نیروهای مسلح به عنوان نهادی است که امنیت، ثبات، آرامش و حفاظت از ارزش های اساسی و منافع حیاتی ملت و برقراری نظم عمومی را برای جامعه فراهم می آورند، بر همین اساس باید در بهترین شرایط کارکردی باشد. یکی از عوامل تأثیرگذار، بودجه ریزی است اهمیت وجود بودجه مانند خون در رگ های سازمان می باشد که اگر با طرح ریزی و برنامه درستی همراه نباشد و همچنین کنترل مناسبی بر روی آن وجود نداشته باشد، باعث اتلاف آن و از بین رفتن اعضای حیاتی سازمان خواهد شد. بر این اساس درک موانع و آسیب های بودجه ریزی به وظیفه مدیران در سازمان ها تبدیل شده است. پژوهش حاضر به بررسی مهم-ترین آسیب های فراروی بودجه ریزی در سه شاخه ساختاری، رفتاری و زمینه ای می پردازد. این پژوهش از از نظر هدف کاربردی است و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات توصیفی- پیمایشی و از نظر نوع داده ها کمی است. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان آماد یکی از یگان های دفاعی است و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده و حجم نمونه با استفاده از روش کوکران با جامعه محدود، 95 نفر انتخاب گردید. پس از طراحی و تعیین روایی و پایایی(89/) پرسشنامه ، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون اسمیرنوف و کولموگروف، آزمون t و آزمون F استفاده شد. براساس یافته های تحقیق، اولویت های آسیب-های بودجه ریزی عبارت اند از: 1- عوامل ساختاری 2- عوامل رفتاری 3- عوامل زمینه ای در پایان نیز پیشنهادهای کاربردی ارائه شده است.
هدف پژوهش حاضر ارائه مدلی برای انتخاب مدیران شرکت های دولتی از طریق مشخص کردن ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های سیاسی و غیرسیاسی اثرگذار بر آن بود. در این پژوهش از روش تحقیق آمیخته اکتشافی با استفاده از رویکرد فراترکیب ودلفی استفاده شد . جامعه آماری بخش کیفی شامل 46 مقاله از 761 مقاله مرتبط مربوط به بازه زمانی2007 تا 2019 بود که با مرور نظام مند، انتخاب و با تحلیل محتوا کدگذاری شد. در مرحله کمی به منظور بومی سازی مدل، روش دلفی با 18 نفرخبره به کار گرفته شد. در نهایت عوامل موثر بر انتخاب مدیران در قالب هفت بُعد، 20 مؤلفه و 101 شاخص طبقه بندی شد. نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر عوامل غیرسیاسی، مداخله گرهای سیاسی درون سازمانی( مهارت های سیاسی، شبکه های حمایتی درون سازمانی، ائتلاف های درون سازمانی، سیاست زدگی، سابقه فعالیت سیاسی، رﻓﺘﺎرﻫ ﺎی ﺳیﺎﺳی، ادراک کﺎرکﻨ ﺎن از سیاست، اراده سیاسی و ملاحظات سیاسی ) و مداخله گرهای سیاسی برون سازمانی ( اکولوژی سیاسی، فشارهای سیاسی گروه ها، قوم ها و احزاب، شبکه های حمایتی برون سازمانی، تغییرات ریاست جمهوری و نفوذ مقامات دستگاه های حکومتی ) در انتخاب مدیران مؤثر است.
جوزف بوور مرد آهنین بازاریابی است. وی از سال 1963 که در مقطع دکتری از دانشگاه هاروارد فارغ التحصیل شد تا هم اکنون، زمان و توان خود را وقف پیشرفت علم مدیریت، تبلیغات، بازاریابی و فروش کرده است. تلاش خستگیناپذیر این استاد بزرگ کمکهای شایانی به شکل گیری مؤسسات بازاریابی و ارائهی مقالات و کتابهای متعدد کرده است.
برای اینکه مدیرعامل موفقی شوید، برای شرکتی کار کنید که خود را موظف به توسعهی مهارتهای رهبرانش میداند. اما به شرکت خود بسنده نکنید و از هر فرصتی برای پیشرفت استفاده کنید. به یاد داشته باشید که شما اولین و مهمترین فرد در فرایند پیشرفتتان هستید.
اینها حرفهای مردی است که چیزی نزدیک به نیم قرن را صرف تحقیق و پژوهش دربارهی حوزه های مختلف مدیریت بویژه رهبری در کسب وکار کرده است. او موفقیت خود در زندگی حرفه ایاش را مدیون خانوادهی خود و آرامشی که در کنار آنها دارد میداند. وی همواره به مدیران سفارش میکند که میان کار و زندگی خصوصی خود تعادل برقرار کنند:""چه کسانی در مواقع سخت کنار شما خواهند بود؟ چه کسانی آینهی شما هستند تا شما بتوانید معایب و نواقص خود را در آنها ببینید و در صدد رفع آن برآیید؟ بدون شک خانوادهی شما."" و کاملاً مشخص است که جوزف بوور همواره این تعادل را در زندگی خود رعایت کرده است و روی لبهی نازک تیغی راه رفته است که منحرف شدن به یک سمت آن به معنی غفلت از زندگی شخصی است و سمت دیگر عدم دستیابی به دستاوردهای کاری. با حفظ این تعادل دکتر بوور توانسته بیش از 40 سال در دانشگاه هاروارد که یکی از منضبط ترین دانشگاههای جهان است تدریس کند و در عین حال برای فرزندانش پدری مهربان باشد.
هدف: براساس هدف 14 توسعه پایدار، جهان در جهت جلوگیری از کاهش ذخایر دریایی و آسیب به محیط های دریایی و ساحلی، خواستار تشکیل مجامع بین المللی با رویکرد مدیریت یکپارچه این مناطق شده است. این رویکرد جوامع را برای حفاظت و توسعه اکوسیستم ها و منابع ساحلی متحد می کند، و به عنوان ابزاری مناسب برای توسعه پایدار مناطق ساحلی شناخته شده است. در حالی که جوامع و محیط هایی که در آن فعالیت می کنند مداوم در حال تغییر است، بنابراین ضروری است که مدیریتی سازگار با ماهیت آنها ایجاد کنیم. این سازگاری از طریق به کارگیری شاخص های ICOM در ارزیابی و مدیریت مناطق ساحلی و دریایی ایجاد خواهد شد. روش: پژوهش حاضر حاصل از الگوی نظری بوده و برگرفته از گزارشات طرح تدقیق مدیریت یکپارچه مناطق ساحلی استان های شمالی کشور ICZM می باشد. این گزارشات به بررسی و کاربرد شاخص های 37 گانه سند IOC در مناطق ساحلی خطه خزر که شامل سه استان و 28 شهرستان، پرداخته است. یافته ها: نتایج پژوهش شامل بررسی 3 شاخص از 37 شاخص معرفی شده در سند IOC که شامل شاخص اشتغال کل، شاخص فشار انسانی بر زیستگاه ها و شاخص دسترسی عمومی در 28 شهرستان ساحلی خطه خزر می باشد. نتیجه گیری: در درجه نخست استان گیلان و سپس مازندران در سه شاخص بررسی شده دارای بیشترین امتیاز می باشند. به طوری که در بررسی شاخص اشتغال کل شهرستان رشت واقع در استان گیلان در فعالیت های عمده در حوزه مدیریت مناطق ساحلی و دریایی دارای بیشترین تعداد شاغلین می باشد. همچنین در بررسی دسترسی عمومی، تنها 9 درصد از کل خط ساحلی شمال دارای دسترسی مطلوب و 75 درصد آن دسترسی نامطلوب دارد. به طوری که شهرستان لنگرود واقع در استان گیلان دارای بیشترین سطح دسترسی مطلوب از مساحت کل و شهرستان نوشهر واقع در استان مازندران کمترین سطح از دسترسی مطلوب را به خود اختصاص داده است. و در نهایت در بررسی شاخص های فشارانسانی بر زیستگاه ها، نتایج حاکی از آن است که 9 شهرستان (نوشهر، چالوس، آستارا، بندرانزلی، رامسر، بابلسر، تنکابن، لنگرود، فریدونکنار) در 2 استان مازندران و گیلان دارای فشار حداکثری بر زیستگاه می باشند.
