مقدمه: ارزیابی عملکرد ، ضرورت بنیادین در رویاروئی رویارویی و سازگاری با تحولات و بهبود مستمر فعالیت ها است. دانشگاه نیز با وظیفه ی خطیر خود در تربیت نیروی انسانی مورد نیاز جامعه و بازار کار، از این قاعده مستثنی نیست.
هر یک از مدل های ارزیابی عملکرد، ابزاری می باشندکهاست که پس از اجرا، می توانند اطلاعات گوناگونی را در اختیار تصمیم گیرندگان قرار دهند. هدف از انجام این پژوهش، ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان می بواشد.
روش بررسی: در این مقاله، با استفاده از مدل ریاضی تحلیل پوششی داده ها از نوع خروجی محور و استفاده از نرم افزار lingo، به ارزیابی عملکرد گروه های آموزشی غیر بالینی دانشگاه علوم پزشکی اصفهان در بازه ی زمانی سال های 90-1380 ارزیابی پرداخته شدگردیده است . در مدل مربوط،ه متغیرهای ورودی، تعداد دانشجویان و تعداد اعضای هیات هیأت علمی و متغیرهای خروجی تعداد فارغ التحصیلاندانش آموختگان و فعالیت های پژوهشی اعضای هیات هیأت علمی به عنوان شاخص های اصلی عملکرد در نظر گرفته شده است .
یافته ها: . از 13 گروه آاموزشی مورد بررسی، 6 گروه کارا و 7 گروه آموزشی ناکارا ارزیابی شدند. الگوهای مرجع گروه های ناکارا نیز مشخص گردید.
نتیجه گیری: گروه های آموزشی ناکارا ، از طریق الگوهای کارایئی ، قادر به افزایش در میزان خروجی خود می باشند. بدین منظور، میزان افزایش در خروجی ها بر اساس الگوهای مرجع آن ها پیشنهاد گردید.
در دهة اخیر، با ورود معنویت به تحقیقات سازمان و مدیریت، رهبری معنوی نیز توجه زیادی را به خود جلب کرده است. در این مطالعه، با رویکردی توسعه ای و با بهره گیری از مبانی نظری و نظرهای خبرگان، مؤلفه های رهبر معنوی استخراج و به روش شبکه های عصبی فازی انطباق پذیر مدل سازی شد. سپس، آثار آن ها بر اثربخشی رهبری بررسی شد. داده های تجربی مؤلفه های رهبر معنوی و اثربخشی رهبری، که از تعدادی از دستگاههای دولتی جمعآوری و تحلیل شد، نشان می دهد ویژگی های خودآگاهی، انسان دوستی، تقوا، هوش معنوی و توانمند سازی کارکنان و همچنین، وجود سطوح پایین تری از ویژگی های آرمان سازی، مدل سازی نقش و رفتار منصفانه می تواند اثربخشی رهبری را ارتقا دهد. مشارکت دهی شهروندان، تنها، در برخی وضعیت ها سازوکار مناسبی برای ارتقای اثربخشی رهبری است.
مدرسه ی تبلیغات"" بر آن است تا شما را با برجسته ترین کمپین های خلاق صنعت تبلیغات جهان آشنا سازد.
""مدرسه ی تبلیغات"" در این شماره، 6 کمپین معرفی کرده است از هوشمندان تبلیغات جهان. این 6 کمپین بشرح زیرند:
1. با مغز خود رانندگی کنید از آئودی.
2. بیلبورد خیاطهای پرنده از نایک.
3. کفشی که با شما حرف می زند از پوما.
4. ولوو، امنیت جاده ها از ولوو.
5. بیلبوردهای هوشمند پرواز از بریتیش ایرویز.
6. اجرای برنامه های دوقلوها از بلدنت.
در سالهای گذشته بسیاری از تئوریهای مالی مانند مدل بهینه سازی پرتفوی مارکوییتز، مدل قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای شارپ- ترینیر- جنسن، قیمت گذاری اختیارها توسط بلک-شولز و غیره مبتنی بر فرض توزیع نرمال بازدهی ها بوده است، اما پژوهشهای اخیر این فرض را رد می کند. اگر توزیع بازدهی ها متفاوت از توزیع نرمال باشد، نوع متغیرها و شیوه بکارگیری آنها در این مدل ها با چالش روبرو می شود. بنابراین مهم است که نوع توزیع ها مشخص شود. به همین دلیل در پژوهش حاضر به کمک روش R/S برای تخمین نمای هرس و معیار اندرسون-دارلینگ، توزیع بازدهی سهام 22 شرکت فعال در بورس بین سالهای 90-1380 آزمون شده است و نتایج نشان می دهد که 9 نماد معاملاتی توزیع پایدار دارند.
نقدشوندگی سهام از معیارهایی است که سرمایه گذاران در تصمیمات تشکیل سبد سرمایه گذاری دخالت می دهند. یکی از عواملی که می تواند بر نقدشوندگی سهام تاثیرگذار باشد، مدیریت سود است. مدیریت سود می تواند از جنبه های مدیریت سود مبتنی بر اقلام تعهدی و مدیریت سود واقعی مورد ارزیابی قرار گیرد. لذا هدف این پژوهش، برآورد مدیریت سود براساس وجوه نقد عملیاتی در شرکت های تجاری و بررسی تاثیر آن بر نقدشوندگی سهام شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. پژوهش حاضر با استفاده از مدل رگرسیون مبتنی بر داده های ترکیبی انجام می شود و فرضیه های پژوهش مورد آزمون قرار می گیرند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه های پژوهش نشان می دهد که وجوه نقد عملیاتی شرکت های تجاری تاثیر منفی و معنی داری بر نقدشوندگی سهام داشتند. در نتایج پژوهش به بررسی تاثیر متغیرهای تعدیل گر (انحراف بازده روزانه سهام، متوسط حجم معاملات روزانه سهام، متوسط آخرین قیمت معامله سهام، متوسط تعداد معاملات روزانه سهام و ارزش بازار شرکت) بر رابطه وجوه نقد عملیاتی غیرعادی شرکت های تجاری و نقدشوندگی سهام نیز پرداخته شده است که تاثیر آنها تایید نشد.
از جمله تهدیدهای بالقوّه ای که همواره سلامتی و دارایی افراد جامعه را مورد هدف قرار داده، وقوع حوادث و بلایای طبیعی است. این امر، لزوم توجه ویژة انواع ساختارهای دولتی و حکومتی را به نحوة طراحی و پیاده سازی نظامهای مدیریت بحران نمایان می کند. فراگرد مدیریت بحران در ایران دارای نوسانات فراوانی بوده است و دستیابی به یک نظام مدیریت بحران اثربخش و اجرای موفق آن، همواره یکی از چالشهای موجود در این زمینه بوده است. از سوی دیگر، بررسی نحوة مواجهه با بلایای طبیعی در ایران، حاکی از آن است که دولتهای متفاوت، بیشتر به التیام بخشی پیامدهای ناشی از وقوع بلایا اکتفا و همت خود را بر مراحل مقابله و بازسازی در چرخة مدیریت بحران متمرکز کرده اند. رویکرد اجتماع محور مدیریت بلایا از جمله رویکردهایی است که می تواند با تمرکز بر ریشه یابی علل آسیب پذیری، در مقایسه با توجه صرف به وقوع بلایا، نقاط ضعف پیش گفته را تعدیل کند. از این رو، در این پژوهش تجارب پیاده سازی رویکرد اجتماع محور در کشورهای ترکیه، فیلیپین و ژاپن که از نظر گستردگی و نوع بلایای طبیعی، مشابه کشورمان هستند، به روش تحلیل محتوای کلان، بررسی شده و در پایان، با جمع بندی پیشنهادهای حاصل از مصاحبه با خبرگان به منظور تطبیق و به گزینی اقدامات صورت گرفته در این کشورها، راهکارهایی با هدف بهبود اجرای این طرح در شهر تهران و تبدیل شدن به الگویی برای پیاده سازی در سایر شهرهای کشور ارائه شده است.
الزامات قانونی و علمی تغییر ساختار بودجه ریزی در نظام دانشگاهی از برنامه ای به عملکردی سبب شد تا مطالعات بسیاری در پی الزامات این تغییر صورت پذیرد. با بررسی ادبیات موضوع، مدل ریاضی که دربرگیرنده ساختار دوگانه بودجه ریزی بر مبنای عملکرد (PBB) در دانشگاه باشد، مشاهده نشد. از اینرو هدف این تحقیق ارائه مدل استوار- فازی RFPBB بوده به نحوی که از یک سو تخصیص بودجه به برنامه ها براساس اهمیت هر برنامه و از سوی دیگر تخصیص بودجه به دانشکده ها بر اساس سرانه دانشجویی مصوب وزارت علوم،تحقیقات و فناوری مورد توجه قرارگیرد. با درنظرگرفتن معیارهای گوناگون در دانشگاه، و با توجه به عدم قطعیت های تصادفی و فازی موجود در تعیین پارامترهای مسأله، دو سناریوی مورد بررسی قرار گرفت. سناریوی اول مدل استوار- فازی با حدود پایین بودجه قطعی و سناریوی دوم مدل استوار- فازی با حدود پایین بودجه فازی درنظرگرفته شد. در این مدل به منظور تعیین ضریب اهمیت هرگروه آموزشی جهت تخصیص بودجه به آن از رویکرد تحلیل پوششی داده ها (DEA) با مدل پایه CCR نهاده گرا استفاده شد. همچنین وزن آرمان ها و میزان اهمیت هر برنامه براساس مقایسات زوجی توسط خبرگان تعیین گردید. این مدل ریاضی استوار- فازی دارای 5 آرمان، 1142 محدودیت و 994 متغیر تصمیم است.
نتایج ارائه شده در دو سطح کلان و عملیاتی و همچنین شبیه سازی مدل قطعی و استوار- فازی، نشان از قابلیت بسیار بالای مدل استوار- فازی نسبت به مدل قطعی، در پاسخگویی به عدم قطعیت موجود در پارامترهای مسأله و همچنین مدیریت سطح ریسک تصمیم دارد.
بدبینی سازمانی، از موضوعاتی است که به دلیل نقش و تأثیرش بر عملکرد سازمان، توجه برخی صاحبنظران و علاقمندان به مسائل رفتاری را جلب کرده است. هدف این تحقیق سنجش میزان بدبینی سازمانی کارکنان دانشگاههای دولتی استان قم است. نوع تحقیق از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش گردآوری دادهها، توصیفی و از شاخة پیمایشی است. جامعة آماری این تحقیق،کارکنان دانشگاه های دولتی استان قم است.
در این تحقیق پس از شناسایی عوامل مؤثر بر بدبینی سازمانی، وضعیت این عوامل در دانشگاههای دولتی استان قم بررسی شده است. عوامل مؤثر شناساییشده عبارت است از عوامل محیطی (فراسازمانی)، عوامل سازمانی، عوامل شغلی و عوامل فردی. ابزار تحقیق، پرسشنامه است که روایی و پایایی آن تأیید شد. سپس، پرسشنامه در نمونة مورد نظر توزیع شد. برای بررسی وضعیت ابعاد و شاخصها آزمون آماری تی اجرا شد.
نتایج آزمون فرضیهها نشان داد عوامل سازمانی وضعیت متوسط دارد، میزان عوامل فردی و محیطی برای بدبینی سازمانی کم، و میزان عوامل شغلی بالا است. همچنین، میزان متغیر بدبینی سازمانی بین کارکنان دانشگاههای دولتی استان قم کم است.
در دنیای رقابتی کنونی تمام فعالان در بازار از سازمانها گرفته تا افراد, باید به دنبال راههای برای موفقیت در بازار باشند. راز موفقیت ارائه دهندگان خدمات پر تماس به عنوان بخش مهمی از فعالان بازار, اطاعت و پیروی کردن مشتریان از دستورات و راهنمایی ها آنها است. در این تحقیق مدلی بر اساس تئوری اجتماعی- شناختی بندورا برای اطاعت کردن مشتری ارائه شده است. بر اساس تئوری اجتماعی- شناختی بندورا و ماهیت خدمات پرتماس ویژگی های مهارتهای ارتباطی, مشتری مداری, تخصص و شهرت ارائه دهنده خدمت و رابطه دوستانه بین ارائه دهنده خدمت و مشتریان بر میزان اطاعت کردن مشتری تاثیر می گذارد. نمونه شامل 345 نفر مشتریان خدمات پزشکی و مشاوره شهراصفهان که در یک سال تا دو سال گذشته تحت مراقبت و نظر او بوده اند, می-باشد. از این مقدار 191 زن و 154نفر مرد بوده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل8.5 انجام شد. نتایج حاکی از آن است که متغیرهای مهارتهای ارتباطی, شهرت، تخصص و روابط دوستانه بر اطاعت کردن مشتری تاثیر مثبت و معناداری داشته اند. اما تاثیر معناداری مشتری مداری بر اطاعت کردن رد شد. همچنین تاثیر معناداری اطاعت کردن مشتری بر رضایت و مراجعه دوباره مشتری تایید شد
آگاهی از میزان رضایت مشتری همواره موضوع بسیار مهم علمی و عملی دربازاریابی بوده؛ چراکه پیش زمینه وفاداری اش است. از این رو، پژوهش حاضر در این زمینه و با هدف اصلی شناسایی عوامل موثر بر رضایت مشتری در صنعت خودرو و نهایتاً ارائه مدل و شاخصی برای آن انجام شده است. بدین منظور بعد از مطالعه ادبیات مربوطه، متغیرهای مناسب تعیین و 11فرضیه تدوبن شد. ابزارجمع آوری داده پرسشنامه بود که توسط کارکنان محترم بانک مرکزی تکمیل شد. داده های بدست آمده با تکنیک مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای لیزرل و اس پی اس اس مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج نشان داد که شاخص و مدل ارائه شده برای اندازه گیری رضایت مشتری در صنعت خودرو مناسب بوده و عوامل اثرگذار بر رضایت عبارتند از: کیفیت، انتظارات، ارزش ادراک شده، تصویر ذهنی؛ ولی خدمات پس از فروش بر رضایت مشتری اثری نداشت. بعلاوه رضایت، عاملی بود که بیشترین تأثیر را بر وفاداری مشتری در این صنعت داشت.
این پژوهش عمدتاً با هدف بررسی پیش آیندها (پرستیژ برند، تمایز برند، آگاهی از برند، تجربه خاطره انگیز و مزایای اجتماعی برند) و پس آیندهای (اعتماد، تعهد و جانبداری از برند) حاصل از هویت پذیری مصرف-کنندگان از برند انجام گرفته است. همچنین در راستای مطالعات مدیریت برند، رابطه بین اعتماد و تعهد به برند با جانبداری از برند مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا و بمنظور سنجش متغیرهای تحقیق و بررسی الگوی تحقیق، پرسشنامه ای 34 سوالی طراحی و در بین اعضای نمونه آماری (400 نفر) توزیع گردید. نتایج حاصل از تحلیل داده ها نشان داد که پرستیژ برند اصلی ترین عامل اثرگذار بر هویت پذیری از برند و تعهد به برند اصلی ترین نتیجه حاصل از آن است. به عبارت دیگر، مصرف کنندگانی که پرستیژ برند مورد نظر را بالا میدانستند، هویت پذیری بیشتری از آن برند داشته و این هویت پذیری موجب ایجاد تعهد بیشتر نسبت به آن برند شده است. همچنین تأثیر رابطه سایر متغیرهای تحقیق با هویت پذیری از برند نیز مورد تأیید قرار گرفت و تأثیر مثبت اعتماد و تعهد به برند با جانبداری از برند نیز مورد تأیید قرار گرفت.
شرکتهای تولید کننده کالاهای حامی محیط زیست هر ساله هزینه های زیادی را صرف بازاریابی محصولات خود می کنند. شناسایی ابزارهای بازاریابی سبز تاثیرگذار بر رفتار گروه های مختلف مصرف کنندگان می تواند علاوه بر کاهش هزینه های شرکت و تحصیل سود بیشتر، افزایش سهم بازار و مزیت رقابتی را نیز برای شرکت ایجاد نماید. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر ابزارهای بازاریابی سبز بر رفتار گرو ه های مختلف مصرف کنندگان سبز طراحی و اجرا شده است. تحقیق حاضر از حیث هدف یک تحقیق کاربردی و از حیث نحوه گردآوری داده از نوع تحقیقات پیمایشی- همبستگی می باشد. جامعه آماری مورد تحقیق را کاربران اینترنتی عضو در شبکه های اجتماعی تشکیل می دهند. برای آزمون فرضیه ها از روش های آزمون های تکراری و آزمون میانگین چند جامعه (ANOVA) با کمک نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که ابزارهای تاثیرگذار بر رفتار گروه های مختلف مصرف کننده، تبلیغ، برچسب و برند محیط زیستی هستند که تاثیر هر کدام از آنها بر رفتار گروه های مختلف مصرف کننده، به جز آگاهی از برچسب محیط زیستی، متفاوت است. با افزایش سطح محیط زیست گرایی مصرف کنندگان، تاثیرگذاری این سه ابزار بر رفتار آنها بیشتر می شود. براساس نتایج تحقیق، برند محیط زیستی، تاثیرگذارترین ابزار بازاریابی سبز بر رفتار مصرف کنندگان می باشد.
هدف این مقاله بررسی این موضوع است که چگونه فناوری اطلاعات میتواند به عنوان یک محرک انگیزشی در فرآیند تصمیمگیری راهبری شرکتی استفاده شود. در این مقاله تئوری های موجود در راهبری شرکتی برای درک انگیزههای مدیران اجرایی با هم مقایسه شده است و براساس تحلیل تئوریهای مختلف، یک چارچوب انگیزشی با استفاده از فناوری اطلاعات برای مدیران اجرایی شرکت ارائه شده است. نتیجهی تحقیق این است که چشمانداز ذینفعان برعکس دیگر دیدگاههای راهبری شرکتی که یک بعدی هستند، یک رویکرد کاملا باارزش برای راهبری شرکتی است. فناوری اطلاعات میتواند محرکی برای مدیران اجرایی سازمان در حرکت به سمت ترویج چشم انداز ذینفعان باشد.