مقدمه: سازمان جهانی بهداشت با ایجاد تغییرات در ساختار سیستم طبقه بندی بین المللی بیماری ها سعی در روزآمدسازی آن متناسب با نیازهای اطلاعاتی جامعه ی علمی دارد. در این مطالعه تغییرات 10-ICD (International classification of diseases) در فرایند روزآمدسازی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: داده های این مطالعه ی توصیفی برگرفته از سایت سازمان جهانی بهداشت بود که پس از دسته بندی در قالب تعیین نوع تغییرات، نوع دستورالعمل ها جهت ایجاد تغییر، منبع ایجاد تغییر و سال تأیید و اعمال تغییرات بر اساس آمار توصیفی مورد تفسیر
قرار گرفت.
یافته ها: از تعداد 1914 تغییری که در 10-ICD در فاصله ی سال های 1995 تا 2009 رخ داده است، بیشترین تغییر در جلد سوم با 1249 مورد (53/65 درصد) بوده است. بیشترین تغییرات بزرگ در جلد اول با 264 مورد (19/50 درصد) و بیشترین تغییرات کوچک در جلد دوم با 69 مورد (64/49 درصد) اعمال شده است. بیشترین دستورالعمل تغییرات در هر سه جلد مربوط به اضافه کردن (Add) موردی به سیستم بوده است. در بین گروه های فعال ایجاد کننده ی تغییرات، MRG (Mortality reference group) با 107 مورد (34/20 درصد) و 116 مورد (45/83 درصد) به ترتیب در جلد اول و دوم و آلمان با 305 مورد (42/24 درصد) در جلد سوم بیشترین نقش را داشته اند.
نتیجه گیری: حفظ سیالیت یک سیستم طبقه بندی در حوزه ی سلامت امری خطیر و ضروری است. این سیالیت در 10-ICD با ایجاد تغییرات چشم گیر به دلیل افزایش کشفیات جدید در زمینه ی پزشکی، تجهیزات تشخیصی و درمانی و به دنبال آن اطلاعات سلامت رخ داده است. در ایران نیز به دلیل سیاست دولت مبنی بر ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت ایرانیان، نیاز به استفاده از سیستم طبقه بندی روزآمد بیشتر احساس می شود.
سازمان های استراتژی محوربرای دستیابی به اهداف استراتژیک، پروژه هایی را تدوین و اجرا می کنند. طراحی مدلی برای ارزیابی نتایج حاصل از پیاده سازی این پروژه ها در مقاطع گوناگون کمک شایان توجهی به مدیران ارائه می کند.
این پژوهشدر نظر دارد میزان تأثیر اجرای سیستم برنامه ریزی عملیاتی تولیدرا به عنوان یکی از پروژه های استراتژیک شرکت سایپا بر اساس دوهدف استراتژیک تحقق برنامه تولیدوکاهش هزینه هاارزیابی کند. به این منظور درزمینه تحقق برنامه تولید، ابعادی نظیرحجم و مدل های تولیدی ودر زمینهکاهش هزینه، هزینه های ناشی از توقف های در خطوط تولید، جریمه دیرکرد تحویل خودرو و هزینه دپوی محصولمورد بررسی قرار گرفتهاست. این پژوهش پیمایشی می باشد و با استفاده ازداده ها ومستندات سازمانیو برمبنایتحلیل آماری،فرضیه ها را مورد آزمون قرار می دهد.
نتایج این تحقیق نشان از تأثیر معنا دار اجرای این سیستم در افزایش میزان تحقق برنامه تولید و کاهش هزینه هامی باشد، از این رودر سازمان هایاستراتژی محور که بر مبنای نیاز مشتری، تولید انبوه و منعطف فعالیت می کنند،اجرای این سیستم می تواند تأثیر معناداری در دستیابی به اهداف استراتژیک داشته باشد.بر ساس نتایج به دست آمده، پیاده سازی این برنامه تأثیر متفاوتی بر شاخص های ذکر شده میزان تحقق برنامه تولید و کاهش هزینه ها دارد و بین محصولات گوناگون سایپا نیز تفاوت معناداری برای این تأثیر قابل مشاهده است.
ارائه خدمات با جذب و حفظ مشتریان، یکی از ابزارهای اساسی سازمان های خدماتی برای بقا در محیط رقابتی امروزی است. خدمات پرتماس نیز از این قائده مستثنی نیستند. یکی از بسترهایی که برای رضایت و حفظ مشتریان در این گونه خدمات می توان از آن استفاده شایانی کرد. روابط دوستانه بین ارائه دهندگان خدمات و مشتریان است. در مقاله حاضر، رابطه بین ویژگی های شخصیتی مشتریان و روابط دوستانه مورد بررسی قرار گرفته است. نمونه شامل 345 نفر مشتریان خدمات مشاوره و پزشکی شهر اصفهان است که از این مقدار 191 زن و 154نفر مرد بوده اند. اثر متغیرهای برون گرایی، معاشرت پذیری، ثبات احساس و اشتیاق به تجارب جدید و همچنین تاثیر روابط دوستانه بر رضایت و مراجعه دوباره مشتری مورد بررسی قرار گرفتند. تجزیه داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل 8.5 انجام شد. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای برونگرایی و معاشرت پذیری بر روابط دوستانه، روابط دوستانه بر رضایتمندی و مراجعه دوباره مشتری، رضایتمندی بر مراجعه دوباره تاثیر مثبت و معناداری داشته اند، اما تاثیر معناداری ثبات احساس و اشتیاق به تجارب جدید بر روابط دوستانه رد شدند.
هدف اصلی این مقاله طراحی و ارائه یک سیستم استنتاج فازی جامع از مجموعه شاخص های مهم و اثر گذار بر موفقیت پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان جهت ارزیابی و ارتقاء پیاده سازی این سیستم در سازمان ها می باشد. بدین منظور شاخص های تاثیر گذار بر موفقیت پیاده سازی و استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان پس از بررسی بیش از 180 مقاله معتبر داخلی و بین المللی استخراج گردیده و توسط خبرگان این حوزه، مورد بررسی و امتیاز دهی قرار گرفته است. در ادامه با استفاده از رویکرد ایجاد سیستم استنتاج فازی، این سیستم فازی به منظور ارزیابی میزان موفقیت استقرار سیستم برنامه ریزی منابع سازمان طراحی گردیده است. یافته های این پژوهش مشتمل بر شناسایی مهم ترین شاخص های موثر در موفقیت پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان و طراحی سیستم استنتاج فازی جهت ارزیابی میزان موفقیت استقرار این سیستم در سازمان های ایرانی می باشد. سیستم ارائه شده برای سازمان های ایرانی این امکان را فراهم می سازد که با توجه به شرایط داخلی و محیطی خود و بر مبنای مهم ترین شاخص های موثر در پیاده سازی سیستم برنامه ریزی منابع سازمان، احتمال موفقیت خود را در پیاده سازی سیستم های مدیریت منابع سازمان بسنجند و از این طریق احتمال شکست خود را در اجرای این پروژه کاهش دهند.
تحقیقات اولیه درباره مسیر شغلی و پیشرفت شغلی نوعا در ارتباط با بررسی ویژگیهای جمعیت شناختی و عوامل شخصی و موفقیت شغلی بوده است. به عنوان مثال، عوامل جمعیت شناختی مانند سن، وضعیت تاهل و عوامل شخصی مانند تحصیلات و تجربه به عنوان تعیین کننده های قوی موفقیت شغلی شناخته شده بودند شواهد تجربی اخیر نیز از این ایده که ویژگیهای اجتماعی-جمعیت شناختی(سن و جنسیت) به عنوان پیش گویی کننده های اساسی یا قوی موفقیت شغلی هستند، حمایت می کند. در این راستا موضوع هوش عاطفی نیز به عنوان عوامل دیگر در این زمینه شناسایی شده است. برای این منظور از پرسشنامه استفاده گردید و روایی و پایائی مقیاس ها احراز شد. یک نمونه 100 نفری از بین کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی تبریز را انتخاب کرده و میزان موفقیت شغلی عینی و ذهنی آنان را مورد بررسی قرار داده شد که نتایج بدست آمده عبارتند از: 1- بین هوش عاطفی و موفقیت شغلی ذهنی رابطه معنی دار و مستقیم وجود ندارد. 2- بین هوش عاطفی و موفقیت شغلی عینی رابطه معنی دار و مستقیم وجود دارد. 3- بین سن و موفقیت شغلی عینی رابطه معنی دار وجود ندارد. 4- بین سن و موفقیت شغلی ذهنی رابطه معنی داری وجود ندارد. 5- اختلاف نمره های موفقیت شغلی عینی براساس جنسیت معنی داراست.6- اختلاف نمره های موفقیت شغلی ذهنی براساس جنسیت معنی دار نیست .
در دو دهه اخیر مفهوم سرمایه اجتماعی در سطوح و اشکال متفاوت خود به عنوان یکی از جالب توجه ترین مفاهیم اجتماعی توجه صاحب نظران و پژوهشگران را با چارچوپ های تحلیلی خاصی به خود جلب کرده است و از طرفی بعد از ناکارآمدی الگوی تک بعدی توسعه در پنجاه سال اخیر، توسعه پایدار از جمله مباحث مورد توجه دولت ها، ملت، مجامع بین المللی بوده است از آنجائیکه سرمایه اجتماعی به واسطه ارتباطش با سایر مؤلفه های بنیادین اجتماعی نظیر، نظم، وفاق اجتماعی، تعهد و پیوند اجتماعی، انسجام اجتماعی، امنیت و مشارکت اجتماعی ضروری بنظر رسید که تاثیرش با ابعاد توسعه پایدار بعنوان اولویت مورد توجه کشور در نیل به چشم انداز بیست ساله نظام مقدس جمهوری اسلامی مورد مطالعه قرار گیرد.این پژوهش با هدف پاسخ به سوال اصلی تحقیق یعنی چگونگی طراحی و ارائه الگوی سنجش تاثیر سرمایه اجتماعی بر ابعاد توسعه پایدار براساس مدل توسعه پایدار OECD و با استفاده از شاخصهای کمیته ملی توسعه پایدار ایران، با گرایش توسعه ای و کاربردی انجام شده است.جامعه آماری پژوهش اعضای هیات علمی منطقه 13 دانشگاه آزاد اسلامی می باشد که یک نمونه 219 نفری به روش خوشه ای انتخاب و نظر نخبگان به صورت نظری جمع آوری گردید. از آنجائیکه این تحقیق در پی سنجش، جهت تاثیر و نوع آن بوده برای تحلیل یافته ها از روش مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تاییدی با استفاده از نرم افزار لیزرل استفاده شده که یافته های تحقیق حکایت از تاثیر مثبت، مستقیم و معنی دار متغیر سرمایه اجتماعی بر ابعاد متغیر توسعه پایدار به ترتیب 88% بر بعد اقتصادی توسعه پایدار و 71% بربعد اجتماعی و زیست محیطی توسعه پایدار و در نهایت 70% بر بعد سیاسی توسعه پایدار دارد. در نهایت برای نیل به اهداف توسعه پایدار پیشنهاداتی چون فرهنگ سازی برای حفظ محیط زیست، تهیه پیوست فرهنگی، ارتقاء سطح مشارکت عمومی و اعتماد به کاگزاران و سیاست گذاران ارائه گردید.
در این مقاله، با معرفی شاخص بهره وری که قدرت یک فعالیت صنعتی برای دستیابی به مزیتهای نسبی در سطح داخلی و حتی در سطح خارجی را مشخص می سازد، این شاخص در سطح رشته فعالیتهای بیست و سه گانه صنعتی کشور برآورد شده و سپس سایر شاخصهای کلیدی بخش صنعت از جمله سرمایه بری، سودآوری، کاردهی، درصد شاغلان متخصص، تغییرات ساختاری، سهم صادرات از تولید، میزان وابستگی به مواد اولیه خارجی و شاخص مهم سهم انرژی در هزینه های تولید معرفی شده و مقدار آنها در سالهای 1374، 1380 و 1386 بررسی و تحلیل می شود و در نهایت، اولویتهای سرمایه گذاری رشته فعالیتهای صنعتی کشور از طریق روش رتبه بندی تاکسونومی عددی در دو مقطع زمانی 1380 و 1386 صورت می گیرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد در سال 1380، صنایع تولید سایر وسایل حمل و نقل، صنایع تولید محصولات فلزی فابریکی بجز ماشین آلات و تجهیزات و صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی و در سال 1386 نیز صنایع تولید مواد و محصولات شیمیایی، تولید فلزات اساسی و تولید محصولات فلزی فابریکی بجز ماشین آلات و تجهیزات به ترتیب بیشترین اولویت سرمایه گذاری را دارا بوده اند. از این رو، سرمایه گذاری در صنایع واسطه ای توصیه می شود.
امروزه، استفاده از مدیریت دانش به عنوان یک دارایی راهبردی، بسیار باب شده است. از این رو، مدیریت دانش از نظر بسیاری از اندیشمندان اهمیت خاصی دارد. تمام پژوهش های مدیریت دانش، سعی دارند چرخة 4 حلقهای مدیریت دانش را ارتقاء دهند. این پژوهش هم یکی از حلقه های اصلی مدیریت دانش یعنی تسهیم دانش را هدف گرفته است. برای این منظور به بررسی تأثیر اعتماد سازمانی بر تمایل کارکنان در به اشتراک گذاشتن دانش در دانشگاه تربیت مدرس پرداخته شده است. جامعة آماری پژوهش حاضر، کلیة کارکنان دانشگاه تربیت مدرس مستقر در شهر تهران بوده است و نمونة مورد بررسی این پژوهش 171 نفر از این کارکنان است. آزمون های اصلی مورد استفاده در این پژوهش رگرسیون و آزمون همبستگی پیرسون است. نتایج حاصل از گردآوری پرسش نامه از بین کارکنان نشان میدهد که ابعاد سه گانه اعتماد سازمانی (اعتماد به قابلیت های سازمان، اعتماد به انسجام سازمان و اعتماد به خیرخواهی سازمان) هر کدام تأثیر مثبتی بر تمایل کارکنان در تسهیم دانش دارد. دلالت های ضمنی این پژوهش این است که در سایر دانشگاهها از جمله دانشگاههای نظامی هم می توان از نتایج آن بهرهگیری کرد.
گزارش گری محافظه کارانه اثرات مثبت و منفی متفاوتی بر واحد تجاری دارد. از جمله مهمترین اثرات مثبت می توان به افزایش کیفیت اطلاعات مالی و در نتیجه کاهش ریسک این اطلاعات و هزینه سرمایه واحد تجاری اشاره کرد. علاوه بر این در صورت رعایت اصل محافظهکاری، قابلیت اتکای اطلاعات مالی و ارزش آن بیشتر میشود. از اینروتوان اعمال قضاوت توسط مدیریت و در نتیجه پایداری سود کاهش خواهد یافت. امامهمترین هزینه اتخاذ رویکرد محافظهکارانه، کاهش انتظارات بازار سرمایه از عملکرد آتی واحد تجاری میباشد. دراین پژوهش باتوجه به وجود این منافع و هزینه ها، تاثیر گزارشگری محافظه کارانه استهلاک بر بازده بازار سهام، رابطه ارزشی سود و پایداری سود بررسی شده است. برای این منظور از اطلاعات شرکت های پذیرفته شده در بورس تهران طی سال های 1380 تا 1389 و از مدلهای رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج نشان می دهد واحدهایی که در گزارش گری استهلاک رویکرد محافظه کارانه اتخاذ می کنند، بازده بازار سهامشان بیشتر و یایداری سودشان کمتر است. اما رابطه ی ارزشی سودشان با سایر متغیرها تفاوت معناداری ندارد.
زمینه و هدف: هدف از انجام این پژوهش بررسی ارتباط هوش هیجانی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی و موفقیت شغلی آن ها بود.
روش: روش تحقیقی که به منظور تحلیل داده های این پژوهش به کار رفته است روش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ مشغول به خدمت در یگان های مختلف ستادی، معاونت ها، کلانتریها و... تشکیل داده اند. از جامعه آماری مذکور یک گروه نمونه شامل 420 نفر از طریق روش نمونه گیری تصادفی از یگان های مختلف فاتب، معاونت ها، کلانتری ها و... انتخاب شدند و پرسشنامه های سبک های مدیریتی لوتاتز و سبک مدیریتی تحول گرا، هوش هیجانی و موفقیت شغلی در مورد آن ها اجرا گردید. از این تعداد 407 پرسشنامه که قابلیت بهره برداری داشتند، مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج حاصله بیان کننده آن بود که بین هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن با سبک مدیریت مشارکتی و تحول گرا فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ رابطه مثبت و با سبک استبدادی آن ها رابطه منفی وجود دارد. یافته های دیگر این پژوهش نشان داد که بین هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن با موفقیت شغلی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ رابطه مثبت وجود دارد. همچنین بین سبک های مدیریتی مشارکتی و تحول گرای فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه مثبت و بین سبک مدیریتی استبدادی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه منفی وجود دارد. نتایج دیگر این پژوهش حاکی از آن بود که بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با هوش هیجانی و خرده مقیاس های آن رابطه مثبت وجود دارد. از یافته های دیگر این پژوهش می توان به رابطه مثبت بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با سبک های مدیریتی مشارکتی و تحول گرا و رابطه منفی آن ها با سبک مدیریتی استبدادی اشاره داشت. همچنین نتایج حاصل از این پژوهش نمودار آن بود که بین سن، میزان تحصیلات و سال های خدمتی فرماندهان و مدیران انتظامی تهران بزرگ با موفقیت شغلی آن ها رابطه مثبت وجود دارد.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق ملاحظه میشود مدیرانی که هوش هیجانی بالایی دارند از سبکهای مدیریتی مناسب تری برای مدیریت کارکنان خود بهره میجویند و در نتیجه توانایی درک دیگران و مدیریت کردن هیجانات و روابط خود با دیگران، ارزیابی سریع و دقیق از اوضاع، انعطاف پذیری و غیره که لازمه مدیریت موفق و کارآمد است را دارند. همچنین مدیران در سنین بالاتر و با سال های خدمتی بالاتر سبک های تحول گرا و مشارکتی را بیشتر به کار می گیرند و رابطه این سبک ها نیز با موفقیت شغلی به اثبات رسیده است، بنابراین میتوان چنین نتیجه گرفت که گزینش و به کارگیری مدیران باتجربه و با هوش هیجانی بالا میتواند در کارآیی و موفقیت شغلی آن ها موثر واقع شود.
با افزایش رقابت و مطرح شدن پدیده هایی مانند بازارهای جهانی صنایع داخلی هر کشور به منظور باقی ماندن در این عرصه باید مزیت های رقابتی خود را افزایش دهند. یکی از ابزارهای راهبردی که موجب تعهد و تکرار مصرف، افزایش ارزش اقتصادی برای سهامداران و گسترش دامنه فعالیت های اقتصادی به فراسوی مرزهای جغرافیایی می شود، ارزش برند است. با توجه به اهمیت ارزش ویژه ی برند برای شرکت ها، بررسی اینکه عناصر آمیزه بازاریابی چگونه و به چه نحوی برای برند ارزش آفرینی می کنند، امری ضروری است. در این تحقیق به منظور بررسی نحوه اثرگذاری عناصر آمیزه بازاریابی بر روی ارزش ویژه ی برند در شرکت شیرین عسل، بر اساس مدل مفهومی تحقیق رابطه میان عناصر آمیزه بازاریابی محصول، قیمت، ترویج و توزیع به عنوان متغییرهای برون زا و در مورد ارزش ویژه ی برند آگاهی از برند/تداعی ذهنی، وفاداری به برند و کیفیت ادراک شده به عنوان متغییرهای درون زا فرضیه سازی شد. جامعه ی آماری این تحقیق کلیه مصرف کنندگان در سطح شهر تبریز و نمونه ی آماری شامل 480 نفر از مصرف کنندگان انتخاب شدند. اطلاعات لازم با روش نمونه گیری خوشه ای در فروشگاههای ارایه دهنده محصولات شرکت جمع آوری گردید و با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل معادلات ساختاری بیانگر تاثیر عناصر قیمت و محصول بر تمامی ابعاد ارزش ویژه ی برند است. دو عنصر توزیع و فعالیت های ترویجی نیز از عوامل اثرگذار بر آگاهی/تداعی ذهنی از برند می باشند.
مدیریت ریسک سازمان با رویکرد کل نگر، پیوسته به عنوان بهترین روش در مدیریت ریسک شناخته می شود. در این بررسی کاربرد حدود ریسک هایی که تا کنون به طور جداگانه تعیین می شده اند و به طور سازمانی مورد بررسی قرار نگرفته اند، برای بیمه گر بیان شده اند. هنوز مشاهده می شود که بیمه گران برای مدیریت ریسک خود از حدود ریسک استفاده می کنند که بطور مجزا تعیین شده و در ترکیب آنها در سطح سازمان آزمون نشده است. دراین مقاله از مدل عام تحلیل مالی پویا (داینامو 4) برای مدل سازی حدود ریسک فعلی یک شرکت بیمه تعاونی چند رشته ای فرضی با اندازه متوسط، استفاده می شود. در گذشته، حدود ریسک شرکت به طور جداگانه و با هدف حفظ سرمایه تعیین می شد. حدود ریسک مورد بررسی شامل نرخ های رشد، حفظ طرح بیمه اتکایی شرکت و حدود بیانیه خط مشی سرمایه گذاری می شوند. از مدل داینامو 4 برای آزمون کردن و پیشنهاد بهسازی در حدود ریسک فعلی از دیدگاه حفظ سرمایه در عرصه سازمانی استفاده می شود. همچنین فرضیات ریسک مورد بررسی، به وسیله مدل داینامو 4 آزمون می شوند