هدف پژوهش بررسی عوامل مرتبط با امید شغلی دانشجویان دانشگاه اصفهان بود که با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام گرفت.گروه نمونه، 300 نفراز دانشجویان دانشگاه اصفهان بودندکه به روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزارهای گردآوری داده ها شامل مقیاس امید شغلی، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی، مقیاس شناسایی وضعیت افتراقی، پرسشنامه چشم انداز زمان و پرسشنامه حمایت خانواده ادراک شده بود. نتایج نشان داد که حمایت خانواده به طور غیرمستقیم از طریق پرستیژ اجتماعی و قدرت اجتماعی با امید شغلی رابطه داشت. همچنین حمایت خانواده با خودکارآمدی به طور غیرمستقیم از طریق قدرت اجتماعی رابطه داشت. از بین ابعاد موقعیت اجتماعی ادراک شده، بعد قدرت اجتماعی از طریق خودکارآمدی با امید شغلی رابطه غیرمستقیم داشت و بعد پرستیژ اجتماعی با امید شغلی رابطه مستقیم داشت. همچنین خودکارآمدی به صورت مستقیم و غیرمستقیم با امید شغلی رابطه داشت. از بین ابعاد چشم انداز زمان، بعد حال لذت گرا با امید شغلی رابطه مثبت معنادار و بعد حال سرنوشت رابطه منفی معنادار داشت. به طورکلی نتایج نشان داد، خودکارآمدی، ابعاد پرستیژ اجتماعی، قدرت اجتماعی، چشم انداز حال لذت گرا، حال سرنوشت و حمایت خانواده می توانند امید شغلی را پیش بینی کنند.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد تعالی معنوی در پیش بینی خلق و رضایت از زندگی در دانشجویان انجام شده است. روش: روش پژوهش از نوع همبستگی و جامعة آماری پژوهش شامل کلیة دانشجویان دختر و پسر دانشگاه محقق اردبیلی بود. نمونة آماری شامل 200 نفر بودکه با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب انتخاب شدند. آزمودنی ها مقیاسهای تعالی معنوی، افسردگی- شادکامی و رضایت از زندگی را تکمیل کردند. یافته ها: تعالی معنوی با خلق (350/0=r) و رضایت از زندگی (586/0=r) دانشجویان رابطه مثبت معناداری دارد. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه نشان داد که ابعاد تعالی معنوی (احساس پیوستگی،کمال وکامروایی معنوی) 7/14 درصد از واریانس خلق و 5/39 درصد از واریانس رضایت از زندگی را تبیین می کنند. نتیجه گیری: نتایج از نقش تعالی معنوی در پیش بینی خلق و رضایت از زندگی حمایت می کنند. بنابر این، در مراکز آموزشی و مشاره ای باید به نقش ابعاد تعالی معنوی در متغیّرهای مرتبط با سلامتی، از جمله خلق و رضایت از زندگی توجه شود.
این مقاله اوصاف الهی را از منظر شیخ صدوق با مراجعه به کتاب «التوحید» ایشان و صدرالمتألهین مورد بررسی قرار داده است. شیخ صدوق و ملاصدرا از جمله متفکرانی هستند که با رویکردهای متفاوتی به بحث اوصاف الهی به صورت گسترده، پرداخته اند. شیخ صدوق، روایاتی را که در مورد اوصاف الهی از معصومین: مطرح شده است، در کتاب «التوحید» گردآوری و متناسب با نظام فکری خود، گزینش نموده است. ملاصدرا نیز بر اساس مبانی فلسفی خود که متناسب با قرآن و روایات است، مبحث اوصاف الهی را مطرح و ارائه نموده است. اساس بحث اوصاف الهی در نظریات شیخ صدوق و حکمت صدرایی، بر پایه توحید و عینیت ذات و صفات، مبتنی شده است. به این ترتیب، این دو دیدگاه، اوصاف کمالی ذاتی مانند: علم، اراده و قدرت را عین ذات الهی دانسته اند و هر آنچه را که با ذات حق تعالی، ناسازگار است از ساحت مقدسش مبرّا نموده اند. بنابراین با بررسی تطبیقی و نشان دادن نزدیکی نکات مطرح شده در روایات معصومین: و دیدگاه های مؤسس حکمت متعالیه که در اصل، تشریح سخنان معصومین: در قالب نظام فلسفی خود است و همچنین با صرف نظر از اختلاف دیدگاه های شیخ صدوق و ملاصدرا، تبیینی جامع از اوصاف الهی ارائه شده است.
مقدمه: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری بر فرسودگی شغلی و رضایت زناشویی کارکنان هلال احمر بود. روش: پژوهش از نوع نیمه آزمایشی است که در آن از طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش را کارکنان هلال احمر (ستاد مرکزی) تشکیل می دهند. افراد نمونه در وهله اول به صورت نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب و پس از تکمیل پرسشنامه های رضایت زناشویی و فرسودگی شغلی برای ورود به تحقیق با استفاده از نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل (15 نفر برای هر گروه) برگزیده شدند. گروه آزمایش، در 10 جلسه گروهی آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری شرکت کرد، درحالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. در نهایت، داده های جمع آوری و با استفاده از تحلیل کواریانس تحلیل شدند. یافته ها: براساس یافته ها، بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش و کنترل تفاوت معناداری وجود دارد و آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری به طور معناداری موجب کاهش فرسودگی شغلی و افزایش رضایت زناشویی کارکنان شده است. (01/0>P) نتیجه گیری: با توجه به نتایج، انجام مداخلات بر اساس آموزش مدیریت استرس به شیوه شناختی- رفتاری می تواند در بهبود وضعیت شغلی و زناشویی کارکنان هلال احمر مفید باشد
ادارک یا شعور توحیدی موجودات، آگاهی آنان به وجود خویش و آفریننده خود است که به موجب این علم، خالق خود را ستوده و تسبیح مى گویند. تسبیح حیوانات برای خداوند و شعور آنان نسبت به آن ذات تعالی، از جمله حقایقی است که قرآن کریم در ضمن بازگویی یک ماجرای داستانی یا به موجب امری قابل تذکر از زندگی حیوانات در کنار انسان ها، بیان نموده است. این پژوهش به منظور شناخت کیفیت ادراک توحیدی حیوانات به جمع آوری و بررسی آیات مرتبط با این مسئله، با استفاده از شیوه کتابخانه ای پرداخته است. از جمله نتایج به دست آمده، این است که هر یک از انواع حیوانات دارای شعوری توحیدی متناسب با وجود خود است که به وسیله آن در مسیر تکامل زندگی خویش در حال حرکت است.
هدف پژوهش حاضر مقایسة وضعیت ستون فقرات کودکان با اختلال های حسی و همتایان سالم بود. در این مطالعة موردی مشاهده ای 16 کودک نابینا و 30 کودک ناشنوای 12 – 6 ساله به صورت هدفمند و از جامعة در دسترس انتخاب شدند و 60 کودک سالم به عنوان گروه کنترل در پژوهش شرکت کردند. ارزیابی قوس های ستون فقرات توسط اسپینال موس با روایی 94/0=r صورت گرفت. برای مقایسة نتایج بین گروه ها نیز از آزمون تحلیل واریانس یکطرفه و آزمون تعقیبی LSD استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد که اسکولیوز پشتی نابینایان و ناشنوایان مشابه یکدیگر ولی به طور معناداری بیشتر از گروه سالم بود (002/0=P). اما تفاوت معناداری بین کایفوز (345/0 = P)، لوردوز (204/0 = P) و اسکولیوز کمری (185/0 = P) گروه ها با یکدیگر مشاهده نشد. در مجموع با توجه به یافته های پژوهش حاضر احتمالاً اختلال های بینایی و شنوایی با برخی ناهنجاری های پاسچرال ارتباط دارد، به ویژه آنکه نابینایی بیشتر از ناشنوایی با این اختلال ها ارتباط نشان می دهد. از این رو، غربالگری زودهنگام و به موقع برای شناسایی و پیشگیری از ناهنجاری های بدنی به ویژه ستون فقرات آنان، ضروری به نظر می رسد.
