فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶٬۵۶۱ تا ۳۶٬۵۸۰ مورد از کل ۵۸٬۹۵۴ مورد.
ارزیابی تاثیر واسطه ای تصویر ذهنی برند روی شکل گیری ارزش ویژه برند
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش ارزیابی تاثیر واسطه ای تصویر ذهنی برند بین شخصیت و نگرش به برند با ارزش ویژه برند می باشد. بعد از بررسی اثرات مستقیم، غیر مستقیم و اثر کل، تاثیر گذارترین متغیر برون زا در شکل گیری ارزش ویژه برند در صنعت شکلات ایران شناسایی می شود تا در آینده، شرکت های فعال در این صنعت بتوانند با سرمایه گذاری روی این عامل، ارزش ویژه برند خود را، که مهمترین دارایی نامشهودشان است، افزایش دهند. گرایش این پژوهش کاربردی، رویکرد آن استقرائی، استراتژی آن علی، هدف روش شناسی آن تبیین(آزمون فرضیات)، و افق زمانی آن تک مقطعی می باشد. برای گردآوری داده ها در این پژوهش، از ابزار پرسشنامه استاندارد شده استفاده شده است. برای بررسی روابط علی بین ابعاد ارزش ویژه برند، مدل یابی معادلات ساختاری و تحلیل عامل تاییدی مورد استفاده قرار گرفته است. برای آزمون مدل طراحی شده، یک نمونه 432 نفری با روش نمونه گیری خوشه ای از بین مراجعین به فروشگاه های بزرگ محصول شکلات در ایران انتخاب و مورد بررسی قرار گرفته اند. نتایج حاصل از تست مدل حاکی از آن است که تصویر ذهنی برند مهمترین عامل تاثیرگذار در ایجاد ارزش ویژه برنددر صنعت شکلات می باشد. علاوه بر این، با استناد به داده های گردآوری شده ، تاثیر واسطه ای تصویر ذهنی برند، در شکل گیری ارزش ویژه برند، مورد تایید است. مزیت این مدل، در نظر گرفتن سازه شخصیت برند بعنوان یکی از ابعاد تاثیر گذار روی ارزش ویژه برند است که در مدل های ارائه شده در کشورمان کمتر مورد استفاده قرار گرفته است. همچنین، این مدل بر اساس داده های گردآوری شده از صنعت شکلات ایران مورد آزمون قرار گرفته در صورتی که، اکثر مدل های ارائه شده در زمینه ارزش ویژه برند در کشورهای دیگری مثل آمریکا، کره و ... مورد آزمون قرار گرفته اند.
بررسی رابطه بین اخلاق کار و ادراک برابری در اساتید و کارکنان دانشگاه آزاد اسلامی
حوزههای تخصصی:
بررسی ارتباط بین اخلاق کار و ادراک برابری در اساتید و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی کشور هدف اصلی تحقیق را تشکیل می دهد. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. که داده ها به صورت میدانی جمع آوری شد؛ جامعه آماری تحقیق شامل کلیّه اساتید و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی کشور بودند(60000N=). نمونه آماری این تحقیق شامل 800 استاد و کارمند بودند(حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعیین شد) که به روش تصادفی- خوشه ای از میان جامعه آماری تحقیق انتخاب شدند. از میان پرسشنامه های ارسالی 569 پرسشنامه عودت داده شد. برای سنجش اخلاق کار از پرسشنامه ای خلاصه شده علی(1998) و برای اندازه گیری میزان ادراک برابری از پرسشنامه ادراک برابری کارکنان استرون (1375)، استفاده شد. برای تعیین روایی، پرسشنامه های مذکور در اختیار تعدادی از اساتید بخش الهیات و معارف اسلامی و تعدادی از افراد صاحبنظر که در این زمینه تخصص داشتند قرار گرفت و نظرات آنان پیرامون تک تک سؤالات اعمال گردید. پایایی درونی پرسشنامه ها در یک گروه نمونه، از طریق روش آماری آلفای کرونباخ (83/0) و پایایی زمانی از طریق آزمون مجدد (76/0) بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها هم از آمار توصیفی و هم از آمار استنباطی استفاده شد به طوری که برای توصیف صفات کیفی از درصد و فراوانی و صفات کمی از شاخص های تمایل به مرکز و پراکندگی استفاده شد. همچنین از آمار استنباطی با توجه به اهداف تحقیق و نوع داده ها از آزمونهای (تستt، ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از حداکثر میانگین نمره 5 برای اخلاق کار، میانگین کل آزمودنی ها، 09/4 با انحراف استاندارد 48/0 بود. و از حداکثر میانگین نمره 5 برای ادراک برابری، میانگین کل آزمودنی ها، 80/2 با انحراف استاندارد 70/0 بود. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که بین اخلاق کار و ادراک برابری ارتباط مثبت معنی داری(001/0 >α، 28/0 r=) وجود دارد.
