امروزه بازی های رایانه ای، به عنوان رسانه ای تعاملی، محیطی برای کاربران خود فراهم کرده اند که موجب ایجاد حس حضور در آنها می شود. حس حضور در فضای مجازی بازی های رایانه ای، به هم ذات پنداری و حتی فراتر از آن، به یکی شدن کاربر با شخصیت درون بازی منجر می شود. یکی شدن کاربر با شخصیت درون بازی، هویتی مجازی برای او به وجود می آورد. با گذشت زمان و تداوم حضور در فضای بازی های رایانه ای، هویت واقعی کاربر با هویت مجازی درهم می آمیزد و تغییر و تحول آن تابعی از متغیرهای عناصر مجازی می شود. پرسشی که مقاله حاضر در صدد پاسخ به آن برآمده، چگونگی به وجود آمدن حس حضور در کاربران بازی های رایانه ای و کیفیت تأثیرگذاری هویت مجازی این رسانه نوظهور بر هویت واقعی مخاطب است. از این رو با توجه به دیدگاه نظریه پردازان حوزه رسانه های تعاملی و با گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و تبیین آنها به صورت توصیفی تحلیلی، این فرض بررسی می شود که به واسطه فرم زیبایی شناختی سینمایی، روایت های تعاملی و ظرفیت های منحصر به فردی که این رسانه در اختیار بازی های رایانه ای قرار می دهد، زمینه ایجاد محیطی فراهم می شود که به تبع ایجاد حس حضور در کاربر، هویت واقعی او را دستخوش دگرگونی می کند.
شبکه های اجتماعی به دلیل کارکردها و تعاملات گسترده خود مورد توجه شمار زیادی از دانشگاهیان و محققان صنایع قرار گرفته اند. این شبکه ها، که عمدتاً با کارکردهای مختلفی مورد استفاده قرار می گیرند، ساختارها و ویژگی های منحصر به فردی دارند که، بسته به هدف طراحی آنها، می تواند طیف وسیعی را در بر گیرد. هدف اصلی پژوهش حاضر شناسایی نیازها، چالش ها، و عوامل اصلی اثرگذار بر شکل گیری شبکه اجتماعی کنش گران مدیریت فناوری و نوآوری ایران است. روش پژوهش در این تحقیق، توصیفی پیمایشی است، که در آن به توصیف و تحلیل نیازهای کنش گران جامعه مدیریت فناوری ایران به منظور تشکیل یک شبکه اجتماعی علمی پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که دست یابی به اطلاعات مورد نیاز، جستجوی مطالب، و اطلاع از وضعیت دوستان، از جمله مهم ترین علل عضویت در شبکه های اجتماعی است. با توجه به نتایج به دست آمده، از دیدگاه مخاطبان این حوزه دانشی، ضعف فرهنگی در ارتباط با گفتگو، نقد و تحلیل، و ضعف در زیرساخت های فناوری اطلاعات از اساسی ترین چالش های پیش روی شبکه کنش گران مدیریت فناوری و نوآوری است. مهم ترین مؤلفه های اثرگذار بر پایداری شبکه «ارائه و انتشار آخرین و معتبرترین منابع علمی اعم از مقالات، کتب و... در حوزه مدیریت فناوری»، «اعلام نیاز پروژه های پژوهشی مرتبط» و «ارائه خدمات آموزش مجازی» است.
در پژوهش حاضر سعی شده است با رویکردی پدیدارشناختی به بررسی و بازسازی معنایی سبک زندگی جوانان شهر تهران پرداخته شود. غالب پژوهش های صورت گرفته دربارة این موضوع با اتخاذ استراتژی قیاسی و مبنا قراردادن تئوری های پیش ساخته به توصیف و تبیین آن پرداخته اند. حال آن که در روش پدیدارشناسی تمرکز بر کاوش دراین باره است که انسان ها چگونه به تجربه های خود معنا می بخشند و آنها را، هم به طور فردی و هم به شکل جمعی، به آگاهی تبدیل می کنند. این کار نیز از نظر روش شناختی مستلزم فهم این است که انسان ها چطور برخی پدیده ها را به تجربه درمی آورند. برای گردآوری چنین داده هایی لازم است که محقق به مصاحبه های عمیق با افرادی بپردازد که مستقیماً پدیده مورد نظر را تجربه کرده اند (تجربه زیسته دارند). این در تقابل با تجربه دست دوم و عملیاتی کردن متغیرهایی است که از درون نظریه های کلان روایت وار استخراج شده اند. از این رو بر مبنای شیوة در پرانتزگذاری هوسرل و رعایت معیارهای ساخت نمونه های آرمانی شوتس، چهار سبک زندگی لذت جویانه زیبایی شناختی، کارکردگرایانه، خرده فرهنگی، و منفعلانه به عنوان سبک های عمده زندگی جوانان شهر تهران نمونه سازی شدند.
