[این مقاله] مهار مستند و مهار واژگانی و جایگاه و کاربرد آنها در فهرستنویسی نوین را تعریف می کند. رکوردهای مستند، فایلهای مستند و کاربرد و اهداف هر یک را مورد بحث قرار میدهد. ایجاد رکوردهای مستند و منابعی که دادههای مستند از آن جمع آوری میشود را توصیف میکند. دربارة طرح های «فرادادهای» و نارساییهای متعدد و آشکار آنها بحث میکند؛ به رابطة بین دابلین کور و خانوادة استانداردهای مارک، و به این واقعیت که هر دو چهارچوبهای استانداردی هستند که اولی ساده و دومی پیچیده و دقیق است اشاره میکند. جامعیت و مانعیت را به عنوان عناصر مطلوب در طرح های نمایهسازی و بازیابی مشخص میکند و آنها را با مهار مستند در فهرستها مرتبط میسازد. مشکلات فهرستنویسی اسناد و منابع الکترونیکی را بحث می کند و یک برنامة بینالمللی در چارچوب «کنترل کتابشناختی جهانی» (UBC)، با استفاده از یک نظام بینالمللی فهرستنویسی توصیفی و بر مبنای یک فایل مستند نام بینالمللی را پیشنهاد می کند و به اقدام فوری دربارة پیشنهادهای ارائهشده دعوت میکند.
"همهساله مبالغ زیادی سرمایه، زمان و انرژی صرف دورههای آموزش و بازآموزی کارکنان سازمان آموزش و پرورش میشود. بنابراین، باید دربارة بازدهی و کارآیی این دورهها پژوهشهایی صورت گیرد تا مشخص شود که تا چه حد مطالب آموختهشده در این دورهها در عمل، قابل بهرهبرداریاند و چه کمبودهایی در این زمینه وجود دارد. پاسخگویی به سؤال فوق و عوامل مؤثر در آن، هدف اصلی این پژوهش است.
این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است. نمونه آماری این پژوهش شامل 180 نفر از دبیران مدارس متوسطه است که دارای کارگاه فاوا بوده و از طریق تصادفی ساده مطابق با تعداد دبیران نواحی انتخاب شدهاند. از جمله یافتههای پژوهش میتوان به موارد زیر اشاره کرد: میزان دسترسی دبیران به امکانات سختافزاری در منزل و مدرسه در حد مطلوبی قرار دارد، در حالی که میزان دسترسی در زمینة نرمافزاری چندان مطلوب نیست. همچنین کاربرد فاوا در سه حیطة آموزش، پژوهش و ارتباطی از سطح مورد نظر کمتر است."
در روند توسعة جوامع و گذار از مراحل مختلف توسعه، امروزه جوامع جدیدی در حال شکلگیری هستند که از آنها با عنوان جوامع دانشمدار نام برده میشود. در جوامع دانشمدار تمامی ساختارهای اساسی جامعه (بویژه مبانی فرهنگی و اجتماعی) به طرز قابل توجهی تحت تأثیر دانش قرار دارند. بنابراین توجه به مراکز و نهادهایی که با هر دو مفهوم ظاهری جامعة دانشمدار یعنی جامعه و دانش به طور قابل توجهی سروکار دارند، میتواند مسیر توسعة جامعة دانشمدار را هرچه بیشتر محقق سازد. در این میان کتابخانهها که از دیر باز وظیفة گردآوری، سازماندهی و اشاعة اطلاعات به افراد جامعه را بر عهده داشتهاند نقش اساسی ایفا خواهند کرد. بنابراین لازم است نقش کتابخانهها در این گونه جوامع مشخص شود و مورد بررسی قرار گیرد تا در راستای بهرهبرداری بهینه از آنها و در زمینة تدوین خطمشیهای ضروری، دقت نظر لازم صورت گیرد.
امروزه، کارآفرین شدن دانشگاه، برای بسیاری از موسسات آموزش عالی و رهبران آنها، دیدگاهی نو، جذاب و حتمی الوقوع می باشد. این مقاله، مروری است بر این اندیشه که چه کسی، کجا و چه موقع و برای چه اشخاصی، عبارت دانشگاه کارآفرین را اعلام خواهد کرد و علاوه بر این، حداقل چهار مبحث از چالش های کارآفرین در دانشگاه را به تصویر می کشد. نخستین مبحث به تولید دانش مربوط می شود، توجه ما را به روش تولید دانش معطوف می دارد. مبحث دیگر به تغییر موضع موسسات تولید دانش و همبستگی و ارتباط آنها به مباحث سه گانه دیگر توجه می کند (این مطلب در کنفرانس بین المللی Triple Helix کپنهاگ عنوان شده است.) مبحث سوم به درخواست موازنه بین رسالت منطقه ای و رسالت جهانی دانشگاه ها مربوط می شود. مبحث چهارم به عنوان بازتابی از دست آوردهای مباحث سه گانه: احراز شایستگی و صلاحیت استعمال دانشگاه کارآفرین می تواند مورد نظر باشد. سخن آخر این که عدم توجه و بی دقتی در به کارگیری عبارت کارآفرینی و عدم توجه به ریشه ها و منابع و محدوده معانی بیان و مفاهیم آن، خطر گمراهی و دور شدن از مسیر اصلی را به دنبال خواهد داشت.
در این مقاله مفاهیم توسعه، برابری و نابرابری، بیماری و سلامت و تحول و دگرگونی آنها در فرایند زمان به ویژه در سال های اخیر مورد بحث قرار می گیرد. همخوانی توسعه و عدالت از دیدگاه بعضی از تعاریف ارائه شده، مطرح و رویکردهای متفاوت نسبت به عدالت در متن جامعه و عرصه سلامت تبیین می شوند. ماهیت خدمات بهداشت و درمان و نقش اجتناب ناپذیر آن در طرح و گسترش عدالت، از یکسو و ضرورت شناخت دقیق آن به علت وجود ویژگی های فرافردی مثبت و منفی و به عنوان بستری که اقدامات ناظر به عدالت باید در آن پیاده شود، از سوی دیگر به اختصار تحلیل می شود و یک گروه بندی مقدماتی از دیدگاه یکی از اقتصاددانان کشور در رابطه با گروه هایی که یارانه، حداقل به عنوان ابزاری برای تحقق نسبی عدالت توزیعی به آنها می تواند تعلق گیرد ارائه می گردد. طرح تحولات ناظر به تئوری های بیماری ها در راستای تبیین دقیق تر عوامل مؤثر بر سلامت فردی و اجتماعی که به نحوی با عدالت اجتماعی و نگرش جامع به مسائل مطروحه در عرصه بهداشت و درمان مربوط می شود و می تواند گستره بصیرت در سیاستگذاری و تصمیم گیری را وسعت بخشد، به همراه ارائه شاخص ها و سنجه هایی برای سنجش عدالت/برابری در عرصه خدمات سلامت و شواهدی از وضعیت موجود ساختاری و عملکرد نظام بهداشت و درمان کشور، بخش دیگری از این گفتار را شکل می دهد. شواهد و مستنداتی از پیوند سلامت، عدالت و اقتصاد و رشد اقتصادی از کشورهای مختلف جهان به منظور جلب توجه هرچه بیشتر تصمیم سازان و مدیران ارشد نظام سلامت برای رویکرد چندوجهی و بین رشته ای به مسئله سلامت ارائه و در نهایت جمع بندی فشرده ای از دریافت ها و مطالعات انجام شده، بحث را به پایان می برد
این مطالعه به بررسی دیدگاه ادیان توحیدی و خصوصاً شریعت اسلام نسبت به وجوه متعدد سلامت پرداخته و آثار دین داری را بر حفظ و بهبود سلامتی مورد توجه قرار داده است. در دنیای کنونی سلامت نه تنها در ابعاد جسمی، روانی و اجتماعی بلکه در بعد معنوی هم مورد پذیرش اکثر اندیشمندان حوزه سلامت و رفاه اجتماعی قرار گرفته است. همچنین، نظام های سلامتی و ساختار ارائه مراقبت های بهداشتی و درمانی علاوه بر تعهد نسبت به تحقق هدف حفظ اعاده و ارتقای سلامت افراد جامعه، برای تحقق اهداف اجتماعی نوینی همچون پاسخگویی به نیازهای غیرطبی و تأمین عدالت در دسترسی و تأمین منابع مالی بخش سلامت مورد مهندسی مجدد و اصلاحات بنیادین قرار گرفته اند. مطالعات اخیر رابطه معکوس سلامت و سرمایه اجتماعی با فقر را پذیرفته و موجب پیدایی واژگان نوینی مانند « نابرابری های سلامتی» شده است. این مقوله دقیقاً نقطه ورود اسلام به مفهوم سلامتی است: " الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالسوء و الفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلاً". عوامل اجتماعی تهدید کننده سلامت مانند: فقر، جهل و نادانی، تفرقه، ظلم، خشونت، خیانت، تبعیض جنسی و پیمان شکنی همواره ذخیره سلامتی فرد و جامعه را مورد مخاطره قرار داده اند. دین سلامتی و امنیت (اسلام) و کتاب الهی آن (قرآن کریم) برای هر یک از این مخاطرات راهکارهای مناسب معرفی کرده که در این تحقیق به بخشی از آن ها برداخته شده است.
موارد طرح شده در این گزارش، با توجه به بررسی 13 صندوق از 17 صندوق بازنشستگی موجود در ایران، گزارش های بانک جهانی، تبادل نظر با کارشناسان داخلی و خارجی و بررسی سامانه های بازنشستگی در برخی کشورهای جهان نگارش شده است. متفاوت بودن برخی دیدگاه ها در این گزارش با برخی از دیدگاه های مدیران و کارشناسان در حوزه بیمه برای بازنشستگی امری طبیعی است. امید است با تبادل نظر و شناخت بیشتر بتوان کاستی های موجود در نظام بازنشستگی ایران را شناسایی و برای کاهش کاستی ها اقدام کرد.