Online review sites and social media platforms have become crucial sources of information for consumers, greatly influencing their purchasing behavior and decision-making, especially in the food and beverage industry. However, not many studies have been carried out to understand how social media influences customers’ purchase intentions at fast-food restaurants. This paper examines the growing influence of social media attributes on purchase intentions, with a focus on the Malaysian context. Previous studies highlight the increasing importance of social media platforms as marketing tools and their impact on customers’ purchase intentions. The research explores the relationship between habit and informativeness and their influence on purchase intentions among young adults in fast-food restaurants. A purposive sampling method was utilized to gather data from 142 fast-food customers through a cross-sectional online survey. The research hypotheses were analyzed using the partial least square structural equation modeling. Key findings found that habit and informativeness have a significant positive impact on customers’ intentions to purchase at fast-food restaurants. The study contributes to the existing literature by highlighting the growing influence of social media on consumer behavior in the context of fast-food restaurants. It adds to our understanding of how social media platforms serve as effective marketing tools, particularly among young adults, and how they can influence purchase intentions. By understanding the interplay of habit, informativeness, and purchase intentions, businesses can develop more effective marketing strategies and foster stronger relationships with their customers.
زمینه و هدف: موفقیت مسیر شغلی، طی سال های اخیر، یکی از مفاهیم پُرتوجه در مطالعات منابع انسانی بوده است. سازمان ها برای اینکه بتوانند نیروهای انسانی خود را حفظ کنند و ضریب ترک مشاغل را در کمترین سطح نگاه دارند، ناگزیرند تا بسترهای لازم را برای توسعه و پیشرفت منابع انسانی، به ویژه برای نیروهای کارآمد و متخصص فراهم آورند؛ از این رو درصدد برآمدند تا درک و بینش خود را در زمینه موفقیت مسیر شغلی توسعه دهند و مدل پویا و منعطفی را برای آن طراحی کنند. هدف این پژوهش، طراحی مدل ارزیابی موفقیت مسیر شغلی کارکنان دولتی است.
روش: این مطالعه به لحاظ هدف کاربردی، از نظر گردآوری اطلاعات توصیفی و مبتنی بر روش شناسی کیفی است که با استفاده از روش فراترکیب به اجرا درآمده است. بدین منظور، مقاله های منتشرشده در زمینه موفقیت مسیر شغلی در پایگاه های نشریه های جهانی، در بازه زمانی تعیین شده بررسی شد. برمبنای اصول روش فراترکیب و معیارهای مطرح شده در آن، مقاله ها وارد فرایند تحلیل فراترکیب شدند. برای تحلیل مقاله های منتخب نیز از روش تحلیل محتوای کیفی بهره گرفته شد.
یافته ها: این پژوهش با تکیه بر روش فراترکیب و بررسی ۷۱ مقاله منتخب، یک الگوی پارادایمی در زمینه موفقیت مسیر شغلی ارائه داده است. نتیجه این بررسی، شامل ۵۳ مقوله فرعی، ۱۷ مقوله اصلی و ۴ مقوله کلی بود که در قالب یک الگوی نظری ارائه شد. مقوله های کلی به دست آمده عبارت اند از: بهبود مستمر موقعیت های عینی؛ نهادینه سازی موفقیت پذیری ذهنی؛ سیاست گذاری یکپارچه در ساخت مسیر شغلی؛ ارزیابی موفقیت مسیر شغلی. یافته ها بیانگر این جهت گیری مدیریتی است که می بایست موفقیت مسیر شغلی گام به گام باشد و همچنین لازم است که ارزیابی موفقیت مسیر شغلی، از دو جنبه کارکنان و مدیران به طورمشترک و ارزیابی موفقیت مسیر شغلی عینی و ذهنی، از سوی کارکنان و ارزیابی عوامل مؤثر بر موفقیت مسیر شغلی از سوی مدیران صورت گیرد.
نتیجه گیری: می توان گفت که در طراحی مدل های موفقیت مسیر شغلی، بایستی به هم سویی درونی و اجرایی با واقعیت های شغلی سازمان و خواست نیروها توجه کرد. سازمان های دولتی می بایست در تدوین برنامه های مسیر شغلی کارکنان از رویکرد کارمندمحوری بهره جویند.
پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل سنجش وفاداری مشتریان بر اساس حواس پنجگانه با تاکید بر نقش میانجی ارزش ادراک شده در صنعت بیمه (مطالعه موردی بیمه عمر و سرمایه گذاری) می باشد. روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از نظر روش اجرای پژوهش توصیفی-پیمایشی می باشد. جامعه آماری پژوهش خریداران بیمه می باشند که با توجه به محدود بودن جامعه آماری، 384 نفر با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند و روش نمونه گیری تصادفی ساده می باشد. ابزارگردآوری پژوهش پرسشنامه ساخته محقق که برگرفته از بخش کیفی پژوهش می باشد. به منظور تعیین پایایی پرسشنامه ها از روش آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS و پایایی ترکیبی با استفاده از نرم افزار SMART PLS استفاده شد. همچنین برای نشان دادن پایایی پرسشنامه از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شد. نتایج نشان داد که حواس پنجگانه با نقش واسطه ای ارزش ادراک شده بر وفاداری مشتریان تأثیر مثبت و مستقیم دارد و برازش مدل مطرح شده برای ارتباط متغیرها مورد تأیید قرار گرفته است.
مقدمه و هدف پژوهش: مدیریت دانش در یک سازمان برای انباشت اطلاعات سازمانی و توسعه و تعالی سازمان لازم و ضروری است و این موضوع بر میزان توسعه و پیشرفت بخشهای مختلف و نیز مولفه های مختلف سازمانی تاثیر دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر مدیریت دانش بر میزان خلاقیت کارکنان سازمان صدا و سیمای استان تهران می باشد. روش پژوهش: این پژوهش، یک پژوهش از نوع زمینه یابی است. اطلاعات مورد نیاز به روش میدانی و بوسیله پرسش نامه ازبین نمونه آماری 313 نفری از جامعه آماری 2212 نفری کارکنان زن و مرد سازمان صدا و سیما جمعآوری گردیده است. یافته های پژوهش: یافته های پژوهش نشان می دهد که و در صورتی که مشارکت در دانش در یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت نیز به میزان 399 % افزایش خواهد یافت؛ در صورتی که سازماندهی دانش یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 393 % افزایش خواهد یافت؛ در صورتی که کاربرد دانش یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 312 % افزایش خواهد یافت؛ در صورتی که ارزیابی عملکرد دانش یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 311 % افزای خواهد یافت؛ و در صورتی که کشف و خلق دانش آموزان یک واحد افزایش یابد میزان خلاقیت به میزان 323 % افزایش خواهد یافت. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که مشارکت در دانش، سازماندهی دانش، کاربرد دانش، ارزیابی عملکرد دانش و کشف و خلق دانش بر خلاقیت کارکنان تأثیرگذار است.
هدف از این مطالعه شناخت ویژگی های محتوایی مقالات موجود در مجله «دانش حسابداری» وابسته به دانشگاه شهیدباهنر کرمان است. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی و توصیفی بوده و با استفاده از داده های موجود در «مجله دانش حسابداری» انجام شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تکنیک تحلیل محتوا به عنوان روش اصلی پژوهش استفاده شده است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش، کلیه مقالات منتشرشده در مجله دانش حسابداری از سال 1389 تا پایان سال 1401 می باشد که جمعا شامل 385عنوان مقاله می شود. در پژوهش حاضر با مراجعه به تک تک شماره ها و محتویات مقالات، اطلاعات لازم مانند نوع مقاله، جنسیت نویسندگان، وابستگی سازمانی، گرایش موضوعی و... جمع آوری و به کمک نرم افزار اکسل تحلیل گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که 972نفر در نوشتن مقالات نقش داشته اند که80درصد آنان مرد و20درصد زن بوده اند. بررسی میزان مشارکت علمی نویسندگان در نگارش مقالات نشان می دهد که مقالات دو نویسنده ای با سهم حدود 50درصد در تولید مقالات بیشترین نقش را از لحاظ تعداد نویسندگان ایفا می کنند. پس از آن مقالات سه نویسنده ای حضور دارند (حدود 39درصد) و مقالات تک نویسنده ای کمترین فراوانی (حدود 3درصد) را به خود اختصاص داده اند. 30درصد از نویسندگان مقالات استادیار،20درصد دانشیار، 18درصد کارشناس ارشد و مابقی سطوح علمی، جایگاه پایین تری را کسب کرده اند. در بررسی وابستگی سازمانی نویسندگان، دانشگاه الزهرا فعال ترین دانشگاه و دانشگاه های شیراز و تهران در رتبه های بعدی خلق آثار قرار دارند. از نظر موضوعی56درصد مقالات در حوزه حسابداری مالی، 17درصد حسابرسی، 10درصد حسابداری مدیریت، 8درصد حاکمیت شرکتی، 6درصد مالیات و 3درصد در سایر حوزه ها بوده است. نقش مردان نسبت به زنان در تولید مقالات این نشریه بیش از سه برابر است. 97درصد آثار حاصل کار گروهی و3درصد حاصل کار انفرادی است. استادیاران در جایگاه نخست تولید مقاله و پس از آن دانشیاران قرار دارند، این نتیجه احتمالا به دلیل مسائل مربوط به ترفیع پایه اساتید به خصوص استادیاران و دانشیاران است. نتایج کسب شده حاکی از آن است که اکثریت نویسندگان مقالات این نشریه، وابسته به مراکز علمی معتبر کشور می باشند و نیز این نتایج نشان از پایبندی نشریه به حوزه های تخصصی تعریف شده خود دارد، به طوریکه تمامی مقالات چاپ شده از لحاظ موضوعی در حوزه های تعریف شده برای نشریه قرار می گیرند.
امروزه، بحث پایداری شرکت ها که متشکل از مسئولیت پذیری اجتماعی، مسئولیت پذیری زیست محیطی و مسئولیت پذیری اقتصادی است در سطح مجامع مهم بین المللی و حرفه حسابداری مورد توجه قرار گرفته است و بر این اساس رابطه ی این مسئولیت پذیری اجتماعی که مدیران باید به آن پایبند باشند و همچنین کارایی سرمایه گذاری که مدیران باید برای تخصیص بهینه منابع تصمیم بگیرند تا تغییرات ساختار سرمایه مثبت وبهینه ای برای شرکت های خود رقم بزنند از نقش به سزایی برخوردار است لذا با توجه به همین امر به بررسی یک ادبیات کلی از مسئولیت پذیری اجتماعی و کارایی سرمایه گذاری با در نظر گرفتن نقش ساختار سرمایه پرداختیم که در آن ۲۷ مقاله داخلی و خارجی را از سال ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۲ مورد بررسی قرار دادیم نتایج این مطالعات نشان می دهد، شرکت هایی که مسئولیت پذیری اجتماعی را در سطح بالاتری انجام می دهند و پایبندی بیشتری به آن دارند با توجه، به مقبولیت عمومی آنها از طرف جامعه این ظرفیت را دارند که کارایی سرمایه گذاری بهینه تری داشته باشند و در طرح های با بازده داخلی بیشتری سرمایه گذاری کرده وساختار سرمایه خو را بهینه تر از قبل کنند؛ بنابراین یک بنگاه اقتصادی یا کسب وکار، از هر نوعی که باشد، بدون شک یک موجودیت و دارایی همگانی است. مسئولیت اجتماعی بنگاه تمامی جنبه های حاکمیت شرکتی را پوشش می دهد و در مورد این است که چگونه شرکت ها تجارت شان را به روش اخلاقی انجام می دهند و اثر جنبه های اقتصادی، محیطی و اجتماعی حقوق بشر را در نظر می گیرند. مسئولیت پذیری اجتماعی، در ابعاد اجتماعی موجب بهبود کیفیت زندگی اجتماعی افراد می شود. همچنین مسئولیت پذیری اجتماعی تلاش شرکت برای حداکثر سازی سود را افزایش خواهد داد؛ بنابراین می توان انتظار داشت که کارایی سرمایه گذاری در شرکت هایی که مسئولیت پذیری اجتماعی بیشتری دارند، تحت تاثیر قرار گیرد. همچنین میزان اهرم مالی و نسبت ساختار سرمایه شرکت نیز می تواند براین ارتباط اثر گذار باشد.
گزارش حسابرسان در فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان صورت های مالی ابزاری سودمند درنظر گرفته می شود؛ یکی از این عوامل که بر اظهارنظر حسابرس مستقل تأثیرگذار است، عملکرد مدیریت واحد تجاری است. پژوهش های انجام شده نیز حاکی از تأثیر عملکرد مدیریت بر اظهارنظر حسابرس مستقل است. هدف این پژوهش مطالعه تأثیر عملکرد مدیریت از قبیل سودآوری، سود هر سهم، نرخ بازده حقوق صاحبان سهام و نرخ بازده دارایی ها بر گزارش حسابرس مستقل و بندهای شرط گزارش مشروط است. یافته های آزمون فرضیه ها حاکی از تأثیر معیار سود هر سهم بر گزارش حسابرس مستقل بوده، معیار سودآوری نیز بر بند شرط ثبت سرمایه گذاری به روش بهای تمام شده به جای ارزش ویژه تأثیر دارد. معیارهای سود هر سهم، نرخ بازده دارایی ها و نرخ بازده حقوق صاحبان سهام همگی بر بند اخذ تأئیدیه گزارش مشروط حسابرس مستقل تأثیر دارد. باتوجه به یافته های پژوهش می توان بیان داشت، بهبود عملکرد مدیریت سبب کاهش صدور گزارش مشروط می شود؛ در نتیجه معیارهای حسابداری عملکرد مدیریت اظهارنظر حسابرس مستقل را تحت تأثیر قرار می دهد.
این پژوهش با هدف "بررسی تأثیر گرایش به یادگیری بر عملکرد توسعه محصول جدید با تاکید برنوآوری باز" به صورت موردی در صنایع لاستیکی پارمیدا سمنان صورت گرفته است. برای این منظور، پس از مرور ادبیات پژوهش در حوزه گرایش به یادگیری و عملکرد توسعه محصول جدید و نوآوری باز ، مدل مفهومی و فرضیه های پژوهش تدوین گردید. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی، از لحاظ زمان، مقطعی، از لحاظ متغیر، کیفی و از لحاظ طرح تحقیق توصیفی- پیمایشی و از نوع همبستگی علی است. جامعه آماری تحقیق شامل کارشناسان واحدهای تحقیق و توسعه، بازاریابی و فروش و تولید کارخانه لاستیک پارمیدا می باشد که تعداد آنها 55 نفر است و از روش سرشماری استفاده شده است. داده ها به وسیله پرسش نامه محقق ساخته مبتنی بر طیف پنج تایی لیکرت جمع آوری شده است. روایی محتوایی و ظاهری پرسشنامه، توسط خبرگان دانشگاهی مورد تأیید قرار گرفت و پایایی پرسشنامه نیز تأیید گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها و پاسخگویی به سؤالات و بررسی فرضیه های تحقیق از ابزارهای آمار توصیفی و آمار استنباطی، از جمله تحلیل عاملی، تحلیل مسیر و برازش مدل استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از رویکرد حداقل مربعات جزئی و با استفاده از نرم افزار Smart PLS انجام گرفته است. یافته ها نشان می دهد بین گرایش به یادگیری و عملکرد توسعه محصول جدید رابطه معناداری وجود دارد و می توان تایید نمود که نوآوری باز نقش میانجی در رابطه بین گرایش به یادگیری و عملکرد توسعه محصول جدید را ایفا می کند.
هدف: محیط جنگ یک موقعیت تعارضی است و تحقیق در عملیات یکی از فنون مورد استفاده برای تصمیم سازی و تصمیم گیری در شرایط مختلف نبرد است. در این مقاله برای مدل سازی وضعیت تعارضی از نظریه بازی استفاده شده است که از جمله روش های پر کاربرد در حوزه نظامی است.روش: در این مقاله پس از مدل سازی مسأله به صورت بازی ماتریسی، برای تعیین عایدی ها و اولویت بندی خروجی های بازی، روش تحلیل سلسله مراتبی پیشنهاد شده است. از طرفی با توجه به اینکه در دنیای واقعی اطلاعات به صورت نادقیق و مبهم ارائه می گردند، مجموعه های نوتروسافیک برای بیان این اطلاعات به کار گرفته شده است. یک روش حل مسأله تحلیل سلسله مراتبی با داده های نوتروسافیک پیشنهاد شده و سپس حل مسأله بازی با خروجی های حاصل از روش تحلیل سلسله مراتبی مورد بحث قرار گرفته است.یافته ها: برای حل مسأله بازی ماتریسی با عایدی های نوتروسافیک، مفهوم تقریب نزدیکترین بازه عدد فازی نوتروسافیک مثلثی تعمیم یافته مورد استفاده قرار گرفته و مدل بازی به صورت یک مسأله با عایدی های بازه ای نوشته شده است. در ادامه روشی برای حل این مسأله بازی پیشنهاد شده است. در نهایت حل یک نمونه مسأله کاربردی در مسائل نظامی با روش پیشنهادی مورد بررسی قرار گرفته است. برای حل این مسأله، دو مسأله خوش بینانه و بدبینانه برای هر بازیکن پیشنهاد شده است که با حل این مسائل راهکارهای بهینه بازیکنان در دو حالت خوش بینانه و بدبینانه به دست می آید.نتیجه گیری: کارایی و سادگی در روش حل مسأله و همچنین قابلیت توسعه روش پیشنهادی به مسائل بازی با عایدی های از نوع بازه ای از جمله نتایج این تحقیق است.
یکی از ویژگی های انقلاب صنعتی چهارم، ایجاد هوشمندی تولید از طریق داده های بلادرنگ برای اخذ تصمیم های دقیق و به موقع است؛ بنابراین انتظار می رود که کنترل فرآیندهای آماری مبتنی بر داده به میزان زیادی به پیشرفت تولید هوشمند کمک کند. به همین سبب کنترل فرایند آماری به یکی از پرکاربردترین ابزارها برای حفظ سطح قابل قبولی از خصوصیات کیفی در عصر صنعت 4.0 تبدیل شده است. در این پژوهش، عوامل آمادگی سازمانی برای استقرار کنترل فرایند آماری هوشمند در عصر انقلاب صنعتی چهارم در صنعت گاز موردبررسی قرار گرفت. بدین منظور پس از شناسایی ساختار کنترل فرایند آماری هوشمند با به کارگیری مبانی نظری، 12 عامل آمادگی سازمانی در راستای دستیابی به این مهم در قالب یک چارچوب ارائه شد؛ سپس ارتباط و توالی این عوامل با مدل سازی ساختاری تفسیری فازی مشخص شد. در ادامه مدل به دست آمده با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاریافته تأیید شد. مدل ارائه شده می تواند راهنمای صنعت گاز در پیاده سازی سیستم کنترل فرایند آماری هوشمند برای ارائه خدمات بهتر و نقص کمتر باشد.
سازمان ها به منظور دستیابی به اهداف خود، نیازمند عوامل متعددی می باشند که یکی از مهم ترین آنها، وجود مشارکت سازمانی است. استانداری اصفهان نیز در راستای انجام مأموریت سازمانی خود تلاش می کند با برنامه محوری و جلب مشارکت کارکنان و بهره گیری از نظرات و پیشنهادهای آنها نسبت به ارائه خدمات با کیفیت اقدام نماید. تحقیق حاضر با هدف ارائه مدل افزایش مشارکت کارکنان در استانداری اصفهان انجام گردیده و برای این منظور، 54 عامل تأثیرگذار بر مشارکت کارکنان -از طریق بررسی ادبیات تحقیق- استخراج شده است. جامعه تحقیق مورد نظر متشکل از کلیه کارکنان و مدیران استانداری اصفهان بوده و 21 نفر که عبارت از مدیران ارشد سازمان بودند، به عنوان نمونه در دسترس انتخاب شده و با استفاده از روش دلفی فازی، نظرات آنها مورد بررسی قرار گرفته است. عوامل نهایی- با استفاده از کدگذاری- در 7 بعد رهبری، رضایت شغلی، ارزیابی عملکرد، هدف گذاری و سیاست گذاری شفاف، فرهنگ سازمانی، اقدامات منابع انسانی و ساختار سازمانی طبقه بندی شده اند و ارتباط آنها با استفاده از روش دیمتل، ترسیم و مدل مفهومی تحقیق ارائه شده که با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری به بررسی کمی مدل و فرضیات تحقیق با نظرسنجی از 82 نفر از کارشناسان پرداخته شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین رهبری و اقدامات منابع انسانی؛ رهبری و ساختار سازمانی؛ ساختار سازمانی و هدف گذاری و سیاست گذاری؛ اقدامات منابع انسانی و فرهنگ سازمانی؛ فرهنگ سازمانی و ارزیابی عملکرد؛ هدف گذاری و سیاست گذاری و اریابی عملکرد؛ ارزیابی عملکرد و رضایت شغلی؛ رضایت شغلی و مشارکت کارکنان رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد.
امروزه سن ازدواج جوانان روزبه روز بالاتر می رود و معضلات اجتماعی و اخلا قی نیز در این خصوص افزایش می یابد. باتوجه به این که یکی از وظایف خطیر مدیران فرهنگی دانشگاه ها کمک به افزایش میزان ازدواج ها در میان دانشجویان و درراستای کاهش تبعات منفی آن می باشد در این مقاله نخست به اهداف چهارگانه طرح ازدواج های دانشجویی پرداخته و در اد امه ضمن ارایه تصویری از وضعیت طرح ازدواج های دانشجویی در ایران به نقش مدیران فرهنگی در این رابطه اشاره شده و سپس مدل مفهومی پژوهش ارایه و سؤالات ، فرضیات واهداف پژوهش مطرح می گردد. در خاتمه ضمن ارایه اطلاعات مربوط به تست فرضیات، به نتایج حاصله از پژوهش نیز اشاره شده است.
هدف از این تحقیق بررسی تاثیر مسئولیت اجتماعی سازمانها بر عملکرد سازمانهای تولیدی با درنظر گرفتن نقش میانجی توسعه ی محیط زیستی تامین کنندگان می باشد. این تحقیق در 8 شهرک صنعتی و با نمونه 93 تائی از تولیدکنندگان استان قزوین انجام شده است. این تحقیق بر اساس مدل معادلات ساختاری پایه ریزی شده که برای تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. مدل پژوهش دارای 9 فرضیه می باشد که بعد از تحلیل نتایج مشخص گردید که مسئولیت سازمانی بر ابعاد توسعه ی محیط یستی تامین کنندگان بجز مشوق تامین کننده، نقش مثبت و معناداری دارد. همینطور نتایج آزمون فرضیات مربوط به تاثیر ابعاد توسعه ی محیط زیستی تامین کننده بر عملکرد سازمان بجز تاثیر ارزیابی تامین کننده بر عملکرد مالی سازمان مورد تایید قرار گرفته است. آنچه از این تحقیق برگرفته شده است این است که مسئولیت و پاسخ گوئی اجتماعی سازمان ها در چه در ظاهر هزینه بر و زمانبر است اما در نهایت و در بلندمدت تاثیر قابل توجهی بر عملکرد و وجهه سازمان در اجتماع خواهد داشت. نتایج این تحقیق مدیران سازمان را به پایبندی به مسئولیت اجتماعی خو در قبال جامعه و محیط ترغیب و تشویق می-نماید.
زمینه و هدف: فقدان شاخص های دقیق برای ارتقا و همچنین، اهداف سازمانی مبهم، فرایند توسعه مسیر شغلی و دستیابی به چشم اندازهای ترسیم شده را دشوار کرده است. با وجود این، مدیرانی که از فراست سیاسی برخوردارند با تحلیل صحیح سازمان، برقراری ارتباطات استراتژیک و مدیریت کارکنان کلیدی سازمان، اهداف خویش را محقق می سازند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و رتبه بندی پیشایند ها و پسایند های فراست سیاسی مدیران دولتی است. روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی به شمار می رود، از حیث نحوه گردآوری اطلاعات توصیفی پیمایشی محسوب می شود و از لحاظ نوع شناسی در زمره پژوهش های آمیخته با رویکرد کیفی و کمّی قرار می گیرد که پارادایم قیاسی استقرایی را در پیش گرفته است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، 18 نفر از استادان رشته مدیریت و علوم سیاسی دانشگاه های منتخب کشور بود که به صورت هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. تجزیه و تحلیل داده های این مرحله به روش تحلیل تم انجام گرفت. جامعه آماری بخش کمّی، مدیران میانی سازمان های دولتی استان آذربایجان غربی بود که با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی در دسترس، حجم نمونه 29 نفر تعیین شد. تحلیل داده های این مرحله نیز به کمک روش دلفی فازی صورت پذیرفت. یافته ها: داده های به دست آمده از مصاحبه ها در بخش کیفی به کمک نرم افزار Atlas.ti و با روش تحلیل تم بررسی شد. داده های بخش کمّی و تحلیل نهایی نیز با استفاده از روش دلفی فازی انجام گرفت. با استفاده از داده های کیفی به دست آمده از مصاحبه های اکتشافی، پیشایندها و پسایندهای فراست سیاسی مدیران دولتی در قالب 24 عامل مشخص شد، سپس این عوامل در بخش کمّی رتبه بندی شدند. نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش، فراگیری تاکتیک های نفوذ، آگاهی از نحوه کار سیستم، دانش و مهارت سیاسی، آینده نگری و تحلیل محیط و جوّ سازمان، پیشایندهای بسیار مهم فراست سیاسی مدیران دولتی هستند. از میان پسایندهای فراست سیاسی مدیران نیز، امنیت شغلی، ارتقای سلسله مراتبی، تشکیل ائتلاف های سودمند و مقبولیت سازمانی، اهمیت بیشتری دارند.
در اکثر کشورها، از جمله موضوعات مهم و مورد توجه در پژوهش ها، بحث اجتناب مالیاتی، نحوه اندازه گیری، عوامل موثر بر آن و نتایجی است که از آن حاصل می شود. اجتناب مالیاتی منجر به کمتر بودن درآمدهای مالیاتی کشورها از میزان برآورد شده می شود. یکی از عوامل اساسی تأثیرگذار بر انگیزه های مدیریت برای اجتناب مالیاتی در کشورهای در حال توسعه، عامل سیاسی بودن مدیران شرکت ها بدلیل دولتی بودن شرکت ها می باشد. از طرف دیگر مسئولیت پذیری اجتماعی هدایت شده توسط دولت می تواند در کاهش اجتناب مالیاتی شرکت ها موثر باشد. در این پژوهش تلاش می شود تأثیر روابط سیاسی بر اجتناب مالیاتی شرکت ها بررسی و نقش تعدیل گر مسئولیت اجتماعی منابع انسانی در ارتباط بین این متغیرها شناسایی شود. جامعه آماری پژوهش حاضر شرکت های کوچک و متوسط فعال در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور تعداد 126 شرکت در بین سال های 1393-1399 با استفاده از روش نمونه-گیری حذف سیستماتیک انتخاب گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل رگرسیون چند متغیره به روش داده های ترکیبی با اثرات ثابت و نرم افزار Eviews 9 استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که روابط سیاسی شرکت بر اجتناب مالیاتی آن تأثیر دارد و مسئولیت اجتماعی منابع انسانی در ارتباط بین روابط سیاسی شرکت و اجتناب مالیاتی نقش تعدیل گر دارد.
بحث نوآوری باز، طی دهه های گذشته به طور وسیعی در ادبیات مدیریت نوآوری موردبحث بوده که این امر موجب شناسایی هرچه بیشتر مزیت های آن، ازجمله سرعت بخشیدن به نوآوری های داخلی شرکت ها و گسترش بازار برای بهره گیری های خارجی از نوآوری در شرکت های کوچک و متوسط می باشد. در این پژوهش، باهدف دستیابی به یک ساختار و مدل مناسب برای صنعت طلای استان یزد به عنوان یکی از اصلی ترین قطب های تولید مصنوعات طلا و جواهر در کشور، در ابتدا با مرور نظام مند ادبیات پژوهش، 54 مقاله مرتبط انتخاب گردید. با بررسی محتوای مقالات، متغیرهای موردنظر و روابط بین آن ها شناسایی شده و در قالب یک چارچوب مفهومی ترسیم گردید. در ادامه برای تطبیق چارچوب شناسایی شده با واقعیت، مصاحبه با خبرگان و راستی آزمایی صورت پذیرفته و چندین متغیر جدید مانند میزان تغییرپذیری مدیران و فرهنگ انحصارطلبی دانش و شایستگی به چارچوب جدید اضافه گردید و با شناسایی نهایی 32 مقوله، پرسشنامه مربوطه تدوین و در بین ذینفعان توزیع گردید. درنهایت با استخراج نتایج و بهره گیری از تکنیک ترسیم نقشه نگاشت فازی و نرم افزارهای FCMapper و Pajek اقدام به طراحی مدل ارتباط دهنده بین عوامل نموده و با تحلیل نتایج مربوطه سناریوهای تأثیرگذار در پژوهش شناسایی گردید. نتایج این پژوهش نشان داد که در صورت تمرکز بر سه فاکتور اعتمادسازی در همکاری و مشارکت، تقویت رژیم صیانت پذیری و هم چنین تمرکز بر روی فاکتور توانمندسازی مدیران، می توان شاهد بهبود فرآیند نوآوری باز و تأثیر مثبت بر عملکردهای شرکت و عملکردهای نوآورانه در صنعت طلای یزد بود.
این تحقیق با هدف، طراحی الگوی توسعه یافته مسئولیت اجتماعی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا، انجام گرفته است. این تحقیق از نوع تحقیقات کیفی بوده که با تحلیل محتوای مرامنامه های مسئولیت اجتماعی شرکت های پیشرو در اجرای مسئولیت اجتماعی دنیا و صنعت نفت ایران، ابعاد و مؤلفه های الگو شناسایی شده و سپس با روش دلفی تثبیت شد، جامعه آماری اول شامل متخصصان و خبرگان شرکت مناطق نفت خیز و دانشگاهی در حوزه مسئولیت اجتماعی است؛ تعداد این افراد 20 نفر است. نمونه انتخاب شده به روش قضاوتی و در دسترس 15 نفر انتخاب شدند. جامعه آماری دوم شامل ذینفعان و استفاده گیرندگان از حوزه مسئولیت اجتماعی است. تعداد این افراد نامحدود است. براساس فرمول کوکران برای جوامع نامحدود تعداد این افراد 394 نفر محاسبه شد. جامعه سوم مجریان و متولیان اجرای برنامه های مسئولیت اجتماعی است. تعداد این متولیان در ستاد شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب، که عبارت اند از مسئولان و دست اندر کاران اجرای برنامه مسئولیت اجتماعی 100 نفر است، که به روش تصادفی ساده و با استفاده از فرمول کوکران تعداد 79 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. نتایج تحلیل محتوای مرامنامه های شرکت های بزرگ نفتی دنیا، ابعاد الگوی موردنظر بررسی و درنهایت به کمک مدلسازی ساختاری تفسیری و با کمک نرم افزار میک مک، الگوی موردنظر ترسیم و سطوح پنجگانه این الگو معرفی شدند. پس از تحلیل محتوا و دو دور روش اجرای دلفی، دوازده مؤلفه و 58 شاخص استخراج شد، که برای زیست بوم هر منطقه، می توان آن ها را به عنوان مؤلفه ها و شاخص های مدل مسئولیت اجتماعی شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب در نظر گرفت. این ابعاد و مؤلفه ها در دور دوم دلفی، غربالگری شدند. درنهایت اولویت بندی مؤلفه ها، شاخص مسئولیت اجتماعی سازمانی با وزن نسبی 330/0 بیشترین اهمیت را دارد. بنابراین در بین 12 شاخص، بیشترین تأثیر را دارد
مطالعات زیادی به بررسی سبک های رهبری مختلف موجود پرداختند و در این میان دو سبک رهبری تعاملاتی و تفویضی از بقیه اهمیت بیشتری دارند. همچنین در ارتباط با سازمان های یادگیرنده و مولفه های لازم برای شکل گیری چنین فضایی در سازمان مطالعات زیادی شکل گرفته است.لذا این مطالعه با هدف بررسی تاثیر سبک های مختلف رهبری تفویضی و تعاملاتی بر مولفه های سازمان یادگیرنده شکل گرفته است. برای این منظور فضای نمونه 90 نفری از کارکنان و پزشکان پانسیون تربت جام خراسان رضوی انتخاب و برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استاندارد آبابنه (2009) برای سنجش سبک های رهبری و از پرسشنامه استاندارد مارتینت (2002) برای سنجش معیارهای سازمان یادگیرنده استفاده شده است که روایی آن در دو مرحله صوری و با استفاده از روایی عاملی تاییدی سنجیده شده است و اطمینان حاصل گردیده است که سوالات مطرح شده در پرسشنامه نظر محقق را می سنجند. نتایج تحقیق نشان داده است که دو سبک رهبری تعاملاتی و دگرگونی بر شکل دهی مولفه های سازمان یادگیرنده و ایجاد فضای یادگیری در سازمان ها به طور مثبت موثر است. نتایج این مطالعه می تواند برای مدیران در به کارگیری سبک های مناسب رهبری در ترویج فرهنگ یادگیری در سازمان موثر واقع گردد.