شرکت ها برای رشد و باقی ماندن در عرصه رقابت ناچار به نوآوری و توسعه محصولات جدید هستند، اما نوآوری و فرآیند توسعه محصول، پرریسک و هزینه بر است. از طرفی اکثر محققین برای بررسی توسعه محصول، عوامل مؤثر بر آن را ایستا در نظر گرفته و به پویایی بین این عوامل توجه ننموده اند. از آنجایی که نحوه ارتباط بین عوامل مؤثر بر موفقیت توسعه محصول جدید دارای پویایی ها و بازخوردهای فراوانی است. ابزار پویایی شناسی سیستم ها، ابزار مناسبی است که از آن می توان برای تجزیه وتحلیل در این حوزه استفاده کرد. در این تحقیق در جهت شناسایی و تحلیل پویایی های عوامل مؤثر بر موفقیت توسعه محصول جدید، بر اساس پیشینه نظری و نظرات خبرگان صنعت، متغیرهای کلیدی در حوزه توسعه محصول جدید شناسایی و روابط علت و معلولی میان این متغیرها ترسیم شده است. سپس روابط ریاضی میان این متغیرها بر اساس روابط موجود در پیشینه تعیین و بر این اساس سیستم مورد نظر، در شرکت صنایع غذایی نوشین آذر در بازه زمانی سال های 1384 الی 1404 شبیهسازی شده است. جهت بهبود عملکرد شرکت سیاستهای افزایش حمایت مدیریت، سرمایه گذاری بیشتر در بخش تحقیق و توسعه و افزایش و بهبود برنامه ریزی توسعه محصول پیشنهاد و نتیجه حاصل از اجرای این سیاستها شبیه سازی شده است.
موضوع مقاله: از آنجایی که اطلاعات مالی نسبت به گذشت زمان بسیار حساس می باشند و با گذشت زمان ارزش و سودمندی خود را برای اتخاذ تصمیم گیری های صحیح توسط استفاده کنندگان، از دست می دهند بنابراین هر چه فاصله زمانی بین تاریخ پایان سال مالی و تاریخ انتشار صورتهای مالی کوتاهتر باشد ارزش اطلاعات ارائه شده به استفاده کنندگان بالا می رود.
روش تحقیق: این پژوهش از نظر روش تحقیق،تحقیق توصیفی از نوع همبستگی می باشد. قلمرو زمانی مابین سال های 1388الی1391 در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.
طرح بحث: انتظار بر آن است که تغییر در اظهارنظر حسابرس به طور معمول با زمان اعلام سود در ارتباط باشد. همچنین زمان اعلام سود از سوی شرکت ها هنگامی که اظهار نظر حسابرس نسبت به دوره های قبل بهبود یافته، نسبت به زمانی که اظهار نظر حسابرس نسبت به دوره قبل بدتر شده است، زودتر انجام شود.
نتیجه گیری:یافته های پژوهش نشان دهنده این موضوع می باشد که در صورت بهبود در نوع اظهار نظر حسابرسان شرکت ها زود تر صورت های مالی حسابرسی شده خود را افشاء می نمایند. به عبارت دیگر، ماهیت اظهارنظر حسابرس و همچنین تغییر در نوع اظهارنظر حسابرس بر روی به موقع بودن سود اثرگذار است.
مدیران شرکت های دولتی دارای افق تصمیم گیری کوتاه مدت می باشند، لذا تلاش می نمایند تا به هر طریق ممکن از جمله دست کاری و مدیریت سود، عملکرد دوره جاری و در نتیجه پاداش خود را افزایش دهند. علاوه بر این روابط و نفوذ سیاسی نه تنها بر وضعیت مالی بنگاه های اقتصادی تأثیر می گذارد، بلکه انگیزه های مدیران را نیز در ارتباط با مدیریت سود تحت تأثیر قرار می دهد و سبب ایجاد تفاوت های چشمگیر در سیاست های مالیاتی و کیفیت گزارشگری شرکت ها می شود. هدف از تحقیق حاضر تعیین اثر مالکیت دولتی و ارتباطات سیاسی بر کیفیت گزارشگری مالی و اجتناب مالیاتی شرکت ها هست. داده های تحقیق حاضر با استفاده از اطلاعات مالی 106 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1389 تا 1394 جمع آوری شده است و برای تجزیه وتحلیل داده ها از الگوی رگرسیون خطی چند متغیّره با استفاده از داده های ترکیبی استفاده شده است. نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که مالکیت دولتی و ارتباطات سیاسی اثر منفی و معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی دارد و زمانی که درصد مالکیت دولت و یا ارتباطات سیاسی در شرکت ها افزایش می یابد، کیفیت گزارشگری شرکت ها کاهش می یابد، همچنین نتایج نشان داد که مالکیت دولتی اثر معناداری بر اجتناب مالیاتی شرکت ها ندارد، اما ارتباطات سیاسی اثر مثبت و معناداری بر اجتناب مالیاتی دارد.
هدف این مقاله، طراحی الگوی نشانگرهای ارزیابی عملکرد در فرایند برنامه ریزی راهبردی دانشگاه شهید بهشتی است. مبنای الگوی مزبور، تجمیع اهداف و سنجه های مربوط به آن ها در نرم افزار کیو.پی.آر[1] و پیاده سازی سامانه ی داشبوردی مدیریت[2] مبتنی بر روش کارت امتیازی متوازن[3] است. پس از شناسایی مؤلفه های چشم انداز، مأموریت و اهداف دانشگاه، شاخص های کلیدی عملکرد[4] مبتنی بر آن ها، علاوه بر چهار منظر کارت امتیازی متوازن، بعد دیگری به نام بعد حاکمیتی شناسایی و پس از طراحی مدل پیشنهادی، نتایج مورد بررسی و تحلیل آماری قرار گرفت. با توجه به گسترش فنآوری اطلاعات در سازمان ها، به منظور هم راستایی نشانگرهای ارزیابی عملکرد کلیه ی شاخص های استخراج شده با مؤلفه های راهبردی که در فرایند برنامه ریزی راهبردی به دست آمده بود، این اطلاعات در نرم افزار کیو.پی.آر. پیاده سازی و مورد پایش و کنترل قرار گرفت. نتایج حاصل از به کارگیری این نرم افزار، حاکی از شناسایی مؤثر و کامل فرایندها، تعیین فرایندهای کلیدی، هم سوسازی فرایندها با راهبردها و پایش سنجه ها براساس نشانگرهای ارزیابی عملکرد پیاده سازی در یک سامانه ی داشبوردی مدیریت مبتنی بر فرایند برنامه ریزی راهبردی دانشگاه است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل استرس زای شغلی اعضای هیئت علمی دانشگاه بیرجند و رابطة آن با کیفیت زندگی کاری آنان انجام گرفته است. روش پژوهش توصیفی- همبستگی است که با به کارگیری فرمول نمونه گیری کوکران و روش نمونه گیری تصادفی ساده، حجم نمونه 136 نفر تعیین شد. پرسشنامه های استرس شغلی (HSE)، با ضریب پایایی 90/0 و کیفیت زندگی کاری با ضریب پایایی 91/0 به کار گرفته شد. داده ها با آزمون های کولموگروف- اسمیرنوف، تحلیل عاملی اکتشافی، ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شد. نتایج نشان داد عوامل استرس زای شغلی تقاضا، حمایت مسئولان و همکاران، نقش، کنترل و ارتباط بوده است. ابعاد کیفیت زندگی کاری اعضای هیئت علمی نیز، قانون گرایی در سازمان، پرداخت منصفانه و کافی، توسعة قابلیت های انسانی، تأمین فرصت رشد و امنیت، فضای کلی زندگی، محیط کار ایمن و بهداشتی و یکپارچگی و انسجام اجتماعی است. استرس شغلی و کیفیت زندگی کاری (33/0- =r) در سطح معناداری 01/0 با یکدیگر رابطة معکوس و معنادار داشته اند، همچنین، تقاضا (35/0-=r)، کنترل (30/0- = r) و نقش (11/0- =r)، به عنوان عوامل استرس زای شغلی با کیفیت زندگی کاری همبستگی معکوس داشته اند. در نهایت، از میان عوامل استرس زای شغلی، تقاضا و کنترل با کیفیت زندگی کاری اعضای هیئت علمی، همبستگی چندگانة معنا دار داشته اند و 17/0 درصد از تغییرات آن را پیش بینی می کنند.
انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی در تحلیل پوششی داده ها از اهمیّت به سزایی برخوردار است و نمرات کارایی واحدها به شدّت از مجموعه متغیرهای انتخابی تأثیر می پذیرند. در این پژوهش، روشی برای انتخاب متغیرهای ورودی و خروجی، بر اساس آنالیز تشخیصی ارائه شده است. در این روش اهمیّت نسبی متغیرها در تعیین عضویت واحدها در دو گروه متغیر وابسته (کارا و ناکارا) یا همان ضرایب تشخیصی استاندارد به عنوان معیار انتخاب متغیرهای اصلی مدل معرفی می شوند.
هدف:همواره این سؤال مطرح است که آیا بهایابی جذبی با تولید بیشتر و نگهداری موجودی کالا در دنیایی که تمرکز بر نگهداشت حداقل موجودی کالا است، باز هم می تواند سبب بهبود عملکرد شده و بر هزینه های نگهداری غلبه کرده، عملکردی بهتر از شرکت را به تصویر بکشاند. در این پژوهش سعی شده است رابطه سرمایه گذاری در موجودی کالا و عملکرد شرکت مورد آزمون قرار گیرد. روش: این پژوهش در حوزه تحقیقات اثباتی حسابداری قرار داشته که داده های 163 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بین سال های 1388 تا 1395 را با استفاده از تحلیل پانلی بررسی نموده است. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان می دهد که بین سرمایه گذاری در موجودی کالا و عملکرد شرکت، رابطه معنادار آماری برقرار نیست. علاوه بر این، بین رشد فروش و تغییر در سرمایه گذاری در موجودی کالا، رابطه معنادار آماری مشاهده گردید. نتیجه گیری: نگهداری موجودی کالا در ایران از لحاظ آماری نمی تواند تأثیر قابل توجهی بر عملکرد شرکت داشته باشد.
امروزه از مدیریت جامع کیفیت به عنوان چراغی روشنی بخش و زبان مشترک در سازمانها استقبال شده است و هر سازمانی سعی می نماید به نوعی مسیرهای قبلی خود را با به کارگیری این سیستم مدیریتی ، اصلاح نماید. اما نقص در سیستمهای اطلاعاتی باعث گردید که بر خلاف بی نقص بودن استراتژی کیفیت ، بعضا مشکلاتی بر سر راه اجرای آن به وجود آید و یا اینکه حتی بعد از اجرای این سیستم ، نتایج مطلوب و قابل توجهی حاصل نگردد...