درخت حوزه‌های تخصصی

باستان شناسی

ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۲٬۳۲۶ مورد.
۸۱.

Archaeological and Artistic Analysis of Shahrokhi's Merajnameh Miniatures(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
The illustrated manuscripts of Iran in the Islamic period have various cultural, archaeological, social, historical, religious, artistic and other information, And this information is important for historians, archaeologists and scientists of various sciences. kings counted as the main supporters of creating illustrated manuscripts with different topics such as heroic, religious in the Taymurid period. So many books such as Khavaran Nameh, Shahnameh, Khamseh, rewritten and illustrated by same kings in the Taymurid period. Generally, Shahrokhi’s Merajnameh is one of the most important illustrated manuscripts in the Taymuird period and this book has almost 58 miniatures with illustrated pages that written in Turkish,Uighur and Arabic languages. Shahrokhi's Merajnameh has valuable miniatures that indicate us cultural and artistic and historical information about the Taymuird period. One of the main purpose of this article is to introduce the illustrated manuscripts in Merajnameh as one of the study sources in the field of history, art and archeology in the Taymurid period. Archaeological and artistic analysis of the miniatures of this book is another goal of this research.In this research, with fieldwork and library studies, a number of illustrated miniatures of Merajnameh have been studied with descriptive and analytical methods and sometimes with a comparative approach.The result of this research shows the importance of Merajnameh miniatures in the cultural reconstruction of the Taymurid period in Iran.
۸۲.

Tappeh Shah Qoli Beygi: Lapui Phase Settlement (4th Millennium BC) in Shiraz(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۱۳۵
This study analyzes 26 pottery fragments from the Shah Qoli Beygi archaeological site, focusing on their typology, technology, and chronological significance within the Lapui phase of prehistoric Fars in the Shiraz Plain. The assemblage, dominated by red fine wares, also includes common wares and evidence of different from the preceding Middle and Late Fars (Bakun) Phase. Variations in color, texture, and manufacturing techniques, including both hand-made and wheel-made forms, are examined. Comparative analysis with other Lapui sites reveals regional trends in pottery production, including the shift towards red fine wares and the prevalence of specific vessel forms. The study highlights the transition and continuity of ceramic traditions during the Lapui phase, emphasizing the site's contribution to understanding the cultural dynamics of the fourth millennium BC in southern Iran.
۸۳.

بازیابی ساختار فضایی شهر غزنۀ افغانستان بر پایۀ مطالعات باستان شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۷
شهر باستانی «غزنه» از شهرهای مهم دوران اسلامی و پایتخت دودمان غزنویان بوده است که در 6کیلومتری شمال شهر امروزی غزنی واقع شده است. اهمیت راهبردی این شهر در تحولات تاریخی و تمدنی دوران اسلامی سبب آن گشت تا پس از جنگ جهانی دوم موردتوجه باستان شناسان قرار گیرد و به تناوب کاوش هایی در محوطه های باستانی آن انجام شود. از آنجایی که اغلب پژوهش هایی که تاکنون درخصوص شهر غزنین در دوره غزنوی انجام شده است، برپایه منابع تاریخی بوده و پژوهش هایی که از منظر باستان شناسانه نیز به مطالعه این شهر پرداخته اند، عمدتاً برپایه کاوش های هیئت ایتالیایی در بخش اشرافی شهر و آثار یافت شده از کاخ های دودمان غزنویان می پردازند؛ از این رو، کاوش های اخیر هیئت افغانستانی در ناحیه میانِ دو مناره که پژوهش پیشِ رو براساس نتایج آن نوشته شده است، از این حیث می تواند اهمیت یابد که به مطالعه بخش عوام نشین شهر پرداخته و هدف اصلی نگارش این جستار نیز روشن ساختن ابعاد زندگی روزمره شهری در این دوره در این بخش از شهر بوده است؛ چراکه به باور نگارندگان در شناخت کامل این شهر در این عصر پژوهش پیرامون این بخش اهمیت فراوانی دارد. باوجود سلامت نسبی بافت تاریخی و آثار معماری شهر غزنه، تاکنون مطالعه جامعی که بتواند ساختار فضایی آن را مشخص سازد به انجام نرسیده است؛ از این روی، پژوهشی جامع در دستور کار قرار گرفت تا به این پرسش که تحولات فضایی شهر غزنه چگونه بود؟ پاسخ گوید و فرم فضاهای شهر را در دوران رونق آن بازیابی نماید. در نیل به این هدف، بررسی هایی در بافت تاریخی شهر انجام یافت و نتایج مطالعات میدانی در انطباق با مندرجات منابع مکتوب قرار گرفتند. درنتیجه، مشخص گردید که استقرارهای زیرین محله، پیرامون مناره های «مسعود سوم» در ادوار پیش از اسلام شکل یافته اند.
۸۴.

