فهم ما از واقعیت تابع روش دانستن ماست و با تغییر روش دانستن، شناخت ما نیز متحول میشود. در شرایط رویا رویی با واقعیتهای چندلایه و پیچیدة معنوی، برای فهم واقعیت، ناگزیر از اتخاذ روشهای پدیدارشناختی هستیم که مدعای اصلی آن ها، کشف معانی نهفته و پی بردن به کنه واقعیت است. در مورد فهم تجربه های دینی و عرفانی که بسیار آمیخته به تقدس اند و به تعبیر عرفای اسلام، «اقبال به خدا و اعراض از غیر» هستند، تقلیل پدیده به واقعیت های اجتماعی یا روان شناختی، مانع فهمیدن می شود و این امر بهرهگیری از پدیدارشناسی تجربی برای فهم تجربههای دینی را گریزناپذیر می کند. در این نوشتار با مرور دستاوردهای پژوهش پدیدارشناسی و معرفی اصول و عناصر این نوع تحقیقات، با ارائة مثالی واقعی، پدیدارشناسی تجربی به عنوان سرمشقی برای فهم تجربه های دینی و عرفانی معرفی می شود.
از دیرباز بحث راجع به ریشه های شکل گیری و نوع نگاه به دولت با رویکردهای واقع گرایانه، تکثرگرایانه، کارکردگرایانه و... در محافل دانشگاهی بحثی متداول بوده است. در این مقاله تلاش بر این است تا به دولت از منظری نو نگریسته شود و ابزار تحلیلی جدیدی را برای پژوهش های روابط بین المل به ویژه آن دسته از پژوهش های نظری که دولت را متغیر مستقل خود قرار می دهند، به دست دهد؛ دولت به مثابه یک سازمان. بر همین اساس این پرسش پیش می آید که با توجه به بحث هم تکمیلی سازمان و محیط چه مشخصه هایی از یک سازمان را می توان برای دولت برشمرد که با زیست این سازمان در محیط اقتدارگریز بین المللی متناسب باشد؟ به عبارت دیگر، چه مشخصه هایی عوامل تکوین دولت به مثابه یک سازمان در محیط بین المللی هستند؟ در پاسخ، ادعای اصلی مقاله حاضر این است که دولت به عنوان سازمانی که در چنین محیطی زیست دارد، این مشخصه های هویت ساز را دارا می باشد: مسئولیت پذیری ضمنی دولت مردان، تعدد کارشناسان برای بررسی ابعاد گوناگون مسئله، اینرسی سازمانی و رویه های بیناذهنی دولت مردان در مورد تجارب کلان تاریخی.
جامعة آرمانی یکی از آرزوهای بشر بوده و هست. یکی از شاخص های تحقق چنین جامعه ای ارتقاء فرهنگ در تمام شئون آن است.
در این مقاله به طور اختصار به این سوال پاسخ داده می شود که فرهنگ چگونه در تحقق جامعة آرمانی قرآنی نقش آفرینی می کند؟ لذا به چند بعد از ابعاد فرهنگ در جامعة آرمانی مانند شکوفایی عقل، گسترش دانش، برادری و محبت، سلامت و بهداشت و توجه به محیط زیست اشاره شده است.
اما از همه مهم تر آن است که ارتقاء فرهنگ بدون تحقق حکومت الهی و حضور امام شکل نخواهد گرفت. بنابراین در این مقاله به اختصار به موضوع امامت در قرآن و ویژگی های امام برای اعتلای فرهنگ در جامعة آرمانی قرآنی اشاره خواهد شد. بدیهی است امامی که خود مظهر عدل، علم و حکمت مطلق خداوند است و علمش وابسته به علم الهی و مبسوط الید برای تحقق تعالیم و دستورهای عادلانة الهی باشد و مردم هم عاقلانه و آگاهانه در خدمت این حاکمیت باشند خواهد توانست جامعة آرمانی را محقق سازد.
قضا و قدر و به تبع آن جبر و اختیار، به دلیل پیچیدگی هایی که دارد، همواره و به دلایل گوناگون مورد سوء استفاده قرار گرفته است. از تفکرات رایج در دوره بنی امیه، جبرگرایی می باشد که در سخنان و نامه های حکومتی آن دوران نمود روشنی دارد. نوشتار حاضر نقش آفرینی بنی امیه یا عدم آن را در توسعه نظریه جبر، با رویکرد تأثیر امرای بنی امیه بررسی می کند و اقوال بعضی خلفای بنی امیه به صورت مجزا بررسی می شود. شیوه کار براساس جمع آوری شواهد متعدد تاریخی از کتاب های معتبر و تحلیل مختصر هریک و نتیجه گیری از آنها استوار می باشد. این پژوهش در نهایت به این نتیجه می رسد که امرای بنی امیه به صورت مستقیم و یا غیرمستقیم در ترویج این نظریه نقش داشته اند.
در سه قرن اخیر، بسیاری از مردم دنیا، پاریس را به عنوان شهر نور می شناسند؛ این شهر در ابتدا به دلیل آنکه در عصر روشنگری مهم ترین مرکز آموزشی اروپا به شمار می رفت و بعدها به دلیل نورپردازی شبانة خیابان های آن به این نام مشهور شد. شب های پاریس روشن و زیباست. این زیبایی که برآمده از توجه به شدت نور و رنگ آن و انتخاب های دقیق و حساب شده برای روشنایی معابر و نورپردازی المان های تاریخی و بناهای مهم است، تصویری رویاگونه از شهر در ذهن مخاطبان بر جای می گذارد.
