"این مقاله با هدف پرداختی آکادمیک به امری مهم در عرصه حسابداری چارچوبی را برای تحقیقات مربوط به آموزش حسابداری ارائه میکند و به این منظور تحقیقات انجام شده بین سال های 1970 تا 2005 را بر اساس این چارچوب مورد بازبینی و طبقه بندی جدید قرار می دهد . این چارچوب تحقیقات آموزش حسابداری را در چهار حوزه : 1- دانشجویان 2- اساتید 3- فرآیند آموزشی 4- تشکیلات اداری و بخش های مدیریت دانشگاه طبقه بندی می کند در بخش دانشجویان ، موضوع تحقیقات مرتبط با نگرش ها ، باور ها ، مهارت های ارتباطی و پیشرفت تحصیلی دانشجویان ، در بخش اساتید ، موضوع تحقیقات مرتبط با ارزیابی عملکرد ، تدریس ، تحقیقات مرتبط با آزمون ، رتبه بندی ، روش های آزمون و یادگیری و در بخش آخر تشکیلات اداری ، بحث ساختار اداری ، تعیین اعتبار و رتبه بندی دوره های تحصیلی محور بحث می باشد
بازبینی ادبیات تحقیقات آموزش حسابداری بین سال های 1997 تا 2005 نشان می دهد که چارچوب تحقیقات آموزش حسابداری به عناوین زیر تغییر یافته است :
1- ارزیابی 2- فهرست دروس و آموزش 3- تکنولوژی آموزشی 4- اساتید 5- دانشجویان
به طور کلی نتایج تحقیق حاکی از آن است ، تعریفی که عناصر پژوهش های مربوط به آموزش حسابداری را شالوده و یا حتی یک چارچوب عمومی شکل دهنده از پارامتر ها باشد ، وجود ندارد و یا حداقل به طور روشن مشخص نشده است "
در این مقاله شما با خرید تفننی آشنا می شوید و 10 را برای غلبه بر خریدهای تفننی را می آموزید
خرده فروشی/ تابلوی فروشگاه / سنگ بنای هر برنامه ی سودآوری/ ستیلا باسقی/ 32- 33
چکیده : همانطور که یک تابلوی خوب می تواند درآمد را افزایش دهد، انتخاب تابلوی نامناسب هم می تواند همچون مانعی بر سر راه کسب و کار عمل می کند.
استراتژی بازاریابی/ 5 اشتباه رایج در سرنوشت سازترین مراحل رکود اقتصادی/ ترجمه محمد سالاری
چکیده : کارشناسان بازاریابی بر این باورند که شرکتها در دوران رکود چه کاری را نباید انجام دهند، اتفاق نظر دارند. آنان 5 اشتباه رایج را بر می شمرند که بهتر است شرکتها از آن بپرهیزند. این اشتباهات عبارتند از: ....
تحقیق حاضر اولین تحقیق است که در حوزه مبحث رابطه بین ساختار مالکیتی و نسبت پرداخت سود شرکت در ایران قرار دارد. هدف از این تحقیق بررسی تأثیر ترکیب سهامداران بر بازدهی شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش ما بهدنبال پاسخ این سوال هستیم که اگر ساختار مالکیتی یا همان ترکیب سهامداری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان متغیری مستقل در نظر گرفته شود، چه تاثیری روی نسبت پرداخت سود سهام این شرکتها خواهد داشت. جامعه آماری تحقیق شامل شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال 1381 هجری شمسی تا پایان سال 1387 میباشد. نتایج تحقیق نشان میدهدکه میزان مالکیت بزرگترین سهامدار و همچنین میزان مالکیت 5 سهامدار بزرگتر برروی نسبت پرداخت سود شرکت تاثیر مثبت دارد. یعنی شرکتهایی که بیشتر مالکیت آنها در اختیار یک سهامدار است و یا این که بیشتر مالکیت در اختیار 5 سهامدار بزرگتر آن است نسبت به شرکتهایی که مالکیت آنها پراکندگی بیشتری دارد، نسبت پرداخت سود بیشتری دارند و تمرکز در مالکیت باعث افزایش نسبت پرداخت سود شرکت میشود.تاثیر نهادی بودن سهامداران بر نسبت پرداخت سود شرکت تایید گردید. یعنی هر چه مالکیت سهامداران نهادی در یک شرکت بیشتر باشد باعث میشود که نسبت پرداخت سود آن در طی زمان افزایش یابد. از طرف دیگر با توجه به تایید فرضیه چهارم، هر چه مالکیت سهامداران حقیقی در یک شرکت بیشتر باشد باعث میشود که نسبت پرداخت سود آن کاهش یابد.
