بشر همیشه در پی کشف راز طبیعت و شبیه سازی از طبیعت بوده است.در این باره می توان از اختراع هواپیما تا کاربرد شبکه های عصبی مصنوعی و اکنون استفاده از رفتار مورچگان برای بهینه یابی در حل مسائل یاد کرد. در بهینه یابی، هدف عمده دستیابی به چیدمان خاصی از متغیرها است برای بهینگی تابع هدف. الگوریتم مورچگان از روش های ناپارامتریک مبتنی بر هوش مصنوعی انبوه زیان می باشد که در علوم غیرمالی و مالی کاربرد زیادی یافته است. در کاربردهای مختلف الگوریتم مورچگان، متغیرها و تابع هدف متفاوت است که بطورح مشروحتر به آن پرداخته شده است. در این مقاله بطور خلاصه به ویژگی مورچگان طبیعی، الگوریتم مورچگان و کاربردهای مالی آن پرداخته شده است.
هدف این پژوهش، مطالعه و بررسی مقایسه ای توجه به عوامل اصلی موفقیت در بین مدیران ایرانی شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این پژوهش، کاهش بهای تمام شده و زمان تولید و همچنین افزایش کیفیت و نوآوری به عنوان عوامل اصلی موفقیت لحاظ و برای جمع آوری داده های پژوهش از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. در این راستا، تعداد 91 پرسشنامه دریافتی بررسی و جهت آزمون فرضیه ها از آزمون های ناپارامتریک «من ویتنی» و «کروسکال والیس» با توجه به نرمال نبودن توزیع داده ها استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در سطح اطمینان 90% میزان توجه به کاهش بهای تمام شده، کاهش زمان تولید و عوامل اصلی موفقیت در کل بین مدیران با سنین مختلف، متفاوت است. سایر نتایج حاکی از نبود تفاوت معنی دار بین توجه به عوامل اصلی موفقیت در بین مدیران ایرانی بر حسب جنسیت، سطح تحصیلات و سوابق مدیریتی است.
توسعه نوآوری در مناطق در سال های اخیر و به ویژه برای کشورهای بزرگ و در حال توسعه از اهمیت ویژه ای برخوردار شده است. مفهوم توسعه نوآوری در مناطق دارای گستردگی زیادی است و دیدگاه ها و نظریات مختلفی درباره آن وجود دارد. در این مقاله جهت مشخص تر نمودن جریان های حاکم در توسعه نوآوری در مناطق از روش تحلیل هم رخدادی کلمات استفاده شده است. در این تحقیق، نقشه مفهومی دانش با استفاده از بررسی 300 مقاله منتشر شده در حوزه توسعه نوآوری در مناطق از سال 1990 تا 2012 در پایگاه های اطلاعاتی اسکوپوس و سیج ترسیم شده است. بر این اساس با مرور و مطالعه عمیق دانش موجود در حوزه توسعه منطقه ای نوآوری، خوشه بندی بدست آمده از روش متن کاوی و ترسیم نقشه مفهومی دانش مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. نتایج بدست آمده از تحلیل های کمی در کنار تحلیل های ارائه شده بر اساس مطالعه دانش موجود در این حوزه، دسته بندی مناسب و قابل اعتنایی از جریان های غالب در حوزه توسعه نوآوری در مناطق ارائه نموده است. در نهایت بر اساس نتایج این روش، جریان های غالب در حوزه توسعه نوآوری در مناطق در قالب سه جریان اصلی ارائه شده است. ایجاد چنین دسته بندی به سیاستگذاران در امر شناخت بهتر از جریان های غالب در توسعه نوآوری در مناطق جهت اتخاذ سیاست های ثمربخش تر کمک می نماید. همچنین در محیط های دانشگاهی با توجه به نتایج تحقیق می توان بررسی های بیشتری را بر روی دلالت های سیاستی و ریشه های جریان های مختلف انجام داد.
