ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۵۵۹٬۵۸۷ مورد.
۹۴۱.

تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۶
هدف این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک یازدهم رشته ریاضی بر اساس عوامل خلاقیت گیلفورد است. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی- پیمایشی از نوع تحلیل محتوا و کاربردی است. جامعه آماری این پژوهش شامل محتوای کتاب درسی جدیدالتالیف فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک چاپ 1404 و حجم نمونه برابر با حجم جامعه آماری انتخاب شد. ابزار این تحقیق فرم تحلیل محتوا محقق ساخته با توجه به الگوی عوامل خلاقیت گیلفورد بود. برای تحلیل محتوای کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی فیزیک از یک طرح کدگذاری استفاده شده است. در مرحله اول متن کتاب، پرسش و فعالیت ها، تصاویر و همچنین جدول های کتاب مشخص می شود؛ در مرحله دوم کلیه واحدها در تمامی قسمت ها با طبقه مورد نظر، از نظر شاخص های خلاقیت گیلفورد مطابقت داده شده و در جدول های مربوطه ثبت شده؛ و در مرحله سوم کلیه واحدها که در سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد قرار داشتند شناسایی و شمارش شده اند. روایی ابزار تحقیق بر اساس نظر متخصصان تعلیم و تربیت قابل قبول بود و پایایی بر اساس فرمول هولستی مورد محاسبه قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که کتاب درسی فیزیک پایه یازدهم رشته ریاضی تأکید بیش از حد به سطح حافظه شناختی و تفکر همگرا دارد و به تفکر واگرا و تفکر ارزشیاب در حد ضعیفی توجه کرده است. نتیجه گیری کلی این است که در محتوای کتاب فیزیک پایه یازدهم جدیدالتألیف، تعادل مناسبی میان سطوح مختلف خلاقیت گیلفورد وجود ندارد و ضروری است تمهیدات لازم برای ایجاد این توازن در بازنگری های آینده در نظر گرفته شود.
۹۴۲.

بررسی علمی اهله ی ماه و تاثیرات آن بر سیاره زمین با تکیه بر طراحی واحد آموزشی با رویکرد STSE

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۹
ماه به عنوان نزدیک ترین همسایه زمین و مهم ترین جرم آسمانی قابل مشاهده برای انسان، نقشی بنیادی در شکل دهی نظام های تقویمی، فرهنگی، علمی و زیست محیطی بشر داشته است. چرخه فازی ماه که از تعامل هندسی سامانه سه جسمی ماه–زمین–خورشید حاصل می شود، اساس گاه شماری قمری را در تمدن های کهن و ساختارهای فرهنگی و مذهبی جوامع مختلف تشکیل داده است. این مقاله با رویکردی نجومی–تحلیلی و آموزشی، به بررسی دقیق فازهای ماه، مفاهیم زاویه فازی، الونگیشن، تربیع، تثلیث، مقارنه و مقابله می پردازد و نقش آنها را در تعیین ماه های قمری، رؤیت پذیری هلال و محاسبات رصدی تبیین می کند. افزون بر این، به پیدایش و تکامل تقویم های قمری در تمدن های بین النهرین، مصر، چین، ایران و شکل گیری تقویم هجری قمری پرداخته می شود.در بخش دیگر مقاله، انواع گاه شماری قمری، قمری–خورشیدی و حسابی معرفی شده و چالش های اجرایی آنها بررسی می شود. مفاهیمی چون حرکت انتقالی ماه، قفل گرانشی، حضیض، اوج، ابرماه و میکروماه نیز با تکیه بر داده های نجومی تحلیل شده اند. از منظر آموزشی، مقاله نشان می دهد که پدیده های مربوط به ماه، به ویژه چرخه اهله، فرصت ارزشمندی برای طراحی واحدهای یاددهی–یادگیری مبتنی بر رویکرد STSE فراهم می کنند؛ رویکردی که در آن ارتباط میان علم، تاریخ، فناوری، فرهنگ و محیط زیست به صورت هم زمان مورد توجه قرار می گیرد و بررسی اهله ماه طبق این رویکرد دیدگاه جدیدی در عرصه آموزش و یادگیری به ما نشان می دهد. یافته ها بیانگر آن است که استفاده از پدیده های طبیعی ماه با طراحی این واحد آموزشی در آموزش علوم می تواند به افزایش درک مفهومی، ارتقای سواد نجومی، تقویت تفکر انتقادی و پیوند تجربه های شخصی یادگیرندگان با مفاهیم علمی بینجامد.
۹۴۳.

طراحی بسته آموزش ترویج و تشکیل خانواده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۶
تغییرات الگوی ازدواج در ایران طی دهه های اخیر، با فقدان مداخلات علمی، یکسان سازی مفهومی و فرایندهای آموزشی مرتبط با تشکیل خانواده همراه بوده است. این امر با چالشهایی نظیر تأخیر در سن ازدواج و عدم آمادگی کافی زوجین برای ورود به زندگی مشترک همراه است.هدف مطالعه طراحی بسته آموزش ترویج و تشکیل خانواده بود. این پژوهش از نوع طرح آمیخته اکتشافی با روش کیفی و کمی بود. جامعه آماری شامل کلیه متخصصان و مشاوران حوزه تشکیل و ترویج خانواده بر اساس اشباع نظری بود (10نفر). ابتدا داده ها با روش بررسی اسناد و متون گرد آوری شد ؛ سپس طبقه بندی و تحلیل مولفه های نهایی بسته آموزشی استخراج و تدوین شد. در مرحله نخست با تحلیل محتوای کیفی منابع نظری و مصاحبه با متخصصان حوزه خانواده، مؤلفه های لازم استخراج شد؛ سپس در مرحله کمی جهت بررسی روایی، بسته طراحی شده در اختیار متخصصان قرار داده شدو سنجش روایی محتوایی (CVR و CVI) طبق مدل لاوشه برای ارزیابی ضرورت و تناسب آیتم ها اجرا گردید. یافته ها نشان داد ضریب CVR در دامنه 60/0 تا 1 و CVI بین 80/0 تا 1 معتبر است که بیانگر روایی محتوایی مطلوب بسته می باشد. یافته های کیفی نشان داد تعداد 123 مولفه فرعی، 61 مقوله اصلی بسته آموزش در 8 حیطه دارای روایی هستند. این بسته آموزشی روایی لازم را برای کاربردهای اموزشی و پژوهشی داشته و می تواند به عنوان الگوی علمی برای مراکز مشاوره خانواده، آموزش قبل از ازدواج و سیاست گذاری فرهنگی در حوزه جوانی جمعیت استفاده شود.
۹۴۴.

واکاوی شاخص های والدگری نوجوانان با هویت شغلی موفق: یک پژوهش آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۶
پژوهش حاضربا هدف واکاوی و طراحی الگویی خاص از شاخص های فرزندپروری نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم طراحی شد.این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به روش کیفی از نوع پدیدارشناسی است.جامعه آماری پژوهش شامل کلیه والدین دانش آموزان دختر با هویت شغلی موفق بود که در سال تحصیلی 1403-1402 در مقطع متوسطه (دوره دوم) شهر کرمانشاه مشغول به تحصیل بودند. نمونه گیری در دو مرحله انجام شد. هدف مرحله اول کمی، شناسایی دانش آموزان دارای هویت شغلی موفق بود. بدین منظور تعداد 170 نفر از دانش آموزان متوسطه دوم شهر کرمانشاه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای برای تکمیل پرسشنامه هویت شغلی انتخاب شدند. سپس در مرحله دوم کیفی، به روش نمونه گیری هدفمند، شرکت کنندگان از بین 29 والد دارای فرزند با هویت شغلی موفق، که یک نمره بالاتر از انحراف استاندارد (4.15) را کسب کرده بودند جهت انجام مصاحبه انتخاب شدند،نمونه گیری تا مرحله اشباع نظری پیش رفت و2 مصاحبه انتهایی جهت اطمینان از اشباع داده ها انجام شد. داده ها به شیوه مصاحبه نیمه ساختار یافته گرداوری شد و با روش هفت مرحله ای کلایزی تحلیل شدند. تحلیل تجارب شرکت کنندگان در زمینه واکاوی شاخص های والدگری در نوجوانان دارای هویت شغلی منسجم منجر به شناسایی و استخراج160 کد اولیه، 27 مضمون فرعی و 7 مضمون اصلی شامل: والد آگاه ،پاسخ دهی، کیفیت ارتباط با فرزند، مهارت رفتاری والد، بستر امن خانوادگی، ساختار خانوادگی و کنترل-نظارت شد. نتایج پژوهش حاضر شاخص های والدگری مذکور را به عنوان متغیرهای مهمی در دستیابی نوجوانان به هویت شغلی موفق، خاطرنشان می سازد. نظر قرار گیرد.
۹۴۵.

مطالعه تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
اشتیاق تحصیلی به عنوان یکی از مهم ترین عوامل پیشرفت تحصیلی، انگیزه و مشارکت فعال دانش آموزان در فرایند یادگیری را تعیین می کند و در نظام های آموزشی، شناخت منابع و موانع آن برای ارتقای کیفیت یادگیری و برنامه ریزی آموزشی مؤثر ضروری است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته دانش آموزان دبیرستانی از منابع و موانع اشتیاق تحصیلی انجام شد. این مطالعه در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. میدان پژوهش شامل دانش آموزان دبیرستانی ساکن تهران در سال 1404 بود که شاخص های اشتیاق تحصیلی را دارا بودند. نمونه گیری به شیوه هدفمند و تا رسیدن به اشباع ادامه یافت و در نهایت نمونه گیری در مصاحبه دوازدهم متوقف شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق گردآوری و تحلیل داده ها بر اساس روش هفت مرحله ای کلایزی (۱۹۷۸) انجام شد. برای افزایش اعتبار یافته ها، از بازبینی مشارکت کنندگان و بررسی همکاران استفاده شد. تحلیل داده ها نشان داد موانع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری غیرجهت مند، بی ارزش سازی و ناامیدی، پیوندهای آسیب زا، پویایی های نگرشی بازدارنده و پویایی های عملکردی بازدارنده» و منابع اشتیاق تحصیلی شامل «فضای یادگیری جهت مند، ارزشمندسازی و امیدواری، پیوندهای رشددهنده، پویایی های نگرشی اشتیاق زا و پویایی های عملکردی اشتیاق زا» است. یافته ها حاکی از آن بود که اشتیاق تحصیلی فرایندی چندبعدی و پویا است که تحت تأثیر تعامل میان عوامل محیطی، شناختی و انگیزشی شکل می گیرد و مداخلات آموزشی باید با در نظر گرفتن این تعاملات طراحی شوند و برنامه ریزی آموزشی در سطوح مختلف باید با تأکید بر تقویت منابع اشتیاق انجام شود.
۹۴۶.

مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۸
هدف پژوهش حاضر مدل یابی معادلات ساختاری رابطه الگوهای پردازش حسی، کارکردهای اجرایی و تاکتیک های حل تعارض با نقش میانجی ذهنی سازی در زنان متأهل بود. پژوهش از نوع همبستگی و از طریق مدل یابی معادلات ساختاری انجام شد. برای این منظور نمونه ای به حجم ۴۵۰ نفر به روش نمونه گیری در دسترس و داوطلبانه انتخاب و پس از غربال گری و اعمال ملاک های ورود و خروج، ۴۰۵ نفر در تحلیل نهایی مشارکت کردند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس های نیمرخ حسی نوجوان و بزرگ سال براون و دان (2001)، فرم کوتاه کارکردهای اجرایی بارکلی (2011)، پرسش نامه ذهنی سازی فوناگی و همکاران (2016) و مقیاس اصلی تاکتیک های حل تعارض اشتراوس و همکاران (2004) بود. یافته ها حاکی از آن بود که مدل تاکتیک های حل تعارض در فرم پرخاشگر 28 درصد از واریانس ذهنی سازی (28/0 R2=)؛ 39 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (39/0 R2=)؛ و 55 درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (55/0 R2=) و در فرم قربانی ۲۶ درصد از واریانس ذهنی سازی (26/0 R2=)؛ 32 درصد از واریانس حل تعارض ناسازگارانه (32/0 R2=)؛ و ۵۱ درصد از واریانس حل تعارض سازگارانه (51/0 R2=) را تبیین نمود. این نتایج بر اهمیت درک نقش ذهنی سازی در فرآیندهای حل تعارض و ارتباط آن با ویژگی های شناختی و حسی تأکید دارد.
۹۴۷.