در پژوهش های سبک شناسی، سبک را به دو گونه سبک شخصی و سبک عمومی (دوره ای) دسته بندی می کنند. در سبک شناسی عمومی، متون را با توجه به اشتراکاتی که سبک در یک دوره خاص دارد، بررسی می کنند. اما در سبک شخصی، ویژگیهای فردی و روانی نویسنده مورد توجه قرار می گیرد به طوریری که سبک نگارش هر نویسنده در پیوند با عواملی چون ذوق، سلیقه، جهان بینی، مقام علمی و اجتماعی او ارزیابی می شود. «لئو اشپیتزر» از سبک شناسانی است که پژوهش های سبک شناسی را در گرو شناخت روحیات و ویژگیهای فردی نویسنده می دانست و بر این اساس روش سبک شناسی خود را در سه مرحله ارائه کرد. این مقاله بر آن است تا بر پایه مراحل نظریه اشپیتزر، ارزش سبک شخصی را در پژوهش های سبک شناسی نشان دهد. بدین منظور رساله سوانح «احمد غزالی»، به عنوان نمونه عملی این طرح، برگزیده شد و سبک شخصی غزالی در نگارش سوانح بررسی شد.
ح قهای بشری، ح قهای بنیادینی هستند که برای همگان محفوظ است. این حقوق مقوّم ذات انسان یاند و غیرقابل سلب م یباشند. اما حقوق شهروندی متفاوت از حقوق بشر، ناظر به حقوقی هستند که افراد جامعه، بخاطر وفاداری به سعادت جمعی شهروندان که در قالب حمایت از حاکمیتی مشروع میباشد، از آ نها بهره م یبرند و مبتنی بر تضییق و توسعه ح قهای بشری م یباشند. طبق این تعریف پذیرفته شده، هر نظام حقوقی با توجه به شرایط اعتقادی، اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، دینی، اقلیمی و محیطی و سایر عوامل، ح قهای شهروندی را احصا کرده و قواعدِ نظام حقوق شهروندی مخصوص به خود را خواهد داشت. نظا مهای حقوق شهروندی را م یتوان با دو دسته؛ ابزارات و شاخ صهای ملیّ و بین المللی مورد سنجش و ارزیابی قرار داد. مسئله اصلی این است که آیا حقوق شهروندی با این دو دسته سازگاری دارد و یا خیر. ابزارات ملیّ شامل منابع حقوق اساسی و شاخ ص بی نلمللی، همانا نظام بین الملل حقوق بشر م یباشد. نظام حقوق شهروندی ایرانی نیز از این امر مستثنا نیست. فلذا در این پژوهش با اتخاذ روش توصیفی و تحلیلی سعی بر آن شد هاست که سازگاری و مشروعیت حقوق شهروندی مبتنی بر آزاد یهای حقوق نسل اول با بایست ههای مردم سالاریِ دینی ایران و مهمترین منابع اختصاصی حقوق اساسی ایران که همانا قرآن و روایات م یباشد، سنجیده شود تا مشخص گردد که ح قهای شهروندی ایرانی همچون دیگر نظا مهای داخلی در یک نسبیت فرهنگی ه مسو با ارز شهای اسلامی خود م یباشد تا نشان دهد در بخش تفاو تهای شهروندی، هیچ دید هبان حقوق بشری و ناظر بی نالملل نم یتواند معترض این نسبیت باشد.
تزاحم آزادی متعاملین در تعیین مفاد و شروط قراردادی با لزوم جبران ضرر نامشروع، و تقابل فایده ها و زیان های اقتصادی و اجتماعی شرط عدم مسئولیت، نظام های حقوقی را در تجویز آن، دچار تردید کرده است و با وجود گرایش به پذیرش اصل اعتبار آن، استثنائات متعددی، با هدف جلوگیری از توافق های ناعادلانه، بر این اصل وارد شده است. تحلیل اقتصادی و بررسی معایب و فواید اقتصادی شروط عدم مسئولیت و نقش آن در کارایی، می تواند ما را در احراز عدالت قراردادی کمک کند.روش تحقیق، تحلیلی و توصیفی بوده و در موارد ضروری، به روش مقایسه ای پرداخته تا رویکرد سایر نظام های حقوقی نیز روشن شود. تحلیل اقتصادی شرط عدم مسئولیت نشان می دهد که پذیرش اصل اعتبار شرط عدم مسئولیت، کارایی اقتصادی را منجر می شود؛ لیکن درصورتی که قرارداد ناقص باشد، مانند وجود انحصار و نابرابری اطلاعاتی، دخالت دادگاه در تعدیل یا ابطال شرط عدم مسئولیت ضروری است، یافته ای که اصولاً و نه لزوماً، با تحلیل حقوقی شرط عدم مسئولیت هماهنگ است.
