تحقیقات توسعه محصولات مالی جدید در بازارهای سرمایه کشورهای اسلامی و ایران غالباً بر طراحی فنی و شرعی محصولات متمرکز بوده و از رویکرد بازاریابی به توسعه محصول جدید غفلت ورزیده اند. هدف این تحقیق، کشف مقوله های مهم و تعیین روابط میان آنها جهت ارائه مدل توسعه محصولات مالی جدید در بازار سرمایه ایران با رویکرد بازاریابی است. در این پژوهش کیفی، برای طراحی مدل تحقیق از استراتژی نظریه داده بنیاد استفاده شد. برای شناسایی خبرگان دانشگاهی- اجرایی موضوع در بازار سرمایه از نمونه گیری نظری و گلوله برفی استفاده شد و پس از انجام 14 مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. داده ها در نرم افزار word پیاده سازی و با استفاده از نرم افزار maxqda تحلیل شد. داده های تحقیق (712 نکته توصیفی) در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که مدل نهایی از 6 مقوله اصلی، 20 زیرمقوله و 129 مفهوم اصلی تشکیل شده است. بیشترین فراوانی مفاهیم به ترتیب مربوط به شرایط مداخله گر (69 کد)، شرایط علّی (15 کد)، راهبردها ( 13 کد)، شرایط زمینه ای (12 کد)، پدیده محوری و پیامدها (هر کدام 10 کد) بود. "مراحل" توسعه محصول مالی جدید به عنوان پدیده محوری تشخیص داده شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که مدیران و سیاستگذاران بازار سرمایه برای توسعه موفقیت آمیز محصولات و ابزارهای مالی جدید باید به همه مقوله های شرایط علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردها و پیامدها توجه کنند و با رویکرد بازارگرا و چندگانه، مراحل شناسایی شده برای توسعه محصول مالی جدید را طی نمایند.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر معیارهای راهبری شرکتی بر خطر سقوط آتی قیمت سهام در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. معیارهای بررسی شده شامل چهار بعد راهبری شرکتی که عبارت اند از ساختار مالکیت، ساختار هیأت مدیره، انگیزه های مدیرعامل و شفاف نبودن اطلاعات مالی است. بدین منظور 9 فرضیه برای بررسی این موضوع تدوین و داده های مربوط به 99 شرکت عضو بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی بین سال های 1384 تا 1393 تجزیه و تحلیل شد. الگوی رگرسیون پژوهش با استفاده از روش داده های تلفیقی با رویکرد اثرات تلفیقی، بررسی و آزمون شد. نتایج به دست آمده نشان داد از میان معیارهای انتخابی برای راهبری شرکتی، فقط تمرکز مالکیت دارای رابطه مثبت و معناداری و مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی، استقلال اعضای هیأت مدیره و دوگانگی وظیفه رئیس هیأت مدیره و مدیرعامل شرکت تأثیر منفی و معناداری بر خطر سقوط قیمت سهام دارد. هم چنین نتایج نشان داد که متغیرهای انگیزه های مدیران اجرایی شرکت و شفاف نبودن اطلاعات مالی تأثیر معناداری بر خطر سقوط آتی قیمت سهام ندارد. با تجزیه تحلیل اضافی مشخص شد که اثرات راهبری شرکتی در صنایع با سطح رقابتی ضعیف و عدم اطمینان بالا نسبت به صنایع با سطح رقابت قوی و عدم اطمینان پایین اهمیت بیشتری دارد.
متخصصان علوم اقتصادی و سیاسی تقسیمبندیهای متفاوتی را برای کشورها قائل شده اند؛ مثل کشورهای پیشرفته، صنعتی و جهان اول، در مقابل کشورهای توسعه نیافته، در حال توسعه، جهان سوم و نظایر آن. در این مقاله هدف، تائید، تکذیب و یا بررسی درست و یا غلط بودن این عنوانها نیست؛ بلکه منظور، بررسی مسائل مربوط به انتقال اطلاعات به کشورهای گروه دوم است که از میان عنوانهای فوق، عنوان جهان سوم بمناسبت مصطلحتر بودن آن، برایشان انتخاب شده است.
هدف پژوهش حاضر طراحی و تبیین الگوی یادگیری سازمانی در کارکنان شرکت ملی صنایع پتروشیمی کشور می باشد. روش تحقیق حاضر، استراتژی تئوری داده بنیاد است. با توجه به هدف تحقیق، ابتدا با استفاده از مطالعات کتابخانه ای، مبانی نظری متغیر مورد نظر و مولفه های آن بررسی گردید و سپس از طریق مصاحبه، دیدگاه افراد جامعه آماری مورد نظر را مورد بررسی قرار داده و بر اساس آن پرسشنامه جدیدی متناسب با فرهنگ بومی طراحی می گردد . داده های گردآوری شده با استفاده از نرم افزارNvivo تحلیل و مولفه های مورد نظر شناسایی گردیده و از طریق تحلیل عاملی تاییدی سازه و زیر مولفه ها تایید گردید و در مرحله آخر صاحبنظران حوزه مدیریت مدل را از ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار می دهند. جامعه آماری شامل مدیران پتروشیمی کشور، نخبگان حوزه یادگیری سازمانی پتروشیمی و کسانی که از فرآیندهای پتروشیمی و ساختار این مجموعه اطلاع داشتند، بود. نمونه آماری بر حسب اشباع نظری انتخاب شد. از روش نمونه گیری انتخابی هدفمند برای تست بخش کیفی استفاده شد تا به اشباع نظری برسیم. بر اساس نتایج، یادگیری سازمانی در شرکت ملی صنایع پتروشیمی ایران در 5 مقوله شرایط علی، بستر، مداخله گرها، راهبردها، و پیامدها مدلسازی شده است.
شرکت ها با بهره گیری از توانمندی های نوآوری فناورانه خود می توانند میزان مطلوب بودن عملکرد و توانایی تجاری سازی را افزایش دهند. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر نوآوری در فناوری و مدیریت بازار بر عملکرد تجارت بین المللی در شرکت های کوچک و متوسط استان تهران می باشد. مطالعه به لحاظ هدف از نوع مطالعات کاربردی و به لحاظ روش از نوع مطالعات پیمایشی می باشد. داده های مورد نیاز برای تحلیل با استفاده از ابزار پرسشنامه استاندارد (برگرفته از مقاله سیلوا و همکاران (2017)) جمع آوری شده است. روایی و پایایی پرسشنامه قبل از توزیع در بین نمونه آماری به ترتیب از طریق شیوه روایی محتوایی و ضریب آلفای کرونباخ (بالای 7/0) مورد تایید قرار گرفت. جامعه آماری تحقیق را کلیه مدیران شرکت های صادراتی و مدیران کنترل کیفی شرکت های کوچک و متوسط در تهران تشکیل می دهند. نمونه آماری پژوهش به طور هدفمند شامل 10 شرکت صادرکننده کوچک و 10 شرکت صادرکننده متوسط در شهر تهران می باشند. به طور متوسط در هر شرکت کوچک 6 مدیر و در هر شرکت متوسط 12 مدیر حضور دارند، لذا نمونه تحقیق 180 مدیردر نظر گرفته شد. بمنظور تحلیل نتایج ابتدا براساس تحلیل عاملی تاییدی به بررسی وضعیت متغیرهای پژوهش پرداخته شده است. سپس با استفاده از مدل معادلات ساختاری توسط نرم افزار Smart-PLS فرضیه های تحقیق مورد آزمون قرار گرفت است. نتایج نشان داد همه فرضیه های تحقیق مورد تائید قرار گرفت. برای ایجاد ارزش، صادرکنندگان نیاز به توسعه راه حل های مشترک با واردکنندگان دارند. به طور کلی می توان گفت ایجاد ارزش از نظر فناوری نوآوری و نوآوری در بازار نیاز به واردکنندگان برای دستیابی به آن دارد.
بازاررسانی و فروش گل در ایران، روش ناکارایی است که نسبت بالایی از گل های تولید شده را به ضایعات تبدیل کرده و درصد زیادی از قیمت نهایی هر شاخه گل را نصیب دلالان و خرده فروشان می کند؛ درحالی که در کشورهای پیشرویی همچون هلند، گل ها از طریق حراج مجازی و به روش حراج هلندی به مشتریان عرضه می شود که مزایای بسیاری از جمله کاهش مسافت و زمان انتقال گل ها و دسترسی راحت به حراج اینترنتی را فراهم می کند. این تحقیق با هدف امکان سنجی اجرای روش حراج مجازی گل در ایران و دستیابی به راهکارهایی برای پیاده سازی موفق آن، ابتدا ابزارهای شناخته شده مستندسازی و طراحی مدل های کسب وکار را مطالعه و ارزیابی کرده و در ادامه مدلی کیفی از روش اجرای حراج مجازی گل در ایران را در قالب تابلوی کسب وکار آستروالدر ارائه داده است. سپس، مدل کیفی را طی چند مرحله مصاحبه باز با تعدادی از کارشناسان تولید و فروش گل، با استفاده از روش پویایی سیستم ها و با طراحی مدل های علّی حلقوی و جریان، کمّی نموده و داده های مورد نیاز اجرای آن را نیز با توزیع پرسشنامه بین نمونه 63 گل فروشی شهر تهران جمع آوری کرده است. نتایج حاصل از شبیه سازی رفتار این مدل در سناریوهای مختلف نشان می دهد نه تنها روش حراج مجازی گل در ایران قابل اجرا است، بلکه با اتخاذ راهبردهای مناسب، علاوه بر کاهش ضایعات گل، افزایش قیمت دریافتی تولید کننده و کاهش قیمت پرداختی مصرف کننده، سود زیادی هم نصیب سایت اجرا کننده حراج گل خواهد کرد.
این مقاله مسئله ی عواملی را که در مسئله ی انتخاب تأمین کننده می توانند هم به عنوان ورودی و هم به عنوان خروجی در نظر گرفته شوند، بررسی می کند. کمیت یک چنین عاملی ممکن است بر کارآیی نسبی تأمین کنندگان تأثیر بگذارد. علیرغم این واقعیت که مقالات زیادی به بررسی عوامل دونقشی پرداخته اند، لیکن به نظر می رسد که ایده ی طبقه بندی کردن یک عامل به عنوان ورودی یا خروجی در یک مدل واحد نمی تواند روابط سببی بین ورودی ها و خروجی ها را در نظر بگیرد. رویکرد ساده ای برای حل این محدودیت و نیز در نظر گرفتن عوامل دارای نقش دوگانه پیشنهاد می شود. یک مثال عددی کاربرد رویکرد پیشنهادی را در زمینه ی انتخاب تأمین کننده نشان می دهد.
دسترسی در برابر نگهداری زمانی یکی از موضوعات داغ در دنیای اطلاعات بوده است و عملکرد خدمات تحویل مدرک تشکیل دهنده این قسمت بحث میباشد. این مقاله بر روی کار کانونی دانشگاه لیورپول متمرکز میشود و خدمات ارسال مدارک موجود و آینده را که مورد بررسی و ارزیابی قرار گرفتهاند ترسیم میکند. متون مربوط ارجاع داده شده و پس زمینههای طرحهای هادی توضیح داده شده و معیارهایی که برای گنجاندن خدمات مورد استفاده قرار گرفته مطرح شده است. ارزشیابی کاملی از خدمات(1) BL’s inside، (2) BODOS، (3) Ei Text ازشرکتاطلاعرسانی مهندسی الزویر(4)، Uncover LAMDA(5) ارائه شده است. نتایج اولیه گزارش شده است*. از نتایجی که تاکنون به دست آمده حاکی از آن است که از خدمات مدرک در شکل کانونی خود نمیتوان به عنوان حلال برای حل مسئله دسترسی در برابر نگهداری استفاده کرد.
مقدمه: ایمنی بیمار جزء بسیار مهم والزامی کیفیت مراقبت های بهداشتی درمانی است.خدمات غیر ایمن در عرصه سلامت علاوه بر تولید درد و رنج برای بیماران هزینه گزافی را نیز بر پیکره نظام سلامت وارد می آورد.بنابراین پژوهش حاضربا هدف ارزیابی زیر ساخت های ایمنی بیمار در بیمارستان های منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان صورت گرفت.
روش بررسی: این مطالعه تحلیلی است و به صورت مقطعی در بهار 1392انجام شده است. داده های مورد نیاز توسط چک لیست استانداردهای زیربنایی که توسط سازمان جهانی سلامت برای ارزیابی وضعیت ایمنی بیمار در بیمارستان ها مورد استفاده قرار می گیرد با استفاده از فرایند مشاهده، مصاحبه و بررسی مستندات در 4بیمارستان منتخب دانشگاه علوم پزشکی اصفهان جمع آوری گردید. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS21 در سطح آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.در نهایت وضعیت بیمارستان بر حسب سطح انطباق با استانداردهای زیربنایی ایمنی بیمار در سه سطح ضعیف کمتراز( 50 درصد) متوسط(70-50درصد) و خوب (بالاتر از 70درصد ) طبقه بندی شد.
یافته ها: سطح انطباق با استانداردهای زیربنایی ایمنی بیماردر کل بیمارستان های مورد بررسی با میانگین 05/20±3/55 درصد در سطح متوسطی قرار داشت. در این میان محور حاکمیت و رهبری با میانگین سطح انطباق6/9±45/69 درصد و با کسب بیشترین امتیاز درسطح متوسط و محور جلب مشارکت و تعامل با بیمار و جامعه با میانگین سطح انطباق 43/14±5/37 درصد و باکسب کمترین امتیاز در سطح ضعیفی قرار داشت.
نتیجه گیری: در مجموع وضعیت کلی زیر ساخت های ایمنی بیمار در بیمارستان های منتخب شهر اصفهان بر اساس چهار محور بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار در سطح متوسط ارزیابی شد. با توجه به اینکه کسب صددرصد استانداردهای حیاتی در تمامی ابعاد مورد بررسی برای دستیابی به حداقل سطح بیمارستان دوستدار ایمنی بیمار الزامی است. لذا باید هدفگذاری های لازم در این خصوص در برنامه ریزی راهبردی و عملیاتی در راستای رسیدن کامل به استانداردها در چهار محور مورد بررسی، منظور گردد.