بررسی ارتباط بین عدم قطعیت محیطی، قابلیت مدیریت دانش و ساختار سازمانی
حوزههای تخصصی:
محققین در حال بررسی کردن این مسئله هستند که چگونه قابلیت دانش مدیریت به ساختارهای سازمانی کمک می کند تا برعدم قطعیت محیطی غلبه کند. بنابراین این تحقیق یک الگوی یکپارچه را ایجاد و آزمایش می کند تا رابطه بین عدم قاطعیت محیطی، قابلیت دانش مدیریت و ساختارسازمانی را بررسی کند. اطلاعات لازم برای این تحقیق از 125 شرکت جمع آوری و تحلیل شده است. نتایج حاصله، از تحلیل الگوی معادلات ساختاری نشان می دهد که عدم قطعیت محیطی گرایش دارد تا شرکت ها را ملزم کند که قابلیت مدیریت دانش شان را افزایش دهند تا بدین ترتیب خودش را در قالب تغییرات ساختاری نشان دهد.
ارائه مدلی جهت تبیین ارزش ویژه نام و نشان تجاری بر مبنای خرده فروشان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش های فراوانی در زمینه بررسی ارزش ویژه نام و نشان تجاری از دیدگاه مصرف کنندگان انجام شده است. ولی پژوهشگران معدودی ارزش ویژه نام و نشان تجاری را از دیدگاه خرده فروشان بررسی کرده اند. در حالی که تعداد زیادی از محصولات مصرفی به صورت مستقیم به مصرف کنندگان نهایی فروخته نمی شوند، بلکه از طریق خرده فروشان و به صورت غیر مستقیم به آن ها ارائه می شوند. از سوی دیگر خرده فروشان توانایی تأثیرگذاری بر تصمیمات خرید مصرف کنندگان را نیز دارا هستند. هدف از این پژوهش بررسی ارزش ویژه نام و نشان بر مبنای خرده فروشان و همچنین شناسایی مؤلفه های کلیدی تأثیرگذار بر آن بود. داده های مورد نیاز از طریق توزیع پرسش نامه بین خرده فروشان کاشی و سرامیک در استان یزد و شیراز جمع آوری شد. برای آزمون فرضیه های پژوهشی از مدل سازی معادلات ساختاری بر پایه روش حداقل مربعات جزئی استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهند حمایت های تولید کننده، انتظارات مشتریان و مزایای مالی از طریق افزایش رضایت از نام و نشان تجاری تأثیر معناداری بر ارزش ویژه نام و نشان تجاری از دیدگاه خرده فروشان دارند.
لیبی؛ آوردگاه «مسئولیت برای حمایت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در روز شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۹، عملیات نظامی ائتلافی چندجانبه در پاسخ به جنگ داخلی در راستای اجرای قطعنامه ۱۹۷۳ شورای امنیت سازمان ملل متحد با مشارکت نیروهای ناتو آغاز شد. این عملیات در چارچوب اعمال منطقه پرواز ممنوع و «حمایت از غیرنظامیان و مناطق غیرنظامی» در لیبی صورت گرفت و در نهایت، به سرنگونی رژیم قذافی منجر شد. عملیات «سپیده دم اودیسه» و واکنش جهانی به آنچه در لیبی روی داد، فصل نوینی از آنچه به «مداخله بشردوستانه» مشهور است را گشود. در این نوشتار، ضمن بررسی کوتاه تاریخ «مداخله بشردوستانه» و اصل «مسئولیت برای حمایت»، وقایع عملیات نظامی در لیبی را بررسی و آن را در پرتو اصل مسئولیت برای حمایت تحلیل خواهیم نمود، عملیاتی که در «نیات» فرماندهان آن شبهه وجود دارد و گزارش هایی از نقض حقوق بشر در طی آن منتشر شد. عملیات نظامی در لیبی، اولین مداخله بشردوستانه جامعه جهانی با اتکا به اصل «مسئولیت برای حمایت» بود.