در سال های اخیر، توجه دولت به مسئله مصرف انرژی و حفظ محیط زیست در راستای برنامه جهانی کاهش 20 درصدی تولید دی اکسید کربن تا سال2020 میلادی، محدودیت هایی در روشنایی معابر و بناهای عمومی و خصوصی اعمال کرده است. عده ای معتقدند این محدودیت ها سبب می شود پاریس لقب افسانه ای خود را از دست بدهد.
این نوشتار به بررسی منظر شبانه پاریس و اصول برنامه ریزی و مدیریت آن می پردازد و می کوشد تا با مطالعة زوایای طرح جامع نورپردازی پاریس، ویژگی های آن را شناسایی و با تحلیل منظر شبانه شهر، اصول طراحی آن را استخراج کند و در نهایت به این سؤال پاسخ دهد که آیا پاریس در سال های آینده همچنان «شهر نور» خواهد ماند یا نه؟
مبحث تعادل رقابتی برای مسابقات ورزشی، توجه زیادی را در رشتة اقتصاد ورزش به خود جلب کرده است. تعادل رقابتی به پیش بینی هواداران در مورد اینکه چه تیمی برنده خواهد شد، اطلاق میشود. در این مقاله روند تعادل رقابتی لیگ حرفه ای فوتبال ایران با پنج لیگ برتر اروپا (انگلستان، آلمان، فرانسه، اسپانیا و ایتالیا) مقایسه شده است. لیگ های ورزشی برای پویا بودن و باقی ماندن در عرصة رقابت اقتصادی در ورزش، نیازمند سطح بهینه ای از تعادل رقابتی هستند. بدین منظور، با استفاده از داده های جمع آوری شده برای دورة زمانی 2001- 2009 لیگ حرفه ای ایران و کشورهای منتخب از شاخص تعادل رقابتی HICB در لیگ های مذکور محاسبه شد. نتایج نشان داد با گذشت زمان تعادل رقابتی در بین دوره های تمام لیگ ها رو به بهبود است. به طور کلی طی سال های مورد بررسی، لیگ حرفه ای فوتبال ایران در مقایسه با سایر لیگ ها، از روند مطلوب تری در سیر تعادل رقابتی داشته است. در مقایسة این روند، لیگ انگلستان بدترین وضعیت و فرانسه بعد از ایران، بهترین وضعیت را در میان لیگ های منتخب داشتند. وضعیت بهتر تعادل رقابتی لیگ ایران را میتوان به فاصله گرفتن وضعیت فوتبال ایران از حالت دو قطبی و تعادل قدرت بین تیم های شهرستانی و پایتخت نسبت داد؛ بنابراین به نظر میرسد به منظور داشتن لیگ پویا و جذاب لازم است، راهکارهایی برای حفظ تعادل رقابتی بهینه در لیگ حرفه ای فوتبال اندیشیده شود تا متعاقب آن صنعت فوتبال، بتواند بهرة اقتصادی لازم را از این موضوع ببرد.
المپیک 2012 یک رویداد جهانی است. آیا میتوان از المپیک امسال آموخت؟
صاحبان کسب وکارها برآنند که از هر رویداد و اتفاقی باید درسهایی برای کسب وکار آموخت. این درسها آماده اند و پیش روی مدیرانی است که علا قه مندند بدانند از المپیک میتوان چه چیزهایی آموخت.
اثر پیش رو بر آن است تا برخی از این آموزه ها را دربارهی کسب وکارها معرفی کند. به طور حتم با مطالعهی آن، مدیران تیزبین میتوانند این نگرش را در خود تقویت کنند که تنها شاهد درخشش قهرمانان بودن کافی نیست بلکه، باید قهرمان شد. قهرمانی در کسب وکارها نیز فراتر از دانش، مهارتها، و تجربه است و آن ایجاد موقعیتهایی است که چالش برانگیز باشد.
فیلیپ کاتلر، پدر بازاریابی جدید، نظریه پرداز جهانی است. او در این مقاله، نخست الزامات محیطی و چالشهای آن را بررسی میکند، و سپس با تکیه بر این چالشها و الزامات، بازاریابی را از منظری تازه، بازآفرینی میکند.
نبوغ کاتلر ستودنی است، چرا که در سایهی این بازآفرینی است که ""بازاریابی"" میتواند به عنوان مطالعات علمی همچنان کارآمدی و کارایی خود را برای پرسشهای تازه اثبات کند.
کاتلر در این اثر- که پیش رو دارید- با بهره مندی از دو عنوان ، ""بازاریابی کاهشی""، و ""بازاریابی اجتماعی"" کوشیده است تا وظایف اصلی بازاریابی را برای شرکتهای پیشتازی ترسیم کند که دوست دارند پایدار باقی بمانند. ویژگی این مقاله در آن است که با ذکر جزئیات در 4 پی، تکتک فعالیتهای ضروری شرکتها را برمیشمارد.
چه زمانی شرکتهای ایرانی خود را ""با بازاریابی کاهشی"" و تفکر ""بازاریابی اجتماعی"" انطباق خواهند داد تا پایداری خود را حفظ کنند؟ پاسخ این پرسش، در میزان سرعت تغییراتی است که شرکتها را ناگزیر میسازد تا از بازاریابی به معنای سنتی آن فاصله بگیرند.