ذات میان رشته ای و چندرشته ای پدیده رهبری خط مشی عمومی که یکی از موضوعات موردعلاقه دولت مردان و پژوهشگران رشته های مدیریت دولتی، سیاست گذاری عمومی، روابط بین الملل و علوم سیاسی است، بر جنبه های مختلف این پدیده از دیدگاه های مختلف افزوده است؛ اما از سوی دیگر، دقت و صحت توصیف ها از این مفهوم کاهش یافته است. بنابراین، برای جلوگیری از سردرگمی میان سیل جنبه های گوناگون و گاهاً نامرتبط، وجود چارچوبی راهنما برای ایجاد تمایز میان مطالعات از نظر حیطه بحث، مشخص کردن مرز آن و چگونگی پرداختن به موضوع، ارزشمند به نظر می رسد. در این مطالعه، چهار مضمون کلان ۱. مفهوم رهبری خط مشی عمومی؛ ۲. سطح تحلیل؛ ۳. دامنه نفوذ رهبر خط مشی عمومی؛ ۴. سازوکار کسب مشروعیت از پژوهش های پیشین، استخراج شده است؛ سپس ماتریسی از این مضامین کلان ساخته شد که مبنای گونه شناسی مطالعات پیشین قرار گرفت. هریک از حالت های مختلف این ماتریس، که بر اساس مضامین یکپارچه کننده مضامین کلان تغییر می کردند، به عنوان یک الگو در نظر گرفته شدند و الگوهای پرتکرار، به عنوان «گونه» در نظر گرفته شدند. بررسی انجام شده نشان داد که برخی از الگوها با وجود منطقی بودن و امکان پذیر بودن، هنوز مورد مطالعه قرار نگرفته اند. از طرفی دیگر، برخی از الگوها بسیار مورد توجه پژوهشگران پیشین بوده اند؛ به طوری که چهار گونه (هدایت فرایند خط مشی، فردی، ملی، د)، (ایفای نقش اصلی در میان بازیگران مختلف، دولت، ملی، د)، (ایجاد هم گرایی در خط مشی کشورها، ب، بین المللی، توان حل مسائل و مشکلات) و (ایجاد هم گرایی در خط مشی کشورها، کشور، بین المللی، پیشگام کنشگر) در این مطالعه شناسایی شد.
شوینده ها در آستانه ی عید سال نو، چگونه می توانند فروش خود را افزایش دهند؟
یکی از راههای افزایش فروش، تبلیغات اثربخش است که شرکتهای بزرگ جهانی خود را معرفی می کنند.
امروزه دانش به عنوان سرمایه سازمانی تلقی می شود و مدیریت آن اهمیت زیادی دارد. مدیریت دانش به عنوان یک رویکرد منظم و با برنامه برای مدیریت خلق، توزیع و به کارگیری دانش در سازمان برای توانمندتر شدن سازمان در بهبود کیفیت خدمات می تواند در بسیاری از موارد از سردرگمی، تکرار مکرر یک اشتباه و افزایش خسارات و هزینه ها جلوگیری کند. مدیریت دانش، ابزارى قدرتمند براى دستیابى به مزیت رقابتى محسوب می شود و تجربه نشان داده است کاربرد آن در سازمان ها مزایاى فراوان دارد؛ اما مسئله ی مهم قبل از اجرای پروژه مدیریت دانش، شناسایى وضعیت سازمان از لحاظ میزان آمادگى براى اجراى این پروژه است. پژوهش حاضر قصد دارد وضعیت آمادگی «شرکت دامداران» را برای استقرار مدیریت دانش، بررسی کند. در این مقاله ابتدا مدل ارزیابی مدیریت دانش سازمان بهره وری آسیایی (APO) توصیف شد؛ سپس میزان آمادگی سازمان برای استقرار مدیریت دانش توسط پرسشنامه و انجام مطالعات میدانی مشخص شد. یافته ها نشان داد، سطح بلوغ مدیریت دانش در این شرکت، «سطح واکنش» است؛ یعنی میزان آمادگی سازمان در زمینه مدیریت دانش در پایین ترین سطح یعنی سطح واکنش قرار دارد. این بدان معنا است که سازمان نسبت به اینکه مدیریت دانش چیست و در بهبود بهره وری و رقابت پذیری چه اهمیتی دارد، آگاه نیست.
در سالهای گذشته، مسئولیتپذیری اجتماعی اهمیت و مقبولیت زیادی پیدا کرده است و بهرهوران به این موضوع توجه ویژهای کردهاند؛ درنتیجه شرکتها باید شاخصهای مختلف مسئولیتپذیری اجتماعی خود را افشا کنند؛ ازاینرو در پژوهش حاضر، پس از شناسایی ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای افشای مسئولیتپذیری اجتماعی، با استفاده از فن دلفی، چارچوبی با 3 بعد، 22 مؤلفه و 68 شاخص طراحی شد. پس از آن با استفاده از نظرات خبرگان، این گزینهها وزندهی شدند؛ وزن ابعاد محیطی، اجتماعی و اقتصادی بهترتیب 55/0، 35/0 و 1/0 به دست آمد. در بین شاخصها نیز شاخص افشای اطلاعات اقدامات انجامشده برای کاهش انتشار گازهای گلخانهای، روشها، معیارهای حذف گازها و نتایج حاصل با وزن 058905/0 بهعنوان مهمترین شاخص شناخته شد. همچنین پس از بررسی 330 شرکت که اطلاعات سال 1396 خود را افشا کردند، یافتههای پژوهش نشان میدهند بهصورت میانگین هر شرکت تنها 9 شاخص از 68 شاخص را افشا کرده است و در کل نمونه آماری، بیشترین تعداد افشا به شاخصهای اقتصادی با 1632 مورد مربوط است. بعد از آن نیز شاخصهای بعد اجتماعی با 1290 مورد و محیطی با تنها 360 مورد قرار دارند که بهترتیب 5/27، 5/۱1 و 7 درصد از شاخصهای قابل افشا را شامل میشود. درضمن 85 شرکت از 330 شرکت بررسیشده هیچیک از شاخصهای موجود در بعد محیطی را افشا نکردند که آمار جالب توجهی نیست و نشان میدهد شرکتها به بااهمیتترین بعد افشای مسئولیتپذیری اجتماعی توجه مناسبی ندارند
سواد مالی، ترکیبی از آگاهی، دانش، مهارت، نگرش و رفتار لازم برای تصمیم گیری های درست و دستیابی به رفاه مالی فردی است. امروزه با توجه به پیچیدگی بازارهای مالی، توسعه دامنه فعالیت موسسات مالی و تلاش افراد برای افزایش سهم در بازارهای مالی، لزوم آگاهی از سواد مالی اهمیت به سزایی یافته است. یکی از عناصر سواد مالی، رفتارمالی می باشد رفتارهایی نظیر برنامه ریزی در هزینه و پس اندازکردن یک حاشیه امن مالی ایجاد می کند و در مقابل آن رفتارهایی نظیر استفاده بیش از حد از اعتبارات مالی می تواند سلامت مالی را تهدید کند. عنصر دیگر تاثیر گذار بر سواد مالی نگرش مالی است. تعریف سواد مالی نشان می دهد که حتی اگر یک فرد دانش و توانایی کافی مالی، برای انجام فعالیتی مالی را داشته باشد، نگرش وی بر تصمیم او مبنی بر اینکه آیا آن فعالیت را انجام دهد یا نه تاثیر گذار است. این تحقیق با هدف بررسی سواد مالی و رابطه ی آن با رفتار مالی و نگرش مالی انجام گرفته است. روش این پژوهش توصیفی - همبستگی است .جامعه آماری کلیه دانشجویان موسسه آموزش عالی پرندک می باشد . نمونه آماری شامل 200 نفر از این دانشجویان بوده است . داده ها از روش پرسشنامه ای جمع آوری و با نرم افزار آماری SPSS تجزیه و تحلیل شده است.نتایج پژوهش بیانگر آن بود که دانشجویان موسسه آموزش عالی پرندک از سطح سواد مالی نسبتا خوبی برخوردار هستند. و ارتباط معنا داری بین سواد مالی با رفتار و نگرش مالی وجود دارد.
تنوع نیروی انسانی امروزه به عنوان یکی از پدیده های مهم در عرصه مدیریت شناخته می شود. و بسیاری از سازمان ها درصدد هستند تا با مدیریت صحیح درتنوع از مزایای مثبت آن بهره گرفته و ضمن افزایش اثربخشی و کارایی سازمان، عدالت اجتماعی در سازمان را نیز گسترش دهند. با این حال به برخی از سازمان های رسانه ای از جمله سازمان صدا وسیما با کاستی ها و انتقاداتی مواجه اند. ابتدا این سوال مطرح است که چهارچوب مدیریت تنوع در این سازمان ها چگونه است؟ بر همین اساس در این مقاله، با استفاده از مرور نظری انجام شده و بررسی تحقیقات پیشین و مدل های مرتبط مدیریت تنوع، چهارچوبی برای مدیریت تنوع در سازمان صدا وسیما پیشنهاد شده است. این چهارچوب مشتمل بر فرهنگ سازمانی تیمی به عنوان پشتیبان تنوع، اصول چهارگانه مدیریت تنوع، ابعاد تنوع، استراتژی مدیریت تنوع فعال، مؤلفه های چهارگانه مدیریت تنوع و پیامدهای آن است. این چهارچوب مسیری را عینیت می بخشد که می توان بواسطه آن نسبت به برنامه ریزی برای مدیریت تنوع فعال و مؤثر در سازمان صدا وسیما اقدام کرد.
مسئولیت اجتماعی شرکتها موضوعی است که در کسب و کارهای امروزی بحث و جدلهای بسیاری درباره آن انجام شده است به گونه ای که در سالهای اخیر به عنوان یک بخش مهم و حیاتی در توسعه پایدار مطرح شده است. به دلیل رشد و توسعه سازمان ها و و تاثیر آنها بر جامعه و ذینفعان مختلف اهمیتی روز افزون یافته است. به گونه ای که این مبحث در گفتگو میان حکومت ها، سازمانهای عمومی، سمن ها و حتی سازمانهای بین حکومتی و بین المللی همچون سازمان ملل متحد، بانک جهانی، سازمان بین المللی کار و صندوق پول نیز همواره مطرح شده است. با توجه به اینکه شرکتها می بایستی در مقاصد استراتژیک خود رویکرد خود را در خصوص مسئولیت اجتماعی بیان کنند لذا در این مقاله تلاش شده است تا بر مبنای مدل کارول (1991) که چهار بعد مسئولیت اقتصادی، قانونی، اخلاقی و بشردوستانه را به عنوان ابعاد مسئولیت اجتماعی شرکتها مطرح کرده، "چشم انداز، ماموریت و ارزشهای محوری" شرکتهای صنعت نفت، گاز و پتروشیمی به عنوان مقاصد استراتژیک این شرکتها تحلیل محتوا گردد. در این راستا 38 شرکت صنعت نفت، گاز و پتروشیمی کشور که مقاصد استراتژیک آنها در دسترس بود بررسی گردید. یافته ها نشان می دهد بر روی ابعاد مسئولیت اقتصادی بیشترین تاکید و بر روی ابعاد مسئولیت اخلاقی کمترین تاکید شده است. همچنین در "ارزشهای محوری" بیشترین تاکید بر ابعاد چهار گانه مسئولیت اجتماعی مشاهده گردید.
هدف این پژوهش بررسی رابطه میان عوامل شخصیتی شامل توانایی برقراری ارتباط و تحمل ابهام، و یادگیری دانشجویان حسابداری کشور است. مطالعه پیش رو از نوع پیمایشی- کاربردی است. بررسی موضوع به وسیله پرسشنامه و نمونه گیری از 132 نفر از دانشجویان حسابداری در مقطع های مختلف تحصیلی و طی سال 1396 صورت گرفته و برای تحلیل یافته های حاصل از آزمون دو فرضیه اصلی و چهار فرضیه فرعی پژوهشی، از روش الگوسازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس، استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین عامل شخصیتی توانایی برقراری ارتباط و چهار زیرمجموعه آن شامل برقراری ارتباط شفاهی، برقراری ارتباط به وسیله مصاحبه، برقراری ارتباط به وسیله مکالمه و برقراری ارتباط به وسیله ارائه و یادگیری، رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد که بیشترین میزان مربوط به برقراری ارتباط به وسیله ارائه و کمترین میزان، مربوط به برقراری ارتباط شفاهی است. همچنین، بین عامل شخصیتی میزان تحمل ابهام و یادگیری نیز رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
هدف از این مطالعه مدل سازی عوامل موثر بر بهینگی زنجیره تامین مبتنی بر تکنیک پویایی های سیستم در صنعت برق می باشد.مطالعه حاضر با استفاده از روش ترکیبی،یک رهیافت کیفی-کمی را برای تدوین و اعتباریابی مدل عوامل موثر بر بهینگی زنجیره تامین از دیدگاه نخبگان صنعت برق ارائه می نماید.در راستای تدوین و شناسایی عوامل بهینگی،از تحلیل مضمون و شبکه مضمونها با استفاده از نرم افزار نویو برای تشکیل شبکه مضامین،الگوی کیفی عوامل موثر بر بهینگی زنجیره تامین طراحی شد.برای تدوین الگوی اولیه عوامل موثر بر بهینگی زنجیره تامین،تعداد 23 نفر از خبرگان و متخصصان صنعت برق با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند.در بخش کمی نیز برای مدلسازی از روش پویایی سیستم استفاده شد و سپس داده های جمع آوری شده توسط نرم افزار ونسیم مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. این شبیه سازی طی یک دوره یک ساله انجام شده است و نشان دهنده ی یک افق دید طولانی مدت می باشد. سپس نتایج بدست آمده از این شبیه سازی بر روی متغیر های مورد مطاله ارائه و تفسیر شد. تعیین روابط بین متغیرها و نوع متغیرها می تواند به درک بهتر موضوع و اتخاذ تصمیمات مناسبی در مساله بهینگی زنجیره تامین منجر شود.
در طول تاریخ، علم اقتصاد ازلحاظ نظری سه سؤال مبنایی و مرتبط با یکدیگر در حوزه پول وجود داشته است که هر نظریه پولی سعی کرده پاسخ های مناسب برای آنها ارائه کند. این سه سؤال عبارت اند از: 1- پول چیست؟- 2- منشأ پول چیست یا چگونه وارد جامعه می شود؟- 3- پول چگونه ارزش به دست می آورد یا آن را از دست می دهد؟؛ در اقتصاد متعارف دو نحله و مکتب پولی «متالیست ها (فلزگرایان[i])» و «چارتالیست ها[ii]»، سعی کرده اند با مبانی و اصول نظری خویش به این سؤالات پاسخ دهند. در این مقاله سعی شده است با استفاده از مبانی، اصول و چارچوب کلان نظام پولی اسلامی از منظر اقتصاد اسلامی به این سؤالات پاسخ داده شود. بدین منظور ابتدا با استفاده از روش های معتبر فقهی اعم از فقه معاملات و فقه نظام مبتنی بر چارچوب اقتصاد اسلامی، مبانی، اصول و چارچوب کلان نظام پولی اسلام تبیین شده و سپس با توجه به آنها به سؤالات مذکور پاسخ داده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در نظام پولی اسلامی، اولاً هرآنچه که بتواند وظایف پول را ایفا کند و از نظر مردم (عرف) مورد قبول واقع شود، می تواند نقش پول را در نظام اقتصادی ایفا نماید ولی حکومت اسلامی حسب وظیفه و جایگاهی که دارد، در صورت انحراف مصادیق پول از شروط و موازین شرعی، تأیید و اعتبار خویش را از پول الغا می نماید؛ ثانیاً در خصوص ارزش پول، باید گفت که پول یا باید ارزش ذاتی داشته یا مابه ازاء ارزشمندی در عالم واقع داشته باشد تا با اصول و مبانی نظام پولی تطابق داشته و بتواند در مقام مبادلات و معاملات مورد استفاده قرار گیرد. 1. Metallists 2. Chartalists
امروزه رشد استفاده از شبکه های اجتماعی در میان اقشار مختلف جامعه جهانی، به صورت غیرقابل انکاری رو به فزونی افزایش یافته است. پایگاه داده شبکه های اجتماعی؛ شامل منابع غنی و با ارزشی هستند که انتشار یا تحلیل آن ها جهت برای مقاصد بازاریابی، تبلیغاتی، امنیت ملی، سلامت و ... می تواند برای محققان مؤسسات دولتی و خصوصی سودمند واقع گرددباشد؛ اما رعایت حریم خصوصی موجودیت هایی که اطلاعات آن ها در اختیار تحلیلگران داده کاوی قرار می گیرد، به عنوان یک پروتکل حقوقی ضروری است. در این مقاله، از طریق روش شناسی کیفی فراترکیب، کلیه ابعاد، شاخص ها و کدهای مربوطه استخراج و سپس میزان اهمیت و اولویت هر یک از عوامل، تعیین شده و متعاقباً مدل بهبودیافته گمنامی، به وسیله الگوریتم بهینه سازی کرم شب تاب و خوشه بندی فازی، ارائه گردیده شده است. نتایج شبیه سازی و ارزیابی های مدل پیشنهادی بر روی داده های چهار شبکه اجتماعی فیس بوک، یوتیوب، توییتر و گوگل پلاس، حاکی از حفظ حریم خصوصی داده ها با کمترین نسبت انحراف و بیشترین سودمندی است. ا