ی حاضر که برگرفته از پژوهش نویسنده - درسال 1388 - درارتباط با خبر سیمای جمهوری اسلامی است ، هدف اصلی ارایه الگویی مناسب برای مدیریت خبر تلویزیون است . این پژوهش که با بهره گیری از دیدگاه چهارده کارشناس و با روش دلفی انجام شده در پی پاسخ گویی به سه سؤال عمده است: جایگاه خبرتلویزیون ازدیدکارشناسان چیست؟ الگوی اجرایی مناسب در مدیریت خبر سیما چه میتواند باشد؟ چه متغیرهایی برمدیریت خبر اثر مطلوب میگذار ند؟ نتایج این پژوهش که از سه مرحله دلفی به دست آمده ، نشان میدهد که جایگاه خبر سیما از جهت وضعیت پوشش جغرافیایی مناسب است ، اما از لحاظ اعتبار در وضعیت متوسط قرار دارد و از دیگر نتایج پژوهش میتوان به احصاء هفت متغیر تأثیرگذار بر مدیریت خبر نام برد که اگر مدیریت خبر سیما به آن ها توجه کند به الگویی مناسب دست خواهد یافت . از این متغیرها میتوان به توجه به نیازهای خبری مردم ، نقش های مدیریت و سرعت در انتشار نام برد . مهم ترین نتیجه این پژوهش دستیابی به الگویی اجرایی است که از آن به الگوی سه گام نام برده شده و برگرفته از توافق جمعی کارشناسان پژوهش است . سه گام ""تعیین""، ""تولید"" و "" توزیع"" از مراحل مختلف مدیریت خبر است که اگر توسط مکانیزمی واحد انجام شود در سطوح پایین با تغییرات جزیی همراه خواهد بود و فاصلهی بین تولید و توزیع کاهش مییابد و مهم تر اینکه از دپوی اخبار جلوگیری میشود.
هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین فرهنگ سازمانی و اثربخشی کارت امتیازی متوازن در بیمارستان شهید هاشمی نژاد تهران بود. پژوهش به شیوه توصیفی( همبستگی ) انجام شد. جامعه ی آماری کلیه ی کارکنان شاغل در مرکز فوق تخصصی شهید هاشمی نژاد در سال 1389 به تعداد 380 نفر بودند. حجم نمونه مطابق با جدول مورگان 150 نفر بر آورد گردید و به به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از سطوح مختلف سازمان انتخاب شدند .برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی فرهنگ سازمانی و اثربخشی دنیسن و ایول (2004) مرکب از 62 گویه با ضریب پایایی 94/0 استفاده شد. داده های گردآوری شده با بهره گیری از ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان داد که، بین فرهنگ سازمانی و هریک از مولفه های آن مشارکت ،انطباق پذیری، انسجام و مأموریت با اثربخشی کارت امتیازی متوازن، رابطه ی مستقیم وجود دارد.
نادیده گرفتن روستاها در فرایند اجرای برنامههای توسعه ، به ویژه در کشورهای درحال توسعه ، سبب بروز تفاوتها و دوگانگیهای چشمگیر اقتصادی و اجتماعی بین جوامع شهری و روستایی گردیده است. محرومیت و فقر ناشی از چنین روندی، روستاییان را وادار نموده که برای بهبود شرایط اقتصادی – اجتماعی و رفاه زندگی خود از روستاها به دیگر کانونهای سکونتگاهی، به ویژه شهرها مهاجرت نمایند. این جابه جاییها که با انگیزههای مختلفی صورت گرفته است، در شهرهای کوچک، همچون نورآباد توانسته است موجبات رضایتمندی مهاجران را فراهم آورد. این پژوهش با هدف پیبردن به علل مهاجرت و چگونگی نقش دسترسی و مسافت (دو مفهوم بنیادیِ تحلیل مکانی) از شهر نورآباد در این مهاجرتها صورت گرفته است. روش تحقیق تحلیلی و توصیفی بوده و با توجه به ماهیت موضوع مورد مطالعه با نگرشی رفتاری – فضایی دنبال شده است. جمعآوری اطلاعات با اتکا بر مطالعات کتابخانهای و میدانی انجام گرفته است. یافتههای تحقیق علاوه بر اینکه نمایانگر رابطه بین کمبود خدمات به عنوان انگیزه عمده در مهاجرفرستی روستاهای مورد مطالعه است، بلکه نقش مؤثر فاصله و دسترسی از شهر را در کمبود خدمات روستایی و نتیجتاً مهاجرت محرز میسازد.
یکی از مهمترین پیامدهای رشد شتابان شهرنشینی در دهههای اخیر از هم پاشیدگی نظام توزیع مراکز خدماتی شهری بوده که زمینهساز نابرابری شهروندان در برخورداری از این خدمات شدهاست. بنابراین مهمترین رسالت برنامهریزان و مدیران شهری در این زمینه، تلاش برای دستیابی به آرمان « برابری فرصت ها» در دسترسی گروههای مختلف جامعه شهری به خدمات عمومی و از بین بردن تضاد در تامین فرصتها است. هدف از این تحقیق، تعیین شاخصی یکپارچه برای سنجش عدالت فضایی در توزیع خدمات عمومی شهری است. این شاخص بر اساس توزیع جمعیت، قابلیت دسترسی و کارایی خدمات، با بهرهگیری از دادههای مکانی شهر یاسوج، تحلیل شده است . روش تحقیق به کار رفته در این مقاله توصیفی– تحلیلی است. میزان دستیابی ساکنین به خدمات عمومی با استفاده از مدل تحلیل شبکه دسترسی، مدل تحلیل سلسلهمراتبی و مدل خودهمبستگی فضایی محلی، تعین شده است. از ضریب جینی برای تحلیل نابرابری دستیابی به خدمات شهری و از ضریب موران برای تحلیل معناداری الگوی توزیع در سطح شهر استفاده شده است. نتایج یافتهها از بررسی ضریب جینی، بیانگر نابرابری توزیع در میزان دستیابی ساکنین به خدمات شهری و ضریب موران، بیانگر معناداری الگوی توزیع این بیعدالتیها در میان بلوکهای شهری است. به طوری که میزان سنجش عدالت فضایی محلههای مرکزی و جنوبشرقی شهر ، بالاتر از میانگین بوده که به نوعی، نسبت به جمعیت خود برخورداری بیشتری از خدمات داشته درحالیکه این نسبت در محلههای غرب، شمالشرق و شمال غرب شهر، کمتر از میانگین بوده که بیانگر برخورداری کمتر این محلات نسبت به جمعیت آنهاست ، که نشان از ""دوگانگی شهری"" در یاسوج است. در کل، توزیع خدمات عمومی شهری بر اساس قابلیت دسترسی، کارایی و توزیع جمعیت، عادلانه صورت نگرفته و نسبت برخورداری از خدمات در بخش قابل توجهی از شهر (66 درصد)، کمتر از نسبت جمعیتی آن است.
هر کاربری شهری دارای ویژگیهای ترافیکی خاص است. تغییراتی که به واسطه برنامه ریزی حمل و نقل شهری صورت می گیرد، به طور کلی، در بافت شهر نمود عینی مییابد. این نمود شامل ارتقا و تنزل بافت کالبدی شهر به واسطه، بهسازی، نوسازی، تعریض و ایجاد معابر جدید است. در این پژوهش، به منظور بررسی اثرات برنامه ریزی حمل و نقل شهری بر اصلاح بافت کالبدی شهری، منطقه 8 شهرداری تهران مطالعه شده است. روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی -تحلیلی است. به منظور انجام پژوهش از مطالعات کتابخانه ای (اسنادی) و برداشتهای میدانی استفاده شد و نتایج به دست آمده با استفاده از تکنیک SWOT تحلیل گردید. نتایج این پژوهش مبین آن است که؛ تغییراتی که به واسطه برنامه ریزی حمل و نقل در منطقه مورد مطالعه صورت گرفته؛ عبارتند از: تعریض معابر ، احداث بزرگراه های شهید باقری و امام علی و احداث پل های خاقانی و آغاز. همچنین ساماندهی معابر، احداث تقاطع های غیرهمسطح و تغییر مسیر معابر و تغییر کاربری از دیگر نمودهای آن به شمار می آیند که بر بافت کالبدی منطقه آثار عمیق برجای گذاشته است. با تحلیل نتایج کمی حاصله از تکنیک SWOT مشاهده می گردد که بیشتر اقدامات صورت گرفته ظرف چند سال گذشته در منطقه به منظور برنامه ریزی حمل و نقل شهری، همپوشانی قابل توجهی با استراتژی های اصلاحی خروجی SWOT دارد.
هدف این پژوهش بررسی رابطهی شیوه های شناختی با ویژگیهای کارآفرینی دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور در مرکز تهران است. این تحقیق از نوع توصیفی و هم بستگی بوده و مبتنی بر داده های جمع آوری شده از روش میدانی میباشد. جامعهی آماری این تحقیق شامل 5962 دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه پیام نور مرکز تهران است. حجم نمونه با روش نمونه گیری طبقه بندی تصادفی، 361 نفر تعیین شد. پس از جمع آوری و تحلیل داده ها، الگوهای تحلیل مسیر توسط نرم افزار لیزرل برای بررسی رابطهی شیوه های شناختی گریگوریک با کارآفرینی و با شاخص های کارآفرینی ترسیم شد. آزمون فرضیه ها نشان داد که، شیوه های شناختی با ویژگیهای کارآفرینی رابطهی مثبت و معناداری دارد و از بین متغیرهای شیوهی شناختی بیش ترین تا کم ترین تأثیر به ترتیب به شاخص های شیوهی عینی- متوالی، شیوهی انتزاعی- تصادفی، شیوهی عینی- تصادفی و در نهایت انتزاعی- متوالی مربوط بوده است.
تمایل به کیفیت خدمات نقش مهمی در صنایع خدماتی نظیر خدمات بیمه ای، بانکی و حمل و نقل و ... ایفا می کند. چرا که کیفیت خدمات برای دستیابی به رضایت مشتریان و به دنبال آن، بقا و سودآوری سازمان امری حیاتی به شمار می رود. در این پژوهش محقق با اقتباس از مدل سروکوال در پی پاسخ به این سوال است که آیا مشتریان از کیفیت خدمات ارایه شده توسط بانک ملی رضایت دارند و اولویت بندی ابعاد کیفیت خدمات از نظر مشتریان چگونه است؟ نتایج پژوهش بیانگر آن است که انتظارات مشتریان از عوامل محسوس، قابلیت اعتبار، اطمینان خاطر و همدلی بالاتر از ادارکات آنان است و شکاف خدماتی موجود بیانگر نارضایتی مشتریان از کیفیت خدمات ارایه شده توسط بانک است. همچنین از نظر مشتریان بعد اطمینان خاطر بالاترین اولویت را نسبت به سایر عوامل دارد.تعداد نمونه طبق جدول مورگان 380 نفر برآورد شد. برای جمع آوری داده ها در این پژوهش از ابزار پرسشنامه و به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار استنباطی، از آزمون ویلکاکسون جهت آزمون فرضیه ها و از آزمون فریدمن برای تعیین اولویت ابعاد کیفیت خدمات استفاده شد.
در مقاله حاضر سعی گردیده است تاثیر رهبری تحول آفرین بر استقرار شش سیگما در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور رهبری تحول آفرین بر اساس مدل بس و آوولیو و اصول اجرایی شش سیگما بر اساس نظریه پیتر پاند و لارنس هالپ تعریف گردیده و بر این اساس یک فرضیه اصلی و پنج فرضیه فرعی تنظیم شده است. ابزار جمع آوری اطلاعات، دو پرسشنامه شامل پرسشنامه سبک رهبری تحول آفرین با 20 سوال و پرسشنامه اصول اجرایی شش سیگما با 35 سوال است که پس از سنجش روایی و پایایی، در اختیار جامعه آماری که با استفاده از روش کل شماری، جامعه کارکنان دانشگاه آزاد مراغه بود و شامل تعداد 140 نفر است، قرار داده شد. پس از جمع آوری پرسشنامه ها، اطلاعات حاصله تلخیص و طبقه بندی شد، سپس برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده از روش های آماری توصیفی و استنباطی (آزمون رگرسیون) استفاده گردید. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها، نشان دهنده تایید تمام فرضیه های تحقیق می باشد.که این امر بیانگر آن است که رهبری تحول آفرین بر موفقیت استقرار شش سیگما در دانشگاه آزاد اسلامی واحد مراغه تاثیرگذار است
یکی از مهمترین اجزای هر فعالیت اقتصادی فراهم کردن منابع مالی مورد نیاز است، که این منابع را می توان از محل حقوق صاحبان سهام یا بدهی تامین کرد. در همین راستا مدیران مالی در شرکت ها تضمین بهترین ترکیب منابع تامین مالی یا به عبارت دیگر ساختار سرمایه می باشد و تصمیمات اتخاذ شده در این زمینه در راستای افزایش ارزش شرکت است. موضوع ساختار سرمایه از جمله مسایلی است که تاکنون تحقیقات و آزمون های زیادی بر روی آن انجام شده است و در حال حاضر نیز تحقیقات نظری و بررسی های تجربی در مورد آن ادامه دارد. سوال اصلی این تحقیق عبارت است از اینکه چگونه شرکت ها استراتژی های تامین مالی را هنگامی که موضوع، طبقات ریسک سیستماتیک است، تغییر می دهند؟ برای این منظور داده های مورد نیاز این پژوهش از 99 شرکت فعال در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1386-1378 با استفاده از نرم افزار ره آورد و تدبیرپرداز جمع آوری گردیده است. تکنیک های آماری مورد استفاده جهت آزمون فرضیات ضریب رگرسیون می باشد. در این پژوهش شرکت ها بر اساس متوسط تغییرات ریسک سیستماتیک (b) به سه طبقه بالا، متوسط و پایین تقسیم شده و عوامل ساختار سرمایه موثر بر تامین مالی از طریق بدهی های بلندمدت و کوتاه مدت بر اساس سه تئوری توازی ایستا، ترتیب هرمی (سلسله مراتب) و جریان نقد آزاد انتخاب شده اند. تحقیق حاضر شامل شش فرض بوده که نتایج حاصل نشان می دهد شرکت های با ریسک متوسط و پایین بنوبت از بدهی های کوتاه مدت و بلندمدت بیشتر استفاده می کنند و شرکت های با ریسک بالا نسبتا بیشتر از بدهی های بلندمدت نسبت به بدهی های کوتاه مدت استفاده می کنند. از این رو شرکت های با ریسک بالا تمایلی به بالا بردن تامین مالی از طریق سهام عادی ندارند. از این گذشته نتایج نشان می دهد که شرکت های با ریسک بالا نسبتا به وسیله مفروضات تئوری ترتیب هرمی متاثر شده اند و همچنین شرکت های با ریسک متوسط به وسیله مفروضات جریان نقد آزاد تحت تاثیر قرار گرفته اند. نتایج حاصل از این پژوهش با نتایح تحقیقات تارک و همکارانش (2008) مطابقت دارد.
هدف اصلی از انجام این تحقیق، اندازه گیری رضایت مندی دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه می باشد که در این راستا کلیه حوزه های دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه و بخش هایی که با خدمات آموزشی، پژوهشی و رفاهی مرتبط هستند، می توانند از نتایج این تحقیق استفاده کنند. همچنین شناسایی عوامل موثر بر ایجاد رضایت مندی در نزد دانشجویان این واحد دانشگاهی، اولویت بندی عوامل موثر بر ایجاد رضایت مندی در نزد دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه، ارایه راهکارهای عملی در جهت به کارگیری عوامل موثر بر میزان نگهداری دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد فیروزکوه، را می توان از اهداف کاربردی این تحقیق برشمرد که برای دستیابی به این اهداف، با استفاده از تکنیک های آماری و منطق فازی و تجزیه و تحلیل داده ها به رابطه بین شهریه پرداختی، کیفیت خدمات، دسترسی آسان به امکانات و رسیدگی به شکایات و میزان رضایت دانشجویان از این خدمات پرداخته شد و ارتباط معنادار موارد فوق تایید شد. در هر دو روش فازی و کلاسیک تعداد نمونه جامعه آماری 440 نفر از دانشجویان مقاطع مختلف تحصیلی می باشند که توسط نرم افزار SPSS، تحلیل داده ها انجام شد.
تعامل پذیری توانایی سیستم های مختلف برای فهم یکدیگر و یا عملیات با یکدیگر است. در تعامل پذیری، سازمان ها و واحدها در سطوح مختلف می توانند با هم همکاری نمایند تا خدمات خود را به بهترین نحو به کاربران ارایه دهند. برای آنکه سازمان ها (واحدها) بتوانند با هم تعامل داشته باشند، ابتدا لازم است تا سطح تعامل پذیری در سازمان (واحدها) شناسایی شود تا با درک صحیح از وضعیت تعامل پذیری برای دستیابی به سطوح بالاتر و نیز افزایش کارایی عملیاتی در تبادل داده در سازمان تلاش شود. در این مقاله، مدل های بلوغ تعامل پذیری بررسی شده و مدل بلوغ تعامل پذیری سازمانی که توسط اتحادیه اروپا در سال 2005 ارایه شده، برای تعیین اندازه گیری سطح بلوغ انتخاب شده است. در این پژوهش که توصیفی از نوع پیمایشی است. پرسشنامهی طراحی شده در یک سازمان بزرگ اطلاعاتی و ارتباطی که از چهار واحد فناوری اطلاعات، امنیت، فناوری ارتباطات و مطالعات راهبردی تشکیل شده است توزیع و در پنج سطح مورد آزمون قرار گرفت و نتایج حاصل، تجزیه و تحلیل و سطح بلوغ تعامل پذیری برای هر واحد سازمان مشخص شد و برای ارتقا به سطوح بالاتر راهکارهای مناسب پیشنهاد شده است.
هر ساله تعداد بسیار زیادی پروژه در بخش فناوری اطلاعات (حوزه نرم افزار) توسط شرکت ها و سازمان های دولتی و غیردولتی تعریف شده و برای اجرا به دست پیمانکاران سپرده می شود، نکته ی جالب این جاست که بنابر تجربه های گذشته بسیاری از این پروژه ها ناتمام متوقف می شوند و یا به نتیجه ی دلخواه نمی رسند. با توجه به بررسی های به عمل آمده بسیاری از علل شکست این پروژه ها به طور مستقیم و یا غیرمستقیم به پیمانکار مجری پروژه مرتبط می شود. این مسئله نشان می دهد، جهت حصول نتیجه ی دلخواه از اجرای پروژه های فناوری اطلاعات باید در انتخاب پیمانکاران نهایت دقت را به خرج داد.
با توجه به اینکه نکات اصلی در یک مسئله ی انتخاب، روش انتخاب، معیارهای مورد استفاده و اهمیت هر کدام از آن هاست، بنابراین در این پژوهش سعی شده است که به این سؤالات پاسخ داده شود. برای انجام این کار از چارچوب کارت امتیازی متوازن فناوری اطلاعات و روش دلفی برای تعیین معیارهای ارزیابی استفاده و بیش از 25 معیار شناسایی شده است. سپس با استفاده از پرسشنامه و روش آنتروپی اهمیت هر معیار تعیین شد و در نهایت معیارهای تعیین شده به کمک مدل پیشنهاد شده در این پژوهش در یک پروژه واقعی بهکارگرفته شدند.