ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۴۱ تا ۲٬۰۶۰ مورد از کل ۵۹٬۰۳۳ مورد.
۲۰۴۱.

ارزیابی و اولویت بندی مؤلفه های توسعه کارآفرینی شهری (پژوهش موردی: کلان شهر اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۰
مقدمه توسعه کارآفرینی شهری با زمینه سازی شرایط مساعد اقتصادی همچون اشتغال و خودکفایی مالی شهروندان دارای آثار مثبتی بر اجتماع و فرهنگ شهروندی نیز است و عدم ترویج آن به افزایش مشکلات اقتصادی و آسیب های اجتماعی همچون بیکاری فقر و بزهکاری منجر می شود که دارای اثرات مخرب اجتماعی و فرهنگی در بین شهروندان است. ازجمله دلایل توجه به توسعه کارآفرینی می توان به قدرت آن در ایجاد کسب وکارهای جدید با ارزش افزوده بالا توسعه کسب وکارهای موجود رشد اقتصادی و رفاه اجتماعی کاهش نرخ بیکاری و در نهایت، افزایش سرانه تولید و برقراری عدالت اجتماعی اشاره کرد؛ بنابراین، برای تدوین راهبردها و سیاست های مؤثر، شناسایی عوامل تأثیرگذار بر کارآفرینی و تحلیل تعاملات میان آن ها امری ضروری است. اصفهان، به عنوان یکی از کلان شهرهای مهم ایران، از جایگاه ویژه ای در حوزه های اقتصادی، تاریخی و فرهنگی برخوردار است. این شهر با داشتن پتانسیل های قابل توجه در زمینه های صنعتی، گردشگری و فناوری، می تواند به یکی از کانون های اصلی توسعه کارآفرینی در کشور تبدیل شود. با وجود این، علی رغم ظرفیت های موجود، توسعه کارآفرینی در شهر اصفهان با موانع و چالش های متعددی مواجه است که شناسایی و رفع آن ها برای تحقق رشد پایدار اقتصادی و اجتماعی ضروری است. در این رابطه برخی از عمده ترین چالش های توسعه کارآفرینی شهری عبارت اند از: کمبود زیرساخت های مناسب کارآفرینی (اعم از فیزیکی و دیجیتال)، محدودیت دسترسی به منابع مالی و سرمایه گذاری، به ویژه برای استارتاپ ها و کسب وکارهای نوپا، ضعف نظام آموزشی و مهارت آموزی کارآفرینی که به عدم آمادگی نیروی انسانی برای فعالیت های نوآورانه منجر می شود، کمبود حمایت های نهادی از سوی سازمان های دولتی و بخش خصوصی، چالش های اقتصادی کلان نظیر تورم، نوسانات بازار و عدم ثبات شرایط کسب وکار، ضعف در بازاریابی و جذب سرمایه گذاری خارجی، کم رغبتی یا عدم آگاهی شهروندان نسبت به فرایندهای کارآفرینی و مزایای مشارکت در آن و نبود سازوکارهای مؤثر برای تشویق و توسعه کسب وکارهای پایدار شهری. این چالش ها نه تنها مانع رشد کارآفرینی در کلان شهر اصفهان می شوند، بلکه فرصت های اشتغال زایی و توسعه اقتصادی را نیز تحت تأثیر قرار می دهند؛ بنابراین، بررسی علمی این موانع و ارائه راهکارهای عملیاتی برای رفع آن ها می تواند نقش تعیین کننده ای در تقویت اکوسیستم کارآفرینی شهر اصفهان ایفا کند. ضروری است که در راستای توسعه و تعمیق کارآفرینی شهری، به شناسایی و تحلیل وضعیت عوامل کلیدی مؤثر بر استقرار موفق آن تمرکز شود. توسعه کارآفرینی شهری اصفهان نیازمند یک رویکرد جامع و چندجانبه است که تمامی مؤلفه های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و نهادی را در بر گیرد. پژوهش حاضر با تمرکز تحلیل وضعیت مؤلفه های توسعه کارآفرینی شهریِ کلان شهر اصفهان در صدد است تا با شناسایی چالش ها و فرصت های موجود کارآفرینی در ساختار شهری، زمینه ساز ارتقای جایگاه کارآفرینی در ساختار اقتصاد شهری شود. به بیان دیگر، پژوهش حاضر در پی پاسخ به سؤال های زیر است: 1. وضعیت مؤلفه ها و شاخص های توسعه کارآفرینی شهری در کلان شهر اصفهان چگونه است؟ 2. اثرگذارترین مؤلفه ها و شاخص های توسعه کارآفرینی کلان شهر اصفهان کدام اند؟ مواد و روش ها پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از لحاظ ماهیت و روش، توصیفی تحلیلی است. جامعه آماری پژوهش شامل 45 نفر از خبرگان دانشگاهی، کارشناسان و مدیران نهادی سازمانی بوده است که بر اساس دانش و تجربه کافی در حوزه اهداف و قلمروی مطالعه انتخاب شدند. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت تا اطمینان حاصل شود که مشارکت کنندگان از تخصص و آگاهی لازم در زمینه موضوع پژوهش برخوردار هستند. برای تجزیه وتحلیل داده ها، از نرم افزار SPSS استفاده شد و آزمون های آماری تی تست و فریدمن به کار گرفته شدند. در این تحقیق، روش گردآوری اطلاعات به دو شیوه کتابخانه ای و میدانی انجام شد. در بخش کتابخانه ای، با مراجعه به منابع معتبر و فیش برداری از مطالب مرتبط، مبانی نظری و پیشینه پژوهش گردآوری شد. در بخش میدانی نیز با طراحی و توزیع پرسشنامه، داده های مورد نیاز از جامعه نمونه جمع آوری شد. این ترکیب روش ها امکان دستیابی به اطلاعات جامع و دقیق را فراهم کرد و به تحلیل بهتر یافته های پژوهش کمک کرد. در این بخش از پرسشنامه محقق ساخته در زمینه توسعه کارآفرینی شهری با 45 سؤال و در شش مؤلفه (حکمروایی خوب شهری با 4 گویه، عوامل سیاسی و قانونی با 3 گویه، عوامل اجتماعی شهر با 23 گویه، عوامل اقتصادی شهر با 6 گویه، عوامل محیطی شهر با 6 گویه و عوامل فرهنگی شهر با 3 گویه) که مبتنی بر بررسی مبانی نظری، پیشینه پژوهش و نظرات کارشناسان بود استفاده شد و بین حجم نمونه توزیع شد.  یافته ها برای ارزیابی وضعیت مؤلفه ها و شاخص های تحقیق، نتایج آزمون تی تک نمونه ای نشان داد سطح معناداری کلیه گویه ها کمتر از 0/05 بوده و بنابراین کلیه گویه ها در توسعه کارآفرینی شهری در شهر اصفهان به نحوی نقش داشته اند و دارای اهمیت هستند و فقط در میزان تأثیرگذاری با یکدیگر متفاوت اند. همچنین، یافته ها حاکی از آن بود که در مؤلفه حکمروایی خوب شهری، شاخص مدیریت کارآمد شهری؛ در مؤلفه عوامل سیاسی و قانونی، شاخص نظارت بر شهر؛ در مؤلفه عوامل اجتماعی شهر، شاخص های نوآوری شهری، ظرفیت شهری، شهر پیشرو، شهر ریسک پذیر؛ در مؤلفه عوامل اقتصادی شهر، شاخص سرمایه گذاری شهری؛ مؤلفه عوامل محیطی شهر شاخص کیفیت مداری شهری و در مؤلفه عوامل فرهنگی شهر، عوامل فردی شهر، برای توسعه کارآفرینی شهری کلان شهر اصفهان، وضعیت مناسبی نسبت به سایر شاخص های کارآفرینی شهری ندارند. بررسی وضعیت کلیِ مؤلفه ها نیز نشان داد توسعه کارآفرینی شهری در ساختار توسعه کلان شهر اصفهان در سطح متوسطی قرار دارد. این نتیجه بیانگر آن است که اگرچه زیرساخت ها و ظرفیت های لازم برای رشد کارآفرینی در این منطقه وجود دارد، اما هنوز تا رسیدن به سطح مطلوب و رقابت پذیری در مقیاس ملی و بین المللی فاصله قابل توجهی مشاهده می شود. به ویژه، عواملی همچون دسترسی به منابع مالی، سیاست های حمایتی دولت، آموزش های تخصصی و شبکه سازی کارآفرینانه به تقویت و بهبود نیاز دارند. نتایج اولویت بندی مؤلفه ها و شاخص های توسعه کارآفرینی شهری بر اساس آزمون فریدمن نشان داد شاخص های «انگیزش شهری، هم افزایی شهری، آینده نگاری شهری، فناوری شهری، شهر چابک، سیاست شهری، رشد و بازدهی شهر، آگاهی شهری، بستر شهری و بازاریابی شهری» مهم ترین عوامل در توسعه کارآفرینی شهری در شهر اصفهان هستند. همچنین، نتایج رتبه بندی مؤلفه های نهایی نشان داد حکمروایی خوب شهری در اولویت اولِ توسعه کارآفرینی شهری کلان شهر اصفهان قرار دارد و پس از آن عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی، عوامل فرهنگی، عوامل سیاسی و قانونی و عوامل محیطی قرار دارند.  نتیجه گیری توسعه کارآفرینی شهری به عنوان یک فرایند پویا و چندبعدی، نقش کلیدی در تحقق رشد اقتصادی، پویایی اجتماعی و تعالی فرهنگی شهرها ایفا می کند. این مطالعه نشان می دهد شهرها با ایجاد بسترهای نهادی، مالی و اجتماعی مناسب می توانند به عنوان کاتالیزوری برای فعالیت های نوآورانه و راه اندازی کسب وکارهای جدید عمل کنند و از این طریق، پاسخ گوی چالش های پیچیده ای همچون بیکاری، نابرابری های اجتماعی و تغییرات محیطی باشند. در این راستا، ساختار کلان شهری اصفهان به وضوح بیانگر آن است که دستیابی به توسعه کارآفرینی پایدار و همه جانبه مستلزم هماهنگی و تعامل نظام مند میان مؤلفه های گوناگون است. در این میان، حکمروایی و مدیریت شهری کارآمد به عنوان سنگ بنای اصلی توسعه کارآفرینی شهری شناخته می شود. نهادهای شهری با تدوین سیاست های هوشمند، تقویت چارچوب های قانونی و تسهیل فرایندهای اداری می توانند بستری امن و پویا برای رشد کسب وکارها فراهم کنند. علاوه بر این، جذب سرمایه گذاری های مالی و مشارکت بخش خصوصی از دیگر ارکان ضروری این فرایند محسوب می شود، چراکه توسعه کارآفرینی بدون حمایت های اقتصادی و زیرساخت های مالی پایدار با چالش های جدی مواجه خواهد شد. از سوی دیگر، توانمندسازی اجتماعی از طریق آموزش، ارتقای مهارت های تخصصی و بهره گیری از ظرفیت های جامعه محلی، به کارآفرینی شهری عمق و پایداری می بخشد. همچنین، فرهنگ شهری به ویژه در بستری تاریخی و غنی مانند اصفهان، می تواند به عنوان عاملی پیشران در جهت تقویت هویت کارآفرینانه و نوآوری عمل کند. در نهایت، تلفیق این عوامل در قالب یک الگوی یکپارچه سیاستی که در آن همکاری میان نهادهای دولتی، بخش خصوصی و جامعه مدنی به صورت نظام مند تعریف شده باشد، می تواند زمینه را برای توسعه کارآفرینی شهری پایدار و همه جانبه فراهم کند. به این ترتیب، مطالعه حاضر بر این نکته تأکید دارد که موفقیت در توسعه کارآفرینی شهری مستلزم نگاهی جامع نگر است که در آن تمامی ابعاد مدیریتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در تعامل با یکدیگر قرار گیرند. تنها در این صورت است که شهرها می توانند به عنوان کانون های پویای کارآفرینی، سهم مؤثری در تحقق توسعه پایدار ایفا کنند.
۲۰۴۲.