تاریخ نگاری محلی در ایران چندان که باید مورد توجه قرار نگرفته است. در این میان تاریخ نگاری محلی دوره تیموری بیش از دیگر دوره ها مغفول مانده است. در عهد تیموری، تواریخ محلی در عرضِ تواریخ عمومی و سلسله ای وجود داشته اند و در حقیقت این دوره از اندک دوره هایی است که هم تاریخ نگاری عمومی و سلسله ای و هم تاریخ های محلی هر دو از لحاظ کمیت قابل توجه اند. اما نکته قابل تأمل این است که در این عهد اگرچه مورخان تواریخ محلی، نمونه های موفق و معروفی از تواریخ عمومی و سلسله ای از روزگار گذشته و همزمان با خود را پیش روی داشتند، اما در فعالیت های تاریخ نگارانه بیش از آنکه به تواریخ عمومی و سلسله ای موفق و معروف گذشته و یا همزمانِ خود توجه نشان دهند، تحت تاثیر تاریخ های محلی ایالت های خود بوده اند. اندک توجهی نیز که به مورخان تواریخ عمومی و سلسله ای بیرون از قلمرو ایالت خود داشته اند، بیش از آنکه ناشی از پیروی از سبک و شیوه های تاریخ نویسی آن ها بوده باشد، بیشتر برای کسب مشروعیت ادبی و معتبر جلوه دادن تاریخ خویش بوده است. پژوهش کنونی می کوشد تا به گونه ای گذرا تکنیک ها و فنون تاریخ نویسی محلی دوره تیموری و همچنین میزان توجه مورخان تواریخ محلی این عهد به کتب تواریخ عمومی و محلی همزمان و دوره های پیش از خود را نشان دهد.
تحقق حکمروایی خوب شهری در مدیریت کلان شهرهای ایران و از جمله تهران مستلزم عینیت بخشیدن به مشارکت شهروندان در ابعاد گوناگون است. در چند دهه اخیر ، با مطرح شدن دیدگاه توسعه محله ای به عنوان دیدگاهی که حل مشکلات کنونی شهرها را درگرو بازگشت به مفهوم محله می داند، می توان با استفاده از نیروهای توانمند درون زا و سرمایه های اجتماعی موجود در آن به حل مشکلات موجود پرداخت. شهروندان، نقش آفرینان اصلی در رهیافت توسعه پایدار شهری هستند. بر اساس این رهیافت، سامان دهی شهر و رفع معضلات شهری و محله های آن به مشارکت محلی متکی است. تحقیق حاضر به بررسی توسعه محله های شهری با تاکید بر الگوی حکمروای خوب شهری منطقه 19 شهرداری تهران پرداخته است.
ابزار سنجش پرسشنامه بوده که از ساکنین منطقه 19 به صورت نمونه گیری پرسش شده است نتایج حاصله از آزمون های آماری نشان می دهد که علیرغم وجود رابطه معنادار در محله ها، سطح توسعه و حکمروایی خوب شهری در بیشتر محله های مورد مطالعه از وضعیت مناسبی برخوردار نبوده و رابطه معناداری بین دو متغیر وجود داشته و متغیر وابسته متأثر از متغیر مستقل است و شاخص های قانون مداری، پاسخگویی، مسئولیت پذیری، مشارکت و اجماع محوری از مهم ترین دغدغه های شهروندان برای رسیدن به سطح خوب توسعه محله ای در محله های مورد مطالعه بوده است
ویلیام کلیفُرد در جستار «اخلاق باور» مدعی شد که باور بر بنیاد شواهد نابسنده، در هر کجا و هر زمان و برای هر کس خطاست. ویلیام جیمز در جستار «خواست باور» درصدد پاسخ به او برآمد و ادعا کرد که باور دینی یک تصمیم اصیل است و در این گونه تصمیمات توجیه ایمان، خواستِ باور است.
