دردنیای امروز، حیات بسیاری از صنایع به توانایی آنان در افزایش دقت سیستم مدیریت هزینه وابسته است که بر کاهش هزینه ها یا به تعبیر عام تر اقلام بهای تمام شده به عنوان مولفه ای مهم از عناصر مثلث بقا، در تمام طول فرایند تولید و زنجیره ارزش متمرکز است. در بین صنایع اصلی کشور، صنعت پتروشیمی ایران به عنوان یکی از مهمترین محورهای حرکت به سمت توسعه در کشور مطرح است. مقاله حاضر نتیجه یک کار پژوهشی است که به روش پیمایشی اکتشافی و با چارچوب کلی قیاسی استقرایی تهیه گردیده است، و هدف اصلی آن این است که با دیدی تحلیلی به بررسی عوامل موثر بر استقرار و پیاده سازی مدیریت هزینه در صنعت پتروشیمی ایران بپردازد. جمع آوری اطلاعات با استفاده از روشهای مشاهده، مصاحبه، تهیه پرسش نامه ای پژوهشگر ساخته و با مقیاس لیکرت انجام پذیرفته است. جامعه آماری، مدیران رده عالی و میانی 43 شرکت موجود در صنعت پتروشیمی ایران در نظر گرفته شد که به نحوی از انحا با موضوع مورد پژوهش ارتباط داشته اند. فرضیات پژوهش از طریق آزمون t و با استفاده از نرم افزار Excel مورد آزمون قرارگرفت و یافته های پژوهش حاکی از این است که در سطح اطمینان 95% می توان ادعا نمود که ویژگی صنعت پتروشیمی بر کاربرد سیستم های مدیریت هزینه موثر است.
امروزه صاحب نظران به منظور رسیدن به مزیت رقابتی پایدار معتقدند، مدیریت بر منابع انسانی مهمترین عامل به حساب می آید، آنها معتقدند که سرمایه انسانی، به دلیل کمیابی، ارزشمندی، جانشین ناپذیری و تقلیدناپذیری، بسیار بااهمیت است. بدون شک مزیت استراتژیک پایدار نصیب سازمان هایی خواهد شد که بتوانند بهتر از سایرین، تیم هایی مشتمل بر بهترین و درخشان ترین استعدادهای انسانی را جذب، پرورش و حفظ نمایند. بر همین اساس در سال های اخیر مفهوم مدیریت سرمایه انسانی که نشان دهنده حد اعلای توجه و تمرکز بر انسان است مطرح شده است. با توجه به مطالب فوق در این مقاله که حاصل یک پژوهش میدانی از شاخه کاربردی است محققین درصدد برآمدند تا میزان سطح بلوغ مدیریت سرمایه انسانی در سازمان های بخش دولتی شهر اصفهان اندازه گیری نمایند. تجزیه و تحلیل یافته های مربوط به مولفه های سطح بلوغ مدیریت سرمایه انسانی در سازمان های بخش دولتی نشان داد که میانگین نمره شیوه های اعمال رهبری 2.70، میزان مشارکت 1.94، دسترسی به دانش 2.17، بهینه سازی و آموزش نیروی انسانی 2.81 و ظرفیت یادگیری 2.70 بوده است.مقایسه میانگین نمره مولفه های سطح بلوغ مدیریت سرمایه انسانی در سازمان های مورد مطالعه نشان داد که سطح بلوغ مدیریت سرمایه انسانی در سازمانهای مذکور کمتر از سطح متوسط بوده است. میانگین نمره سطح بلوغ مدیریت سرمایه انسانی در 16 سازمان بین 14.51 تا 53.83 در نوسان بوده است که بر اساس مدل باسی و مک مورر کلیه سازمان های مورد مطالعه دارای سطح بلوغ ضعیف می باشد که در پایان به ارایه راهکارهایی برای ارتقا سطح بلوغ مدیریت سرمایه انسانی مبادرت شده است.
استان آذربایجان غربی از استان های پیشرو در تولید و صادرات سیب در کشور است، به گونه ای که تقریبا 30 درصد از کل میزان سیب تولید شده کشور را به خود اختصاص داده و در این میان شهرستان ارومیه به عنوان بزرگترین مرکز تولید سیب استان به شمار می رود. در این مطالعه، بازار سیب در شهرستان ارومیه مورد بررسی قرار می گیرد. روش پژوهش بر مبنای تعیین حاشیه ها و سهم عوامل بازاریابی، کارایی بازار و تعیین عوامل موثر بر حاشیه بازار با استفاده از روش مارک-آپ است. بدین منظور، 42 تولید کننده، 6 اجاره کننده، 5 عمده فروش، 18 خرده فروش، 3 صادر کننده و 3 تبدیل کننده طی سال زراعی 89-1388 بررسی شدند. نتایج نشان می دهد که حاشیه ها در این بازار نسبت به قیمت تولید کننده رقم بالایی بوده و حاشیه خرده فروشی بیشتر از عمده فروشی است و سهم تولید کننده از قیمت نهایی پایین است. ضرایب هزینه بازاریابی سیب درجه 2 از سیب درجه 1 بالاتر است. نتایج روش مارک-آپ نشان داد، قیمت خرده فروشی نسبت به هزینه های بازاریابی تاثیری بزرگتر و معنی دارتر بر حاشیه بازار دارد.
منابع انسانی کارآمد و پرانگیزه در افزایش اثر بخشی هر سازمانی نقش مهم و اساسی ایفا می کند. شناخت میزان رضایت شغلی کارکنان به مدیران در پیشرفت و بهبود بهره وری منابع انسانی یاری می رساند. بر اساس پ ژوهشهای موجود، عوامل مختلفی در میزان رضایت شغلی اثر دارد. این عوامل در سازمانها بسته به اندازه، فرهنگ، نظام جبران خدمت، نظام ارتقای شغلی، نوع تولید و سایر شرایط محیطی سازمان، متفاوت است. در این پژوهش بر اساس فرضیه ها و آزمونهای علمی انجام شده، سعی شده است تا عوامل موثر و مرتبط با رضایت شغلی در بخش دولتی به دست آید. به این منظور بخشهای مختلف دولتی در کشور مورد کاوی شد و مشخص شد که در بخش دولتی کدام عوامل برای متغیر وابسته رضایت شغلی نقش پیش بینی کننده را دارد و کدام یک از متغیرهای مستقل همچون نحوه ارتقای شغلی، نظام ارزشیابی، سطح درآمد و سبک رهبری ارتباط معناداری با رضایت شغلی دارد.
با و جود آنکه ضرورت و اهمیت چابکی زنجیره تامین با توجه به لزوم سرعت عمل، پاسخگویی به مشتریان، تغییرات روز افزون بازار و نیازهای مصرف کنندگان و...در بسیاری از صنایع، چه از نظر علمی و چه از بعد تجربی، بر کسی پوشیده نیست، شرکت های نفتی در ایران توجه چندانی به این مسایل و ترسیم و توسعه زنجیره تامین خود ندارند. در مقاله حاضر ضمن مرور ادبیات مربوط به چابکی زنجیره تامین و جایگاه آن در شرکت های نفتی، به مفهوم سازی چابکی در کل زنجیره تامین شرکت ملی نفت ایران، تعیین مولفه ها و شاخص های ارزیابی میزان چابکی در زنجیره تامین و طراحی ارتباطات بین مولفه ها با استفاده از روش های کیفی مانند دلفی و روش های کمی آماری مانند تحلیل عاملی تاییدی و مدل یابی معادلات ساختاری پرداخته شده است.مولفه ها و شاخص های ارزیابی چابکی زنجیره تامین در شرکت های نفتی در ایران به صورت جامع (با در نظر گرفتن همه مدل ها و نظرات مطرح شده در این حوزه) و بومی (با در نظر گرفتن شرایط خاص این شرکت ها در ایران) ارایه شده اند. مهم ترین مولفه های ارزیابی چابکی زنجیره تامین عبارتند از محرک ها، توانایی ها و توانمندسازها و همچنین مهم ترین فرایندهای مورد ارزیابی در زنجیره تامین شرکت های نفتی عبارتند از: تدارکات، توسعه، تولید و اکتشاف و انتقال و تحویل نفت و گاز.
هدف اصلی این پژوهش سنجش درجه توسعه یافتگی شهرستان های استان آذربایجان شرقی بر اساس پاره ای از شاخص های توسعه بمنظور دستیابی به میزان و علل نابرابری های منطقه ای همراه با ارایه راهکارهایی برای کاهش عدم توسعه یافتگی نواحی می باشد. روش تحقیق توصیفی - تحلیلی با استفاده از مدل (HDI) یا شاخص ترکیبی توسعه انسانی است که در آن از 31 شاخص تقلیل یافته به هفت عامل اقتصادی - اجتماعی، جمعیتی، تسهیلات مسکن، بهداشتی - درمانی، اشتغال، زیرساخت های طبیعی - اقتصادی، کشاورزی و عامل تلفیقی متشکل از هفت عامل در سه مقطع زمانی 1365، 1375 و 1385 استفاده شده است.پس از تجزیه تحلیل مدل نتایج بدست آمده بیانگر این است که میان شهرستان های استان به لحاظ برخورداری از شاخص های توسعه تفاوت اساسی وجود دارد و این شهرستان ها قابل رتبه بندی در سه گروه برخوردار، نیمه برخوردار و محروم هستند که با گذشت زمان بر میزان برخورداری آنها افزوده شده است.
اکثر نظریه پردازان و محققان بر اهمیت دو مفهوم رضایت مشتری وکیفیت خدمات توافق دارند و آنها را مفاهیمی بنیادی در مدیریت خدمات می دانند. با نگاهی بر ادبیات کیفیت درمی یابیم که عمده صاحبنظران، کیفیت را حاصل برآورده شدن انتظارات و به عبارت ساده تر رضایت مشتری می دانند. هدف این تحقیق شناسایی بهترین راهکار (استراتژی) افزایش رضایت کاربران سیستم الکترونیک مالیات بر ارزش افزوده می باشد، جهت رسیدن به این هدف از تلفیق روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و برنامه ریزی صفر و یک استفاده شده است. بر اساس نتایج بدست آمده از مدل تلفیقی، راهکار (استراتژی) افزایش هوشمندی نظام خدمات الکترونیک مالیات بر ارزش افزوده به عنوان بهترین راهکار (استراتژی) جهت افزایش رضایت کاربران سیستم الکترونیک مالیات بر ارزش افزوده و به عبارتی افزایش کیفیت خدمات الکترونیک این سیستم، شناسایی و انتخاب گردید.
امروزه دانش به عنوان یک سرمایه و دارایی غیرملموس جایگاه مهمی در سازمان ها پیدا کرده است. به کارگیری هرچه بهتر و موثرتر دانش سازمانی به صورت سازمان دهی شده و مدیریت شده و تلفیق آن در فرهنگ سازمانی، پیشرفتی قابل توجه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سازمان ها ایجاد می کند. اما از سوی دیگر مدیریت دانش ناموفق هم می تواند هزینه هنگفتی را به سازمان تحمیل کند. بنابراین شناخت عوامل موفقیت مدیریت دانش و به کار بردن آنها می تواند راهنمایی برای مدیریت بهتر آن باشد. عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها از زوایای مختلف در تحقیقات گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مورد کاوی های مختلفی در سازمان ها و شرکت ها در جهان برای بررسی این عوامل صورت گرفته است. در این مقاله سعی شده تا با دیدگاهی متفاوت این عوامل در چرخه مدیریت دانش یعنی کسب و تولید دانش، عرضه و به اشتراک گذاری دانش و به کارگیری دانش استخراج شده و چارچوبی برای این عوامل ارائه شود. همچنین اولویت این عوامل در هر مرحله با استفاده از آزمون های مناسب آماری مشخص می شود. بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق، 17 عامل رتبه اول تا هفتم را در بین عوامل اولویت دار در سه مرحله فرایند کسب، عرضه و به کارگیری دانش به خود اختصاص داده اند و از میان آنها، عوامل مشوق های انگیزشی مناسب، حمایت مدیریت ارشد، یادگیری مداوم و فضای آزاد سازمانی بیشترین فراوانی را در هر سه فرایند داشته اند.
این تحقیق به بررسی ارتباط بین تفکر راهبردی و عملکرد به عنوان شاخص موفقیت در شرکت ها و همچنین به تاثیر تعدیل کنندگی متغیر یادگیری سازمانی بر ارتباط بین تفکر راهبردی و عملکرد می پردازد بدین منظور ابتدا مدل جامعی برای تفکر راهبردی مبتنی بر ادبیات موضوع استنتاج و طراحی می گردد و سپس با استفاده از روش تحقیق پیمایشی/تحلیلی در معرض آزمون قرار می گیرد. جامعه آماری تحقیق، شرکت های پذیرفته شده در بورس هستند که در شهر مشهد مستقرند. به دلیل تعداد اندک شرکت هااز سرشماری استفاده شد. پرسشنامه محقق ساخته تفکر راهبردی بین مدیران ارشد و پرسشنامه استاندارد یادگیری سازمانی بین مدیران میانی توزیع شد. داده های ناشی از بازده دارائیها به عنوان عملکرد شرکتها، از صورتهای مالی موجود در بورس استخراج شد. نتایج نشان داد، بین تفکر راهبردی و عملکرد در شرکت های مورد بررسی ارتباط مستقیم وجود دارد اما یادگیری سازمانی رابطه بین تفکر راهبردی و عملکرد را تعدیل نمیکند.
در کشور ایران تاکنون به بررسی تأثیر کنترل های رفتاری بر اثر بخشی کارکنان واحد فروش کمتر توجه شده است. نتایج به دست آمده از این مطالعه اثر مثبت به کارگیری کنترلهای رفتاری بر اثربخشی کارکنان را از دید مدیران اجرایی فروش نشان داد. بر اساس نتایج این تحقیق کنترل رفتاری بر عملکرد رفتاری، عملکرد نتیجهای و اثربخشی کارکنان واحد فروش تأثیر مثبت داشته، و در ضمن عملکرد رفتاری و نتیجهای نیز بر اثربخشی کارکنان واحد فروش تأثیر مثبت دارد. همچنین به وسیله استفاده از فن تحلیل مسیر نوع و میزان این اثرات مشخص شد و با توجه به این نتایج پیشنهادات و راهکارهایی در جهت نوع و میزان کنترل کارکنان از سوی مدیران فروش، به منظور افزایش اثربخشی کارکنان ارائه شد.
در این تحقیق تأثیر استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد صادراتی شرکتهای ایرانی مورد بررسی قرار گرفته است. به این منظور از یک نمونه آماری متشکل از 142 شرکت صادراتی شهر تهران استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که در شرکتهای صادراتی شهر تهران فناوری اطلاعات و ارتباطات بر عملکرد صادراتی تاثیر معنا داری دارد. اما این تاثیر بسته به نوع استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات متفاوت است. استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای جستجوی اطلاعات فقط بر بعد عملکرد در بازارهای بین المللی تأثیر گذار است ولی بر بعد دانش بازار جدید تأثیر گذار نمی باشد. همچنین استفاده ازفناوری اطلاعات و ارتباطات برای فعالیتهای فروش بر هیچ یک از دو بعد عملکرد صادراتی تأثیر گذار نیست و در نهایت بین استفاده از فناوری اطلاعات و ارتباطات برای توسعه ارتباطات و هر دو بعد عملکرد صادراتی یعنی عملکرد در بازارهای بین المللی و دانش بازار جدید ارتباط معناداری وجود دارد. نتایج تحقیق بیانگر این مقوله است که از فناوری اطلاعات و ارتباطات در مرحله نخست به عنوان تسهیل کننده ارتباطات با مشتریان و پس از ایجاد تماس های چهره به چهره از آن به عنوان ابزاری با قابلیت بالا جهت پشتیبانی تعاملات طرفین مورد بهره برداری قرار گیرد.
تعریف روشن از مقصد راهبردی و مأموریت سازمان میتواند تحقق هدفهای واقعبینانه آنرا ممکن میسازد. بیانیه مأموریت سندی است که علت و فلسفه وجودی سازمان را بیان میکند و سازمانهایی که هویت شخصی خود را میدانند نسبت به آنهایی که درک واضح و روشنی از علت وجودی خود ندارند، موفقتر عمل می کنند. هدف اصلی این تحقیق تحلیل محتوا و مقایسه کیفیت بیانیه مأموریت شرکتهای صنعتی و خدماتی برتر ایران، و انتخاب شاخص مناسب برای قضاوت در مورد کیفیت بیانیه مأموریت شرکتهای مورد مطالعه است. برای جمعآوری دادهها، 100 شرکت برتر صنعتی و خدماتی ایران در سال 1387 انتخاب شدهاند که لیست آن توسط وزارت صنایع و معادن اعلام شده است. جهت دستیابی به بیانیة مأموریت آنها به صورت الکترونیکی اقدام شد. روش تحقیق تحلیل محتوا است که در این راستا، 15 عنصر و 12 ویژگی به عنوان شاخصهای مناسب برای تحلیل محتوا و مقایسه کیفیت بیانیه مأموریت در نظر گرفته شده است. نتایج تحقیق نشان داد که، بهتر است در بررسی کیفیت بیانیه مأموریت به جای بررسی عناصر از بررسی ویژگیهای مأموریت استفاده شود و نیز کیفیت بیانیه مأموریت شرکتهای خدماتی بهتر از شرکتهای صنعتی است.
افزایش تمایل شرکتها به اتخاذ راهبردهای تنوع طی چهار دهه گذشته سبب شده است تا شرکتهای بزرگ چند کسب و کاره رشد کنند. ضرورت آگاهی از مسائل مدیریتی در چنین سازمانهایی تحقیقات بسیاری را پیرامون آنها شکل داده است. یکی از نتایج مهم در این تحقیقات، اهمیت اجرای تنوع در ایجاد ارزش برای شرکتها و مدیریت روابط درونی آنها است. یکی از مکانیزمهای پرکاربرد در اجرای راهبردهای تنوع، توسعه درونی از طریق ایجاد واحدهایمستقل جدیدی است که شرکت مادر سهامدار عمده آنها بشمار می آید. هدف اصلی این پژوهش مطالعه مکانیزمهای ایجاد ارزش در توسعه درونی با استفاده از این روش است. زمانی که این روش به عنوان یکی از راهبردهای توسعه در سطح شرکت به کار گرفته شود، انتظار می رود که بتواند برای واحدهای جدید کسب و کار شرکت ، ایجاد ارزش کند. با این توضیح که این بار عوامل ایجاد ارزش از نگاه شرکتهای فرعی و با استفاده از رویکرد رابطه ای مورد مطالعه قرارگرفته و به طور خاص، در صنعت پتروشیمی ایران آزمون شده است.
در این پژوهش تلاش شده است تا موانع پیاده سازی تصمیمات راهبردی در سازمان های بخش خدمات درمانی ایران شناسایی شود. پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر نحوه ی گردآوری داده ها، توصیفی/پیمایشی است؛ لذا با مرور ادبیات موضوع و بهره گیری از نظر خبرگان و کارشناسان، با استفاده از تکنیک دلفی، در نهایت تعداد 16 متغیر به عنوان موانع پیاده سازی تصمیمات راهبردی، شناسایی شدند. در ادامه با استفاده از تجزیه و تحلیل آماری و به کارگیری آزمون علامت، اصلیترین موانع که شامل 14 مورد بودند از میان این 16 مانع اولیه استخراج شدند. سپس اقدام به رتبه بندی این 14 مانع با استفاده از آزمون آماری فریدمن گردید. با مهار این متغیرها، میتوان احتمال شکست در پیاده سازی تصمیمات راهبردی را کاهش داد.