مکان های سوم بستری برای اجتماع پذیری شهری؛ شناسایی مکان های سوم کوی گلستان (سبزوار) در راستای کاهش جدایی گزینی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۵۲
مقدمه در حالی که فضاهای اجتماع پذیر در مناطق محروم و کم توسعه شهری نقش مهمی در تقویت انسجام اجتماعی، افزایش احساس امنیت و حس امنیت ادراک شده، دریافت حمایت محلی، اعتماد اجتماعی و افزایش مشارکت ایفا می کنند، مزایای متعددی برای مکان های سوم به عنوان نوعی از فضاهای عمومی اجتماع پذیر شهری که مردم برای تعامل، زندگی عادی و گردهمایی های اجتماعی غیررسمی انتخاب می کنند، ذکر شده است. مکان های سوم، به عنوان فضاهایی میان خانه (مکان اول) و محل کار (مکان دوم)، قلمروی اجتماعی برای معنابخشی به زندگی غیررسمی، ترمیم زندگی رسمی و خانوادگی، و تسهیل روابط اجتماعی دوستانه را تشکیل می دهند. مکان های سوم افراد را به شبکه های سرمایه اجتماعی، حمایت، منابع و اطلاعات متصل می کنند و از طریق ایجاد فرصت های اقتصادی، ارتباطات حرفه ای و کسب حمایت برای کاربرانشان عمل می کنند. آن ها نه تنها به عنوان مکان هایی برای تأمین نیازهای فیزیکی مردم عمل می کنند، بلکه به عنوان فضاهایی برای تأمین نیازهای روانی و عاطفی آن ها مانند دریافت همبستگی و حمایت عاطفی، دوستی تجاری و وفاداری، تسهیل زندگی شهری برای زندگی عمومی و غیررسمی دوستان، همسایگان و غریبه ها خدمت می کنند. کوی گلستان، به عنوان سکونتگاه قومیتی در مرکز تاریخی و تجاری شهر سبزوار، از جدایی گزینی شدید رنج می برد و برای چندین سال ساکنان آن به دنبال راهی برای خروج از بن بست اقتصادی و اجتماعی ناشی از جدایی گزینی فضایی اجتماعی، و ادغام جدی در جامعه شهری هستند. این محله با مساحت 6/7 هکتار و جمعیت 765 نفر با مشکلات متعدد اجتماعی، اقتصادی، فیزیکی و کارکردی مواجه است. تعاملات اجتماعی و مبادلات اقتصادی بین ساکنان محله و سایر شهروندان سبزوار در پایین ترین سطح قرار دارد. از طرفی دیگر، عدم پذیرندگی فضایی فیزیکی و کارکردی محله، همراه با فقدان هرگونه تعامل اجتماعی همراه با پیش فرض های ذهنی و دیدگاه های قالبی محله و ساکنانش توسط جامعه شهری، ایجاد و تطبیق فضاهای موجود و ممکن که تعاملات اجتماعی بین ساکنان محله و جامعه شهری را تقویت کند، ضروری می سازد. مواد و روش ها این پژوهش با استفاده از رویکرد کیفی با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. در این رابطه، برای شناسایی مکان های سوم در کوی گلستان، چارچوب مفهومی نظریه مکان سوم و نظریه قرارگاه رفتاری به کار گرفته شده است. مطالعه قرارگاه های رفتاری مکان های سوم در دو بُعد مکان (قرارگاه رفتاری) شامل ویژگی های فضایی فیزیکی و کارکردی، و رفتارهای جاری در فضا با استفاده از روش نقشه برداری رفتاری انجام پذیرفته است. گردآوری داده ها در چندین مرحله انجام گرفته است. ابتدا، با در نظر گیری شرایط انزوا و جدایی گزینی کوی گلستان، پژوهشگران پس از ارائه توضیحات به معتمدان محلی و بازدیدهای متعدد از محله، سعی کردند از طریق گفت وگوهای دوستانه اعتماد و پذیرش لازم را کسب کنند و در عین حال، با شرایط کلی محله آشنا شوند. سپس برای شناسایی مکان های سوم یادشده، مبتنی بر چارچوب مفهومی، طرح پژوهش، و ویژگی های فضایی و اجتماعی مطرح شده برای مکان های سوم در ادبیات پژوهش و بر اساس مشاهدات غیرمشارکتی انجام شد و در مرحله بعد نیز در بررسی ویژگی های فضایی کالبدی، کارکردی، و اجتماعی مکان های سوم شناسایی شده مبتنی بر طرح پژوهش به کمک مشاهدات، ثبت تصاویر، و تهیه نقشه برداری های رفتاری اقدام شده است. به این منظور پس از حضور چندین باره در کوی، شناسایی فعالیت های اصلی در جریان در فضا، با توجه به مشاهدات روزانه، تصاویر ثبت شده، و نُت برداری های شماتیک و اختصاص آیکون به هریک از فعالیت های جاری در فضا و همچنین نمایش موقعیت وقوع هر یک از فعالیت ها روی نقشه، طی سه روز در دو نوبت صبح و عصر و هربار به مدت نیم ساعت روی هر مکان سوم مورد هم پوشانی قرار گرفت. علاوه بر این، برای دستیابی به تجربیات زیسته ساکنان، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با افرادی که به صورت تصادفی از حاضران ثابت در مکان های مختلف محله انتخاب شده بودند، انجام شد. درخور یادآوری است فرایند نقشه برداری رفتاری شامل شناسایی فعالیت های اصلی در فضا، مشاهدات روزانه، تصاویر ثبت شده و یادداشت برداری شماتیک با تخصیص نماد به هر فعالیت جاری در فضا، و همچنین نمایش موقعیت وقوع هر فعالیت روی نقشه ها بود. همچنین باید توجه داشت که رفتارهای خرید، با توجه به وقوع غیرمکرر آن ها، شامل هر رفتار تعاملی مربوط به خرید مانند سلام کردن، پرسش درباره محصولات، چانه زنی و پرداخت (چه منجر به خرید شود یا نه) می شد، در حالی که رفتارهای غیرتعاملی مانند نگاه کردن به کالاها به دلیل ماهیت غیراجتماعی آن ها ثبت نشد. یافته ها بر اساس یافته های این پژوهش و مطابق با ویژگی های فضایی فیزیکی، کارکردی و اجتماعی پیشنهادشده برای مکان های سوم، پنج مکان واجد شرایط و منطبق با ویژگی های مکان سوم در کوی گلستان شناسایی شد. همه این مکان ها در نیمه بالایی کوی گلستان، نزدیک به فضاهای تجاری محله یا در درون بافت مسکونی محله واقع شده اند. هیچ مکان سومی در نیمه پایینی محله که فضاهای باز و جمعی کمتری وجود دارد، شناسایی نشد. از نظر موقعیت فضایی، این مکان ها عمدتاً در نقاطی واقع شده اند که نسبت به گذرگاه های اطرافشان دارای گشودگی فضایی هستند. فضاهای مجاور مناطق باز، تقاطع چندین گذرگاه، یا عقب نشینی در امتداد گذرگاه به دلیل گشودگی فضایی، امکان حضور افراد بیشتری را در این مکان ها فراهم کرده و زمینه تشکیل مکان های سوم محله را فراهم کرده اند. فعالیت غالب در این مکان ها گفت وگو است که ایستاده یا نشسته رو به میدان یا گذرگاه مجاور صورت می گیرد. همچنین، نتایج مصاحبه ها نشان می دهد انتخاب مکان برای تعاملات اجتماعی توسط ساکنان کوی گلستان به مجموعه ای از عوامل فیزیکی و اجتماعی بستگی دارد. مصاحبه شوندگان به طور خاص ویژگی هایی مانند سایه مناسب، فضای باز مطلوب، پله ها برای نشستن، نزدیکی به خانه و پوشش گیاهی مطلوب را ذکر کردند. تحلیل این یافته ها، علاوه بر انطباق این ویژگی ها با معیارهای پیشنهادشده برای نظریه مکان سوم، نشان می دهد فضاهای مورد استفاده ساکنان محله، محیط های خنثی هستند که افراد به راحتی می توانند در آن ها حضور داشته باشند و گفت وگو فعالیت اصلی آن ها است. از طرفی، در میان مکان های سوم شناسایی شده، دو مکان (شماره های 1 و 2) در امتداد گذر گلستان واقع شده اند که علاوه بر تعاملات اجتماعی معمول در میان ساکنان، فعالیت های تجاری نیز در آن ها انجام می شود. بخشی از این تعاملات اقتصادی بین ساکنان محله و شهروندانی که برای خرید وارد گذر تجاری اصلی محله می شوند، رخ می دهد. در مقابل، سه مکان سوم دیگر (شماره های 3، 4 و 5) که در مناطق درونی محله و دور از فضاهای تجاری و کارگاهی واقع شده اند، تنها شاهد حضور ساکنان محله در گردهمایی ها و فعالیت های مشترک مانند تقسیم کارهای خانگی، مراقبت از کودکان، خوردن غذا و کشیدن قلیان هستند. این مطالعه نشان می دهد فضای باز مناسب و وجود پله ها برای نشستن عوامل مهمی در تشکیل مکان های سوم در محله هستند. از طرف دیگر، در شرایط محدودیت فضای سبز در محله و آب وهوای نیمه خشک شهر سبزوار، سایه اندازی و پوشش گیاهی نسبتاً مطلوب برخی مکان های سوم از دیگر موارد مهم گزارش شده در مصاحبه ها توسط ساکنان بود. نتیجه گیری یافته های این پژوهش نشان می دهد پنج مکان سوم در کوی گلستان قابل شناسایی است که می تواند نقش مهمی در کاهش جدایی گزینی در این منطقه ایفا کند. مکان های سوم تجاری شناسایی شده (شماره های 1 و 2)، با ظرفیت های اجتماع پذیری و ایجاد پذیرش اجتماعی در میان ساکنان محله و شهروندان، می توانند زمینه مناسبی برای کاهش جدایی گزینی و ادغام فضای عمومی محله در عرصه عمومی گسترده تر بافت تاریخی و تجاری سبزوار فراهم کنند. مناسب سازی این مکان های سوم تجاری در برنامه های آتی می تواند تأثیر بسزایی بر ارتقای اجتماع پذیری و کاهش مشکلات جدایی گزینی محله داشته باشد. علاوه بر این، پرداختن به سه مکان سوم دیگر به دلیل اثرات آن ها بر سرمایه اجتماعی، سلامت روانی و اجتماعی، تاب آوری و توانمندسازی ساکنان بسیار مهم است. در این رابطه، بر اساس نظریه تماس، تماس روزانه بین فردی بین گروه های مختلف به طور بالقوه زمینه کاهش دیدگاه های قالبی، تعصب و ایجاد نگرش های مثبت نسبت به گروه های دیگر را فراهم می کند. بنابراین، بهبود دسترسی، امنیت و ایمنی این فضاها، همراه با امکان برآوردن نیازهای مختلف کاربران، به ویژه فراهم کردن سرپناه، مکث و فضاهای نشستن از طریق طراحی های ساده و بی تکلف ولی مناسب، می تواند نقش مهمی در فراهم کردن زمینه حضور و تعاملات تجاری گروه های اجتماعی مختلف ایفا کند. این مطالعه پیشنهاد می کند که ارتقای مکان های سوم تجاری شناسایی شده می تواند به طور قابل توجهی اجتماع پذیری را بهبود بخشد و مسائل جدایی گزینی در محله را کاهش دهد. پژوهش حاضر نشان می دهد این فضاها، به ویژه آن هایی که مجاور مسیر اصلی تجاری کوی واقع شده اند، پتانسیل پذیرش تعاملات اقتصادی و اجتماعی بین ساکنان و شهروندان میزبان را دارند و به این ترتیب به ادغام جامعه حاشیه نشین در جامعه شهری گسترده تر کمک می کنند. بنابراین مناسب سازی مکان های سوم شناسایی شده کوی از طریق ویژگی های مطرح شده در نظریه مکان سوم شامل رسیدگی به کیفیت ظاهری محیط، مناسب سازی فضا به منظور امکان حضور اقشار مختلف، ایجاد فضاهای مناسب برای توقف و نشستن در مکان، تأمین روشنایی در شب، بهبود کیفیت فضای سبز، و استقرار تجهیزات پشتیبان و ارتقادهنده حضورپذیری فضا همچون اختصاص میان افزاهایی همچون فضاهای خدماتی و تجاری محلی همچون نانوایی، قصابی، آرایشگاه، و غیره، در کنار استفاده از تجهیزات ورزشی، بازی کودکان، و آبخوری و سایبان می تواند نقش بسزایی در تقویت جایگاه مکان های سوم یادشده در زندگی اجتماعی محله داشته باشد.
۲۰۴۳.

