درخت حوزه‌های تخصصی

باستان شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۱ تا ۱۲۰ مورد از کل ۲٬۳۲۶ مورد.
۱۰۱.

مطالعه باستان شناختی محوطه مراشِ(6): شواهدی از استقرار اشکانی در ماه نشانِ زنجان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۶
محوطه باستانی مراشِ۶ نخستین بار در سال ۱۳۹۳ در جریان برنامه بررسی و شناسایی باستان شناسی حوضه آبگیر سد مراش در شهرستان ماه نشان از توابع استان استان زنجان، شناسایی شد. این محوطه به عنوان یکی از شانزده محوطه باستانی مجموعه مراش توسط کارشناسان اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان زنجان شناسایی و بر اساس شواهد سطحی به عصر آهن و نیز دوره اشکانی نسبت داده شده بود. در سال ۱۳۹۸ پس از وقف ه ای پنج ساله، پژوهش های باستان شناسی در این منطقه با انجام کاوش نجات بخشی در محوطه مراش۶ توسط نگارنده پیگیری شد. این محوطه با توجه به موقعیت آن نسبت به تراز نرمال دریاچه سد، دوره فرهنگی و امکان دسترسی به آن در فصل زمستان برای کاوش انتخاب شد. در این راستا در مجموع سه ترانشه و یک گمانه در این محوطه ایجاد شد که به دنبال آن، بقایای معماری متعلق به دوره اشکانی در سطحی به مساحت حدود ۱۳۲ مترمربع آشکار و مستندنگاری شد. این یافته ها شامل چهار فضای معماری ساخته شده از قلوه سنگ و ملات گل، کف های کوبیده و سنگ فرش شده و دو اجاق بود. همچنین یافته های فرهنگی به دست آمده از این محوطه شامل قطعات سفال های مصرفی روزمره، ابزارهای سنگی نظیر سنگ ساب و هاون و بقایای استخوان های حیوانات اهلی است. انتساب این داده ه ها به دوره اشکانی بر پایه مطالعات گونه شناختی سفال ها و نتایج آزمایش ترمولومینسانس انجام شده بر روی نمونه های سفالی به دست آمده از محوطه، تایید شده است.
۱۰۲.

مطالعۀ تطبیقی ساختار معماری آرامگاه های با گنبد مضرسی دورۀ ایلخانی-تیموری (نمونۀ موردی: آرامگاه های دوگنبدان کوخرد بستک هرمزگان، میرمحمد خارگ و بابامنیر نورآباد فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۹۴
بناهای آرامگاهی با گنبد مضرسی از شاخصه های معماری مذهبی مناطق جنوبی ایران از دوره ایلخانی تا صفوی است. فرم اصلی گنبد مضرس، مخروطی است که چیدمان اجزای مکعبی آن با اشکال هندسی متفاوت و متنوع، حالت دندانه و یا پله ای دارند. پژوهش هایی که تاکنون انجام شده بیشتر توصیفی و کلی نگرانه است؛ از این رو،مهم ترین هدف پژوهش حاضر مطالعه تفاوت ها و مشابهت های معمارانه چهار آرامگاه در مناطق جنوبی ایران از عصر ایلخانی-تیموری و تأثیرپذیری شان از سبک های گوناگون معماری دوره های یاد شده با عنوان سبک حکومتی (شامل حوزه مرکزی حاکمیت ایلخانان) و محلی (شامل: ویژگی های معماری و هنری خاص مناطق جنوبی ایران است. پژوهش حاضر بر آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که، چه رابطه شکلی و تزئینات معناداری در بناهای آرامگاهی با گنبد مضرس مردم نهاد/بومی و سازه های حکومتی وجود دارد؟ نتیجه پژوهش حاکی است که آرایه های معماری به کار رفته در آرامگاه «میرمحمد حنفی»، به ویژه طاق نماهای بلند و عمیق در گنبدخانه و استفاده از آجر در تارک نار خیاره دار گنبد آن از تأثیرات سبک حکومتی است. ساده تر بودن فرم آرامگاه و کاربرد مصالح محلی، ساخت تارک نار مخروطی در بناهای بابامنیر و دوگنبدان و بنا نهادن گنبدهای مضرسی متقارن در آرامگاه های مطالعه شده، متأثر از معماری بومی مناطق مذکور است. در برخی از آرامگاه های مطالعه شده، نوعی هم زیستی بین سبک معماری بومی و حکومتی نیز دیده می شود. رویکرد نظری پژوهش حاضر مطالعات تاریخ فرهنگی با ابزار گردآوری اطلاعات به شیوه میدانی و اسنادی (مطالعات کتابخانه ای) و به روش توصیفی-تحلیلی است.
۱۰۳.

تحلیل ریزساختار و ترکیب شناسی ملات های گچی محراب های مسجد ملک کرمان با رویکرد کاربرد در فرایندهای حفاظتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۰
گچ بری به عنوان بخشی جدایی ناپذیر از معماری سنتی، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. یکی شاهکارهای هنر گچبری دوران اسلامی، محراب گچبری شده با نقوش اسلیمی و کتیبه های کوفی است و محراب های تاریخی مسجد ملک یا امام خمینی کرمان به عنوان قدیمیترین مسجد کرمان، یکی از این نمونهها است که ظرافت اجرا و پیچیدگی نقوش این محراب ها، آنها را به آثاری منحصر به فرد در تاریخ هنر اسلامی تبدیل کرده است. این پژوهش با هدف بررسی فنشناسی ملات گچی محراب های تاریخی مسجد ملک کرمان انجام شده است. مطالعه این محراب ها از آن جهت حائز اهمیت است که شناخت ترکیبات و ساختار ملات های تاریخی میتواند به حفاظت بهتر، مرمت اصولی و بازسازی دقیق این آثار معماری اسلامی کمک کند. در این تحقیق، سه نمونه از سه محراب روی پشت بام مسجد با استفاده از روش های آزمایشگاهی پیشرفته شامل پراش پرتو ایکس (XRD) و میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به طیف سنج پراکندگی انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS) مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که فاز غالب همه نمونهها ژیپس است و یکی از نمونهها در مقایسه با سایر نمونه ها، همگن ترین توزیع اندازه ذرات و متراکم ترین ساختار را دارد. همچنین، آنالیز XRD تأیید کرد که این نمونه حاوی بالاترین میزان کوارتز و کلسیت است که احتمالاً دلیل استحکام و دوام بیشتر آن نسبت به نمونه های دیگر میباشد. این نمونه به عنوان ساختار بهینه، معیاری برای تولید ملات های پایدار در پروژه های حفاظتی است. این یافته ها نه تنها به درک بهتر فناوری ساخت گچ در دوران تاریخی کمک میکند، بلکه می-تواند به عنوان معیاری برای تهیه ملات های سازگار در مرمت آثار گچی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۰۴.

مطالعه استحکام بخش پلی وینیل بوتیرال جهت حفاظت سطح نقاشی روی چوب در سقف خانه های قاجاری در شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۱۴
امروزه جهت استحکام بخشی سطح نقاشی روی چوب در سقف خانه های قاجاری در شیراز بیشتر از استحکام بخش ها و پوشش های پلیمری اکریلیکی همچون پلی متیل متاکریلات استفاده می شود. رطوبت حاصل از حلال آب موجود در امولسیون های این چسب، برای تکیه گاه چوبی و تکنیک تمپرای نقاشی های این دوره آسیب هایی از جمله چروک شدن و خزش لایه رنگ و آسیب های رطوبتی در چوب را به همراه دارد. بنابراین نیاز به استفاده از یک ماده مناسب تر جهت استحکام بخشی این گونه آثار وجود دارد. در این پژوهش پلی وینیل بوتیرال جهت استحکام بخشی سطح این نقاشی ها مورد ارزیابی قرار گرفت. این پژوهش با استفاده از مطالعه کتابخانه ای، بررسی های میدانی و مطالعات آزمایشگاهی به همراه تجزیه و تحلیل کمی و کیفی صورت گرفت. حلال مورد استفاده برای این استحکام بخش، اتانول بود. سرعت تبخیر حلال آن نسبت به آب بیشتر است و از طرفی دارای عمق نفوذ و خاصیت برگشت پذیری مناسبی نسبت به چسب های اکریلیکی است. برای نمونه سازی از نمونه-های مطالعاتی به دست آمده از خانه زینت الملک استفاده شد. تأثیرات تیمار پلی وینیل بوتیرال با غلظت های 1، 3 و 5% و مخلوط 1/5، 1/5% پلی وینیل بوتیرال و پارالوئیدB-72 در اتانول بر روی سطح نقاشی های قاجاری جهت استحکام بخشی در قبل و بعد از پیرسازی تسریعی مورد ارزیابی قرار گرفت. بررسی جهت سنجش میزان عمق نفوذ و جذب خالص و ناخالص تیمار، pH متری (روش Sithole) و رنگ سنجی، سختی سنجی، طیف سنجی مادون قرمز و ارزیابی با میکروسکوپ الکترونی روبشی انجام گرفت. طبق نتایج حاصل از آزمایشات، تیمار پلی وینیل بوتیرال می تواند به عنوان یک استحکام بخش مناسب جهت حفظ و نگهداری سطح نقاشی با تکنیک تمپرا بر روی تکیه گاه چوبی استفاده شود.
۱۰۵.

تِربَه، زیارتگاه هایی از دوره اسلامی در گیلان، نمونه موردی: تربه های منطقه شفارود، رضوانشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۴ تعداد دانلود : ۴۷۵
شهرستان رضوانشهر در شمال غربی استان گیلان از دو بخش جلگه ای و کوهستانی تشکیل شده است. یکی از بیشترین یافته های در بررسی باستان شناسی منطقه، تربه یا همان تربت است. تُربَت در فرهنگ لغات به معنای خاک آمده و معمولاً در مورد مرقد افراد خاص به کار رفته است. سؤال اصلی این است که این تربه ها چیستند؟ ما با روش تحقیق میدانی به اطلاعات باستان شناختی محوطه ها دست یافتیم تا با ساختار توصیفی-تحلیلی به پژوهش در این رابطه بپردازیم. آنچه مسلم است اینکه این نوع از محوطه ها نیایشگاه هستند. این نیایشگاه ها پیش از آنکه به دلیل تقدس، محلی برای گورستان اهالی در طی دوره های بعدی باشد، به نظر می رسد در یک دوره ای محل هایی برای پناهندگی افراد شیعی تحت تعقیب حاکمان اسلامی و در ادامه، زمانی دیگر مکانی برای حلقه صوفیان بوده اند؛ بدین ترتیب تربه ها با اهمیت مذهبی خاصی که داشتند به صورت مکان های مقدس باقی مانده و به دست ما رسیده اند. این طور به نظر می رسد که نوع پوشش جنگلی با تربه ها مرتبط باشد و درخت خاصی در آنها استفاده می شده است.
۱۰۶.

