ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۹۸۱ تا ۳٬۰۰۰ مورد از کل ۳٬۱۱۹ مورد.
۲۹۸۱.

شایستگی های لازم برای دستیابی به زندگی توحیدی رضایت بخش و اثرگذار در دنیای امروز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۸۲
هدف: پژوهش حاضر با هدف دستیابی به فهرستی از شایستگی های لازم برای ساختن یک زندگی توحیدی در شرایط دنیای امروز، که از منظر فردی و اجتماعی رضایت بخش و اثرگذار باشد، انجام شد. روش: این پژوهش به روش آمیخته اکتشافی از طریق «مطالعه کتابخانه ای نظام مند» و استفاده از روش «دلفی اصلاح شده» و مصاحبه با جمعی از صاحب نظران حوزه های علوم دینی، علوم تربیتی و روان شناسی اسلامی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش با محوریت «اصل توحید» سامان گرفته و برای تفصیل آن از نظریه «حیّ متألّه» آیت الله جوادی آملی و نظریه «حیات معقول» علامه جعفری بهره برده شده است. در این پژوهش، 48 عنوان شایستگی در سه بخش «دانشی»، «اخلاقی» و «مهارتی» به دست آمد. یافته ها: بر اساس یافته های این پژوهش، انسان امروزین در مسیر ساخت زندگی توحیدی رضایت بخش و اثرگذار، نیازمند کسب شایستگی های بسیار متنوّعی است که این موضوع به نوبه خود نمایانگر حقیقت جامع و ذوابعاد انسان و زندگی انسانی است. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند در زمینه تدوین یک برنامه آموزشی-تربیتی جامع نگر، کاربردی و متّکی بر مبانی عمیق دینی، یاری گر بسیاری از نهادها و مؤسسات کوچک و بزرگی باشد که به نحوی با امر خطیر تربیت نسل جدید سر و کار دارند.
۲۹۸۲.

مطالعه ی تأثیر مهارت های بومی دیجیتال بر سبک تدریس معلمان مهاجر دیجیتال دور ه ی ابتدایی شهرستان دره شهر با میانجی گری دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۹۳
 هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر مهارت های دیجیتال بومیان دیجیتال بر سبک تدریس معلمان مهاجر دیجیتال در مقطع ابتدایی شهرستان دره شهر و با در نظر گرفتن نقش میانجی گری دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه (TPACK) انجام شد.  روش پژوهش: روش این پژوهش گردآوری داده ها، از نوع تحقیقات معادلات ساختاری است. جامعه آماری شامل ۵۹۰ معلم بود که با استفاده از جدول کرجسی-مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی، ۲۳۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل سه پرسشنامه استاندارد سبک تدریس، مهارت های دیجیتال و دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه بود که روایی محتوایی و پایایی آنها (با محاسبه آلفای کرونباخ) تأیید گردید. داده ها با نرم افزار SmartPLS تحلیل شد .  یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که مهارت های دیجیتال بومیان با ضریب بتای ۰.۴۲۹ تأثیر مستقیم و معناداری بر دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه معلمان دارد (0.05>P). همچنین، هر دو متغیر دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه (با ضریب بتای ۰.۳۶۱) و مهارت های دیجیتال (با ضریب بتای ۰.۳۹۳) به طور مستقیم بر سبک تدریس مؤثر بودند (0.05>P). نقش میانجی دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه در رابطه بین مهارت های دیجیتال و سبک تدریس با ضریب کل ۰.۴۶۱ (شامل اثر مستقیم: ۰.۳۹۳ و اثر غیرمستقیم: ۰.۴۲۹) معنادار بود.  نتیجه گیری: یافته ها حاکی از آن است که معلمان بومی دیجیتال به دلیل تسلط بیشتر بر فناوری، از دانش محتوایی، آموزشی و فناورانه قوی تر و در نتیجه سبک تدریس مولدتری نسبت به معلمان مهاجر دیجیتال برخوردارند. 
۲۹۸۳.

مناظرات یهودیان و مسیحیان در قرون وسطی با نگاهی بر مناظره بارسلونا: از ریشه ها و علل تا فشارهای سیاسی و اجتماعی در این دوران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۶
هدف پژوهش: این پژوهش به بررسی نقش مناظرات دینی در قرون وسطی به عنوان ابزاری برای کنترل جامعه یهودی و توجیه سیاست های ضدیهودی می پردازد. هدف اصلی، تحلیل نحوه بهره گیری کلیسا از این مناظرات برای محدودکردن نفوذ یهودیان و مشروعیت بخشی به اقداماتی مانند محاکمه و اخراج آنان است.   روش پژوهش: این مطالعه با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استناد به منابع تاریخی، به بررسی ارتباط میان اتهامات واردشده به یهودیان (ازجمله قتل های آیینی، رباخواری، توهین به مقدسات مسیحی و جادوگری) و نقش مناظرات دینی در تشدید این اتهامات می پردازد.  یافته ها: نتایج نشان می دهد که اتهامات علیه یهودیان، زمینه ساز اقدامات تنبیهی مانند محاکمه و اخراج آنان بوده و مناظرات دینی به عنوان ابزاری تبلیغاتی برای توجیه این سیاست ها استفاده می شد. همچنین، متون باقی مانده از این مناظرات که توسط یهودیان نگاشته شده اند، به دلیل دستکاری های تاریخی و اهداف تبلیغی، بازتاب دقیقی از واقعیت های آن دوره ارائه نمی دهند و بیشتر جنبه ای جدلی و کلامی دارند .  نتیجه گیری: کلیسا در قرون وسطی با استفاده از مناظرات دینی، هم در عرصه ی دینی و هم در حوزه های سیاسی-اجتماعی، به محدودکردن یهودیان پرداخت. این مناظرات نه تنها به عنوان ابزاری برای تقابل فکری، بلکه به عنوان مقدمه ای برای اقدامات عملی ضدیهودی عمل می کردند. همچنین، تحلیل محتوای این متون نشان می دهد که باید با احتیاط و در چارچوب اهداف تبلیغاتیِ آن دوره مورد بررسی قرار گیرند.
۲۹۸۴.

