یعدّ فرید الدین العطار النیشابوری من أبرز شعراء إیران القدامی، وقد کرّس جلّ اهتماماته فی سبیل نشر الثقافة الصوفیة من خلال آثاره الأدبیة، فجمیع نتاجات الشاعر دون استثناء تتضمّن تفسیرا لبعض المفاهیم العرفانیة، وتصویرا لمسعی السالک وعنائه فی سبیل الوصول إلی الحقیقة التی تتخیّلها الصوفیة. وعلی الرغم من کثرة کتب التذاکر التی تناولته بالذکر إلا أن حیاته احتجبت تحت رکام من الغموض، أضف إلی ذلک کثرة الانتحال والوضع علیه حیث نسبوا إلیه کثیرا من المنظومات العلیلة التی لا تمتّ إلیه بصلة؛ فجاء هذا المقال لیظهر حقیقة ما انتجته قریحة العطار الشعریة ویقوم بتبیین هویته من خلالها ویدرس الفکرة الرئیسة التی اعتمد علیها الشاعر فی جمیع نتاجاته الشعریة.
انتقل مجموعات کبیرة من الناس للأراضی العربیة، ولاسیما لبنان وسوریا، إلی الأمریکتین الشمالیة والجنوبیة فی أواخر القرن التاسع عشر وخلال العشرین، حیث استقرّوا فی الأمریکا، وکندا، والبرازیل، والأرجنتین، والمکسیک.
کان هذه الهجرة فی کثیر من الأحیان نتیجة للتخلص من المشاکل الفکریة، والاجتماعیة، والاقتصادیة التی کانت قد سیطرت علی المجتمع العربی. یتعرّض هذا المقال من بین هؤلاء المهاجرین، لإلیاس فرحات، الشاعر اللبنانی الذی هاجر إلی البرازیل. یهیمن نفسیة شعراء العرب القدماء بصورة واضحة علی قوالب أشعار فرحات هیمنة لایمکن لفرحات التخلص منه نظراً لتشابه ظروف معیشته بهمتعکس قصص فرحات الشعریة مختلف جوانب حیاته وتجربته الشخصیة علی نطاق واسع.
تعتبر الروایة من أبرز الفنون الأدبیة ولها مکانة متمیزة فی الأدب العربی المعاصر. فالروایة فی عصرنا الحاضر تتناول الموضوعات الواقعیّة وصارت مرکزیّتها تصویراً من الحیاة کما نلاحظ هذا الأمر فی روایة «التلصّص» لصنع الله إبراهیم.
یعتبر «صنع الله إبراهیم» من نجوم الأدب الستیّنی الذی یصوّرلنا فی هذه الروایة مصرفی عام 1948 م. فیتحدّث فی بنائه الروائی عن الماضی مناقشاً القضایا المعاصرة فی القاهرة.
وفی دراسة هذه الروایة نجد مجموعة العناصر الهامّة التی تعدّ من أهمّ معالم البناء الفنّی لها ومنها: السرد واللغة.لأنّ السرد من الأدوات الفنیّة التی یستخدمها الکاتب للوصول إلی غایة قصّته وکان العمود الفقری ترکّز علیه الأدوات الأخری کالحواروالوصف وغیرهما.
ونستعرض فی هذا المقال طریقة سرد الروایة عند هذا الکاتب فی «تلصّصه» وهویعتنی بالتفاصیل معتمداً علی صلات الطفل الراوی بالبیئة والشخصیات. ویتحدّث فیها عن أبطال الروایة علی حسب المواقف التی تقتضی الکلام لأ نّه یجب علی الکاتب أن تکون لغته أکثر ملائمة من وسائل بناء قصّته.