طراحی مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۳ تعداد دانلود : ۱۹۳
هدف: اقناع یکی از ویژگی های مهم رشد و توسعه سازمان هاست و همواره، به عنوان ویژگی مهم سازمان های مؤثر در نظر گرفته می شود. اقناع فعالیتی است که اقناعگر می کوشد تا متقاعدشونده را ترغیب کند تا عملی را انجام دهد یا اطلاعات معینی را باور کند. از طرف دیگر، خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های جدید مدیران و کارکنان سازمانی، اهمیت ویژه ای دارد و در سازمان از جایگاه والایی برخوردار است؛ از این رو سازمان هایی موفق هستند که بتوانند در دنیای پُررقابت کنونی، ادامه حیات بدهند و به طور دائم افکار و اندیشه های جدید را در سازمان به کار ببرند. اقناع در صنایع خلاق را می توان، میزان اطمینان کارکنان به توانایی خود در متقاعدکردن دیگران برای پذیرش و فراگرفتن ایده های جدید خود (یا دیگران) دانست. با توجه به رشد روز افزون فناوری و همچنین پیشرفت در فضای دیجیتال، صنایع خلاق رسانه ای، یکی از صنایع بزرگ و مؤثر در جهان شناخته می شوند. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای با توجه ویژه به اتاق خبر انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نظر نحوه گردآوری داده ها، در گروه پژوهش های کیفی تحلیل مضمون طبقه بندی می شود. در این پژوهش با شناسایی جنبه های متعدد پدیده مدنظر، امکان تدوین مدل مفهومی فراهم شده است؛ بنابراین ابتدا با روش مرور ادبیات، به شناسایی و استخراج مؤلفه های موجود مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای، از میان منابع و مطالعات و اسناد موجود پرداخته شد؛ سپس با خبرگان تجربی یا دانشگاهی مصاحبه انجام شد. جامعه آماری پژوهش برای انجام مصاحبه ها، خبرگان و صاحب نظران آشنا به حیطه رسانه، اقناع، صنایع خلاق رسانه ای و اتاق خبر بودند. در این پژوهش ضمن هدفمند بودن روش نمونه گیری، از روش قضاوتی نیز بهره گرفته شد. جمع آوری اطلاعات تا زمان به اشباع رسیدن داده ها ادامه پیدا کرد و بعد از انجام ۱۴ مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. نتایج به کمک نرم افزار مکس کیودا (۲۰۱۸) تحلیل شد. روایی و پایایی بر اساس معیارهای قابلیت اعتبار یا باورپذیری، بررسی توسط اعضا (مصاحبه شوندگان)، سه سویه سازی منابع داده ها، تحلیل موارد منفی و قابلیت انتقال پذیری صورت گرفت. یافته ها: در این پژوهش هفت مقوله فراگیر و ۶۹ مضمون سازمان دهنده شناسایی و استخراج شد. مقوله های فراگیر عبارت اند از: خصوصیت ها و ویژگی های روان شناختی رسانه، مهارت های اجتماعی و ارتباطی رسانه، نحوه نگرش کارکنان رسانه، میزان انگیزش کارکنان رسانه، دانش و مهارت های اقناعی رسانه، ساختار محیط داخلی کار رسانه، محیط بیرونی سازمان رسانه. نتیجه گیری: مؤلفه های مؤثر در بروز اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای را می توان در سطح فردی، سازمانی و همچنین برون سازمانی همانند مخاطبان/ مشتریان طبقه بندی کرد. در این راستا می توان گفت این افراد هستند که با ایجاد اشتراک میان ویژگی های فردی و شخصیتی خود، خصوصیت های سازمانی و همچنین دیدگاه ها و ویژگی های مخاطب/ مشتری خود و سطح مشخصی از اقناع را از خود بروز می دهند.
۲۰۴۴.

مدل پویایی توانمندی های میان داری شرکت های بزرگ در گذر به بانکداری باز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۷۵
هدف: به منظور مدیریت و هدایت شبکه های بین سازمانی، جایگاه میان دار در شبکه های نوآوری ضروری است و شرکت کانونی که معمولاً در شبکه این نقش را ایفا می کند، به احصا و ارتقای توانمندی های میان داری خود نیاز دارد. همچنین به منظور تثبیت دیدگاه راهبردی و بلندمدت به توانمندی های میان داری، باید در دو سطح ایستا (در مراحل راه اندازی و عملیات روزمره شبکه) و پویا (در زمان بروز تغییر اساسی در متغیرهای اصلی شبکه) از سوی بنگاه کانونی توجه شود. هدف این پژوهش ارائه مدلی برای تبیین پویایی توانمندی های میان داری شرکت های بزرگ مالی و بانک ها در گذار به بانکداری باز است. بر این اساس، این پژوهش با تمرکز روی تغییرات توانمندی های میان دار شبکه در مواجهه با پارادایم بانکداری باز، ضمن معرفی توانمندی های نوظهور در فضای جدید، ابعاد مختلف را برای نقش های میان داری در این سیر تحولی بررسی می کند.روش: این پژوهش بر اساس مطالعه موردی صنعت بانکداری ایران با تمرکز روی بانک های موفق میان دار شبکه های نوآوری در به کارگیری بانکداری باز، به عنوان سطح تحلیل و همچنین توانمندی های میان داری شبکه های نوآوری به عنوان واحد تحلیل صورت گرفته است. با در نظر گرفتن پارادایم بانکداری باز به عنوان عامل برهم زننده و با بهره گیری از ۱۹ مصاحبه نیمه ساختاریافته برای تحلیل پنج بانک منتخب میان دار در شبکه های نوآوری بانکی که توسط معیارهای چهارگانه برگزیده شده بودند، مجموعه توانمندی های میان داری در سه مقطع زمانی بانکداری بسته، برهه مهاجرت و همچنین بانکداری باز، با روش تحلیل محتوا کدگذاری و شناسایی شدند.یافته ها: در این پژوهش مجموعه توانمندی های میان داری برای شرکت کانونی، در سه مقطع زمانی بانکداری بسته، برهه مهاجرت و همچنین بانکداری باز، شناسایی و در قالب مدل پویایی تبیین شد. بر این اساس چهار تم اصلی توانمندی در بانکداری بسته، یک تم در مرحله مهاجرت با عنوان مدیریت دگردیسی شبکه و همچنین ۲۲ مقوله جدید تحت چهار تم اصلی با عناوین طراحی و راه اندازی شبکه، القای ارزش شبکه ای پلتفرم، مشروعیت بخشی به پلتفرم و مشارکت دهی شبکه پلتفرم در خصوص توانمندی های میان دار بانکداری باز ارائه شد. همچنین با مقایسه و تحلیل نتایج در دو فضای اشاره شده، توانمندی های نوظهور معرفی شدند، برخی از مواردی که در بانکداری سنتی موجود بودند، حذف شدند، تعدادی از توانمندی ها به صورت یکسان تکرار و برخی از آن ها با اضافه شدن مفاهیم و کدهای جدید و غیرتکراری، به عنوان توانمندی های تقویت شده دسته بندی شدند.نتیجه گیری: نتایج این پژوهش از بُعد نظری، ضمن ارائه مجموعه ای جامع از توانمندی ها و قابلیت های موردنیاز برای میان داری شبکه نوآوری، با نگاهی پویا ابعاد تاریک این موضوع را در مواجهه با تغییرات پارادایمی فناوری بررسی کرد و تئوری های قبلی را ارتقا بخشید. کلیه نقش ها و توانمندی های موردنیاز بانک های میان دار در دو پارادایم بانکداری سنتی/ بسته و همچنین بانکداری باز برای میان داری شبکه های نوآوری حول خود، به صورت دسته بندی شده ارائه شد. بر این اساس، مبحث میان داری شبکه های نوآوری پلتفرم محور و ابعاد مختلف آن با تکیه بر توانمندی های میان داری پلتفرم های بانکداری باز، در این پژوهش شناسایی و ارائه شد. مطابق با نتایج به دست آمده، لزوم تغییر در توانمندی های میان داری برای شرکت کانونی، در مواجهه با تغییرات پارادایمی از نوع فناوری، به منظور حفظ مزیت رقابتی ضروری به نظر می رسد.
۲۰۴۵.