بررسی روش گربه مقابله ای بر اضطراب، تنظیم هیجان و تاب آوری کودکان مضطرب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
مقدمه و اهداف: اختلالات اضطرابی از شایع ترین مشکلات روان شناختی دوران کودکی هستند و می توانند پیامدهای قابل توجهی بر رشد هیجانی، اجتماعی و تحصیلی کودکان داشته باشند. تداوم اضطراب در کودکی نه تنها عملکرد روزمره کودک را مختل می کند، بلکه خطر بروز اختلالات روان شناختی در نوجوانی و بزرگسالی را نیز افزایش می دهد؛ ازاین رو شناسایی و به کارگیری مداخلات درمانی مؤثر و مبتنی بر شواهد برای کودکان مضطرب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. درمان شناختی رفتاری یکی از اثربخش ترین رویکردها در درمان اضطراب کودکان به شمار می رود و پروتکل های ساختارمندی در این حوزه تدوین شده اند که برنامه «گربه مقابله ای» (Coping Cat) از جمله شناخته شده ترین آنهاست. این برنامه با تمرکز بر آموزش مهارت های شناختی، رفتاری، شناسایی افکار ناکارآمد، مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت خودکارآمدی طراحی شده است. در سال های اخیر، رویکردهای نوین در حوزه سلامت روان کودک بر اهمیت فراتر رفتن از کاهش صرف نشانه های آسیب شناختی تأکید دارند و متغیرهای مثبت روان شناختی مانند تاب آوری و تنظیم هیجان را به عنوان پیامدهای مهم مداخله درمانی مدنظر قرار می دهند. تاب آوری به توانایی کودک برای سازگاری مؤثر با شرایط استرس زا اشاره دارد و نقش محافظتی مهمی در برابر پیامدهای منفی اضطراب ایفا می کند. تنظیم هیجان نیز یکی از مؤلفه های اساسی رشد هیجانی کودک است و نقص در آن با شدت و تداوم اضطراب ارتباط نزدیکی دارد. با وجود شواهد فراوان درباره اثربخشی درمان گربه مقابله ای در کاهش اضطراب کودکان، پژوهش های اندکی به بررسی همزمان اثر این مداخله بر تاب آوری و تنظیم هیجان پرداخته اند و در بافت فرهنگی ایران این خلأ پژوهشی برجسته تر است؛ بر این اساس هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای بر اضطراب، تاب آوری و تنظیم هیجان کودکان ۸ تا ۱۲ ساله بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و پیگیری سه ماهه همراه با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کودکان ۸ تا ۱۲ ساله دارای نشانه های اضطرابی ساکن شهر قم در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بود. در مرحله نخست، غربالگری اولیه با استفاده از مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (فرم والد و فرم کودک) انجام شد و کودکانی که نمره ای بالاتر از خط برش این مقیاس به دست آوردند، وارد مرحله بعد شدند. پس از بررسی معیارهای ورود و خروج، ۲۴ کودک واجد شرایط به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه ۱۲ نفر) گمارده شدند. معیارهای ورود شامل دامنه سنی ۸ تا ۱۲ سال و وجود نشانه های اضطرابی بود و کودکانی که دارای اختلالات روان شناختی همبود یا دریافت همزمان درمان های دیگر بودند از مطالعه کنار گذاشته شدند. گروه آزمایش درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای را در قالب شانزده جلسه انفرادی دریافت کرد. این جلسات شامل آموزش شناسایی هیجان ها، بازسازی شناختی، آموزش مهارت های مقابله ای، تمرین مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا و تقویت مهارت های حل مسئله بود. گروه کنترل در طول دوره پژوهش در فهرست انتظار قرار داشت و مداخله ای دریافت نکرد. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس اضطراب کودکان اسپنس، مقیاس تاب آوری کودک و نوجوان (CYRM)  و پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان نسخه کودک (CERQ-K) بود. داده ها در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه جمع آوری و برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس آمیخته با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که درمان شناختی-رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای تأثیر معناداری بر کاهش اضطراب کودکان گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل در مرحله پس آزمون داشت و این کاهش در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ شد. این یافته بیانگر اثربخشی پایدار این مداخله در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است؛ همچنین نتایج مربوط به تاب آوری نشان داد که نمرات تاب آوری در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مرحله پس آزمون افزایش یافت، هرچند این تفاوت در سطح مرزی معناداری آماری قرار داشت (۰.۰۵۱= P). با این حال در مرحله پیگیری سه ماهه، افزایش تاب آوری در گروه آزمایش به سطح معنادار آماری رسید و تفاوت معناداری با گروه کنترل مشاهده شد. نتایج در مورد تنظیم هیجان نشان داد که اگرچه نمرات تنظیم هیجان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در مراحل پس آزمون و پیگیری بهبود نسبی داشت، اما این تغییرات از نظر آماری معنادار نبود. این یافته ها گویای آن است که برنامه گربه مقابله ای در چارچوب اجرای حاضر، تأثیر معناداری بر بهبود تنظیم هیجان کودکان نداشته است، هرچند روند تغییرات به سمت بهبود مشاهده شد. بحث و نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان داد که درمان شناختی رفتاری مبتنی بر برنامه گربه مقابله ای مداخله ای مؤثر در کاهش نشانه های اضطرابی کودکان ۸ تا ۱۲ ساله است و این اثربخشی در مرحله پیگیری سه ماهه نیز حفظ می شود. این نتیجه با بخش گسترده ای از پژوهش های پیشین همسو است که اثربخشی درمان های شناختی-رفتاری را به عنوان خط اول مداخله در اختلالات اضطرابی کودکان تأیید کرده اند. به نظر می رسد آموزش مهارت های شناسایی هیجان، بازسازی شناختی و مواجهه تدریجی با موقعیت های اضطراب زا، نقش مهمی در کاهش اجتناب، افزایش احساس کنترل و کاهش برانگیختگی اضطرابی کودکان ایفا می کند. نتایج درباره تاب آوری نشان داد اثر درمان گربه مقابله ای در مرحله پس آزمون در سطح مرزی معناداری قرار داشت، اما در مرحله پیگیری سه ماهه به سطح معناداری آماری رسید. این الگو می تواند بیانگر ماهیت تدریجی شکل گیری تاب آوری باشد. تاب آوری برخلاف نشانه های اضطرابی که ممکن است نسبتاً سریع به مداخله پاسخ دهند، سازه ای پیچیده و فرایندی است که نیازمند زمان برای تمرین، تعمیم و درونی سازی مهارت ها در موقعیت های واقعی زندگی است؛ ازاین رو افزایش معنادار تاب آوری در مرحله پیگیری می تواند نشان دهنده آن باشد که کودکان پس از پایان جلسات درمانی، به تدریج از مهارت های آموخته شده در تعامل با موقعیت های استرس زا استفاده کرده و توانایی سازگاری مؤثرتری را تجربه کرده اند. در مقابل، عدم مشاهده تأثیر معنادار درمان گربه مقابله ای بر تنظیم هیجان کودکان، یافته ای قابل تأمل است. اگرچه بهبود نسبی در میانگین نمرات تنظیم هیجان مشاهده شد، ولی این تغییرات به سطح معنادار آماری نرسید. این نتیجه می تواند بیانگر آن باشد که برنامه گربه مقابله ای، اگرچه به طور غیرمستقیم به برخی جنبه های هیجانی می پردازد، اما به صورت اختصاصی بر آموزش مهارت های تنظیم هیجان تمرکز ندارد. بنابراین برای بهبود معنادار این سازه، ممکن است نیاز به مداخلات مکمل با تأکید مستقیم بر آموزش شناسایی، پذیرش و تنظیم هیجان ها باشد. درمجموع نتایج این پژوهش بر اهمیت استفاده از مداخلات شناختی رفتاری ساختارمند در درمان اضطراب کودکان تأکید دارد و نشان می دهد که برنامه گربه مقابله ای، افزون بر کاهش اضطراب می تواند در بلندمدت به افزایش تاب آوری کودکان کمک کند. این یافته ها می توانند راهنمایی کاربردی برای درمانگران، مشاوران و متخصصان سلامت روان کودک در طراحی مداخلات مؤثرتر باشند و زمینه را برای پژوهش های آینده در جهت ترکیب این برنامه با رویکردهای تقویت کننده تنظیم هیجان فراهم سازند. تقدیر و تشکر: بدین وسیله از تمامی کودکان و والدینی که با مشارکت خود امکان اجرای این پژوهش را فراهم کردند و همچنین مرکز مشاوره آموزش و پرورش استان قم قدردانی می شود. این پژوهش بدون دریافت حمایت مالی خاص انجام شده است. تعارض منافع : نویسندگان این مقاله اعلام می کنند که هیچ گونه تعارض منافعی در انجام و انتشار این پژوهش وجود ندارد.
۹۴۸.

بررسی اثر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله ،تفکر انتقادی ،خلاقیت و هویت در کودکان ۷ الی ۱۲ سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقه ای خاص بود. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامه های استاندارد، آزمون های تحلیلی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قوی تری برخوردار بودند. این یافته ها نشان می دهد که یادگیری هوش مصنوعی می تواند بهبود قابل توجهی در این مهارت ها و جنبه های هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به طور گسترده تری در مدارس و محیط های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهره مند شوند.
۹۴۹.

اثربخشی آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسرخوابگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف بررسی تاثیر آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گیری و ارتباطی بر سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل انجام شد. پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و گروه کنترل بوده، جامعه آماری، شامل کلیه ی دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل که در سال تحصیلی 1404-1403 مشغول به تحصیل بودند و تعداد آنان برابر 468 نفر بود.نمونه آماری شامل 30 نفر بودند.روش نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای چند مرحله ای بود که از میان نمونه 15 دانشجو برای هرگروه به صورت تصادفی گمارده شدند.ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه سازگاری اجتماعی سینها و سینگ(1993)، مسئولیت پذیری لوئیس (2001) و دستورالعمل جلسات آموزش مهارت های زندگی (کتاب راهنمای مدرس، تألیف و گردآوری امامی نایینی ، 1390) بود. یافته ها نشان داد آموزش مهارت های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی برای هر یک از متغیرهای سازگاری و مسئولیت پذیری چند بعدی دانشجویان معنا دار است (001/0> P). در نتیجه این پژوهش به روشنی نشان داد که آموزش مهارت های زندگی شامل مؤلفه های خودآگاهی، تصمیم گبری و ارتباطی بر ارتقاء سازگاری(ابعاد عاطفی، اجتماعی و آموزشی) و مسئولیت پذیری چند بعدی(خود و دیگران) دانشجویان نو ورود پسر خوابگاهی دانشگاه زابل اثر مثبت و معناداری دارد.
۹۵۰.

تجربه زیسته غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی: یک مطالعه پدیدارشناختی توصیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
این پژوهش با هدف مطالعه تجربه ی زیسته ی غربت زدگی و راهبردهای سازگاری در میان دانشجویان دختر ساکن خوابگاه دانشگاه علامه طباطبائی انجام شد. روش پژوهش کیفی و بر پایه ی پدیدارشناسی توصیفی کلایزی بود. مشارکت کنندگان ۱۲ دانشجوی دختر بودند که به صورت هدفمند انتخاب و داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. یافته ها نشان داد غربت زدگی پدیده ای چندوجهی است که بر سلامت روان، سازگاری و رشد فردی دانشجویان تأثیر می گذارد. از تحلیل داده ها ۶ مضمون اصلی، ۹ مضمون فرعی و ۴۸ کد اولیه استخراج شد. مضامین اصلی شامل «نوسانات هیجانی و شناختی»، «تغییر و تحول درونی»، «خروج از مرزهای امن»، «فقدان پیوند عاطفی»، «محدودیت های ساختاری» و «راهبردهای سازگاری فردی و نهادی» بودند. نتایج بیانگر آن بود که گرچه غربت زدگی با فشارهای روانی همراه است، اما می تواند فرصت رشد و استقلال فردی را فراهم کند. راهبردهای سازگاری در سطح فردی (مانند یادآوری اهداف و گفتگوی درونی) و نهادی (مانند دسترسی به مشاور و ارائه فضاهای نیمه خصوصی) در کاهش تنش ها و ارتقای کیفیت زندگی دانشجویان نقش مؤثری داشتند.
۹۵۱.

تدوین چارچوب نظری روانشناسی اسلامی مبتنی بر نظریه داده بنیاد: کاوشی در تعاریف، موضوعات و روش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۵
این پژوهش با هدف صورت بندی یک چارچوب نظری منسجم برای روان شناسی اسلامی، به کاوش در سه بُعد تعاریف، موضوعات و روش شناسی از نگاه متخصصان حوزوی و دانشگاهی پرداخته است. رویکرد پژوهش، کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه منابع مرجع روان شناسی اسلامی و دیدگاه ۲۱ استاد صاحب نظر تشکیل داد که به صورت نیمه ساختاریافته با آنان مصاحبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و در سه گام کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اطمینان از اعتبار یافته ها، ضریب کاپای ۰.۹۶ و نسبت روایی محتوایی ۰.۸۷ محاسبه گردید. یافته ها نشان داد: هسته اصلی تعریف، تلفیق شناخت فرآیندهای روانی با ابعاد معنوی-فطری انسان را هدف می گیرد (۴۰.۸٪). موضوع این دانش بر محور «جغرافیای روانی انسان» شکل گرفت و «نفس و کارکردهای آن» (۳۲.۶٪) به عنوان کانون مطالعه معرفی شد. الگوی روش شناسی نیز از یک «تکثر روشی جهت دار» حکایت دارد؛ روش های کیفی مانند تحلیل محتوای دینی برای گردآوری مبانی اولویت دارند (۳۲.۶۱٪)، روش های کمّی به مرحله داوری و آزمون میدانی منتقل می شوند (۱۹.۵۷٪)، و روش عقلی-اجتهادی (۱۱.۵۹٪) مرز ممتاز این پارادایم را مشخص می سازد. تراکم بالای الزامات روش شناختی (۳۱.۸۸٪) نیز گذر از تکثرگرایی پراکنده به وحدت گرایی منسجم را تأیید می کند. نتایج نشان داد روان شناسی اسلامی دانشی یکپارچه، برخوردار از مبانی و اهداف دینی و دارای رویکرد گزینشی-انتقادی به علوم معاصر است؛ دانشی که رسالت خود را شناخت، پرورش و تعالی «نفس» می بیند.
۹۵۲.

مفهوم پردازی شوق یادگرفتن دانش آموزان: مطالعه مروری نظام دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۶
شوق یادگرفتن به عنوان یک مفهوم کلیدی در روان شناسی آموزشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف 1) مرور مفهومی پیشینه پژوهشی در باره مفاهیم انگیزش، میل، تمایل، علاقه، شور، شوق، شور و شوق، عشق و مشارکت؛ 2) نشان دادن تمایز و شباهت بین شوق یاد گرفتن با مفاهیم مطرح شده؛ 3) مشخص کردن نشانگرها، ملاک ها و مؤلفه های مرتبط با مفهوم شوق یاد-گرفتن؛ و 4) ارائه تعریف مناسبی از مفهوم شوق یاد گرفتن با جست وجو در پایگاه داده ها Semantic Scholar ,Google Scholar, Springer, SAGE و Science Direct در دوره زمانی 2023-2000 با استفاده از کلید واژه های مرتبط با مفاهیم مذکور به طور جداگانه انجام شده است. جست وجوی اولیه به بازیابی 21609 مقاله منجر شد که بعد از اعمال ملاک های انتخاب و خارج کردن مقالات از جست وجو؛ 125 مقاله در زمینه موضوع مورد بررسی به دست آمد. اسناد منتخب با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای کیفی اولزاید، تحلیل شد. در نهایت، می توان شوق را به عنوان یک سازه انگیزشی وابسته به فرهنگ که مترادف با شور و شوق است را به داشتن و نشان دادنِ میل، تمایل یا علاقه شدید کودک نسبت به یادگرفتن چیزی که برایش لذت بخش و بسیار هیجان انگیز یا جالب است، تعریف کرد. افزون بر این، تفاوت ها و شباهت های موجود بین مفاهیم شوق با انگیزه، میل، تمایل، علاقه، شور، شور و شوق، عشق و مشارکت نشان می دهد که از نظر شدت منبع انگیزشی و میزان تجلّی هیجانی با یکدیگر فرق دارند و می-توان آن ها را بر روی یک پیوستار از انگیزش درونی به تجلّی هیجانی و رفتار قابل مشاهده نمایش داد.
۹۵۳.

تأثیر آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت بر درگیری تحصیلی دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی میزان اثربخشی آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت بر درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم انجام شد. این پژوهش از بعد هدف کاربردی است. طرح پژوهش نیز از نوع نیمه تجربی است با دو گروه آزمایش و گروه کنترل و با استفاده از پرسش نامه در دو مرحله قبل و بعد از مداخله متغیر مستقل در هر دو گروه. نمونه آماری 65 دانش آموز شهرستان قائم شهر بودند که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، متغیر مستقل آموزش ریاضی مبتنی بر فراشناخت و متغیر وابسته میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان در درس ریاضی بود که با استفاده از پرسش نامه ریو (2013) سنجیده شد. برای رسیدن به این هدف از روش تدریس فراشناختی IMPROVE به منزله متغیر مداخله گر در گروه آزمایش استفاده شد و نتایج پژوهش به کمک آزمون برابری واریانس ها و آزمون تی تحلیل شد. یافته های حاصل از پژوهش نشان داد استفاده از روش تدریس مبتنی بر فراشناخت در آموزش ریاضی میزان درگیری تحصیلی دانش آموزان دختر پایه نهم را به میزان معناداری افزایش می دهد. همچنین استفاده از روش تدریس مبتنی بر فراشناخت در آموزش ریاضی میزان درگیری در هریک از مؤلفه های درگیری تحصیلی (درگیری شناختی، درگیری عاطفی، درگیری رفتاری و درگیری عاملیت) را نیز به میزان معناداری افزایش می دهد.
۹۵۴.

اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف اصلی بررسی اثربخشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خود اتکایی، مسئولیت پذیری و خود نظم دهی کودکان 8-6 ساله، انجام شد. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون-پس آزمون و دوره پیگیری 45 روزه با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش، شامل تمامی کودکان بازه سنی 8-6 ساله در شهر اصفهان، در سال تحصیلی1403-1402 بود که به روش نمونه گیری تصادفی چندمرحله ای انجام شد؛ به طوری که تعداد 40 کودک 8-6 ساله انتخاب گردید و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش و 20 نفر در گروه کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش پروتکل کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه متیو جریس (2015) را طی ده جلسه دریافت کردند اما گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372)، چک لیست سنجش میزان عزت نفس کودکان پیش دبستانی عزیزی مقدم (1386)، پرسشنامه مسئولیت پذیری دانش آموزان (1393) و پرسشنامه خودنظم دهی مارک دیویس (1983) بود. داده ها به روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با استفاده از نسخه 26 نرم افزار spss مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر تفاوت معنادار بین گروه آزمایش و گروه کنترل در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی بود؛ همچنین در آزمون پیگیری نیز تفاوت معناداری در خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی، نسبت به نمرات پیش آزمون، به دست آمد. بنابراین می توان نتیجه گرفت که کلاس های آموزشی برنامه سرگرمی بدون تلفن همراه بر خلاقیت، خوداتکایی، مسئولیت پذیری و خودنظم دهی کودکان 8-6 ساله موثر است.
۹۵۵.

واکاوی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت یاددهی - یادگیری معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۲
پیشینه و اهداف: کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی، سنگ بنای نظام آموزشی است؛ اما مطالعات موجود در حوزه ارزشیابی این فرایند، اغلب تک بعدی و فاقد نگاه جامع به تمامی ابعاد مؤثر هستند. هدف اصلی، تدوین یک چارچوب جامع از عوامل، ملاک ها و نشانگرهای ارزشیابی کیفیت فرایند یاددهی - یادگیری در دوره ابتدایی است. روش : این مطالعه با رویکرد کیفی و طرح پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد. جامعه پژوهش معلمان این دوره بودند که با روش نمونه گیری هدفمند ملاکی انتخاب شدند. گردآوری داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۲۰ نفر از معلمان انجام شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی استقرایی و در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. برای اعتباربخشی یافته ها، از راهبردهای بازبینی نتایج توسط شرکت کنندگان و پژوهشگران همکار استفاده شد. ارزیابی روایی محتوایی با تأیید شاخص نسبت روایی محتوایی (0.98) انجام شد. یافته ها: تحلیل داده ها به شناسایی ۵ عامل اصلی (آموزشی، ارتباطی (چندسویه)، فردی مربوط به معلم، محیطی-ساختاری و فردی مربوط به دانش آموز)، ۲۲ ملاک و 97 نشانگر انجامید. یافته ها نشان داد که «عامل آموزشی»، به عنوان محوری ترین بُعد شناخته می شود که شامل ملاک هایی نظیر «مهارت های اجرایی یاددهی - یادگیری»، «مهارت ارزیابی» و «تکلیف» است. پس از آن، «عامل ارتباطی (چندسویه)» است که بر اهمیت تعاملات چندسویه تأکید می کند. نتیجه گیری: یاددهی - یادگیری یک پدیده آموزشی است که در بستری از تعاملات چندسویه به اثربخشی می رسد. این پژوهش، مبنایی علمی برای طراحی ابزار ارزشیابی فراهم می آورد.
۹۵۶.

بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان از دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
این پژوهش با هدف بررسی چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان به واکاوی دیدگاه معلمان و مدیران دوره ابتدایی پرداخت. بدین منظور از رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون سبک آتراید استرلینگ (2001) استفاده شد. گردآوری داده ها به کمک مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته صورت گرفت. با استفاده از رویکرد نمونه گیری هدفمند و روش مورد استفاده آگاهی دهندگان کلیدی، پس از انجام یازده مصاحبه با معلمان و مدیران دارای تحصیلات دکتری، اشباع نظری داده ها حاصل شد. با توجه به چارچوب نظری مسئله پژوهش، پرسش های مصاحبه طراحی شدند. تحلیل عمیق داده های کیفی موجب کشف و دسته بندی چهار مقوله اصلی شامل استراتژی استخدام حرفه ای، استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، استراتژی های فنی و استراتژی های سیاست گذاری شده است. از لحاظ میزان اهمیت و تکرار، توجه به استراتژی رویکرد سیستماتیک، جامع و چندوجهی، بالاترین ارجاع را نشان داد. یافته های این پژوهش، ضمن قابلیت افزایش زمینه های آگاهی بخشی جهت ایجاد تغییر مطلوب، می توانند با توسعه و تکامل پژوهشی، الگویی برای چگونگی ارتقای صلاحیت حرفه ای معلمان باشد. ازاین رو، جهت تدارک چرخشی تحول آفرین لازم است برای بهبود و ارتقای کیفیت توسعه حرفه ای معلمان، زمینه های تغییر نگاهِ ایستا، گسسته، یک سویه از بالا به پایین و کم اثر موجود را به سوی رویکردی پویا، جامع، متمرکز، مشارکتی، مداوم و اثربخش فراهم نمود.
۹۵۷.

آینده پژوهی تحولات در آماده سازی و توسعه حرفه ای ناظران آموزشی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۳
پژوهش حاضر با هدف شناسایی تغییرات کلان آینده نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران، انجام شده است. این مطالعه با رویکرد تفسیری و راهبرد پدیدارشناسی صورت گرفت. میدان تحقیق آموزش وپرورش استان تهران بود و مشارکت کنندگان شامل 14 نفر از مدیران مدارس ابتدایی، راهبران آموزشی و اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی رشته علوم تربیتی بودند که به صورت هدفمند و ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمونی تحلیل شد. برای اطمینان از روایی و پایایی داده ها، نرم افزار MAXQDA به کار گرفته شد. یافته های پژوهش منجر به شناسایی چهار مضمون فراگیر به عنوان تحولات کلان آینده نظارت و راهنمایی آموزشی در ایران شد: 1) دگرگونی کانون تمرکز نظارت از فرد معلم به گروه معلمان و تقویت یادگیری مشارکتی؛ 2) فاصله گرفتن از رویکردهای بازرسانه و ارزشیاب محور و حرکت به سوی تسهیل گری رشد و توسعه حرفه ای معلمان؛ 3) تغییر از مفهوم پردازی خُرد و کلاس محور به نگرشی کلان، سیستمی و بافت محور در نظارت آموزشی؛ و 4) تأکید بر ایجاد و پایداری اجتماعات یادگیری درون مدرسه ای و برون مدرسه ای با توجه به فرهنگ محلی، مشارکت خانواده ها و جامعه. نتایج نشان می دهد که نظارت آموزشی آینده در ایران، در صورت بهره گیری هوشمندانه از الگوهای بین المللی و تطبیق آن ها با ار زش ها و شرایط بومی، می تواند به ابزاری تحول آفرین برای توسعه حرفه ای معلمان و بهبود کیفیت نظام آموزشی تبدیل شود. بر این اساس، بازطراحی برنامه های آماده سازی ناظران، حرفه ای سازی نظارت آموزشی و تقویت نگاه سیستمی و مشارکتی، از مهم ترین الزامات سیاست گذاری و عمل آموزشی در سال های پیش رو به شمار می آید.
۹۵۸.

الزامات استفاده از هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۲
این مطالعه به بررسی ابعاد کلیدی، مؤلفه های محرک و الزامات اساسی برای ادغام فناوری های مدرن هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن کریم می پردازد. با استفاده از رویکرد کیفی پدیدارشناسی، داده ها از طریق مدل کلایزی (1978) و تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. جامعه آماری پژوهش شامل اساتید دانشگاه های علوم قرآن و حدیث و مدرسان قرآن در استان کرمانشاه بود که از بین آنها ده نفر از طریق نمونه گیری هدفمند و مبتنی بر معیار تا اشباع نظری انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد که استفاده مؤثر از هوش مصنوعی در آموزش و تفسیر قرآن، حول سه مقوله اصلی شامل هشت زیرمقوله، چهل و پنج مفهوم فرعی و شصت مفهوم کلی ساختار یافته است. مقوله اول، «مقدمات و زیرساخت ها»، شامل پیش نیازهای ضروری، خلاقیت و نوآوری و چشم انداز آینده نگر است. مقوله دوم، «الزامات اصلی و اساسی»، شامل عوامل مبتنی بر دانش و بینش به همراه اقدامات محتاطانه و ارزشی است. دسته سوم، «الزامات فنی و اجرایی»، شامل رعایت اصول روش شناختی، پشتیبانی و نظارت مناسب و همکاری سازنده است. در مجموع، این عناصر چارچوبی منسجم را تشکیل می دهند که تضمین می کند سیستم های مبتنی بر هوش مصنوعی از نظر فنی کارآمد باقی بمانند و در عین حال اصالت و دقت علمی مورد نیاز در علوم قرآنی را حفظ کنند. این مطالعه نتیجه می گیرد که توجه مداوم به این الزامات اساسی، قابلیت اطمینان و ارزش آموزشی روش های مبتنی بر هوش مصنوعی برای آموزش و تفسیر قرآن کریم را تقویت می کند.
۹۵۹.

شناسایی چالش های انقلاب صنعتی چهارم در آموزش دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۶
انقلاب صنعتی چهارم به دوره ای از تحولات فناوری اشاره دارد که با ظهور و ادغام فناوری های پیشرفته ای همچون هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی و افزوده، کلان داده ها و رباتیک همراه است. این انقلاب با تأثیرگذاری بر مرزهای دنیای واقعی و مجازی، تغییراتی اساسی در صنایع، اقتصاد، جامعه و به ویژه در نظام های آموزشی ایجاد کرده است. سرعت بالای این تحولات فناورانه، چالش های متعددی را برای نظام های آموزشی، به خصوص آموزش دانشگاهی، به وجود آورده و نیاز به بازنگری و تطبیق سریع نظام های آموزشی با فناوری های نوین را ضروری ساخته است. این پژوهش با هدف شناسایی چالش های انقلاب صنعتی چهارم در آموزش دانشگاهی انجام شده است. به منظور دستیابی به این هدف، در پژوهش حاضر از رویکرد کیفی، طرح نظام مند نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شده است. داده ها با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شده و این مصاحبه ها با راهبرد نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری (۲۲ مصاحبه) ادامه یافت. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار ATLAS.ti9 و کدگذاری باز اشتراوس و کوربین انجام شد. در این مرحله ۱۱۷ مفهوم اولیه شناسایی شد که در مرحله مقایسه و ادغام، ۱۹ زیرمقوله استخراج شده و در قالب ۵ مقوله اصلی «چالش های زیرساختی و مدیریتی»، «چالش های فردی»، «چالش های آموزشی»، «چالش های پژوهشی» و «چالش های اجتماعی و فرهنگی» دسته بندی و معرفی گردید. یافته ها بیانگر آن است که برای مواجهه مؤثر با این چالش ها، دانشگاه ها باید رویکردی جامع اتخاذ کنند که در آن توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی استادان و دانشجویان در مهارت های دیجیتال و تفکر انتقادی، بازنگری در برنامه های درسی و روش های ارزشیابی، و تدوین سیاست های حمایتی و اخلاقی شفاف در اولویت قرار گیرد. به کارگیری چنین راهبردهایی می تواند زمینه ی استفاده ی اثربخش از فناوری های نوین و ارتقای کیفیت آموزش دانشگاهی در عصر انقلاب صنعتی چهارم را فراهم سازد.
۹۶۰.

نقش ذهنیت فلسفی در پیش بینی سبک های تدریس و کیفیت آموزش معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
ذهنیت فلسفی، معادل روح فلسفی خصوصیاتی است، که در رفتار و طرز فکر فیلسوف، برخورد وی با دیگران، روبرو شدن با مشکلات و بطور کلی در کلیه شئون زندگی وی به چشم می خورد و باعث تمایز او از دیگران می شود. این تحقیق با هدف بررسی نقش ذهنیت فلسفی در پیش بینی سبک های تدریس و کیفیت آموزش معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان انجام شد. با در نظر گرفتن هدف و ماهیت پژوهش روش تحقیق، این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان در سال تحصیلی 1403-1402 بوده است . جامعه آماری تحقیق کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان ریگان به تعداد 175 نفر است و روش نمونه گیری در دسترس بوده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ذهنیت فلسفی جهانگیری(1393)، پرسشنامه سبک تدریس گراشا (1996) و پرسشنامه کیفیت آموزش رسولی (1389) است. یافته های تحقیق نشان داد که معلمانی که ذهنیت فلسفی بالاتری دارند، نمره بیش تری در سبک تدریس دارند و معلمان با نمره بالاتر در ذهنیت فلسفی، وضعیت بهتری در سبک تدریس مولد، سبک تدریس عملی، سبک تدریس تحلیلی و سبک تدریس خلاق دارند، همچنین معلمین با نمره ذهنیت فلسفی بالاتر از کیفیت تدریس بهتری برخوردار هستند، بنابراین می توان نتیجه گرفت که معلمانی که از ذهنیت فلسفی بالاتری برخوردار هستند، در سبک تدریس و کیفیت تدریس موفق تر هستند. 

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان