این تحقیق در راستای آزمون روایی مصوبه مورخ 16/4/1376 شورای بورس اوراق بهادار تهران مبنی بر افزایش سرمایه نقدی شرکت های پذیرفته شده در بورس حداکثر تا حد شاخص قیمت خرده فروشی سال گذشته اعلام شده توسط بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران می باشد. این تحقیق نتیجه افزایش سرمایه مازاد بر آن را که منوط به موفقت هیأت پذیرش اوراق بهادار خواهد بود، تحت بررسی قرار داده و نشان می دهد اولاً سقفی که بورس به عنوان حداکثر میزان افزایش سرمایه مازاد بر آن را که منوط به موافقت هیأت پذیرش اوراق بهادار خواهد بود، تحت بررسی قرار داده و نشان می دهد اولاً سقفی که بورس به عنوان حداکثر میزان افزایش سرمایه (با اختیار سهامداران شرکت) مشخص نموده بدرستی کارشناسی نشده و ثانیاًعلت اینکه شرکت ها اقدام به افزایش سرمایه نقدی می کنند عدم تنوع بازار سرمایه و روش های تأمین مالی در ایران می باشد.
از شماره 8 تابستان 1373 بخش جدیدی در فصلنامه علمی و پژوهشی «بررسی های حسابداری و حسابرسی» به درج چکیده پایان نامه های تحصیلی دانشجویان دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی دانشگاه تهران در دوره های تحصیلات تکمیلی (کارشناسی ارشد و دکترا) در حوزه حسابداری اختصاص یافت. این بخش در راستای ارتباط بین حرفه و دانش حسابداری و پیوند بین زمینه های تئوریک و نظری با کاربردهای علمی «به منظور تبادل اطلاعات و به حداقل رساندن دوباره کاریها در تحقیقات و آشنایی بیشتر دانشجویان و دانش پژوهان با زمینه های تحقیقات کاربردی» تهیه شده است. امید است مورد استقبال و توجه دانشجویان و دانش پژوهان قرار گیرد.
در این تحقیق ما به دنبال آن هستیم که بدانیم آیا بین ویژگی های یک سازمان و انگیزش نیروی انسانی رابطه ای وجود دارد یا خیر؟ و اگر جواب مثبت است و رابطه وجود دارد رابطه به چه شکلی است. سازمان مورد نظر در این تحقیق سازمان اقتصادی شهر و روستا می باشد. با توجه به آن که موفقیت هر سازمان به دو عامل مهم ساختار سازمانی و نیروی انسانی بستگی دارد این تحقیق بسیار حائز اهمیت است. هر کجا که سازمان به وجود می اید ابتدا ساختار ( شکل) آن به وجود می اید و سپس نیروی انسانی آن تأمین می شود و نیروی انسانی با استفاده از شکل و ساختار موجود ، سازمان را به سمت اهداف از پیش تعیین شده رهنمون می باشد. پس از تحقیقاتی که در سازمان اقتصادی شهر و روستا انجام دادیم معلوم شد که بین ساختار سازمانی و انگیزش نیروی انسانی رابطه نزدیکی وجود دارد که این رابطه به صورت معکوس و قوی می باشد . به این ترتیب که هر قدر ساختار سازمانی دست و پاگیرتر و پیچیده تر باشد انگیزش نیروی انسانی پایین تر می اید و بالطبع عملکرد و بهره وری نیز کاهش می یابد ، چون فرد خود را اسیر قوانین خشک سازمان می بیند و فکر می کند که در سازمان هیچگونه اختیار و آزادی ندارد. پس او انگیزه ای برای کار کردن ندارد و عملکرد او پایین می اید و باعث می شود که سازمان از رسیدن به اهداف خویش دور بماند ولی اگر سازمان به گونه ای باشد که موافق میل اغراد بوده و دارای پیچیدگی و رسمیت زیاد نباشد، انگیزش آنها بالا رفته و سعی می کنند که تمام تلاش خود را برای رسیدن به اهداف سازمان به کار گیرند و حتی در بعضی اوقات از جان خود مایه گذارند. بنابراین برای آن که سازمان بتواند به اهداف خود نایل شود باید سعی و تلاش کند که در افراد انگیزش ایجاد کند و تا حد امکان از عدم تمرکز در سازمان استفاده نماید تا افراد نیز تا حدودی اختیار و ازادی عمل داشته باشند و همچنین از رسمیت و پیچیدگی سازمان بکاهد.
چالش های فراروی مدیران امروزین در تصمیم گیری ها، باعث توسعه سیستم های اطلاعات مدیریت و اهمیت یافتن آنها شده است، به گونه ای که برخی از صاحبنظران سازمان ها را عملاً مترادف با سیستم های اطلاعاتی شان دانسته اند. سیستم های اطلاعاتی به گونه های مختلف دسته بندی می شوند، ولی اگر سطح و نوع کاربری آنها را معیار قرار دهیم می توان این سیستم ها را به طور کلی به سه گروه EDP ، MIS و DSS تقسیم کرد که پیوستاری از قلمرو اطلاعات ساختار یافته داخلی مخصوص رده های عملیاتی سازمان تا اطلاعات ساختارنیافته عمدتاً با منشأ خارجی ویژه مدیران عالی را در بر می گیرند. به دلایل گوناگون ، مدیران عالی نقش راهبردی در استقرار و بکارگیری سیستم های اطلاعات مدیریت دارند، اما تفاوت دیدگاه ها و تنوع برداشت ها و نیز مفروضات بعضاً متضاد مدیران باعث موضع گیری های گوناگونی از سوی آنان می شود که البته روش ها و تعاملات دست اندرکاران واحد سازمانی مربوط به تکنولوژی اطلاعات در نوع این موضع گیری ها مؤثر است. از آنجا که DSS ها بالاترین سطح اطلاعاتی تلقی شده اند، طبعاً حمایت مدیریت عالی نقش تعیین کننده تری در استقرار و بکارگیری موفق آنها دارد و به همین دلیل واحد تکنولوژی اطلاعات باید روش های سنجیده تری برای کسب این حمایت به کار گیرد. البته استفاده از DSS ها دیگر در انحصار مدیریت عالی نبوده و تا حدودی در سطح سازمان گسترش یافته است. در سیستم های دولتی ایران ، وجود برخی پیچیدگی ها ، کمبودها ، ضعف های برنامه ای و فقدان سابقه طولانی در بکارگیری سیستم های اطلاعات مدیریت باعث ایجاد احساس عدم کارآیی سیستم های موجود در مدیران شده است و این در حالی است که هم ضرورت های روشنی برای استفاده از چنین سیستم هایی و از جمله DSS، به چشم می خورد و هم امکانات ، زمینه ها و رمایه گذاری های مناسبی در این زمینه وجود دارد.