این مطالعه الگوها و منابع خودهمبستگی مقطعی، در بازده و نوسان سهام را در بورس اوراق بهادار تهران از آغار سال 1382 تا پایان سال 1386 مورد مطالعه قرار میدهد. مدل به کار گرفته شده در این مطالعه، مدل اقتصاد سنجی GARCH است. اولاً نتایج حاصل از این بررسی نشان میدهد که با کنترل اندازه شرکت در شرایط رکود و در کوتاهمدت، بازده پرتفویهای با حجم معامله بالا بازده پرتفویهای با حجم معامله پایین را پیشبینی میکند. ثانیاً این مطالعه نشان میدهد که تسری نوسان بین بازده پرتفویها از پرتفویهای با حجم معامله پایین به سمت پرتفویهای با حجم معامله بالا است. این نتایج با یافتههای بارتوسوز گبکا متناقض است.
زمان بندی پروژه با منابع محدود یک مساله NP است. یکی از رویکردهای ابتکاری حل این مساله استفاده از قواعد اولویت بندی در برنامه ریزی فعالیت هاست. در این مقاله یازده قاعده اولویت بندی را به دو شیوه سری و موازی به صورت ایستا پیاده سازی کرده و این شیوه را با معیار تکمیل پروژه در زمان کوتاه تر، با یکصد و بیست مساله آزمون استاندارد حاوی 30 تا 120 فعالیت، با یکدیگر مقایسه کرده ایم. نتایج به دست آمده نشان می دهد: اولا رویکرد موازی در به کارگیری قواعد اولویت بندی از رویکرد سری کارآمدتر است؛ ثانیا برای بهره جستن از کارایی بیشتر رویکرد موازی، تنها کافیست حداکثر سه قاعده اولویت بندی دلخواه به صورت موازی به کار گرفته شود.
این مقاله به بررسی نقش و جایگاه بخش برق در میان بخشهای مختلف اقتصادی و بررسی میزان ارتباط آن با سایر بخشها با استفاده از تحلیل داده – ستانده می پردازد. شاخص پیوند پسین و پیشین هیرشمن - راسموسن نشان می دهد رتبه بخش برق از جهت نیاز به ستانده سایر بخشها و تامین نهاده مورد نیاز دیگر بخشها در بین 64 بخش مورد مطالعه به ترتیب 27 و 17 می-باشد. بخش برق از منظر روابط پیشین در میان سایر زیربخشهای انرژی در جایگاه اول ایستاده است و از منظر روابط پسین پس از بخش های زغالسنگ، بنزین و گازوئیل بالاترین اهمیت را در تامین نیاز بخش های اقتصادی به انرژی داراست. صنایع آلومینیوم، ساخت کانیهای فلزی، سیمان، گچ و آهک، ساخت محصولات آهنی و فولادی و بخش آب از نظر اثرپذیری از رشد ارزش افزوده بخش برق در رتبه های اول تا پنجم قرار دارند و در مقابل حمل و نقل جاده ای بار، خدمات مالی، بیمه و بانک، راه آهن، جنگلداری و خدمات آموزش عمومی کمترین تاثیر را از افزایش ارزش افزوده بخش برق می پذیرند. افزایش ارزش افزوده بخش برق بالاترین تاثیر را بر ستانده بخش صنعت بر جای می گذارد. بخش برق در میان سایر زیر بخش های انرژی دارای بالاترین ضریب تکاثر تولید می باشد به گونه ای که هر یک ریال افزایش در تقاضای نهایی این حامل انرژی، تولید همه زیربخشهای اقتصادی را نزدیک به 2 ریال افزایش می دهد. پس از بخش برق بخش های گازوئیل، نفت سفید و بنزین از ضرایب تکاثر بالاتری برخوردارند ولی در مجموع مقدار ضرایب تکاثر زیربخشهای مختلف انرژی تفاوت قابل ملاحظه ای با یکدیگر ندارد.
بررسی همکاریهای علمی میان دانشمندان، از مباحث مطرح در حوزه علمسنجی است که در سالهای اخیر با استقبال بسیار از سوی پژوهشگران روبرو بوده است. همکاری دانشمندان در سطح بینالمللی، شکل گستردهای از همکاری و مشارکت علمی است که نتایج مطالعات انجامشده در این حیطه، بر اهمیت و مزایای آن تأکید دارد. پژوهش حاضر، با هدف بررسی همکاری میان پژوهشگران ایرانی و پژوهشگران کشورهای جنوب شرق آسیا انجام گرفته است. ایران در 34 سال گذشته با هشت کشور واقع در جنوب شرق آسیا همکاری علمی داشته و مالزی، همکار اصلی ایران در میان دیگر کشورهای این منطقه محسوب میشود. همکاریهای علمی ایران و کشورهای جنوب شرق آسیا در این بازه زمانی از سیر صعودی برخوردار بوده و میزان همبستگی مثبت و معناداری میان تولیدات علمی این کشورها و میزان همکاری علمی ایران با آنها بهدست آمده است. بیشترین تألیفات مشترک ایران با هشت کشور آسیای جنوب شرقی، در حوزه موضوعی شیمی منتشر شده است. همچنین دانشگاه شهیدبهشتی در میان دیگر دانشگاهها و مؤسسات علمی و پژوهشی کشور، بیشترین همکاری را با کشورهای مذکور داشته. «مصطفی امینی» نیز بیشترین میزان تألیفات مشترک با نویسندگان این کشورها را بهخود اختصاص داده است.
این تحقیق به بررسی روابط خوداستنادی و همآیندی مؤلفان با ضریب تأثیر نشریات حوزه اقتصاد، نمایهسازیشده در پایگاه استنادی علوم جهان اسلام (آیاسسی) پرداخته است. نوع تحقیق، علمسنجی است که با استفاده از روشهای تحلیل استنادی و کتابخانهای به انجام رسیده. دادههای تحقیق با استفاده از آیاسسی و تورق نشریات مورد مطالعه، گردآوری شده است. خوداستنادی، همآیندی مؤلفان، و ضریب تأثیر نشریات مورد مطالعه، متغیرهای تحقیق را تشکیل میدهند. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که خوداستنادی و همآیندی مؤلفان، روابط معناداری با ضریب تأثیر نشریات مورد مطالعه دارند. وجود رابطه معنادار بین همآیندی مؤلفان و خوداستنادی نشریات مورد مطالعه، از دیگر نتایج تحلیل همبستگی است.
در طول چند دهة پیش، درک سودمندی و سهولت استفاده، مهمترین عوامل در پذیرش فناوریهای جدید در حوزة سیستمهای اطلاعاتی بوده است. با این حال، این دو عامل به تنهایی نمیتوانند رفتار کاربران را در محیطهای نوظهور مانند بانکداری اینترنتی توصیف کنند. از دیدگاه پذیرش فناوری در سطح پذیرش فردی، این مقاله با دخالت دادن ویژگیهای محیط بانکداری اینترنتی، «مدل پذیرش فناوری» را توسعه داده است. در این پژوهش با بررسی مهمترین مدلهای ارائهشده در حوزة پذیرش فردی فناوری، دو سازة «برداشت ذهنی از توانایی شخصی» و «اعتماد» به مدل پذیرش فناوری افزوده شدهاند. روش این پژوهش، پیمایشی و ابزار گردآوری اطلاعات آن، پرسشنامه بوده است. جامعة آماری این مطالعه را 310 نفر از مشتریان بانک تشکیل دادهاند.
هدف اساسی این پژوهش بررسی رابطه بین خلاقیت و اثربخشی آموزشی و پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاههای آزاد اسلامی شهرستانهای مغان است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری متشکل از کلیه اعضای هیات علمی و دانشجویان در سال 1387 به ترتیب به تعداد 100 نفر، 3460 نفر که با استفاده از جدول مورگان، نمونه آماری به ترتیب 80 و 800 نفر از طریق روش نمونه گیری طبقه ای نسبتی می باشد. برای جمع آوری اطلاعات ازدو نوع پرسشنامه که پایایی و روایی آنها به ترتیب 0.72 و 0.77 محاسبه شده بود استفاده گردید. برای آزمون فرضیه ها از همبستگی پیرسون و آنالیز واریانس یک راهه استفاده شده است. نتایج آزمون فرضیه های تحقیق نشان می دهد که بین خلاقیت اعضای هیات علمی و اثربخشی آموزشی و پژوهشی آنها رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. بین خلاقیت اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهرستانهای مغان تفاوت وجود دارد و همچنین اثربخشی آموزشی و پژوهشی اعضای هیات علمی دانشگاه های آزاد اسلامی شهرستانهای مغان متفاوت است. (p<0.05)