فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۶۶۱ تا ۱۱٬۶۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
نقش سرمایه انسانی در تولید صنایع استان خراسان شمالی (با تاکید بر صنایع بزرگ)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این مقاله، بررسی میزان و نحوه تاثیر سرمایه انسانی بر تولید کارگاه های صنعتی بالای 10 نفر کارکن استان خراسان شمالی در مقطع زمانی 1384 می باشد. بدین منظور بعد از بررسی پایه های نظری و تجربی سرمایه انسانی و بررسی وضعیت صنایع موجود در استان خراسان شمالی، اقدام به تخمین تابع تولید صنایع استان با استفاده از تابع تولید کاب- داگلاس نموده ایم. با توجه به این که شاخص سرمایه انسانی یک متغیر کیفی می باشد از نیروی کار متخصص با تحصیلات دانشگاهی و نیروی کار ماهر و با تجربه به عنوان شاخص سرمایه انسانی استفاده شده است. نتایج بدست آمده حاکی از آن است که تابع تولید کاب- داگلاس، وضعیت تولید صنایع استان خراسان شمالی را به خوبی توضیح داده و متغیرهای متناسب با سرمایه انسانی، تاثیر مثبت بر ارزش ستاده صنایع استان خراسان شمالی دارند و تابع تولید صنایع استان از بازدهی ثابت نسبت به مقیاس برخوردار است.
شناسایی و مدلسازی انگیزه های بکارگیری نظام مدیریت عملکرد منابع انسانی در کسب و کارهای بزرگ ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بکارگیری نظام مدیریت عملکرد به دغدغه ای مهم و اساسی برای کسب و کار ها تبدیل شده است. یافته های پژوهش ها نشان می دهد حدود 70 درصد برنامه-های تحولی در کسب و کارها از قبیل: برنامه ریزی استراتژیک، مدیریت دانش، مدیریت عملکرد، مدیریت کیفیت جامع و مهندسی مجدد، به دلیل عدم احساس نیاز و انگیزه لازم برای تحول با شکست مواجه می شوند. برای کاهش نرخ شکست، شناسایی و افزایش انگیزاننده های کسب و کارها برای بکارگیری این برنامه های تحولی از اهمیت زیادی برخوردار است. از این رو، با توجه به تمرکز تحقیق حاضر بر روی نظام های مدیریت عملکرد به عنوان یکی از برنامه های تحولی در سازمانها، سؤال پژوهش حاضر این است که انگیزه های بکارگیری نظام مدیریت عملکرد منابع انسانی در کسب و کارهای بزرگ ایرانی کدامند؟ علاوه بر شناسایی انگیزاننده ها، این تحقیق همچنین بدنبال شناسایی میزان اهمیت و روابط بین این عوامل انگیزشی نیز می باشد. بدین منظور از روش تحقیق کیفی اکتشافی استفاده گردید، تا از نظر خبرگان و متخصصان برخوردار از تجربه و شایستگی لازم در زمینه نظام های مدیریت عملکرد بهره گیری شود. در مرحله اول براساس شاخص تعداد کارکنان شش کسب و کار بزرگ کشور برخوردار از تجربه بکارگیری نظام مدیریت عملکرد به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید و داده های لازم از طریق مصاحبه واقع محور استخراج، مستندسازی و با استفاده از مدل اشتراس کدگذاری گردید. در گام بعد یافته های حاصل از پژوهش ها و کدگذاری تجربیات بر اساس روش مدیریت تعاملی توسط خبرگان منابع انسانی برخوردار از تجربه لازم در زمینه بکارگیری نظام مدیریت عملکرد در کسب و کارهای بزرگ، مورد ارزیابی، غربال گری و سپس مدلسازی قرارگرفته است. در مرحله دوم از روش های ایده نویسی به منظور گردآوری داده ها استفاده گردید. براساس یافته های نهایی پژوهش، با اهمیت ترین انگیزه های کسب و کارهای بزرگ ایرانی در بکارگیری نظام مدیریت عملکرد عبارتند از: فعالیت شرکت در فضای رقابتی، احساس نیاز رهبران به ایجاد تحول در کسب و کار، کنترل و اطمینان از تحقق اهداف، همراستایی اهداف فردی و سازمانی، پایش عملکرد و پاداش دهی براساس عملکرد و شناخته شدن بر اساس علمکرد. شناسایی روابط بین انگیزاننده ها نشان داد که وجود فضای رقابتی، به عنوان یکی از علل برانگیخته شدن کسب و کارها برای استفاده از نظام مدیریت عملکرد، بر سایر انگیزاننده ها تأثیر قابل ملاحظه ای داشته است. همچنین برخی دیگر از انگیزاننده ها از قبیل پاداش دهی براساس عملکرد، پایش عملکرد و شناخته شدن براساس عملکرد نیز تأثیر متقابلی بر یکدیگر دارند. کاربردهای یافته های تحقیق و پیشنهاداتی برای پژوهشگران آینده در انتهای مقاله مورد مطالعه قرار گرفته اند.