انتخاب سبد پروژه های با اثر متقابل، با استفاده از الگوریتم بهینه سازی گروه ذرات (PSO) و دینامیک آشوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رتبه بندی استان های کشور جمهوری اسلامی ایران از لحاظ دسترسی به شاخص های بخش بهداشت و درمان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: امروزه، خدمات بهداشتی و درمانی در هر جامعه زمینه ساز سلامت جسمی و روانی افراد و پیش نیاز توسعه ی پایدار است. البته لازمه ی این زمینه، در دسترس بودن متوازن و متعادل امکانات و تجهیزات بخش بهداشت و درمان در نواحی مختلف جغرافیایی می باشد. مطالعه ی حاضر به شناسایی وضعیت توسعه یافتگی و رتبه بندی استان های کشور از لحاظ دسترسی به شاخص های بخش بهداشت و درمان پرداخته است.
روش بررسی: این پژوهش، از نظر هدف، از نوع پژوهش های کاربردی و از نظر ماهیتی، از نوع پیمایشی- توصیفی و از نظر زمان، تک مقطعی محسوب می گردد. جامعه ی آماری تحقیق کلیه ی استان های کشور در سال 1387 مشتمل بر 30 استان بودند. ابزار جمع آوری اطلاعات برای تهیه ی پیشینه و ادبیات نظری این تحقیق، مستندات کتابخانه ای و اینترنتی بود و از وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی و مرکز آمار ایران به عنوان مراجع رسمی اطلاعات کشور در این زمینه، برای جمع آوری داده های مربوط استفاده شد. در این مطالعه، از تکنیک تاکسونومی به منظور تعیین درجه ی توسعه یافتگی استان های کشور در این بخش، از تکنیک آنتروپی شانون به منظور تعیین اوزان شاخص ها و از تکنیک تاپسیس به منظور رتبه بندی استان های کشور از لحاظ دسترسی به شاخص های بخش بهداشت و درمان استفاده شده است.
یافته ها: نتایج تکنیک تاکسونومی حاکی از آن است که از 30 استان کشور در این بخش، تعداد 12 استان توسعه یافته، 9 استان نیمه توسعه یافته و 9 استان دیگر توسعه نیافته تلقی می شوند. شاخص نسبت تعداد داروساز به جمعیت استان ها به عنوان مهم ترین شاخص از سوی تکنیک آنتروپی شانون معرفی شد. همچنین نتایج تکنیک تاپسیس نشان داد که از لحاظ دسترسی به شاخص های بخش بهداشت و درمان، استان سمنان رتبه ی اول و استان سیستان و بلوچستان رتبه ی سی ام را دارد.
نتیجه گیری: بنابراین به برنامه ریزان و مسؤولان مربوط پیشنهاد می شود در برنامه ریزی منطقه ای و تخصیص بودجه در این زمینه، جهت رفع و یا کاهش نابرابری بین استان های کشور، اولویت ها را با توجه به درجه ی توسعه یافتگی استان های کشور و میزان برخورداری استان های کشور از این شاخص ها تعیین نمایند.
