بررسی پیشینه تحقیقات انجام گرفته حاکی از آن ست که عناصر تشکیل دهنده اجزای مدل یکپارچه ارتباطات بازاریابی در قالب آمیخته ترفیع عمدتاً دارای ماهیتی تصادفی، پویا، مبهم، نادقیق، کیفی و یا نامشهود بوده و فهم آنها نیازمند بهره گیری از رویکردهایی است که با ماهیت ذاتی این نوع متغیرها سنخیت و همخوانی داشته باشد. در این مطالعه با بکارگیری رویکرد فازی در مدلسازی، اتکاء به داده های واقعی عملکرد و تحلیل آراء خبرگان در راستای تحقق اهداف توسعه ای بنگاه؛ نارسایی های موجود در مطالعات گذشته تا اندازه زیادی مرتفع شده و رضایت مندی بیشتری در تحقق اهداف بازاریابی و فعالیت های ارتباطاتی و ترفیعی بنگاه حاصل شده است. ضمنا از عواملی همچون منحنی عمر محصولات بنگاه، راهبردهای بازاریابی، بودجه فعالیت های ترفیعی و ماهیت رقابت و صنعت به عنوان سازه های کلیدی جهت طراحی الگوی کارآمد ارتباطات بازاریابی بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مدل یکپارچه حاصل سنخیت بیشتری با اهداف بازاریابی داشته و ضمن برقراری روابط بعضا چند سویه با عناصر کلیدی مؤثر بر آنها در قالب قواعد تصمیم از پویایی و انسجام کافی جهت هدایت اقدامات ترفیعی بنگاه برخوردار می باشد. توضیح اینکه در صنعت مذکور تبلیغات غیر شخصی، عوامل فروش حضوری، روابط عمومی وابزارهای ارتقاء فروش به مثابه عناصر مدل یکپارچه به ترتیب بیشترین اهمیت را دارند.
زمینه و هدف: در عصر حاضر با توجه به سرعت فزاینده تولید و توسعه دانش و افزایش عدم اطمینان محیطی، مدیریت دانش و بهکارگیری آن در سازمان ها اهمیت بسیاری پیدا کرده است. از طرفی با توجه به هزینه های بالای پیاده سازی سیستم مدیریت دانش، توفیق در پیاده سازی آن یکی از نگرانی های اصلی مدیران سازمان و محققان در این زمینه است. تحقیقات متعددی در زمینه موضوع مدیریت دانش و عوامل مؤثر بر موفقیت آن انجام شده است. هدف این مقاله، شناسایی عوامل حیاتی موفقیت مدیریت دانش و سنجش شاخص های آن در سازمان های عمومی است.
مواد و روش: این مقاله، حاصل پژوهشی کاربردی است که از نظر روش، توصیفی پیمایشی محسوب میشود. جامعه آماری این تحقیق کلیه کارکنان دانشی یکی از سازمان های بخش عمومی کشور به تعداد 96 نفر میباشند که به صورت سرشماری مورد مطالعه قرار گرفته اند. اطلاعات به کمک ابزار پرسشنامه گردآوری شده و روایی محتوای آن با روش دلفی و پایایی آن از راه اندازه گیری مقدار آلفای کرونباخ (96/0) به دست آمده است. برای آزمون فرضیه ها از تحلیل رگرسیون استفاده شده است.
یافته ها: نتایج تحقیق نشان میدهد که پنج عامل مهم به عنوان عوامل کلیدی موفقیت مدیریت دانش عبارتند از: فرهنگ سازمانی، نقش ها و رفتار های مدیران، ساختار سازمانی، منابع انسانی و فناوری.
نتیجه گیری: در سازمان مورد مطالعه، کلیه عوامل پنج گانه یاد شده، تأثیر معنیداری بر موفقیت مدیریت دانش دارند.
هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل فرهنگی ـ اجتماعی موثر بر فرهنگ کارآفرینی زنان می باشد. نمونه پژوهش شامل 150 نفر از زنان کارآفرین تهران و کرج می باشد که بصورت سرشماری انتخاب شده اند. و در پژوهش حاضر از روش پیمایشی و اسنادی استفاده شده و جمع آوری اطلاعات از طریق ابزارهای فیش برداری و پرسشنامه انجام گرفته است که اطلاعات مربوطه از واحدهای تولیدی و صنعتی و خدماتی که زنان کارآفرین تاسیس نموده بودند با بهره گیری از پرسشنامه کتبی و با روش نمونه گیری سیستماتیک جمع آوری گردیده است. تجزیه و تحلیل اطلاعات در چهار بخش توصیفی، آزمون فرضیات، تحلیل همبستگی و تحلیل رگرسیون چند متغیره انجام گرفته شده است. در این پژوهش برای آزمون فرضیات از شاخص آماری کای اسکور استفاده شده است که فرضیات مطرح شده مورد تایید قرار گرفته اند، به بیان دیگر عوامل محیطی میان عوامل فردی (انگیزه ها و اهداف، سرمایه انسانی) عوامل محیطی (عوامل فرهنگی ـ اجتماعی، اقتصادی) و عوامل شبکه ای (شبکه اولیه) با شاخصهای توسعه کارآفرینی رابطه وجود دارد.
همچنین تحلیل رگرسیون شاخصهای توسعه کارآفرینی با متغیرهای مستقل مبین این واقعیت است که از میان متغیر های مستقل پژوهش به ترتیب متغیرهای عوامل فردی- شخصیتی و عوامل شبکه ای و عوامل فرهنگی وارد معادله شده اند که عوامل محیطی از اهمیت بالایی برخوردار است.
در تجارت جهان رقابتی، پیچیده و به سرعت در حال تغییر اطلاعات محور، وجود بینش صحیح و بهنگام از فعالیتها و شرایط تجارت برای کنترل میزان سلامت و مطابقت با نرمهای تجاری ضرورت دارد. مسلما اطلاعات برای داشتن این بینش نقشی حساس بازی کرده و میتواند به تنهایی مفید واقع شود مشروط بر آنکه راهنمایی کننده، متمرکز، بهنگام و به سادگی قابل دسترس بوده و هر دو جنبه کلان (استراتژیک) و خرد (عملیاتی) شرکت را نشان دهد.به خاطر پیشرفت فناوری اطلاعات، تکنولوژی های هنر گونه نظیر هوش تجاری- BI توسعه داده شدهاند تا برای ما ترکیب فوق را آماده کنند. این مقاله برای خواننده دیدگاهی از هوش تجاری و اهمیت استراتژیک آن فراهم میکند. مقاله هم چنین تشریح میکند که BI چگونه میتواند تکنولوژی موثری در صنایعی نظیر بانکداری برای انجام دادن موضوعات حساسی مثل بازرسی و کشف تقلب باشد. متدولوژی بر پایه BI ، در فرم معروف به مدل BI بر ای بازرسی و کشف تقلب مطرح و در انتهای مقاله به همراه جزییات آن برای حل موضوعات یادآوری شده به روش موثر و کارا بیان میگردد.
تهیه پرسشنامه و سایر ابزارهای سنجش، نقش مهمی در پژوهشهای علوم اجتماعی، مدیریت و علوم رفتاری ایفا مینمایند. مقیاس و پرسشنامه از جمله ابزارهای سنجش هستند که گاه مترادف و یکسان در نظر گرفته میشوند. اگرچه اصطلاحات مقیاس و پرسشنامه قابل تبدیل به یکدیگرهستند، اما تفاوتهای قابل ملاحظهای بین شیوههای ساخت و کار آنها وجود دارد. تهیه پرسشنامهها یا مقیاسها کار آسانی بهنظر میرسد، با یک برنامه واژه پرداز میتوان طی یک روز پرسشنامهای کاملاً درخور توجه تنظیم کرد. بهرغم این که پاسخ دادن به این پرسشنامه، کار مفرحی است ولی هیچ کس یا حداقل طراحان آن، نتایج آنها را جدی نمیگیرند. پس میتوان گفت تهیه پرسشنامه یا مقیاسی که منجر به گردآوری دادههای ارزشمندی شود، کاری دشوار است و هیچ پژوهش خوبی را نمیتوان بر اساس دادههایی که با کم دقتی گرد آمدهاند استوار ساخت. این مقاله به تحلیل مقیاسی که توسط لیکرت در سال 1932 طراحی گردیده و امروزه بهعنوان رایجترین مقیاس در پژوهشها مورد استفاده قرار میگیرد، پرداخته و تازهترین یافتههای پژوهشی مرتبط با اصول و مراحل ساخت آن را به همراه روشهای آماری مناسب برای تجزیه و تحلیل دادههای حاصل از اجرای این مقیاس ارائه نموده و سپس به بررسی مزایا و محدودیتهای آن میپردازد.
امروزه تنها سازمانهایی در عرصه رقابت از موقعیت مناسب برخوردارند که محور اصلی فعالیت خودشان را تامین خواسته مشتریان و ارضای نیازهای آنان با حداقل هزینه و حداکثر کیفیت قرار داده اند. ژاپنی ها اولین کشوری بودند که انقلاب کیفی را در دنیا رهبری کردند در دهه 1950 میلادی کالاهای ژاپنی در دنیا به رونوشت برابر اصل است مشهور بودند...
زمینه وهدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل سازنده شایستگی های مدیران دانشگاه پیام نور استان تهران و همچنین تعیین تعداد سوال های هر یک از عوامل، ترتیب اولویت عوامل و شاخص های مذکور و در نهایت ارائه مدل مطلوب شایستگی مدیران صورت گرفته است.
روش: تحقیق حاضر از نوع توصیفی و روش آن تحلیل عاملی اکتشافی است. جامعه آماری، کلیه کارکنان دانشگاه پیام نور استان تهران است که بر اساس روش نمونه گیری در دسترس و فرمول تعیین حجم نمونه پژوهش حاضر، 86 نفر محاسبه شد. ابزار سنجش پژوهش حاضر را پرسشنامه تشکیل می دهد که از طریق آن شایستگیهای مدیران به وسیله کارکنان آنان مورد سنجش قرار گرفت و در نهایت به وسیله آزمون تحلیل عاملی از نوع تجزیه مولفه های اصلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: برونداد اولیه نشان می دهدکه دترمینان ماتریس همبستگی00007/0 عددی غیرصفر، ومقدارKMO برابر897/0، ونتیجه آزمون کرویت بارتلت به مقدار 971/27272 نیزهمچنان ازلحاظ آماری درسطح کمتراز 00001/0 معناداراست. در برونداد نهایی عامل های 16گانه استخراج شده باروش PC بااستفاده ازشیوه واریماکس دوران داده شده، ومجموعه ماده هایی که مشترکا بایک عامل همبسته بوده وتشکیل یک پاره تست داده اند
نتیجه گیری : در مجموع بر اساس اجرای تحلیل عاملی شانزده عامل زیر احصاء شد:
1- درک تفاوت های فردی، 2- مدیریت تغییر، 3- مدیریت مالی، 4- تیم سازی، 5- مدیریت بحران، 6- درک ماموریت سازمان، 7- شناخت واقعیت های سازمانی، 8- یادگیری مستمر، 9- مدیریت منابع انسانی، 10- برنامه ریزی ، 11- مشارکت جویی، 12- مشتری محوری، 13 مهارت فنی، 14- ثابت قدمی، 15- توجه به منافع سازمانی و 16- تعیین هدف های چالشی برای شایستگیهای مدیران.
توسعه متضمن تلاش جامعه برای نیل به اهداف ارزشی خود بوده ، پایداری آن در گرو تامین رفاه نسبی ، امنیت کامل و آگاهی کافی برای همه اعضای جامعه است ؛ در واقع ، توسعه پایدار ، مستلزم رعایت عدالت اجتماعی و توجه متوازن به وجوه فرهنگی ، سیاسی و اقتصادی حیات جامعه است ؛ به گونه ای که نیروی انسانی را به فراگرد توسعه خوشبین و امیدوار سازد . ادراک بی عدالتی اثر مخربی بر روند توسعه دارد ؛ زیرا اهتمام نیروی انسانی و انگیزش عناصر اجتماعی را تحت الشعاع خود قرار می دهد .
تحقیق حاضر با هدف تعیین نوع ساختار بازار تجارت جهانی فرش دستباف، ساختار صادرات فرش ایران با شرکای تجاری و شناسایی بازارهای هدف آن تدوین یافته است. این تحقیق از هفت قسمت شامل مقدمه، مبانی نظری و روش شناسی تحقیق (در دو محور ساختار بازار و بازارهای هدف)، ساختار تجارت (واردات و صادرات) جهانی آن کالا، ساختار صادرات فرش دستباف ایران با شرکای تجاری، رابطه مبادله خالص و درآمدی فرش صادراتی ایران، بازارهای هدف فرش صادراتی ایران، نتیجه گیری و پیشنهادات تشکیل شده است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد ساختار تجارت جهانی فرش دستباف از انحصار چند جانبه با نوساناتی طی دوره 2000-1975 مواجه بوده است. بررسی طرف عرضه ساختار تجارت جهانی نیز گویای آن است که ساختار انحصار چند جانبه صادرات متحول شده و از قدرت انحصاری صادرکنندگان آن کاسته شده است، درمقابل ساختار واردات فرش از انحصار چند جانبه پیروی نموده است. مقایسه صادرات و واردات جهانی فرش دستباف گویای آن است که انحصار از آن واردکنندگان است تا صادرکنندگان. ساختار صادرات فرش ایران با شرکای تجاری نشان می دهد که وارد کنندگان فرش از ایران از ثبات نسبی برخوردار نبودند بگونه ای که طی سالهای 67-1358 پیوسته از قدرت چانه زنی ایران در میان وارد کنندگان کاسته شده، اما طی سالهای 80-1368 بویژه برنامه اول توسعه، با ورود تعداد زیادی کشور به جمع واردکنندگان از قدرت انحصاری آن کشورها کاسته شده است. شایان توجه است غالبا کشورهای اصلی وارد کننده فرش دستباف از ایران، به صادرات مجدد به بازارهای مصرف نهایی مبادرت می ورزند و هم اینک علی رغم مرکز مهم تولید جهانی فرش دستباف در خاور نزدیک، کشورهایی از اروپا (آلمان)، شرق آسیا (هنگ کنگ)، خلیج فارس (امارات متحده عربی) مراکز مهم تجارت جهانی فرش دستباف (بورس کالایی تخصصی بین المللی) به شمار می آیند. رابطه مبادله پایاپای خالص فرش دستباف صادراتی ایران طی سالهای 80-1358 با نوسان، رو به کاهش نهاده است و افزایش حجم صادرات آن کالا موجب شده که رابطه مبادله درآمدی آن رو به بهبود گذارد. در پایان 33 کشور که ویژگی های بازار هدف فرش دستباف صادراتی را دارا هستند، به عنوان بازارهای هدف فرش دستباف صادراتی ایران شناسایی شده اند. تحقیق حاضر با جمع بندی، توصیه های سیاستی، پیشنهادات و ملاحظات پایانی خاتمه یافته است.
"شناسایی متغیرهای موثر بر بازدهی و قیمت سهام، با توجه به گسترش بازار سرمایه از اهمیت بسیاری برخوردار است. برای پیش بینی بازده مدل های مختلفی مثل مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای ، مدل بازار، تئوری قیمت گذاری آربیتراژ و مدل عاملی وجود دارد. طبق مدل قیمت گذاری داراییهای سرمایه ای، بتا تنها متغیری است که می تواند بازدهی را پیش بینی کند. پژوهش هایی که در زمینه توان پیش بینی این مدل و نیز استفاده از سایر متغیرها انجام شده است، حاکی از آن است که متغیرهای دیگری وجود دارند که بهتر از بتا توان پیش بینی بازدهی را دارند. برخی از این متغیرها شامل اندازه، نسبت های بدهی به حقوق صاحبان سهام، ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، سود به قیمت و فروش به قیمت هر سهم می باشد. در این پژوهش توان متغیرهای مذکور و همچنین بتا در پیش بینی بازدهی سهام آزمون شد تا متغیرهایی که بهتر از بتا توان پیش بینی بازدهی سهام را در بازار بورس تهران دارند، شناسایی شوند.
متغیرهای مستقل در قالب مدل های یک متغیره با متغیر وابسته بازدهی برای هر یک از سالهای 76 تا 82 آزمون شدند. همچنین مدل های چند متغیره نیز به دو صورت مقطعی ادغامی و سالانه انجام شد. نتایج آزمون مقطعی نشان داد که مدل در کلیه مقاطع از نظر آماری معنادار است، و توان تبیین آن نسبت به مدل های تک متغیره، در تمام سال ها بیشتر است. در آزمون های یک متغیره ، بین نسبت فروش به قیمت هر سهم و سود به قیمت در چهار سال متوالی ارتباط معنادار با بازدهی مشاهده شد. اندازه برحسب (ارزش بازار سهام)، در چهار سال متوالی با بازدهی ارتباط معنادار داشت. بین اندازه به عنوان لگاریتم جمع داراییها با بازدهی در چهار سال متوالی ارتباطی مشاهده نشد و نتایج مرتبط با نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام ثبات نداشت. همچنین بین بتا و بازدهی سهام، به گونه ای که مدل CAPM پیش بینی می کند، ارتباط پایداری مشاهده نشد و نتایج در طول سال های مختلف، متفاوت بود. بین نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام با بازدهی هیچ ارتباطی مشاهده نشد. با توجه به تاثیر احتمالی مدل های آماری بر نتایج، احتمالی مدل های آماری بر نتایج، آزمون های تکمیلی بر مبنای تشکیل پرتفوی براساس هر یک از متغیرهای بتا و نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام تشکیل شد. با توجه به مقدار هر یک از متغیرها سه پرتفوی تشکیل شد. نتایج حاصل از این آزمون نشان داد که طی سال های 1379، 81 و 82 پرتفوی ها با بتای بالا بازدهی بیشتری نسبت به پرتفوی ها با بتای پایین داشتند. در مورد پرتفوی های تشکیل شده بر مبنای ارزش دفتری به ارزش بازار سهام، نتایج با مدل های رگرسیون سازگاری داشت."
مدیریت دانش به عنوان یکی از فرایندهای اصلی سازمان های دانش بنیان، شناخته می شود. امروزه بدون استفاده از قابلیت های سیستم مدیریت دانش، مدیریت مؤثر دانش به سختی ممکن می شود؛ ناگزیر، برای استفاده مؤثر از این سیستم ها، شناخت نیازهای سازمان از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. از طرف دیگر، از آنجا که به طور معمول بودجه سازمان ها محدود است و خرید و پیاده سازی این سیستم ها نیازمند سرمایه گذاری زیادی است، اولویت بندی نیازهای سازمان نیز اهمیت مییابد. این مقاله چگونگی استفاده از رویکرد تحلیل شبکه اجتماعی برای استخراج نیازهای سیستم مدیریت دانش در شرکت های دانش بنیان را نشان می دهد. به این منظور روشی به کار رفته که پیش از این برای انتخاب سیستم های ویکی و مدیریت مستندات استفاده شده است. برای استخراج نیازهای سیستم مدیریت دانش 4 گام اصلی تعریف معیارها برای ارزیابی همکاری، انتخاب روش و سنجه های مناسب برای ارزیابی معیارهای همکاری، جمع آوری داده ها برای ارزیابی معیارهای همکاری و استخراج نیازهای سیستم مدیریت دانش در سازمان تعریف شده است. برای جمع آوری داده ها، با طراحی پرسشنامه میزان تعاملات کاری افراد باهمدیگر در پژوهشکده ای اندازه گیری شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده کاربرد تحلیل شبکه اجتماعی در شناخت نیازهای سازمانی است. از بین قابلیت هایی که باید یک سیستم مدیریت دانش داشته باشد، اهمیت قابلیت اجتماعیسازی، خارجیسازی، جستجو و بازیابی، حافظه تعاملی و فرادانش را با استفاده از این روش میتوان تعیین کرد. استفاده از این روش در مطالعه موردی نشان داد که سیستم هایی با امکان تولید سایت های اطلاعاتی برای تبیین اطلاعات بین افراد از اهمیت بسیار بالاتری نسبت به سایر سیستم ها برخوردار است. در پایان پیشنهاد شده برای دستیابی به شناخت کامل تر از نیازهای سازمانی و اولویت بندی سایر قابلیت های سیستم مدیریت دانش، در کنار تحلیل شبکه اجتماعی از سایر روش ها مانند ممیزی دانش استفاده شود.
" مدیران شرکت ها و سرمایه گذاران دو گروه از ذینفعان هستند که اطلاعات حاصل از تجزیه و تحلیل صورت های مای برای آنها اهمیت ویژه ای دارد. در این راستا، آنها با در نظر گرفتن اطلاعاتی مانند نسبت های مالی، موقعیت شرکت را ارزیابی و بر اساس آن تصمیم مناسب را اتخاذ می کنند. هرچند تحلیل نسبت های مالی برای ارزیابی مالی شرکت ها قدمتی دیرینه دارد، اما محدودیت نحلیل نسبت ها آن است که هر نسبت با در نظر گرفتن یک فاکتور در صورت و فاکتور دیگر در مخرج، فقط یک بعد را ارزیابی می کند. بنابراین در نظر گرفتن نسبت های مالی به صورت جدا از هم معمولا نمی تواند راهنمای مناسبی برای سرمایه گذاران و مدیران شرکت ها باشد. برای رفع این نقص، در این مقاله پیشنهاد می شود که ابتدا با بررسی نظر خبرگان و کارشناسان صنعت و استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی وزن اهمیت نسبت های مالی مختلف در مقایسه با هم استخراج شود. سپس با تلفیق نسبت ها و در نظر گرفتن چهار دسته از نسبت ها به عنوان ستاده های هر شرکت، کارآیی و کارآمدی هر شرکت در مقایسه با سایر شرکت ها اندازه گیری شود. بدیهی است نمره کارآیی هر شرکت که اطلاعات مختلفی در آن منظور شده می تواند راهنمای مناسبی هم برای سرمایه گذاران و هم مدیران شرکت باشد تا اولویت های سرمایه گذاری و جهت گیری آتی شرکت را با دقت بیشتری تعیین نمایند. نتایج تحقیق نشان می دهد که در میان نسبت های نقدینگی، نسبت سریع، در میان نسبت های سودآوری، بازده حقوق صاحبان سهام، در میان نسبت های رشد، نسبت افزایش حقوق صاحبان و در میان نسبت های عملیاتی، نسبت گردش موجودی بیشترین اهمیت را در صنعت داروسازی داشته است. پس از به کارگیری شاخص های ترکیبی به عنوان ستاده و استفاده از یک مدل تحلیل پوششی داده های جمعی، نمره ناکارآمدی شرکت های داروسازی محاسبه شد. که در این میان شرکت داروسازی البرز بالاترین و شرکت دارویی لقمان پایین ترین رتبه را داشته است.
"
هدف این پژوهش بررسی وضعیت سرمایه اجتماعی برای شناسایی عوامل موثر بر سرمایه اجتماعی دانشگاه پیام نور، و ارایه مدل جامع سرمایه اجتماعی آن دانشگاه است. به همین جهت، نظریه های بوردیو، کلمن، و پوتنام به عنوان مبنای نظری سرمایه اجتماعی و نظریه های گرانووتر، برت و لین، به عنوان نظریه های شبکه های اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است. با استفاده از مدل ناهاپیت و گوشال (1998) متغیرهای مورد نظر برای سرمایه اجتماعی دانشگاه پیام نور انتخاب، و مدل پژوهش از تلفیق مدل مذکور با مدل سه شاخگی میرزایی تنظیم و بر اساس آن سوالها و فرضیه های پژوهش تدوین شده است.سهم اصلی این پژوهش در گسترش ادبیات سرمایه اجتماعی نظریه آزمایی و ارایه مدل جامع سرمایه اجتماعی در یک دانشگاه دولتی ایرانی، و بومی کردن متغیرهای ابعاد سرمایه اجتماعی مدل ناهاپیت و گوشال (1998)، برای بررسی آن در یک دانشگاه دولتی ایرانی است.در این پژوهش سه دسته عوامل رابطه ای، زمینه ای و ساختاری به عنوان عوامل اصلی سرمایه اجتماعی دانشگاه پیام نور تعیین شد و با مطالعه تاثیر مولفه های این عوامل بر سرمایه اجتماعی، دو مدل برای سرمایه اجتماعی دانشگاه پیام نور تنظیم و ارایه شده است.
در میان انبوه تحقیقاتی که در زمینه گزارش گری مالی و رویه های حسابداری در جوامع مختلف انجام شده اند. دسته ای از تحقیقات وجود دارند که به ارائه چارچوب و مدل هایی جهت بررسی تاثیر فرهنگ بر حسابداری پرداخته اند. مک کینون با الهام از تئوری سیستم های اجتماعی و تحقیق اسمیت (1973 و 1976) در رابطه با روند تاریخی تغییر و تکامل حسابداری. مدلی تئوریک جهت بررسی توسعه تاریخی سیستم حسابداری در کشور ژاپن مطرح کرد (1986 و mc kinnon). دو سال بعد. گری با تلفیق ارزش های فرهنگی مطرح شده توسط هوفستد و تعیین چهار بعد ارزشی حسابداری. مدلی را برای بررسی تاثیر فرهنگ بر سیستم های حسابداری ارائه داد که شدیدا مورد استقبال محققان قرار گرفت (gray ، 1988) هم اکنون نیز با گذشت نزدیک به پانزده سال از ارائه این مدل. هنوز از آن به عنوان الگویی برتر برای انجام تحقیقات در سطح بین المللی استفاده می شود. مدل گری (Gray) در حقیقت بسط مدل هوفستد در رابطه با الگوهای فرهنگی می باشد که در آن ارزش ها و عملکرد های حسابداری به عنوان یک زیر مجموعه به ارزش های اجتماعی و پیامدهای نهادی اضافه شده اند. گری معتقد است چون ارزش های حسابداری زیر مجموعه ای از ارزش های اجتماعی هستند. بنابراین می توان آنها را بمانند ماکتی از ارزشها وسیع تر اجتماعی دانست که ابعادشان در گزارشات مالی و استانداردهای حسابداری نمایان می شود. به عبارت دیگر. مدل گری روابط علی بین ارزش های فرهنگی و عملکردهای حسابداری را نشان می دهد. هدف پژوهش حاضر نیز در واقع آزمون مدل گری و بررسی روابط تئوریک مطرح شده در این مدل و در رابطه با نحوه ارتباط ابعاد فرهنگی با ارزش های حسابداری در کشور ایران است. برای آزمون این مدل از روش لیزرل (Lisrel) استفاده شده است. دلیل انتخاب این روش نیز آن است که لیزرل امکان استفاده از چندین متغیر مشاهده پذیر را به عنوان معرف های یک متغیر نهفته فراهم می آورد و این موضوع اندازه گیری متغیرهای نهفته را موثرتر می سازد. تحلیل های آماری صورت گرفته در این پژوهش مبین پایین بودن قدرت توضیحی مدل گری در کشور ایران می باشد که دلیل آن نیز شاید بدین خاطر باشد که حسابداری در ایران به طور تدریجی و در نتیجه نیازهای جامعه تکامل نیافته است و در واقع روش ها و رویه های حسابداری مورد استفاده در این کشور عاریه گرفته از روشها و رویه هایی است که در کشورهای توسعه یافته دنیا ابداع و اجراء شده اند.
هدف این پژوهش بررسی ساختار مالکیت شرکت بر شیوه مدیریت سود است. چون در مطالعات قبل تأثیر عوامل حاکمیت شرکتی نادیده گرفته شده، در این پژوهش ساختار مالکیت به چهار طبقه مالکیت نهادی، شرکتی، مدیریتی و خارجی طبقهبندی شده است. در نمونه پژوهش اطلاعات مربوط به مالکیت سرمایهگذاران خارجی یافت نشد، بنابراین این نوع مالکیت بررسی نشد. برای هر کدام از طبقات دیگر مالکیت یک فرضیه تدوین و تأثیر آن بر مدیریت سود آزمون گردید. از مدل رگرسیون خطی چندگانه برای آزمون فرضیات استفاده شد. جامعه آماری تحقیق شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سالهای 1383-1387 است. نمونه آماری پژوهش شامل 95 شرکت است. آزمون همبستگی و آزمون رگرسیون مقطعی چندگانه برای بررسی فرضیات استفاده شده است. نتایج تحقیق بیانگر این است که رابطه منفی معناداری بین مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی با مدیریت سود وجود دارد، اما بین مالکیت شرکتی و مدیریت سود رابطه مثبت و معناداری وجود دارد.
امروزه توسعه پایدار به یکی از نگرانی های مهم سیاست گذاران و برنامه ریزان در سراسر دنیا تبدیل شده است. توسعه پایدار از سه بعد اصلی تشکیل شده است: محیط زیست، اقتصاد و اجتماع. حمل و نقل اثرات زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی بسیاری دارد و فاکتور مهمی در توسعه پایدار محسوب می شود .سیستم حمل ونقل شهری، سیستمی پیچیده با متغیرهای متعدد و چرخه های بازخوردی غیرخطی است. حمل ونقل را نمی توان یک متغیر مستقل محسوب کرد. هدف این مقاله ارائه مدلی پویا برای سیستم حمل ونقل شهری با توجه به مفهوم سیستم حمل ونقل شهری پایدار است، به طوری که با استفاده از این مدل، ماهیت پیچیده و پویای سیستم حمل ونقل شهری درک و تأثیر سیاست ها ارزیابی گردد. لذا، در مقاله حاضر سعی شده است با استفاده از رویکرد پویایی شناسی سیستم ها، مدلی جامع و یکپارچه برای سیستم حمل ونقل شهری تهران با توجه به مفهوم سیستم حمل ونقل شهری پایدار ارائه گردد و رفتار پویای سیستم ارزیابی شود. در ادامه با شبیه سازی مدل، سیاست هایی در جهت افزایش کارایی سیستم های حمل ونقل شهری و بهبود پارامترهای ترافیک شهری ارائه شده است. مدل با استفاده از نرم افزار ونسیم و داده های شهر تهران مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که اجرای ترکیبی سیاست های ارائه شده تأثیر بسزایی در بهبود کارایی سیستم حمل ونقل و وضعیت پارامترهای ترافیکی شهر تهران دارد.