به منظور بررسی جایگاه مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران و روابط ساده و چندگانه آن با فرهنگ سازمانی دانشگاه، با انتخاب تصادفی و مشارکت 188 نفر از اعضای هیئت علمی و 119 نفر از کارشناسان دانشگاه در تکمیل پرسش نامه های مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی، تحقیقی توصیفی تحلیلی انجام شد. نتایج تحقیق دلالت دارند که مطلوبیت مدیریت دانش در سطح دانشگاه شهید چمران پایین تر از حد متوسط است و تفاوت میانگین نمرات آزمودنی ها با شاخص مطلوب مفروض در این پژوهش، معنادار است. بین مدیریت دانش و فرهنگ سازمانی و بیشتر مؤلفه های آنها رابطه معنادار و مثبتی مشاهده شد. بر اساس تحلیل رگرسیون گام به گام مشخص شد از بین مؤلفه های فرهنگ سازمانی، پنج مؤلفه، شامل حمایت مدیریت، هویت، کنترل، سازش با تعارض و ریسک پذیری دارای تأثیر معنادار بر مدیریت دانش هستند و این پنج مؤلفه روی هم قادرند 36 درصد از واریانس مدیریت دانش را پیش بینی کنند. طبق نتایج، مؤلفه درونی سازی می تواند به تنهایی 25 درصد از فرهنگ سازمانی دانشگاه را پیش بینی کند.
در این مقاله سعی شده است تأثیر حماسه های دینی فارسی بر اشعار کردی غلام رضاخان ارکوازی شاعر بزرگ کردی سرای شیعی ایلامی از نظر تطبیقی بررسی موارد مقتبس و ملهم از حماسه های دینی در شعر او نشان داده شده است. از آنجا که کردهای شیعه مذهب، بخش اعظمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند و در روند شکل گیری مذهب تشیع نقش داشته اند، بررسی تطبیقی این نوع ادبی در زبان فارسی و زبان کردی جنوبی (زبان کردهای شیعه مذهب) حائز اهمیت است؛ چراکه می تواند به شناخت زمینه های مذهبی و فرهنگی و ملی و طبعاً حرکت به سوی همگرایی افزون تر منجر شود.
مسأله مورد بررسی در این پژوهش بررسی رابطه بین ذهنیت فلسفی و میزان خلاقیت اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد اسلامی استان زنجان است. شاخص های بکار رفته برای اندازه گیری ذهنیت فلسفی عبارتست از: (جامعیت، تعمق، انعطاف پذیری) که ارتباط این شاخص ها با میزان خلاقیت اعضای هیئت علمی مورد بررسی قرار گرفته است.
جامعه آماری پژوهش، اعضای هیئت علمی دانشگاه های آزاد استان زنجان (440=N) نفر بوده، نمونه مورد نظر از طریق نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب گردیده است (210=N). در پژوهش موردنظر برای جمع آوری اطلاعات از دو پرسشنامه؛ خلاقیت، ذهنیت فلسفی، استفاده گردیده که هر دو استاندارد بوده و ضریب روائی آنها به ترتیب 81% و 80% برآورده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مشخصه های آماری، نظیر فراوانی، میانگین و انحراف استاندارد و برای بررسی رابطه بین متغیرها، از ضریب همبستگی و برای مقایسه میانگین ها در متغیرهای گروه بندی نظیر جنس و رشته تحصیلی از آزمون T مستقل استفاده گردیده است. نتایج پژوهش نشان می دهد:
- با توجه به سطح معنی داری (01/0 < p) می توان با اطمینان 99/0 پذیرفت که بین ذهنیت فلسفی و میزان خلاقیت اعضای هیئت علمی رابطه معنی داری وجود دارد.
- بین سه شاخص ذهنیت فلسفی یعنی جامعیت، تعمق و انعطاف پذیری، با خلاقیت رابطه آماری معنی داری وجود دارد.
- مقایسه انجام گرفته بوسیله آزمون T مستقل نشان می دهد در رشته علوم انسانی و علوم پایه بین ذهنیت فلسفی و خلاقیت اعضای هیئت علمی تفاوت معنی داری وجود ندارد.
- مقایسه های انجام گرفته بوسیله آزمون T مستقل با (05/0 > p) نشان می دهد بین میزان خلاقیت اعضای هیئت علمی زن و مرد تفاوت معنی داری وجود ندارد. اما با (01/0 > p) ذهنیت فلسفی در مردان بیشتر از زنان است.
- در بین شاخص های ذهنیت فلسفی نیز تنها عاملی که باعث ایجاد تفاوت شده شاخص تعمق می باشد، به طوری که مردان به صورت معنی داری تعمق بیشتری از زنان داشته، اما انعطاف پذیری و جامعیت زنان و مردان تفاوت معنی داری، با یکدیگر نداشته است.
هدف از اجرای این پژوهش مقایسه کارکرد سبکهای تفکر و رابطه آن با پیشرفت تحصیلی در بین دانشجویان دانشکده فنی ـ مهندسی و روان شناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران بود. نمونه مورد مطالعه 288 دانشجو (146 نفر فنی ـ مهندسی و 142 نفر روان شناسی و علوم تربیتی) بود که دانشجویان رشته روان شناسی و علوم تربیتی با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس و دانشجویان رشته فنی ـ مهندسی از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. یافته ها از طریق پرسشنامه سبکهای تفکر استرنبرگ و واگنر و پرسشنامه خودگزارشی پیشرفت تحصیلی جمع آوری و سپس از طریق روشهای آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه وt مستقل تحلیل شد. برای روایی پرسشنامه از نظر متخصصان و برای پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شد. که مقدار آن 75/0 به دست آمد. نتایج به دست آمده نشان داد که در سبک تفکر اجرایی دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی و در سبک تفکر قانونگذارانه، دانشجویان دانشکده های فنی ـ مهندسی بالاتر بودند و در سبک تفکر قضایی تفاوتی بین آنان وجود نداشت. همچنین سبک تفکر اجرایی در بین دانشجویان دانشکده های فنی ـ مهندسی و سبک تفکر قانونگذارانه در بین دانشجویان دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی بیشترین قدرت پیش بینی پیشرفت تحصیلی را داشته اند و اینکه در سبک تفکر اجرایی و قضایی بین دانشجویان پسر و دختر دانشکده های فنی ـ مهندسی تفاوت معناداری وجود داشت و در سبک اجرایی دختران و در سبک قضایی پسران بالاتر قرار داشتند و در سبک تفکر قانونگذارانه، دانشجویان پسر دانشکده روان شناسی و علوم تربیتی بالاتر از دختران قرار داشتند.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش با روش فعال فناورانه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان در درس فیزیک انجام گرفته است. روش پژوهش نیمه تجربی است. جامعه پژوهش را دانش آموزان دختر پایه اول دبیرستانهای شهرستان فلاورجان تشکیل می دهند. از بین جامعه تحقیق دو گروه (کلاس) 28 نفره به عنوان نمونه آماری به شیوه نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. یک گروه به عنوان گروه آزمایش و گروه دیگر به عنوان گروه گواه در نظر گرفته شد. گروه آزمایش با روش فعال فناورانه و گروه گواه با روش سنتی آموزش دیدند. پیشرفت تحصیلی دانش آموزان از طریق آزمونهای معلم ساخته (پیش آزمون و پس آزمون) مورد سنجش قرار گرفت. روایی آزمون ها را متخصصان تایید کردند و پایایی آن به کمک آلفای کرونباخ 86/0 برآورد گردید. داده ها از طریق آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس) تجزیه و تحلیل شد. نتایج تحقیق نشان داد که تاثیر آموزش فیزیک با استفاده از روش فعال فناورانه بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان بیشتر از روشهای سنتی است (001/0P≤).
هدف از تحقیق حاضر بررسی سوگیری حافظه آشکار و ضمنی در دانشجویان افسرده، مضطرب، اختلال ترکیبی و سالم است. جامعه پژوهش دانشجویان دانشگاه های الزهراء(س) و تهران است. ابتدا400 نفرآزمودنی از میان دانشجویان دانشگاه های الزهرا(س) و تهران به صورت تصادفی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند. آنگاه آزمون های حافظه آشکار و ضمنی از طریق به کارگیری تکلیف یادآوری آزاد بر حسب شرایط آسان و دشوار درباره کلمات با بار عاطفی مثبت، بار عاطفی منفی و کلمات تهدید کننده(ادراک پیامد مخاطره) به اجرا درآمد و با استفاده از روش تحقیق علی- مقایسه ای نتایج تجزیه و تحلیل شد. یادآوری آزمودنی های گروه افسرده وگروه سالم در حافظه ضمنی هم در شرایط آسان و هم در شرایط دشوار درباره کلمات با بار عاطفی مثبت با یکدیگر تفاوت معنادار داشت (05/0 P<) آزمودنی های افسرده لغات با بار عاطفی منفی را در حافظه ضمنی در شرایط آسان و دشوار بیش از آزمودنی های مضطرب و آزمودنی های دارای اختلال ترکیبی یادآوری کردند (05/0>.(P درباره یادآوری کلمات تهدیدکننده (ادراک پیامد مخاطره) در حافظه ضمنی تحت شرایط آسان و دشوار گروه مضطرب با سه گروه افسرده، اختلال ترکیبی و سالم تفاوت معنادار داشت (001/0> (Pدانشجویان افسرده، مضطرب و اختلال ترکیبی در مقایسه با افراد سالم در حافظه آشکار درباره یادآوری کلمات با بار عاطفی مثبت در شرایط آسان یادآوری کمتری داشتند(05/0>، (Pدانشجویان مضطرب دختر در مقایسه با دانشجویان پسر مضطرب در حافظه ضمنی لغات تهدیدکننده (ادراک پیامد مخاطره) را تحت شرایط آسان بیشتر یادآوری می کردند.در ضمن، دانشجویان مبتلا به اختلال ترکیبی در حافظه ضمنی لغات تهدیدکننده (مرتبط با ادراک پیامد مخاطره) را تحت شرایط دشوارکمتر به خاطر می آورند.
اعتیاد شوهران به مواد مخدر میتواند به مشکلات روان شناختی همسران آنان منتهی شود. در پژوهش حاضر نشانگان روان پزشکی همسران مردان معتاد بـا غیرمعتاد مقایسه شدند. صد و هشتاد و شش زن دارای همسر معتاد از یک مرکز دریافت کمکهای حرفه ای در تهران و 173 زن از اقوام گروه اول که همسرانشان معتاد نبودند، به پرسشنامه نشانگان مختصر روان پزشکی (دروگاتیس و کلیرلی، 1977) پاسخ دادند. نتایج تحلیل نیمرخ نشان دادند که نمره هـای زنان با همسران معتاد در همه نشانگان روان پزشکی به گونه معناداری بالاتر بودند. نتایج براساس مشکلات روابط زناشویی و سوء رفتارهای شوهران معتاد مورد بحث قرار گرفتند.
هدف این پژوهش بررسی سلامت روان و هوش هیجانی کارکنان بانک مسکن شهر تهران و همچنین بررسی رابطه سلامت روان کارکنان با جنسیت و وضعیت تأهل و سنوات خدمت و میزان تحصیلات و نوع شغل افراد میباشد. بدین منظور 384 نفر از کارکنان بانک مسکن شهر تهران که در بخش های مختلف بانک مشغول خدمت بودند، براساس روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و بوسیله ابزارهای پرسشنامه که شامل پرسشنامه سلامت عمومی (GHQ) و پرسشنامه هوش هیجانی بار- اون (EQI) بود، مورد ارزیابی قرارگرفتند. پس از جمع آوری نتایج و نمره گذاری این پرسشنامه ها به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی مانند فراوانی و درصد جهت پاسخگویی به سؤالات پژوهش و یافتن نتایج استفاده گردید. یافته ها حاکی از آن بود که میزان شیوع مشکلات روانشناختی در میان کارکنان بانک مسکن 9/10 درصد است که این میزان در کارمندان زن بیشتر از کارمندان مرد بود. بیشترین میزان شیوع مربوط به کارمندان تحویلدار و کمترین آن مربوط به کارمندان با سمت های مدیریتی بود. همچنین مشخص شد که در کارمندان دارای تحصیلات پایین، میزان شیوع مشکلات روانشناختی بالاتر است. میزان شیوع در کارمندان متأهل و دارای سنوات خدمت بیشتر، بیش از کارمندان مجرد و دارای سنوات خدمت کمتر، بود. همچنین مشخص شد که 8/12 درصد کارکنان دارای هوش هیجانی خیلی پایین، 8/21 درصد دارای هوش هیجانی پایین، 5/38 درصد دارای هوش هیجانی متوسط، 6/17 درصد دارای هوش هیجانی بالا و 2/9 درصد دارای هوش هیجانی خیلی بالا میباشند. بطور کلی می توان نتایج این پژوهش را بصورت زیر خلاصه کرد: جنسیت و میزان تحصیلات و وضعیت تأهل و نوع کار و سنوات خدمات در کارکنان بانک مسکن متغیرهای مهم و اثرگذار بر سلامت روان آنان میباشد. همچنین تعداد کارکنان بانک مسکن که دارای هوش هیجانی متوسط میباشند بیش از سایرین میباشد؛ به عبارت دیگر اکثر کارکنان دارای هوش هیجانی متوسط می باشند.
امروزه نقش منابع انسانی و مدیریت موثر آن جهت رشد و توسعه کشورها و سازمان ها بر هیچ یک از مدیران، متخصصان و کارشناسان این حوزه پوشیده نیست و در صنعت نفت کشور با وجود تلاش های انجام شده هنوز منابع انسانی از کارآمدی مطلوب برخوردار نیستند. بر این اساس، در این مقاله جهت تبیین موضوع، عوامل تاثیرگذار بر عارضه های مدیریت منابع انسانی صنعت نفت بر مبنای سه عامل ساختاری، رفتاری و محیطی مورد بررسی قرار گرفته است و در جستجوی پاسخ به این سوال بودیم که کدامیک از عوامل مذکور نقش بیشتری را در عارضه های مدیریت منابع انسانی صنعت نفت دارند و آیا بین عوامل مذکور تفاوت معنی دار وجود دارد یا نه؟ از این رو با استفاده از روش پیمایشی و آزمون z و فریدمن، اطلاعات به دست آمده تحلیل و این نتیجه حاصل شد که وضعیت عوامل محیطی در مقایسه با دو عامل دیگر از عارضه کمتری برخوردار بود و عوامل ساختاری بیشترین عارضه را به مدیریت منابع انسانی وارد ساخته است.