این مطالعه به دنبال پاسخگویی به این پرسش اساسی است که چگونه مخاطبان جوان شبکه های خاص ماهواره ای فارسی زبان به خوانش پیام های ارتباطی این شبکه ها می پردازند و چه نوع قرائت و خوانشی از این پیام ها دارند. برای پاسخ به این سؤال این مطالعه از رویکرد تحلیل دریافت و مدل رمزگذاری و رمزگشایی استوارت هال استفاده کرده است. این رویکرد بر این اصل استوار است که مخاطبان هنگامی که در برابر پیام های رسانه های جمعی قرار می گیرند بر اساس زمینه های اجتماعی و فرهنگی خود به صورتی فعالانه متون رسانه ای را قرائت و دریافت می کنند. بر اساس این دیدگاه متون رسانه ای از قابلیت چند معنایی بهره مند هستند و افراد بر اساس زمینه های شناختی، اجتماعی و هویتی که دارند معنای خاصی از این متون دریافت می کنند. این مطالعه با اتخاذ روش تحلیل گفتمان و از طریق تکنیک مصاحبه عمقی، در پایان نشان می دهد که شرایط فرهنگی و هویتی مخاطبان مورد مطالعه در نحوه پذیرش و دریافت پیام ها بسیار مؤثر است.
نتایج این تحقیق با توجه به شرایط خاص تلویزیون های ماهواره ای در ایران و همچنین با توجه به فرهنگ و هویت پیوندی مهاجران ایرانی که عمدتاً تولیدکنندگان برنامه های شبکه های ماهواره ای فارسی زبان هستند، حاوی دلالت های نظری ویژه است.
دین و آموزه های آن می تواند با ایجاد باورها و ارزش های مشترک میان پیروان خود، موجبات شکل گیری، استحکام و دوام سرمایه اجتماعی را فراهم آورد، امّا این مفهوم کمتر مورد توجّه محققان رشته های مختلف قرار گرفته است. بر این اساس، این پژوهش با هدف میزان تأثیر هویت دینی بر سرمایه اجتماعی در بین شهروندان شهر یاسوج انجام گرفته است . در این تحقیق، چارچوب نظری با استناد به نظریه پردازان سرمایه اجتماعی (جاکوبز، پاتنام، فوکویاما، لین و کلمن) و نظریه پردازان هویت دینی (کلارک و استارک، گیدنز و دورکیم)، تدوین گردید. شیوه تحقیق پیمایشی و با نمونه ای به حجم 382 نفر با ابزار پرسشنامه در پانزده محله شهر یاسوج انجام گرفت. نتایج تحقیق نشان دادند هویت دینی و ابعاد آن، رابطه مثبت و معناداری با سرمایه اجتماعی دارند. نتایج تحقیق همچنین نشان داد ورود متغیرهای جمعیتی به عنوان متغیرهای کنترل به مدل، باعث افزایش ضریب تبیین می شود، اما این افزایش اساساَ ناشی از متغیر سن و سایر متغیرهای جمعیتی سهم معناداری در پیش بینی سرمایه اجتماعی ندارند. نتیجه گیری اصلی تحقیق این است که با ارتقای هویت دینی می توان سرمایه اجتماعی را افزایش داد.
