با توجه به وجود مزایای مالیاتی، هزینه های درماندگی مالی و ورشکستگی، نظریه نمایندگی و سایر مزایا و هزینه ها، ساختار سرمایه شرکت بر روی ارزش آن اثرگذار خواهد بود.. ضمناً اندازه شرکت بر بسیاری از جنبه های عملیاتی واحد تجاری مؤثر می باشد.هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر اندازه شرکت بر رابطه بین ساختار سرمایه و ورشکستگی مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد.این تحقیق ازنظر هدف کاربردی و داده های آن کمی و ازنظر روش گردآوری داده ها از نوع توصیفی همبستگی است و در زمره تحقیقات اثباتی حسابداری می باشد . انجام این تحقیق در چهارچوب استدلال استقرایی صورت گرفت، و همچنین از نوع زمان اجرا پس رویدادی(اطلاعات گذشته ) می باشد.بین درجه اهرم مالی و ورشکستگی مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد. بین نسبت بدهی بلندمدت و ورشکستگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد. بین نسبت بدهی های کوتاه مدت و ورشکستگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران رابطه معناداری وجود دارد. اندازه شرکت بر رابطه بین درجه اهرم مالی و ورشکستگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معنی داری ندارد. اندازه شرکت بر رابطه بین نسبت بدهی های بلندمدت و ورشکستگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معنی داری دارد. اندازه شرکت بر رابطه بین نسبت بدهی های کوتاه مدت و ورشکستگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأثیر معنی داری دارد.می توان نتیجه گرفت که به جز فرضیه چهارم، تمامی فرضیه های در سطح اطمینان 95% موردپذیرش قرارگرفته است . فرضیه چهارم نیز در سطح اطمینان 95% بر عدم وجود رابطه معناداری بین درجه اهرم مالی و ورشکستگی مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تأکید دارد.
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر بازارگرایی، نوآوری خدمات و کیفیت خدمات بر ترجیح برند و تمایل به پرداخت قیمت بالاتر با تمرکز بر نقش میانجی ارزش ویژه برند است. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، توصیفی-پیمایشی است. به منظور جمع آوری داده ها از پرسشنامه پژوهشگرساخته استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش را مسافران دو شرکت حمل ونقل ریلی مسافرتی در ایران در مسیر تهران-مشهد تشکیل می دهند. از تعداد 400 پرسشنامه که در میان این جامعه آماری توزیع شد، در نهایت 298 پرسشنامه قابل استفاده بازگشت داده شد. در تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل سازی معادلات ساختاری با نرم افزار AMOS24 استفاده شد. نتایج نشان داد که بازارگرایی و ابعاد آن بر نوآوری خدمات و کیفیت خدمات، تاثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین ارزش ویژه برند، ضمن تاثیرپذیری از متغیرهای پیش گفته، بر ترجیح برند و تمایل به پرداخت بالاتر، تاثیر مثبت و معنادار دارد.
استان خوزستان، از بزرگ ترین تولیدکنندگان و همچنین مصرف کنندگان برق کشور می باشد؛ با این حال، کاهش سالانه راندمان نیروگاه های فسیلی و افزایش هزینه تعمیر و نگهداری آن ها از یکسو و کاهش میزان تولید برق نیروگاه های برق آبی استان در طی سالیان اخیر با توجه به بحران خشکسالی کشور، به خصوص در ماه های گرم سال و هم زمان با اوج نیاز به مصرف برق در این استان از سویی دیگر، ضرورت توجه به ایجاد و گسترش نیروگاه های تجدیدپذیر را بیش ازپیش نمایان می سازد. در این بین نقش نیروگاه های خورشیدی که پیک تولید برقشان مقارن با پیک مصرف برق استان است از اهمیت ویژه ای برخوردار است. همچنین مشکلات زیست محیطی و بحران کم آبی ازجمله عمده ترین دلایل وجود فرصت های پنهان اشتغال در حوزه صنایع خورشیدی در سال های آتی به شمار می روند. در این مقاله همچنین به پتانسیل نیروگاه های برق آبی کوچک در استان خوزستان که به خصوص در مناطق دور افتاده روستایی می توانند منشأ تأثیرات اجتماعی - اقتصادی بسیاری باشند، اشاره شده است. بررسی های صورت گرفته نشان می دهند که استان خوزستان برای نصب و راه اندازی توربین های کشاورزی نیز مستعد می باشد و ایستگاه های دزفول، اهواز و آبادان که به ترتیب توان تولید 824، 232 و 225 کیلووات رادارند؛ برای ایجاد مزارع بادی تجاری مناسب هستند؛ بنابراین می توان پیش بینی نمود که توسعه فناوری های نوین و بالأخص انرژی های تجدیدپذیر با محوریت توسعه پایدار، تعداد زیادی مشاغل جدید در بسیاری از بخش ها ایجاد خواهد کرد و حتی در برخی موارد، با توجه به ماهیت جدید خود، می تواند بیش از فناوری های مبتنی بر انرژی های فسیلی، باعث اشتغال زایی شود.
شرکت های کوچک با شرکت های بزرگ در رقابت هستند. بنگاه ها ی کوچک یکی از اجزای حیاتی رشد در اقتصاد جهانی بوده و قابلیتهای چشمگیراین بنگاه ها درافزایش تولید ناخالص داخلی واقعی ، تولید ثروت، اشتغال زایی (با ایجاد مشاغل جدید) ، کاهش هزینه و رفع فقر، جایگاه ویژه ای را برای آنان در برطرف کردن مشکلات اقتصادی کشورمان ایجاد کرده است شرکت های کوچک با قابلیت انعطاف بالا و واکنش سریع به متغیرهای محیطی و توانایی بالا در همسویی با نیازهای بازار، روز به روز سهم بیشتری از دست رقبای غول پیکر خود ( شرکت های بزرگ) می ربایند. این حقیقت بازار کسب و کار در قرن پیش روی ماست. در این پژوهش، مطالعه مقایسه ای بین شرکت های کوچک و بزرگ تجاری بر اساس سه مولفه اصلی؛ نهادینه سازی اخلاقی کیفیت زندگی کاری پیامدهای مرتبط با شغل مدیران بازاریابی می باشد که در واقع هدف،کشف میزان بکارگیری هریک از سه مولفه در شرکت های کوچک و بزرگ می باشد. بدین منظور 7 فرضیه تدوین شده است. در همین راستا،بعد ازمعرفی چارچوب کلی تحقیق،ابتدا با بهره گیری از روش تحقیق از نوع توصیفی و با اجرای میدانی،داده ها از دوطریق کتابخانه ای و میدانی گردآوری گردیدند.برای جمع آوری میدانی داده ها پرسشنامه ای شامل 31 سؤال طراحی و در جامعه آماری تحقیق توزیع گردید.این جامعه دربرگیرنده مدیران بازاریابی شرکت های کوچک و بزرگ می باشد.در ادامه پرسشنامه های تکمیل شده با بهره گیری از فن آماری بر طبق روش آزمون tبا دو نمونه مستقل در محیط نرم افزار spss تجزیه وتحلیل گردید که بجز فرضیه های 3-2 و4 همه ی فرضیه ها تأیید شدند و پس از تحلیل نتایج ، پیشنهاداتی در خصوص نتایج تحقیق،ارائه شده است.