شماره گذاری نوین و تحلیل یازده نقش برجسته ساسانی در محوطه «نقش رستم»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۴
محوطه «نقش رستم»، با دارا بودن بیشترین تعداد نقش برجسته های صخره ای از دوره ساسانی (۲۲۴- ۶۵۱م.)، یکی از مهم ترین مکان های آیینی-سلطنتی این دوره به شمار می آید. تنوع موضوعی نقش ها و تعدد شاهان ساسانی به تصویر درآمده در این محوطه، اهمیت آن را در مطالعات هنر و «ایدئولوژی» دوره ساسانی دو چندان کرده است. مطالعه دقیق نقش برجسته های این محوطه، حاکی از آن است که تقسیم بندی کلاسیک مبتنی بر هشت نقش برجسته دیگر نمی تواند جوابگوی پژوهش های پیش رو باشد. نتیجه مطالعات بر مبنای دو چهارچوب: میدانی و نظری و تحلیل داده ها براساس دو روش «رهیافت تاریخی» و «رهیافت باستان شناسی» نشان می دهد که یازده نقش برجسته کاملاً جداگانه در این محوطه حجاری شده اند.«نقش رستم I»: دیهیم ستانی «اردشیر پاپکان» (۲۲۴-۲۴۲ م.) به شکل سواره از مظهر «اهورامزدا»/ «نقش رستم II»: نقش برجسته «بهرام دوم» (۲۷۶-۲۹۳ م.) در کنار خاندان سلطنتی و سه تن از ساتراپ های حکومتی/ «نقش رستم III»: نقش برجسته شماره یک جنگ سواران «بهرام چهارم» (۳۸۸-۳۹۹ م.)/ «نقش رستم IV»: نقش برجسته جنگ سواران «هرمزد دوم» (۳۰۲-۳۰۹ م.)،«نقش رستم V»: نقش برجسته محو شده/ «نقش رستم VI»: نقش برجسته پیروزی «شاهپور یکم» (۲۴۲-۲۷۲ م.)؛«نقش رستم VII»: نقش برجسته نیم تنه «موبد کرتیر»/ «نقش رستم VIII»: نقش برجسته جنگ سواران «بهرام دوم»؛«نقش رستم IX»: نقش برجسته شماره دو جنگ سواران «بهرام چهارم»/ «نقش رستم X»: دیهیم ستانی «نرسه» از «بانوی سلطنتی»/«نقش رستم XI»: نقش برجسته نیمه تمام. بیشترین تعداد نقش برجسته های صخره ای به صورت متمرکز از دوره ساسانی و استحکاماتی برای حفظ و حراست آنان اثبات می کند محوطه «نقش رستم» به همراه محوطه های «نقش رجب»و شهر تاریخی «اصطخر» مهم ترین اماکن آیینی- سلطنتی ساسانیان در منطقه مذکور هستند؛ نقش برجسته های «نقش رستم»، برای القای مشروعیت زمینی و تقدس آسمانی شاهان ساسانی به شکل دیهیم ستانی و بازنمایی پیروزی های شکوهمند شاهان ساسانی در قالب صحنه های نبرد و جنگ سواران، همراه با حضور آنان در کنار اعضای خاندان سلطنتی، تجسمی تصویری از بازآفرینی ساختار پادشاهی و مشروعیت سلطنت در دوره ساسانی است.
۱۰۷.

تکامل شمشیرهای منحنی: مطالعه سنجشی میان شمشیرهای چینی و ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۱
این پژوهش به بررسی صنعت تکامل شمشیرها با سنجش در چین و ایران می پردازد. این یادداشت با بررسی پیدایش و چگونگی تکامل انواع شمشیر در چین آغاز و بر چگونگی تغییرات آن ها به عنوان مقدمه تمرکز خواهد کرد؛ از این روی به نوع شمشیرهای چینی معروف دولبه «جیان» و انواع مختلف مشهور به «دائو» به دلیل طراحی خاص خود می پردازد. سپس موضوع بحث به برابر ایرانی آن با اصطلاح شناخته شده اش، یعنی «شمشیر» گسترش می یابد؛ این ادعا از آن جهت است تا اثبات شود که اصطلاح «شمشیر»، برخلاف تصور غلط رایج بسیاری از پژوهشگران و مجموعه داران غربی، تنها در مفهوم گونه «خمیده» (دارای تیغه منحنی) آن نیست. درست در برابر این دیدگاه، شمشیر در زبان فارسی برای اشاره به هر نوع شمشیر صرف نظر از شکل آن استفاده می شده است. درحقیقت، این پژوهش با تمرکز بر دوره های تاریخی به بحث پیدایی شمشیرهای منحنی شکل در چین و ایران می پردازد.
۱۰۸.

واکاوی و گونه شناسی مفهوم هویت در آثار فرهنگی-تاریخی با نگاهی به اسناد یونسکو و ایکوموس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۶
«هویت» ازجمله مفاهیمی است که دارای گستره معنایی وسیعی در علوم انسانی است. موضوع هویت در سال های اخیر در تقابل با جهانی سازی اهمیت بیشتری یافت؛ از این رو هویت آثار فرهنگی-تاریخی با مفاهیم مختلف موضوع بسیاری از اسناد بین المللی ازجمله سازمان آموزشی، علمی و فرهنگی سازمان ملل متحد یونسکو و شورای بین المللی ابنیه و محوطه ها ایکوموس بوده است. این که در اسناد بین المللی مرتبط با میراث فرهنگی مانند یونسکو و ایکوموس مفهوم هویت چگونه موردتوجه بوده است، پرسشی است که این پژوهش به آن می پردازد. برهمین اساس در پژوهش حاضر ویژگی های و ابعاد مفهوم هویت در این اسناد مطالعه شد و مفاهیم مرتبط با آن استخراج و تحلیل شدند. به این منظور هویت در اسناد مذکور از چارچوب علوم اجتماعی موضوع مطالعه شد. مطالعات مربوط به علوم اجتماعی به روش تفسیری انجام شد و برای مطالعه اسناد بین المللی از روش تحلیل محتوا استفاده شد. در تحلیل محتوا پس از مطالعه دقیق متون جملات کلیدی و کدها استخراج شد و در سه مقوله اصلی و 10 زیرمقوله طبقه بندی شد؛ مقوله های اصلی شامل: هویت، ویژگی های هویت و ابعاد هویت است. ازطریق تحلیل نتایج به دست آمده، الگویی برای مطالعه هویت یک اثر فرهنگی-تاریخی را تبیین شد. براساس این الگو گونه های اثر یکی از هفت نوع گونه های هویتی است که شامل سه نوع گونه های تک بُعدی، سه نوع گونه دوبُعدی و یک نوع گونه سه بُعدی است. این الگو در شناخت ابعاد و وجوه هویتی اثر کمک کننده است. اهمیت این الگو در همه جانبه بودن شناختی است که در ارتباط با اثر به دست می آید؛ زیرا همه جانبه بودن شناخت اثر باعث می شود در برای مواجه با آن مناسب ترین شیوه در پیش گرفته شود.
۱۰۹.

نقش گرجستان در امنیت مرزهای امپراتوری هخامنشیان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۹۶
امپراتوری هخامنشی گستره وسیعی را در بر می گرفت که از شرق به هند، از غرب به مصر، از جنوب به خلیج فارس محدود می شد. منطقه قفقاز که با حمله داریوش اول به سکاها در 513-512 پ م ضمیمه امپراتوری هخامنشی شد در سراسر دوره هخامنشی مرزهای شمالی این امپراتوری را شکل می داد. مناطق امروزی گرجستان، آذربایجان و ارمنستان که به طورکلی شامل کشورهای قفقاز جنوبی است بخشی از ملل تابعه هخامنشیان بوده است. اهمیت قفقاز برای هخامنشیان از این جهت بود که مسیر مورد سکاها برای حمله به سرزمین های شرقی بود. بنابراین آنان نیاز به قدرتی در قفقاز داشتند تا مانع ورود سکاها به این سوی شوند و از مرزهای شمالی گستره امپراتوری محافظت کند. هدف از این پژوهش بررسی اهمیت منطقه قفقاز امروزی در ساختار امپراتوری هخامنشی است و به دنبال پاسخ گویی به این پرسش است که گرجستان چه نقشی در تأمین امنیت مرزهای شمالی امپراتوری هخامنشی داشته است؟ نتایج حاکی از آن است که هخامنشیان برای حفظ مرزهای شمالی خود با دولت کلخیس در گرجستان مراودات سیاسی برقرار کرد که تضمینی برای متوقف کردن تهاجمات از شمال بود. مقاله حاضر گردآوری داده ها را از طریق مطالعات کتابخانه ای به سرانجام رسانده و نتایج را از طریق تحلیل توصیف تاریخی ارائه می کند.
۱۱۰.

New-Found Elamite Sites in South Lorestan, Iran (South Basin of Kashkan River)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
The southern part of Lorestan province in Pishkuh is one of the key areas for understanding the cultural periods of Southwest Iran. This area is located near one of the government centers of Elam (Susa in the south) and on two communication routes from south to north and west to east. Therefore, this area can be one of the essential communication areas between the Susa and the Mesopotamian lowlands, the mountainous region of Zagros, and the central plateau of Iran. However, due to the focus of Elam scholars on the two state centers of Susa and Anshan, there is no comprehensive picture of the state of settlements in this region during the Elam period. Based on this, this research aimed to determine and analyze the situation of the Elamite settlements in the area by conducting a systematic archaeological survey in 2016. As a result, 31 sites belonging to the Elamite period were identified. This research showed that most of the Elam sites were formed in the intermountainous valleys and the slopes of mounds. Most of them have a chronological sequence, and in terms of morphology, they show evidence of Elamite nomadic settlements in this region.
۱۱۱.

مناقشات سیاسی و نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان با تأکید بر مؤلفه های جغرافیایی و استراتژیک(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۴
روابط سیاسی شاپور دوم ساسانی و رومیان با فراز و نشیب های بسیاری مواجه بوده است. شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹م) برای احیای اقتدار سیاسی ایران در برابر امپراتوری مقتدر روم، اقدام به یک سری جنگ های متوالی کرد و موفق به دست یابی به اهداف مورد نظر شاهنشاهی ساسانی شد. سوال اصلی مقاله این گونه مطرح شده است که چه عواملی در ایجاد و تداوم مناقشات سیاسی، نظامی شاپور دوم ساسانی با رومیان در بازه زمانی ۳۰۹ تا ۳۷۹م تاثیرگذار بود؟ که این فرضیه مطرح شده است که مولفه های دینی، اختلافات مرزی و رقابت های تاریخی که به عنوان میراثی از دوره اشکانیان ریشه در مسأله سلطه بر سرزمین ارمنستان بوده، از اصلی ترین عوامل مناقشات سیاسی، نظامی با رومیان در دوران شاپور دوم ساسانی بوده است. رقابت تاریخی این دو قدرت جهانی در سده چهارم میلادی رنگ مناقشات دینی هم به خود گرفت. عواملی چون سیاست توسعه سرزمینی، افزایش قدرت نظامی ساسانیان با اتحاد با خیون ها در شدت بخشیدن به درگیرهای نظامی تاثیرگذار بود. یافته های مقاله نشان می دهد که در دوران شاپور دوم ساسانی عامل ایدئولوژی و دینی نقش برجسته ای را در مناسبات سیاسی و نظامی ایرانیان و رومیان ایفا کرده است. از سوی دیگر، به واسطه این که این دو کشور از قدرت های مهم قرن چهارم بوده اند همواره رقابت های تاریخی بسیاری میان این دو شکل گرفت که باعث شد تا درگیری های نظامی و سیاسی دو طرف گسترده شود.
۱۱۲.

وِلِم؛ گورستانی نویافته از دوره اشکانی در مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۴۰
محوطه وِلِم در حدود 500متری روستای ولم در 36کیلومتری شهرستان بهشهر در شرق استان مازندران قرار دارد. این محوطه گورستانی در سال 1399ه .ش. در جریان ساخت جاده ای نزدیک به روستا به شکل تصادفی شناسایی و یک سال بعد کاوش های نجات بخشی در محوطه آغاز شد. طی نخستین فصل کاوش، تدفین هایی از دوران پیش از اشکانی و به ویژه تدفین های شاخصی از دوره اشکانی کشف شد که از این میان، 26 تدفین متعلق به دوره اشکانی و به شکل گورهای دخمه ای است. این پژوهش به تدفین های اشکانی در این محوطه در نخستین فصل کاوش اختصاص یافته است. با توجه به کمبود دانش ما از دوران تاریخی در شمال ایران و به ویژه استان مازندران، نتایج کاوش های محوطه ولم اهمیت دو چندانی می یابد؛ ضمن این که تنها تعداد کمی محوطه اشکانی در استان مازندران شناسایی شده و اطلاعات تاریخی ما از شمال ایران در این دوران نیز محدود است. در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به بررسی و مطالعه یافته های نخستین فصل کاوش در ولم پرداخته شده است تا به این پرسش ها پاسخ داده شود؛ 1) ساختار گورها و شیوه تدفین در محوطه ولم چگونه است؟ 2) با توجه به رواج تدفین گوردخمه ای در شمال ایران، خاستگاه و علت پراکنش این شیوه تدفینی در این منطقه چیست؟ نتایج مطالعات میدانی نشان می دهد که گورهای اشکانی شناسایی شده در این محوطه به شکل گوردخمه هایی شامل دالان، ورودی و فضای تدفین هستند. هم چنین مقایسه تطبیقی گورهای این محوطه با نمونه های مشابه در شمال ایران و نیز خارج از ایران نشان می دهد که این نوع گورها درمیان اقوام کوچ نشین رواج بسیاری داشته است و با توجه به موقعیت جغرافیایی شمال ایران، احتمالاً با نفوذ اقوام کوچ رو ازجمله قوم داهه به منطقه مرتبط بوده و یا به دلیل تعاملات نزدیک بین اقوام کوچ نشین و ساکن در این منطقه پدید آمده است.
۱۱۳.

خاستگاه مادها و بافت فرهنگی مادستان در نیمه نخست هزاره اول پیش از میلاد

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۹ تعداد دانلود : ۲۲۲
مادها مردمانی ایران زبان بودند که نامشان برای نخستین بار در سده نهم پیش ازمیلاد در لبه غربی فلات ایران آشکار می شود. اگرچه یافته های باستان شناختی خاستگاه و مسیر مهاجرت این مردمان نوآمده به فلات ایران را هنوز با دقت و اطمینان نشان نمی دهد، به واسطه داده های زبان شناختی و انسان شناختی موجود می توان خاستگاه این مردمان و ویژگی های فرهنگی اولیه آنان را با احتمالی بیشتر بازشناخت. آن بخش از فلات ایران که مادهای آغازین در هزاره نخست پیش ازمیلاد بدان گام نهادند، سکونتگاه گروه های قومی و زبانی پرشمار و گوناگونی بود. اگرچه از این مردمان بومی اغلب به جز چند نام و واژه، داده های زبان شناختی دیگری در دست نیست، به نظر می رسد که کاسی زبانان در شرق این گستره و اورارتو حوری زبانان در غرب آن دست بالا را داشته اند که هرکدام خانواده زبانی مستقلی را تشکیل می دادند. توانایی بالای مادها در همزیستی و همکاری با این مردمان بومی و درنهایت دست یابی به قدرت و برتری سیاسی منجر به آن شد که سراسر این منطقه به تدریج فرمان بردار سرکردگان ایرانی زبان ماد شود. این موقعیت جدید طی سده های بعد به فرایند ایرانی سازی این بخش از فلات ایران چنان شتاب و شدتی بخشید که دست کم آن گاه که هخامنشیان پارسی در سده ششم پیش ازمیلاد بر سراسر ایران فرمانروا شدند، از مرکز ایران زمین تا شمال غرب آن (برابر عراق عجم و آذربایجان در ایران سده های میانه) نامی جز «ماد» نداشت و در آنجا به جز زبان ایرانی، اثری از زبان های ناایرانی و پیشاایرانی برجا نمانده بود. آشکار است که مادها در ایرانی سازی بخش بزرگی از فلات ایران و شکل دادن به هویت ایرانی، نقشی ویژه، قاطع و مؤثر داشته اند.
۱۱۴.

سفال با پوشش قرمز در پیش ازتاریخ مناطق غرب ایران: بررسی توالی طولانی مدت از دوره نوسنگی جدید تا اواخر مس و سنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۲
در پیش ازتاریخ مناطق غربی ایران از دوره نوسنگی جدید تا پایان دوره مس وسنگ سفال های با پوشش قرمز رنگی وجود دارند که باوجود تغییر دوره ها و به دنبال آن تغییر در سبک و سنت های سفالی، بدون تغییر با حداقل تغییرات به حیات خود ادامه می دهند. همین موضوع باعث بروز ابهامات و اشتباهاتی در تمیز دادن این گونه ها و درنتیجه تشخیص نادرست دوره های فرهنگی برخی محوطه های دوره نوسنگی جدید و به ویژه دوران مس وسنگ شده است. آیا به راستی سفال های با پوشش قرمز دوران نوسنگی جدید تا پایان مس و سنگ مناطق غرب ایران یک نوع سفال خاص است که باوجود شروع و پایان دوره های فرهنگی بدون هیچ گونه تغییراتی به حیات خود ادامه می دهند؟ سفال های با پوشش قرمز دوره نوسنگی جدید چه تفاوت هایی با سفال های دوران مس وسنگ دارند؟ عدم تمیز و تشخیص سفال های قرمز رنگ دوران نوسنگی و مس وسنگ از سوی برخی پژوهشگران، این فرض را ایجاد می کند که این نوع سفال های تفاوتی با هم ندارند. مقاله حاضر با روش تحلیلی-مقایسه ایی سعی دارد که با بررسی از نزدیک سفال های قرمز به دست آمده از کاوش و بررسی برخی محوطه های شاخص دوران نوسنگی جدید و مس وسنگ مناطق غربی ایران مانند: سیاه بید، گنیَل، قازانچی، سهاچای تپه و تپه قشلاق به پرسش ها و فرضیات مطرح شده پاسخ دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد که هرچند شباهت های انکارناپذیری در نگاه اول بین سفال های قرمز دوران نوسنگی جدید تا پایان دوره مس وسنگ وجود دارد، اما تفاوت های ریز و جزئی در ارتباط با فرم سفال، میزان پخت، نوع آمیزه و نوع و رنگ پوشش وجود دارد که مطالعه دقیق آن باعث تمیز سفال های دوران یاد شده از هم خواهد شد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که سفال های قرمز رنگ دوران نوسنگی جدید صیقلی و دارای پرداخت هستند، ویژگی که در دوران بعد و به ویژه دوره مس وسنگ قدیم دیده نمی شود. هم چنین در دوره مس وسنگ جدید علاوه بر تغییراتی در ارتباط با رنگ پوششِ سفال، تزئینات کنده و برجسته ای بر بدنه بیرونی سفال های قرمزرنگ دیده می شوند که درمورد سفال های قرمز دوران قبل گزارش نشده است.
۱۱۵.

بازشناسی هویت تاریخی و راه های ارتباطی استقرارِ تاریخیِ درّام در طارم علیا بر اساس شواهد باستان شناختی و متون تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۴
درّام، نام دهستانی در شهرستان طارم علیا است که مرکز آن دهی تاریخی به همین نام می باشد. این نام در متون متعددی از دوران میانی اسلامی و پس از آن ذکر شده است. پژوهش حاضر به بررسی پیشینهٔ تاریخی درّام و تبیین ابعاد استقرار کهن این مکان، موسوم به «قلعه درّام»، بر پایهٔ شواهد باستان شناختی و متون تاریخی می پردازد. برای دستیابی به این هدف، مواد فرهنگی قلعه، از جمله سفال ها و ویژگی های معماری بقایای سازه، مورد مطالعه و تحلیل قرار گرفته است. افزون بر این، با بهره گیری از متون تاریخی، به ویژه سفرنامه پیتر دلاواله، سیاح ایتالیایی قرن هفدهم، مسیر راه قدیمی که در دوره صفوی و پیش از آن از درّام عبور می کرد، شناسایی و بر روی نقشه بازسازی شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که قلعه درّام در دوران پیش از اسلام، به ویژه عصر اشکانی، و نیز در قرون میانی و متأخر اسلامی، یک استقرار مرکزی و مهم در منطقه طارم علیا بوده و از گسترده ترین محوطه ها در میان دهستان های آب بر و درّام به شمار می رفته است. همچنین نتایج تحقیق حاکی است که راه ارتباطی قدیم منطقه، که از دهکده کنونی درّام و دره رود قزل اوزن عبور می کرد، تا حد زیادی با مسیر جاده امروزی منطبق بوده است.
۱۱۶.

شناسایی فنی مواد به کاررفته در تزیینات و نقاشی چهره جعبه چوبی هزارپیشه با استفاده از آنالیزهای تحلیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
جعبه چوبی هزارپیشه به عنوان یکی از اولین جعبه های بسته بندی در ایران محسوب می شود. هدف از این پژوهش شناسایی مواد به کاررفته در تزیینات و نقاشی چهره یک جعبه چوبی هزارپیشه منسوب به دوره قاجار است. در این راستا از آنالیزهای تحلیلی چندگانه غیرمخرب شامل طیف سنج رامان، میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به پراکندگی پرتو ایکس (SEM-EDS)، طیف سنج مادون قرمز تبدیل فوریه (FTIR) و میکروسکوپ نوری پلاریزان استفاده شد. نتایج نشان داد که از سفیداب شیخ جهت تهیه رنگ سفید و از رنگ دانه سرنج در رنگ قرمز چهره استفاده شده است. در طیف رامان رنگ دانه سبز، باتوجه به جذب شاخص در ناحیه 832 و cm-1 351 ناشی از ارتعاشات کرومات سرب و همچنین مطابقت و مشابهت آن با طیف های مرجع، احتمالاً از رنگ دانه سبز کروم در نواحی سبز نگاره روی جعبه استفاده شده است. همچنین در تزیینات کادربندی، پودر ذرات فلزی با آلیاژی از طلا و مس مورد استفاده قرار گرفته اند. آنالیز FTIR از لایه ورنی روی نقاشی حاکی از کاربرد آلکید رزین به عنوان لایه حفاظتی سطح نقاشی است که استفاده این رزین از قرن بیستم به بعد در ایران رایج بوده است.
۱۱۷.

هفتالیان از چین تا ایفای نقش در تبادلات میان شرق و غرب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۶
اصطلاح «یاندا» در زبان چینی که برای نخستین بار در کتاب وی ثبت شده است، بر نام قوم «هفتالی» دلالت دارد. هفتالی ها یک گروه قومی بودند که بیشتر در سده پنجم تا هفتم میلادی در آسیای میانه می زیستند. بنابر منابع نوشتاری چینی، هفتالی ها اغلب در بازده زمانی از 456 تا 586م. به چین آمدند. با شکست هفتالی ها از اتحاد ترک ها، شاهان ساسانی به میانه سده ششم (میلادی)، روابط چین با هفتالی ها نیز به تدریج کم رنگ شد تا این که دگرباره و به دوره «دایه» از دودمان «سویی» (608-618م.) سر و کله آن ها پیدا شد. دودمان های «شمالی» و «جنوبی» چین با هفتالی ها در چین آشنا بودند؛ منابع چینی به تعامل آن ها با گروه های قومی مختلفی مانند «هان» در چین، سغدی ها و ایرانی (پارس) ها اشاره کرده اند. منابع نوشتاری چینی، سکه های هفتالی، سکه ها و کتیبه های ایرانی، زمینه ای سترگ برای شناخت فعالیت های هفتالی ها در چین در قرون وسطی و پیوند آن ها با گروه های قومی مختلف در چین و نیز در مسیر راه ابریشم را ایجاد می کنند. بنابراین منابع، هفتالیان نقشی بسیار مثبت، اثرگذار و سازنده در گسترش تبادلات میان شرق و غرب داشته اند. هفتالیان در پیوندهای میان چین و ایران و نیز با کران دریای مدیترانه نقشی کلیدی داشتند؛ بنابر متون چینی، نمایندگان بیزانس، خراج های را به دودمان وی شمالی پرداخت کرده اند؛ این منابع از همراهی نمایندگان هفتالی و بیزانس به دربار چین خبر می دهند. بنابر منابع مکتوب چینی، سغدی ها از سال 419 تا 564م.، 20بار به چین خراج پرداختند و در این مدت هفتالی ها مکرراً با چین تماس داشتند. باوجود این، سغدی ها و هفتالی ها پس از شکست سغدیان توسط هفتالی ها، از رابطه ای نسبتاً پایدار، اما سست برخوردار بودند.
۱۱۸.

بررسی روشمند نواحی جنوبی استان قم: الگوی استقراری محوطه های باستانی دوران تاریخی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۵۰
بررسی روشمند باستان شناسی با هدف تحلیل محوطه ها و محیط پیرامون آن ها می تواند در حصول درک و شناختی جامع از توالی فرهنگی و روند جمعیتی یک ناحیه ثمربخش باشد. این پژوهش، حاصل تحلیل داده های حاصل از یک بررسی میدانی روشمند در نواحی جنوبی دشت قم است که با هدف شناسایی الگوهای استقراری دوران تاریخی (اشکانی و ساسانی) انجام شده است. در این پروژه، محدوده ای به وسعت تقریبی ۳۳۰ کیلومتر مربع مورد پیمایش قرار گرفت که به شناسایی ۵۴ محوطه باستانی منجر شد؛ از این میان، ۴۱ محوطه دارای شواهد فرهنگی متعلق به دوران اشکانی و ساسانی بودند. نتایج نشان می دهد که به دلیل محدودیت های محیطی و آسیب پذیری زیست محیطی منطقه، الگوی استقراری غالب بر یک نظام معیشتی نیمه یکجانشین مبتنی بر دامداری و کشاورزی محدود استوار بوده است. تحلیل گاه نگاری محوطه ها آشکار می سازد که اوج تراکم استقراری و شکوفایی فرهنگی در این ناحیه، در اواخر دوره اشکانی و اوایل دوره ساسانی رخ داده است. این بازه زمانی با دوره بهینه اقلیمی رومی هم پوشانی دارد که نشان دهنده نقش تعیین کننده شرایط اقلیمی در شکل گیری و تداوم الگوهای استقراری در جنوب دشت قم است.
۱۱۹.

آنالیز پتروگرافی سفالینه های دورۀ ایلخانی دره شام در حاشیۀ رود ارس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۱
در سال 1398، به منظور شناسایی و مطالعه محوطه های دوره ایلخانی در حاشیه رود ارس، در محدوده استان های آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی، یک فصل بررسی و شناسایی با تمرکز بر منطقه دره شام در شهرستان جلفا انجام شد. نتایج این بررسی به شناسایی و ثبت 53 سایت باستانی منجر شد که شامل: محوطه، روستا، پل، کاروانسرا، گورستان و کلیسا از دوران پیش ازتاریخ تا دوران اسلامی بود. در این میان، 35 محوطه متعلق به دوره ایلخانی بود که محوطه هایی مانند گورستان ننه مریم و محوطه کلیسای چوپان از اهمیت ویژه ای برخوردارند. در این محوطه ها تعداد بسیاری سفالینه های ساده و لعاب دار از سده های میانه اسلامی کشف شد. شناخت اجزای سازنده این سفال ها، بررسی تفاوت های ترکیبی میان نمونه ها، تعیین درصد هریک از اجزا، تخمین دمای پخت سفال براساس کانی های موجود و درنهایت، بررسی منشأ اولیه آن ها به لحاظ باستان شناسی (محل تولید) و شناخت ساختار اجتماعی منطقه از اهمیت زیادی برخوردار است. شناخت اجزای سازنده سفال ها می تواند اطلاعات مفیدی درباره منشأ جغرافیایی و مصرف کنندگان آن ها ارائه دهد. بر این اساس، مطالعات پتروگرافی روی 12 قطعه سفال از دو محوطه گورستان ننه مریم و کلیسای چوپان انجام گرفت. نتایج نشان داد که تمامی نمونه های سفال، تولید محلی بوده و از این رو، ازنظر ساختار شناسی شباهت های بسیاری به یک دیگر دارند. براساس آنالیزهای انجام گرفته، ترکیب همه سفال های مطالعه شده مربوط به منطقه جلفا است. باتوجه به رسوبات رودخانه ارس و رودخانه های فصلی و محلی، بیشتر سفال های بررسی شده دارای ترکیب رسوبی و کربناته هستند و تحت تأثیر آبرفت های منطقه قرار گرفته اند؛ هم چنین، پتروفابریک نمونه های مطالعه شده نشان می دهد که این سفال ها ازنظر ترکیب و منشأ تقریباً یکسان و مشابه هستند.
۱۲۰.

مطالعه فن آوری تولید سفال های تپه قبرستان در دوره مس و سنگ (حدود 4200-3100پ.م.) با استفاده از روش های مطالعات فیزیکی و آزمایشگاهی (پتروگرافی XRD-XRF)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۲
از منظر تولید سفال در دوره مس وسنگ تپه قبرستان حدود (4200 تا 3100 پ.م.)، دشت قزوین یکی از مهم ترین محوطه در شمال مرکزی فلات ایران محسوب می شود. با هدف شناخت فناوری تولید و ترکیبات کانی های موجود در سفال ها این پژوهش انجام شد. پژوهش حاضر برای منشأیابی تولید سفال تپه قبرستان و میزان مهارت تولیدکنندگان ضروری و اهمیت دارد. پرسش اساسی و اصلی این پژوهش، بررسی میزان کیفیت تولید و بومی یا وارداتی بودن سفال ها است. در این پژوهش 20 نمونه قطعه سفال از کاوش تپه قبرستان که از بانک سفال مؤسسه باستان شناسی دانشگاه تهران انتخاب گردیدند با استفاده از آزمایش های فیزیکی (سنجش تخلخل، جذب آب و دانسیته)، پتروگرافی، پراش پرتو ایکس (XRD)، طیف سنجی فلورسانس پرتو ایکس (XRF)، مورد بررسی قرار گرفته است، برای تجزیه عنصری و شناخت فن آوری ساخت سفال در طول هزاره چهارم پیش ازمیلاد در منطقه مورد آزمایش قرار گرفت. نتیجه مطالعه نمونه ها نشان می دهد در ساخت سفال از فن آوری پیشرفته و تخصصی استفاده شده است؛ نشان دهنده مهارت سفالگران در کنترل فرآیند پخت و استفاده از مواد اولیه مرغوب است. مطالعات پتروگرافی برروی مقاطع نازک سفال ها وجود کانی های مشخصه منطقه، ازجمله کوارتز، بیوتیت، کلسیت و اوژیت را تأیید کرد. یکی از یافته های مهم این پژوهش، شناسایی فناوری پیشرفته چرخ سفالگری در تولید سفال های تپه قبرستان بود. ضخامت یکنواخت دیواره ها و کیفیت سطح نمونه ها به وضوح نشان می دهد که از چرخ سفالگری تند استفاده می شده است؛ همچنین، مطالعات میکروسکوپی وجود آمیزه های غیرآلی (مواد افزودنی معدنی) را در بافت سفال ها تأیید کرد که به منظور بهبود خواص مکانیکی و کاهش ترک خوردگی در هنگام پخت به کار می رفته اند. خاک مورداستفاده برای ساخت سفال، با ترکیبات منطقه دشت قزوین تطابق دارد، که نشان دهنده تولید بومی سفال است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان