هدف از این تحقیق عبارت است از بررسی میزان شیوع و علل آسیب لیگامنت متقاطع قدامی (ACL) در فوتبالیست های حرفه ای حاضر در لیگ 84-85 کشور ایران. تمامی فوتبالیست های حرفه ای مرد حاضر در 15 تیم لیگ برتر کشور در این مطالعه بررسی شدند. از مجموع 390 بازیکن در لیگ برتر، 33 نفر (میانگین ± انحراف استاندارد: سن 5/2±7/22 سال، وزن 9/5±4/71 کیلوگرم، و میانگین قد 9/5±78/1 متر) از ناحیه لیگامنت متقاطع قدامی دچار آسیب شدند و به عنوان نمونه های تحقیق ارزیابی شدند. برای جمع آوری اطلاعات در این تحقیق از پرسش نامه گزارش آسیب اصلاح شده فولر و همکاران استفاده شد و فاکتورهایی همچون زمان آسیب، سازوکار آسیب، و منطقه آسیب بررسی شدند. از آزمون کای اسکور برای آنالیز داده ها استفاده شد. نتایج این تحقیق نشان داد در بین 390 بازیکن در 15تیم حاضردر لیگ برتر در مجموع 33 آسیب مشاهده شد. میزان وقوع آسیب در زمان مسابقه (8/75درصد) به طور معناداری (05/0P<) بیشتر از زمان تمرین (2/24 درصد) بود. درصد بیشتری از آسیب ها در نیمه دوم بازی (56 درصد) اتفاق افتاد. در بازی های خارج خانه آسیب های بیشتری نسبت به بازی های داخل خانه مشاهده شد. در اواخر فصل (5/51 درصد) آسیب بیشتری نسبت به دیگر زمان ها مشاهده شد. درصد وقوع آسیب در پای برتر (7/66 درصد) به مراتب بیشتر از پای غیربرتر بود. میزان بروز آسیب با سازوکار غیر برخوردی (85/84درصد) به طور معناداری (05/0 < P) بیشتر از سازوکار برخوردی (15/15درصد) بود. منطقه وسط زمین درصد بیشتر از آسیب ها را به خود اختصاص داد (76 درصد). همچنین، میزان بروز آسیب در پست هافبک (5/54 درصد) به طور معناداری بیشتر از پست دفاع (3/27 درصد) و حمله (1/15 درصد) و دروازه (3 درصد) بود (05/0P<). میزان آسیب های جدید (8/75 درصد) به طور معناداری بیشتر از آسیب های مجدد بود (05/0P<). بیشتر آسیب ها برای بهبودی به عمل جراحی (9/93 درصد) نیاز پیدا کردند. از مهم ترین نتایج این تحقیق، شیوع بالای آسیب لیگامنت متقاطع قدامی در فوتبالیست ها بود که با استفاده از داده های این تحقیق می توان گامی مؤثر در جهت کاهش و پیشگیری از این آسیب، در فوتبالیست های حرفه ای برداشت.
کتابخانهها در فرایند رشد و توسعه کشور نقش حیاتی دارند، زیرا یکی از پایههای بنیادین تحقیق و توسعه، وجود کتابخانههای غنی و با کیفیت است.نیازهای اطلاعاتی روزافزون جامعه دانشگاهی و لزوم دستیابی به اطلاعات کافی در زمان مناسب، بویژه در عصر موسوم به اطلاعات، ضرورت بررسی کیفیت کتابخانه های دانشگاهی را ایجاب مینماید. کتابخانههای دانشگاهی جزئی مهم از نظام آموزشی و شریانهای حیاتی کانونهای آموزشی و پژوهشی جوامع به شمار میروند و از جنبههای علمی و فرهنگی اهمیت ویژهای دارند. کارکرد بهینه و بهرهوری هرچه بیشتر این نهادها، دستیابی به هدفهای علمی و فرهنگی جوامع را تسهیل میکند. بنابراین، بررسی کیفیت خدمات میتواند معیار مناسبی برای ارزیابی میزان موفقیت کتابخانهها باشد.از آنجا که تئوری فازی،در مقابل تئوری منطقی،رویکردی مناسب تر برای سنجش متغیرهای کلامی است،در این مقاله سعی شده است تا با به کارگیری تکنیک TOPSIS در محیط فازی، مهم ترین مؤلفه های کیفیت خدمات کتابخانه ای دانشگاه یزد رتبه بندی گردد. یافتههای این پژوهش نشان داد از دیدگاه دانشجویان دانشگاه یزد، بُعد دسترسی به اطلاعات، مهمترین بُعد در زمینه ارتقای کیفیت خدمات کتابخانهای است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که اولویت سایر ابعاد در ارتقای کیفیت خدمات کتابخانه ای به ترتیب شامل کنترل شخصی، کتابخانه به عنوان مکان و تأثیرگذاری خدمات میباشد
بازاریابی عاملی ضروری برای حیات سازمانها و مؤسسه های تجاری وغیر تجاری از جمله کتابخانه هاست. به نظر می رسد چارچوب مفهومی بازاریابی درکتابخانه ها انسجام و روشنی کافی ندارد و کتابخانه ها بویژه در ایران، از عوامل بازاریابی به شکل علمی و به میزان کافی بهره نمیبرند. در همین راستا، این مقاله به مباحث نظری پیرامون بازاریابی در کتابخانه ها میپردازد و در صدد است با معرفی چهار «آمیخته بازاریابی» گامی مؤثر در جهت پیشرفت فعالیتهای کتابخانه های کشور بردارد
کرجی در إنباط المیاه الخفیه (استخراج آبهای پنهانی) به معرفی و تشریح ترازهای متداول عصر خود پرداخته است. علاوه بر چهار ترازی که به عنوان ابزارهای موجود بررسی شده اند، کرجی دو تراز دیگر، «تراز شاقولی مدرج» و «تراز دوربینی مدرج» را نیز به عنوان ابداعات خود بر آنها افزوده است. در این مقاله پس از معرفی چهار ابزار نخست، این دو تراز با تکیه بر روش کرجی برای مدرج کردن، با شرح بیشتری بررسی خواهند شد و مثال هایی از کاربرد آنها خواهد آمد.
مهاجرت از روستا به شهر فرایندی است گریزناپذیر که با آهنگی متفاوت در تمام کشورهای جهان تجربه شده است و مخالفت با این پدیده عموماً در مقاطعی از تحقق این فرایند که آهنگ رشد مهاجرت شتابان می شود، تقریباً در همه جا به گونه ای یکسان دیده شده است. واقعیت این است که طی دهه های آتی روند مهاجرت به منطقه شهری تهران همچنان تداوم خواهد داشت و اقدام نکردن در رفع این معضل تنها بر مشکلات و هزینه های آتی خواهد افزود. البته هر چند که از مهاجرت گریزی نیست ولی تعیین حجم، سرعت و جهت آن تابع نظام تصمیم گیری، برنامه ریزی و هدایت آن است. مطالعات انجام شده نشان می دهد که استان تهران با حدود 3 میلیون نفر افزایش در فاصله سالهای 1365 تا 1385 به تنهایی بیش از مجموع پنج استان اصفهان، خوزستان، قم، سمنان و یزد مهاجرپذیر بوده است و در حال حاضر با حدود بیش از 13.5 میلیون نفر می رود تا در سال 1400 بالغ بر 19 میلیون نفر را در خود جای دهد. در چنین شرایطی اتخاذ تدابیری جهت کنترل و هدایت روند تمرکزگرایی و ایجاد و زمینه مهاجرت معکوس (از تهران به شهرستانها) جزو اولویتهای تحقیقاتی مراکز دانشگاهی و برنامه های راهبردی سازمانهاست. هدف اصلی این مقاله تعیین راهبردها و برنامه های موثر در مراکز مبدا و مقصد مهاجرت با هدف تقلیل فشار روند تمرکزگرایی و تراکم جمعیت در منطقه شهری تهران است. برای دستیابی به هدف مذکور ضمن مطالعات اسنادی نسبت به تکمیل و تحلیل آماری3000 پرسشنامه از مناطق مختلف مهاجرپذیر تهران اقدام شده است. نتایج بدست آمده گویای این واقعیت است که طیف نسبتاً وسیعی از عوامل در ایجاد مهاجرت موثرند که در این بین عوامل اقتصادی و سیاستگذاری های دولتی نقش بارزی را ایفا می کنند. با استناد به این واقعیت اقدامات منفرد و موضعی نه تنها کمکی به حل مسئله نکرده و نخواهد کرد، بلکه معکوس سازی مهاجرت متضمن رویکردی فرانگر و کاربست برنامه هایی هماهنگ و هدفمند توسط کلیه سازمان های ذیربط در دو عرصه مبدا و مقصد مهاجرتهاست.