برند شرکتی و ارزش ویژه آن به عنوان باارزش ترین دارایی ناملموس هر شرکت، به دلیل مزیت های فوق العاده ای که ایجاد می کند، نقش مهمی در موفقیت شرکت ها و برقراری ارتباط موثر با مشتری شرکتی دارد. در این مطالعه با استفاده از نظریه پردازی داده بنیاد، شرایط زمینه ای و مداخله گر اثرگذار بر ارزش ویژه برند در بازارهای شرکتی فناوری اطلاعات و ارتباطاتِ ایران شناسایی و تبیین گردید. بدین منظور، داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با خبرگان بازاریابی شرکتی این حوزه گردآوری شد. نمونه گیری به روش نظری انجام شد و پس از 23 مصاحبه، کفایت نظری حاصل گردید. تجزیه وتحلیل و کدگذاری داده ها بر مبنای الگوی نظریه پردازی داده بنیاد طی سه مرحله کدگذاری باز، گزینشی و محوری نشان داد که شرایط زمینه ای اثرگذار بر ارزش ویژه برند شرکتی این حوزه، دربرگیرنده یک بُعد محیطی بازار؛ و چهار بُعدکلان شامل: شرایط سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و تکنولوژیک است. علاوه بر این، شرایط مداخله گر اثرگذار بر ارزش ویژه برند شرکتی این حوزه، دربرگیرنده ی دو بُعد مشتری شرکتی شامل: پروفایل مشتری و معیارهای ارزیابی خرید شرکتی؛ و سه بُعد شرکتی شامل: نگرش مدیریت، پروفایل خرید شرکتی و نگرش واحد فروش سازمانی است. در این پژوهش برای سنجش قابلیت اعتبار، از شاخص های تناسب و کاربردی بودن استفاده شد و اعتبار درونی مدل، با آزمون دوجمله ای بررسی و تایید گردید
آقای برد جی برگ، رئیس دفتر صدور خط انرژی و تکنولوژی بیمه ایسیایی بحرین بررسی میکند که چگونه توسعه های اخیر حاکی از مشکلات آتی بیمه نفت و گاز خواهد بود. با افزایش قیمت نفت به بشکه ای 5/14 دلار، بیمه انرژی خبرساز شد. قیمت بالای انرژی، چالش های قابل توجهی برای بازار بیمه ایجاد کرده بود تا اینکه اخیراً این امید با کاهش قیمت به زیر 40 دلار تبدیل به یأس شد. از سال 2000، هزینه های سرمایه ای منطقه ای به بیش از 63% افزایش یافته است. در سال 2007 بهای دارایی های پالایشگاه ها تا میزان 19% افزایش پیدا کردند. این افزایش بهای دارایی ها بدین معنی است که یک خسارت اصلی مانند انفجار دیگ های بخار در طول زمان آزمایش ساخت یا عملیات به سه سال زمان بازسازی نیاز دارد که می تواند 50% بیشتر از ارزش آن طرح در زمان وقوع خسارت باشد. این مقاله به بررسی بیمه نفت و انرژی در خاورمیانه می پردازد.
هدف پژوهش، تعیین تأثیر تخصص حسابرس در صنعت و دوره تصدی حسابرس بر قابلیت مقایسه صورت های مالی با تأکید بر چرخه عمر شرکت است. در این پژوهش قابلیت مقایسه صورت های مالی با استفاده از مدل دی فرانکو (2011)، تخصص حسابرس در صنعت با استفاده از مدل کریشنان (2003) و دوره تصدی حسابرس با استفاده از تعداد سال های متوالی انجام خدمات حسابرسی را یک حسابرس اندازه گیری کرده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی علّی پس رویدادی است. جامعه آماری، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران هستند و با روش نمونه گیری حذف نظام مند 112 شرکت در نمونه آماری قرار گرفته اند. دوره زمانی پژوهش سال های 88 تا 94 است. برای آزمون فرضیه ها از تجزیه و تحلیل رگرسیون بهره گیری شده است. نتایج نشان می دهد تخصص حسابرس در صنعت بر قابلیت مقایسه صورت های مالی در کل و در مرحله بلوغ، تأثیر مثبت و معناداری دارد. همچنین ، دوره تصدی حسابرس بر قابلیت مقایسه صورت های مالی در کل و در مراحل مختلف چرخه عمر شرکت تأثیری ندارد.