فیلسوفان، متکلمان، منطقیان و اصولیان مسلمان شناخت را باور صادق جزمی ثابت تعریف کرد ه اند، ظنون را ملحق به جهل دانسته و قلمرو شناخت یقینی را حقایق ضروری و شناخت غیر یقینی را حقایق امکانی بحساب آورده اند. بر اساس تعاریف و اصول موضوعه آنان، می توان بدست آورد که معیار شناخت این است که باور از منشأ مناسب پدید آمده باشد. بر همین اساس، قیدهای ""جزمی"" و ""ثابت"" در تعریف شناخت زایداند و ذکر آنها به سبب تفکیک نشدن تعریف از معیار شناخت و احکام غیرشناختی باور از احکام شناختی آن است. رویکرد آنان در معرفت شناسی برون گرایانه است.
«حکمت» اصیل نزد سهروردی آن است که بر دریافت های شهودی و ذوقی مبتنی باشد. ولی دریافت های شهودی، دفعی، بسیط، بیان ناپذیر و غیرگزاره ای اند، حال آنکه مخاطب حکمت اشراق با نظامی فلسفی مواجه است که از تألیف مفاهیم و گزاره ها پدید آمده است و دو ویژگی مهم آن تدریجی الحصول و تفصیلی بودن است. با این اوصاف چگونه ممکن است معرفتی که فی نفسه بیان ناپذیر است، مبنای معرفتی شود که فی حد ذاته با مفاهیم و گزاره ها تقویم می شود؟ نگارنده در این مقاله با نگاهی روش شناختی به حکمت اشراق سهروردی نشان می دهد که حکمتِ بحثی اشراق که توسط او به رشته تحریر درآمده است، چیزی متمایز از معارف شهودی اش بوده و دلالتش بر شهودات نیز به نحو مجازی و یا اعتباری است. در حکمت اشراق، عقل در کشف حقیقت ناتوان، ولی در نظام سازی مبتنی بر شهودات باطنی، خلّاق و اصیل است. وظیفه عقل در این مقام نقّادی، مفهوم سازی و نهایتاً انسجام بخشی به نظام معرفتی گزاره ای است؛ امری که نمی توان آن را از شهود انتظار داشت.
تبعید به عنوان یکی از واکنش های علیه جرم دارای معانی مختلف لغوی و اصطلاحی است که بعضی از آن ها کاملاً متفاوت می باشند و حقوقدانان را دچار سر درگمی می کنند. در اصطلاح فقها نیز تبعید با توجه به جرایم مختلفی که به عنوان کیفر برای آن ها اعمال می شود، دارای تعاریف گوناگونی است. این اختلاف نظرها در اصطلاح حقوقدانان نیز مشهود است. علاوه بر این اختلاف تعاریف، واژگان اقامت اجباری و ممنوعیت از اقامت نیز در ارتباط با تبعید مورد استفاده قرار می گیرند که بیش از پیش بر ابهام این کیفر افزوده اند. همچنین در مورد این که تبعید مجازات است یا اقدامی تأمینی اختلاف نظرهایی به چشم می خورد. لذا جهت شناسایی مفهوم و ماهیت تبعید این پژوهش درصدد پاسخ گویی به این سوالات است؛ مفهوم و ماهیت تبعید چیست؟ آیا تبعید همان اقامت اجباری است و صرفاً به عنوان مجازات اعمال می گردد؟ به نظر تبعید که به معنای دور کردن و الزام به سکونت محکوم به تبعید در محلی خاص می باشد، دارای ماهیت دوگانه ی مجازات و اقدام تأمینی است و در بین طبقه بندی مجازات ها بسته به نوع جرم می تواند مجازاتی حدی، تعزیری و یا بازدارنده باشد.
