بیش از یک دهه است که TQM به صورت نهضتی اجتماعی درآمده و دامنه رسوخ آن از صنعت، که مبدأ اصلی آن است به سایر سازمان ها، نظیر سازمان های بهداشتی ، سازمان های غیرانتفاعی و مؤسسات آموزشی کشیده شده است. مباحث مربوط به TQM به طور روزافزونی در رسانه ها، در طرح های اصلاحی مشاوران و آموزش دهندگان و اخیراً در ادبیات دانشگاهی گسترش یافته است. برای پیشبرد این فلسفه، مؤسسات ویژه ای ایجاد شده و نظریه TQM در مجامع مدیریت توسعه و گسترش یافته و اینک که دوران بلوغ آن است به صورت موضوعی بحث برانگیز درآمده است. به گونه ای که نویسندگان درباره اهمیت و تأثیر آن به بحث و اظهارنظر پرداخته اند. برخی از نویسندگان معتقدند TQM بینشی منحصر به فرد برای افزایش اثربخشی سازمانی است؛ بینشی که پایگاه نظری محکمی دارد و در عین حال راهبردی برای بهبود عملکرد سازمانی است که افراد و سازمان ها را در کارها هدایت می کند. اما پاره ای از تحقیقات اخیر نشان می دهد که به منظور دستیابی به اهداف بنیادی TQM، مدیریت بایستی استراتژی های خاصی همچون BSC را در کنار TQM اتخاذ نموده تا راه برای بهبود مستمر شرکت هموار گردد
هدف این مقاله، بررسی رابطه نهادها و کارآفرینی با تأکید بر آرای داگلاس نورث و نظریه پردازان مهم کارآفرینی مانند بامول و کرزنز است. از منظر رویکرد نهادگرا، محیطی که اقتصاد را شکل می دهد، بر پویایی های کارآفرینی در درون هر کشور اثر می گذارد. این محیط از طریق وابستگی های متقابل بین توسعه اقتصادی و نهادها شناخته می شود. کارآفرینان عاملان اصلی تغییر هستند که به محرک های جاافتاده در چارچوب نهادی واکنش نشان می دهند. سازمان ها انعکاس دهنده فرصت هایی هستند که نهادها ایجاد می کنند. تحول نهادی، حاصل تعامل میان سازمان ها و نهادهاست. هزینه های تعیین و تنفیذ قراردادها، و هزینه های کسب اطلاعات درباره شرایط بازار، بر کیفیت نهادها اثر می گذارد و کیفیت نهادها نیز فعالیت کارآفرینی را تحت الشعاع قرار می دهد. نتایج بررسی های محققان، نشان می دهد که نظریه نهادی داگلاس نورث در تببین نهادی نظریه پردازان کارآفرینی بازنمود یافته و از این طریق، رویکرد نهادی به کارآفرینی، در ادبیات اخیر کارآفرینی گسترش یافته است.
برای تولید یک محصول جدید، دو شیوة اصلی وجود دارد که عبارتند از: مهندسی مستقیم و مهندسی معکوس. در مهندسی مستقیم هدف، تولید محصولی است که نیاز به آن احساس می شود و هیچ طرح از قبل آمادهای از آن محصول وجود ندارد و باید تمامی فرآیندهای تولید از پایه آغاز شوند. در مهندسی معکوس هدف، تولید محصولی جدید با استفاده از محصولی است که پیش از آن تولید شده است. تفاوت مهندسی معکوس با نسخه برداری از محصولات در این است که در مهندسی معکوس، محصولی جدید تولید می شود و تنها از محصول اولیه به عنوان الگو و برای صرفه جویی در سرمایه ها (اعم از مالی، زمانی و نیروی انسانی) و زمان استفاده می شود. بر اساس آموزه های تفکر استعاری، استفاده از روش های آزمایش شدة حوزه ای از علوم برای رفع مشکلات حوزه های دیگر، شیوه ای مرسوم و معقول است که باعث صرفه جویی و افزایش بهره وری می شود. در کتابداری و اطلاع رسانی با بسیاری از مسائل سروکار داریم که به مدد راهکارهای پاسخ گرفته در حوزه های دیگر مانند راهکارهای مهندسی معکوس، ارائة راه حل های جدید و مناسب برای آنها امکان پذیر خواهد شد. در این نوشته، ضمن معرفی و تبیین مهندسی معکوس، به برخی مصادیق و کاربردهای آن در فعالیت های کتابداری و اطلاع رسانی اشاره شده است. کاربردهای مهندسی معکوس در سازماندهی اطلاعات، خدمات مرجع، نرم افزارهای رایانه ای، پایگاه های اطلاعاتی و مطالعات رفتار اطلاع یابی توضیح داده شده و مزایای استفاده از آن نیز تبیین شده است. بهکارگیری مهندسی معکوس در فعالیت های کتابداری و اطلاع رسانی، به علت استفادة ایده های نابِی که از پیش خلق شده و ترکیب و تلفیق آنها، باعث صرفه جویی فراوان در وقت و سرمایه ها شده و طرح های خلاقانة نوینی را پدید می آورد که نتیجة آن خدمات بهتر و رضایت استفاده کنندگان از خدمات خواهد بود.
این مقاله بر آن است تا به نقش مدیریت دانش در سازمانها، بهویژه کتابخانهها، و تأثیر آن در بهبود روند کاری آنها بپردازد. هدف اصلی از مدیریت دانش در یک سازمان تبدیل دانش ضمنی کارکنان، بهعنوان منبعی مهم در تصمیمگیری و اقدام عملی، به دانش صریح و مدون برای رسیدن به اهداف آن است. به هر میزان که میان تواناییها، درک، قوه شناخت و اطلاعات انسان ارتباط نزدیکتری برقرار شود، میتوان به تولید دانش اثربخشتر و کاربردیتر امیدوار بود. امروزه سازمانها نباید تنها منبع مالی را سرمایههای خود بدانند بلکه دانش کارکنان یک سازمان، از مهمترین سرمایههای آن بهشمار میآید که انتظار میرود مدیریت یک سازمان بهنحو شایسته و مطلوبی در این زمینه سرمایهگذاری کند.
مالکان مشاغل کوچک به راحتی می توانند از عملیات روزانه خرده فروشان خود نکات و ایده هایی را کسب کنند. خیلی از خرده فروشان نگران هستند که بازاریابی خیلی گران است.
بعضی دیگر معتقدند که خیلی وقت گیر است. بدون در نظر گرفتن اینکه شما چه کسی هستید یا چه چیزی را می فروشید، راجع به این موضوع چقدر می دانید، در این مقاله، 50 نکته بازاریابی برای خرده فروشان مطرح شده است.