سبک های زندگی بر رفاه و بهزیستی افراد تأثیر می گذارند. از طریق سبک های زندگی، افراد توانایی های خود را ارتقا می بخشند. این روابط در کیفیت زندگی و اجزای سازنده آن نقش مهمی دارند. اطلاعات از 745 نفر از جوانان 29-15 سال شیراز در سال 1390 با روش پیمایشی و با استفاده از پرسش نامه محقق ساخته سبک زندگی و پرسش-نامه سازمان بهداشت جهانی برای کیفیت زندگی، جمع آوری شدند. هفت نوع سبک زندگی بر اساس تحلیل عاملی از هم جدا شدند و همه آن ها به جز سبک زندگی مذهبی مناسکی با کیفیت زندگی در ارتباط بودند. میزان استفاده از رسانه های جدید و عمومی نیز با سبک زندگی رابطه مثبت و معناداری نشان داده است. در تحلیل های رگرسیونی مهم ترین متغیر، رسانه های جدید ارتباطی، سبک زندگی مذهبی سنتی و سبک های فراغتی بوده اند که با ضریب مثبت وارد معادله رگرسیون شده اند و ترجیحات موسیقیایی جدید با ضریب منفی وارد معادله رگرسیون شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که هر سبک فراغتی با سطوح متفاوتی از کیفیت زندگی همراه است؛ اما برخی از سبک-های زندگی در کیفیت زندگی اهمیت بیشتری دارند.
از جمله مسائل بسیار مهمی که مجریان و مسؤولان شهری در احیای بافت های فرسوده با آن مواجه می شوند، عدم توافقشان با مالکین در مورد قیمت املاک است؛ لذا در این تحقیق ضمن بررسی نگرش مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک، عوامل مؤثر بر آن نیز مورد توجه قرار گرفته است. روش تحقیق در این پژوهش پیمایشی است که از ابزار پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش را کلّیه مالکان بافت فرسوده منطقه ثامن تشکیل می دهد. حجم نمونه در این تحقیق حدود 250 نفر از مالکان است که به روش طبقه ای متناسب با سهم انتخاب شده است. از آن جا که این منطقه به 4 قطاع تقسیم می شود، سعی شده است تا حجم نمونه، متناسب با سهم هر قطاع انتخاب شود. یافته ها نشان می دهد که 26/66 درصد از مالکین نسبت به شیوه قیمت گذاری املاک نگرشی منفی دارند، در-حالی که تنها حدود 11 درصد از آن ها دارای نگرش مثبت بوده و بقیه مالکان نگرشی خنثی نسبت به شیوه مذکور داشته اند. نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داده است که مؤثرترین متغیر بر نگرش مالکان به شیوه قیمت گذاری املاک، میزان اطلاعات صحیحی است که آن ها در مورد شیوه قیمت گذاری املاک دارند. سایر متغیرهای اثرگذار بر نگرش مالکان به شیوه قیمت گذاری املاک، به ترتیب شدت تأثیر عبارت اند از: نگرش مالکان به طرح نوسازی و بهسازی، فاصله ملک تا حرم و در نهایت برخورد نزدیکان مالک با وی.
دنیای امروز که با نام ""عصر ارتباطات"" شناخته می شود؛ دنیایی است که رسانه در تمام ابعاد و وجوه زندگی انسان ها به شکل ناگزیری رسوخ یافته است. ماهواره که یکی از پیشرفته ترین رسانه های بصری تلقی می شود، در طی چند سال اخیر به صورت فراگیری در دسترس عموم مردم قرارگرفته و ارزش ها و ذائقه خانواده های ایرانی را دگرگون کرده است. بدن از جمله موضوع هایی است که به وسیله برنامه های ماهواره ای در کانون توجه افراد؛ بخصوص زنان و دختران قرار گرفته است. برنامه ها و تبلیغات ماهواره ای و تصاویری که در آنها به نمایش در می آید، می تواند نگرش افراد را درباره بدن خود تغییر دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثرهای این تصاویر- که نشان دهنده زیبایی ایده آل هستند-تصویر بدن و عزّت نفس دختران صورت پذیرفت؛ در عین حال،در این پژوهش به متغیر جدیدی به نام خودطرحواره ظاهر توجه و نقش آن به عنوان متغیر تعدیل کننده در فرآیند اثرگذاری تصاویر رسانه ای بر تصویر بدن و عزّت نفس بررسی گردید. این پژوهش که به روش آزمایش میدانی و در فضای خوابگاه های دانشجویی انجام پذیرفت؛ دو گروه 20 نفره از دانشجویان دختر خوابگاهی را به صورت تصادفی به عنوان گروه کنترل و آزمایش آزمون نمود. نتایج پژوهش پس از یک دوره 1 ماهه آزمایش نشان داد که بین مشاهده تصاویر رسانه ای و پایین آمدن نمره تصویر بدنی و خود طرحواره ظاهر رابطه معنادار وجود دارد، میان نمره تصویر بدنی و نمره خودطرحواره ظاهر رابطه معکوس و معنادار وجود دارد، خودطرحواره ظاهر در فرایند اثرگذاری تصاویر رسانه ای بر تصویر بدن اثر تعدیل کنندگی دارد و عزّت نفس به عنوان سازه ای که ارزیابی کننده ارزشمندی و توانمندی فرد است، در این فرآیند دستخوش تغییر نمی گردد.
امروزه فرار دختران از خانه و مسائل و مشکلات همراه آن از جملة مهم ترین مسائل اجتماعی است که بسیاری از کشورها با آن دست به گریبان هستند. آمارها عموماً از بحرانی شدن این مسئله، به ویژه در ایران، حکایت دارد. این مقاله، که برگرفته از طرحی پژوهشی است، به بررسی وضعیت خانوادگی دختران فراری، به مثابه گروهی آسیب پذیر در جامعه، می پردازد. روش تحقیق در این بررسی توصیفی تبیینی است و در گردآوری اطلاعات از شیوه هایی چون مراجعه به اسناد و مدارک، پرسش نامه، و همچنین مصاحبه در زندان اوین و مراکز بهزیستی استفاده شده است. هدف از این بررسی آن است که، با تکیه بر نظریه های موجود جامعه شناسی، به بررسی شرایط خانوادگی و عوامل تأثیرگذار در وقوع فرار و به تَبَعِ آن ایجاد بزه کاری در میان دختران نوجوان و جوان شهر تهران بپردازد.
در سال های اخیر، روش های گوناگونی برای تأمین مالی مسکن در بانک داری اسلامی معرفی شده است. این مقاله به بررسی گزینه های متداول تأمین مالی اسلامی مسکن در ایران و اولویت بندی آنها می پردازد. فرضیه مقاله این است که از میان شش روش تأمین مالی اسلامی مسکن، شامل مرابحه، اجاره به شرط تملیک، تورق، بیع نسیه، استصناع موازی، و مشارکت کاهنده، روش اخیر سازگاری بیشتری با آموزه های بانک داری اسلامی و شرایط بازار پول ایران دارد. بررسی این ادعا با استفاده از نظر خبرگان، به کارگیری روش های تصمیم گیری چند معیاره و اولویت بندی روش های تأمین مالی بر اساس معیارهای اتخاذ شدة حقوقی قانونی، مالی، فقهی و عمومی، صورت گرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد بانک های اسلامی در طول سالیان متمادی، روش های تأمین مالی گوناگونی را طراحی و اجرا کرده اند که کمابیش شبیه فنون سنتی و متعارف هستند. در این میان جای خالی سرمایه گذاری و تأمین مالی از طریق ابزارهای تسهیم سود و زیان در نظام مالی اسلامی، بانک های اسلامی را به استفاده از ابزار مالی نسبتاً جدیدی تحت عنوان «مشارکت کاهنده» واداشته است. دیدگاه خبرگان تأمین مالی اسلامی مسکن حاکی از تطابق بیشتر «مشارکت کاهنده» با اهداف و معیارهای تأمین مالی اسلامی است.
امروزه همه سیاست ها، اهداف و برنامه های سالانه یک نظام حکومتی، در قالب بودجه نمایان و عملیاتی می شود. این امر، اهمیت تدوین معیارهای شرعی و عقلایی تخصیص بهینه بودجه دولت اسلامی را یقینی می کند. این مقاله با استفاده از روش استنباط فقهی، به استخراج معیارهای تخصیص منابع مالی در دولت اسلامی می پردازد. بنا به فرضیه مقاله، تخصیص بودجه دولت اسلامی باید بر اساس معیارهای نیاز، کار، مصلحت، کارایی و عدالت صورت گیرد. یافته های مقاله نشان می دهد که تخصیص هریک از بودجه های جاری و عمرانی، تابع معیارهای خاص خود است. معیار تخصیص بودجه جاری، در بیشتر موارد کار و نیاز است. بودجه عمرانی نیز باید بر اساس معیار نیاز، کارایی و مصلحت تخصیص یابد. معیار عدالت نیز همچون چتری بر همه اقسام توزیع بیت المال و تخصیص بودجه سایه افکنده، رعایت آن شرط اصلی تخصیص بهینه آنها از دیدگاه اسلامی است. یکی از مسائل مهم در این زمینه، اولویت بندی معیارها در صورت بروز تزاحم در تخصیص بودجه است. در این زمینه، می توان به مواردی چون تقدم عدالت بر کارایی و اولویت مصالح اجتماعی بر مصالح فردی اشاره کرد.
در این تحقیق اثر رقابت در بازار محصول بر کیفیت افشا برای 131 شرکت بورسی در قالب 17 طبقه صنعت و در دوره زمانی 1385 تا 1391 بررسی شده است. بدین منظور، برای سنجش هرچه بهتر رقابت در بازار از هشت شاخص رایج در این زمینه استفاده شده و سپس با بهره گیری از تکنیک تحلیل عاملی، این شاخص ها در سه عامل رقابت بالقوه، رقابت بالفعل و سودآوری صنعت خلاصه شدند. یافته های تحقیق با استفاده از الگوی داده های تابلویی بیانگر آن است که بین رقابت بالقوه و کیفیت افشا رابطه مثبت و معناداری وجود دارد؛ درحالی که رابطه بین رقابت بالفعل و کیفیت افشا منفی و معنادار است. به عبارت دیگر، سطح کیفیت افشا با توجه به وضعیت دو بُعد رقابت تعیین می شود؛ بدین معنا که چنانچه در یک صنعت، رقابت بالقوه قوی تر از رقابت بالفعل باشد، شرکت ها مجبور به افشای اطلاعات خود با رعایت قابلیت اتکا و به موقع بودن می شوند؛ درحالی که اگر رقابت بالفعل در سطح صنایع مورد بررسی قوی تر از رقابت بالقوه آنان باشد، شرکت ها چندان ضرورتی به افشای اطلاعات قابل اتکا و به هنگام احساس نمی کنند و طبیعتاً تمایل به افزایش سطح کیفیت افشا در آنان پایین است.
هدف ازاین پژوهش مقایسه انگیزهپیشرفت در دانش آموزان دارای اختلالنارساییتوجه/بیش فعالی مصرف کننده و غیرمصرف کننده ریتالین وگروه عادی است. طرح پژوهش انجام شده علّی- مقایسه ای بود، تعداد نمونه این پژوهش شامل60 نفر از دانش آموزان پسرمقطع پنجم و ششم ابتدایی (12-11) ساله دارایاختلالنارسایی/ بیش فعالی مصرف کننده و غیرمصرف کننده ریتالین و گروهعادی مشغول به تحصیل در مدارس دولتی منطقه 8 تهران بودند که به روش نمونه گیری تصادفیخوشه ای انتخاب ودرسهگروه مجزا مشتمل برمصرف کننده ریتالین ،بدون مصرف ریتالین وگروه عادی دسته بندی شدند. در این پژوهش از پرسشنامه انگیزهپیشرفت هرمنس استفاده شد؛و برای تجزیه وتحلیل داده های به دست آمده نیز از مدل آماری تحلیل واریانس (برای مقایسهگروه هابراساس میانگین ) وtبرای دو گروه مستقل استفادهگردید،نتایج حاصل از یافته ها نشانبین سه گروه به لحاظ انگیزهپیشرفت تفاوت معناداری وجود دارد،بدین ترتیب که بیشترین انگیزه پیشرفت متعلق به دانش آموزانگروه عادی بدون اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی، سپس درگروه مصرف کننده ریتالین وکمترین میزان انگیزه پیشرفت در دانش آموزان دارایاختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی بدون مصرف ریتالین بوده است؛بنابراین می توان نتیجه گیریکردکه احتمالاً ریتالین می تواند به عنوان یک عاملافزایش دهندهانگیزهپیشرفت در کودکان دارای اختلال نارساییتوجه/بیش فعالی مؤثر باشد.
هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی برنامه گروهی آموزش مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینا بود. روش پژوهش از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون –پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل همه مادران دارای فرزند نابینا شهر تهران بود که فرزندان شان در مدارس نابینایان مشغول به تحصیل بودند. نمونه شامل 30 نفر از مادران یادشده بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر در گروه آزمایش و 15 نفر درگروه کنترل) قرار گرفتند. گروه آزمایش در 10 جلسه تحت آموزش گروهی مثبت نگری قرارگرفتند. آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل در 2 مرحله، پیش آزمون و پس آزمون از طریق پرسشنامه شادکامی و سخت رویی مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده هایگردآوری شده با روش آماری تحلیل کواریانس مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش گروهی مثبت نگری بر افزایش شادکامی و سخت رویی مادران دارای فرزند نابینارا افزایش (P≤0/05) داده است.نتایج نشان داد بین مثبت نگری با سخت رویی و شادکامی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و افراد سخت رو از میزان شادکامی بالاتری برخوردارند.
خواجه طوسی در مرحله عصمت انبیا به اعتبار بُعد نظری، معتقد است که پیامبر در دریافت، حفظ و انتقال وحی کاملاً معصوم است و هیچ گونه خطایی نه سهواً و نه عمداً از او صادر نمی شود اما به اعتبار بُعد عملی، معتقد است که عصمت شامل قبل از بعثت و بعد از بعثت، گناهان کبیره و صغیره، عمدی و سهوی، نفرت آور و غیرنفرت آور و حتی داوری در منازعات، تشخیص موضوعات احکام دینی، مسائل اجتماعی و تشخیص مصالح و مفاسد امور و مسائل عادی زندگانی هم می شود. او با تأکید بر لطف بودن «عصمت» در حقّ دارنده آن بیان می کند که عصمت این گونه است: عبد معصوم، در عین قدرت بر انجام معصیت، انگیزه ترک دارد و به سمت طاعات ترغیب می شود. ازآنجاکه خواجه حصول وثوق و اعتماد کامل به انبیا را که تأمین کننده غرض از رسالت ایشان است بدون تصور عصمت امکان پذیر نمی داند، «عصمت» را عقلاً و نقلاً به طور مطلق ضروری می شمارد. ایشان به دلایل نقلی نظیر آیات ناظر به عدم نفوذ شیطان نسبت به مخلصان و مطهران، هدایت یافتگی انبیا، و نرسیدن عهد الهی به ظالمان، و دلایل عقلی نظیر لزوم وثوق و اطمینان، لزوم تکلیف به محال، و لزوم مخالفت با پیامبر در صورت عدم عصمت استناد می کند.
یکی از مولفه های اصلی رسالت آموزش عالی پژوهش است که امروزه بسیار مورد توجه قرار گرفته است، چرا که پژوهش با نوآوری رابطه مستقیم دارد و به همین دلیل نه تنها در حفظ و بقا جوامع بلکه در توسعه و پیشرفت آن نقش کلیدی ایفا خواهد کرد. بنابراین توجه به مهارتهای پژوهش و آموزش اصولی آن در آموزش عالی ضروری به نظر می رسد. از این رو محققان در این مقاله درصدد بررسی وضعیت مهارت های پژوهشی در مقاطع مختلف تحصیلی برآمدند. از آنجایی که روشهای پژوهش در رشته های مختلف متفاوت است، جامعه پژوهش در رشته علوم انسانی محدود شد. این پژوهش به لحاظ ماهیت جزء پژوهش های کمی و از نظر گردآوری داده ها جزء پژوهش های توصیفی- پیمایشی به شمار می رود. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان مقاطع تحصیلی مختلف دانشگاه مازندران می باشد که با روش نمونه گیری در دسترس، 102 نفر از دانشجویان سطوح مختلف به دو صورت نمونه گیری سهل الوصول و نمونه گیری افراد داوطلب انتخاب شده اند. برای جمع آوری داده ها، از پرسشنامه محقق ساخته استفاده گردید؛ مولفه ها و شاخص های مربوطه با توجه به مطالعات پیشین تحلیل و استخراج شد و ضریب پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 98/0 به دست آمد. بعد از جمع آوری داده ها با عنایت به تکنیک های اماره استنباطی از طریق آزمون تفاوت میانگین (ANOVA) برای مقایسه مهارت ها و برای تعیین تفاوت میانگین بین گروه ها از آزمون توکی و آزمون لون، در سطوح مختلف تحصیلی استفاده گردید. نتایج حاکی از آنست که مهارتهای پژوهشی از قبیل تفکر انتقادی، دانش و مهارت پایه، مسئله یابی و مسئله سازی، پیشینه یابی، مطالعه و درک مطلب، جمع آوری اطلاعات، مهارت نگارش و در نهایت ارائه و ارزیابی نتایج پژوهش در دانشجویان دکتری تفاوت معناداری با کارشناسی ارشد و کارشناسی دارد.
چکیده: این مقاله در پی پاسخگویی به پرسش از چگونگی اِسناد قانون اخلاق به قانون طبیعت نزد کانت، پس از بیان تاریخچه مسئله، نشان می دهد که بسیاری از فلاسفه پیش و پس از کانت تخلف قانون اخلاق از قانون طبیعت را جایز ندانسته اند. سپس نشان داده می شود که کانت نیز در پی چنین رویکردی خواستار اِسناد قانون اخلاق به قانون طبیعت است. کانت برای انجام این کار ابتدا به نحوه شکل گیری مفهوم طبیعت در خرد ناب پرداخته و ترتیب دست یابی به آن را از پدیدارهای محسوس تا ایده های خرد محض پی می گیرد. در ادامه نیز نحوه شکل گیری پدیدار اخلاقی را از صورت معقول اختیار تا ساخت یک جهان اخلاقی بررسی می کند. نزد وی این هر دو مسیرِ مستقلِ از هم، از قواعد وحدت بخش ایده های خرد و قواعد حاکم بر قوالب فاهمه بهره مند بوده و به این ترتیب در عالم واقع نمی توانند از نظم و وحدت موجود در عالم و قوانین حاکم بر آن تبعیت نکنند.
عوامل متعددی بر شکل گیری قصد خرید افراد تأثیرگذار هستند. هدف این تحقیق، ارائه مدلی جامع از عوامل عمده مؤثر بر قصد خرید کالاهای خارجی مصرف کنندگان است. بدین منظور از نمونه گیری خوشه ای استفاده شد و از 400 مصرف کننده در دسترس در دو منطقه شهر تهران پرسشنامه هایی تکمیل و جمع آوری شد. از مدل یابی معادلات ساختاری و نرم افزار لیزرل برای تجزیهوتحلیل داده ها استفاده شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که عوامل مرتبط با محصول یعنی آشنایی با برند، اعتماد به برند، ارزش ادراک شده از محصول و ریسک ادراک شده از محصول، بر قصد خرید مصرف کنندگان مؤثر است و در میان ابعاد مرتبط با کشور مبدأ نیز، تنها بعد شناختی دارای تأثیر معنادار بر قصد خرید مصرف کنندگان است. نوآوری این تحقیق، طراحی مدلی جدید با در نظر گرفتن متغیرهایی است که در مدل های پیشین به طور یک جا در نظر گرفته نشده است.
پس از ورود جدی بانک های خصوصی و موسسات مالی و اعتباری به عرصه بانکداری، رقابت بین موسسات و بانک ها به منظور شناسایی، جذب و حفظ مشتریان از اهمیت بالایی برخودار شده است. تحلیل رفتار مشتریان در سازمان های فعال در این حوزه که با تعداد کثیری از مشتریان در نقاط پراکنده با ویژگی های متفاوت سر و کار دارند، باعث موفقیت آنها در بازار رقابتی و مدیریت ارتباط موثر با مشتریان می شود. بخش بندی مشتریان، از رویکردهای داده کاوی که منجر به کشف گروه های مشابه از مشتریان می شود، اغلب بر اساس مدل ""تاخر خرید، بسامد خرید، و ارزش مالی آن"" ( RFM ) انجام می گردد. در این مقاله، الگوی جدید بخش بندی مشتریان بر پایه مدل توسعه یافته RFM به وسیله افزودن متغیر توالی روزهای انجام تراکنش (C) ارائه شده است. مشتریان بانک بر اساس مدل RFM و مدل پیشنهادی این پژوهش ( RFMC ) و با استفاده از الگوریتم خوشه بندی دو مرحله ای و بکارگیری گام های متدلوژی GRISP-DM بخش بندی شده اند. این پژوهش نشان می دهد، دقت مدل RFMC نسبت به مدل RFM در بخش بندی مشتریان این صنعت به مقدار 5.5% بیشتر است. پس از انجام فرایند خوشه بندی با استفاده از مدل پیشنهادی، مشتریان یکی از بانک های خصوصی کشور به 5 خوشه تقسیم شده اند. ضمن تحلیل رفتار مشتریان هر خوشه، مدلی مبتنی بر شبکه عصبی پیش خوراند برای پیش بینی شماره خوشه مشتریان بر مبنای ویژگی های رفتاری و جمعیت شناختی آنها توسعه داده شده است.