مطالعه ی شخصیت انسان از دوران قدیم مورد توجه بوده است و نظرات مختلفی در این باره عنوان شده است. پرونده شخصیت که ضرورت تشکیل آن برای فرایند کیفری از نیمه دوم سده بیستم مورد توجه قرار گرفته است ، حاوی نتایج مطالعات و آزمایش های روان شناسی، پزشکی و اجتماعی درباره متهم و محکوم است.دست اندرکاران عدالت کیفری با مطالعه ی این نتایج و بطور کلی اقدامات انجام یافته، سعی در تطبیق مجازات ها، اقدامات تأمینی و تربیتی وبطور کلی تصمیم های قضایی با شخصیت متهم یا بزهکار دارند. تشکیل چنین پرونده ای در حقوق کیفری ایران ،در برخی قوانین از جمله در مواد 22 و 25 قانون مجازات اسلامی فعلی ومواد37،39،59،63.قانون مجازات اسلامی جدید مصوب1390 و نیزدرمواد47 و64آئین نامه اجرای سازمان زندانها و اقدامات تأمینی و تربیتی کشوربه طور ضمنی یا صریح مورد توجه قرار گرفته است. معذالک، تشکیل چنین پرونده ای در مراحل رسیدگی کیفری الزامی نیست. با این وجود در برخی کشورها، مانند فرانسه،تشکیل پرونده شخصیت در مرحله تحقیقات مقدماتی در مورد جرایم جنایی الزامی است و در مقام اعطای تعلیق و آزادی مشروط نیز رجوع به پرونده شخصیت ضرورت دارد.
در فلسفه نقادی کانت ناسازگاری هایی وجود دارد که در این مقاله مورد بررسی قرار می گیرد. به نظر می رسد که ریشه اصلی این ناسازگاری ها، نوعی ناسازگاری ساختاری و منطقی در این فلسفه وجود دارد مبنی بر اینکه کانت از طرفی فقط به شهود حسی معتقد است و از طرف دیگر به امر استعلائی یا پیشینی عقیده دارد. امر استعلایی نیز به طور غیر مستقیم، بازگشت به قبول شهود عقلی دارد که او آن را منکر است. به عبارت دیگر کانت نسبت به بعضی از واقعیت هایی که نمی تواند آنها را از راه حس اثبات کند، از خود گرایش های اصالت عقلی نشان می دهد. به این صورت که آنها را تحت عنوان"" واقعیت های پیشینی"" یا استعلائی قبول می کند و دلیل او بر این مطلب این است که بدون مفروض گرفتن آنها، نمی توان از واقعیت های تجربه انسانی، تبیین و توضیح درست ارائه داد. روشن است که این مطلب نوعی پناه آوردن به درک منطقی و عقلی برای قبول یک واقعیت است.
پیش از استفاده و بکارگیری گونه های مختلف روایات در تفسیر قرآن باید به کاستی ها و آسیب های آنها توجه نمود تا از رهگذر مراجعه به روایات به وادی تفسیر به رأی و فهم نادرست از قرآن کشیده نشویم. آسیبها را می توان در دو دسته مهم تقسیم نمود.
الف: آسیب های بیرونی روایات تفسیری مانند: کافی نبودن روایات تفسیری،نقل به معنا شدن روایات تفسیرى، کج فهمی راویان، و...
ب: آسیب های درونی و محتوایی روایات تفسیری مانند: اضطراب متن، اشتمال بر محکم و متشابه، تقیّه اى بودن برخى روایات تفسیرى،وجود روایات بطنى در احادیث تفسیرى،و....
این پژوهش که با هدف بررسی منابع انگیزش از دیدگاه علامه طباطبایی و آبراهام مازلو و مقایسه آن دو دیدگاه انجام شد به دنبال پاسخگویی به این سؤال بود که: منبع انگیزشی رفتار اخلاقی انسان ها چیست؟
روش این پژوهش تحلیل عقلی و نظری متون دینی و روان شناختی است. این پژوهش از یک سو، دارای رویکردی میان رشته ای بین اخلاق و روان شناسی و از سوی دیگر پژوهشی علمی _ دینی است.
براساس بعضی از دستاوردهای این پژوهش، علامه طباطبایی سه نظریه «اخلاق یونانی»، «اخلاق دینی» و «اخلاق قرآنی» را به ترتیب با سه منبع انگیزشی «تحسین اجتماعی»، «ثواب اخروی» و «محبت مبتنی بر توحید» مورد تأکید قرار می دهد. مازلو نیز بر دیدگاه «اخلاق مبتنی بر نیاز و فطرت» تأکید کرده است. بین دیدگاه علامه طباطبایی و آبراهام مازلو پنج وجه تشابه و چهار وجه تفاوت کشف شد.
این پژوهش به بررسی نقش مذهب بر کاهش علائم اختلال وسواس می پردازد. برای انجام پژوهش حاضر طرح آزمایشی، پیش آزمون ‐ پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور سی نفر از بیماران مبتلا به اختلال وسواس در شهر مشهد به صورت تصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه، آزمایش (پانزده نفر) و کنترل (پانزده نفر) جایگزین شدند. آزمودنی ها به وسیله پرسشنامه ییل براون در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعداد دوازده جلسه درمان اسلامی برای گروه آزمایش انجام گرفت. جلسات درمانی یک بار در هفته و هر جلسه به مدت یک ساعت و درمجموع دوازده جلسه برگزار شد. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیّری (مانوا) نشان داد که درمان اسلامی در کاهش علائم اختلال وسواس مؤثر است.
دیدگاه رایج دربارة خاستگاه حکمت این است که این اندیشه در یونان و با متن های یونانی آغاز شده است؛ اما کسانی مانند شیخ اشراق، پیامبران و متن های شرقی به ویژه هرمس و آثار هرمسی را نقطة آغاز حکمت می دانند. متن های هرمسی در طول زمان شکل گرفته اما خاستگاه آن مصر باستان بوده و از آنجا به یونان رفته و سپس بر دنیای اندیشه یهودی و مسیحی تأثیر گذاشته است. مسلمانان که هرمس را همان ادریس پیامبر دانسته اند، از راه نهضت ترجمه با اندیشه و متن های هرمسی آشنا شدند. این متن ها به بیشتر زبان ها نگارش یافته و نسخه هایی از آن به خط هیروگلیفی کشف شده است. متن های هرمسی را می توان به دو دسته تقسیم کرد، متن هایی با درون مایه علوم غریبه و متن های فلسفی که در دنیای غرب تا اندازه ای شناسایی و معرفی شده اند. در دنیای اسلام نیز متن های خطی با گرایش اندیشه هرمسی در موضوع های عرفانی، طبیعیات، فلسفه و علوم سرّی وجود دارند که هنوز پژوهشی دربارة آنها انجام نشده است.
ادراک عقلی در حکمت متعالیه ملاصدرا با سه رویکرد گوناگون بیان شده است. رویکرد نخست، مشاهده صورت های عقلیه از دور است. آنچه مشاهده می شود مُثُل نوریه یا عقول فعاله است. رویکرد دوم، افاضه صورت از عقل فعال است. در این رویکرد، نفس انسانی با صورت های معقوله موجود در عقل فعال متحد شده و در پی این اتحاد، صورت های معقوله برای او حاصل می شود. در رویکرد سوم که برای سالکِ واصل قابل تحقق است، نفس انسانی با اندکاک در ذات الهی و فنای بالله به حقیقت امور خواهد رسید و در نتیجه، خلاق صورت ها خواهد بود.
نگارنده در این نوشتار می کوشد تا با بررسی سخنان صدرالمتألهین به تبیین واپسین دیدگاه وی در ادراک عقلی ـ که همان رویکرد سوم است ـ بپردازد. افزون بر این به واکاوی و تبیین دو رویکرد نخست در نظام معرفت شناسانه ملاصدرا و هماهنگی آنها با مبانی حکمت متعالیه نیز خواهد پرداخت.
قرآن قدس، یکی از متون ارزشمندِ بر جای مانده به زبان فارسی است. این برگردان قرآن کریم، افزون بر فواید دینی از سودمندی های فراوان زبانی نیز برخوردار است. تعدادی از واژه های به کار رفته در آن، واژه های کهنی هستند که می توان برای آن ها کاربردهای نادری در متون دیگر هم دید. برخی دیگر بی تردید گویشی هستند و در متون دیگر به کار نرفته اند. این مقاله می کوشد نمونه واژه های قرآن قدس را در گویش های خراسان جنوبی به استناد حداقل یک جملة گویشی نشان دهد. این واژه ها در فرهنگ های موجود فارسی ثبت نشده اند و یا این که معنی ضبط شده برای آن ها کامل نیست.
در سالهای اخیر، صحنه و آرایش تقابلها به گونه ای شگفت انگیز دچار تحول گردیده و به تبع آن، مفاهیمی چون «قدرت» و «امنیت» ملی نیز دستخوش دگرگونی شده است. «قدرت فرهنگی» به عنوان مبنای اساسی قدرت ملی و پیروزی در جبهه «جنگ نرم» مطرح گردیده و در این میان، توجه به نقش «سرمایه اجتماعی» در افزایش «قدرت نرم» یک کشور، مورد تاکید اندیشمندان واقع شده است. در عرصه نوین رویارویی، رسانه ها از نقش بسیار مهمی در قدرت ملی هرکشور برخوردارند و رسانه ملی نیز نقش حیاتی در میزان افزایش مشارکت، انسجام، اعتماد، وفاداری ملی و در نهایت افزایش مشروعیت سیاسی دارد و قادر است بعنوان یکی از مولفه های اساسی قدرت نرم و تولید «امنیت نرم»، برای مقابله با جنگ نرم مورد توجه قرار گیرد. مقاله حاضر تلاش دارد نقش رسانه ملی بر افزایش قدرت نرم و به تبع آن تولید امنیت نرم جمهوری.اسلامی.ایران را مورد بررسی قرار دهد. در این نوشتار، جایگاه رسانه ملی در راهبردهای کلان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی کشور و همچنین انتظارات و مطالبات نظام و مردم مورد دقت قرار گرفته است. روش تحقیق مبتنی بر مطالعات اسنادی و تحلیل محتواست. نتیجه حاصل شده نیز مبین آن است که میان وضعیت موجود با وضعیت ایده آل و مطالبات ملی از رسانه ملی انطباق وجود ندارد.
قدرت نرم از جمله مقولات نوظهوری است که ه رغم جدید بودن آن، از نظر ماهیت واژه ای مسبوق به سابقه است. به گونه ای که موشکافی دقیق اندیشه امام خمینی حاکی از غلبه وجه نرم افزار قدرت بر سخت افزار آن است سیره نظری و عملی امام گویای آفرینش نوع جدیدی از قدرت است که جهان بینی اسلامی مرکزیت آن را تشکیل می دهد. به گونه ای که سایر عناصر قدرت آفرین بر گرد این محور، توان اعمال قدرت دارند. از همین رو نقطه آغازاین فرایند تولید قدرت نرم در اندیشه امام مبتنی بر احیا و ترویج ارزش ها و الویت های منبعث از دین اسلامی است. زنده شدن فرهنگ اسلامی به معنای زنده شدن منابع اصیل قدرت نرم است که در مراحل بعدی می تواند در یاری نظام سیاسی به سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام سیاسی تبدیل شود. از این رو این مقاله در پاسخ به این سؤال که مکانیسم تولید قدرت نرم در اندیشه امام خمینی چیست؟ مدعی آنست که فرایند تولید قدرت نرم در اندیشه امام دارای سه مرحله1. تولید فرهنگ، ارزش، سیاست، تفکر، باور و به طور کلی جریان های فکری مقبول، مشروع و جذاب 2.الگوپردازی3.تبدیل منابع اولیه قدرت نرم به سرمایه اجتناعی و مشروعیت سیاسی است.