این تحقیق با هدف شناسائی عوامل مؤثر بر اعتماد افراد به دانشگاههای مجازی و مشخص کردن وجود یا فقدان رابطه بین اعتماد افراد به دانشگاههای مجازی و تمایل آنها به انتخاب این دانشگاهها انجام گرفت. در این راستا مدل مفهومی تحقیق به کمک روش دلفی با 9 مؤلفه طراحی شد و سعی شد به کمک تحلیل عاملی و روش تحلیل مسیر، روابط بین متغیرها مشخص شود. در پایان مشخص شد، 5 مؤلفه شهرت علمی دانشگاه مجازی، کارآمدی اداری دانشگاه مجازی، اندازه دانشگاه مجازی، اقتصادی بودن تحصیل در دانشگاه مجازی و شرایط محیطی مساعد برای فعالیت دانشگاه مجازی از جمله عوامل مؤثر بر اعتماد افراد به این دانشگاهها هستند، با این وجود معلوم شد که میزان نقش هر کدام از این مولفهها در ایجاد اعتماد نسبت به دانشگاههای مجازی با موارد پیش بینی شده از سوی محقّقان تفاوتهایی دارد. همچنین مشخص شد تمایل افراد به انتخاب دانشگاههای مجازی متاثر از عامل اعتماد است.
این تحقیق با هدف بررسی تأثیر محتوای دروس رشته های مختلف تحصیلی (گرایشات مختلف مدیریت، پزشکی، علوم پایه، فنی- مهندسی، هنر و الهیات) دانشجویان دانشگاه های تهران، بر سبک یادگیری و هوش معنوی آن ها انجام پذیرفت. در این تحقیق از مدل سبک های یادگیری کُلب (1985) که در بر دارنده چهار شیوه های یادگیری مفهوم سازی انتزاعی، آزمایش گری فعال، تجربه عینی و مشاهده تأمّلی می باشد، استفاده شده است.
هدف پژوهش آزمون ارتباط بین میزان هوش معنوی دانشجویان مدیریت و سبک های یادگیری آن ها است، از آنجایی که وجود متغیرهای دیگر ممکن بود بر نتایج تحقیق ما تأثیرگذار باشد، لذا بررسی تأثیر محتوای دروس بر هوش معنوی و اثر آن بر سبک یادگیری را در بین رشته های مختلف تحصیلی نیز مقایسه نموده ایم. از این رو، از دو پرسش نامه 31 سؤالی برای سنجش هوش معنوی دانشجویان (با آلفای کرونباخ 96%) و پرسش نامه 12 سؤالی کُلب (1985) برای تعیین سبک یادگیری دانشجویان (آلفای کرونباخ 87%) استفاده شده است. نمونه آماری تعداد 225 دانشجو در رشته های مذکور است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین محتوای دروس و سبک یادگیری رابطه مثبتی وجود دارد. هم چنین فرض وجود رابطه همبستگی معنادار میان هوش معنوی و سبک یادگیری فردی تأیید شد. ...
مدیریت دانش به عنوان یک رویکرد که بر اساس آن سازمان به شناسایی، خلق، دست یابی و بکارگیری دانش به منظور بهبود و ارتقاء بهره¬وری در سازمان می¬پردازد، معرفی می¬گردد. امروزه نقش و اهمیت مدیریت دانش بیش از پیش آشکار شده و اجرای موفق آن می¬تواند تأثیر بسزایی در افزایش کارایی و اثربخشی سازمان داشته باشد، از اینـرو شناخت عواملی که باعث تسهیل در پیاده¬سازی مدیریت دانش می¬گردد و نیز بکارگیـری ایـن عوامل، می¬تـواند یک نقشه و راهنما بـرای مدیـریت بهتر آن باشد. در این پژوهش عوامل تسهیل کننده مدیـریت دانش در سازمان مدیـریت بحـران کشور و ادارات کل تابعه آن ، با استفاده از متغیرهای فناوری اطلاعات ، استراتژی ، ساختار و فرهنگ ، شناسایی و رتبه بندی گردیده¬اند بـرای تجـزیه و تحلیل داده¬ها در این پـژوهش از آزمون¬های همبستگی پیرسون ، فریدمن، One-sample T test و تحلیل عاملی ، استفاده شده است . بر اساس نتایج بدست آمده ، از دید پاسخ دهندگان، در بین عوامل تسهیل کننده مدیریت دانش ، عوامل فناوری اطلاعات و فرهنگ سازمانی برای تسهیل مدیریت دانش معنی دار بوده و در عوامل استراتژی و ساختار ، بعنوان عامل تأثیرگذار بر تسهیل مدیریت دانش ، معنی داری وجود ندارد. از میان چهار متغیر مورد بررسی، فرهنگ سازمانی مهمترین عامل تأثیرگذار جهت تسهیل مدیریت دانش و عامل استراتژی کمترین اهمیت را بر تسهیل مدیریت دانش دارند.
با توجه به ییچیدگى و پویایى روز افزون عوامل محیطى و تغییرات بسیار سریع، سازمان هاى سنتى دیگر قادر به هماهنگى این تغیبرات نیستند و در حال نابود شدن مى باشند از این رو، بحتث سازمانهاى یادگیرنده به عنوان ابزارى براى بقا و هماهنگى با این تغییرات مورد توجه بسیارى از سازمانها قرار گرفته است. آنچه مى خوانید خلاصه اى از مبانى نظرى و یافته هاى تحقیق است، پبرامون بررسى میزان یادگیرى سازمانى مدارس. تحقیق حاضر با هدف بررسى میزان یادگیرى سازمانى مدارس متوسطه دولتى و غیرانتفاعى انجام گرفته است. جهت تحقق هدف فوق یک فرضیه به شرح ذیل تدوین گردیده ((بین میزان یادگیرى سازمانى مدارس متوسطه دولتى و غیر انتفاعى تفاوت وجود دارد)) جهت گرد آوری اطلاعات و یافتن ویزگی های سازمان ( دبیرستان ) یاد گیرنده از روش کتابخانه ای و برای بررسی میزان یادگیری سازمان از پزسشنامه ی محقق ساخته پس از تعییین روایی و پایانی استفاده شده است . یعنی میزان یادگیری سازمانی مدارس غیر انتفاعی کلیه ویژگی ها ی بدست آمده بیش تر از مدارس دولتی است .
در این پژوهش هشت عامل تأثیرگذار بر ایجاد ارزش افزوده حسابرسی داخلی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مطالعه برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه کتبی که قابلیت اعتماد و اعتبار آن تأیید شده، استفاده شده است. جامعه آماری مورد مطالعه این پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در سال 1388 بوده است. برای آزمون فرضیه های این تحقیق از آزمون تی - تست استفاده شده است. یافته های این تحقیق نشان داد که جایگاه سازمانی حسابرس، آموزش، محیط کار، ارزیابی ریسک، تنوع خدمات، ارزیابی عملکرد، تبلیغات و استفاده از روش های نوین بر اثربخشی حسابرسی داخلی تأثیر دارند و منجر به ایجاد ارزش افزوده حسابرسی داخلی می شوند. همچنین نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین دیدگاه مدیران و دیدگاه حسابرسان داخلی در رابطه با عوامل مؤثر بر ارزش افزوده حسابرسی داخلی وجود دارد. از دیگر یافته های تحقیق، تهیه مدل مفهومی جهت ایجاد حداکثر ارزش افزوده حسابرسی داخلی می باشد.