مقاله با این فرض که در دنیای جدید، تأمین اجتماعی، به عنوان حق اجتماعی شهروندان، نه تکلیف اخلاقی فردی، مستلزم همکاری متقابل دولت، مردم (واحدهای خصوصی) و نهادهای عمومی غیردولتی است، رابطه تأمین اجتماعی و توسعه متوازن و سپس نسبت تأمین اجتماعی ودموکراسی را بررسی می کند.از دیدگاه تئوری های مطرح شده در این نوشتار، نظام های سیاسی غیرمردم سالار، تأمین اجتماعی را «به دلیل» اثر مثبت بر کارایی گسترش می دهند و نظام های سیاسی مردم سالار «به علت» ماهیت فرایند رأی گیری به طور طبیعی موجب گسترش هزینه های تأمین اجتماعی می شوند. از سوی دیگر، تأمین اجتماعی نیز به افزایش سرمایه اجتماعی، گسترش مشارکت اجتماعی و تقویت شرایط «فردگرایی عادلانه»، پیش شرط های لازم را برای بسط دمکراسی سیاسی و اقتصادی (بازی بازار) در جامعه فراهم می آورد. شواهد تجربی مورد توجه در مقاله حاضر- بیانگر آن است که هم در رژیم های مردم سالار و هم در رژیم های غیرمردم سالار، هزینه های تأمین اجتماعی به گونه ای تقریباً یکسان افزایش یافته و نوع رژیم سیاسی بر ساختار هزینه های تأمین اجتماعی اثر معنا داری نداشته است.در مقاله تأکید می شود که موفقیت حکومت ایران در عرصه ساختارسازی دموکراتیک سیاسی و اقتصادی، به استقرار نظام فراگیر تأمین اجتماعی نیاز دارد و این نیز در جای خود، مستلزم بازکردن عرصه برای فعالیت مردم و نهادهای غیردولتی در حوزه تأمین اجتماعی و کاهش نقش دولت از نقش یک انحصارگر به یک نقش حمایتی و نظارتی است.
در ادبیات کلاسیک اقتصاد، نیروی کار، سرمایه و زمین سه عنصر اصلی تولید و سرچشمه های اصلی ثروت بشمار می آید. در روشهای سنتی حسابداری صنعتی نیز برای محاسبه قیمت فروش، هزینه دستمزد، مواد اولیه و سربار با یک میزان سود معقول جمع زده می شود. ولی هیچ یک از این دو الگو قادر نیستند توضیح دهند که چگونه یک ساعت رولکس با کارآیی، به سه برابر قیمت یک ساعت سیکو به فروش می رسد...
مقدمه: ارزیابی عملکرد ، ضرورت بنیادین در رویاروئی رویارویی و سازگاری با تحولات و بهبود مستمر فعالیت ها است. دانشگاه نیز با وظیفه ی خطیر خود در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه و بازار کار، از این قاعده مستثنی نیست.
هر یک از مدل های ارزیابی عملکرد، ابزاری می باشندکهاست که پس از اجرا، می توانند اطلاعات گوناگونی را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می بواشد.
روش بررسی: در این مقاله، با استفاده از مدل ریاضی تحلیل پوششی داده ها از نوع خروجی محور و استفاده از نرم افزار lingo، به ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در بازه ی زمانی سال های 90-1380 ارزیابی پرداخته شدگردیده است . در مدل مربوط،ه متغیرهای ورودی، تعداد دانشجویان و تعداد اعضای هیات هیأت علمی و متغیرهای خروجی تعداد فارغ التحصیلاندانش آموختگان و فعالیت های پژوهشی اعضای هیات هیأت علمی به عنوان شاخص های اصلی عملکرد در نظر گرفته شده است .
یافته ها: . از 13 گروه آاموزشی مورد بررسی، 6 گروه کارا و 7 گروه آموزشی ناکارا ارزیابی شدند. الگوهای مرجع گروه های ناکارا نیز مشخص گردید.
