ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۳۰۱ تا ۳٬۳۲۰ مورد از کل ۵۶۰٬۳۵۷ مورد.
۳۳۰۱.

پیش بینی بهزیستی روانشناختی بر اساس سبک زندگی ارتقا دهنده سلامت و خودکارآمدی تحصیلی دانش آموزان دختر هنرستانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۱۳
مقدمه : روان شناسی مثبت نگر سلامت روانی را معادل کارکرد مثبت آن انگاشته و آنرا در قالب بهزیستی روان شناختی مفهوم سازی کرده است. از آنجایی که بهزیستی روان شناختی یکی از شاخص های مهم سنجش بهداشت روان می باشد و پیامد های روان شناختی مثبت زیادی به همراه دارد، بررسی عوامل فردی و اجتماعی موثر بر آن بسیار حائز اهمیت است. بهزیستی روان شناختی متاثر از عوامل متعددی است. هدف این پژوهش بررسی نقش دو عامل سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و خودکارآمدی تحصیلی در تبیین بهزیستی روانشناختی می باشد. روش: این مطالعه از نظر هدف توسعه ای و یک پژوهش توصیفی-همبستگی است که در اسفند 1402 و فروردین 1403 لینک الکترونیکی سه پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف فرم کوتاه، سبک ارتقاء دهنده سلامت والکر و خودکارآمدی تحصیلی جینکز و مورگان در گروههای مجازی دانش آموزان دختر هنرستانی شهر سنندج ارسال شد و از 400 نفر تکمیل کننده پرسشنامه تعداد 173 نفر از دانش آموزان که به طور کامل به سوالات پاسخ دادند، داده های پرسشنامه آنها با نرم افزار آموس و روش آماری معادلات ساختاری تجزیه و تحلیل گردید. یافته ها : نشان داد وزن رگرسیونی سبک ارتقای سلامت بر بهزیستی معنی دار، وزن رگرسیونی خودکارآمدی تحصیلی بر بهزیستی دارای معنی داری کمتر از 01/0 درصد است و همبستگی میان سبک ارتقای دهنده سلامت و خودکارآمدی در سطح کمتر از 01/0 معنی دار است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش حاکی از اهمیت سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و احساس خودکارآمدی تحصیلی در بهزیستی روان شناختی دانش آموزان دختر هنرستانی می باشند.
۳۳۰۲.

الگوی انسداد سازمانی ادراک شده با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۶
انسداد سازمانی ادراک شده، پدیده ای منفی است که می تواند سازمان ها را با مشکلات بسیار مواجه سازد و بقاء و ماندگاری آنها را با خطراتی جدی روبرو سازد. از این رو، لازم است عوامل موثر بر پیدایش این پدیده به صورتی دقیق و علمی شناسایی و مطالعه شوند. با توجه به این ضرورت و همچنین به دلیل فقدان چارچوبی منسجم در ارتباط با پیشایندها و پیامدهای این پدیده، مطالعه حاضر با هدف مدل سازی پیشایندها و پیامدهای انسداد سازمانی ادراک شده اجرا گردید. این مطالعه، از لحاظ هدف کاربردی و از نظر ماهیت داده ها، کیفی است و با روش فراترکیب انجام شده است. جامعه آماری را مطالعات پیشین تشکیل می دهند که عنوان، چکیده و محتوای آنها مورد ارزیابی قرار گرفت و در نهایت 29 منبع جهت استفاده در پژوهش (به عنوان نمونه) انتخاب شد. داده های گرداوری شده نیز با استفاده از تحلیل مضمون تحلیل شد. در بخش یافته ها، پیشایندهای انسداد سازمانی ادراک شده در قالب 2 بعد، 7 مولفه و 38 شاخص و پیامدهای آن نیز در قالب در 2 بعد، 4 مولفه و 28 شاخص دسته بندی گردید. نتایج می تواند بینش و آگاهی مدیران نسبت به عوامل موثر بر انسداد سازمانی ادراک شده را افزایش داده و آنان را در هنگام برنامه ریزی و اجرای اقدامات لازم حمایت کند.
۳۳۰۳.

رویکرد نهاد داوری جهت مقابله با مصادیق فساد اقتصادی در قراردادهای تجاری بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۷۱
فساد اقتصادی مصادیق بسیار متنوع و گوناگونی دارد که بروز هریک از آنها منجر به نقض اصول اساسی حاکم بر تجارت بین الملل می شود. برای مقابله مؤثر با نفوذ مصادیق فساد اقتصادی در قراردادهای تجاری بین المللی، القای یک نگرش مسئولانه به آحاد جامعه و ارائه آموزش های لازم به ایشان ضرورت دارد. با توجه به اینکه در بسیاری از موارد، طرفین قراردادهای فوق توافق می کنند که اختلافات احتمالی آتی را از طریق داوری حل و فصل نمایند، مقتضی است که به طور خاص نقش نهاد داوری در حوزه مقابله با نفوذ مصادیق فساد اقتصادی مورد بررسی قرار گیرد. پرسش اصلی تحقیق حاضر از این قرار است که نهاد داوری برای مقابله با مصادیق فساد اقتصادی در قراردادهای تجاری بین المللی چه رویکردی را باید اتخاذ کند؟ نویسندگان با هدف یافتن پاسخی مستدل و مستند به رویه های داوری از روش توصیفی - تحلیلی استفاده کرده اند. نتایج کلی تحقیق ضمن اشاره به این مسئله که نهاد داوری می تواند با استفاده از یک رویکرد سه جانبه از قرار اتخاذ رویه فعّال و ایجابی، مطالبه اسناد و مدارک خواهان و خوانده داوری و بررسی داوری پذیر بودن موضوع اختلاف به صورت مؤثری در مقام مقابله با مصادیق فساد اقتصادی در قراردادهای تجاری بین المللی ایفای نقش نماید، به این نکته نیز تأکید می کند که اتخاذ رویکرد مذکور لزوماً متعارض با اصل داوری ترافعی نیست
۳۳۰۴.