مشروعیت کارآفرینی به عنوان یک حوزه علمی نو ظهور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هر حوزه علمی نوظهوری با موضوع مشروعیت علمی مواجه میباشد و کارآفرینی نیز بهعنوان یک حوزه علمی نوظهور از این قاعده مستثنی نیست و در وضعیت گذار از مرحله مشروعیت قرار دارد. در این نوشتار کارآفرینی بهعنوان یک حوزه علمی نوظهور براساس چهار ویژگی شامل: یک چارچوب علمی قوی، روششناسی ویژه، جریان پژوهشی، آموزشی و نشر و در نهایت دارا بودن مصادیق حرفهای و اجرایی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. یافتهها این مقاله نشان میدهند که کارآفرینی بهعنوان یک حوزه علمی نوظهور در وضعیت چالش مشروعیت علمی قرار دارد و برای گذر موفقیتآمیز از این مرحله بایستی توجه ویژهای به ابعاد الگوی مفهومی مادر، روششناسی پژوهشی و پژوهشهای اکتشاف محور و نظریهگرا داشته باشد.
ارزیابى مدیریت پسماندهاى بیمارستانهاى دولتى آموزشى و خصوصى تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکى تهران(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
زباله ها و پسماندهاى بیمارستانى، یکى از معضلات زیست محیطى است که به علت دارا بودن عوامل خطرناک، سمى و بیمار یزا سلامت افراد و جامعه را تهدید مى کنند. بى توجهى به مدیریت صحیح این پسماندها باعث شیوع انواع بیمار یها و اپیدمیها میشود که موجب تهدید سلامت افراد و جامعه و اتلاف هزینه است. هدف این مطالعه مقایسه ى مدیریت پسماندهاى بیمارستانى در بیمارستا نهاى آموزشى و خصوصى تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکى تهران در سال 1385 بود. روش بررسی: این پژوهش توصیفی-مقطعى در 159 بخش مختلف در 6 بیمارستان آموزشى و 3 بیمارستان خصوصى تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکى تهران که به صورت تصادفى ا نتخاب شدند،ا نجام گرفت. داد ه ها از طریق مشاهده و تکمیل پرسشنامه ای مشتمل بر 72 سؤال گردآورى شد. یافته ها: بخش هاى بیمارستا نهاى خصوصى از نظر نحو ه ى تفکیک زباله ( 67 درصد)، جمع آورى زباله ( 39 درصد)، نگهدارى موقت زباله ( 15.7 درصد) و حمل زباله از سطح بخش ها به محل نگهدارى موقت زباله در بیمارستان و از آنجا به محل دفع نهایى ( 27.5 11 و 2 به ترتیب در بیمارستا نهاى آموزشى). ،13 ،35 ،7 ، درصد)، وضعیت مطلوب ترى داشتند (با 3 نتیجه گیری: مدیریت پسماندهاى بیمارستانى در بیمارستا نهاى خصوصى، مطلوب است. در بیمارستا نهاى خصوصى، بودجه و سرمایه بیشترى وجود داشته و مدیران از آزادى عمل بیشترى در ایجاد تصویرى مناسب تر از بیمارستان با ارائه خدمات باکیفى تتر، برخوردارند.
معرفتشناسی و رفتار اطلاعجویی
حوزههای تخصصی:
این پژوهش بر آن بود تا چگونگی رفتار اطلاعجویی را در جامعه مورد پژوهش (158 نفر از دانشجویان کارشناسیارشد دانشگاه تهران) بررسی کند و رابطه آن را با باورهای معرفتشناختی دانشجویان یاد شده بیازماید. روش پژوهش پیمایشی و از نوع توصیفی است. برای گردآوری دادهها از دو پرسشنامه استفاده گردید که یکی ساخته محقق و دیگری پرسشنامه باورهای معرفتشناختی شومر است. نتایج حاکی از آن است بین سازماندهی دانش و قضاوت ربط اطلاعات دانشجویان در سطح 05/0 رابطه معنادار مثبت و نیز بین سازماندهی دانش و بـُعد تخصیص زمان در سطح 001/0 رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. افزون بر این، بین بـُعد سرعت یادگیری و تأیید دانش پیشین در سطح 01/0 رابطه معنادار و منفی وجود دارد. بین سایر ابعاد باورهای معرفتشناختی و سایر ابعاد رفتار اطلاعجویی رابطهای معنادار مشاهده نگردید.
بررسی و ارزیابی کارایی شرکت های پخش در ایران با استفاده از مدل برنامه ریزی ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از پروژ ههای اصلی اصلاح نظام توزیع کالا در طرح تحول اقتصادی، ساماندهای
نظام پخش کالا است. اهداف اصلی اجرای این پروژه، ساماندهی پخش کالا، پایش مستمر
توزیع مویرگی کالا در واحدهای صنفی، کاهش هزینه مبادله و ارتقای کارایی در صنعت
پخش م یباشد. در این راستا، هدف اصلی این مقاله بررسی و ارزیابی کارایی شرک تهای
پخش است. ارزیابی کارایی در شرک تهای پخش این مکان را فراهم می کند تا امکانات
توزیع شرکت های پخش را شناسایی کنیم.
در این مطالعه با استفاده از روش ناپارامتری و داده های سازمان حمایت از مصرف کنندگان
و تولید کنندگان وزارت بازرگانی در سال 1386 ، کارایی شرک تهای پخش در توزیع کالا
با دو فرضِ بازدهی ثابت نسبت به مقیاس و بازدهی متغیر نسبت به مقیاس ارزیابی شده است.
نتایج نشان می دهد که با فرض اول؛ شرکت های پخش رازی، به پخش صنایع مرغ
مادر ایران، پخش پگاه، سایه سمن، پرنیان مهیار و پخش البرز از بیشترین کارایی برخورداربوده )کارایی کامل( و میانگین کارایی تحت این فرض 58 درصد بوده است. با در نظر
داشتن فرض دوم؛ شرک تهای پخش قاسم ایران، سهامی عام کف، توزیع داروپخش، پخش
هجرت، پخش فردوس، هنگل پا کوش، پخش پیشگام، کیمیا پخ شفام، جهان دام دار و،
آزمایشگاه های تولیدی داروسازان ایران، پویش الکه، لیوار، دامپزشکان امین و زرین پخش
نصر نیز به جمع شرک تهای پخش کارا می پیوندند که متوسط کارایی تحت این فرض 71
درصد است. درنهایت با توجه به الگو بودن شرکت پخش رازی در بین شرک تهای پخش
غذایی، آرایشی بهداشتی و داروهای انسانی و صنایع مرغ مادر ایران در بین شرک تهای
پخش داروهای دامی توصیه می شود شرکت های پخش ناکارا برای افزایش کارایی بسته به
نوع فعالیت، شرک تهای پخش رازی یا صنایع مرغ مادر ایران را به عنوان الگوی خود قرار
دهند.
شناسایی عوامل مؤثر بر رفتارهای فراتر از نقش اعضای هیئت علمی دانشگاه ها: مطالعه ای در دانشگاه صنعتی شریف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موفقیت جنبش نرم افزاری و تولید علم در کشور نیازمند رفتارهای فرانقش اعضای هیئت علمی است. علیرغم تعدد مطالعات درباره رفتارهای فرانقش سازمانی در حوزه سازمان های تجاری و صنعتی، مطالعات اندکی در این باره در دانشگاه ها انجام شده است. تحقیق حاضر با استفاده از روش کیفی با انجام مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بیست و دو نفر از اعضای هیئت علمی دانشگاهی در شهر تهران که به صورت تصادفی انتخاب شده بودند انجام گردید. با توجه به تجزیه و تحلیل مضمون (تِم) پاسخ های ارائه شده به نظر میرسد که این گونه رفتارها را بتوان در پنج حوزه اجرایی، دانشجویی، ترویجیاجتماعی، آموزشی و پژوهشی دسته بندی کرد. همچنین در این مقاله بر اساس یافته ها علل احتمالی بروز این رفتارها در سطوح فردی، دانشکده ای و دانشگاهی پیشنهاد شده اند.
خطرپذیری و کارآفرینی: شواهد عصب شناختی تصمیم گیری پرخطر در مسئولان واحدهای مرکز رشد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی رفتارهای کارآفرین، نیازمند شناسایی پایه های نورونی تفکر کارآفرین در لایه ای عمیق تر است. در حال حاضر، کارآفرینی در سطح پردازش های نورونی، قابل بررسی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی تفاوت خطرپذیری در دو گروه کارآفرین و افراد غیرکارآفرین است. در پژوهش حاضر، با استفاده از ابزار عصب شناختی خطرپذیری بارات، تصمیم گیری مخاطره آمیز در بیست نفر از مسئولان واحدهای مرکز رشد دانشگاه های شهید بهشتی و تهران، با بیست نفر از همتایان غیرکارآفرین مورد مقایسه قرار گرفت. این آزمون خطرپذیری فرد را در شرایط دنیای واقعی تعیین می کند. داده ها با استفاده از آزمون تی مستقل با نرم افزار اس پی اس اس مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های آزمون بارات نشان داد که دفعات باد کردن در بادکنک های ترکیده در دو گروه، در سطح 05/0 تفاوت معنی داری دارد. با مقایسه میانگین ها نیز مشخص گردید که این نمره در گروه کارآفرین بیشتر است. تعداد دفعات ذخیره پول نیز در دو گروه، تفاوت معنی دار دارد و در گروه گواه به طور معنی داری در سطح 05/0 نمره بیشتر دارد. سایر متغیرهای آزمون، از جمله دفعات باد کردن کل بادکنک ها، حداکثر و حداقل دفعات باد کردن بادکنک ها با وجود بالاتر بودن در گروه کارآفرین، تفاوت معنی داری را در سطح 05/0 نشان نداد. خطرپذیری پیشگوی مناسبی برای کارآفرینی است و می توان در استعدادیابی کارآفرینان، آن را مورد استفاده قرار داد.
پژوهشی تجربی پیرامون روش های تحلیلی آماری در حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور توسعه دانش حسابرسی و کارآیی آن در استفاده از روش های تحلیلی آماری و همچنین اشاعه استفاده از این روش ها در ایران صورت گرفته است. در این پژوهش هشت روش تحلیلی جایگزین شامل پنج روش رگرسیونی. یک روش سری زمانی و دو روش تحلیلی غیر آماری مارتینگل مورد ارزیابی قرار گرفته است. داده های مالی و غیر مالی مربوط به نمونه ای از شرکت های پتروشیمی برای چهار دوره مالی از سال 1377 تا 1380 جمع آوری گردیده است. داده های مذکور برای پیش بینی درآمد فروش و هزینه های تولید مورد استفاده قرار گرفتند. بر اساس نتایج بدست آمده روش های رگرسیونی برای پیش بینی مانده حساب ها در انجام روشهای تحلیلی حسابرسی عملکرد بهتری از سایر مدل ها دارند. رگرسیون لگاریتمی برترین روش تحلیلی آماری ارزیابی گردید. روش مذکور دارای ثبات عملکرد در بین چند شرکت هم صنعت است. در انجام روش های تحلیلی آماری. مدل های ماهانه عملکرد بهتری از مدل های فصلی دارند. مدل های ترکیبی توانایی پیش بینی مناسب تری از مدل های تک شرکتی دارند. همچنین نتایج حاکی از وجود منافع افزاینده استفاده از متغیرهای غیر مالی در انجام روشهای تحلیلی آماری در حسابرسی است.
در یک نگاه: دکتر فیلیپ هریس بنیانگذار واحد درسی نورومارکتینگ در دانشگاه
حوزههای تخصصی:
دکتر فیلیپ هریس، استاد و سخنران نورومارکتینگ در دانشکدهی کسب وکار و اقتصاد دانشگاه ملبورن است.
هریس اولین استاد دانشگاه در جهان است که درس نورومارکتینگ را به صورت آکادمیک تدریس کرده است. او همچنین اولین فردی است که برنامهی درسی نورومارکتینگ را برای تدریس در دانشگاه طراحی کرده است. وی مدرک دکتری خود را از انستیتوی علوم مغزی در دانشگاه سوئین برن دریافت کرده و بیش از یک دهه است که با استفاده از تکنیکهای روانشناسی و عصب شناسی، به تحقیقات بازار میپردازد.
تلاشها و اقدامات مؤثر وی سبب شده که دانشگاه ملبورن استرالیا، یکی از قویترین دانشگاههای جهان در حوزهی نورومارکتینگ باشد و این کشور به یکی از پایگاههای نورومارکتینگ جهان تبدیل شود.
در سال 2001، دکتر هریس به همراه جمعی دیگر از متفکران بازاریابی و عصب شناسی، یکی از اولین شرکتهای نورومارکتینگ را با عنوان NeuroVu در نیویورک تأسیس کردند و تحقیقات بسیاری را برای شرکتهای معتبر جهانی انجام دادند. فیلیپ هریس ،رئیس فعلی انجمن کسب وکار و علوم نورومارکتینگ در استرالیا است. او همچنین یکی از اعضای انجمن بازاریابی و تحقیقات اجتماعی استرالیا، آکادمی بازاریابی استرالیا و نیوزیلند، انجمن تحقیقات مصرفکننده در امریکا، و انجمن روانشناسی مصرفکننده نیز هست.
مهمترین حوزهی تحقیقاتی مورد علاقهی وی استفاده از تکنیکهای مانند EEG و fMRI برای کشف رفتار مصرفکننده است.
او همچنین تحقیقات فراوانی دربارهی تأثیر موسیقی بر رفتار خرید افراد انجام داده است. بسیاری از مقالات هریس در ژورنالهای معتبر دنیا به چاپ رسیده اند. از میان این مقالات میتوان به ""آیا وسوسه شده اید؟ لوگوی برندهای تحسین شده روی کدگذاری عصبی تصمیمات اقتصادی تأثیر میگذارند""، اشاره کرد که وی به همراه چند استاد دیگر در سال 2008 منتشر کرده است. ""عکس العملهای برند روی تصمیم گیری تأثیرگذار هستند""، عنوان مقالهی دیگری است که هریس و موراسکی در سال 2009 تألیف کرده اند.
فیلیپ هریس تاکنون مقالات زیادی را به همراه پروفسور سیلبراشتاین تألیف کرده است. این دو استاد مطرح نورومارکتینگ همچنین فصلی را از کتاب ""موسیقی، ذهن و علم"" تألیف کرده اند که از سوی انتشارات دانشگاه
ملی مسئول چاپ شده است.
دکتر هریس در نیمسال دوم تحصیلی سال 2012، سه درس در دانشگاه ملبورن ارائه داده است که عبارتند از: مدیریت بازاریابی برای دانشجویان مقطع دکتری، نورومارکتینگ برای دانشجویان کارشناسی، و نورومارکتینگ برای دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری. اهداف برنامه ای که برای دانشجویان این دو مقطع طراحی شده به این صورت ذکر شده اند:
• تشریح ابزار و تکنیکهای عصب شناسی در تحقیقات بازاریابی
• توضیح و بحث دربارهی عملکرد سیستمها و ناحیه های خاصی از مغز در تحقیقات بازاریابی
• توضیح دربارهی کاربردهای عملکردی فرایندهای ادراکی، شناختی و احساسی در نظریات بازاریابی
• ارزیابی و کاربرد بینشهای عصب شناسی در فعالیتهای بازاریابیغ
تعیین دیدگاه مدیران بیمارستان های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی ایران نسبت به ویژگی های نظام های اطلاعات در تصمیم گیری، 1383
حوزههای تخصصی:
بررسی مربوط بودن جریان نقدی و ارقام حسابداری در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی
حوزههای تخصصی:
برخی تلاش دارند تا از مزایای محتوای اطلاعاتی ارقام حسابداری به جای ارقام جریان نقد جهت ارزیابی عملکرد مالی بهره مندشوند. این که آیامحتوای اطلاعاتی اضافی اجزای تعهدی سودهاموجب بهبود اندازه گیری عملکردمی شود یک سؤالتجربی همگانی است.از نقطه نظرعملی چندین مانع برای انجام یک آزمون تجربی وجود دارد. مانع اصلی عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیریت و صاحبان سهام و انگیزه های گوناگون برای مدیریت سود توسط مدیران است. دراین پژوهش، مربوط بودن ارقام حسابداری در مقایسه با ارقام جریان نقدی در رابطه با توان توضیح دهندگی بازده در شرایط عدم تقارن اطلاعاتی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، بر اساسداده های 118 شرکت طی دوره ی زمانی 1383-1388 بررسی شده است. برای انجام آزمون تجربی، نمونه ها به دو زیر نمونه تجزیه شده اند. زیر نمونه اول شامل شرکت هایی با عدم تقارن اطلاعاتی پایین و زیر نمونه دوم شامل شرکت هایی با عدم تقارن اطلاعاتی بالا می باشد. نتایج پژوهش نشان می-دهد، ارقام حسابداری نسبت به ارقام جریان نقدی دارای توان توضیح دهندگی بالاتری در رابطه با بازده سهام شرکت هامی باشدوباافزایش عدم تقارن اطلاعاتی،سودها دارای رابطه معناداری با عملکرد بازار سهام شرکت می شوندونسبت به جریان های نقدی عملیاتی درتوضیح بازده، برتری دارند. به علاوه این نتایج نشان می دهد که محتوای اطلاعاتی جریان های نقدی تنها در زمینه های خاصی باعدم تقارن اطلاعاتی مربوط می باشند
بیومتریک , رویکردی نوین در تامین امنیت
حوزههای تخصصی:
اخلاق کسب و کار
حوزههای تخصصی:
برنامه ریزی استراتژیک
حوزههای تخصصی:
مدیریت کیفیت جامع و پرسش های بی پاسخ
حوزههای تخصصی:
طراحی وشبیه سازی قسمت Quench طرح توسعه واحد الفین پتروشیمی بندرامام
حوزههای تخصصی:
تعیین و اولویت بندی عوامل اصلی اجرای موفقیت آمیز مدیریت دانش در سازمان های کوچک و متوسط کشور(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
بودجه بندی و فرایند مدیریتی
حوزههای تخصصی: