نسخه های اصل، یکی از موثق ترین و مستندترین منابع اولیه در پژوهش های تاریخی است.هرگونه خدشه در اصالت این منابع، مسیر پژوهش ها را به انحراف می کشاند.احراز اعتبار، و تشخیص اولیه یا ثانویه بودن این منابع، نخستین شرط تحقیقات پژوهشی است.دست یابی به روش های شناسایی اعتبار نسخه های اصلِ وابسته به تاریخ، هدف این نوشتار است.بهره برداری از اطلاعات مآخذ(منابع و مطالعات)، به عنوان یکی از روش های تشخیص اصالت نسخه های اصل، در این تحقیق، مورد بررسی قرار می گیرد.این پژوهش، از طریق نقد بیرونی یا سندی نسخه های مورد بررسی درصدد تبیین موضوع است.این روش با توصیف، مقایسه و تحلیل محقق می شود.نتیجه مطالعه بر روی نسخه های مورد بررسی در این پژوهش نشان می دهد، الگوی ارائه شده، یعنی الگوی استفاده از اطلاعات مآخذ، در تعیین اعتبار نسخه های اصل غیرتاریخی نیز کاربرد دارد.بهره گیری از اطلاعات مآخذ در شناسایی برخی نسخه های اصل، شرطی لازم به شمار می آید؛ اما شرطی کافی نیست.تعیین اعتبار نسخه های اصل، نیازمند توجه محقق، به مجموعه ای از عوامل و روش های تشخیصی است.روش شناسی نسخ اصل را تشکیل می دهد.روش هایی که با وارسی دقیق و مطالعه نسخه ها در جستجوی قراین گوناگون به دست می آید.
اسراییل از القاب حضرت یعقوب(ع) می باشد که در قرآن کریم(آل عمران/93) فقط یک بار از آن حضرت با نام اسراییل یاد شده است.اسراییلیات اصطلاحی است که علمای اسلامی به عقاید و داستان های خرافی که از ناحیه علمای تازه مسلمان اهل کتاب، بویژه یهودیان از قرن اول هجری در میان مسلمانان رواج یافت، اطلاق کرده اند.این داستان های جعلی و ساختگی اغلب، متوجه انبیای الهی است.پس از حضرت آدم(ع) بیشترین اسراییلیات و افسانه های جعلی پیرامون زندگی حضرت نوح(ع) روایت شده است.این افسانه ها از سه دیدگاه قابل بررسی است:نخست داستان هایی که مجمل آن در تورات آمده و سپس با شاخ و برگ فراوان نقل گردید، دیگر جعلیاتی است که علمای یهود راوی آن هستند و در کتاب مقدس درباره آن سخنی به میان نیامده است، نکته آخر آنکه برخی از افسانه ها به ظاهر نه در کتاب مقدس و نه در بیانات علمای یهود دیده شد؛ بلکه تحت تاثیر اسراییلیات رواج یافت و در متون تفسیری، تاریخی و ادبی رخنه کرد.
خاطره نگاری در تاریخ ایران آن چنانکه در سایر کشورها مرسوم و معمول بوده عمدتاً از دوره قاجاریه شکل گرفته است.یکی از ویژگی های جامعه ایران دوره قاجاریه خصوصاً پس از انقلاب مشروطه توزیع بخشی از قدرت پادشاه و مشارکت بخش هایی از نخبگان در سرنوشت سیاسی کشور بود.طبیعی بود که نخبگان مذکور پس از بازنشستگی سیاسی به جمع آوری و تدوین خاطرات خود بپردازند.مستشارالدوله صادق و احتشام السلطنه که هر دو از رجال سیاسی عصر مشروطیت بشمار می روند با همین رویکرد خاطرات خود را به نگارش در آورده اند.هر دو نفر مناصب متعددی در طول دوران حیات سیاسی خود داشته اند.بارها به وزارت، وکالت و سفارت رسیده و فراز و نشیب های سیاسی مختلفی را از سر گذرانده اند.خاطرات آنها می تواند پرده از بسیاری از حوادث مبهم و جریانات پیچیده سیاسیز بردارد.تفاوت ها و تشابهات محتوای خاطرات، سبک، شیوه و انگیزه خاطره نگاری از سوی آنها نیز می تواند کمک شایانی به سیر تاریخ نگاری و خاطره نویسی در ایران بنماید.در مقاله حاضر تلاش شده است خاطرات آنها با اتکا بر سبک، شیوه و انگیزه و دیدگاه های تاریخی بررسی و تفاوتها وتشابهات آنها مورد مطالعه قرار گیرد
این پژوهش به بررسی چگونگی گزارش طبرسی به عنوان یک سیره نویس شیعه از غزوة خیبر از طریق نقد تاریخی گزارش وی در تطبیق با دیگر منابع سنی و شیعی پرداخته است. برای این بررسی، اجزای گزارش طبرسی با دیگر منابع سنی و شیعی تطبیق شده و با استفاده از این روش، ضمن مشخص کردن منابع طبرسی و نقاط قوت و ضعف گزارش وی، تأثیرات تفاوت نگاه سیره نویسان شیعی و سنی و یا تفاوت منابع آنان برنحوه نقل وقایع این غزوه نشان داده شده است. برآمد این بررسی نشان می دهد که هرچند طبرسی مانند دیگر سیره نویسان شیعی به ناچار در تدوین کتاب خود از منابع اهل تسنن بسیار بهره برده، اما نگاه او به سیرة نبوی و غزوات پیامبر (ص) شیعی است چنان که می توان گزارش وی از غزوة خیبر را تحلیل شیعی گزارش منابع اهل تسنن دانست؛ به این شکل که اولاً با دید انتقادی از منابع اهل تسنن استفاده کرده و مطالب خود را از بین نوشته-های مختلف آنان گزینش کرده و ثانیاً عصاره آثار و متون شیعی پیش از خود را در متن آورده است.
هدف: این مقاله، درصدد نشان دادن دیدگاه های انتقادی روح القدس نسبت به مستبدان و عوامل وابسته به استبداد در مملکت ایران در دورهء مشروطه می باشد.
روش: این مقاله با استفاده از منابع اصلی تاریخ شامل و بر پایه بهره گیری از مطبوعات تنظیم و از روش تحلیل محتوا استفاده شده است
روح القدس، یکی از مهم ترین روزنامه های دورهء مشـروطه است که توسط شیخ احمد تربتی (سلطانالعلمای خراسانی) از 25 جـمـادی الثانی 1325/ 12 مـرداد 1286/ 5 اوت 1907در تهران منتشرشد و انتشار آن تا کـودتـای مـحمـدعـلیشـاه قاجـار ادامه یافت.
فرضیه: میزان و نحوهء انعکاس مطالب انتقادی نسبت به مطالب غیرانتقادی در محتوای سرمقاله ها و مقاله های روزنامهء روح القدس بیشتر باشد.میزان و نحوهء انعکاس نقد نظام سیاسی در محتوای سرمقالهها و مقاله های روزنامهء روح القدس نسبت به سایر موارد بیشتر باشد.میزان و نحوهء انعکاس جهت انتقادی سرمقاله ها و مقاله های روزنامهء روح القدس بیشتر شامل وزراء باشد.
یافته ها: عمدهمحورهای انتقادی روزنامه، پیرامون سه موضوع اساسی شخص محمدعلیشاه- وزراء و بهخصوص میرزاعلیاصغر خاناتابک- درباریان و عوامل وابسته به استبداد بوده است
نظریة خصوصیات فردی رهبری یکی از نظریه های هدایت و رهبری در مدیریت است که نظریه پردازان آن بر این نظر هستند که رهبر باید به یک سری ویژگی های فردی متخلّق بوده و از نظر این صفات از پیروان خود برتر باشد؛ از جمله، هوش، بلوغ اجتماعی و وسعت دید، انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف، انسان گرایی، بیان رسا و بانفوذ، ظاهر مناسب. در این پژوهش، از نگاه مدیریتی به آثار ادبی و تاریخی نگریسته شده است و با رویکرد تطبیقی تلاش شده است تا مفاهیم و نظریه ویژگی های فردی رهبری در خصوص سلاطین غزنوی و کارگزاران آنها از لابه لای متون ادبی و تاریخی این دوره تبیین و تشریح شود. حال، این پرسش پیش می آید که آیا این ویژگی ها در سلاطین غزنوی (محمود و مسعود و کارگزاران آنها) وجود دارد؟ الگوی نظری این پژوهش همان نظریه ویژگی های فردی رهبری است. آنچه این تحقیق نشان می دهد و نمونه های آن نیز در متن آمده است، این است که سلاطین غزنوی دارای ویژگی های مذکور از جمله هوش، وسعت دید، انگیزه های توفیق طلبی و نیل به هدف، بیان رسا و بانفوذ و ظاهر مناسب بوده و نمونه های انسان گرایی آنها در مقابل سازمان گرایی نشان می دهد که مطابق آنچه مشهور است، این سلاطین به کلی از این خصیصه خالی نبوده اند.
آیین اهل حق یکی از مسلک های التقاطی در غرب ایران است که زادگاه آن در هورامان اما رشد و گسترش آن در استان کرمانشاه می-باشد. در مورد تاریخ پیدایش آیین اهل حق مطلب مستند و استواری در کتب تاریخ و ملل و نحل در دست نیست. اما با این وجود برخی تاریخ پیدایش آیین اهل حق را مربوط به قرن دوم می دانند که تا قرن هفتم به صورت سینه به سینه حفظ و جزء اسرار بوده است. این مسلک در سال 640 هجری تحت رهبری شخصی به نام «سلطان اسحاق» یا به زبان محلی «سلطان سهاک» رواج پیدا می کند. این آیین، دارای آداب و رسوم خاصی می باشد که از جمله آن، اعتقاد به حلول یا تجلی ذات حق در جامه بشر، سرسپاری و داشتن «پیر» و « دلیل» و به جم خانه رفتن است. بنابراین، در نوشتار حاضر، به شکل گیری آیین اهل حق، که شامل مباحثی چون پیدایش، بزرگان و مؤسسان، اعتقادات و آداب و رسوم می-باشد، پرداخته می شود.
روش پژوهش حاضر توصیفی- تحلیلی می باشد که از منابع تاریخی دست اول بهره برده شده است. همچنین تکیه اصلی این جستار بر رساله «سرانجام» به عنوان مهمترین منبع مکتوب اهل حق قرار دارد.
یکی از مکان های مهم در مجموعه تاریخی تخت جمشید، کاخ تچر است. از دیدنی های این کاخ، تعدادی کتیبه است که به پادشاهان، امیران و حاکمان معروف، از پیش از اسلام تا دوره قاجاریه تعلّق دارد. از جمله این کتیبه ها، دو کتیبه عضدالدوله دیلمی است. عضدالدوله در یکی از کتیبه های خود به بیان واقعه حمله ابن ماکان به اصفهان و لشکرکشی به اصفهان برای دفع او می پردازد و کتیبه دوم از خوانده شدن کتیبه ساسانی توسط دو دانشمند ایرانی به فرمان او خبر می دهد. در این مقاله، ضمن بررسی واقعه تاریخی، به نکاتی که می توان از این دو کتیبه استنباط کرد، می پردازیم. پاسخ به این پرسش که چرا عضدالدوله در تخت جمشید از خود کتیبه ای به یادگار گذاشته است، ما را به یکی از سیاست های مهم عضدالدوله یعنی احیای برخی از آداب و سنن ایران باستان، رهنمون می سازد. همچنین، از این کتیبه ها می توان به استفاده از خط و زبان پهلوی در آن دوره و همچنین تسامح مذهبی آل بویه به ویژه عضدالدوله پی برد.