تجربه جنگ و زمینه های منجر به اختلال افسردگی: مطالعه کیفی در ولایت بامیان افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
زمینه و هدف: جنگ به عنوان یکی از مهم ترین عوامل و نیروهای تغییر اجتماعی، تأثیرات جدی بر سلامت روانی- اجتماعی افراد و گروه های آسیب پذیر به جای می گذارد. هدف پژوهش حاضر، واکاوی دلالت های اجتماعی شیوع اختلال افسردگی در ولایت بامیان افغانستان، ناظر به پدیده جنگ است.  روش و داده ها : مطالعه کیفی حاضر در سال 1403 و میان 45 بیمار با تشخیص اختلال افسردگیِ در بخش روان پزشکی در بیمارستان ولایت بامیان انجام شد. داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته، به روش تحلیل مضمون مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  یافته ها: نتایج نشان داد که مشارکت کنندگان تجارب ناگوار فردی، خانوادگی و اجتماعی از جنگ داشته اند. به تجربه آن ها، جنگ مهم ترین دلیل اختلال افسردگی در میان آن ها و بعضی از بستگان بوده است. جنگ زمینه انواع آسیب را به وجود می آورد که افسردگی یکی از آن هاست. چهار مضمون اصلی احصاء شده عبارتند از رکود اجتماعی-اقتصادی، فقر، خشونت، و جامعه اضطرابی .  بحث و نتیجه گیری: افسردگی اگر چه یک اختلال روانی است و عموماً در چارچوب نظریه های روان شناسی و روانپزشکی تحلیل می شود، اما می تواند در شرایط خاص مثل جنگ، برساختی اجتماعی باشد و شیوع یابد. تحقیق حاضر نشان می دهد که بازماندگان جنگ، مشکلات روانی و اجتماعی عدیده ای دارند که نیازمند توجه و سیاستگذاری است.  پیام اصلی: جنگ به عنوان یک عامل مهم تغییر، می تواند پیامدهای مخربی بر سلامت روان یک جامعه به ویژه شیوع افسردگی به جای بگذارد که برخی از پیامدها ممکن است حتی در نسل های متمادی ادامه یابد. 
۳۳۰۵.

بررسی و ارزیابی روش های دورسنجی و ژئوفیزیکی جهت پتانسیل یابی منابع آهن دار در نیمه شمال شرق ده چاه -فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۳
سابقه و هدف: امروزه استفاده از منابع معدنی زیرزمینی، مانند سنگ آهن، اولویتی مهم در عصر اقتصاد جوامع است و این منابع جزء ضروری ترین و ابتدایی ترین مواد فلزی در جوامع امروزی شمرده می شوند. ازاین رو اکتشاف سنگ آهن در مناطق مهم که پتانسیل های منابع فلزی دارند، در اولویت قرار دارد. تا کنون روش های بسیاری، برای پتانسیل یابی سنگ آهن در زیر سطح زمین، ابداع شده که مهم ترین آنها روش های دورسنجی و ژئوفیزیکی است. در منطقه مورد مطالعه، با توجه به سیستم لیتولوژی و ساختارهای گسلش منطقه، وجود منبع سنگ آهن در زیر سطح زمین تاحدی تأیید می شود ولی برای کاستن هزینه های اکتشافات، قبل از حفاری و صرف هزینه های هنگفت، باید مطالعات دقیق ژئوفیزیکی و زمین شناختی انجام بشود. هدف مطالعاتی، در منطقه مورد مطالعه، ترکیب و تلفیق چند روش دورسنجی و گرانی سنجی زمینی و تطبیق اطلاعات با مغناطیس سنجی و همچنین اعتبار سنجی نتایج آنها با مطالعات زمین شناسی است. مواد و روش ها: این عملیات گرانی سنجی و مغناطیس سنجی از قدیمی ترین روش های ژئوفیزیکی است که برای فعالیت های اکتشافی درزَمینه های گوناگون و به ویژه اکتشاف ذخایر آهن به کار می رود. محدوده مورد مطالعه در شمال شرق استان فارس و نیمه شمالی شهرستان نی ریز واقع شده است. در این پژوهش ابتدا، با استفاده از داده یک برگ از سنجنده، از نوع Level-1A و متعلق به تاریخ 22/09/2007 و به کارگیری روش های دورسنجی، شامل پردازش و تحلیل طیفی ترکیب های رنگی متفاوت و نسبت گیری باندی و تحلیل مؤلفه های اصلی باندها و نقشه برداری زاویه طیفی کانی ها با استفاده از نرم افزار ENVI روی داده های استر (ASTER)، پهنه های دگرسانی و مناطق کانی سازی شده مرتبط با کانی زایی آهن دار در منطقه مشخص شد. در مرحله بعد، داده های ژئوفیزیکی گرانی سنجی زمینی در این منطقه به کار رفت و این داده ها، با استفاده از نرم افزار Oasis Montaj، پردازش و تحلیل شد. درنَهایت، با استفاده هم زمان از هر دو سری داده های اکتشافی مهم، مناطق مهم کانی زایی آهن دار در محدوده مورد مطالعه شناسایی و پی جویی شد. بحث و نتیجه گیری: در این پژوهش، با توجه به نتایج مطالعات سنجش از دور و مطالعات گرانی سنجی زمینی، چهار نوع آنومالی شناسایی و پی جویی شده است که در هر دو روش، نتایج منطبق بر یکدیگر است. درواقع، آنومالی های A، B، C و D در روش سنجش از دور با آنومالی های A’، B’، C’، D’ و E’ در روش گرانی سنجی زمینی هم پوشانی داشته و همچنین تمامی نتایج، با داده های مغناطیس سنجی به منظور اعتبار سنجی، مطابقت داشته است. با توجه به مجاورت توده نفوذی آذرین با سنگ های آهکی، به صورت کلی به نظر می رسد آنومالی های A’، B’ و C’ می تواند ناشی از کانی زایی آهن از نوع اسکارن در این ناحیه باشد. وجود کانی زایی گارنت در این زون احتمال صحت این ادعا را افزایش می دهد. این آنومالی ها در اعماق و زیر واحدهای آهکی واقع شده است. با توجه به نقشه گرانی سنجی، کانی زایی آهن دار در راستای شمال غرب جنوب شرق اتفاق افتاده و آنومالی های A’، B’ و C’ ناشی از دو دایک مجاور هم در منطقه است. آنومالی D’ و E’ در جنوب محدوده و جنوب آنومالی A’ و C’ واقع شده و بر سنگ های شیست سبز و آمفیبولیت ها و گارنت شیست ها منطبق است. مهم ترین آنومالی A’ و C’ است که با توجه به طول و ضخامت توده، وضعیت کانی زایی مناسبی دارد. آنومالی مجاور آن نیز B’ است که احتمالاً با آنومالی های A’ و B’ منشأ یکسانی دارد و به نظر می رسد این کانی زایی در مرز سنگ های آهکی با توده نفوذی رخ داده باشد.
۳۳۰۶.

