجی گام اول نشان داد که سطوح خودپنداره مزمن فردی و جمعی (به ترتیب با بتا استاندارد 173/0 و 271/0 و با بتا استاندارد 162/0 و 205/0) برای عدالت توزیعی و عدالت رویهای و سطح خودپنداره مزمن جمعی (با بتا استاندارد 247/0) برای عدالت ارتباطی دارای توان پیشبین معنادار (001/0 P<) هستند. نتایج تحلیل رگرسیون میانجی گام دوم نشان داد که از بین سطوح خودپنداره مزمن برای پیشبینی رضایت از نتیجه، رضایت از سرپرست و رضایت از مدیریت، خودپنداره مزمن فردی و جمعی قادر به پیشبینی رضایت از نتیجه و رضایت از سرپرست (با بتا استاندارد 136/0 و 208/0 و230/0 و170/0) و فقط خودپنداره مزمن جمعی (با بتا استاندارد 148/0) قادر به پیشبینی معنادار(001/0 P<) رضایت از مدیریت هستند. در گام آخر (سوم) تحلیل رگرسیون میانجی نشان داد وقتی ابعاد عدالت سازمانی و سطوح خودپنداره مزمن بهصورت یکجا برای پیشبینی وارد معادلات رگرسیون شدند، فقط عدالت توزیعی نقش میانجی را در رابطه بین خودپنداره مزمن جمعی و رضایت از نتیجه ایفا میکرد. عدالت رویهای نیز بهصورت جداگانه برای رابطه بین خودپنداره مزمن فردی و رضایت از سرپرست و عدالت ارتباطی نیز بهطور جداگانه برای رابطه بین خودپنداره مزمن فردی و جمعی با رضایت از سرپرست نقش میانجی داشتند. و بالاخره عدالت رویهای نیز نقش میانجی را در رابطه بین خودپنداره مزمن جمعی و رضایت از مدیریت ایفا میکرد.
کلیدواژگان: عدالت سازمانی توزیعی، عدالت سازمانی رویهای، عدالت سازمانی ارتباطی، خودپنداره مزمن فردی، خودپنداره مزمن ارتباطی، خودپنداره مزمن جمعی، رضایت از نتیجه، رضایت از سرپرست، رضایت از مدیریت
"
امروزه مدیریت زنجیره تامین موضوعی استراتژیک(راهبردی) برای یکپارچه سازی و هماهنگی عملکرد سازمان هایی است که در صنایع مختلف درگیرند و به صورت ارائه محصول یا خدمت به مشتری (مصرف کننده نهایی) تولید ارزش می کنند. هدف این تحقیق، ارائه یک تکنیک جهت ارزیابی عملکرد زنجیره های تامین و تعیین عوامل مؤثر بر آن است. به این منظور براساس مدل کارت امتیازی متوازن شاخص های عملکردی زنجیره های تامین استخراج شده و سپس تکنیک 6 مرحله ای برای ارزیابی عملکرد زنجیره های تامین با منطق فازی (تکنیک پیشنهادی) ارائه می گردد. در این مقاله علاوه بر کمی نمودن ترم های زبانی با استفاده از خواص مجموعه های فازی، روشی جهت ارزیابی عملکرد زنجیره های تامین، شناسایی و اولویت بندی عامل های کلیدی و مؤثر در افزایش عملکرد ارائه و برای ارزیابی عملکرد زنجیره تامین شرکت های عمل آوری میگو در استان بوشهر پیاده سازی و اجرا شد. نتایج حاصل از پیاده سازی تکنیک پیشنهادی، ترسیم اندازه عملکرد سه زنجیره تامین مورد بررسی براساس چهار مؤلفه مالی، رشد و یادگیری، مشتری و بازار و فرآیندهای درون سازمانی بر روی یک نمودار چهار وجهی است.
"آموزش مجازی از جمله دستاوردهای جامعه اطلاعاتی است. این نوع آموزش با ارتقای سطح دانش بشری، آن ها را به جامعه معرفتی و دانش محور رهنمون می شود. در چنین جامعه ای دادوستد «دانش» جایگزین «کار و خدمات» می شود.
پیش بینی می شود مزیت های آموزش الکترونی و شیوه های این آموزش باعث رشد روزافزون کاربران اینترنت در سراسر جهان شود؛ زیرا با داشتن فقط یک دستگاه رایانه و اتصال به شبکه جهانی، کاربران می توانند اکنون و در آینده وارد جامعه معرفتی شوند.
دو عامل «شکاف دیجیتالی» و «فاصله فرهنگی»، باعث عدم دسترسی شهروندان کشورهای در حال توسعه و فقیر به آموزش الکترونی و محروم شدن آن ها از مزایای این نوع آموزش شده است. با مطالعه برخی کشورهای در حال توسعه از جمله کشور جمهوری اسلامی ایران می توان به چالش های موجود در این زمینه بیشتر واقف شد و برای آینده برنامه ریزی کرد.
نویسنده در پایان برای رفع موانع توسعه کشورهای فقیر، همکاری کشورهای جهان، سازمان های بین المللی و از جمله یونسکو را پیشنهاد می کند.
"
در این مقاله پس از طرح معنای لغوی و اصطلاحی واژة حکم، تفسیرهای مختلف منطقدانان در باب آن ارائه شده، و نیز این نکته که حکم همان تصدیق است یا غیر آن، بررسی شده است. سپس دربارة ماهیت حکم از نظرگاه فلسفی سخن به میان آمده است.
در طول تاریخ اندیشة فلسفی، رویکردهای گوناگونی را در معرفتشناسی میتوان شناسایی کرد که مهمترین آنها عبارتند از: 1. رویکرد قدما؛ 2.رویکرد مدرن که بر فلسفه عقلگرای مدرن اروپایی مبتنی است؛ 3. رویکردی بر پایه فلسفةتحلیلی معاصر یا فلسفةکشورهای انگلیسی زبان. 4. رویکرد مبتنی بر فلسفههای اروپایی همچون هرمنوتیک فلسفی، پستمدرنیسم و... که بیشتر از آموزههای کانتی اثرپذیرفتهاند. امروزه گرایشهای گوناگونی در معرفتشناسی دیده میشود که هر یک بر نگرش فلسفی ویژهای مبتنی است. هر یک از گرایشها و رویکردهای یاد شده طرفداران بسیاری در برخی محافل دانشگاهی دارد.در این نوشتار، میکوشیم تا رویکرد قدما و ویژگیهای آن را شرح دهیم. سپس گرایش اندیشمندان مسلمان را که از این رویکرد اثرپذیرفته و نقشی را که آنها در رشد این رویکرد ایفا کردندهاند بررسی میکنیم؛ به ویژه با توجه به مسئله عقلانیت معرفت و عقلانی نبودن شکاکیت و نسبیتگرایی مطلق این مسئله را میکاویم.
پیرامون سیدجمالالدین اسدآبادی، دیدگاههای گوناگونی بیان شده و «هر کسی از ظن خود شد یار» او. جماعت روشنفکرنما با پذیرش سید کوشیدهاند او را در مقابل مرجعیت و روحانیت قرار دهند و جماعتی دیگر که نشان نوکری استعمار را بر سینه خود و رهبران خویش دارند، جهد عظیم دارند تا او را به هر شکل تخطئه کنند.