خطاطات الإستعارة البنيويّة وآلياتها في الصحيفة السجّادية في ضوء نظرية لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۴
الاستعاره شغلت حیزاً واسعاً من اهتمام البلاغیین والمفکّرین، وبذلک تکون قد أضحت محطّ أنظار، لدى مختلف التخصصات والتوجهات، فکانت مجالاً کبیراً، نظراً لدورها الذی تؤدیه فی نقل معانی النصّ لکونها رکیزه رئیسه من رکائز البیان؛ وأشهر من توسّع فی عرض النظریه هما جورج لایکوف ومارک جونسون، وخاصهً أنّها تأتی بفکر جدیده حول البناء التفاعلی للمعنى حیث نعتمد على أفکار علم النفس المعرفی من حیث احتفاظ المعلومه فی الذاکره، وعرضها عند الحاجه إلیها. لایکوف وجونسون یعتقدان بأنّ الإستعاره لیست للزخرفه أو للتزیین أو ظاهره لغویه متعلقه بلغه الشعر وإنّما ظاهره فکریه هی متعلقه بنسقنا التصوری، ملازمه لحیاتنا الاعتیادیه التی نعیشها، لانکاد ندرکها فی معظم الأحیان وأنّ جزءاً هاماً من انفعالاتنا وسلوکاتنا وتجاربنا من حیث طبیعته استعاری؛ وتعدّ الاستعاره البنیویه أهمّ نوع من الاستعاره المضمونیه من حیث إنّها ینقل أساساً بنیه کلّ مفهوم عینی وموضوعی إلى مفهوم مجرّد.کانت الصحیفه السجادیه تلعب دوراً مهماً فی توظیف الاستعاره ویعود ذلک لانفتاحها على سیروره لا نهائیه، وعنها ینتج سلسله تفسیریه متنوّعه، ومن ثمّ یختلف تفسیر الاستعاره بحسب المضامین المعرفیه التی ینطلق القارئ منها، بحیث تلعب الأدعیه دوراً مرکزیاً عن طریق التفاعل الکامن.
۲۹۸۵.

چیستی استحقاق؛ یک مردم نگاری گفت وگویی در کارآفرینی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۷۸
مفاهیم استحقاق و شایستگی، همواره نسبتی با استعدادها و داشته های اجتماعی و طبیعی دارند و از زاویه دیدی که به استحقاق مرکزیت می دهد، هر شخص و سازمانی اخلاقاً مجاز به بهره مندی از ذخایر و ظرفیت هایش است. اما از نگاهی دیگر و در یک جامعه به سامان، بایستی به دنبال بهره مندی افراد از خیر یکدیگر بود. رد یا پذیرش استحقاق اخلاقی در فضای کارآفرینی، خود توأم با مشروعیت بخشی به شکلی از اقتصاد و رفتارهای فرهنگی است. براین اساس ایده استحقاق اخلاقی در رفتار بخش منابع انسانیِ سازمان های کارآفرین، منطق سود و شکل توزیع منابع، نمود می یابد. این پژوهش تلاش می کند به روش مردم نگاری گفت وگویی، دیدگاه های برخی از کنشگران اکوسیستم کارآفرینی را نسبت به موضوعات مرتبط با استحقاق بررسی و توصیف کند. بر اساس داده های تجربی، در فرهنگ اکوسیستم استارتاپی ایرانی، امر عادلانه اغلب در چارچوبی شایسته سالارانه و اختیارگرایانه درک، توصیف و بازتولید می شود و در این میدان، دیدگاه های جماعت گرایان و لیبرال های وظیفه گرا و برابری خواه، آینده روشنی در برابر خود نمی یابند. بازاندیشی و تردیدهای طرفین گفت وگوها نشان از آن دارد که این اکوسیستم پیرامون امر عادلانه چندان با تنوع دیدگاه ها روبه رو نیست و در نظر گرفتن عدالت به مثابه فضیلتی ترمیمی نیز با موانع بسیار مواجه است.
۲۹۸۶.

مؤلفه های اثر گذار بر توانایی و مهارتهای دانش آموختگان دکتری رشته آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۷۷
هدف: بررسی مؤلفه های اثرگذار بر توانائیها و کسب مهارت دانش آموختگان دکتری در رشته آموزش عالی دانشگاه ها و مؤسسات آموزش عالی در زمینه هایی  مختلف اجرائی، تخصصی، علمی و  اجتماعی است. روش پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش مبتنی بر رویکرد پیمایشی است. روش مورد استفاده برای نمونه گیری، تمام شمار بوده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از ابزار پرسشنامه استفاده شده است و با استفاده از نرم افزار SPSS   داده ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند، همچنین جهت آزمون فرضیه ها از نرم افزارSMART PLS  استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش حاکی از آن است که الگوهای تدریس و یادگیری، امکانات و برنامه درسی ارائه شده در دوران تحصیل بر تسلط به کسب و کار و توانایی و مهارتهای شغلی اثر معنی داری ندارد و ارائه صلاحیت و مهارتهای لازم در دوران تحصیل در تسلط به کسب و کار و توانایی و مهارت شغلی تأثیرگذار است و اثر معنی دار دارد. نتیجه گیری: مهارت یکی از ارکان اصلی در اشتغال دانش آموختگان به شمار می آید و دانشجویان ضمن گذراندن دروس نظری، لازم است دروس عملی را بگونه ای بگذارند که  مهارتهای لازم برای ورود به بازارکار را کسب کنند. لذا توجه به مهارتهای عملی در رشته آموزش عالی و گرایش های آن باید مورد توجه برنامه ریزان آموزش عالی قرار گیرد.
۲۹۸۷.