معاضدت حقوقی برای کودکان؛ مبانی و ساز و کارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۳
کودکان به سبب ضعف جسمی و عدم تکامل روانی، آسیب پذیرترین قشر جامعه انسانی به شمار می روند. به همین دلیل است که در لزوم حمایت همه جانبه از کودکان، به ویژه در شرایط خاص و مخاطره آمیز همچون مورد آزار و سوءاستفاده قرار گرفتن، درگیری ها و مشکلات خانوادگی تردیدی نیست. ازجمله این حمایت ها، پشتیبانی و تأمین خدمات حقوقی مناسب برای آنان است که در قالب معاضدت حقوقی صورت می گیرد. متأسفانه این مسئله مهم تاکنون در کشور ما مورد عنایت لازم قرار نگرفته است و از همین رو معاضدت حقوقی کودکان به شکل سنتی و همانند شهروندان عادی و هم ردیف آنان تبیین و اجرا می شود. در این مقاله با نگاهی به اقتضائات کودکی، استانداردها و الزامات حقوق کودک و نیز تحولات صورت گرفته در کشورهای پیشرو، تلاش شده است مفهوم نوین معاضدت حقوقی، مبانی آن تبیین شود و سازوکارهای جدید و کارآمد برای معاضدت حقوقی کودکان (شامل کلینیک حقوق کودک، دوست دادگاه و آموزش حقوق به همگان) ارائه گردد.
۳۳۰۷.

اخلاق فناوری: ارزیابی انتقادی مناقشه میان دیوید مورو و ژوزف. سی. پیت درباره ی ارزش باری فناوری و مسئولیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۲۲
مسئله وضعیت اخلاقی فناوری یکی از مباحث بنیادین در فلسفه فناوری و اخلاق فناوری است که همواره محل مناقشه بوده است. مسئله کانونی در این حوزه این است که آیا فناوری‌ها ذاتاً حامل ارزش‌، به‌خصوص ارزش‌های اخلاقی، هستند یا به‌عنوان ابزارهایی خنثی عمل می‌کنند؟ در پاسخ به این پرسش، دو رویکرد متقابل وجود دارد: مدافعان ارزش‌باری فناوری (VLT) که بر این باورند که فناوری‌ها به‌طور درونی، یعنی در ساختار خود، واجد ارزش‌هایی مستقل از کاربرانشان هستند و این ارزش‌ها در طراحی، کاربرد و تأثیرات اجتماعی آن‌ها بروز می‌یابند. در مقابل، مدافعان ارزش-خنثایی فناوری (VNT) معتقدند که فناوری به‌خودی‌خود خنثی است و هیچ ارزش درونی ندارد؛ بلکه تنها نحوه استفاده از آن‌ توسط انسان‌هاست که به آن ارزش‌هایی، اخلاقاً، خوب یا بد می‌بخشد. این گروه معتقدند فناوری نباید از لحاظ اخلاقی مورد قضاوت قرار گیرد، مگر در بستر کاربست انسانی. در این مقاله مناقشه‌ای میان دو مقاله کلیدی در این حوزه مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفته است: مقاله دیوید مورو با عنوان «ارزش‌های نهفته در فناوری‌ها» که از دیدگاه ارزش‌باری فناوری دفاع می‌کند و مقاله ژوزف پیت با عنوان «آیا فناوری ارزش رهاست؟» که دیدگاه ارزش رهایی فناوری را مطرح می‌کند. هدف این مقاله مقایسه، تحلیل و ارزیابی استدلال‌های این دو رویکرد و سنجش قوت و اعتبار آن‌هاست. درنهایت، ارزیابی‌های ما نشان می‌دهند که استدلال‌های پیت به‌ویژه به‌دلیل انسجام منطقی، عمق فلسفی، دقت در تفکیک مفاهیم و کاربرد در حل مسائل اخلاقی حوزه فناوری، و همچنین برجسته کردن مسئولیت اخلاقی، از قوت بیشتری نسبت به استدلال‌های مورو برخوردار است.
۳۳۰۸.

طراحی الگوی نهادهای نظامی آینده ایران مبتنی بر بیانیه گام دوم انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۱۵۳
این تحقیق، با هدف دستیابی به الگوی نهاد های نظامی آینده ایران متناسب با بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی انجام شده است. نوع تحقیق کاربردی - توسعه ای و روش تحقیق به صورت پیمایشی بوده است. نظریه اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی (رحمت الله علیه)، به عنوان چارچوب نظری، تحقیق انتخاب شد. با استفاده از تکنیک دلفی (توزیع سه دور پرسش نامه)، ابعاد اعتقادی و معنوی، حرفه ای و تخصصی، با سه مولفه ی عقلایی، فرهنگ اسلامی - ایرانی و همشکلی و با 12 شاخص ، مورد تایید قرار گرفتند. سپس این نتایج به روش AHP فازی دوباره در اختیار 18 خبره قرار گرفت. با تحلیل داده ها، اهمیت نسبی و اوزان هر یک از ابعاد، مولفه ها و شاخص های طرح نهاد های نظامی آینده تعیین گردید و با تکنیک VIKOR فازی رتبه آنها محاسبه شد. همچنین با استفاده از روش دیمتل روابط بین ابعاد، مولفه ها و شاخص های این الگو مشخص و شبکه روابط بصورتی یکپارچه صورت بندی و مدل تحلیل طراحی شد که بیانگر شدت اثر بین ابعاد و مولفه ها می باشد. یکی از مهمترین نتایج تحقیق این است که در ترکیب نهاد های نظامی آینده ایران، بعد « اعتقادی و معنوی(مکتبی)» دارای وزن بیشتری بوده و بعد « حرفه ای» و «تخصصی» به ترتیب در اهمیت بعدی قرار دارند. شناسایی الگو و طرح کارآمد برای آینده نهادهای نظامی ایران، ضمن کسب آمادگی در مقابل تهدیدات منطقه ای و ف را م نطقه ای و ن یل به قابلیت های محوری، به این نهادها کمک می کند تا سامانه های رزم خود را طراحی کرده و توان بازدارندگی خود را ارتقا دهند.
۳۳۰۹.

از کاربرد تا سیاست گذاری فناوری هوش مصنوعی در کتابخانه های دانشگاهی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۰۷
مقدمه و اهداف : این پژوهش به بررسی جامع پیاده سازی هوش مصنوعی در کتابخانه های دانشگاهی، شامل کاربردها، چالش ها، عوامل کلیدی، مزایا، سیاست ها، امکانات لازم و شایستگی های موردنیاز می پردازد. روش ها : پژوهش حاضر کاربردی و کیفی است که با روش مرور نظام مند و استفاده از چهارچوب PRISMA انجام شد. از بین ۱۴۶۷ مدرک بازیابی شده از پایگاه وب آو ساینس، ۳۱ مقاله مرتبط انتخاب و داده های موردنیاز استخراج شد. یافته ها: هوش مصنوعی قادر به بهبود فرآیندهایی در بخش های مختلف کتابخانه های دانشگاهی است. بااین حال، کمبود مهارت های تخصصی، نگرانی های امنیتی و محدودیت منابع از موانع اصلی محسوب می شوند. مهارت های نرم کتابداران نیز نقش کلیدی در موفقیت پیاده سازی دارد. بحث و نتیجه گیری: ادغام هوش مصنوعی منجر به تحول قابل توجه در خدمات کتابخانه های دانشگاهی می شود. سرمایه گذاری در آموزش و پذیرش فناوری های جدید برای بهره برداری از مزایای هوش مصنوعی و تثبیت جایگاه کتابخانه های دانشگاهی ضروری است. اصالت: اصالت پژوهش در ارائه نگاه همه جانبه به پیاده سازی هوش مصنوعی در کتابخانه های دانشگاهی است که کاربردها، چالش ها، الزامات انسانی و زیرساختی و سیاست های عملیاتی را پوشش می دهد و تحلیل راهبردی برای مدیران ارائه می کند. کلیدواژه ها: هوش مصنوعی، کتابخانه های دانشگاهی، چالش ها و فرصت های هوش مصنوعی، پیاده سازی هوش مصنوعی، سیاست گذاری فناوری، مرور نظام مند.
۳۳۱۰.

تقارن آینه ای در غزلیات حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
تقارن یکی از مفاهیم مهم در ادبیات است که در ایجاد انسجام و هماهنگی در آثار ادبی اهمیت بالایی دارد. این مقاله با نگاهی نو به بررسی تقارن از دیدگاه بلاغی پرداخته و مبنای تعریف خود را با توجه به خاستگاه اصلی آن بر اساس علم ریاضی بنیان نهاده است. تقارن در ریاضیات به معنای یکسان شدن تصویر یک شیء با خود آن تحت یک تبدیل خاص است که شامل سه اصل مهم تبدیل، ساختار و حفظ کردن می باشد. در ادبیات نیز همانند ریاضی می توان تقارن را به چهار دسته تقسیم کرد: چرخشی، محوری، انتقالی و تجانسی. این تقارن ها در ایجاد تناسب و توازن ساختار یک اثر ادبی، به ویژه در شعر، نقش حیاتی دارند. به همین دلیل این پژوهش، تقارن آینه ای یا محوری را در غزلیات حافظ تحلیل می کند و نشان می دهد که حافظ با بهره گیری از آرایه های بلاغی مانند تشبیه، تصاویر خاصی در مصراع ها خلق کرده و در مصراع های بعدی این تصاویر را بازتاب می دهد، به گونه ای که مصراع دوم تصویر متقارن مصراع اول است یا به کمک آرایه هایی مانند تضاد، لف و نشر، ترصیع و تصدیر، تقارن لفظی و معنایی ایجاد کرده است که در چارچوب تقارن آینه ای قرار می گیرد. مجموعه ای از این آرایه ها باعث می شوند که شعر حافظ دارای فرم های متوازن و متقارن باشد و از نظر معنایی و صوری جلوه خاصی پیدا کند. نتایج تحقیق نشان می دهد که تقارن آینه ای به ایجاد زیرلایه های پنهان معنایی کمک می کند و به انسجام ساختار اشعار او و زیبایی آنها می افزاید و یکی از معیارهای زیبایی شناسی و تصویرسازی حافظ است.
۳۳۱۱.

طراحی الگوی توسعه پلتفرمی تجارت الکترونیک مبتنی بر هوش مصنوعی (مطالعه موردی: تجارت پلتفرمی دو کشور ایران و روسیه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
هدف این پژوهش، طراحی الگوی توسعه پلتفرمی تجارت الکترونیک بین دو کشور ایران و روسیه با بهره گیری از هوش مصنوعی است. رویکردی این پژوهش کیفی و روش ترکیبی است. با تحلیل مضمون پلتفرم های موفق علی بابا وآمازون، مصاحبه نیمه ساختار یافته با 12 نفر از نخبگان حوزه فناوری و اقتصاد دیجیتال و تحلیل داده های از طریق فرایند سه مرحله ای کدگذاری باز، محوری و انتخابی مبتنی بر طرح نظام مند با استفاده از روش داده بنیاد به شناسایی مؤلفه های کلیدی  پرداخته است. همچنین جهت حساسیت نظری پژوهش و پشتوانه روش داده بنیاد به تحلیل مضمون اسناد و قوانین و مقررات تجارت الکترونیک ایران و روسیه پرداخته شد.  نتایج حاصل، منجر به 120 مقوله فرعی و 35 مقوله اصلی گردید. یافته های نشان می دهد که بهبود خدمات با هوش مصنوعی، مدیریت رفتار مخاطب و توسعه تجارت الکترونیک در چارچوب حقوقی ایران، شرایط علی مدل را تشکیل می دهند. برندسازی، استراتژی های رقابتی، انعقاد قرارداد الکترونیکی و تعامل با مشتری شرایط محوری هستند. مدیریت اطلاعات حساب کاربری، بهبود انبارداری مدرن، امنیت اطلاعات، تسهیل پرداخت آنلاین و تقویت زیرساخت های مالکیت معنوی، شرایط زمینه ای را ایجاد می کنند. ضعف قوانین حریم خصوصی و مالکیت معنوی و فقدان مرجعیت قانونی مستقل، شرایط مداخله گر محسوب می شوند. سیاست گذاری پلتفرمی، استراتژی های رقابتی، نوآوری پایدار، بهبود انبارداری و ارسال کالا، اصلاح قوانین حقوق مؤلف و امنیت سایبری، راهبردهای این الگوی تجاری هستند. پیاده سازی این مدل، تسهیل عقد قرارداد و توسعه تجارت دیجیتال را ممکن می سازد، اما چالش هایی در برندسازی و امنیت سایبری را نیز به همراه دارد.
۳۳۱۲.

اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی و امید در دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۳
زمینه و هدف: نوجوانی به عنوان یک دوره حیاتی با کشاکش های روانی و اجتماعی منحصربه فرد، نیازمند مداخلات مؤثری است که شادزیستی و امید، به عنوان دو شاخص کلیدی سلامت روان را در این گروه تقویت کند. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی برنامه آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی و امید در دانش آموزان انجام شد. روش: این پژوهش از نوع شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با مرحله پیگیری وگروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان پسر پایه ششم ابتدایی شهر آمل در نیمسال دوم سال تحصیلی ۱۴۰۴-۱۴۰۳ بود که از میان آنها 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه 15 نفر) جایدهی شدند. ابزارها شامل آخرین نسخه اعتباریابی شده پرسشنامه های شادزیستی آکسفورد (آرگایل و همکاران، 1989) و امید نوجوانان (هیندز، 1985) در ایران بود. برنامه مداخله عبارت از بسته آموزشی تحول مثبت نوجوانی (حسین آباد و همکاران، 1398) بود. ابتدا پیش آزمون از هر دو گروه گرفته شد، سپس برنامه مداخله ای در قالب 24 جلسه (هر هفته 2 جلسه) به مدت 60 دقیقه و در طی 3 ماه به گروه آزمایش ارائه شد، در حالی که گروه گواه بدون مداخله باقی ماند. پس از اتمام جلسات، پس آزمون و یک ماه بعد از آن آزمون پیگیری انجام شد. پس از برگزاری آزمون پیگیری بسته آموزشی به گروه گواه ارائه شد. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با ویرایش 25 نرم افزار SPSS تحلیل شدند. یافته ها: مداخله آموزشی تحول مثبت نوجوانی بر شادزیستی (135/18 =F ، 001/0p<)، تفکر خوشبینانه (218/8 =F ، 001/0p<)، و تفکر بدبینانه (656/6 =F ، 003/0=p) اثر معناداری داشته است؛ مبنی بر اینکه مداخله به افزایش شادزیستی و تفکر خوشبینانه و کاهش تفکر بدبینانه در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه منجر شده است. همچنین نتایج پس از یک دوره پیگیری یک ماهه پایدار بود. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اهمیت ادغام برنامه های روان شناختی مبتنی بر تحول مثبت نوجوانی را در نظام آموزشی، و برنامه های مشاوره مدرسه برجسته می کند.
۳۳۱۳.

مسئله اعطای شخصیت حقوقی به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۳۳
مسئله اعطای شخصیت به هوش مصنوعی ازجمله نظریاتی است که در جهت مدیریت چالش های عملکردی این فناوری مطرح می شود. دلایل اصلی لزوم اعطای شخصیت با موضوع مسئولیت و مالکیت نوآوری های ناشی از این سیستم ها در ارتباط است. پرسش مهم آن است که آیا شخصیت حقوقی قابل اعطا به سیستم های هوش مصنوعی است؟ چه میزانی از شخصیت در این میان قابل اعطا است و موضع نظام حقوقی اسلام و غرب نسبت به این مسئله چیست؟ نوشتار حاضر با روش تحلیلی توصیفی امکان سنجی تعلق شخصیت به هوش مصنوعی را ارزیابی کرده و در ادامه به موضع نظام های حقوقی اسلام، اتحادیه اروپا، فرانسه و آلمان می پردازد. این نوشتار سرانجام نتیجه می گیرد که اگرچه نظر به سطوح متفاوت عملکردی انواع هوش مصنوعی، نمی توان حکم واحدی برای حدود شخصیت این سیستم ها ارائه داد، در میان نظریات مطروحه مانند هوش به مثابه ابزار، محجور، برده و شخصیت کامل، ایده شخصیت طیفی مناسب ترین ایده برای تعدیل چالش های مطرح به نظر می آید.
۳۳۱۴.

جایگاه اخلاقی هوش مصنوعی از منظر مساله آسان و سخت آگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۴
آگاهی یکی از بنیادی ترین و در عین حال پیچیده ترین مسائل در فلسفه ذهن است. فیلسوفانی چون دیوید چالمرز با طرح «مسئله سخت آگاهی»، میان آگاهی پدیداری و آگاهی روان شناختی تمایز نهاده اند؛ ند بلاک نیز این تمایز را به صورت دقیق تری در قالب آگاهی پدیداری و آگاهی در دسترس صورت بندی کرده است. از سوی دیگر، جان سرل با تفکیک میان منظر اول شخص و سوم شخص، و تامس نیگل با تأکید بر جنبه ذهنی تجربه، این دوگانگی را از منظرهای متفاوتی تحلیل کرده اند. اگرچه تقسیم بندی های مذکور در ظاهر متنوع اند، همگی بر تمایز میان تجربه درونی و قابلیت های رفتاری و شناختی دلالت دارند. مقاله حاضر، با تمرکز بر همین تمایز بنیادین، به بررسی این پرسش می پردازد که آیا هوش مصنوعی می تواند واجد آگاهی پدیداری باشد یا تنها از آگاهی روان شناختی برخوردار است؟ پاسخ به این پرسش، پیامدهای فلسفی و اخلاقی قابل توجهی دارد؛ چراکه آگاهی پدیداری، مستقیماً با تجربه درد، لذت و رنج در ارتباط است و مبنای بسیاری از حقوق اخلاقی تلقی می شود. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی–تحلیلی، نشان می دهد که تمایز میان انواع آگاهی می تواند مبنایی برای تعیین درجات مختلف جایگاه اخلاقی موجودات قرار گیرد. برای نمونه، موجوداتی که از آگاهی در دسترس برخوردارند اما فاقد تجربه پدیداری اند، ممکن است دارای حق آزادی عملکردی باشند، اما از حق رنج نکشیدن بهره مند نباشند. در مقابل، نوزادان و حیوانات به دلیل برخورداری از تجربه درونی، شایسته حق رنج نکشیدن اند، حتی اگر از توانایی های شناختی پیچیده بی بهره باشند.
۳۳۱۵.

چالش های آمریکا در پاکستان و روند تحولات آینده پاکستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
تحولات و حوادث سیاسی، اجتماعی و امنیتی اخیر در پاکستان این کشور را با بحران های متعددی مواجه کرده است. طرح تقسیم قدرت به سبک آمریکایی در همان مراحل ابتدایی، بحران های پاکستان را تشدید کرد. پاکستان در سال ۱۹۴۷، پس از تلاش های جنبش مسلم لیگ به رهبری محمدعلی جناح، از هند جدا شد و به عرصه جغرافیای سیاسی جهان وارد گردید. ظهور پاکستان به عنوان یک کشور مستقل، در واقع تحقق خواسته مسلمانان هند برای داشتن کشوری مستقل و اسلامی بود. اکنون آمریکا در پاکستان در دامی گرفتار شده که زمانی برای اتحاد جماهیر شوروی پهن کرده بود. کاخ سفید ممکن است با مداخله نظامی در شمال پاکستان، اشتباه دیگری مرتکب شود و علاوه بر تکرار تجربه عراق، به سرنوشتی مانند آنچه برای شوروی در افغانستان رخ داد، دچار گردد. نتایج نشان می دهد که تحولات نیمه دوم در پاکستان این کشور را به سمت بی ثباتی و ناآرامی می کشاند و بنابراین دیر یا زود باید منتظر مداخله ارتش و کودتای دیگری بود یا این که حوادث ناخوشایند دیگری نظیر تجزیه و مداخله نظامی آمریکا رخ دهد.
۳۳۱۶.

از شبکه تا خیابان؛ یک چارچوب نظری برای رابطه «شبکه های اجتماعی» و «اعتراض سیاسی»(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۲۰۱
این مقاله به تحلیل نظری و عمیق رابطه پیچیده و چندوجهی میان مصرف «شبکه های اجتماعی» و پدیده «اعتراض سیاسی» می پردازد و هدف اصلی آن، تدوین و ارائه یک چارچوب نظری یکپارچه است که بتواند سازوکارهای این ارتباط را به شکلی منسجم تبیین کند. نویسندگان با اشاره به دگرگونی ماهیت اعتراضات در دوران معاصر، استدلال می کنند که کنش اعتراضی از یک رفتار حاشیه ای و انحرافی، به بخشی از فرایند مشارکت سیاسی متعارف در جوامع مدرن تبدیل شده است؛ از همین رو رویکردهای تحلیلی تک بعدی که صرفاً بر یک نظریه خاص تکیه می کنند، در توضیح کامل این پدیده پیچیده ناتوان اند. این پژوهش با اتخاذ رویکردی نظری- تحلیلی و از طریق ترکیب انتقادی متون علمی، در پی ساخت یک الگوی علّی مفهومی است تا بتواند نحوه اثرگذاری شبکه های اجتماعی بر کنش های اعتراضی را به طور نظام مند و چندلایه توضیح دهد. شالوده نظری این تحقیق بر ترکیبی از نظریه های کلیدی و تثبیت شده در حوزه جامعه شناسی سیاسی و جنبش های اجتماعی استوار است. این نظریه ها موارد ذیل را شامل می شود: نظریه محرومیت نسبی که بر شکاف ادراک شده میان انتظارات افراد و واقعیت های زندگی آنان تمرکز دارد؛ نظریه بسیج منابع که اهمیت سازماندهی و گردآوری منابع مادی، انسانی و اطلاعاتی را برای اقدام جمعی برجسته می سازد؛ نظریه ساختار فرصت سیاسی که شرایط ساختاری مانند شکاف در میان نخبگان یا کاهش سرکوب را به عنوان پنجره ای برای اعتراض تحلیل می کند؛ نظریه قالب بندی که بر نقش کلیدی رسانه ها در شکل دهی به ادراک عمومی و برجسته سازی بی عدالتی ها تأکید دارد؛ نظریه انگیزه های احساسی که به نقش محوری هیجاناتی چون خشم، ترس، امید و ناامیدی در تحریک افراد به مشارکت می پردازد و در نهایت مفهوم رضایتمندی سیاسی که کاهش اعتماد به عملکرد دولت و نهادهای حاکمیتی را زمینه ساز نارضایتی عمومی می داند. دستاورد اصلی و نوآورانه مقاله، ارائه یک الگوی علّی مفهومی است که نشان می دهد شبکه های اجتماعی (به عنوان متغیر مستقل) می توانند از طریق تأثیرگذاری هم زمان بر چندین متغیر میانجی کلیدی، احتمال بروز کنش اعتراضی (متغیر وابسته) را به شکل معناداری افزایش دهند. این الگو چندین مسیر تأثیرگذاری را شناسایی می کند. نخست، این شبکه ها با نمایش مداوم سبک های زندگی، موفقیت ها و آزادی های دیگران، فضایی دایمی برای مقایسه اجتماعی ایجاد می کنند و در نتیجه احساس محرومیت نسبی و نابرابری را در میان کاربران عمیق تر و ملموس تر می سازند؛ دوم، این پلتفرم ها با انتشار سریع و گسترده اطلاعاتی همچون فیلم تجمعات موفق، اخبار عقب نشینی نیروهای امنیتی یا شکاف در میان حاکمان، ادراک افراد از فرصت های سیاسی را تغییر می دهند و با کاهش ریسک متصور، انگیزه ها برای اقدام را تقویت می کنند. مسیر سوم، بسیج برخط منابع است؛ شبکه های اجتماعی ابزارهای ارزان، سریع و کارآمدی برای هماهنگی، اطلاع رسانی درباره جزئیات تجمعات، انتشار دستور عمل های امنیتی و حتی جذب حمایت های مالی و انسانی فراهم می آورند و بر موانع کلاسیک سازماندهی غلبه می کنند. چهارم، از طریق قاب بندی رسانه ای، این شبکه ها روایت های خاصی از فساد، تبعیض و ناکارآمدی را برجسته می کنند، به آنها معنای مشخصی می بخشند و از این طریق احساس بی عدالتی را در جامعه شعله ور می سازند. پنجم، قرار گرفتن مداوم در معرض محتوای انتقادی و اخبار منفی، به افزایش احساس ناامیدی به آینده و اصلاح پذیری سیستم منجر می شود و این باور را تقویت می کند که شرایط کنونی تحمل ناپذیر است و تنها راه تغییر، «اعتراض» است. در نهایت انتشار بی وقفه شواهد و انتقادهای مردمی درباره عملکرد دولت و نهادهای سیاسی، به فرسایش مستقیم رضایتمندی سیاسی و تضعیف مشروعیت نظام حاکم می انجامد. نتیجه اینکه شبکه های اجتماعی علت اصلی و ریشه ای اعتراضات نیستند؛ بلکه نقشی حیاتی به عنوان یک شتاب دهنده قدرتمند ایفا می کنند. به زبان استعاری، اگر نارضایتی های عمیق اجتماعی، اقتصادی و سیاسی «هیزم» آماده اشتعال باشند، شبکه های اجتماعی می توانند «آتش» یا جرقه ای باشند که این هیزم را شعله ور سازند. این چارچوب نظری یکپارچه، نقشه ای مفهومی برای پژوهش های تجربی آتی، به ویژه در بستر ایران فراهم می آورد تا روابط علّی مطرح شده به صورت میدانی و دقیق مورد آزمون و سنجش قرار گیرند.
۳۳۱۷.

ارزیابی کارآمدی نظریه های فطری آموزش دین در سامان بخشی به فرآیند تربیت دینی در نظام تعلیم و تربیت رسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۲۵
بیش از دو دهه است که برنامه ریزان در نظام تعلیم و تربیت رسمی تلاش می کنند تا برنامه درسی آموزش دین را مبتنی بر فطرت تدوین و ارائه کنند. پژوهش های متعددی نیز در این دو دهه، با هدف کمک به فراهم کردن بنیان های علمی برای انطباق آموزش دین بر فطرت انجام شده است. این مقاله ضمن ارزیابی میزان توفیق پژوهش های انجام شده در دستیابی به هدف فوق، در صدد شناسایی نظریه کارآمد به منظور پاسخگویی به پرسش هایی در زمینه چیستی، چرایی و چگونگی انطباق آموزش دین بر فطرت در نظام تعلیم و تربیت رسمی بود. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی نشان داد که مطالعات انجام شده را از حیث میزان توانایی در تولید علوم تربیتی مورد نیاز برای انطباق آموزش دین بر فطرت می توان به سه دسته انتزاعی، نسبتاً کاربردی و کاربردی تقسیم کرد. همچنین یافته های پژوهش بیانگر این است که از میان سه دسته مذکور، پژوهش های کاربردی واجد ظرفیت کامل برای پاسخگویی به پرسش هایی است که در نظام تعلیم و تربیت رسمی در زمینه انطباق دین بر فطرت مطرح می گردد.
۳۳۱۸.

Analysis of the Obstacles to Ethical Use of Artificial Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰۳ تعداد دانلود : ۱۷۸
Introduction: Given the expansion of numerous applications of artificial intelligence in the daily activities of human societies and the ethical obstacles that may arise in this direction, the need for a detailed and comprehensive examination of these issues is felt more than ever. Therefore, this study was developed with the aim of examining the challenges of ethical use of artificial intelligence technology. Material and Methods: This study is applied in terms of purpose and descriptive-survey in terms of data collection. Library methods, searching through electronic sources, and field study were used to collect data. In the field method, a questionnaire was used. The research community is experts and specialists in the field of artificial intelligence, 15 of whom were selected through purposive sampling (snowball sampling). By reviewing the literature, 6 obstacles related to the ethical use of artificial intelligence were identified; the DEMATEL method and Excel and MATLAB software were used to analyze the data and evaluate the cause-and-effect relationships between the obstacles. Results: The results show that among the 6 identified barriers (lack of accountability, lack of transparency, lack of legal regulations, possibility of bias and discrimination, violation of data privacy, and violation of social justice and livelihood of individuals), the barrier of lack of transparency, followed by the lack of legal regulations, are considered to be the most important and influential barriers to the ethical use of AI. Also, the barriers of data privacy violation and violation of social justice and livelihood of individuals were identified as the most influential barriers among the aforementioned barriers. Conclusion: The findings of this study indicate the importance and causal relationships governing the existing barriers to the ethical use of AI and can help experts and managers in this field in designing AI systems and making decisions in order to comply with ethical principles.
۳۳۱۹.

تبیین و ارزیابی مؤلفه های رنج وجودی انسان و ارتباط آن با خدا در دیدگاه آلبر کامو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۰۹
این پژوهش در پی تبیین و ارزیابی مؤلفه های رنج وجودی انسان و ارتباط آن با خدا در اندیشه کامو و پیامدهای تربیتی و اخلاقی آن است. این مقاله با روش توصیفی_ تحلیلی در پی پاسخگویی به این پرسش است که کامو به عنوان یک اگزیستانسیالیست نسبت به مؤلفه های رنج وجودی انسان چه رویکردی دارد؟ نتایج تحلیل ها نشان می دهد که کامو این رنج ها را عامل پوچی و بی معنایی زندگی تلقی می کند و موطن اصلی این رنج ها در دیدگاه الحادی او، غیبت و یا سکوت خداوند و به تبع آن توجیه ناپذیری ذاتی زندگی است که وضعیت متناقضی برای انسان در این مواجهه پدید می آورد. بااین حال، کامو انسان را با روش های مختلفی به مبارزه علیه این رنج ها و بی معنایی حاصل از آن دعوت می کند و نوعی برنامه عملی به او می دهد که طغیان مهم ترین عنصر این برنامه است.
۳۳۲۰.

بازتعریف و گونه شناسی "اسلوب حکیم" بر پایه نظریه ربط(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۴ تعداد دانلود : ۸۶
در سنت بلاغت اسلامی "اسلوب حکیم" به عنوان صنعتی که مبتنی بر خروج آگاهانه از مقتضای ظاهر در بستر گفتگوست، جایگاهی مبهم و چندپاره دارد؛ به ویژه در بلاغت فارسی نه تنها مرز آن با صناعات مشابه روشن نشده، بلکه شاهد فقر شاهدمثال و غفلت نظری در تبیین جوانب بلاغی آن هستیم. این مقاله نخست با روشی تاریخی-تحلیلی، به بازخوانی جایگاه و تعریف اسلوب حکیم در منابع کهن بلاغی می پردازد و وجوه افتراق آن با صنایع مشابه را تبیین می کند. در گام بعد، بر اساس مبانی نظریه ربط اسپربر و ویلسون "خروج از مقتضای ظاهر" به عنوان عنصر محوری اسلوب حکیم در چهار سطح استنتاجی بازتحلیل شده است: 1) بازخوانی تفسیر صریح؛ ۲) تضاد میان تفسیر صریح و دلالت ضمنی؛ ۳) تحمیل استنتاج ضمنی بر مخاطب؛ و ۴) بازنمایی انتقادی مفروضات دایره المعارفی یا هنجاری. رویکرد پژوهش کیفی و توصیفی -تحلیلی است و نمونه ها با روش نمونه گیری هدفمند از متون کلاسیک فارسی به ویژه گفتگوهای طنزآمیز و عرفانی استخراج شده اند. برخلاف منابع بلاغی سنتی که شواهد معدود و صرفاً عربی ارائه می دهند، این پژوهش نشان می دهد که ادب فارسی، به ویژه در گفتگوهای حکیمانه، مملو از کاربست های خلاقانه اسلوب حکیم است. تحلیل ربط محور این نمونه ها، علاوه بر ارائه گونه شناسی دقیق و نو، ظرفیت های شناختی - بلاغی این صنعت را در ایجاد اثرات شناختی در ذهن، مدیریت موقعیت های پرتنش و تولید و تعدیل بینش مخاطب نشان می دهد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان