در رهیافت های سنتی به سوادآموزی همواره مهارت های اولیه خواندن و نوشتن "کلمات" محور فعالیت ها قرار می گیرد و سوادآموزی تا حد فهم معنای سطحی زبان نوشتاری تنزل می یابد. در برابر این رهیافت ها، دیدگاه های سوادآموزی نقادانه قرار دارند که قدرت تفکر و درک نقادانه را نیز مدنظر قرار می دهند و حتی آن را بر توانایی فهم کلمات مقدم می دارند و فراگیران را به فراسوی خواندن و نوشتن ابزاری و در جهت کسب آگاهی نقادانه از جهان سوق می دهند. نوشتن به عنوان یکی از بخش های عمده جریان سوادآموزی همواره تحت تاثیر دیدگاه های سنتی قرار داشته است و روش ها و مدل های عمده ارایه شده در آموزش نگارش اغلب بر نگاه های ابزاری مبتنی بوده اند تا بر دیدگاه های نقادانه. در این تحقیق، ژورنال نویسی گفتگویی به عنوان یک فعالیت نگارشی نقادانه در آموزش زبان انگلیسی در یکی از دبیرستان های تهران مورد بررسی قرار گرفته است. نقش ژورنال نویسی گفتگویی در ایجاد "گفتگو" به عنوان یکی از جنبه های عمده، آموزش نقادانه و همچنین نقش آن در ایجاد توانایی "نوشتن نقادانه" و خلاقانه مواردی هستند که به طور خاص در پرسش های این تحقیق مورد توجه قرار گرفته اند. داده های سه گانه تحقیق (متن ژورنال های گفتگویی، پرسشنامه، و مصاحبه نوشتاری) به طور کیفی و در جریان یک فرایند "مثلثی سازی" با هدف یافتن الگوهای مرتبط با گفتگو و نگارش نقادانه مورد بررسی قرار گرفت. این بررسی نشان داد که نوشتن ژورنال های گفتگویی در جریان یادگیری زبان انگلیسی به عنوان یک زبان خارجی می تواند به ایجاد یک رابطه گفتگویی نقادانه بین معلم و دانش آموزان بیانجامد و نیز می تواند فرصتی فراهم کند تا دانش آموزان توانایی نوشتن نقادانه و خلاقانه، که از اهداف سوادآموزی نقادانه است را کسب کنند.
این تحقیق با هدف اریئه چارچوب نظری برنامه های درسی تربیت معلم مبتنی بر فاوا انجام شده است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی است. در این روش ابتدا مبانی فلسفی، اجتماعی و روان شناختی برنامه های درسی در دو رویکرد «سنتی» و «مبتنی بر فاوا» توصیف شده و مورد مقایسه قرار گرفته است. براساس تجزیه و تحلیل نتایج مقایسه، دلالت های مبانی مورد بحث در آموزش و پرورش و هم چنین برنامه های درسی تربیت معلم در عصر فاوا استناج گردیده است. در نهایت با جمع بندی از یافته های مراحل پیشین، چارچوب نظری برنامه های درسی تربیت معلم مبتنی بر فاوا ترسیم گردیده است.
یافته های تحقیق نشان می دهد، برنامه های درسی تربیت معلم در عصر فاوا از چارچوب نظری ویژه و خاص خود برخوردار است که آن را از سایر برنامه های درسی متمایز می سازد. ویژگی ها و خصایص این چارچوب نظری در قالب «آرمان های تربیتی»، «تلقی نسبت به یادگیرنده»، «تلقی نسبت به فرایند یادگیری»، «تلقی نسبت به فرآیند آموزشی»، «تلقی نسبت به محیط یادگیری»، «نقش معلم» و «تلقی نسبت به ارش یابی آموخته ها» تبیین شده است.
در میان نسخه های خطی دیوان حکیم سنایی غزنوی ، نسخه کتابخانه ملی ایران (مورخ 1002 ق) نسخه ای است جامع ، اما به سبب آنکه فهرست کتابخانه مزبور در سال 1365 منتشر شده ، این نسخه ناشناخته مانده و مرحوم مدرس رضوی از وجود آن آگهی نداشته است ؛ در حالی که در این نسخه 26 غزل دیده می شود که در نسخه چاپی مدرس رضوی نیامده است . در این مقاله به معرفی نسخه کتابخانه ملی و ویژگی های آن پرداخته می شود ...
This study tries to investigate relationship between rainfall parameters and USLE R factor. To gain R-factor, at first, shower kinetic energy was calculated and then its erosivity computed by using maximum 30 minutes rainfall intensity. Therefore 3 meteorological stations in Khuzestan province and one station per Kohgiloyeh & BoyerAhmad and Boushehr provinces were selected and their recorded hyetographs of 13 years were analyzed. For any hyetographs, rainfall erosivity was computed in any one month, season, or year and corresponding rainfall parameters were extracted too. Temporal and spatial variation of rainfall erosivity was studied and relationships between R factor and rainfall characteristics were investigated by using regression analysis. It was resulted that February to March and winter season has the most erosivity risk. Spatial analysis of rainfall erosivity in selected area showed that Dezful and Ramhormuz have the maximum erosivity factor. Mean annual erosivity factor of Khuzestan province was computed 28.07 ton.m/ha.h. Regression analysis showed strong relationships between rainfall amount (mm) and maximum 30 minutes rainfall intensity (cm/h) with R factor. A model that computes R-factor by means of rainfall amount was suggested.
... سیر انحطاطی پرشتابی که متجاوز از یک قرن باز ایران را به سوی اضمحلال اجتناب ناپذیر قریب الوقوعی سوق می دهد برای ادبیات کمتر از شعب دیگر تمدن کهن سال آن کشور فلاکت بار نیست. به محض ورود به بوشهر این واقعیت ناگوار بر من مسلم گشت و هر آنچه بر سر راه خود دیدم موید سرخوردگی هایم شد. من با دلی سرشار از خیال های خام به خاک ایران پا نهاده بودم؛ با مشاهده این سرزمین به تعبیری بکر و ناآشنا باری اروپاییان، امید بسته بودم که بتوانم، با جستجوی مجدانه، اگر هم برای عصر پیش از اسلام نباشد، دست کم برای سلسله های متعدد اسلامی که بر سر انی کشور تیره بخت با یکدیگر نزاع داشتند، مدارک گران بهای چندی بیابم و در همان شهر اصفهان بود که به خطای خود پی بردم. عناوین چند اثر شرقی، که در اروپا توان گفت معروف عام بود، هیچ گاه به گوش ملایان پروزن و اعتباری که امیدوار بودم بار من باشند نخورده بود. کهنه پرستی با جهل آنان همدست گشته بود تا مرا از راهی که در پیش گرفته بودم منصرف سازند و من پایتخت قدیم ایران را با این بارو دردناک ترک گفتم که گنج های نهفته در مساجد و مدارس و اندرونی های میرزایانی بی خیال و بی علاقه، در اثر اهمال و غفلت، همچنان مدفون خواهندماند تا روزی که همسایه ای پرقدرت سررسد و از این غنایم کتابخانه های خود را که، زین پیش، با کشورگشایی پروار شده بود پرمایه تر سازد. تا آن روز، موریانه و آتش و افغان ها فرصت خواهند داشت که خسارات بسیاری به بار آورند. به لطف حاکم اصفهان، اطلاعاتی کسب کردم که، براساس آنها، از وجود متونی چند از کهن ترین آثار عصر اسلامی در فارس و یزد و حتی در بلوچستان اطمینان یافتم.