طی چند سال اخیر، جمعها یا کلاسهایی در سطح شهر تهران شکل گرفته که در آنها شیوههای نوینی برای "چگونه بهتر زیستن"، آموزش داده میشود. در این جمعها که اساسشان بر پایه دیدگاههای گوناگونی از جمله روانشناسی و عرفان قرار گرفته است، افراد به دنبال آن هستند که ضمن تجربه نوعی احساس معنوی و روحانی، چگونگی دستیابی به راههای خوشبختی، موفقیت و کمال را به صورت توامان تجربه کرده و در عین حال، به آرامش روحی برسند. پژوهش حاضر در پی آن بوده که ویژگیها و کارکردهای کلی این جمعها برای افراد شرکتکننده را مورد مطالعه قرار داده و مطابقت آموزههای آنها را با رفتارهای نوین دینی بررسی کند. مبنای نظری این پژوهش بر اساس نظریههای مطرح جورج زیمل، ماکس وبر و توماس لاکمن در حوزه جامعهشناسی دین سازماندهی گشته و پژوهش با استفاده از روشهای کمی و کیفی انجام شده است.
هدف پژوهش حاضر آزمون این فرضیه است که آیا می توان بر اساس منابع اسلامی ابزاری ساخت که شادکامی افراد را بسنجد؟ آیا بین آموزه های دینی (اگر به صورت شاخص های قابل اندازه گیری تبدیل شوند) در حوزه شادکامی، با شادکامی روان شناختی رابطه ای وجود دارد؟ این پژوهش به بررسی این رابطه در 143 نفر از دانشجویان مرد و زن مشغول به تحصیل در سطح کارشناسی و کارشناسی ارشد دانشگاه قم پرداخته است. بدین منظور، پرسش نامه ای از مؤلفه های شادکامی در آیات و روایات معصومین(علیهم السلام) تهیه، اعتباریابی و همراه با پرسش نامه شادکامی فوردایس در گروه نمونه اجرا شد. داده ها با استفاده از روش همبستگی گشتاوری پیرسون، آزمون لوین و تی مستقل، تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند بین شادکامی اسلامی و شادکامی روان شناختی رابطه معنادار مثبت وجود دارد. بنابراین، این نتایج، می توان بر اساس منابع معتبر اسلامی ابزاری ساخت که شادکامی افراد مذهبی و غیرمذهبی را بسنجد. همچنین می توان مداخله هایی ترتیب داد تا سبک زندگی افراد افسرده به شکلی با تمرین مؤلفه های شادکامی دینی تغییر کند.
رشد اقتصادی چین در سالهای اخیر موجب شده تا این کشور در زمره قدرتهای بزرگ اقتصادی جهان قرار گیرد و درآمد سرانه آن بهبود چشمگیری پیدا کند. اما معضلی که آینده چین و دستاوردهای اقتصادی اش را تهدید می کند، فاصله زیادی است که به لحاظ میزان توسعه یافتگی میان مناطق شرقی و غربی این کشور به وجود آمده است. در واقع چین از توسعه ناموزون در استانهای خود نگران است. این مساله تمامیت ارضی و ثبات داخلی را در این کشور به مخاطره خواهد انداخت. این مقاله می کوشد مساعی چین برای انتقال انرژی آسیای میانه به مناطق غربی چین به منظور نیل به توسعه پایدار و ارتقای رفاه اقتصادی در آن مناطق را مورد بررسی قرار دهد. به علاوه چین که در مرزهای غربی خود با کشورهای آسیای میانه مجاور است، به لحاظ جمعیت قابل توجهی از اقوام ترک تبار مسلمان در استان سین کیانگ ظرفیت بالایی برای بروز تحرکات جدایی طلبانه دارد و در صورت عدم اهتمام لازم به توسعه این استان به مشکلی جدی برای حکومت مرکزی چین بدل خواهد شد.تمرکز مباحث بر خط لوله نفت قزاقستان به چین است که یکی از سرمایه گذاری های کلان چین در حوزه های انرژی آسیای میانه به حساب می آید. پرسش اساسی اینجاست که این خط لوله تا چه اندازه در جهت توسعه نواحی غربی کشور چین ثمربخش واقع می شود.در این مقاله این فرضیه به آزمون گذاشته شده است که انتقال انرژی قزاقستان به غرب چین اثر مثبت و سازنده ای را در تحقق اهداف دولت چین در نواحی کمتر توسعه یافته این کشور ایفا خواهد کرد.