نتیجه گیری: گروه های آموزشی ناکارا ، از طریق الگوهای کارایئی ، قادر به افزایش در میزان خروجی خود می باشند. بدین منظور، میزان افزایش در خروجی ها بر اساس الگوهای مرجع آن ها پیشنهاد گردید.
گسترش استفاده از رسانه های اجتماعی، تمام ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار داده است و طبیعی است که سازمان ها نیز نسبت به استفاده کارکنان از این رسانه ها حساس باشند. در سال های اخیر پژوهش های گوناگونی در این رابطه انجام شده است که برخی از آن ها نشاندهنده بهبود یا تضعیف عملکرد شغلی کارکنان در صورت استفاده از این رسانه ها می-باشند. به نظر می رسد می بایست عوامل جانبی دیگری نیز در این ارتباط مد نظر قرار گیرد. در این پژوهش با استفاده از روش ارزیابی انطباقی، این عوامل با بررسی پیشینه موجود در این زمینه استخراج شده و مدلی مفهومی طراحی شده است. این مدل انواع تأثیرات مستقیم و غیرمستقیم را در زمینه تأثیر استفاده از رسانه های اجتماعی بر عملکرد شغلی کارکنان نشان می دهد. این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ استراتژی، توصیفی از نوع پیمایشی می باشد، بدین منظور و برای گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای میان 227 نفر از کارکنان و کارشناسان آموزشی دانشگاه تربیت مدرس توزیع گردید و نتایج تحلیل شد. برای بررسی فرضیه ها از آزمون های رگرسیون و تحلیل مسیر استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان داد که میان استفاده از رسانه های اجتماعی و هر یک از مؤلفه های عملکرد شغلی، سرمایه اجتماعی، رضایت شغلی و تعهد سازمانی روابط معناداری وجود دارد.
این مقاله در تلاش است تنگناهای مدیریتی دنیای غرب و کشورهای پیشرفته صنعتی را که در سالهای اخیر بطور چشمگیری گسترش یافته است و بصورت یک بحران در زمینه های مدیریتی مطرح است را با استفاده از راه حل های ارائه شده بر مبنای دیدگاه اسلامی مورد بررسی قرار دهد . نگارنده معتقد است مدیران و راهبران کشور های جهان سوم با توجه به شرایط خاص و بستر فرهنگی و ارزشی بومی نباید فنون و ابزار مدیریتی و تکنولوژی به اصطلاح پیشرفته غربی را وارد کرده و عینا بکار گیرد زیرا این ابزار و فنون وارداتی منشا آثار مخرب و مزمنی از جمله بدهیهای جهان سوم، گرسنگی ، بی سوادی، بی کاری، و .. می شود. باید به جای خودباختگی ، به محتوای فرهنگی و ارزشی اسلامی و خودی چشم دوخت و در پرتوی معرفت اسلامی راه حل هایی را که بر فطرت انسانی منطبق باشد به کار برد . در این مقاله نگارنده مجموعه فرضیه هایی مبتنی بر نظریه حرکت جوهری ارائه داده است تا مبنا و معیار هرگونه نظریه پردازی و طراحی برنامه در جوامع اسلامی قرار گیرد و در این راستا از قرآن ، سنت معصومین و نظریه پردازی های اسوه های اسلامی و تجربیات پربار سالهای انقلاب اسلامی سود جسته است .
امروزه با توجه به رقابت روزافزون شرکتها و سازمانها، انتظارات فزاینده مشتریان و هزینه های هنگفت تبلیغات و سرمایه گذاری، مفهوم شخصیت برند و عوامل موثر بر شکل گیری آن در کانون توجه پژوهشگران بوده است. پژوهش حاضر بر آن است تا شخصیت مشتری را به عنوان یکی از مهمترین و کلیدی ترین عوامل موثر بر شکل گیری شخصیت برند مطرح و تاثیر آن بر شخصیت برند را در قالب یک مدل مفهومی مورد بررسی قرار دهد.این از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، پژوهش توصیفی-پیمایشی است. برای سنجش تاثیر «شخصیت مشتری» بر «شخصیت برند» از دو مدل معتبر و شناخته شده شخصیت برند آکر (1997) و شخصیت مشتری اکلوند (2008) استفاده گردیده است. جامعه آماری این پژوهش، مصرف کنندگان و مشتریان برند اپل در شهر تهران بوده اند که از میان آن ها تعداد 349 پرسشنامه با روش نمونه گیری غیراحتمالی و دردسترس، به عنوان نمونه انتخاب گردیده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها متناسب با نیازآماری از نرم افزار PLS Smart استفاده شده است. یافته های این پژوهش بیانگر این است که نوع ادراک و دریافت افراد از شخصیت برند تحت تاثیر نوع دیدگاهها، نگرشها و شخصیتشان است.
در ایران خودرو خراسان، سیاست تامین بعضی از اقلام بر اساس مدل ساده قطعی(مدل ویلسون) است. بعضی مواقع بنا به دلایلی دریافت کالا در زمان برنامهریزی شده محقق نمیشود. این وضعیت را به دلیل اینکه خط تولید در آستانه توقف قرار می گیرد، شرایط بحرانی می نامیم. هدف از این مقاله، ارائه سیاست های مختلف تامین موجودی در شرایط بحرانی است. در مورد هر یک از سیاست ها، تابع هزینه که شامل هزینه های توقف خط، سفارش دهی، نگهداری و حمل و نقل است، مدل سازی شده و بر اساس کمینه کردن آن، نوع وسیله حمل و مقدار بهینه سفارش تعیین می گردد. مدل این مقاله به صورت عددی برای دو قطعه از اقلام ایران خودرو خراسان به کار برده شد. نتایج نشان می دهد به کارگیری سیاست های پیشنهادی به کاهش هزینه نسبت به سیاست فعلی ایران خودرو خراسان منجر می شود.
امروزه لیزینگ در برابر خرید بهعنوان جزء لاینفک تصمیمگیری جهت تامین ماشینآلات و تجهیزات مورد توجه قرار میگیرد. بنابر این تصمیمگیری در صنعت لیزینگ، بحثی حیاتـی در تامین مالی مدرن میباشد که این پژوهش برخی از آنها را بررسی میکند. در این تحقیق با استفاده از دادههای مربوط به شرکتهای لیزینگ پذیرفته شده شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 85-81 ، به بررسی تأثیر سه عامل مهم تصمیمگیری در صنعت لیزینگ (بدهیها، هزینههای نمایندگی و بخشهای اقتصادی) پرداخته شده است. جهت بررسی این عوامل آزمون معناداری r در سطح خطای 05/0، همبستگی بین میزان لیزینگ و بدهیها و میزان لیزینگ و هزینههای نمایندگی محاسبه شده است. در ضمن با استفاده از ضریب تعیین، در صد تغییرات حجم لیزینگ ناشی از تغییرات بدهیها و هزینههای نمایندگی مشخص شده است. همچنین با استفاده از تحلیل واریانس یک عامله (آزمون F) مقایسهای بین بخشهای مختلف اقتصادی از لحاظ میزان لیزینگ انجام و اختلاف معنا داری بین آنها بررسی شده است. برای این منظور بخشهای مختلف اقتصادی به 5 گروه عمده شامل:1. بخش خـــودرو 2. بخش حمل و نقل 3. بخش پزشکی و دندانپزشکی 4. بخش راهسازی و ساختمان و 5. سایر بخشها تقسیم شد. نتایج این تحقیق نشان میدهد که بین میزان لیزینگ و بدهیها و نیز بین میزان لیزینگ و هزینههای نمایندگی همبستگی مثبت (مستقیم) با شدت متوسط وجود دارد، همچنین با مقایسه بین بخشهای مختلف اقتصادی دریافتیم که اختلاف در سهم بخشهای مختلف اقتصادی قابل توجه است.