امروزه کسب و کارها به سوی الکترونیکی شدن می روند ولی در ایران علی رغم رشد چشمگیر جهانی، فروش اینترنتی آمار ناچیزی دارد و افراد تمایل کمی به خرید از خرده فروشی های اینترنتی دارند.لذابایدتلاشی در جهت شناسائی عواملی که بر خرید اینترنتی و فروش اینترنتی تاثیردارندانجام گیرد. هدف از انجام این تحقیق بررسی ت أثیر عوامل انگیزش فردی بر خرید اینترنتی است. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بوده و جامعه آماری را دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی که در سه ماه گذشته حداقل یک بار خرید اینترنتی داشته اند تشکیل داده است. روش نمونه گیری طبقه بندی نسبی و حجم نمونه 374 نفر بوده است. از مدل کو،کیم و لی (2007) در این تحقیق استفاده شده است.و از روش های کولموگروف اسمیرونوف، ضریب همبستگی پیرسون و از تحلیل عاملی تاییدی برای تجزیه و تحلیل داده ها استفاده شده است. نتایج نحقیق برخلاف تحقیقات قبلی از جمله تحقیق کو،کیم و لی(2007) نشان داد که اگرمدیران بتوانند احتمال خرید مکرر رااز طریق ارائه اطلاعات با کیفیت بالا در خریداران خود افزایش دهند ، تمایل آنها برای بازگشت به سایت افزایش خواهد یافت. در این راستا می توان به مدیران فروشگاه های آن لاین پیشنهاد داد که حس لذت جویی از زندگی را در خریداران تقویت کنند و از سویی دیگر به منظور پاسخ گویی به نیاز به برقراری روابط اجتماعی در افراد، امکانات چت و... را فراهم نمایند.
هدف پژوهش پیش رو، بررسی تأثیر ویژگی های دیداری و کارکردی بسته بندی بر خرید محصولات غذایی با نقش تعدیل گری متغیرهای بوم شناختی است. این پژوهش از دید روش، توصیفی/ پیمایشی و از نظر هدف، پژوهشی کاربردی است. داده های پژوهش با کمک پرسش نامه هایی گردآوری شد که در میان مشتریان پنج فروشگاه عمده ی مواد غذاییِ شهر شیراز به تعداد 400 نفر توزیع شد. در سنجش روایی پرسش نامه از روش روایی محتوایی و در سنجش پایایی، از روش آلفای کرونباخ (برای کل پرسش نامه و متغیرهای پژوهش به صورت جداگانه) استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که ویژگی های دیداری و کارکردی بسته بندی، هر دو بر خرید مواد غذایی اثرگذارند، اما تأثیر ویژگی های دیداری بیشتر از ویژگی های کارکردی است. در این میان زیرمؤلفه های ویژگی دیداری، مؤلفه ی اطلاعات روی بسته بندی و در میان زیرمؤلفه های کارکردی، مؤلفه ی دوام بسته بندی، بیشترین اثر را بر خرید مواد غذایی دارند. از سوی دیگر، مشخص شد که ویژگی های بوم شناختی توانسته اند اکثر روابط میان ویژگی های بسته بندی و خرید مواد غذایی را تعدیل کنند.
این پژوهش به دنبال برآورد کارایی شعب و تشخیص عوامل مؤثر بر آن است. داده های مورد بررسی، آمار و ارقام 52 شعبه ی مختلف بانک مورد نظر در بازه ی زمانی (1386-1384) است. برای این کار، در این پژوهش از تابع هزینه ی مرزی با استفاده از روش حداکثر درست نمایی (ML) استفاده شده است. مدل های مورد استفاده در این پژوهش، مدل اول ناکارایی متغیر با زمان بتیس و کوئلی (1992) و مدل دوم ناکارایی اثرهای ساختاری بتیس و کوئلی (1995) است. در برآورد تابع هزینه، حجم تسهیلات اعطایی به بخش خصوصی به عنوان ستاده و (نیروی کار، حجم سپرده های سرمایه گذاری و قرض الحسنه، دارایی های ثابت) به عنوان نهاده در نظر گرفته شده اند. نتایج به دست آمده از مدل اول ناکارایی متغیر با زمان نشان می دهد، میانگین کارایی شعب 1/77 درصد است و شعب مورد نظر اعطای تسهیلات را با حداقل هزینه انجام نداده اند. نتایج پژوهش در مدل دوم اثرهای ساختاری، نشان داده است که میانگین کارایی شعب 2/64 درصد بوده که دلیل اختلاف کارایی بین مدل اول و دوم، تأثیر متغیرهای ساختاری شعب (اندازه ی اقتصادی، نسبت دارایی های ثابت به کل دارایی ها، تحصیلات کارکنان، درجه به کارگیری فناوری) بوده که در مدل دوم وارد شده است.
این پژوهش به بررسی تأثیر تفاوت های جنسیتی بر کیفیت حسابرسی مستقل می پردازد. برای تعیین کیفیت حسابرسی مستقل از سه معیار توانایی حل مسأله، ریسک و استقلال حسابرس استفاده شده است. اطلاعات مورد نیاز از طریق پرسشنامه های توزیع شده بین حسابرسان شاغل عضو جامعه حسابداران رسمی ایران جمع آوری گردید. نتایج آزمون آماری t دو نمونه ای نشان می دهد که اگرچه تفاوت های جنسیتی بر رابطه بین کیفیت حسابرسی و توانایی حل مسأله حسابرس تأثیرگذار است، اما بر رابطه بین کیفیت حسابرسی و ریسک حسابرس و نیز رابطه بین کیفیت حسابرسی و استقلال حسابرس تأثیری ندارد
در این پژوهش، محتوای اطلاعاتی نرخ بازده داخلی مبتنی بر بازیافت وجوه نقد و نرخ بازده داراییها مورد بررسی قرار گرفته است، تا از این طریق، میزان اعتبار و درستی هر یک از این شاخص ها در بازار سرمایه ایران مشخص گردد. به منظور دستیابی به پاسخ این مسأله از دو شاخص نرخ بازده سهام و Qتوبین به عنوان شاخص پایه، استفاده شده است و میزان توضیح دهندگی این دو شاخص پایه، توسط شاخص های نرخ بازده داخلی مبتنی بر بازیافت وجوه نقد و نرخ بازده داراییها و با استفاده از الگو رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفته شد. بر اساس اطلاعات صورت های مالی نمونه ای متشکل از 540 سال - شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1383 تا 1388، نتایج حاکی از آن است که نرخ بازده داخلی مبتنی بر بازیافت وجوه نقد نسبت به نرخ بازده داراییها، دارای محتوای فزاینده و نسبی اطلاعاتی بیشتری است.
زمینه و هدف: هدف این مقاله، ارائه مدلی برای کسب شایستگی های محوری دانشگاه علوم انتظامی با استفاده از دیدگاه مبتنی بر منابع است که از منابع دانشی سرچشمه می گیرد. دانش ارزشمندترین و راهبردی ترین منبع برای سازمان ها می باشد و شایستگی های محوری نیز از اجزای کلیدی دست یابی به برتری سازمانی است. بنابراین شناخت نسبت به چگونگی روابط بین این دو عامل تأثیرگذار بر رشد و برتری سازمانی اهمیت دارد. در پژوهش حاضر قابلیت های مدیریت دانش شامل قابلیت های زیربنایی (منابع فنی، ساختاری، فرهنگی و انسانی) و قابلیت های فرایندی (خلق، تسهیم، کاربرد و ذخیره دانش) و سه نوع شایستگی های انسانی، فناورانه و یکپارچگی مورد بررسی قرار گرفته اند.
روش: رویکرد کلی مورد استفاده در این پژوهش، روش تحقیق آمیخته اکتشافی می باشد. بدین منظور ابتدا داده های کمی جمع آوری و تحلیل های آماری براساس آن ها صورت گرفت. سپس با استفاده از داده های کیفی، نتایج آزمون های آماری اصلاح و تعدیل گشت. همچنین متغیرهای اثرگذار بر فرایندهای مدیریت دانش در کسب شایستگی های سازمانی شناسایی و در مدل تحقیق اضافه شد.
یافته ها: نتایج تحلیل داده های کمی نشان می دهد که قابلیت های مدیریت دانش تاثیر مثبت و معناداری بر کسب شایستگی های محوری دارند. لذا میتوان بیان کرد که ارتقای قابلیت های زیربنایی و فرایندی مدیریت دانش در جامعه مورد نظر موجب کسب انواع شایستگی های محوری میشود. نتایج تحلیل داده های کیفی نیز نشان دهنده این است که فرهنگ سازمانی (به عنوان بستر)، ساختار رسمی، راهبرد دانشگاه و مدیریت عالی بیشترین تاثیر را در تبدیل منابع دانشی به شایستگی های محوری دارند.
نتیجه گیری: در صورتی که منابع مدیریت دانش موجود در دانشگاه علوم انتظامی به قابلیت های مدیریت دانش که از طریق ترکیب بهینه منابع زیربنایی و فرایندهای مدیریت دانش حاصل می آید، تبدیل شوند، می توانند به ایجاد و کسب شایستگی های منجر شوند. این تبدیل بایستی با توجه به سه سطح ساختار و راهبرد (سطوح گروه های آموزشی، دانشکده ها و دانشگاه ها) و همچنین فرهنگ سازمانی انجام شود.
پیشرفت شبکه ارتباط جهانی به شکل گیری نوع جدیدی از خرید تحت عنوان خرید آنلاین منجر شده است. در این راستا، شناسایی عوامل تعیین کننده قصد خرید آنلاین مشتریان و از همه مهمتر تعیین نقش جنسیت به عنوان یک متغیر مستقل و یا تعدیل گر از مهمترین زمینه های تحقیقاتی به شمار می رود که در این تحقیق بدان پرداخته شده است. علاوه بر این، درک نقش واسط اعتماد به تارنما و بررسی تاثیرگذار بودن یا نبودن لذت و خوشی خرید آنلاین بر قصد خرید آنلاین مشتریان نیز باعث متمایز شدن این تحقیق شده است. مدل مفهومی پژوهش که بر اساس نظریه های کنش عقلایی، رفتار برنامه ریزی شده و نظریه خودمختاری ارائه شده است، بر اساس داده های 162 مشتری شرکت مسافربری رویال سفر ایرانیان بررسی شد. نتایج نشان می دهد که کیفیت درک شده از تارنمای شرکت، از طریق اعتماد به تارنما، قصد خرید-آنلاین را تحت تاثیر قرار می دهد. ضمن آنکه تاثیر نگرش مشتریان نسبت به خرید اینترنتی بر قصد خرید آنلاین آنها نیز مورد تأیید قرار گرفت. نتایج همچنین نشان می دهد که جنسیت مشتریان و لذت و خوشی ناشی از تعامل با تارنما، بر قصد خرید آنلاین آنها اثرگذار نبوده است. نتایج این پژوهش، مدیریت این شرکت را در راستای ارتقا و بهبود خدمات اینترنتی به مشتریان کمک خواهد نمود.
با توجه به این که در دوره های زمانی مختلف، با وجود اوضاع متفاوت بازار و شرایط مختلف اقتصادی کشورها، سهام رشدی و ارزشی بازده های متفاوتی داشته است، یکی از توصیه ها برای ب ه دست آوردن بازده مطلوب، متنوع سازی است. همان طور که در زمان انتخاب یک پرتفوی مناسب، استفاده از اوراق قرضه و دیگر اوراق بهادار می تواند ریسک پرتفوی را کاهش دهد و بین ریسک بالقوه و پاداش سرمایه گذاری، توازن برقرار نماید، انتخاب پرتفوی مناسبی از سهام، مستلزم استفاده از روش های متفاوت سرمایه گذاری است و هر دو نوع سهام ارزشی و رشدی باید در پرتفوی قرار گیرد تا علاوه بر کاهش ریسک، نتایج بهتری نصیب سرمایه گذار شود . علی رغم اهمیت بسیار سهام ارزشی و رشدی، تاکنون طبقه بندی مشخصی از شرکت های رشدی، ارزشی و ترکیبی ارائه نشده است. این مقاله سعی دارد با استفاده از داده های صورت های مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1384 تا 1388 و با استفاده از روش خوشه بندی فازی C-Means ( FCM ) به بخش بندی سهام این شرکت ها بپردازد. نتایج این بررسی نشان می دهد که بخش اعظم این شرکت ها در سبد سهام ترکیبی قرار می گیرند، لیکن گرایش آنها به سبد سهام رشدی است.
بازاریابی و به طور اخص، بازارگرایی به عنوان یک عامل اصلی درعملکرد کسب و کار شناخته می شود. به طوریکه مهارت اندک بازاریابی در کسب وکارهای کوچک اغلب منجر به سطوح پائین تر عملکرد و ریسک های بالاتر شکست می شود. برخورداری از سرمایه اجتماعی قوی در این گونه شرکت ها، منجر به دسترسی سریع و با زمانبندی مناسب به مجموعه متنوعی از اطلاعات رقابتی می شود. و از اینرو که اطلاعات دریافتی از افراد مورد اطمینان، عموما دقیق، مرتبط و قابل اتکا هستند؛ یکی از مولفه های کلیدی فرصت های کارآفرینی به شمار می آید. نوآوری پژوهش در بررسی توامان سرمایه اجتماعی و بازاریابی کارآفرینانه با استفاده از روش شناسی نگاشت مفهومی به مثابه ترکیبی از روش های استقرایی و قیاسی است. در فرآیند اجرای پژوهش روش نمونه گیری هدفمند ملاکی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته عمیق از 10 نفر از خبرگان موضوع تا مرحله اشباع استفاده شد. نتایج مطالعه گویای جایگاه برجسته و نمایان سرمایه اجتماعی و ابعاد آن در فعالیت های بازاریابی کارآفرینانه است. به طوریکه سرمایه اجتماعی بر عناصر هفت گانه بازاریابی کارآفرینانه (شامل نوآوری، غیر رسمی، فرصت گرایی، تجربه، سفارشی سازی، انعطاف پذیری و شبکه سازی) نگاشته می شود. این نقش آفرینی در عناصر نوآوری و غیر رسمی نمایان تر است.
اقتصاد جهانی با بدترین بحران مالی روبه رو شده است. این بحران مالی از وام های رهنی خانه های مسکونی شروع و هیچ صنعتی را از تبعات خود بی بهره نگذاشته است. صنایع تولیدی، بانک ها، گردشگری و توریسم و حتی صنعت بیمه متأثر از این بحران مالی شده اند. صنعت بیمه به عنوان استخوان بندی هر اقتصادی محسوب می شود. اهمیت استراتژیک آن به حدی است که غیرقابل سنجش است. بحران مالی اخیر، بزرگترین شرکت بیمه جهان یعنی AIG (گروه بین المللی امریکا) را تقریباً در شرف ورشکستگی قرار داده است. دولت آمریکا موظف به نجات AIG بزرگترین بیمه گر امریکا از این بحران شد. این مقاله در تلاش برای مطالعه بحران مالی پیش روی صنعت بیمه است. این مقاله مطالعه موردی AIG، تأثیرات آن بر صنعت بیمه و اقدامات آتی و پیش احتیاط های مورد نیاز برای صنعت را تشریح می کند.
هدف این مطالعه بررسی تاثیر ساختار مالکیت (تمرکز و ترکیب) بر ارزش شرکت ها است. نمونه آماری پژوهش شامل 69 شرکت طی سال های 1384-1388 بوده است. روش آماری مورد استفاده، «داده های پنلی» است. برای آزمون رابطه بین ساختار مالکیت و ارزش شرکت از رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. یافته های پژوهش حاکی از عدم وجود رابطه معنادار بین تمرکز مالکیت سهامدار اصلی، متغیر لگاریتمی سهامدار اصلی و شاخص هرفیندال با ارزش شرکت ها است. از سوی دیگر بین تمرکز مالکیت پنج سهامدار اصلی و متغیر لگاریتمی آن با ارزش شرکت-ها رابطه معنادار وجود دارد. نتایج آزمون اثرات نوع مالکیت نشان می دهد که بین ارزش شرکت ها با مالکیت انفرادی و نهادی رابطه مستقیم و معنادار و با مالکیت دولتی منفی و غیرمعنادار وجود دارد.