امروزه بیکاری،مشکل بسیاری از جوامع در حال توسعه است.در این پژوهش،به بررسی عوامل مربوط به بیکاری و تاثیر نرخ ارز واقعی بر ان در 8 کشور عضو کنفرانس اسلامی می پردازیم که بیشتر کشورهای در حال توسعه یا کمتر توسعه یافته اند. بدین روی،ابتدا با معرفی یک الگوی تحلیلی مبتنی بر اقتصاد باز دو بخشی به شناسایی مولفه های بیکاری و تحلیل مسیرهای تاثیر گذار بر روی ان از طریق نرخ ارز واقعی می پردازیم.سپس،با استفاده از الگوی به دست امده ،رابطه میان نرخ بیکاری و متغیرهای کلان اقتصادی بر روش داده های تابلویی را مورد بررسی قرار می دهیم.نتایج به دست امده به صورت قابل توجهی الگوی مورد نظر را به لحاظ علامت و معناداری آماری ضرائب تایید می نماید و نشان می دهد که بیکاری با متغیر تولید ناخالص داخلی،نرخ ارز واقعی و سهم صادرات صنعتی رابطه غیر مستقیم و با متغیر حجم نیروی کار رابطه مستقیم دارد.
مقدمه. چندین دهه است که آموزش مبتنی بر فناوری، به موسسات و دانشگاهها وعده داده است که برای دسترسی آسان به آموزش، شرایط را بهبود میبخشد. زمانیکه در وضعیت پایدار و هزینه اثربخش، مخاطبین زیادی نیازمند آموزش هستند، آموزش الکترونیکی بهترین پاسخ است. اما پس از هجوم دانشگاهها و موسسات آموزشی برای استفاده از آموزش الکترونیکی، بسیاری از آنها دریافتند که زمان و هزینه ساخت محتوای با کیفیت عالی، در برخی مواقع بیش از مزایای آن است. در رویکرد مرسوم یادگیری الکترونیکی، تدوین محتوا، ماههای زیادی بهطول میانجامد و هزینه بسیار زیادی صرف تدوین هر واحد آموزش می شود. بهطوریکه اغلب، در طول تدوین دوره آموزشی، مشکل و راهحل آن اهمیت خود را از دست می دهند و مشکل بهطور اساسی تغییر می کند. نمونهسازی سریع یا یادگیری الکترونیکی سریع، رویکردی برای تدوین محتوای یادگیری الکترونیکی است که در جهت رفع این مشکل میکوشد. این شیوه آموزشی، اخیراً رشد قابلتوجهی در دنیا داشته است.
نتیجهگیری. مقاله مروری حاضر با استفاده از کلیدواژههای مناسب، کتب، منابع الکترونیکی و سایتهای معتبر علمی، به جستجوی مقالات مرتبط با موضوع یادگیری الکترونیکی سریع و ارایه نتایج مطالعات جهان در اینباره میپردازد و ضمن اشاره به مزایا و معایب آن، گامی در جهت معرفی بیشتر این شیوه آموزشی و بهکارگیری آن توسط مدیران آموزشی در حوزه آموزش پزشکی برمیدارد.
کودکان با مشکل یادگیری نسبت به همسالانشان تمایل کمتری به فعالیت های جسمانی دارند که در نتیجه آن ممکن است سطح آمادگی جسمانی شان کاهش یابد. هدف از تحقیق حاضر، برآورد آمادگی جسمانی در کودکان مبتلا به ACLD بود. در این مطالعه 50 کودک پسر با ACLD با میانگین سنی 5/10 سال با 50 کودک دیگر به عنوان گروه کنترل مقایسه شدند. به منظور شناسایی کودکان با اختلال یادگیری، از آزمون اختلال های یادگیری مایکل باست که در ایران روایی آزمون 87% و اعتبار آزمون از طریق محاسبه آلفای کرونباخ برابر 99% به دست آمده است، استفاده شد. برای سنجش آمادگی جسمانی نیز از آزمون استاندارد ایفرد استفاده شد. نتایج تحلیل آماری با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که نمره های آزمودنی ها در گروه کودکان ACLD در شاخص های استقامت قلبی – عروقی، انعطاف پذیری، استقامت و قدرت از گروه کنترل در سطح معنی داری (05/0 P<) کمتر است. همچنین گروه کودکان ACLD شاخص توده بدنی بالاتری داشتند. ازن یافته ها مربیان و مسئولان ذی ربط برای کار حرفه ای در زمینه سلامتی کودکان با اختلال یادگیری را الزام آور و توجه به آمادگی جسمانی و نقش آن در سلامت روحی و جسمی را متجلی می سازد.
هدف از این پژوهش سنجش میزان رضایتمندی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بود. روش پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی بوده است. جامعه ی آماری این پژوهش کلیه ی اعضای هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرودشت بوده که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و با توجه به جدول کرجسی و مورگان نمونه ی مورد نیاز پژوهش انتخاب گردید. ابزار سنجش مورد استفاده، پرسشنامه ی محقق-ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفت. داده های جمع آوری شده با استفاده از شاخص های آمار توصیفی و آزمون آماری کولموکوروف – اسمینوروف مورد تحلیل قرار گرفتند. مهم ترین نتایج پژوهش عبارت بود از این که جمعیت مورد مطالعه از کار خود رضایت دارند، بیش تر اعضای مورد مطالعه به طور میانگین از حقوق و دستمزد خود و هم چنین، از سطح دانش علمی همکاران خود راضی بوده اند. در نهایت، بیش از دو سوم از جمعیت مورد مطالعه به برنامه ریزی و مدیریت در انجام امور شغلی باور داشتند.