ملاحظه محتوای اطلاعاتی اجزای سود توسط مدیران و سرمایه گذاران در پیش بینی سود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرایند ارزش گذاری سهام نیازمند اطلاعات گوناگون در رابطه با میزان سودآوری شرکت است. سرمایه گذاران و مدیران باید در امر تصمیم گیری در رابطه با ارزش گذاری سهام و پیش بینی سود آتی به اطلاعات تاریخی توجه کنند. در این پژوهش نظریه برتری اجزای سود نسبت به مبلغ کلی سود در تبیین سود آتی و ملاحظه این اجزا توسط مدیران و سرمایه گذاران بررسی شد. افزون بر این، نحوه وزن دهی به اجزای سود توسط سرمایه گذاران و مدیران بررسی شد. برای این منظور داده های نمونه ای شامل 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران (480 سال-شرکت) برای دوره زمانی بین سال های 87-1382 مورد آزمون قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان داد که پایداری اجزای سود مشابه نیست و اجزای سود تبیین بهتری از سود آتی نسبت به مبلغ کلی سود دارند و این موضوع در تصمیم گیری های مدیران و سرمایه گذاران لحاظ می شود و آنها تفاوت در پایداری اجزای سود را مدنظر قرار می دهند. همچنین، مدیران و سرمایه گذاران، پایداری جزء نقدی سود را کم برآورد می کنند.
اثر چرخه عمر واحد تجاری بر اقلام تعهدی اختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبق نظریه چرخه عمر، واحدهای تجاری در مراحل مختلف چرخه عمر دارای خصوصیات متفاوتی هستند. از آنجایی که اقلام تعهدی اختیاری به عنوان معیار هموارسازی سود در نظر گرفته میشود، لذا مساله اساسی تحقیق این است که آیا چرخه عمر واحد تجاری بر میزان استفاده از اقلام تعهدی اختیاری تاثیر میگذارد؟ ابتدا با استفاده از روش دستهبندی آنتونی و رامش (1992)، و بلک (1998) شرکتهای عضو نمونه آماری با استفاده از معیارهای رشد فروش، مخارج سرمایهای و عمر شرکت به مراحل رشد، بلوغ و افول تفکیک میشوند. سپس با استفاده از مدل تعدیل شده جونز، اقلام تعهدی اختیاری برآورد و در مرحله آخر با استفاده از رگرسیون دادههای تلفیقی و روش حداقل مربعات تعمیم یافته فرضیههای پژوهش آزمون میشود. جامعه آماری تحقیق، کلیه شرکتهای غیر مالی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1384 تا 1388 هستند. نتایج حاصل از بررسی 140 شرکت عضو نمونه آماری تحقیق نشان میدهد که میزان استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در مراحل مختلف چرخه عمر متفاوت است؛ بهطوریکه میزان استفاده از اقلام تعهدی اختیاری در مرحله رشد، نسبت به مرحله بلوغ و افول بیشتر و میزان استفاده از این اقلام در مرحله بلوغ نسبت به مرحله افول کمتر است.
بررسی تاثیر مدیریت سود در پایداری سود شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مدیریت در راستای دستیابی به سود مستمر و پایدار، سعی می کند نوسانهای دوره ای سود را حذف نموده ، اقدام به برنامه ریزی سود با یک نرخ رشد ثابت نماید. این موضوع سبب به این می شود که دور نمای آتی شرکت، مطلوب به نظر آمده، عملکرد آن قابل قبول ارزیابی شود. هدف این تحقیق، بررسی آثار هموارسازی سود بر پایداری و ثبات سود شرکت هاست. در این تحقیق اطلاعات مربوط به 95 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سالهای 1384 تا 1389 گردآوری و با استفاده از روش داده های تلفیقی ایستا تجزیه و تحلیل آماری شده است. برای تعیین سطح هموارسازی سود شرکتها، از روش برآورد اقلام تعهدی اختیاری با استفاده از مدل تعدیل شده جونز(1991) استفاده شده و پایداری سود شرکتها نیز از طریق الگوی رگرسیونی دچو و دیچو(2002) اندازه گیری شده است. نتایج حاکی از این است که پایداری سود شرکتهای هموارساز بیش از پایداری سود شرکت های غیرهموارساز است. از طرفی، آزمونها نشان می دهد شرکت هایی که اقدام به هموارسازی سود نمودهاند، در مقایسه با سایر شرکتها، سود سهم پایدارتری در آینده اعلام نموده اند.
بررسی ارتباط بین ساختارهای رقابتی محصولات و محافظه کاری مشروط حسابداری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش ارتباط بین ساختارهای رقابتی محصولات و محافظهکاری مشروط حسابداری در بورس اوراق بهادار تهران بررسی شده است. برای این منظور، از اطلاعات صنعت-سال شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بر روی سال های1380تا 1388 استفاده شده است. برای سنجش محافظهکاری مشروط از مدل باسو (1997) [9] استفاده شده است. همانند مدل فلسام(2009)[16] ساختارهای رقابتی محصولات به مدل باسو اضافه شده و مدل اصلی پژوهش به دست آمده است. رقابت حالت چند بعدی دارد که مهمترین آنها شامل قابلیت جانشینی محصولات، حجم تقاضا، موانع ورود، نسبت تمرکز، و تعداد شرکت هستند. ارتباط بین ابعاد پنجگانه رقابت و محافظهکاری مشروط در قالب پنج فرضیه اختصاصی بررسی شده است. سپس با استفاده از این ابعاد، متغیر ترکیبی برای سنجش رقابت به دست آمده و در قالب فرضیه کلی، ارتباط بین رقابت و محافظهکاری مشروط حسابداری بررسی شده است. آزمون فرضیههای اختصاصی، بیانگر این نکته است که بر خلاف انتظار بین قابلیت جانشینی و محافظهکاری مشروط ارتباط معکوس و معناداری وجود دارد. ارتباط بین حجم تقاضا و تعداد شرکت های عضو صنایع با محافظهکاری مشروط مطابق انتظار، مثبت و معنادار است. همچنین، ارتباط بین موانع ورود و محافظهکاری مشروط مطابق انتظار، معکوس و معنادار است. نهایتا بین نسبت تمرکز و محافظهکاری مشروط بر اساس پیشبینیها ارتباط معکوس، ولی ضعیف مشاهده میشود. آزمون فرضیه کلی نیز نشان داد بین ساختارهای رقابتی محصولات و محافظهکاری مشروط در گزارشگری مالی ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
ارزیابی محاسبه مزایای برون سپاری فرآیند کسب وکار (BPO) یک مطالعه تجربی از کارخانه لبنی استان فارس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مدل بکارگیری AHP فازی و کارت امتیازی متوازن جهت انتخاب سیستم مناسب ERP (مطالعه موردی: شرکت به پخش)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
تاملی بر اثرات گروه های ذی نفوذ بر فراگرد تنظیم بودجه در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فراگرد بودجه ریزی یکی از مهم ترین فراگردهای خط مشی گذاری در هر کشوری است که می تواند عرصه اعمال نفوذگروههای متفاوت ذی نفوذ باشد؛ گروههایی که برای کسب منابع و منافع بیشتر به چانه زنی می پردازند. این اعمال نفوذ ها از آن جهت حائز اهمیت است که روند رشد و توسعه را مختل می کند و به فقر و نابرابری در عرصه های متفاوت اقتصادی و سیاسی منجر می شود. در این پژوهش ملاحظه شد که اگر چه تقریباً همه مراحل فراگرد تنطیم بودجه در ایران مجاری مناسبی برای اعمال نفوذ گروههای ذی نفوذند، اما به نظر می رسد که مراحل تنظیم و تصویب بودجه، از قابلیت بیشتری برای این منظور برخوردارند.
داستان شرکتها: پروکتراندگمبل؛ رهبر تنوع برند درجهان با 5 میلیون مصرفکننده
حوزههای تخصصی:
داستان شرکت پروکتر اند گمبل، تصویر جامعی از این شرکت بزرگ جهانی دارد که 50 برند بین المللی دارد و با بیش از 5 میلیون مصرفکننده در ارتباط است و میکوشد از تمامی رویدادهای جهانی به سود خود بهره مند شود نظیر حضور در المپیک 2012 لندن.
آیا شرکتهای ایرانی میتوانند با الگوبرداری آگاهانه از راه و رسم شرکتهای بزرگ جهانی، به رشد و گسترش خود دست یابند؟ پاسخ این پرسش را پس از مطالعهی این اثر، دشوارتر خواهید داد؛ چرا که پراکتر اند گمبل بر آن بوده تا تمامی زوایای مدیریتی، رسیدگی به کارکنان، توجه به سود سهامداران، و از همه مهمتر نفع مصرفکنندگان را دیده و اقدامات سودمند خود را اجرا کند.
شرکتها: پروکتراندگمبل، پیشرو در بازاریابی محتوایی
حوزههای تخصصی:
بازاریابی محتوایی"" پیشینه ای طولانی دارد اما در سالهای اخیر با استقبال فراوان از سوی شرکتهای پیشتاز جهانی و حتی سیاستمداران حرفه ای روبه رو شده است.
""بازاریابی محتوایی"" تنها برای شرکتها، برندها و سیاستمدارانی سودمند است که در بهکارگیری این روش بازاریابی، دانایی توأم با شکیبایی دارند. آنانکه علاقه مندند با تبلیغات سنگین و پرهیاهو به تسخیر اندیشه ها و قلبها بپردازند، این شیوه یعنی بازاریابی محتوایی، آنان را به ستوه میآورد.
اثر حاضر با نگاهی موردی به شرکت پروکتراندگمبل نشان میدهد که 80 سال است این شرکت از ""بازاریابی محتوایی"" استفاده میکند و به همین دلیل، توانسته در المپیک 2012، در ردیف برترین تبلیغات اثرگذار قرار گیرد.
بازاریابی محتوایی چیست، شیوه های آن کدامند، چگونه این نوع از بازاریابی، اثری نافذ بر مشتریان، مخاطبان، و شهروندان میگذارد؛ پرسشهایی است که این اثر پاسخگوی آنها است.
نوروسینما؛ ناجی گیشه ها
حوزههای تخصصی:
نورومارکتینگ"" توجه بسیاری از صنایع و از جمله بانکداری و سینما را به خود معطوف کرد و نتیجه شد: نوروبانکینگ، و نوروسینما.
نوروسینما پیوند بین مطالعات عصب شناسی و سینما است که در ایران تاکنون مطالبی در این باره چاپ و منتشر نشده است. جهت اطلاع، میزان آثار منتشر شده در خارج از کشور نیز در این باره فوق العاده اندک است.
""نوروسینما"" سبب شد تا صاحبنظران برجسته به موضوعات ریز و جزئیتری نظیر پیوند عصب شناسی با سرگرمی (Entertainment) یا نورواینترتینمنت بپردازند که هنوز در مرحلهی مقدماتی است اما شور و اشتیاق فراوان تهیهکنندگان سرگرمی را کاملاً به خود اختصاص داده است.
نورومارکتینگ و اخلاق: بازارشناسی عصبی یا عصب شناسی بازاری: بررسی نقش اخلاق در نورومارکتینگ
حوزههای تخصصی:
ژرف بینی اثر حاضر در آنجا است که هم به سودمندیهای کاربرد نورومارکتینگ واقف است، و هم از پیشرفت ""اخلاق"" و تمرکز بر ""اصول اخلاقی"" آگاه است که عالمان و اندیشمندان بیش از گذشته در جستجوی آنند و از علوم نوظهوری همچون نورومارکتینگ انتظار دارند.
""تمرکز بر اخلاق"" و ""اصول اخلاقی""، سالها است خردورزان را ترغیب کرده است تا با بزرگنمایی آسیبهایی که علم و دانش بشری بر روح و روان آدمی وارد میکند، به نگرانیهای همگانی در سطح جامعهی بشری دامن بزنند.
""منشور اخلاقی نورومارکتینگ"" که از سوی مؤسسهی کسب وکار و علوم نورومارکتینگ تصویب و منتشر شد، تنها یک پاسخ به این نگرانی همگانی است که شایسته است فرزانگان علوم نورومارکتینگ را تحسین کرد (میتوانید این منشور اخلاقی را در همین شمارهی نشریهی ""توسعه مهندسی بازار"" بخوانید).
نگاه نویسندهی این اثر بر آن است که چنین اقدامات شایسته و بایسته ای، یک رفتار حداقلی است؛ از این رو الزامی است بر پایهی بافت فرهنگی - اجتماعی، فراتر از این منشور، در پی مواد و تبصره و ضمانتهای اجرایی باشیم تا شأن و جایگاه رفیع انسانی حفظ شود.