طراحی و رتبه بندی شاخص های ارزیابی مراکز رشد در بوم سازگان نوآوری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۳
پژوهش حاضر با هدف طراحی و رتبه بندی شاخص های ارزیابی مراکز رشد در بوم سازگان نوآوری ایران و با رویکردی آمیخته در سه فاز متوالی اجرا گردید. در فاز نخست با مرور نظام مند و انتخاب ۲۰ مقاله مرجع، ۳۱۲ معیار اولیه استخراج شد. در فاز دوم این معیارها به شاخص هایی قابل سنجش تبدیل گردید و پس از سه مرحله بازنگری مفهومی و دسته بندی، در قالب 4 لایه (ورودی، فرآیند، خروجی و پیامد)، 6 گروه و ۵3 شاخص سازمان دهی شد. سپس با استفاده از شاخص روایی محتوا و نظرات ۸ نفر از خبرگان، غربالگری و در نهایت ۴2 شاخص مهم انتخاب شد. در فاز سوم، ساختار نهایی با رویکرد تصمیم گیری چندمعیاره (روش بهترین- بدترین) و مشارکت ۱۰ خبره در دو سطح وزن دهی و رتبه بندی گردید. یافته ها نشان داد «خدمات پشتیبانی و رشد کسب وکار» و «منابع و پایداری مالی» در میان گروه ها و «حجم سرمایه تسهیل شده»، «میزان رضایت واحداها از خدمات»، «سهم اشتغال استانی» و «نرخ تجاری سازی» در میان شاخص های درون گروهی بیشترین اهمیت را دارند.
۲۹۸۸.

تبیین و دسته بندی جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۵
در مطالعات میان رشته ای با محوریت موضوع معاصرسازی یک مدل جامع که معرف تمام ابعاد وجودی آن باشد، وجود ندارد. از این جهت مقاله قصد دارد جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان رشته ای را تبیین و دسته بندی کند؛ ظرفیت رشته های علمی (توانمندی یا ضعف) در میزان درکِ فرایند معاصرسازی و تطبیق با آن را بسنجد؛ و تأثیر یکپارچه سازی دانش های مختلف (با رویکرد میان رشته ای) بر میزان فهم معاصرسازی را مورد واکاوی قرار دهد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیل محتوا (روش استدلال استقرایی) با رویکرد مرور نظام مند است که تحلیل محتوای کمی-کیفی منابع فارسی حوزه معاصرسازی را انجام داده است. مطالعات به ترتیب فراوانی در چهار حوزه معماری و شهرسازی، هنر، دین و ادبیات تقسیم بندی شده اند. هر حوزه دارای زیرمجموعه ای است، که به لحاظ محتوایی همگرا با موضوع اصلی پژوهش می باشد. حوزه مطالعاتی معماری و شهرسازی با بیشترین موضوعات محوری، در این زمینه نیز پیشرو می باشد. ارائه مدل جریان معاصرسازی دستاورد دیگر پژوهش می باشد. یافته ها نشان داد که معاصرسازی، فرایندی نامتوازن است. نامتوازن از این جهت که سرعت تطبیق حوزه های دانشی مختلف با تحولات معاصر، متفاوت می باشد؛ و این ناهم زمانی به «ناسازگاری» منجر می شود. اگرچه رشته های دانشی به صورت منفرد، در فهم جامع فرایند معاصرسازی، ضعیف عمل می کنند؛ اما تعامل میان رشته ای در سه سطح بنیادین، روشی و کاربردی، توانمندی سیستم را افزایش می دهد. حوزه های علمی چهارگانه، به دو شکل اساسی می توانند در فرایند معاصرسازی مشارکت داشته باشند: نخست، از طریق بازتعریف رابطه دیالکتیکی سنت-مدرنیته در حوزه تخصصی خود؛ دوم، با ایفای نقش مترجم فرهنگی که مفاهیم انتزاعی مدرنیته را به زبان قابل درک برای جامعه تبدیل می کنند.
۲۹۸۹.

مشکلات فرایند داوری در مجلات علمی وزارت علوم: علل و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۴۷
هدف: داوری همتا یکی از مهم ترین ابزارهای تضمین کیفیت مقالات علمی است که نقش اساسی در ارزیابی پژوهش ها و تامین اعتبار علمی مجلات ایفا می کند. با این حال، در مجلات داخلی، این فرایند با چالش های متعددی روبه رو است که می تواند بر کیفیت و اعتبار مقالات تأثیر منفی بگذارد. پژوهش حاضر با هدف واکاوی در تجربه زیسته شرکت کنندگان به منظور شناسایی مشکلات موجود در فرایند داوری مجلات داخلی و ارائه راهکارهایی برای بهبود انجام شد. روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 12 نفر از مُطلعان که تجربه ارسال و داوری مقالات برای مجلات علمی وزارت علوم را داشتند، گردآوری شد. تحلیل داده ها بر اساس راهبرد کُلایزی انجام شد. یافته ها: برپایه تجربه زیسته شرکت کنندگان، مشکلات داوری در مجلات علمی وزارت علوم در حوزه علوم رفتاری را می توان در چهار مضمون اصلی شامل مشکلات معطوف به اخلاق داوری، مشکلات معطوف به زیرساخت فناوری، مشکلات معطوف به سیاست های آموزشی پژوهشی و مشکلات معطوف به شفافیت دسته بندی کرد. در حوزه «مشکلات معطوف به اخلاق داوری» مواردی شامل سوگیری در داوری، مشکلات ساختاری در فرایند داوری، کیفیت پایین داوری، اعتبار سنجی و نمایه سازی؛ در حوزه «مشکلات معطوف به زیرساخت فناوری» مواردی شامل ضعف در رابط کاربری و عملکرد و سرعت؛ در حوزه «مشکلات معطوف به سیاست های آموزشی پژوهشی» مواردی شامل فقدان انگیزه داوری و تمرکز بر تعداد؛ و در حوزه «مشکلات معطوف به شفافیت» مواردی شامل ابهام در مسائل مالی و ذهنی بودن ملاک های ارزیابی، شناسایی گردید نتیجه گیری: فرایند داوری در مجلات علمی حوزه علوم رفتاری وزارت علوم به اصلاحاتی در حوزه های سیاست گذاری، فناوری، اخلاق پژوهشی و شفافیت فرایندها نیازمند است. بهبود نظام انگیزشی داوران، افزایش شفافیت در سیاست های داوری، به روزرسانی زیرساخت های فناوری و تدوین ملاک ها و استانداردهای یکپارچه و عادلانه در ارزیابی، اعتبارسنجی و تضمین کیفیت از جمله راهکارهای پیشنهادی برای ارتقای کیفیت داوری مقالات در مجلات علمی است. اجرای این راهکارها می تواند ضمن افزایش کیفیت مقالات منتشرشده به بهبود اعتبار علمی مجلات داخلی و زمینه سازی حرکت به سمت مرجعیت علمی منجر شود.
۲۹۹۰.

