توسعه اطلاعات و فناورى هاى ارتباطى در سال هاى اخیر، با شتابى فوقا لعاده، روند
کشانده است. عمیق و غیرخطى بودن این روند، « جامعه اطلاعاتى » سراسر جهان را به سوى
در مقایسه با انقلاب صنعتى قبل، دغدغه هاى فرهنگى، اقتصادى، و اجتماعى بسیار فزونت ری
براى بشریت پدید آورده است. در این عرصه، آرشیوها - که صرفاً حاوى منابع دیدارى و
شنیدارى یا اسناد تاریخى هستند - به عنوان مخازنى کما همیت به شمار نمىآ یند، بلکه در
کانون اطلاع رسانى قرار دارند و محتواى فرهنگى را تامین مى کنند تا افراد، بتوانند از حقوقشان
دفاع کنند؛ آموزش را بیش از پیش رواج دهند، و فرهنگى زنده و پویا داشته باشند. در هر
کشوری، گنجینه اسناد، بخش مهمى از میراث و منابع اطلاعاتى آن کشور شمرده می شود
و منابع آن، به دلیل منحصر به فرد بودن و دربرداشتن اسناد مهم و فاقد جایگزین، بخشى از
سرمایه ملى محسوب مى گردد. بدیهى است که این میراث، در حفظ هویت هاى فرهنگى،
برقرارى ارتباط میان گذشته و حال، و ترسیم آینده، از اهمیت حیاتى برخوردار است و همین
امر، موجب مى شود تا مسئولیتى مهم بر عهده دوستداران، حافظان و صاحبان این حافظه ملى
باشد. مقاله حاضر، بر آن است تا به بررسی نقش یونسکو در حفظ میراث مستند بپردازد و
برنامه هائی را که تاکنون این سازمان به انجام رسانیده است، مورد مداقه قرار دهد.
خاطره نگاری در تاریخ ایران آن چنانکه در سایر کشورها مرسوم و معمول بوده عمدتاً از دوره قاجاریه شکل گرفته است.یکی از ویژگی های جامعه ایران دوره قاجاریه خصوصاً پس از انقلاب مشروطه توزیع بخشی از قدرت پادشاه و مشارکت بخش هایی از نخبگان در سرنوشت سیاسی کشور بود.طبیعی بود که نخبگان مذکور پس از بازنشستگی سیاسی به جمع آوری و تدوین خاطرات خود بپردازند.مستشارالدوله صادق و احتشام السلطنه که هر دو از رجال سیاسی عصر مشروطیت بشمار می روند با همین رویکرد خاطرات خود را به نگارش در آورده اند.هر دو نفر مناصب متعددی در طول دوران حیات سیاسی خود داشته اند.بارها به وزارت، وکالت و سفارت رسیده و فراز و نشیب های سیاسی مختلفی را از سر گذرانده اند.خاطرات آنها می تواند پرده از بسیاری از حوادث مبهم و جریانات پیچیده سیاسیز بردارد.تفاوت ها و تشابهات محتوای خاطرات، سبک، شیوه و انگیزه خاطره نگاری از سوی آنها نیز می تواند کمک شایانی به سیر تاریخ نگاری و خاطره نویسی در ایران بنماید.در مقاله حاضر تلاش شده است خاطرات آنها با اتکا بر سبک، شیوه و انگیزه و دیدگاه های تاریخی بررسی و تفاوتها وتشابهات آنها مورد مطالعه قرار گیرد
خداوند کتب آسمانی را محور هدایت انسان و قرآن را محور تمامی کتب آسمانی قرار داد. تولد آثار غنی و مؤثر در فرهنگ و تمدن اسلامی نیز بر پایة این رهیافت رخ داد. آیت الله مرعشی نجفی از دوران جوانی با توجه به علاقه و احساس ضرورت در بازشناسی نسخه های خطی، شروع به جمع آوری این ذخایر کرد. او دست به تأسیس کتابخانه ای زد که یکی از بزرگ ترین مجموعه های جهان اسلام محسوب می شود و امروزه گنجینه ای بزرگ از نسخه های خطی ادوار گوناگون به شمار می رود. در این مقاله در پی آن هستیم تا پس از آشنایی با خطوطِ شش سدة اولیه اسلام و ویژگی های تزیینی(تذهیب) صفحات قرآنی، به بررسی نسخه های این کتابخانه بپردازیم و به این پرسش ها پاسخ می دهیم که:
خوشنویسی مورد استفاده در قرآن های خطی شش سدة اول اسلام از چه نوع بوده است؟
نسخ خطی قرآنی موجود در کتابخانة آیت الله مرعشی، متعلق به شش سدة اول اسلام، از حیث شیوة خوشنویسی و تذهیب های به کار رفته چه ویژگی های بارزی دارند؟
هدف: این پژوهش بر آن است که به بررسی وضعیت فرهنگی ارامنة بوشهر و تأثیر فعالیت آنها در رشد فرهنگی این شهر در دورة قاجار بپردازد.
روش/رویکرد پژوهش: این پژوهش با روش توصیفی و تحلیلی و برپایة منابع کتابخانه ای و اسناد این دوره انجام شده است. در پایان نیز پس از ارزیابی داده های تاریخی و تجزیه و تحلیل آنها به استنتاج پرداخته شده است.
یافته ها و نتایج پژوهش:ارامنة بوشهر در دوره قاجار در محلات مخصوص به خود در بوشهر سکونت و بیشتر به تجارت و بازرگانی اشتغال داشتند. ارامنة این شهر از لحاظ اعتقادی جزء مسیحیان ارتدوکس و در ارتباط مستمر با ارامنة اصفهان بودند. آنها در این دوره با حفظ آئین و زبان مادری خود به زبان های مختلف مورد نیاز خود تسلط داشتند. درمورد نحوة پوشش ارامنه، در این دوره به طور عمده تمایزی میان آنها و اهالی بوشهر وجود نداشت. همچنین، با حفظ هویت مذهبی و فرهنگی خود، نقش فعالی در رشد و توسعة فرهنگی بوشهر داشتند. علاوه بر تأسیس مدرسه و نوانخانه ویژه ارامنه، در توسعه مدرسة سعادت مظفری و ارائة الگویی جهت تأمین بودجة آن مشارکت فعال داشتند. اقدامات ارامنة بوشهر تنها به این بندر محدود نبود و در تأسیس نهادهای آموزشی و امور مطبوعاتی در دیگر بنادر خلیج فارس نیز نقش قابل توجهی دربالا بردن سطح آگاهی و رونق این بنادر ایفا کردند.
اهداف سیاست خارجی سه گانه اند: کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت. هدف مقاله ی حاضر ، بررسی نامه های امیرکبیر از منظر هدف های سه گانه ی سیاست خارجی است. در این مقاله، نگارندگان با بهره گیری از روش شمارش کوشیده اند 384 نامه ی به جامانده از امیرکبیر را در قالب تعریف های ازپیش موجود از هدف های سیاست خارجی، بازخوانی کنند. پژوهش حاضر بر دو رویکرد کمّی و کیفی استوار است. نگارندگان خواسته اند نشان دهند که درون کاوی ذهن امیرکبیر از خلال بازخوانی هدفمند نامه ها، نمودار قرابت باورهای او به برخی از هدف های سه گانه ی سیاست خارجی بوده است. تحلیل نامه ها نشان می دهد هدف های حیاتی، میان مدت و بلندمدت به ترتیب، بیشترین و کمترین بسامد را داشته اند. در میان شاخص ها، حفظ تمامیت ارضی بیشترین تکرار (54) و افزایش حیثیت در نظام بین الملل کمترین تکرار (صفر) را داشته است. شمارش بسامدها گویای این نکته است که دغدغه ی امنیت مرزی و حفظ یکپارچگی سرزمینی، دشواره ی قاجاری بوده؛ تا جایی که نگه داشت حدوحدود «ممالک محروسه» فرصت بروز به دیگر اهداف را نمی داده است. برای مستدل سازی این مقوله که چرا نزد امیرکبیر هدف حیاتی و به ویژه حفظ تمامیت ارضی از اهمیت والایی برخوردار بوده است، «هرم سلسله نیازهای انسانی آبراهام مازلو» سنجه ی بازتفسیر قرار گرفت.