تمیشه از شهرهای باستانی و مهم خطه طبرستان و در مرز طبرستان و گرگان بوده که از آن به عنوان اقامتگاه فریدون پادشاه اسطوره ای آریاییان یاد شده ، شهری که انوشیروان ساسانی (579 – 531م) مدتی در آنجا اقامت کرد و دستور ایجاد باروی مهم آن را به منظور ممانعت از تاخت و تاز ترکان و قبایل شرقی داد . این شهر در بعد از اسلام در لشکر کشی های سرداران خلفا بارها مقاومت کرد و تخریب شد و مردم آن قتل عام گردیدند . در عصیان مازیار و در کشاکش نبردهای خاندان های محلی نیز یک چند دستخوش حملات گردید تا آنکه با هجوم مغولان و تیموریان آسیب زیاد دید و از صفحه روزگار پاک گردید .
در دهه 550 میلادی در پادشاهی خسرو یکم شورشی رخ داد که رهبری آن با انوشه زاد، پسر خسرو یکم (انوشیروان) بود. این شورش، هرچند در بالای هرم قدرت در شاهنشاهی ساسانی رخ داد اما منابع، ماهیت و هدف از آن را متفاوت گزارش کرده اند؛ برخی منابع بر پافشاری لجوجانه شاهزاده بر ایمان مسیحی اش تأکید دارند. برخی خیزش شاهزاده را برای دستیابی به تاج و تخت پدر رو به مرگش گزارش مى کنند و برخی نیز زندیک بودن انوشه زاد و ماهیت مزدکی شورش وی را پیش مى کشند. به نظر مى رسد برخی تفاوت های قابل توجه میان منابع، اصل رویداد و زمان آن را که در هنگام بیماری شاه روی داده، بیشتر به نفع تاج خواهی شاهزاده می دانند تا باور ترسایی وی یا زندیک بودنش. انوشه زاد بزرگترین پسر خسرو بود اما شورش وی که منجر به زندانی یا نابینا کردن وی گردید، عملاً او را از گروه نامزدهای جانشینی بیرون کرد و فرصت را به هرمزد داد که برخی منابع نیز او را پسر بزرگ شاه معرفی مى کنند. این مقاله بر آن است تا به بررسی ماهیت این شورش بپردازد.
مطرح شدن دوره تیموریان به عنوان یک مقطع شاخص و مهم در تاریخ هنر ایران از یک سو و حجم کمی و کیفی فعالیت های هنری و صنعتی و آثار تولید شده در این حوزه از سوی دیگر، هنرمندان و صنعتگران را به قشری تأثیرگذار در جامعه این عصر مبدل نمود. این امر خود موجب شکل گیری جامعه ای هنری در این دوره گردید که اگر چه اعضای آن را هنرمندان و صنعتگران تشکیل می دادند ولی این افراد از مقام و موقعیت و جایگاه اجتماعی یکسانی برخوردار نبودند. تفاوت در خاستگاه(تنوع قومی و نژادی)، طبقه اجتماعی، اعتقادات مذهبی(اعم از شیعه و سنی و سایر مذاهب)، ویژگی های اخلاقی، تحصیلات، وضعیت معیشتی(سطح درآمد و میزان رفاه) و میزان شهرت و مقبولیت اجتماعی اعضای این جامعه مؤید این مطلب می باشد.مواردی که تحقیق حاضر میزان تأثیر آن ها را در تعیین، تثبیت یا عدم ثبات جایگاه اجتماعی هنرمندان و صنعتگران این دوره بررسی می نماید.
واکنش ها به اختراعات و ابداعات جدید و تحولات حاصل از انقلاب صنعتی، در جوامع سنتی غیر غربی با خود جوامع غربی متفاوت بود؛ در جوامع غربی تحولات خودجوش بود، اما در جوامع سنتی غیر غربی، دگرگونی ها در اثر نفوذ فرهنگیِ غرب رخ داد. در این جوامع ضمن پذیرش بعضی عناصر فرهنگی غرب، در برابر بعضی عناصر واکنش های منفی نشان داده شد که دگرگونی های اجتماعی را با مشکلاتی روبه رو کرد و روند توسعه را به شکلی متفاوت تر از آن در غرب درآورد. در راستای این برداشت، در این مقاله به بررسی واکنش های بارز ایرانیان به عناصر فرهنگی غرب پرداخته شده است. با استفاده از روش تحقیق کیفی و گرد آوری اطلاعات از طریق مراجعه به متون و مصاحبه با افراد مطلع و کسانی که شاهد وقایعی بودند که تجربیاتشان، داده به شمار رود، صورت گرفته است. یافته ها حاکی از این است که واکنش ها در کل به دو نوع مثبت و منفی طبقه بندی می شوند؛ واکنش های مثبت عبارت اند از سه واکنش اصلی، با عناوین 1. شگفتی؛ 2 مفتون شدگی؛ و 3. پذیرش. واکنش های منفی عبارت اند از هفت واکنش اصلی 1. سردرگمی؛ 2. تمسخر؛ 3. شایعه سازی؛ 4. ظاهرسازی؛ 5. تحریم؛ 6. فریاد اعتراض؛ و 7. مبارزة علنی که درنهایت در دعوت مردم به انقلاب منعکس شده است. در تجزیه و تحلیل یافته ها سه عامل در پذیرش (واکنش مثبت) یا عدم پذیرش (واکنش منفی) مؤثر بوده اند که می توان آن ها را به این صورت برشمرد:
1. احساس تحمیلی بودن عنصر؛ 2. شتابان بودن روند دگرگونی؛ و 3. تعارض عناصر با ارزش های فرهنگی غالب در جامعه.
در بسیاری از متون پهلوی، به مسئلهٔ گناهان مردان و زنان و مجازات های آن ها در دین زردشتی پرداخته شده است. یک بخش از گناهان در دین زردشتی، گناهان ویژهٔ مردان است و چنان که این متون نشان می دهند، مردان ایرانی بایستی از کارهای ناشایست و گناهان، سخت پرهیز می کردند که مبادا کرده ای ناشایست و ناپسند که در جامعهٔ دینی ایرانی گناه انگاشته می شد، از آنان سر زند. گناهان مردان از دیدگاه آیین زردشتی چندین گونه بودند و برای هرکدام از آن ها مجازاتی تعیین شده بود. در این پژوهش به آن گناهانی که می توان آن ها را «گناهان جنسی مردان» نامید، به ویژه گناهانی چون لواط، همخوابگی با زنان در دوران دَشْتان (= قاعدگی)، با شهوت به سوی زنان دیگر رفتن و یا زنا، و احتلام در خواب، پرداخته خواهد شد.
این مقاله به بررسی رساله ای مجهول المولف به نام فی توضیح اشکال الاسطرلاب الکری می پردازد. مولف رساله به تصریح خود، سازنده اسطرلاب بوده و بنابراین، اسطرلاب کروی تشریح شده در متن این رساله احتمالا مبتنی بر نمونه ساخته شده او بوده که بنابراین احتمال، امکان مقایسه آن را با دو نمونه برجای مانده از اسطرلاب های کروی دوران اسلامی فراهم می آورد. با این مقایسه و نیز برخی شواهد، این فرضیه مهم توسط مولفان مطرح گردیده که رساله مذکور در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم نگاشته شده است. این فرضیه دست کم با سه دلیل تایید می گردد. افزون بر این، برخی نکات جالب مربوط به ریشه شناسی اسطرلاب، نحوه کاربرد ابزار، ... نیز در این مقاله بررسی می شود.