تحلیل بازار B2B در صنعت نفت و گاز ایران: یک مطالعه توصیفی- تحلیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۵
این مطالعه تحلیلی، ارزیابی جامعی از بازار کسب وکار به کسب وکار (B2B) در صنعت نفت و گاز ایران ارائه می دهد و از رویکردی توصیفی-تحلیلی بهره می برد. تحقیق حاضر بررسی می کند که شرکت های صنعتی چگونه تحقیقات بازار را انجام می دهند و استراتژی های بازاریابی چه تأثیری بر عملکرد آن ها دارند. اطلاعات با استفاده از نظرسنجی میان مدیران بازاریابی صنعت جمع آوری شد و داده ها با بهره گیری از نرم افزار SPSS و آزمون های توصیفی و استنباطی تحلیل گردید. نتایج، عواملی کلیدی در موفقیت بازاریابی B2B را برجسته می سازند، از جمله کیفیت رابطه، قیمت گذاری، کیفیت محصول/خدمت و نوآوری. همچنین نشان داده شد که افزایش فعالیت های تحقیق بازار و تمرکز بر مشتری مداری با رضایت و وفاداری بیشتر مشتریان همبستگی دارد. یافته ها بر لزوم طراحی استراتژی های بازاریابی یکپارچه در صنعت نفت و گاز ایران تأکید می کنند، به ویژه با در نظر گرفتن چالش هایی همچون تحریم ها و محدود بودن پایگاه مشتریان. این مقاله توصیه هایی کاربردی برای مدیران بازاریابی صنعتی ارائه می دهد، شامل تقویت ارتباطات، برندسازی راهبردی و بهره برداری فعال از اطلاعات بازار برای دستیابی به مزیت رقابتی. مقاله با پیشنهادهای مدیریتی و جهت گیری هایی برای تحقیقات آتی در حوزه بازاریابی صنعتی در بخش انرژی به پایان می رسد.
۲۰۴۶.

تأثیر جهت گیری استراتژیک پایدار بر عملکرد شرکت ها: نقش نوآوری محصول سبز در شرکت های دانش بنیان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۶
عملکرد بر توانایی شرکت در بهره برداری اثربخش از منابع موجود به منظور رسیدن به اهداف از قبل تعیین شده متمرکز است. هدف این پژوهش بررسی جهت گیری استراتژیک پایدار بر عملکرد شرکت های دانش بنیان در کشور از طریق نوآوری محصول سبز می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت توصیفی و از نظر روش اجرا، پیمایشی است. جامعه آماری در این پژوهش کلیه مدیران شرکت های دانش بنیان در کشور می باشد. حجم نمونه آماری طبق قاعده سرانگشتی 10-5 برابر تعداد گویه های پرسشنامه، 203 نفر انتخاب شد که پرسشنامه ها به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس بین آنان توزیع و جمع آوری گردید. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه های استاندارد، جهت گیری استراتژیک پایدار (کریادو-گومز و همکاران ، 2020: جیانگ و همکاران ، 2018؛ کویتاستین و همکاران ، 2019)، نوآوری محصول سبز (گئو و همکاران ، 2020؛ شو و همکاران ، 2016) و عملکرد اجتماعی، مالی و محیطی (ایران منش و همکاران، 2019) بوده است. جهت سنجش روایی از روایی صوری، روایی سازه و روایی همگرا و واگرا استفاده شده است و جهت سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی مرکب استفاده شد که در نهایت روایی و پایایی ابزار تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش توصیفی با نرم افزار اس پی اس اس و در بخش استنباطی با نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 انجام شده است. نتایج نشان داد که جهت گیری استراتژیک پایدار بر عملکرد اجتماعی (0.608:12.574)، مالی (0.511: 9.698) و محیطی (0.375: 9.161) شرکت های دانش بنیان در کشور اثرگذار است. همچنین نقش میانجی نوآوری محصول سبز در تاثیر جهت گیری استراتژیک پایدار بر عملکرد اجتماعی (0.273: 5.594)، مالی (0.352: 6.577) و محیطی (0.507: 12.108) در شرکت های دانش بنیان در کشور تایید شد.
۲۰۴۷.

تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای: نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
در محیط پیچیده و پویای مالی، حسابرسان با چالش های متعددی در زمینه قضاوت و تصمیم گیری مواجه می شوند. بر اساس مطالعات گذشته، سرمایه روانشناختی، تجربه و شک و تردید حرفه ای حسابرسان می تواند بر روی کیفیت قضاوت های حرفه ای حسابرسان تأثیر داشته باشد. لذا، هدف از پژوهش حاضر تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای با توجه به نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای می باشد. در راستای دستیابی به این هدف پس از مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش، داده های پژوهش از طریق ارسال پرسشنامه به حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی در 3 ماهه اول سال1402 جمع آوری گردید. در نهایت نمونه نهایی متشکل از 385 نفر انتخاب شد و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس منجر به بهبود کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان گردید. علاوه بر این، شک و تردید حرفه ای قادر است رابطه بین سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس با کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان را تقویت کند. این تحقیق می تواند استراتژی هایی را برای بهبود کیفیت قضاوت های حسابرسان پیشنهاد دهد. در نهایت، این بهبود می تواند منجر به ارائه خدمات بهتر و دقیق تر در حسابرسی شود.
۲۰۴۸.

طراحی و تبیین الگوی حکمرانی شبکه ای هوشمند در مدیریت شهری در شهرداری های خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۲۲۹
مطالعه حاضر با هدف طراحی و تبیین الگوی حکمرانی شبکه ای هوشمند در مدیریت شهری در شهرداری های خراسان شمالی انجام شد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی-توسعه ای، از نظر روش و بازه زمانی گردآوری داده ها، یک پژوهش پیمایش مقطعی و از نظر طرح پژوهشی، یک پژوهش آمیخته می باشد. جامعه مشارکت کنندگان بخش کیفی شامل اساتید مدیریت شهری و مدیران شهرداری های خراسان شمالی است که 15 نفر به شیوه نمونه گیری نظری انتخاب شده اند مصاحبه ها تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. جامعه آماری بخش کمی شامل مدیران و کارشناسان شهرداری های خراسان شمالی است که با فرمول کوکران، حجم نمونه 278 نفر برآورد شد و نمونه گیری با روش تصادفی ساده انجام گردید. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیم ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. روایی مصاحبه براساس چهار معیار اعتبارپذیری، انتقال پذیری، تاییدپذیری و اطمینان پذیری تایید گردید و پایایی بخش کیفی با محاسبه ضریب هولستی به میزان 713/0 مطلوب برآورد گردید. روایی بخش کمی با روش های روایی صوری (دیدگاه داوران)، روایی همگرا (بالای 5/0) و روایی واگرا بررسی شد. پایایی پرسشنامه نیز با برآورد آلفای کرونباخ، ضریب رو و پایایی ترکیبی (بالای 7/0) مطلوب ارزیابی شد. تحلیل داده ها در بخش کیفی با روش تحلیل مضمون و در بخش کمی با روش حداقل مربعات جزئی انجام شد. یافته های پژوهشی نشان داد عوامل مدیریتی، عوامل فنی حکمرانی شبکه ای هوشمند، شفافیت مدیریت شهری و مشارکت شهروندان الکترونیک بر حکمرانی شبکه ای هوشمند تاثیر دارند. حکمرانی شبکه ای هوشمند بر راهبرد مدیریت هوشمند شهری موثر است. خدمات هوشمند شهری در این رابطه نقش زمینه ای و بسترساز دارند و مدیریت شهری سنتی نیز یک عامل مداخله گر است. در پایان راهبرد مدیریت هوشمند شهری منجر به پیامدهایی نظیر عملکرد زیست محیطی، عملکرد اقتصادی و عملکرد اجتماعی و حکمروایی خوب شهری می شود.
۲۰۴۹.

تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی: یک مطالعه پیمایشی در شهرداری مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۳۹
این پژوهش به تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در شهرداری مشهد پرداخته است. روش تحقیق به صورت پیمایشی با استفاده از پرسش نامه استاندارد و نمونه گیری تصادفی ساده با حجم نمونه ۱۰۸ نفر انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که رهبری اخلاق مدار تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری و انعطاف پذیری شناختی دارد. همچنین، انعطاف پذیری شناختی به طور معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری تأثیرگذار است. مقادیر همبسنگی برای روابط رهبری اخلاق مدار و نوآوری در مدیریت شهری (0.72)، رهبری اخلاق مدار و انعطاف پذیری شناختی (0.68)، و انعطاف پذیری شناختی و نوآوری در مدیریت شهری (0.55) نشان دهنده همبستگی های قوی است. شاخص های برازش مقایسه ای، تاکر - لوئیس، خطای مربع میانگین تقریب و نسبت کای - مربع به درجه آزادی نشان دهنده برازش خوب مدل تحقیق بودند. تمامی فرضیه های تحقیق تأیید شدند، که گواهی بر اعتبار نتایج است. از جمله محدودیت های این پژوهش، تمرکز صرف بر شهرداری مشهد و استفاده از پرسشنامه های خوداظهاری است که می تواند دقت و تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش به مدیران شهری توصیه می کند تا با تقویت این نوع رهبری، فرآیندهای نوآورانه را در سازمان های شهری ارتقا دهند.
۲۰۵۰.

مؤلفه های تفکر راهبردی و خط مشی گذاری عمومی امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۱۱۷
در این پژوهش مؤلفه های تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری جمهوری اسلامی ایران بررسی شده است تا این رهگذر بتوان رابطه میان تفکرات راهبردی امام خمینی(ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را واکاوی نمود. در این پژوهش از روش تحلیل مضمونی استفاده شده و روش گردآوری داده ها نیز مصاحبه نیمه ساخت یافته با خبرگان بوده است. . از مجموع از 16 مصاحبه صورت گرفته پس از جمع بندی کدها، 75 کد توصیفی استخراج شد که پس از طبقه بندی آن ها ، 25 کد تفسیری و در نهایت 13 مضمون فراگیر در چهار حوزه به دست آمد. بر اساس نتایج پژوهش، مؤلفه های تفکر راهبردی امام خمینی (ره) در سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران عبارتند از خدا محوری، مردم گرایی، دوراندیشی و زمان اندیشی، نگرش نظام مند، مثبت و علمی به مسائل و برنامه ریزی و تصمیم گیری به هنگام. همچنین مؤلفه های سیاستگذاری های عمومی در سیره امام خمینی (ره) شامل عدالت محوری، زمانه شناسی، نیل به سعادت اجتماعی و مدیریت بر قلوب می باشد. در این بین، خلأهایی شامل کم توجهی به عدالت اجتماعی و تضعیف روحیه انقلابی، بین تفکر راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران به وجود آمده که راهکارهای مناسب جهت رفع خلأهای فیمابین تفکرات راهبردی امام خمینی (ره) و سیاستگذاری عمومی جمهوری اسلامی ایران را می توان در دو مؤلفه اجرای قوانین الهی و خدمت به مردم و مردم گرایی جستجو کرد.
۲۰۵۱.

تأثیر افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی با توجه به نقش میانجی افشای ضعف کنترل های داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۸۴
هدف: هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه میان افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها و کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، با تأکید بر نقش میانجی ضعف های کنترل داخلی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. با توجه به اینکه سرمایه گذاری در نیروی انسانی، یکی از ارکان اساسی رشد و توسعه پایدار واحدهای تجاری به شمار می رود، شناسایی عوامل مؤثر بر کارایی این نوع سرمایه گذاری، اهمیت بسیار زیادی دارد. ضعف در سیستم کنترل های داخلی، می تواند به اخلال در فرایند تصمیم گیری های مدیریتی منجر شود و در نتیجه، کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی را تحت تأثیر قرار دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر به دنبال آن است تا روشن سازد که چگونه افشای CSR و ضعف های احتمالی در کنترل های داخلی، می توانند بر بهره وری سرمایه گذاری در نیروی انسانی تأثیرگذار باشند. روش: اطلاعات مورد نیاز این پژوهش به روش آرشیوی گردآوری شده است. برای آزمون فرضیه ها و تحلیل روابط بین متغیرها، از الگوی داده های ترکیبی (پنل دیتا) استفاده شده و برای سنجش ناکارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، مدل ارائه شده توسط کائو و همکاران (۲۰۲۴) به کارگرفته شده است. جامعه آماری پژوهش، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی ۱۳۹۳ تا ۱۴۰۲ بود و پس از اعمال محدودیت های غربالگری، ۱۲۳ شرکت با ۱۲۳۰ مشاهده سال – شرکت برای نمونه نهایی انتخاب شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که افشای CSR با کاهش ناکارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، رابطه معناداری دارد؛ به طوری که شرکت هایی با سطح بالاتر افشای CSR، از کارایی بیشتری در سرمایه گذاری های مرتبط با نیروی انسانی برخوردارند. همچنین نتایج حاکی از آن است که ضعف کنترل های داخلی با ناکارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، رابطه مثبت دارد. علاوه براین، تحلیل ها بیانگر آن است که ضعف کنترل های داخلی، در رابطه بین افشای CSR و کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، نقش میانجی جزئی ایفا می کند؛ به این معنا که بخشی از تأثیر مثبت CSR بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی، از طریق بهبود سیستم کنترل های داخلی منتقل می شود. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که افشای مسئولیت پذیری اجتماعی شرکتی تأثیری مثبت و معنادار بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی دارد. این تأثیر هم به صورت مستقیم و هم از طریق کاهش ضعف های موجود در سیستم کنترل های داخلی نمایان می شود. به بیان دیگر، شرکت هایی که سطح بالاتری از افشای CSR دارند، نه تنها به طور مستقیم کارایی بیشتری در سرمایه گذاری های مرتبط با نیروی انسانی از خود نشان می دهند، بلکه از طریق بهبود سیستم کنترل های داخلی خود نیز، این کارایی را افزایش می دهند. یافته ها بیانگر آن است که ضعف کنترل های داخلی، به عنوان یک متغیر میانجی جزئی، بخشی از اثر مثبت افشایCSR بر کارایی سرمایه گذاری در نیروی انسانی را منتقل می کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود که شرکت ها برای دستیابی به سرمایه گذاری اثربخش تر در نیروی انسانی، هم زمان با افزایش شفافیت و افشای اقدامات CSR، تمرکز ویژه ای بر ارتقای کیفیت سیستم کنترل های داخلی خود داشته باشند. این رویکرد می تواند مزایای بلندمدتی همچون بهبود عملکرد سازمان، افزایش اعتماد ذی نفعان و حرکت به سوی توسعه پایدار را برای شرکت ها به همراه داشته باشد.
۲۰۵۲.

بررسی نسل ها و تاثیر آن ها بر استراتژی های بازاریابی در عصر دیجیتال(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۴۶
هدف: این پژوهش به بررسی نسل ها و چالش های آن ها پرداخته تا فرصت ها و استراتژی های مرتبط با هر نسل شناسایی و تحلیل شود. تنوع نسلی امروزه بسیار زیاد است و هنوز شاهد نسل هایی هستیم که نتواسته اند با فناوری های نوین ارتباط برقرار کنند. در کنار آن ها، «نسل زد» قرار دارد که با رفتار دیجیتال محور و مصرف محتوای تصویری شناخته می شود و پژوهش های زیادی بر روی آن متمرکز است. همچنین، «نسل آلفا» به عنوان بزرگ ترین و متنوع ترین نسل تاریخ شناخته می شود که تا سه سال آینده(۲۰۲۸) به سن قانونی خواهند رسید. با ورود این نسل به جامعه، پیش بینی می شود که خواسته ها و انتظارات پیچیده تری از کسب وکارها، تعاملات دیجیتال و سفارش های شخصی سازی شده داشته باشند. بنابراین، بازاریابان باید استراتژی های خود را بازنگری کرده و محصولات را با ویژگی های منحصربه فرد هر نسل تطبیق دهند. روش: این پژوهش کیفی و مروری تحلیلی است که با استفاده از روش کتابخانه ای به بررسی نسل ها، ویژگی ها، چالش ها و فرصت های آن ها پرداخته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که برای شناخت نسل ها باید علاوه بر رویدادهای مهم، به تأثیر فناوری نیز توجه کرد. فناوری های نوین تعاملات اجتماعی و سبک زندگی را متحول کرده و باعث تغییر ارزش ها شده است. با این حال، فناوری همیشه دلیل تفاوت های نسلی نیست و عوامل دیگری همچون تمایل به فردگرایی و تاثیرات جهانی نیز در این تغییرات نقش دارند. نتیجه گیری: این پژوهش، با بررسی نسل ها، می تواند به بازاریابان در بهبود استراتژی ها کمک کند. بازاریابان می توانند از روش هایی همچون «استراتژی بازاریابی مجدد»، برای جذب بهتر نسل ها استفاده کنند.
۲۰۵۳.

مخالفت های استراتژیک در سازمان از منظر مدیران؛ پژوهش کیو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۶۰
هدف پژوهش حاضر بررسی مخالفت های استراتژیک در سازمان ها، از منظر مدیران می باشد. این پژوهش با روش کیو انجام شده و از نوع توصیفی- کمی و کیفی(ترکیبی) است. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه متخصصین، صاحب نظران و اساتید حوزه مدیریت بوده که 20 تن از آن ها به عنوان نمونه انتخاب و به پرسشنامه پاسخ داده اند. برای بررسی پایایی، از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده که برابر با 60% حاصل شده و همچنین برای سنجش روایی ابزار گردآوری داده ها از روایی محتوایی استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه و مصاحبه بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها نرم افزارspss بکار برده شده است. در تحلیل داده ها، دیدگاه ها و عقاید پاسخ دهندگان تبیین و تفسیر شده و با توجه به نحوه ارزش گذاری، کارت های کیو دسته بندی شده اند و همچنین عامل های مؤثر بررسی و در نهایت چهار عامل رویکرد فنی، رویکرد نگرشی، رویکرد سیاسی و عدم اطمینان شناسایی شده است.
۲۰۵۴.

بررسی تاثیر حق الزحمه حسابرس بر بازده غیر عادی سهام با در نظر گرفتن نقش تعدیلگری کیفیت گزارشگری مالی در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۹
حسابرسی، اعتبار و شفافیت اطلاعات در دسترس استفاده کنندگان را افزایش می دهد و با افزایش کیفیت حسابرسی، کیفیت گزارشگری مالی نیز افزایش می یابد. بنابراین هدف این پژوهش، تعیین نقش تعدیلگری کیفیت گزارشگری مالی بر رابطه بین تلاش مضاعف حسابرسان مستقل و بازده غیر عادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. بدین منظور اطلاعات گردآوری شده از 178 شرکت در دوزه زمانی 1396 تا 1402 با بهره گیری از رگرسیون چند متغیره مورد آزمون قرار گرفته است. در پژوهش حاضر از سه مولفه کیفیت گزارشگری مالی شامل محافظه کاری مشروط حسابداری، قابلیت مقایسه صورت های مالی و شفافیت اطلاعات مالی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که تلاش مضاعف حسابرسان مستقل بر بازده غیر عادی سهام شرکت های مورد بررسی تاثیر منفی و معناداری دارد. همچنین نتایج نشان داد که هر سه مولفه کیفیت گزارشگری مالی موجب تقویت تاثیر منفی تلاش مضاعف حسابرسان مستقل بر بازده غیر عادی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران گردیده اند. این نتیجه از منظر ریسک ذاتی حسابرسی و کارایی اطلاعاتی قابل تفسیر است؛ چراکه قابلیت مقایسه اطلاعات حسابداری، ریسک حسابرسی و هزینه کسب شواهد را کاهش می دهد .نتایج پژوهش تاییدی بر تاثیر حسابرسی و کیفیت گزارشگری مالی در کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و هزینه های نمایندگی می باشد که با توجه به کارایی ضعیف بازار سرمایه ایران، پیشنهاد می گردد این دو مقوله مورد توجه جدی قرار گیرد.
۲۰۵۵.

تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۵
هدف این تحقیق بررسی تجزیه و تحلیل اثرات رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی همبستگی با رویکرد تحلیل مسیر می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کارکنان دانشگاه المستنصریه بغداد به تعداد 800 نفر می باشد که با استفاده از جدول مورگان تعداد 260 نفر از آنان با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها ی پژوهش، از چهار پرسشنامه استاندارد رهبری تحول آفرین بأس و آولیو (1997)، استرس کاری هلریگل و اسلوکام (2000)، فرسودگی شغلی مسلش و جکسون (1981) و عمکلرد شغلی پاترسون (1990) استفاده شد، روایی پرسشنامه از طریق متخصصان علوم تربیتی و مدیریت و تحلیل عاملی به تأیید رسید و پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ در یک بررسی مقدماتی برای پرسشنامه رهبری تحول آفرین 90/0، استرس کاری 87/0، فرسودگی شغلی 88/0 و عملکرد شغلی 91/0 مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده با استفاده از تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر در نرم افزارهای آماری SPSS و Lisrel صورت گرفت. نتایج نشان داد که تأثیر رهبری تحول آفرین، استرس کاری و فرسودگی شغلی بر عملکرد کارکنان معنی داری می باشد، همچنین مشخص شد تأثیر رهبری تحول آفرین بر عملکرد با نقش میانجی استرس کاری و فرسودگی شغلی مثبت و معنی دار می باشد.
۲۰۵۶.

برآورد عوامل اقتصادی موثر بر رفع بدهی های دولت با تأکید بر کنترل و مهار تورم

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۴
بررسی ها نشان می دهد دولت به طیف وسیعی از اشخاص حقیقی و حقوقی، دولتی و غیردولتی بدهکار است که از مهم ترین آنها می توان به بانک مرکزی اشاره کرد. بدهی دولت دارای نقش مهمی در هر دو دوره کوتاه مدت و بلندمدت در اقتصاد است. ساز و کار تسویه بدهی ها با توجه به پویایی آن ها و تغییر شرایط اقتصادی مهم است. اگر بدهی دولت در جهت ارتقای ظرفیت های اقتصادی استفاده شود، موجب کاهش نرخ تورم می شود. با این حال رقم رو به رشد بدهی های دولت نیازمند بررسی راه های رفع آن، می باشد. لذا پژوهش حاضر با هدف تعیین عوامل موثر بر رفع بدهی های دولت ایران به بانک مرکزی در سال 1403 با نمونه انتخابی از 10 ساله اخیر داده های بانک مرکزی انجام شد. پژوهش از لحاظ روش گردآوری داده ها توصیفی- شاخه همبستگی و از لحاظ هدف کاربردی بوده و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای جمع آوری شده و با نرم افزار spss با رگرسیون خطی و غیرخطی تحلیل گردید. پژوهش با در نظر گرفتن عوامل تولید ناخالص داخلی، درآمدهای مالیاتی، نرخ تورم و میزان فروش اوراق بهادار به عنوان عوامل موثر برای رفع بدهی ها، به این نتیجه رسید که این عوامل در سطح معناداری 95 درصد به صورت غیرخطی معنادار هستند. به این ترتیب با افزایش بدهی ها، دولت بایستی میزان مالیات های دریافتی، فروش اوراق بهادار و رشد اقتصادی را افزایش داده تا بتواند ضمن مهار تورم، بدهی ها را کنترل کند.
۲۰۵۷.

طراحی مدل راهبردی سرمایه انسانی همسو با فناوری در شرکت فناوری بنیاد مخابرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف: راهبرد منابع انسانی الگویی از تصمیماتی است که به سیاست ها و رویه های مختص منابع انسانی می پردازد. در واقع، در فرآیند تدوین و اجرای راهبرد منابع انسانی، بین سیاست ها و روش های منابع انسانی با اهداف راهبردی سازمان، پیوند بنیادی و راهبردی برقرار می شود. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل راهبردی منابع انسانی در شرکت مخابرات ایران است. روش شناسی پژوهش: مدل مرجع و استاندارد مورداستفاده در این تحقیق مدل یکپارچه بامبرگر و مشولم است. در این پژوهش، علاوه بر جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، با مرور مقالات، کتاب ها و اطلاعات موجود در شبکه جهانی اطلاعات (اینترنت)، از الگوی پیمایشی، به مثابه روش اصلی تحقیق، استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و کارشناسان ارشد (به مثابه افراد صاحب نفوذ سازمان) به تعداد 190 نفر و حجم نمونه 127 نفر و برخی از کارکنان شرکت مخابرات ایران (مستقر در تهران) به تعداد 259 نفر و حجم نمونه 154 نفر تشکیل می دهند. داده های پژوهش نیز عمدتا از طریق پرسشنامه تهیه و جمع آوری شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد شرکت فناوری بنیاد مخابرات ایران برای همگامی نیازها و اهداف خود با فناوری های نوین و جدید در مسیر آینده نگری، متناظر با نظر خبرگان، باید استراتژی منابع انسانی را با اولویت های «ثانویه %37»، «متعهدانه %26»، «پیمانکارانه %22» و «پدرانه %15» طراحی و اجرا نماید. اصالت/ارزش افزوده علمی: مدل طراحی شده در پژوهش حاضر گام های بهره مندی اصولی دریافت و اخذ راهبردهای آینده شرکت مخابرات با توجه به دیدگاه خبرگان و کارکنان است. این مدل می تواند به عنوان یک مدل مرجع در این سیستم در نظر گرفته شود.
۲۰۵۸.

شناسایی عوامل تأثیرگذار بر رفتار وب رومینگ در صنعت خرده فروشی اینترنتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: امروزه با توجه به تحولات تجارت الکترونیکی، هدف نهایی خرده فروشی های اینترنتی، ارتقای تجربه مشتریان است. در اثر ظهور اینترنت، رفتار مصرف کننده در طول فرایند خرید از یک رفتار خرید خطی و تک کانالی به رفتار پیچیده و ساختار یافته شبکه ای تبدیل شده که شامل بسیاری از کانال های مختلف آنلاین و آفلاین است. بسیاری از مشتریان از وبسایت های فروش آنلاین، فقط به عنوان وسیله ای برای گردآوری اطلاعات استفاده می کنند و خرید واقعی انجام نمی دهند. چنین رفتاری که وب رومینگ نامیده می شود، برای فروشندگان اینترنتی پدیده منفی محسوب می شود؛ زیرا آگاهی از عواملی که در بروز چنین رفتاری نقش دارند، به مدیران کسب وکارهای آنلاین بینش جدیدی می دهد تا با استفاده از تمهیدهای مناسب، تجربه خرید مشتریان را ارتقا بخشند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی و بررسی عوامل تأثیرگذار بر رفتار وب رومینگ در خرده فروشی های اینترنتی است.  روش: در این پژوهش کیفی و کاربردی، ابتدا با مطالعه ادبیات و پژوهش های پیشین، عوامل اولیه خلاصه سازی و در مرحله بعد داده های مدنظر از طریق مصاحبه های اکتشافی فراهم شد. این مصاحبه ها با هدف تکمیل و اصلاح فهرست عوامل مؤثر بر رفتار وب رومینگ صورت گرفت. جامعه آماری پژوهش، خبرگان علمی و همچنین متخصصان و مدیران در حوزه خرده فروشی آنلاین بود که به اصطلاح خبرگان آگاه نامیده می شوند. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و با بهره گیری از روش نمونه گیری زنجیره ای بود که بر اساس آن، ۲۴ نفر انتخاب و با آن ها مصاحبه شد. داده های حاصل از مصاحبه ها، ابتدا به روش تحلیل محتوا تجزیه وتحلیل شدند؛ سپس از طریق نرم افزار مکس کیودا مورد سنجش قرار گرفتند. یافته ها: بدین ترتیب، عوامل مؤثر بر رفتار وب رومینگ بر اساس دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متن مصاحبه ها، در قالب ۸۰ مضمون فرعی و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آن ها در ۱۴ مضمون اصلی شناسایی شدند که عبارت اند از: مزیت های جست وجوی آنلاین، مزیت های خرید آفلاین، ریسک ادراک شده، عملکرد ضعیف خرده فروشی آنلاین، پشیمانی پیش بینی شده، عوامل اجتماعی، مشکلات فنی فروشگاه، عادت های خرید، تلاش ادراک شده، محافظه کاری، تبلیغات شفاهی منفی، ویژگی های دموگرافیک مشتریان، ویژگی های محصول. در نهایت، راه کارهایی اجرایی برای مدیران خرده فروشی های آنلاین مطرح شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش می تواند مبنای مطالعات بعدی برای بررسی موانع توسعه خرده فروشی اینترنتی در ایران باشد. بر اساس نتایج حاصل از تحلیل کیفی داده ها، مطالعات آتی می توانند به بررسی کمّی تأثیر هر یک از عوامل شناسایی شده بر یکدیگر و در نهایت، بر بروز رفتار وب رومینگ در میان مشتریان ایرانی بپردازند. به علاوه با تمرکز بر هر یک از عوامل شناسایی شده، خرده فروشان می توانند به دنبال درک بهتر هر یک از این عوامل، استراتژی های کارآمدتری را به منظور ایجاد تعادل بین تولید ارزش برای مشتریان و سودآوری برای فروشگاه خود تعیین و اجرا کنند. همچنین آگاهی از عواملی که در بروز چنین رفتاری نقش دارند، به مدیران کسب وکارهای آنلاین بینش جدیدی می دهد تا با استفاده از تمهیدهای مناسب از بروز وب رومینگ جلوگیری کنند.
۲۰۵۹.

شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر تحولات آینده تربیت و آموزش نیروی دریایی راهبردی ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۹
هدف: تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر تحولات آینده تربیت و آموزش نداجا انجام پذیرفته است. روش شناسی: این تحقیق بر مبنای هدف، از نوع «کاربردی- توسعه ای» و بر مبنای ماهیت «توصیفی- پیمایشی» بوده که از رویکردی «آمیخته» برخوردار است. جامعه آماری؛ شامل خبرگان آموزشی نداجا بوده که در بخش کیفی 11 نفر و در بخش کمی 30 نفر از مدیران، کارشناسان آموزشی نداجا به روش هدفمند انتخاب گردیده اند. به منظور گردآوری داده ها جهت تدوین ادبیات تحقیق از «مطالعات کتابخانه ای» با استفاده از «ابزار فیش برداری» و جمع آوری داده های واقعی نیز از «مطالعات میدانی» با استفاده از ابزار «جلسات خبرگی» و «پرسشنامه بسته» استفاده شده که جلسات خبرگی تا اشباع نظری ادامه یافت و سئوالات پرسشنامه نیز از دو جنبه روایی ظاهری و محتوا به جهت روشن و بدون ابهام بودن گویه ها و همچنین کفایت کمیت و کیفیت توسط خبرگان تأیید گردیده است. با استفاده از نرم افزار Spss نیز ضریب پایایی (آلفای کرونباخ) 904/0 احصاء شد. یافته ها: به منظور دستیابی به هدف پژوهش؛ ابتدا پیشران ها با «تحلیل محتوای کیفی» جلسات خبرگی احصاء و سپس به منظور دریافت تاییدیه و اولویت بندی اهمیت آن ها، پرسشنامه ای تنظیم و توزیع گردید. با تجزیه و تحلیل داده های کمی با استفاده از «پارامترهای توصیفی» تمامی گزاره های احصاء شده مورد تأیید قرار گرفت و اهمیت آن ها با استفاده از روش «آنتروپی شانون» اولویت بندی گردید. نتیجه گیری: دو گزاره «عزم و اراده فرماندهان ارشد در تحول تربیتی و آموزشی نیروهای مسلح» و «رشد محیط های مراکز آموزشی نداجا» به تربیت به عنوان مهم ترین پیشران های مؤثر بر تحولات آینده تربیت و آموزش نداجا شناسایی گردیدند.
۲۰۶۰.

بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ اخلاقی بر رابطه بین کارایی عملکرد حسابرسی داخلی و اثربخشی کنترلهای داخلی در شرکت های بورسی زیر مجموعه شستا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
هدف: پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر ویژگی های فرهنگ اخلاقی بر رابطه بین کارایی عملکرد حسابرسی داخلی و اثربخشی کنترل های داخلی است. جامعه آماری پژوهش تیم حسابرسی داخلی شرکت های بورسی و فرابورسی شستا بوده است. بر اساس فرمول کوکران تعداد 96 نفر به عنوان نمونه انتخاب و به روش نمونه گیری تصادفی ساده پرسشنامه در میان آنها توزیع شد. روش: ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه با طیف پنج گزینه ای لیکرت است که پایایی آن از طریق آزمون آلفای کرونباخ و روایی آن از طریق روایی محتوا و تحلیل عاملی تاییدی مورد تأیید قرار گرفت و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SMART-PLS استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها نشان می دهد: رابطه بین کیفیت کنترل های داخلی با اثربخشی حسابرسی داخلی مثبت و معنی دار است، رابطه بین استقلال حسابرس با کیفیت کنترل داخلی مثبت و معنی دار است و رابطه بین حمایت مدیریت با کیفیت کنترل داخلی مثبت و معنی دار است. همچنین یافته ها نشان می دهد، فرهنگ اخلاقی ارتباط بین کیفیت کنترل های داخلی و اثربخشی حسابرسی داخلی را تعدیل می کند. نتیجه گیری: به طور کلی نتایج بیان کننده این نکات است: کنترل های داخلی قوی محیطی را فراهم می آورند که حسابرسی داخلی می تواند در آن به طور مؤثرتری عمل کرده و به نتایج بهتری دست یابد، حضور حسابرسان مستقل، مدیریت را تشویق می کند تا به طور مستمر به دنبال بهبود کنترل های داخلی خود باشد، زیرا می دانند که هرگونه ضعف یا کاستی توسط حسابرسان گزارش خواهد شد. این عوامل همگی به ارتقای کیفیت کنترل های داخلی در سازمان منجر می شوند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان