معنویت سازمانی، از مفاهیم جدیدی است که در سالیان اخیر در ادبیات مدیریت ظهور کرده است و حتی از آن به عنوان یک پارادایم جدید نیز یاد می شود. در این پژوهش مدلی فازی برای ارزیابی میزان معنویت سازمانی براساس اصول سه گانه میلیمن (2003)، شامل کار با معنا، احساس همبستگی و همسویی ارزش ها طراحی گردیده است. مدل معرفی شده پنج مرحله دارد. ورودی های آن، سه بعد معنویت سازمانی و خروجی آن نمره معنویت سازمانی می باشد. نتیجه تست مدل نشان می دهد که مدل ارایه شده از اعتبار بالایی برخوردار می باشد. درنهایت با استفاده از مدل طراحی شده، میزان معنویت سازمانی پژوهشگاه صنعت نفت ایران محاسبه شده است. جامعه آماری شامل 531 نفر از کارکنان و اعضاء هیئت علمی پژوهشگاه می باشد و به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شده است. به همین منظور پرسشنامه ای براساس اصول سه گانه میلیمن طراحی و روایی و پایایی آن مورد سنجش و تایید قرار گرفت. نتایج نشان می دهند نمره معنویت سازمانی پژوهشگاه با درجه عضویت 832/0 در حد زیاد می باشد.
هدف این تحقیق بررسی تاثیر توانایی کسب بازدهی مازاد بر اساس شانس یا تجربه مدیران بر جریان صندوق های سرمایه گذاری مشترک با تکیه بر نسبت فعالیت معاملاتی و تعداد واحدهای سرمایه گذاری بوده است. قلمرو مکانی این تحقیق صندوق های سرمایه گذاری پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی سالهای بین 1393 تا 1399 بوده است. تحقیق حاضر در زمره تحقیقات کاربردی قرار دارد، چنانچه طبقه بندی انواع تحقیقات بر اساس ماهیت و روش را مدنظر قرار گیرد، روش تحقیق حاضر از لحاظ ماهیت در زمره تحقیقات توصیفی قرار داشته و از نظر روش نیز در دسته تحقیقات همبستگی محسوب می گردد. در این پژوهش برای جمع آوری داده ها و اطلاعات، ازروش کتابخانه ای استفاده شد. در بخش داده های پژوهش از طریق جمع آوری داده های صندوق های سرمایه گذاری نمونه با مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار انجام پذیرفت. بر اساس روش حذف سیستماتیک تعداد 27 صندوق به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. به منظور توصیف و تلخیص داده های جمع آوری شده از آمارتوصیفی و استنباطی بهره گرفته شده است. به منظور تحلیل داده ها ابتدا پیش آزمون های ناهمسانی واریانس، آزمون F لیمر، آزمون هاسمن و آزمون جارک – برا و سپس از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تایید و رد فرضیه های تحقیق (نرم افزار ایویوز) استفاده گردیده است. نتایج نشان داد تاثیر توانایی کسب بازدهی مازاد بر اساس شانس و تجربه بر جریان صندوقهای سرمایه گذاری با نسبت فعالیت معاملاتی بالا، متفاوت از صندوق های سرمایه گذاری با نسبت فعالیت معاملاتی پایین است؛ به علاوه تاثیرتوانایی کسب بازدهی مازاد بر اساس شانس و تجربه بر صندوقهای سرمایه گذاری با تعداد واحدهای سرمایه گذاری زیاد، متفاوت از صندوق های سرمایه گذاری با تعداد واحدهای سرمایه گذاری کم است.
هدف اصلی پژوهش حاضر، بررسی نقش رهبری زهرآگین بر مبادله رهبر-عضو، اثر تعدیلگر اخلاق حرفه ای و مهارت سیاسی بر رابطه مذکور و نیز تاثیر مبادله رهبر-عضو بر تلاش کاری و تعهد عاطفی است. تحقیق حاضر در دسته تحقیقات توصیفی همبستگی، قرار می گیرد. جامعه آماری این پژوهش شامل 300 نفر از کارکنان معاونت دانشجویی فرهنگی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در سال 1399 می باشد که از طریق روش نمونه گیری تصادفی ساده، اقدام به تعیین 169 نفر به عنوان نمونه گردید. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه های استاندارد که روایی آنها توسط صاحب نظران دانشگاهی و روایی صوری آن توسط تعدادی از پاسخگویان بررسی و مقدار آلفای کرونباخ برای همه آنها بالاتر از 7/. بود. برای آزمون فرضیات و صحت مدل مفهومی پژوهش، از روش مدل یابی معادلات ساختاری با کمک روش حداقل مربعات جزئی (Warp PLS) بهره گیری شد. نتایج حاصل بیان گر معنادار بودن تاثیر متغیر رهبری زهرآگین بر مبادله رهبر-عضو ، مبادله رهبر – عضو بر تعهد عاطفی و تعهد عاطفی بر تلاش کاری بود. از سویی نقش تعدیلگر اخلاق حرفه ای و مهارت سیاسی در رابطه بین رهبری زهرآگین با مبادله رهبر-عضو تائید شد. در نهایت طی یک سلسله روابط زنجیره ای بین مبادله رهبر- عضو با تلاش کاری از طریق تعهد عاطفی رابطه (معنادار) وجود دارد.
هدف کلی این تحقیق بررسی رابطه رویدادهای بزرگ و گرایش های اکولوژیکی بر نگرش های برند شهری و کیفیت زندگی است. روش تحقیق از نوع توصیفی و هدف آن کاربردی است. روش گردآوری داده ها میدانی و ابزار آن پرسشنامه است. جامعه آماری این تحقیق شهروندان کلان شهر رشت است. حداقل حجم نمونه مورد نیاز 418 نفر تعیین شد که 500 پرسشنامه در بین شهروندان توزیع گردید. در نهایت 421 پرسشنامه معتبر جمع آوری و داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS 22 و smart PLS 2 مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با تجزیه و تحلیل داده ها مشخص گردید در سطح 95% تجربه عاطفی در رویداد های بزرگ با نگرش های برند شهری و گرایش های اکولوژیکی رابطه معناداری دارد؛ گرایش های اکولوژیکی با نگرش های برند شهری رابطه معناداری دارد؛ و همچنین نگرش های برند شهری با کیفیت زندگی شهروندان رابطه معناداری دارد.
هدف: هدف این پژوهش، توسعه درکی عمیق تر از چگونگی ادغام مسئولیت اجتماعی شرکت ها و حسابداری مدیریت راهبردی، به عنوان یک رویکرد استراتژیک است که می تواند روی فرهنگ جوامع و رفع محرومیت جوامع جوار صنعت و همچنین روی توسعه اقتصادی و مدیریتی شرکت ها و صنایع تأثیر مثبتی داشته باشد. این پژوهش بر آن است تا به بررسی نحوه ترکیب دو حوزه مسئولیت اجتماعی و حسابداری مدیریت بپردازد و مدل کارآمد مبتنی با این ادغام را شناسایی کند. تمرکز اصلی پژوهش بر این است که چگونه سازمان ها می توانند با استفاده از استراتژی های مسئولیت اجتماعی، به بهبود عملکرد اقتصادی، اجتماعی و زیست محیطی خود دست یابند. همچنین، این پژوهش به دنبال ارائه راه کارهایی برای ارتقای تعهدهای اجتماعی و زیست محیطی شرکت هاست تا بتوانند در راستای تحقق اهداف توسعه پایدار گام بردارند.
روش: این پژوهش از روش داده بنیاد استفاده می کند که یکی از رویکردهای قوی و مؤثر در تحقیقات کیفی است. این روش به تحلیل عمیق داده ها، از طریق جمع آوری و تفسیر میدانی می پردازد. داده های این مطالعه از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران و کارشناسان شرکت های مختلف و همچنین، بررسی میدانی جمع آوری شده است. فرایند تحلیل داده ها مطابق با رویکرد اشتراوس و کوربین، در سه مرحله انجام شده است: کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی. در مرحله کدگذاری باز، مفاهیم و مقوله های اولیه از داده ها استخراج و در مرحله کدگذاری محوری، این مقوله ها به دسته های اصلی و فرعی تفکیک و با هم ارتباط داده شده اند. در نهایت، در مرحله کدگذاری انتخابی، یک نظریه جامع، بر اساس ارتباط بین مقوله های مختلف توسعه داده شده است.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهد که صنایع و شرکت ها باید در قبال جامعه و محیط زیست پیرامون خود مسئولیت پذیر باشند. فعالیت های صنعتی ممکن است به زندگی مردم و محیط زیست آسیب برساند؛ بنابراین، صنایع موظف اند ابتدا خسارت های وارده را جبران کنند و پس از آن، به محرومیت زدایی و توسعه جوامع محلی بپردازند. این اقدامات نه تنها به بهبود وضعیت زندگی مردم و محیط زیست کمک می کند، بلکه باعث ایجاد اعتماد و وفاداری در میان جوامع محلی می شود. این پژوهش همچنین نشان می دهد که شرکت هایی که مسئولیت اجتماعی را به عنوان بخشی از استراتژی کلی خود در نظر می گیرند، می توانند از مزایای بلندمدت اقتصادی و اجتماعی بهره مند شوند. نتایج نشان می دهد که ادغام مسئولیت اجتماعی شرکتی و حسابداری مدیریت راهبردی می تواند به بهبود عملکرد سازمان ها، افزایش رضایت ذی نفعان و تقویت پایداری اقتصادی منجر شود.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان می دهد که ادغام مسئولیت اجتماعی شرکتی و حسابداری مدیریت راهبردی به شکل چشمگیری بر بهبود عملکرد سازمان ها و جوامع تأثیرگذار است و به ایجاد پایداری و عدالت اجتماعی و توسعه اقتصادی پایدار منجر می شود. شرکت ها باید استراتژی های جامعی را برای بهبود شرایط اجتماعی و زیست محیطی پیاده سازی کنند که نه تنها به توسعه اقتصادی آن ها کمک می کند، بلکه باعث ایجاد اعتماد و وفاداری در میان جوامع محلی نیز می شود. این رویکرد استراتژیک می تواند به شرکت ها کمک کند تا به طور هم زمان، به اهداف مالی و اجتماعی خود دست یابند و در نتیجه، به تقویت موقعیت رقابتی و ارتقای تصویر عمومی آن ها در بلندمدت بینجامد. این پژوهش بر اهمیت استفاده از ابزارهای حسابداری مدیریت راهبردی در جهت تحقق اهداف مسئولیت اجتماعی شرکت ها تأکید دارد و نشان می دهد که چگونه یک رویکرد یکپارچه می تواند به بهبود عملکرد کلی سازمان ها کمک کند.
با توجه به اهمیت بحث قلدری در محیط کار و تبعات منفی آن پژوهش حاضر با هدف توصیف و شناسایی تجارب کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی از قلدری در محیط کار است. روش تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات کیفی با استفاده از روش پدیدارشناسی بوده و جامعه آماری پژوهش، کلیه کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی نفر بود و داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه عمیق با 22 نفر از کارکنان که با روش نمونه گیری هدفمند تمایز حداکثری نمونه ها انتخاب شده بودند،گردآوری شد. به منظور بررسی پایایی نتایج از رویکرد سه گانه رائو و پری(2003) استفاده شد. برای روایی تحقیق از رویکردهای روایی سازه لینکلن و گوبا(2007) روایی بیرونی، روایی توصیفی، روایی تفسیری استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات روش اصلاح شده استوتیک – کولایزی کن به کارگرفته شده است. یافته های تحقیق نشان داد که که پیشایندهای قلدری در محیط کار شامل 3 مقوله اصلی پیشایندهای سازمانی، ویژگی افراد قلدر، و ویژگی افراد قربانی طبقه بندی شدند و پیامدهای حاصل از آن در 3 طبقه پیامدهای سازمانی و پیامدهای فردی و عملکرد افراد قلدر دسته بندی شدند.
امروزه در فضای رقابتی موجود، طراحی یک برنامه استوار برای انتخاب سبد سهام، امری مهم و ضروری است. مسئله انتخاب سبد سهام یکی از مهم ترین مسائل در حوزه مالی است. بهینه سازی استوار راه حلی عمل ی ب رای مس ائلی ب ه ش مار می رود که در آن ها مقدار و توزیع پارامترها نامعلوم است. در پژوهش حاضر هدف بیشینه سازی سبد سهام استوار توزیعی بر اساس نسبت کالمار با متریک واسرشتن است که از نسبت های پاداش-ریسک است و محاسبه آن به توزیع بازده سبد سهام وابسته است. نسبت های پاداش-ریسک با در نظر گرفتن هم زمان بازده و ریسک برای سرمایه گذاران ریسک گریز اهمیت فراوانی دارد. استراتژی پژوهش برای استوارسازی پارامتر توزیع بازده، در نظر گرفتن تمام بازده هایی است که در یک همسایگی از توزیع تجربی سبد قرار دارد که برای تعیین چنین توزیع هایی از معیار متریک واسرشتن استفاده شده است. سبد نمونه ای پژوهش حاضر متشکل از 8 شاخص یا صنعت از بورس اوراق بهادار تهران با بیشترین حجم معاملاتی در بازه زمانی ابتدای 13۸۹ تا انتهای 1400 و در افق زمانی هفتگی است. داده های تست به 5 دوره تقسیم شده است و برای ارزیابی نتایج سبد استوار توزیعی در مقایسه با سبد فاقد این خاصیت از حاصل تقسیم میانگین نسبت های کالمار در 5 دوره مذکور به انحراف معیار آن ها استفاده شده است. نتایج بهینه سازی به کمک الگوریتم تجمعی ذرات نشان می دهد که سبد استوار توزیعی کالمار نسبت مذکور را به میزان 27/۱ بهبود می دهد و بعلاوه کمینه نسبت کالمار در 5 دوره در سبد استوار توزیعی نسبت به سبد فاقد این خاصیت بیشتر است.
این پژوهش اثر تنوع بخشی در عملیات بیمه گری و سبد بیمه ای بر میزان ریسک پذیری در سرمایه گذاری شرکت های بیمه را بررسی می کند. طبق فرضیه مدیریت ریسک هماهنگ انتظار می رود بین ریسک سرمایه گذاری و ریسک بیمه گری شرکت های بیمه رابطه منفی وجود داشته باشد بطوری که شرکت های بیمه ای که ریسک بیمه گری را از طریق تنوع بخشی سبد بیمه ای کاهش (افزایش) می دهند به دنبال آن ریسک سرمایه گذاری خود را افزایش (کاهش) دهند بدون توجه به اینکه سطح کل ریسک افزایش یا کاهش یابد و یا اینکه ثابت بماند. در این پژوهش برای بررسی اثر تنوع بخشی سبد بیمه ای به عنوان متغیر مستقل بر میزان ریسک پذیری در دارایی ها به عنوان متغیر وابسته از مدل های رگرسیونی حداقل مربعات معمولی و حداقل مربعات دو مرحله ای استفاده شد. سایر متغیرهای مهم اثرگذار بر ریسک سرمایه گذاری نیز در مدل ها لحاظ شدند. همچنین برای بررسی پایداری نتایج از معیارهای جایگزین تنوع بخشی و ریسک پذیری در دارایی ها و مطالعه رویدادی استفاده شد. نمونه پژوهش شامل 29 شرکت بیمه ی مستقیم است و دوره پژوهش از سال 1385 تا 1402 را پوشش می دهد. یافته ها نشان دادند مطابق با فرضیه مدیریت ریسک هماهنگ شرکت های بیمه ای که پرتفوی بیمه ای متنوع تری دارند نسبت به شرکت های بیمه ای که از تنوع کمتری برخوردارند در سرمایه گذاری های خود ریسک پذیرترند. نتایج این پژوهش نسبت به معیارهای مختلف اندازه گیری تنوع بخشی در عملیات بیمه گری و معیارهای اندازه گیری ریسک پذیری در دارایی ها و تورش های بالقوه ناشی از درون زایی متغیرها معتبر و پایدار باقی ماندند. همچنین مطالعه رویدادی نشان داد شرکت هایی که میزان تنوع سبد بیمه ای خود را در یک دوره کاهش می دهند و متمرکزتر می شوند ریسک سرمایه گذاری خود را نیز کاهش می دهند و متقابلاً شرکت هایی که سبد بیمه ای خود را در یک دوره متنوع تر می کنند به تناسب آن دارایی های پرریسک تری در سرمایه گذاری خود انتخاب می کنند.
امروزه خستگی مزمن به یک معضل شایع در پیمانکاران تبدیل شده که تمام شئون زندگی پیمانکاران را در برگرفته و موجبات کاهش عملکرد و ضربه پروژه های ساختمانی را فراهم آورده است. پژوهش حاضر با هدف تأثیر سکوت سازمانی و قلدری در محیط کار بر خستگی مزمن در پیمانکاران پروژه های ساختمانی انجام گرفت. این مطالعه از نوع پژوهش های توصیفی - همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی پیمانکاران پروژه های ساخت شهرستان رودهن در سال 1402 بود. از روش نمونه گیری تمام شمار استفاده شد. 99 نفر از شرکت کنندگان در پژوهش به پرسشنامه خستگی مزمن مسلش و جکسون (1981)، پرسشنامه سکوت سازمانی وکوال و بوراداس (2005) و مقیاس قلدری در محیط کار لوکزامبورگ استفگن و همکاران (2019) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها حاکی از آن بود که سکوت سازمانی و قلدری در محیط کار روابط معنی داری با خستگی مزمن داشتند. بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که جهت کاهش خستگی مزمن، توجه به نقش قلدری در محیط کار و سکوت سازمانی ضروری است.
این پژوهش به دنبال بررسی تأثیر عملکرد عملیاتی بر رابطه بین حمایت دولتی و سرمایه فکری در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. برای این منظور، نمونه آماری شامل 111 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1393 الی 1400 انتخاب و با استفاده از روش رگرسیون تابلویی، به بررسی مفروضات پژوهش پرداخته شد. نتایج این بررسی حاکی است که مالکیت دولتی ارتباط مثبت و معناداری با سرمایه ساختاری دارد و ارتباط منفی و معناداری با سرمایه انسانی دارد، از طرفی ارتباط بی معنی با سرمایه ارتباطی داشته است. همچنین، عملکرد عملیاتی بر رابطه مالکیت دولتی و سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی اثر منفی و معناداری داشته و باعث تضعیف ارتباط بین این متغیرها شده است به نحوی که با افزایش عملکرد عملیاتی، در شرکت های با میزان مالکیت دولتی بالاتر نسبت هزینه های اداری به کل درآمدها و نسبت درآمد عملیاتی به کل تعداد کارکنان کاهش یافته است. از سوی دیگر، عملکرد عملیاتی بر رابطه بین مالکیت دولتی و سرمایه ارتباطی تأثیر مثبت داشته است و باعث تقویت ارتباط شده است، به نحوی که در شرکت های دولتی با درآمد بالاتر، نسبت هزینه های فروش، عمومی و اداری به کل دارایی ها افزایش یافته است.
کیفیت بالای سود در سرمایه گذاران برای انجام سرمایه گذاری بیشتر اشتیاق ایجاد می کند. زمانی که سرمایه گذاران مطمئن شوند که کیفیت سود شرکتها بالاست آنها در اوراق بهادار بیشتر سرمایه گذاری می کنند. از پیامدهای بالقوه کیفیت سود اثر عدم تقارن اطلاعات است. عدم تقارن اطلاعات باعث افزایش ریسک گزینش نادرست و در نتیجه کاهش نقدینگی در بازارهای مالی می شود و ارتباط آن با کیفیت سود بر تحلیلگران مالی، سرمایه گذاران و دیگر افراد دارای اهمیت است. هدف اصلی این تحقیق بررسی نقش اطلاعاتی تخصص صنعت حسابرس بر ارتباط بین کیفیت سود و عدم تقارن اطلاعاتی می باشد. جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه آماری آن شامل داده های 105 شرکت برای دوره 5 ساله 1397-1401 است. روش نمونه گیری، روش حذفی سیستماتیک بوده است. روش مورد استفاده جهت برآورد الگو روش رگرسیون چندگانه به روش داده های ترکیبی می باشد. نتایج تحقیق نشان داد که کیفیت سود تاثیر منفی و معناداری بر عدم تقارن اطلاعاتی دارد. همچنین نتایج نشان داد که تخصص صنعت شریک حسابرسی اثر منفی و معنادار کیفیت سود بر عدم تقارن اطلاعاتی را تقویت می کند. سایر نتایج نشان داد که تخصص صنعت موسسه حسابرسی اثر منفی و معنادار کیفیت سود بر عدم تقارن اطلاعاتی را تقویت می کند. با توجه به نتایج به دست آمده از پژوهش به سرمایه گذاران و تحلیل گران مالی پیشنهاد می شود علاوه بر توجه به قضاوت حرفه موسسات در سطح کلان به قضاوت حرفه شریک حسابرسی نیز توجه کنند.
هدف پژوهش حاضر واکاوی شاخص های انتخاب روش تدریس مناسب برای آموزش اصول حسابداری (1) به روش فراترکیب می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کیفی، و به روش فراترکیب می باشد. جامعه آماری این پژوهش شامل 9 نفر از خبرگان و اساتید حوزه آموزش حسابداری می باشد. با تحلیل مطالعات قبلی و استخراج ابعاد مؤثر از نرم افزار MAXQDA 2018، برای کدگذاری مقوله ها استفاده شد که مقوله ها به 8 مقوله محوری و 39 کدباز دسته بندی شدند سپس با استفاده از روش غربالگری فازی و با مشارکت خبرگان و اساتید، اهمیت هریک از مقوله ها تعیین شد. نتایج نشان داد که از 39 مقوله مستخرج در مرحله فراترکیب، 21 مقوله دارای اهمیت زیاد و بسیار زیاد از نظر خبرگان می باشد. همچنین الویت بندی مقوله ها نشان داد که شاخص های زمان آموزش و دانش یا صلاحیت علمی استاد؛ معیارهایی با بالاترین سطح اهمیت برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، می باشند. یافته ها نشان می دهد که اساتید و مدرسان حوزه آموزش حسابداری برای انتخاب یک روش تدریس مناسب برای آموزش درس اصول حسابداری (1)، باید به شاخص های مؤثر بر انتخاب روش تدریس مناسب توجه نموده و نقش با اهمیت شاخص های مذکور را مدنظر قرار دهند؛ و با انتخاب روش تدریسی متناسب، موجب بهبود یادگیری و عملکرد دانشجویان شوند.
پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی مشاوره گروهی راه حل محور بر پایستگی تحصیلی و کامیابی تحصیلی دختران دانش آموز انجام گرفت. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش را کلیه ی دانش آموزان دختر متوسطه اول شهر اصفهان در سال تحصیلی 1401-1400 تشکیل می دادند. به منظور انتخاب مشارکت کنندگان ، 30 نفر دانش آموز به صورت تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند و در دو گروه آزمایش (15) و کنترل(15) به صورت تصادفی جایگزین شدند. برای هر دو گروه پیش آزمون اجرا شد. گروه آزمایش به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت مشاوره گروهی راه حل محور قرار گرفتند. در پایان دوره مشاوره پس آزمون اجرا و پس از آن پیگیری انجام شد. برای سنجش پایستگی تحصیلی و کامیابی تحصیلی به ترتیب از پرسشنامه های پایستگی تحصیلی دهقانی زاده و حسین چاری (2012) و کامیابی تحصیلی اسرینر و همکاران (2009) استفاده شد. داده ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس چند متغیری مورد و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که فرضیه ی پژوهش مبنی بر اثربخشی مشاوره گروهی راه حل محور بر پایستگی تحصیلی و کامیابی تحصیلی مورد تایید قرار گرفته است (05/0 P<) و دانش آموزان گروه آزمایش نسبت به دانش آموزان گروه کنترل در مرحله پس آزمون و پیگیری به طور معناداری، افزایش پایستگی تحصیلی و کامیابی تحصیلی داشتند (05/0 P<). همچنین نتایج حاصل از پیگیری نشان داد، این تغییرات مانایی اثر داشته است. می توان نتیجه گرفت که مشاوره گروهی راه حل محور بر پایستگی تحصیلی و کامیابی تحصیلی اثربخش است. روان شناسان تربیتی و مشاوران می توانند از مشاوره گروهی راه حل محور به عنوان یک راهبرد آموزشی، مداخله ای و پیشگیرانه جهت ارتقاء سلامت روان و بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان استفاده کنند.
از چالش های مهم کسب وکارهای کوچک محدودیت منابع مالی، عدم تجربه راه اندازی کسب وکار و فقدان دانش کسب وکار است. یکی از راهبردهای حل چالش های کسب وکارهای کوچک، استفاده از ظرفیت شرکت های بزرگ است. همچنین، یکی از گرایش های نوظهور و جدید توسعه همکاری کسب وکارهای کوچک با شرکت های بزرگ، استفاده از مدل شتاب دهی همکاری است. پژوهش حاضر بر مبنای هدف، کاربردی بود و با روش کیفی مبتنی بر راهبرد داده بنیاد انجام شد. مشارکت کنندگان در این پژوه ش شامل 11 نفر، از مدیران و استادان مطلع در حوزه شتاب دهی کسب وکارها بودند که به روش نمونه گیری مبتنی بر هدف تا رسیدن به اشباع نظری برای مطالعه انتخاب شدند. برای اعتبارسنجی یافته ها، متن مصاحبه ها به صورت خام توسط یک ناظر بیرونی دارای تخصص در پژوهش های کیفی داده بنیاد، مورد بازنگری قرار گرفت، تا میزان مشابهت تم های استخراج شده مشخص شود. یافته های پژوهش، حاکی از آن بود که مقولات (اهداف استراتژیک و تعریف نقشه راه مشترک همکاری، تدوین مدل ها و استراتژی های همکاری، چابک سازی فرایندهای تدارکاتی و حقوقی، انتساب منتورهای شرکتی، فرایند تدریجی آزمایشی، آزمودن و شراکت همکاری) منجر به شتاب دهی همکاری خواهد شد. دستاورد اصلی پژوهش حاضر، ارائه مدل کاربردی و بازار محور همکاری کسب وکارهای کوچک و شرکت های بزرگ در فضای زیست بوم کارآفرینی است که در نتیجه بهره گیری از آن توسعه کارآفرینی و رشد اقتصادی در جامعه رخ خواهد شد.
مالی رفتاری از عوامل عمده نواقص بازار است که بر رخداد نظام مند خطای تصمیم گیری سرمایه گذاران و مدیران متمرکز است و به مطالعه اینکه چگونه سرمایه گذاران و مدیران در قضاوت های خود دچار خطای نظام مند و ذهنی می شوند، می پردازد و بیان کننده عدم رفتار منطقی سرمایه گذاران در بازار سرمایه است که به ایجاد واگرایای قیمت سهام از ارزش ذاتی آن می گردد. هدف پژوهش حاضر تحلیل آناتومیک معاملات نویزی و خطای قیمت گذاری ناشی از ورود معامله گران ناآگاه است. جامعه آماری این پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه آماری آن شامل داده های 113 شرکت است. روش نمونه گیری، حذف سیستماتیک بوده است. روش مورد استفاده جهت برآورد الگو، روش رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی می باشد. نتایج پژوهش نشان می دهد که معاملات نویزی بر سطح خطای قیمت گذاری سهام تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین خطای قیمت گذاری در سطوح مختلف معاملات نویزی متفاوت است؛ یعنی هر چه نویز بیشتر شود، خطای قیمت گذاری بیشتر می شود. این در حالی است که علاوه بر نوسانات معاملات نویزی، نسبت B/M نیز بر آن تأثیرگذار است. به عبارت دیگر خطای قیمت گذاری در سطوح مختلف نسبت B/M، متفاوت است. درنتیجه با توجه به نتایج پژوهش ورود معامله گران ناآگاه در بورس ایجاد نویز می کند و سبب انحراف قیمت ذاتی سهام می شود.
زمینه و هدف: رفتارهای شجاعانه برای سازمان ها بسیار مهم هستند؛ زیرا ضمن برطرف مشکلات آن ها، اعتماد طولانی مدت را به سازمان القا می کنند. هدف این پژوهش، فهم فرایند انتخاب رفتار شجاعانه در سازمان های دولتی است.
روش: پژوهش از نوع کاربردی با رویکرد کیفی است و با روش تئوری داده بنیاد اجرا شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش خبرگان حوزه رفتاری منابع انسانی سازمان های دولتی استان آذربایجان شرقی (شهر تبریز و مرند) بودند که با روش نمونه گیری هدفمند برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. داده های مصاحبه با استفاده از نرم افزار مکس کیودا نسخه ۲۰۲۰ کدگذاری و تجزیه وتحلیل شد.
یافته ها: براساس نتایج این پژوهش، مقوله محوری انتخاب رفتار شجاعانه، در قالب مؤلفه های فرعی «پشتکار و تاب آوری»، «دلیری و شهامت»، «کنشگری و بی تفاوت نبودن به انحراف های مشاهده شده» و «توان حفظ هویت و صداقت در بیان حقیقت» تعریف شد. شرایط علّی در قالب مؤلفه های عوامل فردی و ساختاری، شرایط زمینه ای در قالب مقوله های شخصیت و عملکرد مدیران، فشار اجتماعی، سازمان غیررسمی و زمینه های تربیتی و اجتماعی و شرایط مداخله گر در قالب مقوله های عوامل اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دسته بندی شدند. راهبردها نیز در قالب مقوله های توسعه فرهنگ خطرپذیری، الگوسازی از افراد شجاع و نشر روایت های آنان، آگاهی بخشی و آموزش منابع انسانی، گسترش تعاملات دوسویه و چندسویه مؤثر و طراحی سازوکارهای تشویقی و حمایتی مروج رفتارهای شجاعانه شناسایی شد. در نهایت، پیامدها به مقوله های دستاوردهای فردی، سازمانی و فراسازمانی دسته بندی شدند.
نتیجه گیری: مدیران و سیاست گذاران حوزه منابع انسانی می توانند به کمک مدل پارادایمی ارائه شده در این پژوهش با رفتارشجاعانه، فرایند انتخاب آن و پیامدهای حاصل از بروز این رفتار در سازمان ها آشنا شوند و در نهایت به یک سری اصلاحات ساختاری، فرهنگی و سیاسی برای توسعه رفتار شجاعانه دست بزنند.
هدف: فرایند دیجیتالی شدن تمام ابعاد زندگی روزمره افراد را تحت تأثیر خود قرار داده است. این عامل مهم با تغییر در ترجیحات ذهنی مصرف کنندگان، سبب شده است تا آن ها کمتر از قبل به آگهی های تبلیغاتی و تجاری توجه کنند. در این وضعیت، عمده تلاش های تجاری شکل گرفته به وسیله کسب وکار، به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه توسط مخاطبان نادیده گرفته می شوند. نتیجه این عامل، کاهش اثربخشی تبلیغات مرسومی است که با هزینه های بسیار سنگین صورت می پذیرند. توسعه فناوری های مختلف، به واسطه فرایندهای دیجیتالی شدن، سبب شکل گیری تکنولوژی های امیدبخش متفاوتی شده است. یکی از این فناوری های بسیار جذاب، واقعیت افزوده نام دارد که می تواند به عنوان رویکرد بازاریابی یا تبلیغاتی مورد استفاده کسب وکارهای مختلف و بازاریابان قرار گیرد. واقعیت افزوده با اضافه کردن لایه های دیجیتال ساخته شده توسط کامپیوتر به محیط فیزیکی اطراف کاربر، درک آن ها را از محیط اطراف بهبود می بخشد و توسعه می دهد. بر همین اساس، پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سؤال است که آیا تلاش های تبلیغاتی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، در مقایسه با تبلیغات مرسوم و سنتی اثربخشی مناسبی دارند یا خیر. همچنین آیا استفاده از فناوری واقعیت افزوده به منظور ارائه تلاش های تجاری و تبلیغاتی، نگرش های مخاطبان این نوع تبلیغات را به تلاش تبلیغاتی توسعه می دهد و می تواند میزان قصد خرید را در آن ها پس از مشاهده تبلیغات واقعیت افزوده افزایش دهد؟روش: به این منظور، در پژوهش حاضر پس از طراحی و ساخت یک پلتفرم تبلیغاتی واقعیت افزوده اختصاصی و بدیل برای یک محصول مصرفی، از رویکرد آزمایشی شبیه سازی، به واسطه بهره گیری از دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد و سنجش داده های مورد نیاز در سه سطح پیش آزمون و پس آزمون و آزمون یادآوری صورت گرفت. مشارکت کنندگان حاضر در پژوهش ۲۲ نفر بودند و با استفاده از ابزار پرسش نامه مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد که تبلیغات مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، علاوه بر توسعه و بهبود نگرش مشتریان در خصوص تلاش تبلیغاتی اجرا شده، سبب تأثیر مثبت و بسیار زیادی بر قصد خرید در آنان نیز خواهد شد. بر همین اساس، می توان بیان کرد که اثربخشی تبلیغات مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، بسیار بیشتر از رویکردهای مرسوم تبلیغاتی هستند.نتیجه گیری: به دلیل نوین بودن این رویکرد تبلیغاتی، به بازاریابان پیشنهاد می شود تا از امروز با سرمایه گذاری در این روش تبلیغاتی، علاوه بر کسب مزیت رقابتی، ارائه ارزش بیشتر به مصرف کنندگان و ایجاد تمایز برای شرکت و محصولات خود، اثربخشی تلاش های تبلیغاتی خود را نیز افزایش دهند. این عامل در نهایت، میزان فروش محصولات را افزایش خواهد داد و سودآوری کسب وکار را بهبود خواهد بخشید.
وقوع رفتار غیراخلاقی به خصوص در سازمان های دولتی و عمومی تبدیل به یک چالش شده است. هدف این مطالعه بررسی تأثیر عدالت سازمانی درک شده در سیستم کنترل مدیریت بر رفتارهای غیراخلاقی در بودجه ریزی با تأکید بر در نظر گرفتن نقش ابعاد روان شناختی است. این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ اجرا توصیفی - پیمایشی با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری است. جامعه آماری، مدیران دانشگاه علوم پزشکی و بیمارستان های استان سیستان و بلوچستان است. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان، 169 نفر تعیین شد که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه است. نتایج نشان می دهد در مجموع شواهد بدست آمده در کاهش رفتارهای غیراخلاقی تا حدود زیادی متناقض است؛ بطوریکه مشارکت در تعیین اهداف، استفاده از معیارهای مختلف عملکرد و کیفیت بازخورد، تأثیر مثبت و معنی داری بر تمایل به ایجاد مازاد بودجه ای دارند؛ در حالی که استفاده از اصل کنترل پذیری تأثیر معنی داری بر ایجاد مازاد بودجه ای ندارد. نتایج تحلیل مسیر نشان می دهد که تعهد سازمانی تأثیر منفی و معنی داری بر دو متغیر رفتار غیراخلاقیِ ایجاد مازاد بودجه و دست کاری داده ها دارد. نتایج همچنین بیانگر آن بود که تأثیر اعتماد به مافوق بر ایجاد مازاد بودجه ای مثبت و معنی دار است. ضمن اینکه، مشارکت مدیران در تعیین اهداف و اصل کنترل پذیری، تأثیر معنی داری بر دست کاری داده ها ندارند و استفاده از معیارهای مختلف عملکرد سازمان و کیفیت بازخورد، تأثیر منفی و معنی داری بر دست کاری داده ها دارند.
مقدمه: تربیت نیروی انسانی متخصص برای سال های آینده، ایفای نقش پیشتاز در امور علمی، آموزشی و فرهنگی، ارتباط با تحولات علمی جهان و انتقال دانش علمی و فناوری از جمله ضرورت وجودی دانشگاه فرهنگیان است. در سال های اخیر و با توجه به ظهور اندیشه های جدید همچون رویکرد نوین مدیریت، مفاهیمی همانند کارایی، اثربخشی و پاسخگویی در بخش عمومی، توجه بیشتری را به خود معطوف کرده اند. نظام دانشگاهی ایران نیز مستثنا از این تحولات نبوده و سعی در تغییر رویکرد حکمرانی خود و پایبندی به اصول و حکمرانی خوب در فعالیت های دانشگاه و همخوانی بیشتر با تغییرات محیطی داشته است. در این راستا هدف اصلی پژوهش حاضر، مأموریت گرایی دانشگاه رویکردی مؤثر در راستای حکمرانی خوب نظام دانشگاهی ایران است. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته(کمی-کیفی) و متوالی انجام شد. در بخش کمی و کیفی مدیران، معاونین و اعضای هیئت علمی بودند. بخش کمی نمونه ها به روش تصادفی طبقه ای انتخاب و در بخش کیفی نمونه گیری با 17 نفر از افراد کلیدی دانشگاه فرهنگیان ایران به صورت هدفمند و تا مرحله اشباع نظری تعیین شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته و مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمند بود. تحلیل داده های کمی با روش آزمون T تک نمونه ای و میانگین مفروض در قالب نرم افزار SPSS و تحلیل داده های کیفی بر مبنای رهیافت نظام مند استراوس و کوربین(2008) و بر اساس کدگذاری و تحلیل محتوا انجام شد. تایید روایی پرسشنامه با نظر متخصصان و پایایی آن با روش آلفای کرونباخ 99/0 برآورد گردید.