بررسی احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار در سفالینه های نیشابور

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۲ تعداد دانلود : ۳۱۷
ثبت نگاشته ها بر سفال علاوه بر تزیین، انتقال دهنده پیام و گزارشگر فرهنگ زمان تولید خود است. احادیث نیز ازجمله این نگاشته ها هستند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی سعی دارد به بررسی کتیبه ها با مضامین احادیث و روایات منسوب به ائمه اطهار (ع) بر سفالینه های نیشابور بپردازد. مضامین این کتیبه ها یا عیناً خود الفاظ حدیث معصومان بوده و یا اینکه برگرفته از معارف حدیثی معصوم هستند. وجود چنین مضامینی  بر سفالینه ها بیانگر تأثیرگذاری احادیث معصومان و عالمان شیعی در قرن ۳ و ۴ در منطقه نیشابور است.
۸۵.

جغرافیای تاریخی شهر نراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۳۶
شهرهای تاریخی به عنوان بازتابی از تعامل نیروهای طبیعی و انسانی در دوره های گوناگون، همواره بستری برای مطالعه ساختارهای کالبدی و تحولات فضایی به شمار می آیند. با این نگاه، شهر تاریخی نراق با توجه به موقعیت جغرافیایی خاص در مسیر راه های ارتباطی کاشان به غرب ایران و برخورداری از منابع طبیعی و عناصر کالبدی ، تاکنون مورد بررسی قرار نگرفته است . موضوع اصلی این پژوهش، بررسی و تحلیل نقش عوامل جغرافیایی طبیعی و انسانی در شکل گیری ساختار فضایی و تحولات کالبدی شهر نراق در بستر تاریخ است که تاکنون به صورت جامع و نظام مند بدان پرداخته نشده است. ضرورت پژوهش از آن روست که شناخت این عوامل، نه تنها در فهم روند توسعه شهر مؤثر بوده، بلکه در تدوین سیاست های حفاظتی و برنامه ریزی معاصر نیز کاربردهای اساسی خواهد داشت. این پژوهش با رویکرد توصیفی -تاریخی و برمبنای روش گردآوری داده های اسنادی و میدانی صورت گرفته است. در مرحله نخست، منابع مکتوب تاریخی شامل: متون جغرافیایی، سفرنامه ها، وقف نامه ها و اسناد محلی تحلیل شده و سپس داده های حاصل از پیمایش میدانی و مشاهده ساختار کالبدی شهر با اطلاعات متون تطبیق یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که استقرار نراق در مسیر شاهراه های ارتباطی و بهره مندی از منابع آبی، به همراه شرایط توپوگرافی خاص منطقه، در دوره های تاریخی صفویه و قاجار نقش محوری در رونق اقتصادی و شکل گیری الگوی فضایی خطی شهر ایفا کرده است؛ هم چنین، انقطاع این مسیر ارتباطی و تغییرات اقتصادی در دوره معاصر منجر به اُفت کارکردهای شهری و گسست فضایی میان هسته تاریخی و توسعه های جدید شهری شده است. پژوهش بر لزوم تدوین راهبردهای حفاظتی و بازآفرینی فضایی مبتنی بر احیای ارتباط میان عناصر تاریخی و ساختار معاصر شهر تأکید می کند.
۸۶.

پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
۸۷.

Study and Investigation of Fibulae from the Western Region of Iran in the First Half of the First Millennium BC(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۵۶
Relative chronology in archaeology is determined by various methods, which depend on the nature of the artifacts, that is, the type of data available to the archaeologist. In most cases, the basis of dating is relative and based on comparative studies. Objects are effective in dating always have a special place. One of these ancient data that is still used in contemporary times is the safety pin. This cultural data is considered a standard for relative chronology and, apart from its application to ancient peoples, provides archaeologists with more information. Safety these pins were invented in the early Iron Age (around 1400 BC) of the Mediterranean basin and became common in different regions around 800 BC, and their use by different cultures has continued in various forms to this day. The research was conducted using a descriptive-analytical method and library tools, and its aim is to study the history and types of uses of safety pins in the western half of Iran in the first half of the first millennium. The results obtained showed that safety pins after The invention in the Mediterranean region gradually spread to other regions. In the late 8th century BC and especially during the 7th century BC in Iran, safety pins in the form of various types and subspecies became common for fastening clothing, personal decoration, votive gifts and in some cases as amulets and magic. This data can be used as a chronological index in ancient sites, considering the time of their emergence.
۸۸.

How Islam Entered and Spread in India(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
The land of India has been the cradle of different religions and beliefs since the distant past, the religion of Islam opened its way to the land of India shortly after reaching Iraq and Iran. But due to the special conditions of India, it entered this land in different ways and the process of Islamization lasted for several centuries. The purpose of this article is to study and investigate the reasons for the diversity of species and forms of Islam's entry into India. In accordance with such a goal, the present article tries to answer the question why Islam entered India in various forms such as the Islam of conquerors, the Islam of merchants, Sufi Islam, etc. The findings of the research show that the vastness of the land, the ancient civilization of India, the diverse and numerous religious structure, and a spirit of tolerance towards other religions and ideas were among the factors that facilitated the entry of Islam into this land in various forms. And it established a special type of Islamization for this land, which is rare in other places where Islam entered. The research method in this article is based on the descriptive-analytical method and collecting information in that library method.
۸۹.

بررسی تاریخی علل و شواهد باستان شناختی از روابط سیاسی-فرهنگی ایران و یمن در دوران قرون چهارم تا هفتم میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۷
گستردگی مرزها و موقعیت ویژه جغرافیایی ایران عهد ساسانی موجب عبور راه های تجاری و ارتباطی تمدن های شرق و غرب از سرزمین ساسانیان یا کناره های آن شده بود. این موقعیت جغرافیایی نقش مهمی در پیش برد سیاست توسعه طلبانه و انحصارگرایی اقتصادی ساسانیان و تعاملات تجاری، فرهنگی و سیاسی با حکومت های منطقه ای و فرامنطقه ای داشته است. در این میان، بررسی روابط سیاسی-فرهنگی ساسانیان و یمن باستان به سبب برخورداری هر دو سرزمین از موقعیت دریایی و راه های تجاری مرتبط با آن حائز اهمیتی ویژه است؛ از این رو، هدف این پژوهش، بررسی ماهیت و عمق روابط سیاسی و فرهنگی ساسانیان و یمن، شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری و تحول این روابط و ارزیابی تأثیر متقابل این روابط بر تحولات تاریخی دو سرزمین است. هم چنین، نقش باستان شناسی در روشن سازی ابعاد مختلف این روابط مورد توجه قرار خواهد گرفت. با بررسی شواهد تاریخی و باستان شناسی، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که، چه عواملی باعث شکل گیری و تداوم روابط سیاسی و فرهنگی بین ساسانیان و یمن در قرون چهارم تا هفتم میلادی شده است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که تسلط بر مسیرهای تجارت دریایی نقش محوری در ارتباطات میان ایران و یمن در دوره ساسانیان داشته است. هم چنین، نتایج بررسی ویژگی های هنری نقش برجسته شوالیه (از ظفّار)، نقش برجسته یک زن (از ظفار)، بخشی از یک شلوار پارچه ای منقوش به صحنه کارزار ساسانیان با حبشیان (از آنتینوئه) و چهار وجه یک سرستون حجاری شده (از قلعه حسن العور یمن) به دست آمده از کاوش های باستان شناسی در یمن حاکی از وجوه اشتراک با هنر ساسانی و مؤید نفوذ فرهنگی-هنری ساسانیان در سرزمین یمن است.
۹۰.

A Study of Stucco Decoration Techniques on the Tomb Tower of Semiran, Qazvin(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۶ تعداد دانلود : ۲۹۹
Understanding the philosophy behind the stucco motifs in the tomb tower of Semiran, Qazvin, can provide insights into the cultural unknowns of northern Iran. This study examines these motifs through library-based and documentary evidence. It appears that the decorative stucco motifs of the Semiran tomb tower can be seen as a continuation of the stucco art styles from the Sasanian period and the early Islamic centuries. This research comparatively studies the remaining motifs and decorations in this tomb tower, seeking to revisit Iranian stucco art and its integration with religious and cultural concepts of northern Iran. Moreover, it aims to examine the artists’ decorative and functional techniques to meet the specific demands of rulers and the aristocracy. Findings indicate that the Semiran Citadel reached its peak of growth and prosperity between the fourth and eighth centuries of the Islamic era. The surviving structures, particularly the tomb towers, significantly reflect the historical prominence of this citadel city during the Islamic period. Additionally, archaeological evidence suggests a flourishing social and cultural life in the central part of the Semiran Citadel City during the Timurid and Safavid eras. Collectively, archaeological and historical evidence suggests the prosperity and expansion of the Semiran Citadel City during the early and middle Islamic periods, especially under the rule of the Musafirids, Seljuks, and Mongol Ilkhanates. Despite its historical significance, the Semiran Citadel gradually lost its vitality and eventually fell into decline and oblivion
۹۱.

بررسی و تحلیل اسناد و قباله های قدیمی اصفهان به عنوان منابع تاریخی و فرهنگی از دوران صفوی تا پهلوی اول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
ازجمله مهم‌ترین اسناد و منابع تاریخی و باستانی در ایران، قباله‌ها و نسخه‌های خطی دست‌نویس محله‌محور می‌باشند که با بررسی و مطالعه آن‌ها اطلاعات مهمی به‌عنوان منابع تاریخی به‌دست می‌آید. این اطلاعات درخصوص عناصر جغرافیایی، اقتصادی، اجتماعی، میراث‌فرهنگی و قوانین عرفی و آداب و رسوم سنتی می‌باشند که با ذکر جزئیات بیان شده‌اند و ما امروزه می‌توان از آن‌ها به‌عنوان منابع دست اول و ارزشمند بهره برد؛ بر همین‌اساس، استان اصفهان را می‌توان ازلحاظ غنای تاریخی و پیشینه نگارش قباله‌ها در تاریخ سنتی و محله‌محور ایران جزو مناطق بسیار پربار و غنی دسته‌بندی نمود. از آنجایی‌که قباله‌های خطی به‌خصوص قباله‌های مرتبط با محله گورت واقع‌در شرق اصفهان (جی شرقی) تاکنون ازنظر تاریخی و باستان‌شناسی و نسخه‌شناسی موردمطالعه و استفاده قرار نگرفته، لذا هدف پژوهش حاضر نشان‌دادن شیوه نگارش و طرح و بیان مفاد ارزشمند تاریخی و معرفی آن‌ها با نام‌های اصیل و سنتی آن‌ها و نشان‌دادن اهمیت قباله‌های خطی مذکور در این پهنه فرهنگی به‌عنوان یکی از منابع مهم و دقیق تاریخی و باستانی و هم‌چنین نشان‌دادن ویژگی‌های هنری به‌کار رفته در ترسیم و تزئین آن‌ها به‌عنوان بخشی از تاریخ هنر این سرزمین است. مهم‌ترین پرسش پژوهش این است که چه تمهیداتی در نگارش و تنظیم این قباله‌ها به‌عنوان سند محکم و مکتوب قابل‌قبول و مورد اقبال عوام و خواص اندیشیده شده تا مالکیت افراد، محترم شمرده شده و مفاد آن قانونمند و مطالب آن‌ها مستند باشد. به‌منظور دست‌یابی به اهداف یاد شده، چهار قباله از قباله‌های خطی و قدیمی محله گورت واقع‌در شرق اصفهان به‌عنوان منابع محلی تاریخی و باستانی موردمطالعه و بررسی تحلیلی قرار گرفته‌اند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که این اسناد مورد مطالعه، دارای قدمت تاریخی از دوران صفوی تا پهلوی اول هستند. این چهار قطعه قباله خطی با موضوعات متفاوت شامل: 1) کبوتر خانه، 2) آسیاب آبی، 3) کاروانسرا، 4) قنات هستند که برروی انواع کاغذ‌های دست‌ساز و با استفاده از جوهر سنتی ضد آب مورد کتابت قرار گرفته‌اند و با توجه به موضوع پژوهش، موردمطالعه و بررسی قرار گرفته‌اند.
۹۲.

Categorization, Taxonomy, and Analysis of Bony Faunal Remains of Qara Tepe of Sagzabad, Iran(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
The collection of faunal remains considered in this study was obtained from excavations at Qara Tepe, Sagzabad, in 2013, 2014, and 2015, with a particular focus on the Iron Age II and III. A large part of the faunal assemblages was successfully identified. The collection is formed by a range of species, among them being small ruminants (Capra aegagrus, Ovis Aries, Gazella subgutturosa), large ruminants (Bos Taurus, Cervidae, Equidae (Equus caballus, Equus africanus asinus), Carnivora (Canis lupus familiaris, Sus scrofa), Rodentia, Muridae, Lagomorpha, Aves, and Camelidae (Camelus dromedarius). The total of 1200 identifiable pieces belongs to 16 discrete species. The most frequent category is small ruminants, i.e., goats and sheep, a fact indicating that a climate favorable for the breeding of these species characterized the region during the Iron II‒III. The observation also highlights the significant role these animals played in the local subsistence economy during the relevant period. Related remains are profusely associated with human skeletal remains and cemetery burials at Sagzabad. Some are pretty complete, lacking any indications of cutting or butchery. Potential reasons for the abundance of these species were their adaptation to the landscape and their ease of breeding.
۹۳.

مطالعه و گونه شناسی عناصر اصلی معماری کاروانسراهای برون شهری مناطق مرکزی ایران براساس مورفولوژی عناصر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۴۵
معماری کاروانسراها همانند دیگر معماری بناهای سنتی ایرانی با سپری شدن زمان، تحول معماری، تحول دانش معماری و ساختمان سازی و به روز شدن شیوه ها و تکنیک های رایج متحول شد. توانمندی و مهارت معماران و نیاز کاروانسراها از عوامل اصلی تحول در معماری کاروانسراهای ایرانی بودند. هدف این پژوهش گونه شناسی و معرفی الگوهای معماری عناصر اصلی کاروانسراها است. پرسش اصلی این نوشتار آن است که شناخت و دسته بندی عناصر و اجزای معماری کاروانسراها چگونه سبب شناسایی الگوها و گونه های معماری می شود؟ روش تحقیق این پژوهش به صورت توسعه ای و کاربردی و روش دستیابی به اطلاعات به صورت استقرایی و با رویکرد تفسیری، تاریخی و مقایسه ای است. روش گردآوری اطلاعات هم بر پایه مطالعات کتابخانه ای و برداشت های میدانی است. در این پژوهش عناصر اصلی معماری نظیر ورودی، هشتی، ایوان، حیاط، اتاق، شترخان و برج ارزیابی و گونه شناسی شده اند. گونه شناسی عناصر معماری در این پژوهش بر اساس ریخت شناسی عناصر معماری است. در پژوهش حاضر در بازخوانی ریخت شناسی عناصر مولفه های نظیر هندسه و تناسبات، شکل و فرم کلی، ترکیب فضایی در نقشه معماری مطالعه و ارزیابی شده است. همچنین این پژوهش مشخص ساخت که عناصر معماری کاروانسراها تابع سنت ها و روش های ساخت رایج زمان خود و زمان پیش از خود و نیز یک الگو و چارچوب واحد و مشترک در بین کاروانسراها بوده که توسط معماران توانمند آن روزگار و سازمانی اداره کننده و هماهنگ کننده امور کاروانسراها تبیین و طراحی می شده است.
۹۴.

بازشناسی تأثیر اندیشه های عرفانی-شیعی در پدیداری تزئینات کتیبه ای محراب های گچی دوره ایلخانی؛ مطالعه موردی: پنج محراب شاخص ایلخانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹ تعداد دانلود : ۲۴۶
در طول دوره های تاریخی تغییرات اجتماعی، سیاسی و مذهبی به بهترین نحو در هنر و معماری آن دوره تجلی یافته است. این مسئله به وضوح در هنر دوره ایلخانی قابل پیگیری است. بعد از سقوط حکومت عباسی و آزادی اندیشه و مذهب، فرقه های عرفان، تصوف و تشیع نیروی تازه ای گرفتند. اصول و آموزه های جهان بینی جدید به خوبی در هنر و معماری این دوره نمود یافته است. هدف از این پژوهش بازشناسی اندیشه های عرفانی-شیعی در تزیینات کتیبه ای محراب های شاخص این دوره به عنوان مقدس ترین عناصر بناهای مذهبی است. تاکنون اکثر مطالعات در مورد محراب های گچی ایلخانی از منظر درونی و پیرامون زیبایی شناسی عناصر تزئینی و دسته بندی آنها بوده و کمتر از منظر بیرونی و به علت های پدیداری و ریشه ای این مضامین بر محرا ب ها پرداخته شده است. ازاین رو، این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و تفسیری و گردآوری اطلاعات به شیوه مطالعات اسنادی و کتابخانه ای و میدانی-پیمایشی به دنبال نشان دادن نمود اندیشه های عرفانی-شیعی در محراب های دوره ایلخانی است. نتایج تحقیق نشان می دهد اندیشه های جدید این دوره در محراب ها که اوج جلوه گاه رمزی هنر معماران است ظهور و تبلور یافته است. کتیبه هایی با مضامین «توحید»، «ذکر و تسبیح خداوند»، «خداشناسی و انسان شناسی»، «تقرب» و امتزاج با عناوین و اسامی مبارکه «حضرت محمد (ص)» و «حضرت علی (ع)» و آیاتی که در شأن و منزلت «اهل بیت (ع)» است و اجرایشان درزمینه لاجوردی و فیرزوه ای و سبز که هم در عرفان و هم در تشیّع دارای جایگاه ویژه ای است و ترکیب با نقوش پرپیچ و خم و بی انتهای اسلیمی نشانگر تجلی اندیشه های عرفانی-شیعی در کتیبه های محراب ها پس از شکل گیری جهان بینی جدید عرفانی-شیعی در این دوره است. درواقع تزیینات کتیبه ای محراب های گچی ایلخانی پیش زمینه ای برای ظهور آرایه های پرحجم و سرتاسر معنویت محراب های کاشی کاری تیموری و صفوی است که اوج تفکر شیعی عرفانی است.
۹۵.

Saqqakhanehs in Sangalaj Neighborhood of Tehran: Case Study of Abbas Ali Karbalai Saqqakhaneh(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۵۶
Saqqakhaneh which is a non-profit building of the Islamic era, which were built in accordance with religious beliefs and values ​​in public streets to quench the thirst and remind the event of the Karbala desert. In most Iranian cities, Saqqakhanehs play a significant role and should be considered a "socio-religious phenomenon" rooted in the ancient Iranian culture of the sanctity of water and is intertwined with Shia beliefs about the Karbala incident. The first Saqqakhanehs in Iran were built during the Safavid era when Shia became the official religion. Oldest Saqqakhaneh belongs to this period. Historically, Saqqakhanehs were an important part of urban spaces, usually constructed in crowded areas like mosques or as standalone buildings in alleys and markets. Today, there are over 290 Saqqakhanehs in Tehran, though only a few remain. Sangalaj neighborhood is one of the neighborhoods of the Tehran Municipality, which has a part of the historical body of this city during the Safavid and Nasrid eras, and it was the most important neighborhood of old Tehran after Auladjan and Bazar neighborhoods. This study examines the sacred elements of water and fire in Saqqakhanehs, the factors that influenced their formation, architectural features, functions, and customs. By analyzing some of Sanglaj's old Saqqakhanehs, particularly the Karbalaee Abbasali Saqqakhaneh, one of the oldest from the Qajar period, we aim to uncover architectural features and historical mysteries. This study utilizes descriptive-analytical methods, library research, and field studies to explore existing documents and research .
۹۶.

پهنه بندی جدید از قلمرو ایلام میانی در گذرگاه زاگرس مرکزی، با معرفی چهار محوطه باستانی این دوران در شهر صحنه - کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۹
شهر صحنه، واقع در ۵۴ کیلومتری شمال-شرق کرمانشاه، در گذرگاه زاگرس مرکزی قرار دارد. این موقعیت جغرافیایی، آن را به چهارراهی حیاتی تبدیل کرده که پیونددهنده فلات مرکزی ایران به بین النهرین و دشت های داخلی کرمانشاه به سمت همدان است. بررسی های باستان شناسی سال 1382 در شهرستان صحنه که براساس روش بررسی مکان نگاری انجام شده است، محوطه های مهم و کلیدی کشف گردید. در این روش بررسی، تمام مکان های باستانی از نظر موقعیت و دوره هایی که مشمول آن ها است، مدنظر است. این روش نیازهای اطلاعاتی را که برای تفسیر تاریخی زیستگاه لازم است، برآورده می سازد. درنتیجه این پژوهش های میدانی، برای نخستین بار، دو محوطه باستانی حاوی مواد فرهنگی مربوط به دوره ایلام میانه در این منطقه شناسایی شد. این کشف، قلمرو فرهنگی دوره ایلام میانه در زاگرس را به سمت شرق و شمال شرق به طور قابل توجهی گسترش می دهد و نشان می دهد که نفوذ این تمدن فراتر از کانون های شناخته شده آن در استان های جنوب غربی ایران (مانند: خوزستان، کهگیلویه وبویراحمد، فارس و بوشهر) تا استان کرمانشاه امتداد داشته است. با توجه به اهمیت این یافته ها، بررسی های بیشتری در سال های 1403 و 1404ه .ش. برای شناسایی محوطه های ایلام میانه در شهر صحنه انجام شد. در پی این تحقیقات، دو محوطه دیگر با مواد فرهنگی ایلام میانه شناسایی شد. این یافته ها نه تنها وجود یک کریدور فعال فرهنگی-تجاری در این منطقه را تأیید می کند، بلکه بر لزوم بازنگری در نقشه های فرهنگی- جغرافیایی و تحولات تاریخی دوره ایلام میانه در زاگرس مرکزی تأکید دارد. ادامه مطالعات و کاوش های هدفمند در این محوطه ها می تواند نقش این منطقه در شبکه تعاملات فرهنگی بین فلات ایران و بین النهرین را روشن ساخته و انتظار می رود منجر به بازاندیشی اساسی در دیدگاه های کنونی نسبت به تاریخ این دوران شود.
۹۷.

Investigating the Impact of Hot and Dry Climate on the Type of Sky-lights in the Historical Houses of Kerman(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۶
Based on conducted studies, lighting in Iranian architecture is one of the fundamental and essential features, with skylights playing a crucial role as a primary architectural element. Architecture in different regions is adjusted according to climatic conditions to maximize comfort while also considering the use of local materials. Given this, the design and placement of lighting elements can vary based on geographic location. The aim of this research is to examine the skylights in Qajar-era houses in Kerman and to explore the relationship between climate and regional architecture, considering both lighting and temperature factors simultaneously. Thus, the research questions are as follows: What are the characteristics of the windows in the historical houses of Kerman? Was natural light considered a key element in Kerman’s houses? Were the variety of windows in these historical homes adjusted based on climatic conditions? To achieve this goal, we studied four Qajar-era houses in Kerman: Azimi House, Kazemi House, Dinyar House, and Vaziri House. The research method is applied in nature and employs a descriptive and correlational approach for data collection, utilizing both field studies and library resources. By measuring the skylights and analyzing their design and positioning, we concluded that in desert regions, skylights are designed with small dimensions and colored glass to not only prevent direct sunlight but also regulate the lighting of the space. Additionally, these skylights are placed one meter above the floor and with a depth of less than 10 meters, providing both aesthetic appeal and environmental comfort.
۹۸.

تحلیل انطباق پذیری اقلیمی و تمهیدات گرمایشی و سرمایشی معماری هخامنشی (مطالعۀ موردی: مجموعۀ تخت جمشید)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۲
مطالعه انطباق پذیری اقلیمی معماری حال و گذشته با بهره مندی از علوم باستان شناسی، معماری، جغرافیا، اقلیم شناسی کاربردی و دیرین اقلیم شناسی امکان پذیر است. انجام چنین مطالعاتی در ارتباط با مجموعه تخت جمشید در دشت مرودشت متعلق به دوره هخامنشی، اطلاعات نوینی به گستره دانسته هایمان از معماری دوره مذکور می افزاید. پژوهش حاضر به دنبال ارزیابی سه پرسش اصلی است؛ 1) مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه تخت جمشید به منظور انطباق پذیری آن با شرایط اقلیمی چه بوده است؟ 2) میزان اثربخشی این مؤلفه ها در راستای موضوع مذکور در چه حد بوده است؟ و 3) تمهیدات گرمایشی یا سرمایشی غیرکالبدی مجموعه چه بوده است؟ اطلاعات لازم به روش های کتابخانه ای و میدانی و تحلیل های چهار نرم افزار اتوکد، کلایمت کنسالتنت، اکوتکت و دیزاین بیلدر در حوزه انرژی و معماری گردآوری و به روش توصیفی-تحلیلی پردازش شده است. مؤلفه های کالبدی معماری مجموعه شامل جهت گیری آن به سمت جنوب با کشیدگی شمال غربی-جنوب شرقی، تراکم و ارتفاع زیاد بناها و ایجاد معابر با عرض کم، استفاده از خشت در ساخت دیوارها و ایجاد پوشش مسطح تیر چوبی، تعبیه درگاه ها و پنجره های جانبی در دیوارهای جنوبی در اغلب بناها، ساخت ایوان ستون دار در ورودی اغلب بناها است. این مؤلفه ها در استفاده از حرارت تابشی خورشید جهت گرمایش ساکنان در برخی ساعات در محدوده زمانی اواسط مهر تا اواسط فروردین مؤثر است. اما به کارگیری این راهکارها از اواسط آبان تا اواسط اسفند (درمجموع 1632 ساعت) کافی نیست و به تولید گرما نیاز بوده است. به احتمال، ساکنان جهت دست یابی به آسایش حرارتی، در برگزاری گردهمایی ها مدیریت زمانی داشته و از تمهیدات گرمایشی غیرکالبدی مشابه منقل های آتش قابل حمل مکشوف از کاخ های امپراتوری آشور استفاده می کرده اند؛ درنهایت، انطباق پذیری اقلیمی مجموعه با دشت مرودشت و اتخاذ تمهیدات گرمایشی و سرمایشی مناسب در آن باعث تأمین آسایش حرارتی ساکنان می شده است.
۹۹.

Investigating architectural index elements in the local mosques and the Jame Mosques (Case of study: historical mosques of Zanjan ((مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۳۰
The purpose of this research is to investigate the architectural index elements in local and Jame Mosques. “Mosque” is an allusion to a place of worship, which should be able to induce a sense of worship in its audience. The forms and roles in the building are the shapes that are influenced by the content and affect the human sensory perception and are directly related to people's beliefs and religion. Therefore, the main issue in its design is the suitability of the architecture of the mosques with their dignity and functional content. When Islam emerged, there was no idea of the principles of building a mosque and the only pattern was the Prophet's house. Iranian architectural styles have changed and evolved during different periods of history, in accordance with governments, religions and beliefs, and with the arrival of Islam, the Iranian architectural style underwent many changes. In general, several prominent elements are used in the architecture of the mosque: the courtyard, the porch, the shrine, the mihrab, the dome and the minaret. However, some mosques lack elements or some have several elements of the same element. So, in this research, by examining the historical (local and Jame) mosques of Zanjan, their architectural index elements which are unknown aspects of this research, as well as to determine the factors influencing the design of these mosques that take the ambiguous dimension of the research, it was revealed through library studies and the descriptive/analytical method of existing documents and research.
۱۰۰.

بررسی معدنکاوی و محوطه های سرباره ای ذوب فلز کهن در شهرستان خاتم، استان یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۵۱
محوطه های سرباره ای موردمطالعه در شهرستان خاتم، استان یزد واقع شده اند. در بررسی های باستان شناسی شهرستان خاتم در سال ۱۴۰۰ه .ش.، 12 محوطه ذوب فلز ازطریق فراوانی سرباره های فلزی شناسایی شدند و هر یک از محوطه ها نمونه برداری شدند. روش پژوهش شامل مطالعات تاریخی، بررسی های میدانی باستان شناس، و تحلیل های آزمایشگاهی (پتروگرافی و آنالیز شیمیایی به روش XRF) بوده است. نتایج پتروگرافی نشان داد که ۱۱ محوطه به ذوب فلز آهن و تنها یک محوطه (معدن سید نظری) به ذوب فلز مس اختصاص دارد. در سرباره های آهنی، کانی های وستیت، مارکاسیت، هماتیت و مگنتیت شناسایی شدند که وستیت و مارکاسیت به عنوان محصولات فرآیند کوره ذوب و هماتیت و مگنتیت به عنوان کانی های اولیه حضور دارند. در سرباره مسی، وزیکول های کوچک حاوی کانی های مس (کوولیت، دیجنیت و مس فلزی) همراه با بخش شیشه ای جریانی سبز رنگ مشاهده شد که نشان دهنده حرارت بالای کوره ذوب (حدود ۱۰۰۰ درجه سانتی گراد) است. آنالیز شیمیایی XRF نشان داد که مقدار Fe₂O₃ در سرباره های آهنی بین ۲3/۲0 تا 25/74% و SiO₂ بین 22/0 تا 12/6% متغیر است. میزان CaO بین 59/3 تا 41/28% می باشد. کمبود سیلیس و کربنات در برخی سرباره ها نشان دهنده غلظت بالای آهن و کیفیت پایین تر آهن اسفنجی تولیدشده است. نتایج حاکی از آن است که فلزگران منطقه عمدتاً به تولید آهن از طریق فرآیند احیای مستقیم پرداخته اند. هم چنین، با توجه به وجود معادن سنگ آهن در فواصل ۸ تا ۱۵ کیلومتری محوطه ها، احتمالاً مواد خام از این معادن تأمین شده است. محوطه ها براساس سفال های یافت شده به دوره های تاریخی و اسلامی منسوب شده اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان