هدف از این مطالعه ساخت، اعتباریابی، رواسازی و استاندارد کردن مقیاس مهارت های ارتباطی در بین مردان و زنان متأهل شهر تهران بود. 342 زن و مرد شرکت کننده به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به مقیاس مهارت های ارتباطی زوجین پاسخ دادند. ضریب پایایی آلفای کرونباخ کل مقیاس 93/0 و ضریب بازآزمایی (به فاصله ی دو هفته) 92/0 بدست آمد. تحلیل مولفههای اصلی با استفاده از چرخش واریماکس (با حذف چهارده ماده) سه عامل مهارت کلامی و همدلی، موانع ارتباطی و مهارت ارتباط جنسی را نشان داد. روایی همگرای کل و عوامل سه گانه با مقیاس کیفیت زناشویی معنادار بودند. هم چنین، روایی واگرای (تشخیصی) این مقیاس بیانگر این است که مقیاس یاد شده می تواند افراد عادی را از افراد فاقد مهارت ارتباطی مطلوب متمایز نماید. روی هم رفته، می توان گفت که نتایج این پژوهش حمایت تجربی کافی را برای پایایی و روایی این مقیاس در نمونه ی مورد مطالعه فراهم می کند.
هدف اصلی این مطالعه بررسی ویژگی های روان سنجی نسخه ی ایرانی دو ابزار اصلی مدل فراشناختی، یعنی پرسشنامه ی کنترل فکر و پرسشنامه ی افکار اضطرابی بود. روش این پژوهش در ابتدا برگردان دو پرسشنامه بود؛ سپس 767 نفر از دانشجویان دانشگاه قزوین پرسشنامه های افسردگی بک ویرایش دوم، پرسشنامه ی اضطراب بک، پرسشنامه ی سلامت روانی، پرسشنامه ی کنترل فکر و پرسشنامه ی افکار اضطرابی را کامل کردند. 528 نفر از این افراد پس از دو هفته در فرایند آزمون بازآزمون شرکت کردند. با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی 5 عامل قابل تفسیر با عنوان ""پرت کردن حواس""، ""نگرانی""، ""کنترل اجتماعی""، ""تنبیه"" و ""ارزیابی دوباره"" برای پرسشنامه ی کنترل فکر شناسایی شدند. پرت کردن حواس با نشانه های افسردگی، اضطراب، علایم بدنی و اختلال در کارکرد اجتماعی رابطه ی معکوس و معنی داری داشت. عامل های نگرانی و تنبیه با نمره های افسردگی و اضطراب و تمام زیرمقیاس های سلامت عمومی ارتباطی مستقیم و معنی دار داشتند. میزان همسانی درونی عامل های پرسشنامه و پایایی بازآزمایی آن ها رضایت بخش بود. تجزیه و تحلیل های مربوط به تحلیل عاملی اکتشافی در مورد پرسشنامه ی افکار اضطرابی سه عامل با عنوان های "" فرانگرانی""، ""اضطراب اجتماعی"" و ""اضطراب سلامتی"" را ظاهر ساخت. این سه عامل با افسردگی، اضطراب و شاخص های ناراحتی روانی در پرسشنامه ی سلامت عمومی ارتباطی مثبت و معنی دار داشتند. میزان همسانی درونی و پایایی بازآزمایی این مقیاس نیز مطلوب و رضایت بخش بود. یافته های این مطالعه شواهد نویدبخشی را در مورد قابلیت کاربرد نسخه ی فارسی پرسشنامه ی کنترل فکر و پرسشنامه ی افکار اضطرابی در جمعیت عمومی ایران فراهم می کند، اما ویژگی های روان سنجی پرسشنامه در جمعیت بالینی ایرانی ناشناخته باقی مانده است و در این زمینه به مطالعات بیش تری نیاز است.
هدف از این ساخت، مقیاس پیشرفت تحصیلی درس مطالعات اجتماعی پایه ی اول دبیرستان با استفاده از نظریه ی پرسش پاسخ بود. نمونه ی مورد مطالعه در این پژوهش 321 نفر از دانش آموزان دختر و پسر پایه ی اول دبیرستان شهر تهران بودند که از روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای تصادفی انتخاب شدند. در تهیه ی این آزمون، ابتدا دو فرم همتای آزمون از نوع چند گزینه ای با استفاده از جدول مشخصات که یک بعد آن را هدف های آموزشی (رفتاری) و بعد دیگر را محتوای درسی پوشش می داد، ساخته شد. سپس هر دو فرم در دو مرحله ی تجربی (برای تعیین ضریب دشواری پرسش، تعیین ضریب تمیز پرسش، همبستگی پرسش با نمره ی کل آزمون، همبستگی میان پرسش های آزمون، تحلیل گزینه های انحرافی) و نهایی در مورد گروه نمونه با فاصله ی زمانی یک هفته از یکدیگر اجرا شدند. نتایج بدست آمده از این پژوهش حاکی از این بود که: آزمون های ساخته شده ی فرم الف و ب از روایی و پایایی قابل قبولی برخوردارند و با مدل سه پارامتری نظریه ی پرسش - پاسخ برازندگی دارند.
هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش کارکردهای اجرایی برعملکرد خرده آزمون های معرف نیمرخ اسید (ACID) وکسلر کودکان در دانش آموزان اختلال یادگیری می باشد. در این پژوهش از روش تجربی با پیش آزمون پس آزمون همراه با گروه کنترل و گمارش تصادفی استفاده شد. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی تعداد 48 نفر دانش آموز انتخاب و در دو گروه آزمایش وگواه به شکل تصادفی گماشته شدند. در مرحله ی پیش آزمون از آزمون وکسلر کودکان برای اندازه گیری نیمرخ اسید استفاده شد. آموزش کارکردهای اجرایی به شکل گروهی در گروه آزمایش اعمال شد. پس از آموزش، پس آزمون به اجرا درآمد. نتایج آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش کارکردهای اجرایی موجب افزایش عملکرد نیمرخ اسید وکسلر کودکان در خرده آزمون های اطلاعات، حساب و رمزنویسی می شود و در خرده آزمون حافظه ی عددی بی تأثیر است.
تحقیق حاضر به منظورمقایسة اثر انواع تمرین بار شناختی بر زمان و دقت تکلیف حرکت هماهنگی دودستی انجام گرفت. به این منظور 60 آزمودنی از بین دانشجویان ورزشکار دانشگاه شیراز داوطلبانه انتخاب شدند و به طور تصادفی ساده در چهار گروه 15 نفری قرار گرفتند. گروه ها شامل تکلیف بار شناختی کم (شمارش اعداد)، تکلیف بار شناختی متوسط (تکلیف ادراکی – حرکتی شامل واکنش پا) و گروه تکلیف بار شناختی زیاد (ادراکی حرکتی همراه با شنیداری) و گروه بی تمرین بودند. گروه های آزمایشی به مدت شش هفته، هر هفته سه جلسه و هر جلسه شش بلوک دوازده کوششی تمرین کردند. آزمودنی ها قبل از شروع پروتکل و در پایان دورة تمرین، تکلیف هماهنگی دودستی را با استفاده از آزمون هماهنگی دودستی دستگاه وی ینا با اعتبار 71/0 تا 84/0 و پایانی 85/0 تا 96/0 انجام دادند. سپس نتایج زمان کلی حرکت و درصد خطای آزمودنی که در تکلیف هماهنگی دودستی بیانگر تخصیص توجه است، تجزیه و تحلیل شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری تی وابسته و تحلیل واریانس یکطرفه انجام شد. یافته ها نشان داد که تمرین بارشناختی زیاد بر دقت تکلیف هماهنگی دودستی اثر می گذارد، ولی در عامل زمان کلی، بین گروه ها نسبت به گروه کنترل اختلاف معناداری دیده نشد (05/0 =?). بر اساس یافته های این تحقیق، در فعالیت هایی که نیازمند تخصیص توجه اند، چنانچه تمرین با بار شناختی زیاد انجام گیرد، ممکن است ظرفیت توجه تغییر یافته و در مهارت های نیازمند توجه به واسطة تغییر ظرفیت، مهارت از بعد پردازش اطلاعات گسترش پیدا کند.
مقدمه: همبودی اختلال های شخصیت معمولاً با افزایش خطر عود، مزمن شدن و کاهش اثربخشی درمان در بیماران افسرده همراه است. این مطالعه به بررسی اثربخشی روان درمانی کوتاه مدت روابط موضوعی بر کاهش شدت افسردگی و مشکلات بین فردی زنان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با همبودی اختلال های شخصیت خوشه C پرداخت.
روش: 6 آزمودنی که واجد ملاک های ورود و خروج بودند با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در یک طرح آزمایشی تک آزمودنی، از نوع A/B با پیگیری قرار داده شدند. هر آزمودنی پرسشنامه افسردگی بک و پرسشنامه روابط بین فردی را هر هفته در 3 جلسه خط پایه، 15 جلسه درمان و 3 جلسه پیگیری تکمیل کرد. برای تحلیل داده ها از بازبینی دیداری نمودارها، ضریب اندازه اثر کوهن برای معناداری آماری و درصد بهبودی برای معناداری بالینی استفاده شد.
یافته ها: آزمودنیها در مجموع به 55 درصد بهبودی در کاهش شدت افسردگی با اندازه اثر 92/1 و 42 درصد بهبودی در مشکلات بین فردی با اندازه اثر 06/2 رسیدند که در مرحله پیگیری هم ادامه داشتند.
نتیجه گیری: اثربخشی روان درمانی کوتاه مدت روابط موضوعی بر کاهش شدت افسردگی و مشکلات بین فردی زنان مبتلا به اختلال افسردگی اساسی با همبودی اختلال های شخصیت خوشه C از معناداری آماری و بالینی نسبتاً خوب برخوردار بود.