اصل ادعای جیمز در «خواستِ باور» تعریف انتخاب اصیل و انتساب ایمان توحیدی به آن است. باور داشتن به خدا اگر تصمیمی اصیل باشد باید سه ویژگی را احراز کند: الف) گریزناپذیری؛ ب) زنده بودن؛ و ت) خطیر بودن.
ما در این جستار پس از بررسی مجمل آرای جیمز و نقدهای مهم بر او، روایی انتساب این سه ویژگی بر ایمان دینی را وارسی کرده ایم.
نگرش به سازمان ها در طول زمان با تغییر و تحولاتی همراه بوده است. زمانی سازمان ها را همچون سیستم های بسته درنظر می گرفتند که هیچ تعاملی با محیط خارجی نداشت. با مطرح شدن نگرش سیستمی، نوع نگاه به سازمان هم تغییر کرد. در این زمان سازمان ها را مانند سیستم های باز می دیدند که با محیط خود در تعامل هستند. زمانی فعالیت سازمان ها درون یک صنعت انجام می شد و امروزه با وجود تغییرات فزاینده ای که در محیط های کسب وکار روی داده است، مرزهای میان صنایع تا حدود زیادی از بین رفته است. در بیان جیمز مور (1993)، امروزه فضای فعالیت سازمان ها، فضایی اکوسیستمی است که در آن کسب-وکارهای مختلف از صنایع گوناگون، با یکدیگر روابط متقابل دارند و بقای آنها تا حدود زیادی به یکدیگر وابسته است. این مفاهیم به خوبی در رویکرد اکوسیستم کسب وکار، مطرح شده است. رویکرد اکوسیستم کسب وکار در نتیجه تغییرات محیطی دهه های اخیر ظهور یافته است و بکارگیری آن، نیازمند ایجاد تغییرات در ذهنیت افراد است تا بتوانند با نگرش جدیدی به دنیای کسب وکار نگاه کنند و مبانی فکری این رویکرد، نشان دهنده این تغییرات ذهنی است. این مقاله از نوع مقالات مروری-تحلیلی و هدف آن، تبیین مبانی فکری رویکرد اکوسیستم کسب وکار است که با تجزیه و تحلیل تغییرات جهان کسب وکار در دهه های اخیر، به تبیین این مبانی فکری می پردازد. آشنایی با این مبانی، یکی از ضرورت های موفقیت در عصر کنونی است.
هویت و انسان ایرانی در تاریخنگاری محمد ابراهیم باستانی پاریزی (1304 – 1393) مهم ترین رکن اندیشه او است. در کتاب های پرشمار و مقالات فراوانی که نوشته، پی گیری خط سیر اندیشه وی مارا به این معنی رهنمون می سازد که باستانی پاریزی دغدغه ایران داشت. انسان ایرانی و فرهنگ ایرانی. نشان دادن ویژگیهای "" ایرانیت""در ذهن او دستمایه این پژوهش قرار گرفته، از آن رو که هویت ها در دنیای امروز با شتابی فزاینده رو به دگرگونی گذارده اند و چون باستانی از تاریخ ایران می نوشت و به درستی تاریخنگار مردم بود، باید دید او چه مؤلفه هایی را برای هویت مجزای ایرانی در نظر می گرفت و آنرا چگونه نشان می داد و از این راه بتوان به شناخت دست یافت. شناختی که در نتیجه گیری های ما و ترسیم دشواری ها، بیم ها، و امیدها برای پایداری این فرهنگ خاص ضروری است.
در عصر ساسانی جامعه ایران به طبقات گوناگونی تقسیم شده بود. هر چند در بسیاری از منابع، از ممکن نبودن تحرک طبقاتی در این دوره سخن رفته ، ولی شواهدی مبنی بر امکان تحرک و ارتقاء طبقاتی وجود دارد. همچنین، به نظر می رسد که جامعه ی طبقاتی عهد ساسانی بیشتر به منظور تخصص گرایی و هویت خاص هر طبقه مطرح بوده است. این موضوع سبب می شد مشاغل در خاندان ها موروثی شده و فرزندان، تجارب نیاکان و پدران خود را به ارث برند و آن را به نسل های بعد از خود انتقال دهند و این امر تا حدودی در دوره اسلامی نیز (مانند موروثی بودن پزشکی در خاندان بختیشوع) حفظ شد. مقاله ی حاضر با استناد به منابع، با روش تحلیلی، به دنبال شرح و بسط موارد پیش گفته می باشد.
در دورة پست مدرنیسم، هنر دچار کارکردهای متغیری شده و مدام در حال تغییر ماهیت و هویت است. این مسایل در ارتباط مستقیم با مجسمه سازی امروز است زیرا این گوناگونی حیرت آور در هیچ زمینه ای به اندازة جهان مجسمه سازی آشکار نیست. حال این سؤال مطرح می شود که چه تحولاتی در دوره مدرن منجر به ظهور مجسمه سازی پست مدرن شد؟ چنین فرض می شود که توجه به محتواگرایی و مفهومی بودن مجسمه برخلاف فرم گرایی حاکم در دوره مدرن باعث شد که رویکردهای غالب در مجسمه سازی تغییر کرده و مجسمه سازی پست مدرن با صورت های بیانی جدیدش ظهور پیدا کند. این مقاله با رویکردی توصیفی- تحلیلی به تحولات و دگرگونی های ایجاد شده در عرصه مجسمه سازی از 1960 تا 1980 پرداخته است. نظر به اینکه زمینه های تحول و پیدایش مجسمه سازی پست مدرن به لحاظ تأثیرگذاری بر مجسمه سازی از دهة 1980 به این سو هنوز ساماندهی آکادمیک نشده است، ضرورت این اقدام احساس می شود که در این پژوهش به آن پرداخته شود. در پایان این نتیجه حاصل شد که تحولاتی چون تغییر مفهوم گالری جهت نمایش مجسمه، تغییر شکل اشیاء بازتولید شدة صنعتی در شکل اثر هنری و نقش مؤثر زمان و مکان در ایجاد و نمایش آثار مجسمه سازی از جمله دگرگونی های بنیادینی بود که تعریف مجسمه سازی مدرن، به عنوان یک شیء فرمی تجرد گرا را زیر سؤال برد و هویت آن را تغییر داد. این دگرگونی ها موجب شد درک و دریافتی نو در قالبی جدید جهت بیان «محتوا و معنایی خاص» از طریق مجسمه ظهور پیدا کند.
یکی از مهم ترین مخاطره های اقتصادی در کشورهای دارنده دریافتی های نفتی امکان شکل گیری بیماری هلندی است. بیماری هلندی سبب می شود بازدهی بخش های غیر قابل تجارت (زمین و مسکن) بیش از بخش های قابل تجارت (صنعت و کشاورزی) شده و سرمایه های اقتصاد به بخش های کمتر مولد منتقل شود. راهکار مقابله با این مشکل، کاهش بازدهی بخش زمین و مسکن از طریق برقراری مالیات بر بازدهی این بخش ها است. در این مقاله با استفاده از مدل رشد نئوکلاسیک، عملکرد مالیات بهینه بر سرمایه مسکن در برابر سرمایه های غیر مسکن در قالب مدل تعادل عمومی بررسی می شود. بر اساس نتایج نظری، مالیات بهینه بر سرمایه مسکن به کشش جانشینی بین مصرف غیرمسکن، مسکن و اوقات فراغت بستگی دارد. از آنجا که بیماری هلندی در کشورهای نفتی سبب می شود کشش جانشینی بین سرمایه مسکن و اوقات فراغت کاهش یابد؛ از این رو، مالیات بهینه سرمایه مسکن باید بیش از مالیات بر سرمایه کسب و کار باشد. بر اساس نتایج حاصل از شبیه سازی مدل در ایران، با اخذ مالیات از بازدهی مسکن، مالیات سرمایه کسب و کار و نیروی کار کاهش می یابد.