زمینه و هدف: اگرچه برای بسیاری از اندیشمندان مدیریت و مدیران دولتی، مفهوم مدیریت جهادی دارای ابهام بوده است، فراوانی بیش از 100 مطالعه در حوزه مدیریت جهادی در مدت کمتر از یک دهه، نشان از تمرکز و عزم پژوهشگران برای نظریه پردازی در خصوص این مفهوم را دارد. بااین حال، تاکنون صورت بندی جامعی از مطالعات این حوزه ارائه نشده است تا از رهگذر آن مؤلفه های کلیدی مدیریت جهادی احصا و تبیین شود. پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند مطالعات مدیریت جهادی انجام شد. روش: به منظور ارائه صورت بندی جامعی از مطالعات این حوزه، پژوهشگران از روش شناسی مطالعه ثانویه استفاده کردند که یکی از آن ها مرور نظام مند است. از میان 78 پژوهش بدون تکرار در بین پایگاه های داده ای معتبر ایران، تعداد 32 مورد به عنوان تحقیقات نهایی برای این پژوهش انتخاب شد که با موضوع پژوهش مرتبط هستند. ابزار گردآوری داده ها، مطالعات حوزه مدیریت جهادی و روش تجزیه وتحلیل داده ها نیز تحلیل محتوای کمّی بوده است. یافته ها: پنج مقوله اصلی پرتکرار در مقوله های مدیریت جهادی عبارت است از: تلاش مجاهدانه (18)، اعتقاد به غیب (15) مبارزه با دشمن (14)، توانمندسازی (14) و همکاری و همدلی (14). چهار مقوله پرتکرار در مقوله های مدیر جهادی عبارت است از: مشارکت جو (19)، شایسته سالار (17)، خودباور (16) و حضور در میدان عمل (16). نتیجه گیری: مطالعات مدیریت جهادی در فرایندی تکراری قرار گرفته اند و نتیجه جدیدی از آن ها حاصل نمی شود؛ بنابراین، نخست لازم بود تا تصویری از کل مطالعات این حوزه ارائه شود و سپس مسیر پژوهش های آینده این حوزه مشخص گردد.
توجه رو به رشدی به نقش زنان در اداره و اجرای کسب وکارها در اقتصاد جهانی معطوف شده که عمدتا" به دلیل افزایش تاکید بر برابری جنسیتی است. علیرغم اهمیتی که کارآفرینی زنان دارد، اخیراً توجه تحقیقاتی به کارآفرینی در زمینه دینامیک های کارآفرینی زنان افزایش یافته است. این مقاله با مطالعه مروری مقالات کارآفرینی زنان در کسب و کارهای خانوادگی، دو هدف را دنبال می نماید اولا": با بررسی بخشی از مقالات منتشر شده بین سالهای 1975 تا 2016، مایل به پیشرفت ادراکاتمان از تحقیقات کارآفرینی زنان در سایر کشورها هستیم. ثانیا": شکاف های موجود در ادبیات تحقیق را مشخص نموده و امیدواریم که محققان داخل کشور بتوانند زمینه های تحقیقاتی را در این خصوص، توسعه دهند.
هدف اصلی این پژوهش، مطالعه تأثیر صفات شخصیتی پنج گانه (گلدبرگ؛ 1990) بر اعتیاد به کار در سازمان های دولتی ایران با توجه به متغیر تعدیل گر حمایت سازمانی ادراک شده است. پژوهش حاضر از حیث هدف پژوهش، توسعه ای و از حیث موضوع و سؤالات پژوهش از نوع پژوهش های پیمایشی- همبستگی است. جامعه آماری مورد مطالعه در این پژوهش شامل کارکنان دیوان محاسبات کشور به تعداد 2100 نفر بود که با استفاده از فرمول کوکران تعداد 330 نفر از آنها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها در مرحله کیفی از مصاحبه و در مرحله کمی از پرسشنامه استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده های پژوهش با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار Smart PLS صورت گرفت. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که اعتیاد به کار به میزان 75 صدم توسط صفات شخصیتی پیش بینی می شود. نتایج آزمون اندازه اثر نشان داد که اثر تعدیل گری حمایت سازمانی ادراک شده در تأثیر صفات شخصیتی پنج گانه بر اعتیاد به کار، برابر با 0.21 است. به بیان دیگر نتایج پژوهش نشان داد که صفات شخصیتی پنج گانه، تأثیر مثبت و معنی داری بر اعتیاد به کار دارند و نیز حمایت ادراک شده، نقش تعدیل گری در این تأثیر و تأثر ایفا می کند.
توانایی مدیریت یکی از ابعاد سرمایه انسانی شرکت هاست که به عنوان دارایی نامشهود طبقه بندی می شود. بر اساس نظریه علامت دهی، مدیران توانمند معمولاً از عملکرد بهتری برخوردار بوده و تمایلی به پنهان نمودن عملکرد مطلوب خود ندارند. از این رو، سعی می کنند تا با انتشار گزارش های مالی خواناتر، عملکرد مطلوب و توانایی های خود را به عموم ذینفعان و بازار مخابره نمایند. لذا بر پایه این استدلال، پژوهش حاضر به بررسی تأثیر توانایی مدیریت بر خوانایی گزارشگری مالی شرکت ها می پردازد. بدین منظور، برای سنجش خوانایی گزارشگری مالی از دو شاخص فوگ و شاخص طول متن و همچنین، از مدل دمرجیان و همکاران ( 2012 ) برای اندازه گیری توانایی مدیریت استفاده گردید. فرضیه تحقیق نیز با استفاده از نمونه ای متشکل از 91 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1391 تا 1395 و با بهره گیری از مدل رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر تکنیک داده های ترکیبی مورد بررسی قرارگرفت. مطابق با پیش بینی نظریه علامت دهی نتایج نشان می دهدکه توانایی مدیریت موجب بهبود خوانایی گزارشگری مالی شرکت ها می گردد. همچنین نتایج تجزیه و تحلیل اضافی حاکی از آن است که در شرکت های بزرگتر، رابطه بین توانایی مدیریت و خوانایی گزارشگری مالی قوی تر است.
هدف این پژوهش،بررسی ریسک مالیاتی سیاستگذاری های مالیاتی شرکت ها می باشد. برای این منظور نرخ موثر مالیات پایین تر به عنوان سیاست کمینه سازی مالیاتی، و بی ثباتی وضعیت مالیاتی در طول زمان نیز به عنوان ریسک مالیاتی درنظر گرفته شده است. یافته های پژوهش با استفاده از اطلاعات 114 شرکت طی سالهای 1387 تا 1393 نشان می دهد که کاهش نرخ موثر مالیاتی تاثیر منفی معناداری بر بی ثباتی وضعیت مالیاتی در طول زمان دارد؛ به این معنی که شرکتهای با نرخ موثر مالیات کمتر، نمی توانند پرداخت مالیات کمتر در طول زمان را ثابت نگه دارند و لذا ریسک مالیاتی آنها بالا است. براین اساس می توان گفت که سیاست کمینه سازی مالیات، بدلیل پیامد ریسک مالیاتی، از نوع اجتناب مالیاتی پرریسک می باشد. نتایج حاصل از بررسی تاثیر ویژگیهای خاص شرکتها بر طرح ریزی مالیات نشان می دهد که نوسان سود، ریسک مالیاتی شرکت را افزایش می دهد. در شرکتهای کوچک نیز ریسک مالیاتی بیشتر بوده و اهرم مالی نیز بدلیل مکانیزمهای نظارتی تبعی، ریسک مالیاتی را کاهش می دهد . این یافته شواهد جدیدی را درخصوص اثرگذاری تصمیم گذاری مالیاتی بر عملکرد کلی شرکت فراهم می نماید. افزون براین، یافته های این پژوهش می تواند به ارزیابی ریسک مالیاتی شرکتها براساس سیاست های مالیاتی آنها کمک کند.
بهره وری صنعت گردشگری در گرو بهبود اجتماعی و اقتصادی است. کودکان به عنوان گروه هم ذی نفع و هم اثرگذار بر صنعت گردشگری تا حدودی زیادی نادیده انگاشته شده اند. در مطالعات انجام شده، کودکان به عنوان عناصر فعالی که می توانند بر زندگی و محیط خود اثرگذار باشند در نظر گرفت نشده اند. این پژوهش با توجه به خلآ موجود با استفاده از رویکرد کیفی به بررسی ادراک سفرهای تجربه شده این بخش خاموش از بازار صنعت گردشگری پرداخته است. همچنین نقش تصمیم سازی و تصمیم گیری کودکان و پیامدهای رفتار فراغتی آنها که می تواند نویدبخش بهبود اقتصادی باشد، مورد تحلیل قرار گرفت. این پژوهش بر روی 96 کودک بین 9 تا 12 سال و با در نظر گرفتن دو معیار جنسیت و طبقه اجتماعی- اقتصادی با استفاده از روش روایت خاطره و مصاحبه نیمه باز انجام پذیرفت. متن خاطره ها و مصاحبه ها مورد تحلیل مضمون با رویکرد اقتباسی قرار گرفتند. با واکاوی تجربه بهترین سفرهای کودکان، بیشترین منافع ادراک شده نوجویی/ سرگرمی، طبیعت و روابط اجتماعی بودند. منافع ادراک شده با اولویت بالاتر در بین کودکان منجر به وفاداری احساسی و میل به بازگشت به مقصد تجربه شده قبلی شد. وفاداری احساسی در میان پسرها و همچنین کودکان طبقه نیمه بهره مند بیشتر مشاهده شد. همچنین نتایج این پژوهش نشان داد کودکان نقش مهمی در تصمیم سازی دارند و بر تصمیمات آتی خانواده پیرامون انتخاب مقصد سفر تاثیر گذارند.
زمینه و هدف : توجه به ابعاد جهانی مبارزه با پول شویی و اثرات مخرب پول شویی بر اقتصاد ایران کشف پول شویی مدنظر واحدهای جرم یابی قرار گرفته است. پژوهش حاضر با هدف ارزیابی قانون مبارزه با پول شویی در ایران به منظور ارائه الگوی عملیاتی کشف جرم انجام شد.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و به صورت ترکیبی انجام شد. در فاز کیفی از روش داده بنیاد و در فاز کمی از روش مدل معادلات ساختاری لیزرل استفاده شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی، خبرگان مبارزه با پول شویی در بخش های بانکی، اقتصادی، قضایی و واحدهای کشف جرم پلیس بودند. مشارکت کنندگان در این بخش به صورت هدفمند انتخاب شدند و پس از نفر بیستم ، اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی 45 نفر به صورت تمام شمار انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه محقق ساخته بود. برای سنجش فرضیه های پژوهش از آزمون رگرسیون خطی استفاده شد.
یافته ها: بکارگیری مدل لوئیس مدر در ارزیابی قانون مبارزه با پول شویی به میزان 69 درصد در الگوی عملیاتی کشف جرم مؤثر است. همچنین براساس این مدل تعداد 71 شاخص تایید شدند. مدل اصلاح شده و بومی شده لوئیس مدر در الگوی عملیاتی کشف جرم پول شویی به میزان 48 درصد تعیین کننده است.
نتایج: از دیدگاه خبرگان و براساس مدل معادلات ساختاری لیزرل، شاخص های نهایی اثرگذاری اقدامات حقوقی و قانونی، کارآیی اقدامات نظارتی و کنترلی و نتیجه بخشی اقدامات اجرایی، بر الگوی عملیاتی کشف جرم پول شویی موثر بوده است و هریک از این ابعاد مکمل یکدیگر بوده و برای کشف جرم پول شویی دارای اهمیت هستند.
هدف: این مقاله برآورد ریسک سیستمی نظام بانکی با تأکید بر وضعیت ساختار ترازنامه ای نظام بانکی در چارچوب بازار بین بانکی است. برای این منظور با استفاده از داده های روزانه مبادلات بازار بین بانکی در دوره زمانی آذر 1392 تا مرداد 1398، شاخص وضعیت نقدینگی نظام بانکی به صورت میانگین موزون وضعیت نقدینگی بانک ها در بازار بین بانکی تعریف می شود و بر اساس آن ریسک سیستمی نظام بانکی با استفاده از سنجه تغییر ارزش در معرض خطر شرطیِ ( ) آدریان و برونمایر (2016) و روش رگرسیون کوانتایل برآورد می شود. روش: گردآوری داده ها اسناد کاوی و مراجعه به منابع آماری از جمله داده های مبادلات بازار بین بانکی است. داده های تحقیق از تارنمای بانک مرکزی و بانک های اطلاعاتی بانک مرکزی استخراج شده است. روش تجزیه و تحلیل داده ها روش اکتشافی است و سنجه ریسک سیستمی نظام بانکی با استفاده از نرم افزار ایویوز برآورد شده است. یافته ها:نتایج برآورد سنجه ریسک سیستمی نظام بانکی نشان می دهد که در صورت وقوع بحران نقدنگی در نظام بانکی، شاخص بازار سرمایه روزانه به طور متوسط 2081 واحد کاهش می یابد. نتیجه گیری: نتایج تحقیق ساختار وابسته ترازنامه ای بانک های فعال در بازار بین بانکی را نشان می دهد. بر اساس نتایج تحقیق، بانک مرکزی به عنوان ناظر بازار بین بانکی باید روزانه وضعیت نقدینگی بانک ها در بازار بین بانکی را پایش کند. علاوه براین بانک مرکزی در برآورد ریسک سیستمی نظام بانکی می بایست وابستگی ساختار ترازنامه ای بانک ها را مورد توجه قرار دهد.