جستاری بر کلان پیشران های اثرگذار بر آینده آموزش عالی (با تأکید بر عوامل درون زا)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۹۴
هدف: امروزه تأثیر دیدگاه های معرفت شناختی بر ساخت دانش و به کارگیری فناوری های همگرا در عرصه جهانی، همراه با دگرگونی های گسسته در کیفیت علمی، چالش های متعددی را پیش روی نظام آموزش عالی قرار داده است. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی کلان پیشران های اثرگذار بر آینده آموزش عالی، با تأکید بر عوامل درون زا انجام گرفت. روش پژوهش: این پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بوعلی سینا در سال ۱۴۰۰ (۴۴۵ نفر) بود که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای، ۱۶۷ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه تأیید شد و پایایی آن در یک مطالعه مقدماتی با ضریب آلفای کرونباخ 0.78 محاسبه گردید. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی در نرم افزار SPSS22 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که کلان پیشران های اثرگذار بر آینده آموزش عالی با تأکید بر عوامل درون زا شامل برنامه ریزی چندعاملی، نظام مدیریت و رهبری، مسئله یابی و مسئله گشایی، ساخت یابی دانشگاهی، ساختار فیزیکی، زیرساخت های اداری توسعه دانشگاهی و توسعه نظام های پشتیبانی فناوری اطلاعات و ارتباطات است. نتیجه گیری: تضمین کیفیت در آینده آموزش عالی مستلزم توجه به عواملی همچون برنامه ریزی مشارکتی، نظام مدیریت و رهبری، مسئله گشایی و توسعه دانشگاهی است.
۲۹۹۱.

الگوهای فضیلت در روایت های تلویزیونی؛ تحلیلی از منظر الگوگرایی اخلاقی زگزبسکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۰
این مقاله، با تکیه بر نظریه «الگوگرایی اخلاقی» لیندا زگزبسکی، به بررسی ظرفیت های اخلاقی روایت های تلویزیونی، به ویژه سریال های ایرانی، در ارتقای معرفت اخلاقی و پرورش منش می پردازد. برخلاف نظریه های قاعده محور، زگزبسکی منشأ معرفت اخلاقی را در مواجهه زیسته با افراد فضیلت مند می داند؛ مواجهه ای که با تحسین اخلاقی آغاز می شود، با تخیل اخلاقی ادامه می یابد، و با تشبّه به الگو تکمیل می گردد. بر این اساس، روایت های داستانی، از جمله سریال های تلویزیونی، می توانند بستر مؤثری برای چنین مواجهه ای فراهم سازند. به لحاظ روش شناختی، مقاله ترکیبی از تحلیل مفهومی در فلسفه اخلاق و تحلیل روایت شناختی در مطالعات رسانه را به کار می گیرد. ابتدا مفاهیم بنیادین نظریه زگزبسکی همچون «تحسین اخلاقی»، «معرفت مواجهه ای»، و «تشبّه اخلاقی» تبیین می شود. سپس، پنج سریال شاخص ایرانی (هزاردستان، روزی روزگاری، قصه های مجید، امام علی، و روزگار قریب) بر اساس روایت تدریجی، شخصیت محوری، و پیچیدگی اخلاقی تحلیل می شوند. بنا بر این ها یافته ها نشان می دهند که این سریال ها با شخصیت پردازی تدریجی، بازنمایی تعارض های اخلاقی، و تحریک واکنش هایی چون تحسین یا انزجار شرایطی فراهم می سازند که مخاطب از موضع مشارکتی و همدلانه با شخصیت هایی چون مرادبیگ، رضا تفنگچی، دکتر قریب و بی بی روبه رو شود. این مواجهه، به ادراک غیرگزاره ای و درونی سازی فضیلت ها می انجامد. در نهایت، مقاله نشان می دهد که زمینه های فرهنگی-بومی سریال ها (زبان، تاریخ، حافظه جمعی) نقش مؤثری در تقویت الگوپذیری اخلاقی دارند.
۲۹۹۲.

تحلیل فلسفی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد متعارف و اقتصاد اسلامی با اقتباس از مبانی حکمای اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۸۸
مقدمه و اهداف: یکی از مسائل بنیادین فلسفه علم و علم اقتصاد، تحلیل جایگاه مدل ها در نظریه پردازی اقتصادی است. در علم اقتصاد، مدل ها ابزارهای مفهومی و ریاضی هستند که برای ساده سازی، تبیین و پیش بینی پدیده های اقتصادی به کار می روند. با وجود اهمیت مدل ها، نگاه های متفاوتی نسبت به آنها وجود دارد. برخی مدل سازی را استمرار ریاضی سازی علم اقتصاد دانسته و نسبت به آن نگاه انتقادی دارند؛ درحالی که برخی دیگر بدون بررسی مبانی نظری، از مدل سازی در تحلیل های اقتصادی استفاده می کنند. ازاین رو، تحلیل فلسفی مدل سازی در علم اقتصاد اسلامی ضرورتی اساسی دارد. مبانی حکمای اسلامی، به دلیل استحکام نظری و سازگاری با اقتصاد اسلامی می تواند نقش کلیدی در تبیین جایگاه مدل ها ایفا کند. مقاله حاضر تلاش دارد تا با بررسی چیستی، جایگاه و نقش مدل ها در اقتصاد اسلامی، چهارچوبی نظری برای این حوزه ارائه دهد. در این راستا، ابتدا مدل ها در فلسفه علم و علم اقتصاد بررسی می شوند و سپس جایگاه آنها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی تحلیل می شود. نوآوری پژوهش حاضر در بررسی جایگاه نظری مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس مبانی حکمای اسلامی و ارائه مراحل مدل سازی براساس این است. روش: روش این پژوهش از حیث گردآوری داده ها، کتابخانه ای و از حیث تحلیل، ترکیبی از روش تاریخی و روش عقلی است. در بررسی جایگاه مدل ها در اقتصاد متعارف، روش تاریخی به کار رفته است؛ به این معناکه وضعیت موجود مدل سازی در علم اقتصاد و نظریات مختلف درباره چیستی و کارکرد مدل ها بررسی شدند. در مقابل، برای تحلیل جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی، از روش عقلی استفاده شده است. این روش با استناد به مبانی حکمای اسلامی تلاش دارد تا تبیینی سازگار با اقتصاد اسلامی برای مدل سازی ارائه دهد. در این راستا، مفاهیمی مانند اعتباریات و صورت علمی از فلسفه اسلامی استخراج و در زمینه مدل سازی اقتصادی استفاده شده است. همچنین، برای بررسی کارکرد مدل ها در اقتصاد اسلامی، انواع مدل ها شامل مدل های تبیینی، تجویزی و سیاستی شناسایی شده و مراحل منطقی استفاده از مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس این چهارچوب تدوین شده است. درنهایت، مراحل ارائه شده بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان کاربردپذیری عملی این چهارچوب سنجش شود. نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی را می توان براساس مفاهیم حکمای اسلامی همچون اعتباریات و صورت علمی تبیین کرد. برخلاف دیدگاه های رایج که مدل ها را صرفاً ابزاری انتزاعی برای ساده سازی می دانند، در چهارچوب نظری حکمای اسلامی، مدل ها به لحاظ معرفت شناسی صورت ذهنی منفرد و یا مجموعه ای از صورت های ذهنی هستند که به غرض واقع نمایی و یا ایجاد امری در خارج ایجاد می شوند و به لحاظ هستی شناختی نوعی «وجود ذهنی ادعایی» هستند که دانشمندان برای فهم بهتر نظریات، مفاهیم، و روابط میان آنها طراحی می کنند. بنابراین مدل ها هم در جنبه معرفت شناختی و هم در جنبه هستی شناختی دارای دو جهت حقیقت و اعتبار هستند و ترکیبی از این دو را به همراه دارند. غلبه یک جهت نوع مدل را تعیین می کند. بر اساس این، مدل ها ابزارهای نظری تنزیلی و ادّعایی هستند که در افق ذهنی به کمک نظریه پرداز اقتصاد اسلامی می آیند. در این راستا، مدل های اقتصادی اسلامی در سه دسته تبیینی، تجویزی و سیاستی تقسیم می شوند. مدل های تبیینی به دنبال ارائه تصویری از واقعیت های اقتصادی موجود هستند و عمدتاً بر شناخت وضعیت جاری تمرکز دارند. مدل های تجویزی، اهداف و روابط مطلوب را براساس مبانی اسلامی تبیین می کنند و درحقیقت، الگوهایی برای جامعه ای مطلوب ارائه می دهند. مدل های سیاستی نیز راهکارهایی برای دستیابی به اهداف تجویزی ارائه می دهند و در ارزیابی آنها، میزان موفقیت سیاست ها در تأمین اهداف تعیین کننده است. اما نکته مهم استفاده از نوعی اعتبار و تنزیل در تمام این مراحل است. یکی از مهم ترین نتایج این پژوهش، بازتعریف جایگاه مدل ها در اقتصاد اسلامی براساس نظریه حکمای اسلامی و ارائه مراحل منطقی برای مدل سازی در این حوزه است. همچنین، این پژوهش نشان می دهد استفاده از مدل های علمی در اقتصاد اسلامی با رعایت اصول و محدودیت های مشخص مانند حفظ مرز جنبه های حقیقی و اعتباری، و مخدوش نشدن غرض مدل امکان پذیر است و می توان از مدل ها به عنوان ابزارهایی برای فهم، تبیین، تجویز و یا سیاست گذاری بهتر در مسائل اقتصادی بهره برد. بحث و نتیجه گیری: بررسی جایگاه مدل ها در علم اقتصاد نشان می دهد که مدل ها نقش اساسی در تبیین، تحلیل و پیش بینی مسائل اقتصادی دارند. در اقتصاد متعارف، مدل ها در سه دسته اصلی تقسیم بندی می شوند: 1. مدل های نظری - مفهومی و ریاضی که به منظور ارائه ابتدایی یا نهایی یک نظریه استفاده می شوند؛ 2. مدل های اقتصادسنجی که برای آزمون تجربی نظریات به کار می روند و 3. مدل های سیاستی که ترکیبی از دو نوع قبلی هستند و برای تحلیل آثار سیاست ها استفاده می شوند. در مقابل، در اقتصاد اسلامی، مدل ها با استفاده از مفاهیم فلسفی مانند صورت علمی و مفاهیم اعتباری بازتعریف شده اند. پژوهش حاضر نشان می دهد که مدل ها در اقتصاد اسلامی، ابزارهایی برای تبیین، تجویز و سیاست گذاری اقتصادی هستند و می توان آنها را به گونه ای طراحی کرد که با مبانی اسلامی سازگار باشند. از نتایج کلیدی این پژوهش، تبیین مفهوم نمایندگی حقیقی و نمایندگی اعتباری در مدل هاست که براساس آن، مدل ها در اقتصاد اسلامی به عنوان ابزارهای نظری ادعایی و تنزیلی برای ساده سازی فهم و تصویرسازی واقعیت های اقتصادی عمل می کنند. افزون براین، مراحل منطقی مدل سازی در اقتصاد اسلامی، از شناخت مفاهیم پایه تا ارائه بسته سیاستی کامل، مشخص شده است. این چهارچوب می تواند به پژوهشگران و سیاست گذاران اقتصادی کمک کند تا با تکیه بر مبانی اسلامی، مدل هایی عملی و کارآمد برای حل مسائل اقتصادی طراحی کنند. در پایان، این مراحل بر مدل عدالت برکت تطبیق داده شده اند تا امکان پذیری و کاربرد عملی آنها در اقتصاد اسلامی نشان داده شود.
۲۹۹۳.

سیاستگذاری حافظه؛ مسائل، مناقشات و اولویت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۲
گفت وگو بر سر روایت های حافظه ای به مؤلفه مهمی برای سیاست، دیپلماسی و نظام فرهنگ و سیاست جهانی تبدیل شده و بخشی از اقتصاد سیاسی و عاطفی دنیای امروز را شکل می دهد. چرخش حافظه ای همچنین به تناسب توجه به سیاست حافظه را به مثابه سازماندهی خاطره جمعی توسط حاکمیت و کارگزاران سیاسی برجسته کرده است. مقاله حاضر در سنتی بین رشته ای، پس از ارائه شرحی از استراتژی های سیاست حافظه و تشریح مفاهیم و مؤلفه های کلیدی مرتبط با این نوع سیاستگذاری (به ویژه در تقویم ملی)، به دنبال ارائه مدلی مفهومی از تعامل سطوح و عناصر مختلف دخیل در این فرایند است. بر پایه این مدل رژیم های حافظه ای و سیاست های مرتبط با آن را باید متأثر از سطوح چهار گانه فراملی (حافظه جهانی)، کلان (ناظر به تنگناهای ساختاری و تاریخی)، میانی (تنوعات و شکاف های فرهنگی) و خرد (مرتبط با تفسیر و انتخاب های کنشگران فردی) دانست که در تلاقی با یکدیگر اولویت ها و جهت گیری سیاست حافظه را شکل می دهند. توازن در توجه به اجزاء فوق تضمین دهنده تنش های حافظه ای کمتر و پویایی و همبستگی های قوی تر فرهنگی است.
۲۹۹۴.

واکاوی امتناع ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی در ایران؛ مطالعه موردی صنعت برق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۵
ادغام علوم اجتماعی با حوزه انرژی به پدیداری حوزه دانشی بین رشته ای علوم اجتماعی انرژی در کشورهای توسعه یافته و کاربست آن در عرصه کنشی انجامیده است. این موضوع در ایران با امتناع مواجه بوده که دلایل آن را در صنعت برق از دیدگاه خبرگان این عرصه و نیز حوزه علوم اجتماعی واکاوی کرده ایم. نظریات و پژوهش ها به موانع ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی اشاره کرده اند. ما در این چارچوب و استفاده از روش شناسی کیفی مبتنی بر مصاحبه در داده یابی و تحلیل مضمونی در داده کاوی، به پژوهش پرداخته ایم. خبرگان صنعت برق؛ شرایط آنومیک توسعه پایدار، فرهنگ سازمانی روزمرگی، غلبه تفکّر فنی-بوروکراتیک و حکمرانی غیرمشارکتی و خبرگان علوم اجتماعی؛ چالش های درون گفتمانی علوم اجتماعی، فقدان رویکرد بین رشته ای، فقدان بستر گفتمان مشترک صنعت برق با علوم اجتماعی و فرهنگ عمومی دارای عناصر محدودکننده را به عنوان موانع نام می برند. به لحاظ ماهیتی؛ این عوامل، ایدئولوژیکی، نهادی، معرفتی و ظرفیتی بوده که در عرصه های حکمرانی صنعت، دانشگاه و جامعه ایفای نقش می کنند. توسعه مطالعات میان رشته ای علوم اجتماعی انرژی در ایران مستلزم گفتمان سازی در این چارچوب می باشد.
۲۹۹۵.

دانشگاه و انتقال ایده به جامعه: خوانشی جامعه محور از سازوکارهای درون سازمانی در دانشگاه های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۸
هدف: تقویت نقش دانشگاه در خلق، کسب و انتقال مؤثر ایده ها به جامعه به عنوان یکی از مأموریت های اساسی آن، نیازمند بازنگری و بازسازی در ساختارهای سنتی و رفع محدودیت های انحصاری آن است. لذا هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین مدلی برای بازآفرینی سازوکارهای درونی دانشگاه به منظور انتقال ایده های دانشگاهی به جامعه بود. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی پدیدارشناسی بوده و شرکت کنندگان در پژوهش به صورت هدفمند و بر پایه موارد مطلوب از بین اعضای هیئت علمی دانشگاه های کشور انتخاب شدند. در مجموع بعد از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با 15 نفر از جامعه هدف، اشباع نظری حاصل شد. برای حصول اطمینان از روایی پژوهش از معیارهای چهارگانه لینکلن و گوبا استفاده شد؛ و در نهایت برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش توصیفی-پدیدارشناسی کلایزی بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که انتقال مؤثر ایده ها مستلزم چهار تحول ساختاری در دانشگاه است: (الف) بازطراحی ساختار سازمانی بر پایه مدل های حرفه ای، شبکه ای، بدون مرز و پروژه محور برای بازگرداندن دانشگاه به هویت دانشی خود؛ (ب) ایجاد واحدهای تخصصی برای هدایت جریان ایده از شناسایی مسائل و فرصت ها تا ترجمان به بسترهای اجتماعی، اقتصادی و صنعتی؛ (ج) استقرار نظام مأموریتی شفاف و ساختارمند برای نهادینه سازی انتقال ایده به عنوان یکی از کارکردهای اصلی آموزش عالی؛ و (د) ایجاد اکوسیستم حمایتی پایدار فنی–مالی برای تسهیل خلق و گسترش ایده های نوآورانه. این تحولات از ۷۱ کد باز و ۱۴ مقوله محوری استخراج شدند. نتیجه گیری: پژوهش نشان داد که دانشگاه باید از نهادی منفعل به عامل راهبردی در تعامل دانشگاه–جامعه تبدیل شود. ایفای این نقش مستلزم رویکردی باز و محیط محور و تحول بنیادین در ساختار سازمانی است تا بتواند رهبری جریان فناوری در جامعه را بر عهده گیرد. برای تحقق این هدف، بازآفرینی ساختارهای نوین، ایجاد واحدهای تخصصی مدیریت ایده، تبیین مأموریت های روشن و استقرار نظام های حمایتی مؤثر ضروری است.
۲۹۹۶.

تاملی بر توسعه سیستم های مدیریت کیفیت و نقش آن در بهبود تضمین کیفیت در موسسات آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۹
هدف: این پژوهش درکی مقدماتی از مفهوم کیفیت و سیستم های مدیریت کیفیت را در راستای بهبود نظام تضمین کیفیت ارائه می دهد و در پایان مبادرت به تشریح مولفه های یک سیستم مدیریت کیفیت در جهت کیفیت بخشی در سیستم آموزش عالی کشور می نماید. روش پژوهش: روش پژوهش از نظر هدف کاربردی است. به لحاظ ارائه داده ها روش مورد استفاده کیفی می باشد که از طریق مطالعه اسنادی انجام شده است. جهت مشخص کردن اسناد، از تمامی پژوهش های خارجی مرتبط در زمینه مدیریت کیفیت در بازه زمانی 1950 لغایت 2022 در پایگاه های اطلاعاتی جستجوی نظام مند صورت گرفت. پس از انجام جستجوها، جمعاً 180 مطالعه مورد بررسی قرار گرفت که پس از چندین مرحله غربالگری براساس بررسی تشابه، عنوان و چکیده و محتوای پژوهش، 15 واحد مطالعاتی جهت انجام تحلیل ها، انتخاب شد. در ادامه با بهره گیری از رویکرد تحلیل محتوای کیفی ساختاربندی (مایرینگ، 1993)، بعد از مقوله بندی و تفسیر 7 مدل مدیریت کیفیت جهت تحلیل انتخاب شد. یافته ها: یافته ها حاکی از این است که یک سیستم مدیریت کیفیت می بایست قبل از اجرایی شدن با نظام آموزش عالی آن کشور انطباق داده شود و از نظر محتوا و ساختار هم جهت، جامع و یکپارچه در جهت فرآیند و فعالیت های موسسه آموزش عالی مورد نظر باشد؛ همچنین همه ذینفعان باید در سیستم مدیریت کیفیت دانشگاه ها در جهت استمرار کیفیت در نظر گرفته شوند و سیستم مدیریت کیفیت باید در هسته خود مفهوم بهبود مستمر را به جای انطباق و التزام به مقررات داشته باشد و مبادرت به ایجاد فرهنگ کیفیت در موسسه نماید تا اطمینان حاصل شود که کیفیت بخشی در فعالیت ها، باورها و انتظارات روزانه هر یک از کنشگران ایجاد می شود. فلذا تمرکز باید بر تضمین کیفیت درونی باشد. نتیجه گیری: دانشگاه های کشور می بایست استراتژی های خاص خود را منطبق با یک سیستم مدیریت کیفیت سیستماتیک تعبیه نمایند تا بتوانند بر ارائه یک آموزش با کیفیت تمرکز کنند. زیرا آنها بدون کیفیت، قادر به ادامه فعالیت نخواهند بود و در نزد ذینفعان هیچگونه اعتباری نخواهند داشت. پس آنها باید فرهنگ بهبود کیفیت مستمر را در برنامه های خود بگنجانند، تا دانشگاه قادر شود به طور منسجم فعالیت نماید و به ماموریت های مورد نظر خود دست یابد.
۲۹۹۷.

عوامل مؤثر بر پایداری شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۸۳
علم و فناوری در عصر حاضر با سرعت بیشتری در حال تغییر و تحول است. از این رو نیاز است سیاستگذاری در این حوزه نیز با رویکردها و ساز و کارهایی که سرعت و چابکی را تضمین می کند انجام شود. علاوه بر این نیاز است نخبگان این حوزه در فرایندهای سیاستگذاری نقش فعالی داشته باشند. ساز و کار شبکه یکی از ساز و کارهای کارآمدی است که با استفاده از آن می توان گروه های مختلف را با سرعت بیشتری در فرایند سیاستگذاری مشارکت داد. از جمله چالش های شبکه مشارکت نخبگان علمی در سیاستگذاری علم و فناوری در ایران پایداری آن می باشد. در این پژوهش به عوامل مؤثر بر این پایداری پرداخته شده است. برای رسیدن به این عوامل مبتنی بر رویکرد تفسیری از روش تحلیل مضمون استفاده شده است. مضامین مورد نیاز از طریق مصاحبه های نیمه ساختار یافته با سه گروه مجری، نخبه علمی و نخبه سیاستگذاری به دست آمده است. مبتنی بر تحلیل ها و یافته های پژوهش 7 عامل مؤثر بر پایداری این شبکه ها شناسایی شده اند. عامل محوری در این زمینه هیجان و انگیزش مشارکت می باشد. این انگیزش در بافتار نخبگی علم و فناوری به عنوان عامل دوم محقق می شود. معماری و ساختار صحیح شبکه، استقلال اقتصادی، ابزارها و ساز و کارهای ارتباطی مناسب، و وجود دبیرخانه سایر عواملی هستند که ضمن در نظر گرفتن از بافتار بر هیجان و انگیزش تأثیر می گذارند.
۲۹۹۸.

میانجی های بین بوم سازگان های دانش و کسب و کار: یک گونه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۷۲
تعامل میان جریان های دانشی و جریان های کسب و کاری در رویکردهای مختلف خطی، فرایندی، شبکه ای و سیستمی، همواره مسئله ای مورد توجه بوده است. در سطح بوم سازگان ها نیز، منطق عملیاتی بوم سازگان های ایجاد شده توسط بشر، که جریان های محوری متفاوت (در اینجا دو جریان محوری دانش و کسب و کار) دارند، با یکدیگر متفاوت است. به عبارتی، تمرکز فعالیت در بوم سازگان دانش، خلق دانش و در بوم سازگان کسب و کار، ارزش است. این تفاوت، چالشی جدی برای برقراری ارتباط مؤثر میان این دو ایجاد کرده است. با در نظر گرفتن میانجی ها به عنوان سازوکارهای تعامل میان جریان های این دو بوم سازگان، این مقاله در تلاش است تا یک گونه شناسی از میانجی های بوم سازگانی، مبتنی بر ساختاری یا وابسته بودن بوم سازگان دانش و کسب و کار توسعه دهد. با بهره گیری از توسعه گونه شناسی مفهومی مبتنی بر تحلیل گونه های ایده آل، چهار گونه میانجی بوم سازگانی شامل "پیشران ارزش"، "راهبر دارایی های مکمل"، "شتاب دهنده ارزش" و "راهبر شبکه" شناسایی شده اند که هر کدام، کارکردهای میانجی گرانه سازماندهی شبکه و سیستم، تسهیل دسترسی به دارایی های مکمل، ایجاد بستر یادگیری و شتاب دهی و تسهیل دسترسی به بازار را با هدف و روش متمایزی انجام می دهند. داده های کیفی مورد نیاز برای توسعه گونه شناسی از طریق مرور پیشینه و مطالعه موردی گونه های ایده آل جمع آوری شده و گونه شناسی با تأیید خبرگانی، مورد تصدیق واقع شده است. این گونه شناسی تبیین جدیدی از میانجی ها در سطح بوم سازگانی ارائه نموده است.
۲۹۹۹.

اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر انعطاف پذیری شناختی و حساسیت بین فردی نوجوانان دارای نشانه-های اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف پژوهش: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی آموزش خودنظم دهی هیجانی بر افزایش انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت بین فردی در نوجوانان دارای نشانه های اضطراب اجتماعی انجام شد. روش پژوهش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دارای نشانه های اضطراب اجتماعی در شهر کوهدشت در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ بود. از این جامعه، ۳۰ نفر که دارای پایین ترین سطح انعطاف پذیری شناختی و بالاترین سطح حساسیت بین فردی بودند، به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و کنترل (۱۵ نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش، مداخله آموزشی خودنظم دهی هیجانی را در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای دریافت کرد، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از پرسشنامه های استاندارد گردآوری و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) در نرم افزار SPSS نسخه ۲۴ تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل داده ها نشان داد که بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر متغیرهای وابسته، تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دقیق تر، آموزش خودنظم دهی هیجانی منجر به افزایش معنادار انعطاف پذیری شناختی و کاهش معنادار حساسیت بین فردی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه کنترل شد (p < 0.01). نتیجه گیری: بر اساس یافته های این مطالعه، می توان نتیجه گرفت که آموزش خودنظم دهی هیجانی یک مداخله مؤثر و مفید برای بهبود عملکرد شناختی-هیجانی نوجوانان مبتلا به اضطراب اجتماعی است و می توان از آن به عنوان یک روش درمانی مکمل برای ارتقای انعطاف پذیری شناختی و کاهش حساسیت در روابط بین فردی این افراد استفاده کرد.
۳۰۰۰.

نقد و بررسی ماهیت علم دینی؛ مطالعه موردیِ نقد تعریف های علم اقتصاد اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۶۷
دینی بودن اقتصاد، به مثابه یک علم مهم در عرصه علوم اجتماعی، برای مسلمانان و اندیشمندان آن ها یک دغدغه بزرگ است. شکی نیست که فقه، اخلاق و مکتب اقتصادی به مثابه علومی دینی در مراکز حوزوی و دانشگاهی تلقی به قبول شده است؛ اما در پذیرش علم اقتصاد اسلامی مشکلاتی وجود دارد. به نظر می رسد شناخت دقیقی از علم اقتصاد اسلامی که بر پایه های صحیح دینی و علمی مبتنی باشد وجود ندارد. شناخت های ناقص موجب دور شدن حوزه و دانشگاه از یکدیگر شده و وحدت این دو سازمان مؤثر برای حل آن دغدغه بزرگ را خدشه دار می کنند. برای دست یابی به تعریف دقیق علم اقتصاد اسلامی، ابتدا تعریف های پژوهشگران اقتصاد اسلامی را بر اساس (هدف، موضوع و روش) بیان و نقد کرده و سپس به تعریفی می رسیم که دارای ویژگی های ذیل است: ۱- موضوع، هدف نهایی و روش علم اقتصاد اسلامی جهان شمول است؛ ۲- جهان شمول بودن روش بدین معناست که با یک روش کیفی و کمی مبتنی بر سنت های الهی «امداد» و «صبر و ارتباط» همه نظام های اقتصادی اسلامی و غیراسلامی تحلیل می شوند؛ ۳- به علت تفاوت های کیفی «امدادهای عام» و «امدادهای خاص»، ممکن است تحلیل های اقتصادی جهان شمول کمتر داشته باشیم (بومی شدن بیشتر تحلیل ها).

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان