در این مقاله که به عبارتی نقطه طلاقی دو خط فکری نسبتا مشابه در ادبیات مدیریت می باشد ، مقوله کارآفرینی سازمانی و نظام پیشنهادات و ارتباطات متقابل آنها و تاثیر و تاثر آنها بر یکدیگر مورد بحث و بررسی قرار خواهد گرفت . به نظر می رسد که این دو رویکرد از یک سرچشمه سیراب می شوند ، چراکه هر دو در جستجوی راهی برای شناسایی فرصتها و بهره گیری بهتر از منابع موجود با تاکید بر منابع انسانی می باشند ...
در نوشتاری که در پیش رو دارید، تعاریف مختلف فرهنگ و تعریف نسبتا متفاوتی با تعاریف مرسوم از تکنولوژی ارائه خواهند شد. در ادامه، مولفه های اصلی فرهنگ که نقش اساسی در توسعه فرهنگ را دارد، با شرح بیشتری مورد بحث قرار خواهند گرفت. از همین دیدگاه توضیح داده می شود که چگونه تکنولوژی به عنوان بخشی از فرهنگ، در فرآیند توسعه فرهنگ، جذب و یا ایجاد شده و خود توسعه پیدا می کند. با این رویکرد، گفته خواهد شد که چرا انتقال تکنولوژی، در قالب انتقال فرهنگ، که خود مقوله قابل بحثی است، باید مورد بررسی قرار گیرد. در پایان نیز، راهکارهای پیش روی کشورهای در حال توسعه به اجمال مورد بررسی و نقد قرار خواهند گرفت
در حوزه نظری، شبکه های خط مشی یکی از مفاهیم جدیدی است که در چارچوب تحولات حاصله در شیوه های حکمرانی و طرح رویکردهای جدید رابطه بین دولت و مردم (جامعه مدنی و بخش خصوصی) قابل بررسی است. عوامل موثر بر ایجاد شبکه های خط مشی (اعم از بازدارنده و پیش برنده) در محیطها و بسترهای گوناگون درجه اثر گذاری و اهمیت متفاوتی دارند. هدف این پژوهش، طراحی و عرضه مدلی برای امکان سنجی ایجاد این شبکه ها در نظام خط مشی گذاری عمومی کشور می باشد.برای طراحی مدل، عوامل اصلی موثر بر تعیین امکان استقرار شبکه های خط مشی در نظام خط مشی گذاری از ادبیات نظری، استخراج شد و با تشکیل پانل دلفی درسه دور متوالی، ابعاد، مولفه ها و شاخصهای مورد نیاز برای تعیین امکان استقرار شبکه های خط مشی، مشخص و ضرایب اهمیت آنها نیز تعیین شد. سپس حوزه تحقیقات کشاورزی ایران برای آزمون انتخاب و پرسشنامه ای بین نمونه ای مشتمل بر اعضا هیات علمی گروه های کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاهها و مراکز آموزش عالی، مدیران و پژوهشگران موسسه ها و مراکز پژوهشی بخش کشاورزی و نیز مدیران و کارشناسان سازمانها و تشکل های غیر دولتی موجود در این بخش توزیع شد. یافته های پژوهش حاکی از آنست که استقرار شبکه های خط مشی در حوزه تحقیقات کشاورزی مستلزم تغییرات اساسی در شیوه حکمرانی دولتی و اداره امور عمومی کشور و انجام پاره ای اصلاحات در نظام سازمانی و مدیریتی بخش کشاورزی است.
در این مطالعه به بررسی اثرات پویای تکانه های نفتی بر روی متغیرهای اقتصادی با استفاده از مدل خودتوضیح برداری ساختاری (SVAR) پرداخته شده است. به منظور شناسایی تکانه های ساختاری از روش محدودیت های بلندمدت بلانچاردـ کاه استفاده شده و نتایج حاصل از برآورد مدل برای ایران با سه کشور صادرکننده نفت (اندونزی، کویت و عربستان سعودی) که شرایط اقتصادی مشابهی دارند مقایسه گردیده است. در این مطالعه با استفاده از داده های سالانه طی دوره 2003-1960 به تجزیه و تحلیل اثرات متقابل پویا از تکانه های ایجاد شده در الگو با استفاده از تجزیه واریانس خطای پیش بینی (FEVDs) و توابع عکس العمل آنی (IRFs) انجام گرفته است.
در ان مطالعه مصرف سیمان داخلی برای دوره 90-1382 با استفاده از شبیه سازیهای تصادفی و فاکتور جمع بصورت شرطی و غیر شرطی پیش بینی می شود . برای این منظور عملکرد پیش بینی انواع الگوهای فرم ساختاری و خلاصه شده را براساس معیارهای خطای پیش بینی و آماره های تشخیص با یکدیگر مقایسه نموده و الگوی مناسب را در میان هر یک از دو گروه الگوهای شرطی و غیر شرطی انتخاب می کنیم . نتایج حاصله حکایت از آن دارد که الگوهای فرم خلاصه شده VAR با اعمال محدودیتهای هم انباشتگی شامل متغیرهای مصرف سیمان ، تولید ناخالص داخلی ، ارزش افزوده بخش ساختمان و قیمت نسبی سیمان از عملکرد پیش بینی مناسبتری نسبت به سایر الگوهای برخوردار است ...
امروزه تغییرات انطباقی از الزامات اصلی بقا و رقابت موثر محسوب می شوند. سازمان ها برای اینکه بتوانند در محیط پرتلاطم و رقابتی امروز باقی بمانند، نیازمند کارکنان و مدیرانی هستند که انطباق پذیر باشند. رهبری یک سازمان برای انطباق با تغییرات و به منظور بقا و رشد در محیط های جدید، ویژگی های خاصی را می طلبد که عموما مدیران برای پاسخ به آنها با مشکلات بسیاری مواجه می شوند...
رشد جمعیت و توسعه شهر نشینی افزایش بی رویه انواع ضایعات در تمامی کشورها را به همراه داشته است . امروزه دفع این پسمانده ها بویژه در بیمارستانها به عنوان یکی از مهمترین چالشهای زیست محیطی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه درآمده است. در این میان تخلیه پسمانده های خطرناک صنعتی و بیمارستانی ، بدون رعایت ملاحظات زیست محیطی و فنی به عنوان یکی از پیچیده ترین و پرهزینه ترین مشکلات مسئولان در هر کشوری محسوب می شود. لذا این پژوهش با هدف کاهش میزان تولید مواد زائد عفونی بیمارستان با استفاده از الگوی ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد انجام گردید.
روش بررسی: در این پژوهش مداخله ای که در یکی از بیمارستانهای آموزشی شیراز انجام گرفت تلاش شد تا با اجرای یک الگوی ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد از میزان تولید مواد زائد عفونی بیمارستان کاسته شود. در این پژوهش طی دو مرحله قبل و بعد از اجرای الگو زباله های بیمارستانی وزن (بر حسب کیلوگرم) و مقایسه شدند. برای تحلیل داده ها از شاخص های آمار توصیفی استفاده شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که قبل از اجرای الگو میانگین روزانه تولید زباله در بیمارستان برای زباله های عفونی 813 کیلوگرم و برای زباله های عادی83 کیلوگرم بوده، همچنین میانگین روزانه تولید زباله عفونی در بخشهای بستری 43/3 کیلوگرم به ازاء تخت روز اشغالی بوده است . میزان تولید زباله عفونی در بیمارستان 7/90% کل زباله های بیمارستان را تشکیل می داد که بعد از اجرای الگوی ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد این میزان به 6/57% کاهش یافت.
نتیجه گیری: استفاده از مدل ارتقاء کیفیت مدیریت مواد زائد میزان تولید زباله عفونی را تا 1/33% کاهش داده است. بنابراین بیمارستانها می توانند با استفاده از مدل ارتقاء کیفیت مواد زائد، زباله های عفونی خود را کاهش دهند. "