ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸٬۹۰۱ تا ۵۸٬۹۲۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
۵۸۹۰۱.

ارائه الگو برای توسعه حکمرانی خوب شهری با بهره گیری از رویکرد اقتصاد چرخشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۹
در عصر حاضر، حکمرانی شهری با چالش هایی همچون فشارهای محیط زیستی، رشد شتابان جمعیت شهری، محدودیت منابع و پیچیدگی ساختارهای مدیریتی مواجه است. اقتصاد چرخشی به عنوان رویکردی نوین و کارآمد در پاسخ به این چالش ها، با تأکید بر بازیافت، استفاده دوباره، کاهش ضایعات و افزایش بهره وری منابع، نقش مهمی در تحقق پایداری شهری دارد ( Geissdoerfer et al., 2017 ). هدف این پژوهش، ارائه مدلی بومی برای توسعه حکمرانی خوب شهری مبتنی بر اقتصاد چرخشی در ایران است. روش پژوهش آمیخته اکتشافی (کیفی → کمی) بود . در بخش کیفی با بهره گیری از روش نظریه زمینه بنیاد Strauss & Corbin (2015) و نمونه گیری هدفمند – گلوله برفی، با ۱۵ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد شهری مصاحبه نیمه ساختارمند انجام و اشباع نظری حاصل شد. در بخش کمی، جامعه آماری شامل مدیران و کارشناسان ارشد شهرداری تهران بود و حجم نمونه با فرمول کوکران برآورد و به روش در دسترس، ۱۱۰ پرسش نامه گردآوری شد. روایی محتوایی با شاخص لاوشه و پایایی با آلفای کرونباخ تأیید شد. تحلیل داده ها با نرم افزار SmartPLS انجام شد . یافته ها نشان داد که توسعه حکمرانی خوب شهری مبتنی بر اقتصاد چرخشی تابع شرایط علّی (نوآوری سبز، الزام های محیط زیستی، زیرساخت های چرخشی)، عوامل زمینه ای (تقویت ظرفیت نهادی، زیرساخت های حمل ونقل و انرژی پایدار، کسب وکارهای چرخشی) و عوامل مداخله گر (ساختارهای قانونی، فرهنگ عمومی و آموزش) است و از راه راهبردها به پیامدهایی همچون ارتقای شفافیت، پاسخ گویی، عدالت محیطی، مشارکت شهروندان و توسعه پایدار شهری منجر می شود؛ نتیجه ای که با یافته های پژوهشگران حوزه حکمرانی و اعتماد عمومی مانند Börzel & Grimm (2018) ، Beshi & Kaur (2020) و Jameel et al. (2019) همسو است. مدل پیشنهادی می تواند به عنوان چارچوبی راهبردی برای برنامه ریزی سیاست های شهری، مدیریت منابع و تسهیل گذار به توسعه پایدار شهری مورد استفاده مدیران شهری و سیاست گذاران قرار گیرد .
۵۸۹۰۲.

پهنه کاوی مطالعات حوزه ارزشیابی خط مشی های عمومی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
ارزشیابی خط مشی عمومی به عنوان یکی از مراحل حیاتی در فرایند خط مشی گذاری عمومی، نقش مهمی در تضمین کارآمدی و اثربخشی خط مشی ها در حکمرانی ایفا می کند. هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل وضعیت مقاله های فارسی در حوزه ارزشیابی خط مشی عمومی در ایران و ترسیم چشم انداز آتی برای پژوهش های این حوزه است که با استفاده از روش مرور دامنه ای انجام شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شناسایی الگوها، روش شناسی و شکاف های موجود در پژوهش های مرتبط با ارزشیابی خط مشی، 158 مقاله علمی- پژوهشی را بررسی کرده است. در این پژوهش، با جستجوی کلیدواژه های مرتبط با ارزشیابی خط مشی عمومی در پایگاه های معتبر دانش پژوهی ایران، 4852 مقاله شناسایی شد. پس از اعمال معیارهای ورود و خروج، شامل بررسی عناوین، حذف موارد تکراری و غیرمرتبط و تحلیل دقیق چکیده ها، 135 مقاله علمی- پژوهشی بازیابی شد. همچنین، 18 مقاله دیگر از راه جستجوی عمومی به این مجموعه اضافه شد. در نهایت، 153 مقاله منتخب برای تحلیل نهایی مطالعه شد. یافته ها نشان می دهد که بیشتر پژوهش ها در این حوزه از روش های کیفی استفاده کرده اند و تمرکز اصلی آنها بر سطوح ملی و موضوعات مدیریتی بوده است. همچنین، وجود شکاف های پژوهشی در بهره گیری از الگو های جامع و استفاده از داده های ترکیبی نمایان است. افزون بر این، توجه به ارزشیابی مطلوبیت محور، ارزشیابی مشارکتی، ارزشیابی پاسخ گو، ارزشیابی واقع گرایانه، روش های موردی و طرح های ارزشیابی ضرورت دارد.
۵۸۹۰۳.

پدیدارشناسی رویه های حسابرسی سایهِ کنترل داخلی: تحریک هنجاری افشاء موارد کلیدی در گزارش حسابرسان مستقل(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۶
کارکردهای حسابرسی داخلی امروزه فراتر از آیین رفتار حرفه ای در این حوزه، می تواند نقش رقابتی مؤثری در فرآیندهای افشاء اطلاعات شرکت ها داشته باشد. یکی از این حوزه ها کارکردهای مبتنی بر رویه های سایه در کنترل داخلی شرکت ها می باشد که می تواند اهرمی برای تحریک هنجارهای عملکردی حسابرسان در افشاء موارد کلیدی در گزارش حسابرسی تلقی شود. هدف این مطالعه، پدیدارشناسی رویه های حسابرسی سایهِ کنترل داخلی جهت تحریک هنجاری افشاء موارد کلیدی در گزارش حسابرسان مستقل می باشد. این مطالعه به لحاظ روش شناسی در دسته پژوهش های اکتشافی و ترکیبی قرار می گیرد که با انجام مصاحبه با خبرگان در بخش کیفی، ابتدا مضامین گزاره ای رویه های حسابرسی سایه در کنترل داخلی را شناسایی می نماید و سپس براساس الگوی کلایزی (1978) نسبت به تعیین مقوله های محوری این پدیده اقدام لازم را انجام می دهد، تا در بخش کمی براساس فرآیند تحلیل ویکور خاکستری، اثرگذاری مقوله های این پدیده بر تحریک هنجاری افشاء موارد کلیدی در گزارش حسابرسان مستقل را مورد بررسی قرار دهد. در این مطالعه، 12 خبره ی حسابداری در بخش کیفی مشارکت داشتند و تعداد 35 نفر از مدیران واحد حسابرسی داخلی و روئسای کمیته های حسابرسی شرکت های نفتی، به عنوان مشارکت کنندگان بخش کمی حضور داشتند. نتایج مطالعه در بخش کیفی از وجود 26 مضمون گزاره ای برای رویه های حسابرسی سایه در کنترل داخلی حکایت دارد که در 4 مقوله تحت عناوین «اثربخشی حسابرسی داخلی در کارکرد بازرسی قانونی»؛ «اثربخشی حسابرسی داخلی کارکردهای زیست محیطی»؛ «اثربخشی حسابرسی داخلی در کارکردهای ساختاری» و «اثربخشی حسابرسی داخلی در کنترل منافع سهامداران» دسته بندی شدند. تحت تأثیر کارکرد کنترل منافع سهامداران به عنوان مؤثرترین محور حسابرسی سایه، گزارش مطالب خاص به استفاده کنندگان، مهمترین زمینه ی افشاء موارد کلیدی گزارش حسابرسی محسوب می شود که می تواند به عنوان یک فرآیند هنجاری در حرفه حسابرسی تحریک گردد.
۵۸۹۰۴.

شناسایی و تبیین اثرگذارترین و اثرپذیرترین توانایی ها و ویژگی های شخصیتی حسابرسان در مذاکرات حل تعارض با صاحبکار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۴
در حوزه حسابرسی با توجه مواردی مانند ابهام در استانداردها، فاصله انتظارات حسابرس و صاحبکار و قضاوت های ذهنی تعارض امری اجتناب ناپذیر است. یکی از راه های مدیریت تعارض، مذاکره بین طرفین آن خواهد بود. با توجه به اینکه مذاکره ذاتاً شامل برخورد با پیچیدگی های رفتار و احساسات انسانی است؛ نقش توانایی و ویژگی های شخصیتی حسابرس برای حل تعارض دارای اهمیت است. در این پژوهش به شناسایی و تبیین اثرگذارترین و اثرپذیرترین توانایی ها و ویژگی های شخصیتی حسابرسان در مذاکرات حل تعارض با صاحبکار پرداخته شده است. پژوهش از نظر فلسفه از نوع آمیخته است و ازلحاظ هدف در زمره پژوهش های اکتشافی قرار دارد. در بخش کیفی پژوهش، بر اساس رویکرد تحلیل محتوا، مؤلفه های ابعاد توانایی و ویژگی های شخصیتی حسابرس برای حل تعارض شناسایی، کدگذاری و طبقه بندی شد. در بخش کمی نیز با نظرسنجی از 10 نفر از خبرگان این حوزه (مدیر، شریک، سرپرست ارشد، اساتید حوزه حسابرسی) مؤلفه های شناسایی شده به شیوه دلفی فازی غربالگری شده و الگوی نهایی ارائه شد و سپس با استفاده از روش دیمتل فازی به بررسی شدت تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ابعاد و مؤلفه های شناخته شده پرداخته شد. نتایج به دست آمده نشان داد الگوی نهایی برای حل تعارض از طریق مذاکرات، شامل 4 بعد اصلی و 19 مؤلفه فرعی مرتبط به آنها است. دیگر یافته ها نشان داد توانایی و ویژگی های شخصیتی رویکرد بین فردی و توانایی شناختی، ابعاد تأثیرگذار و صفات شخصیتی و ویژگیهای شخصیتی مربوط به ترجیحات ابعاد تأثیرپذیر الگو هستند. در میان مؤلفه ها نیز ویژگی خودکارآمدی تعامل بیشتری با سایر عوامل سیستم دارد. این یافته ها نشان می دهد حسابرسانی که دارای ویژگی های های مرتبط تری در توانایی شناختی و ارتباط بین فردی (خلاقیت، هوش هیجانی، ارتباط مشارکتی، انعطاف پذیری اخلاقی و خودکارآمدی) هستند؛ قادر خواهند بود بدون اعطای امتیازات که منجر به کاهش کیفیت حسابرسی و یا ادامه تعارض شود؛ با یک استراتژی مشارکتی نقاط مشترک را برای رسیدن به نتیجه برد-برد پیدا کنند..
۵۸۹۰۵.

طراحی مدلی چند سطحی مشتمل بر عوامل مؤثر بر پیش بینی تغییرات قیمت سهام (بر پایه دو روش کیفی دلفی فازی و کمی ساختاری- تفسیری)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۴۰
هدف اصلی پژوهش حاضر تدوین الگوی پیش بینی تغییرات قیمت سهام بر پایه تجدید ارائه عناصر صورت های مالی در شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. این پژوهش در دو بخش کیفی و کمی انجام شده است. در بخش کیفی با کمک روش دلفی فازی شاخص ها شناسائی و غربال شد. سپس در بخش کمی با کمک روش ساختاری- تفسیری مدل نهایی طراحی گردید. در پایان بخش اول، 40 شاخص از راند دوم روش دلفی خارج گردید. شاخص های مذکور در روش ساختاری تفسیری در قالب مدلی مشتمل بر 12 سطح طبقه بندی گردیدند. اثرگذارترین شاخص در مدل نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار سهام و اثرپذیرترین شاخص ها مشتمل بر تغییرات قیمت سهام، تجدید ارائه ناشی از تغییر داراییها، تجدید ارائه ناشی از تغییر حقوق صاحبان سهام، تجدید ارائه ناشی از تغییر درآمدهای عملیاتی و ... می باشند. یافته های اضافی پژوهش با کمک تحلیل میک مک نشان داد تجدید ارائه ناشی از تغییر حقوق صاحبان سهام و بازده حقوق صاحبان سهام متغیرهای مستقل و خودمختار پژوهش هستند.
۵۸۹۰۶.

مدل پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان خُرد در پلتفرم های لندتک با استفاده از داده های جایگزین و یادگیری ماشین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش یک چارچوب نوین برای پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان خرد در پلتفرم های فناوری وام دهی (LendTech) با استفاده از داده های جایگزین و الگوریتم های یادگیری ماشین ارائه می دهد. روش های سنتی امتیازدهی اعتباری معمولاً قادر به شناسایی الگوهای پیچیده رفتاری نیستند و در محیط های وام دهی دیجیتال عملکرد محدودی دارند. در این مطالعه، از داده های جایگزین مانند رفتار دیجیتال کاربران، سوابق تراکنش ها، داده های تلفن همراه و تعاملات کاربران با پلتفرم برای افزایش دقت پیش بینی نکول استفاده شده است. همچنین چندین مدل یادگیری ماشین از جمله رگرسیون لجستیک، درخت تصمیم، جنگل تصادفی و گرادیان بوستینگ مورد ارزیابی قرار گرفته اند. برای افزایش شفافیت و قابلیت تفسیر نتایج، از روش SHAP جهت تحلیل اهمیت ویژگی ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که مدل های تجمیعی، به ویژه Gradient Boosting و Random Forest، بهترین عملکرد را در پیش بینی ریسک اعتباری دارند و عواملی مانند الگوهای تراکنش، رفتار بازپرداخت، ثبات درآمد و میزان تعامل کاربران با پلتفرم بیشترین تأثیر را بر نتایج دارند. یافته ها بیانگر آن است که ترکیب داده های جایگزین، یادگیری ماشین و هوش مصنوعی توضیح پذیر می تواند چارچوبی دقیق، کارآمد و قابل اعتماد برای امتیازدهی اعتباری در اکوسیستم های وام دهی فراهم کند.
۵۸۹۰۷.

تحلیل رفتار معامله گران خرد در بازار سرمایه با استفاده از مدل های مبتنی بر یادگیری تقویتی و داده های سفارشات لحظه ای

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش با هدف تحلیل رفتار معامله گران خرد در بازار سرمایه و ارائه یک چارچوب هوشمند مبتنی بر یادگیری تقویتی و داده های سفارشات لحظه ای انجام شده است. در سال های اخیر، پیچیدگی روزافزون بازارهای مالی و نقش پررنگ داده های با فرکانس بالا، ضرورت استفاده از مدل های پیشرفته محاسباتی را در تحلیل رفتار بازار افزایش داده است. در این راستا، بازار سرمایه به عنوان یک سیستم پیچیده تطبیقی در نظر گرفته شده و رفتار معامله گران خرد از طریق داده های دفتر سفارشات محدود و با استفاده از الگوریتم های یادگیری تقویتی مدل سازی شده است. در این پژوهش، سه الگوریتم اصلی شامل یادگیری کیو و شبکه کیو عمیق، روش بازیگر منتقد و روش بازیگر منتقد نرم برای تحلیل و پیش بینی رفتار بازار مورد استفاده قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل ویژگی های استخراج شده از دفتر سفارشات لحظه ای از جمله عدم تعادل سفارشات، عمق بازار، جریان سفارشات و تغییرات لحظه ای قیمت بوده است. نتایج نشان داد که مدل های یادگیری تقویتی، به ویژه روش بازیگر–منتقد نرم، عملکرد بهتری نسبت به سایر مدل ها در شاخص هایی مانند دقت پیش بینی، بازدهی تجمعی و کنترل ریسک دارند. همچنین مشخص شد که عدم تعادل سفارشات مهم ترین متغیر تأثیرگذار در پیش بینی جهت بازار است. یافته ها بیانگر آن است که ترکیب یادگیری تقویتی با داده های سطح خرد بازار می تواند الگوهای رفتاری پنهان معامله گران خرد را استخراج کرده و دقت تصمیم گیری در محیط های مالی پویا را به طور معناداری افزایش دهد. این چارچوب می تواند به توسعه سیستم های معاملاتی هوشمند و بهبود درک رفتار بازار در سطح خرد کمک کند.
۵۸۹۰۸.

چارچوب ارزیابی ریسک های سیستمیک ناشی از امور مالی غیر متمرکز (DeFi) و ارزهای دیجیتال با رویکرد مدل های شبیه سازی مونت کارلو کوانتومی و هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
گسترش سریع اکوسیستم امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) و بازار دارایی های رمزنگاری شده، ساختار سنتی نظام مالی را با چالش های بنیادین مواجه کرده است. ویژگی هایی نظیر عدم تمرکز، قراردادهای هوشمند، نقدینگی الگوریتمی، اهرم مالی پنهان و ارتباطات پیچیده میان پروتکل ها، موجب ظهور انواع جدیدی از ریسک های سیستمیک شده اند که ابزارهای متعارف مدیریت ریسک توانایی کافی برای شناسایی و پیش بینی آن ها را ندارند. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب یکپارچه برای ارزیابی ریسک های سیستمیک ناشی از DeFi و ارزهای دیجیتال با بهره گیری از مدل های شبیه سازی مونت کارلو کوانتومی و الگوریتم های هوش مصنوعی است. در این چارچوب، شبکه مالی غیرمتمرکز به عنوان یک سیستم پیچیده تطبیقی مدل سازی شده و وابستگی های غیرخطی میان پروتکل ها، صرافی های غیرمتمرکز، استیبل کوین ها و بازیگران بازار از طریق شبکه های عصبی عمیق و مدل های یادگیری گرافی استخراج می شود. سپس با استفاده از الگوریتم های مونت کارلو کوانتومی، سناریوهای گسترده ای از شوک های بازار، فروپاشی نقدینگی و سرایت ریسک شبیه سازی شده و احتمال وقوع بحران های سیستمیک برآورد می شود. نتایج نظری نشان می دهد که ترکیب قابلیت های پیش بینی هوش مصنوعی با سرعت همگرایی بالاتر الگوریتم های کوانتومی می تواند دقت ارزیابی ریسک های سیستمیک را نسبت به مدل های کلاسیک به طور معناداری افزایش دهد.
۵۸۹۰۹.

بررسی اثر بانکداری باز بر کارایی مالی بانک های تجاری ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۶
تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات در دهه اخیر موجب ظهور الگوهای نوین کسب وکار در صنعت بانکداری شده است. بانکداری باز به عنوان یکی از مهم ترین نوآوری های مالی، با فراهم نمودن امکان اشتراک گذاری داده های بانکی از طریق رابط های برنامه نویسی کاربردی (API)، زمینه توسعه خدمات مالی نوآورانه، افزایش رقابت پذیری بانک ها و ارتقای کارایی عملیاتی را فراهم ساخته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بانکداری باز بر کارایی مالی بانک های تجاری ایران است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی محسوب می شود. جامعه آماری شامل بانک های تجاری فعال در ایران بوده و برای سنجش کارایی مالی از شاخص های بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود خالص استفاده شده است. همچنین میزان توسعه بانکداری باز از طریق شاخص ترکیبی مبتنی بر سطح دیجیتالی شدن خدمات، تعداد API های ارائه شده و میزان همکاری با شرکت های فین تک اندازه گیری شده است. نتایج مطالعات نظری و تجربی نشان می دهد که توسعه بانکداری باز از طریق کاهش هزینه های عملیاتی، بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت مشتریان و خلق جریان های درآمدی جدید، تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی مالی بانک ها دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بانک هایی که سطح بالاتری از پیاده سازی بانکداری باز را تجربه کرده اند، عملکرد مالی مطلوب تری نسبت به سایر بانک ها داشته اند. بر این اساس، توسعه زیرساخت های بانکداری باز می تواند به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در ارتقای بهره وری و رقابت پذیری نظام بانکی ایران مورد توجه سیاست گذاران و مدیران بانکی قرار گیرد.
۵۸۹۱۰.

بررسی تأثیر پذیرش رمزارزها بر مدیریت نقدینگی شرکت ها: رویکرد شبکه های بیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
در سال های اخیر، گسترش رمزارزها و فناوری های مبتنی بر بلاک چین موجب تحول اساسی در نظام های پرداخت و مدیریت مالی شرکت ها شده است. پذیرش رمزارزها به عنوان یک ابزار پرداخت نوین می تواند ساختار جریان های نقدی، سرعت گردش نقدینگی و شیوه مدیریت دارایی های جاری شرکت ها را دگرگون سازد. با این حال، ماهیت نوسانی رمزارزها و عدم قطعیت های مرتبط با پذیرش آن ها، تحلیل اثرات این پدیده را پیچیده کرده است. علاوه بر این، تفاوت های نهادی و مقرراتی میان کشورها موجب شده است که اثر رمزارزها بر عملکرد مالی شرکت ها در بسترهای مختلف اقتصادی متفاوت باشد. در چنین شرایطی، استفاده از روش های پیشرفته مدل سازی احتمالاتی برای درک بهتر این روابط ضروری به نظر می رسد.پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر پذیرش رمزارزها بر مدیریت نقدینگی شرکت ها انجام شده و از رویکرد شبکه های بیزی برای مدل سازی روابط احتمالاتی میان متغیرهای کلیدی استفاده می کند. این روش امکان تحلیل وابستگی های علی و غیرخطی میان پذیرش رمزارزها، جریان های نقدی عملیاتی، چرخه تبدیل وجه نقد و ریسک نقدینگی را فراهم می سازد. همچنین شبکه های بیزی این قابلیت را دارند که عدم قطعیت های موجود در داده های مالی و محیطی را به صورت ساختاریافته مدل سازی کنند و سناریوهای مختلف تصمیم گیری را شبیه سازی نمایند. این ویژگی باعث می شود نتایج پژوهش از انعطاف پذیری و دقت بالاتری نسبت به مدل های اقتصادسنجی سنتی برخوردار باشد. نتایج مفهومی پژوهش نشان می دهد که پذیرش رمزارزها می تواند از طریق کاهش هزینه های تراکنش، افزایش سرعت تسویه و بهبود دسترسی به بازارهای بین المللی، موجب بهبود مدیریت نقدینگی شود. در عین حال، نوسانات قیمتی و ریسک های قانونی می توانند اثرات منفی بر ثبات نقدینگی ایجاد کنند. یافته ها نشان می دهد که اثر نهایی پذیرش رمزارزها بر مدیریت نقدینگی ماهیتی غیرخطی و وابسته به شرایط محیطی دارد. در مجموع، استفاده از شبکه های بیزی امکان تحلیل دقیق تر عدم قطعیت ها و ارائه تصویری جامع تر از روابط میان متغیرهای مالی در فضای رمزارزها را فراهم می کند.
۵۸۹۱۱.

ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری مبتنی بر تحلیل شبکه های عصبی و داده های بازار سرمایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
در سال های اخیر، توسعه بازارهای مالی و افزایش پیچیدگی رفتار سرمایه گذاران، ضرورت بهره گیری از روش های نوین تحلیلی برای ارزیابی عملکرد ابزارهای مالی را دوچندان کرده است. در این میان، صندوق های سرمایه گذاری به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای مالی غیرمستقیم، نقش اساسی در تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی در بازار سرمایه ایفا می کنند. با توجه به نوسانات بالای بازار سرمایه و محدودیت روش های سنتی در تحلیل غیرخطی و پویا، استفاده از رویکردهای مبتنی بر یادگیری ماشین و به ویژه شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان یک ابزار قدرتمند در پیش بینی و ارزیابی عملکرد صندوق ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق (Deep Neural Networks) و داده های سری زمانی بازار سرمایه جهت ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری و پیش بینی بازدهی آن ها است. در این راستا، داده های مربوط به بازدهی واحدهای سرمایه گذاری، شاخص کل بورس، نرخ ارز، نرخ سود بدون ریسک و متغیرهای کلان اقتصادی به عنوان ورودی های مدل مورد استفاده قرار گرفته اند. روش تحقیق از نوع توصیفی کاربردی بوده و با استفاده از داده های واقعی بازار سرمایه ایران در یک بازه زمانی چندساله، مدل پیشنهادی آموزش و آزمون شده است. نتایج حاصل از مدل سازی نشان می دهد که شبکه های عصبی در مقایسه با روش های سنتی مانند رگرسیون خطی و مدل های کلاسیک ارزیابی عملکرد (مانند شارپ و ترینر)، توانایی بالاتری در شناسایی الگوهای غیرخطی و پیش بینی رفتار صندوق های سرمایه گذاری دارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که ترکیب متغیرهای کلان اقتصادی با داده های معاملاتی، دقت پیش بینی مدل را به طور معناداری افزایش می دهد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از مدل های یادگیری عمیق می تواند به سرمایه گذاران و مدیران صندوق ها در تصمیم گیری های بهینه و مدیریت ریسک کمک شایانی نماید.
۵۸۹۱۲.

سازمان های اسلامی پس از بعثت پیامبر اسلام تا پایان دوره امامت امام سجاد علیه السلام(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
مدیران باید در جامعه اسلامی سازمان ها را بر اساس مبانی، ارزش ها و اهداف اسلامی اداره کنند. بدیهی است الگوپذیری از سازمان ها و تشکیلاتی که در طول تاریخ از نظر شرایط و اقتضائات و موقعیت با مبانی، ارزش ها و اهداف اسلامی هماهنگی و مطابقت داشته و به ویژه توسط معصومان(ع) مدیریت و رهبری شده اند، می تواند مدیران سازمان های اسلامی را با سهولت و سرعت بیشتری در دستیابی به اهدافشان یاری دهد. ازاین رو نگارنده در این مقاله بر آن است که با روش توصیفی تحلیلی به شناسایی و تبیین مهم ترین سازمان ها و تشکیلات صدر اسلام بپردازد. از یافته های این پژوهش می توان به تبیین رویکرد تحولی و مدیریت قبایل و عشایر توسط پیامبر اکرم(ع) و رویکرد امضایی پیمان حلف الفضول و پایه گذاری دولت اسلامی و نظام اداری نبوی و برخی نهادهای اداری اسلامی، سازمان امامت در زمان امیرالمؤمنین(ع)، تشکیلات امام حسن مجتبی و امام حسین(ع) و بازمهندسی و حفظ سازمان امامت توسط امام سجاد(ع) اشاره کرد.
۵۸۹۱۳.

الگوی استقرار حسابرسی مستمر با بهره گیری از تجمیع ریسک: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۲
حسابرسی مستمر با رویکرد تجمیع ریسک، تنها یک انتخاب نیست بلکه یک ضرورت استراتژیک برای سازمان ها است. این روش نه تنها از بحران های غیرمنتظره جلوگیری می کند، بلکه با ارائه بینش عمیق از ریسک های سیستماتیک، به سازمان ها کمک می کند تا در محیط رقابتی امروز انعطاف پذیری و تاب آوری خود را افزایش دهند. سازمان هایی که این تحول را به موقع پیاده کنند، مزیت رقابتی قابل توجهی کسب خواهند کرد. هدف این پژوهش، ایجاد یک چارچوب ساختار یافته برای پیاده سازی حسابرسی به صورت پیوسته و یکپارچه است که با تجمیع و تحلیل ریسک های مختلف سازمانی، امکان شناسایی و مدیریت مؤثرتر تهدیدها و فرصت ها را فراهم می کند. مقاله حاضر، با اتخاذ رویکردی عمل گرایانه و رویکرد آمیخته برای الگوی استقرار حسابرسی مستمر با رویکرد تجمیع ریسک: رویکرد داده بنیاد استفاده شده است، این مقاله، از طریق روش نمونه گیری هدفمند و انتخاب خبرگان برای بخش کیفی(شامل اساتید هیئت علمی دانشگاه ها و حسابرسان ارشد شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران) طی سال های1402 تا 1404 استفاده شده است. سپس با مصاحبه های عمیق نیمه ساختار یافته با 15 نفر از این خبرگان به گردآوری داده ها اقدام شده است. تعداد 598 کد اولیه از متن مصاحبه ها، استخراج شدند با کدگذاری این مفاهیم، تعداد 54 مقوله فرعی شناسایی شدند و با طبقه بندی این مقوله ها، در دسته های مشابه، تعداد 11 مقوله اصلی، شناسایی شدند. براساس مدل پژوهش، زنجیره روابط میان مقوله ها نشان می دهد که شرایط علی شامل پاسخگویی به الزامات قانونی، ظرفیت های مدیریتی و نظارتی، و ...بنیان اولیه شکل گیری و تقویت پدیده محوری یعنی کاربست حسابرسی مستمر را فراهم می کنند .پدیده محوری که در این مدل همان الگوی استقرار حسابرسی مستمر است، در تعامل با شرایط زمینه ای و شرایط مداخله گر قرار می گیرد. شرایط زمینه ای شامل فناوری اطلاعات و سیستم های نرم افزاری پیشرفته، نقش زیرساختی کلیدی در پشتیبانی از فرآیندهای حسابرسی مستمر دارند. در مقابل، شرایط مداخله گر همچون ریسک مالی و ریسک عملیاتی، ماهیت پویای محیط سازمانی و تهدیدات بالقوه ای را نشان می دهند که می توانند اجرای راهبردهای حسابرسی مستمر را محدود یا تعدیل کنند. در چنین بستری، راهبردها و اقدامات متمرکز بر ارزیابی عملکرد حسابرسی مستمر شکل می گیرند. این راهبردها نه تنها شامل سنجش اثربخشی کنترل های داخلی و شناسایی ناهنجاری ها و روندها هستند، که کیفیت فرآیندهای حسابرسی را ارتقاء می دهند. در مرحله نهایی، اجرای این راهبردها به پیامدهایی منجر می شود که از جمله آن ها می توان به بهبود کارایی و بهره وری شرکت و کاهش ریسک اشاره کرد. این پیامدها، بازتاب مستقیم یک چرخه موفق از شناسایی الزامات و شرایط آغازین، ایجاد بستر فناوری و مدیریتی مناسب، مدیریت مؤثر ریسک ها و اتخاذ اقدامات حسابرسی مبتنی بر داده هستند
۵۸۹۱۴.

الگوی جامع دولت الکترونیک با تاکید بر کاهش اختلال پاسخگویی چند گانه در دستگاه های اجرایی بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
هدف پژوهش ارائه الگوی جامع دولت الکترونیک در راستای کاهش اختلال پاسخگویی چند گانه در دستگاه_های اجرایی بخش عمومی کشور می باشد. پژوهش از نوع توصیفی – رابطه ای است. پژوهش در دو بخش کیفی و کمی انجام گردید. داده های کیفی از طریق بررسی متون و مصاحبه با گروه نخبگان جمع آوری و به کمک نظریه زمینه بنیان چارچوب مفهومی اولیه تهیه گردید، در بخش کمی با استفاده از معادلات ساختاری اعتبار سنجی مدل مفهومی انجام شد. جامعه آماری بخش کیفی خبرگان متخصص در زمینه پاسخگویی و دولت الکترونیک هستند، که گروه نخبگان به روش نمونه گیری گلوله برفی انتخاب شدند. جامعه آماری بخش کمی کارکنان دیوان محاسبات کشور و کارکنان بخشهای حسابداری، بودجه و فناوری اطلاعات سایر سازمانها هستند، حجم نمونه به روش تحلیل توان انتخاب شد. یافته های پژوهش شامل الگویی با 14 مقوله اصلی و 68 مقول فرعی می باشد؛ مقوله های اصلی شامل: زیرساخت های فناورانه، عوامل سازمانی؛ قوانین و مقررات، مطالبه عمومی، ناکارآمدی مکانیسم های سنتی، نیاز به یکپارچگی در نظارت؛ اجرای دولت الکترونیک؛ مکانیزم های پاسخگویی دیجیتال، اجرای هماهنگ دولت الکترونیک؛ عوامل محیطی؛ بهبود پاسخگویی، پیامدهای اجتماعی و سازمانی، پیامدهای نظارتی و پیامدهای مدیریتی؛ می باشند. نتایج نشان می دهد پنج اولویت اول شاخصهای اصلی به ترتیب شامل؛ سخت افزارهای لازم، شاخص سیستمهای اطلاعاتی متناسب، حمایت سیاسی قوی از اجرا، تفکرات مدیریت و الزامات برنامه های توسعه ای می باشند. بنابراین می توان با اجرای یک پلتفرم یکپارچه برای تسهیل همکاری بین سازمانی در قالب الگوی پژوهش به کاهش اختلال پاسخگویی کمک نمود.
۵۸۹۱۵.

بررسی تاثیرپذیری رفتار بی طرفانه حسابرس از ارزش های فرهنگ اخلاق محوری مؤسسات حسابرسی باتوجه به نقش تعدیل کننده رهبری تحول آفرین شرکای حسابرس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۶
تغییراتی که امروز بر فضای بازار و استانداردهای حسابرسی حاکم است، لزوم توجه به همراستایی فرهنگی کارکردهای حرفه ای در حسابرسان را بنا به نیازها و انتظارات ذینفعان، افزایش داده است و سبب گردیده تا مؤسسات حسابرسی در تلاش برای تغییر ارزش های رو به افول در ساختارهای فرهنگی این حرفه، هنجارهای منسجم تری از حرفه ای گرایی را براساس شیوه رهبری تحول گرایانه بسط دهند. هدف این مطالعه، بررسی تأثیرپذیری رفتار بی طرفانه حسابرس از فرهنگ اخلاق مداری مؤسسات حسابرسی باتوجه به نقش تعدیل کننده رهبری تحول گرا شرکای حسابرس می باشد. در این مطالعه که در بازه زمانی 6 ماه نسبت به جمع آوری داده های آن از طریق اَبزار پرسشنامه استاندارد اقدام شد، براساس فرآیند تحلیل حداقل مربعات جزئی (PLS ) نسبت به آزمون فرضیه های پژوهش اقدام گردید. نتایج نشان داد، فرهنگ اخلاق محوری در مؤسسات حسابرسی سطح کارکردهای رفتار بی طرفانه حسابرسان را تقویت می کند. از طرف دیگر مشخص شد، رهبری تحول گرا شریک حسابرس تأثیر مثبت فرهنگ اخلاق مداری بر رفتار بی طرفانه حسابرسان را در جهت مثبت تشدید می نماید. این نتیجه گویایی این مسئله است که در بر گیری سبک رهبری تحول گرا توسط شرکت و مدیران مؤسسات حسابرسی به واسطه قدرت نفوذ قابل توجهی که بر عملکردهای حسابرسان دارد، ارزش های مبتنی بر فرهنگ گرایی اخلاقی را به هویت های حرفه ای بدل می کند تا حسابرسان فعال در چنین مؤسسات حسابرسی در انجام وظایف حرفه ای خود بتوانند از سازوکارهای عملگرایی بالاتری به لحاظ بروزِ رفتارهای بی طرفانه تر با صاحبکاران برخوردار باشند.
۵۸۹۱۶.

ارائه الگوی اعتبارسنجی مشتریان حقیقی بانک ها برای اخذ تسهیلات مبتنی بر عقود اسلامی بر اساس رویکرد معماری شبکه عصبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۹
هدف اصلی این تحقیق، ارائه الگوی اعتبارسنجی مشتریان حقیقی بانک ها برای اخذ تسهیلات مبتنی بر عقود اسلامی بر اساس رویکرد معماری شبکه عصبی می باشد. یکی از مهمترین ابزار ها برای انجام این مهم، برخورداری از سیستمی می باشد که با شناسایی عوامل تاثیر گذار و با اهمیت، مشتریانی که احتمال نکول دارند را شناسایی کند. مدل های رتبه بندی اعتباری، بر اساس معیار های کمی و کیفی که از مشتریان دریافت می شود و با استفاده از اطلاعات حال و گذشته متقاضی، احتمال عدم بازپرداخت وام توسط وی را ارزیابی کرده و به او امتیاز می دهد. مهمترین هدف این تحقیق، کمک به مدیران اعتباری بانک ها و موسسات مالی جهت اخذ تصمیمات اعتباری می باشد. مدیران موسسات اعتباری به کمک سیستم های رتبه بندی اعتباری، می توانند تصمیمات اعتباری خود را با دقت بیشتر، با صرف هزینه و زمان کمتری اتخاذ نمایند. در این تحقیق سعی خواهد شد با استفاده از اطلاعات موجود در پرونده های اعتباری مشتریان حقیقی بانک شهر، مدلی قابل قبول جهت رتبه بندی اعتباری مشتریان حقیقی بانک ها ارائه شود. بدین منظور پس از مطالعه تحقیقات و مقالات گذشته، عواملی که در رتبه بندی اعتباری مشتریان حقیقی بانک ها تاثیر گذار هستند، شناسایی می شود. پس از شناسایی عوامل تاثیر گذار، به انتخاب مدل شبکه عصبی مناسب جهت رتبه بندی اعتباری مشتریان پرداخته می شود. لازم به ذکر است در این تحقیق برای اعتبار سنجی مدل ارائه شده از داده های واقعی استفاده می شود.
۵۸۹۱۷.

تحلیل حقوقی، کاستی ها و چالش های قانونی مدیریت سلامت شهری در ایران (تحلیل تطبیقی با کشورهای پیشرو)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۶۸
با عنایت به گسترش روزافزون شهرنشینی و آثار مترتب بر آن در حوزه سلامت محیطی و کیفیت زیست شهری، بررسی نظام حقوقی حاکم بر مدیریت سلامت شهری از اهمیت مضاعفی برخوردار است. این پژوهش با رویکردی توصیفی-تحلیلی، به واکاوی و ارزیابی مبانی حقوقی، ساختارهای نهادی، نظام های تقنینی و رویه های اجرایی مرتبط با حقوق و قوانین مدیریت سلامت شهری در ایران می پردازد. یافته ها نشان می دهند، علی رغم وجود پاره ای از اصول و قواعد کلی در قانون اساسی و قوانین موضوعه نظیر قانون شهرداری ها و قانون حفاظت از محیط زیست، نظام حقوقی مدیریت سلامت شهری در ایران با چالش هایی جدی مواجه است. این چالش ها عبارتند از: عدم انسجام و یکپارچگی قوانین و مقررات، فقدان ضمانت های اجرایی قوی و کارآمد، ابهام در حدود صلاحیت و مسئولیت نهادهای ذی ربط، و محدودیت منابع مالی اختصاص یافته. یافته های این مقایسه نشان می دهد که با وجود چالش ها و کاستی های عمیق این حوزه، به کارگیری مقررات و قوانین پیشنهادی و نیز الگوهای موفق جهانی به ویژه در زمینه تقویت نظارت، انسجام قوانین و ارتقاء آموزش عمومی، می تواند نقش مهمی در بهبود وضعیت سلامت شهری در ایران ایفا کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود تدوین سیاست های یکپارچه و ارتقاء ظرفیت های نهادی با هدف ایجاد شهرهای سالم و پایدار در دستور کار سیاستگذاران و مدیران شهری ایران قرار گیرد. همچنین کاربست و تصویب قانون جامع مدیریت سلامت شهری، تقویت سازوکارهای نظارتی و اجرایی، شفاف سازی نقش و وظایف دستگاه های مسئول، و ایجاد منابع مالی پایدار و مکفی در جهت ارتقاء سلامت محیطی و بهبود کیفیت زندگی شهروندان در دستور کار نهادهای تقنینی و اجرایی کشور قرار گیرد.
۵۸۹۱۸.

شناخت و فهم چابکی هیجانی منابع انسانی؛ تحلیل عوامل موثر و پیامدها با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه و هدف: چابکی هیجانی، ظرفیتی حیاتی در منابع انسانی برای انطباق مؤثر با تغییرات، حفظ تعادل در شرایط پراسترس و تقویت سازگاری سازمانی است. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل مؤثر و پیامدهای چابکی هیجانی منابع انسانی انجام شد . روش: این پژوهش از نوع آمیخته اکتشافی ( کیفی کمی) با رویکرد قیاسی استقرایی است. در بخش کیفی با ۱۵ خبره، مصاحبه نیمه ساختاریافته تا حد اشباع نظری انجام شد. این افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. روایی ابزار، از طریق روایی محتوایی و نظری و پایایی آن با روش توافق درون کدگذار و بین کدگذار تأیید شد. داده های کیفی با تحلیل محتوای موضوعی تحلیل شدند. در بخش کمّی، نقشه شناختی فازی ( FCM ) بر مبنای یافته های کیفی و با تکمیل پرسش نامه ای معتبر (دارای روایی محتوایی و پایایی بازآزمون) توسط همان خبرگان، طراحی و تحلیل شد .   یافته ها: بر اساس تحلیل ها، دو عامل کلیدی پیش برنده چابکی هیجانی، عبارت اند از: 1. افزایش قدرت پذیرش واقعیت و تغییرات و 2. آموزش تاب آوری مبتنی بر ذهن آگاهی. همچنین، مهم ترین پیامدهای این چابکی، تقویت تمرکز ذهنی و کاهش تعلل در نیروی انسانی و جلوگیری از تأثیر مخرب هیجان های منفی بر قضاوت و حل مسئله شناسایی شدند . نتیجه گیری: توسعه چابکی هیجانی در منابع انسانی، توانایی سازگاری با تغییرات و مدیریت هیجان های منفی را افزایش می دهد و به حفظ و بهبود عملکرد فردی و سازمانی منجر می شود.
۵۸۹۱۹.

مدل سازی اثرات توکنایزیشن دارایی های واقعی بر تأمین مالی اسلامی با بلاکچین لایه ۲، قراردادهای هوشمند و شبیه سازی کوانتومی مونت کارلو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش با هدف ارائه یک چارچوب نوین برای تحلیل و مدل سازی نظام های مالی مبتنی بر دارایی های واقعی توکن شده، به بررسی اثر هم زمان توکنایزیشن دارایی ها، زیرساخت بلاکچین لایه دوم، قراردادهای هوشمند و روش های شبیه سازی پیشرفته بر کارایی، ریسک و نقدشوندگی در نظام های مالی غیرمتمرکز می پردازد. در سال های اخیر، توسعه فناوری های مالی و گسترش دارایی های دیجیتال موجب تغییر بنیادین در ساختار بازارهای مالی شده است؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند توکنایزیشن دارایی های واقعی و مالی غیرمتمرکز به عنوان عناصر کلیدی در بازطراحی زیرساخت های مالی مطرح شده اند. با این حال، چالش هایی نظیر مقیاس پذیری پایین، افزایش ریسک های سیستماتیک، و پیچیدگی تحلیل رفتار بازارهای دیجیتال همچنان پابرجا هستند. در این پژوهش، یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبیه سازی مونت کارلو کلاسیک و کوانتومی طراحی شده است تا رفتار دارایی های توکن شده تحت سناریوهای مختلف مورد ارزیابی قرار گیرد. همچنین اثر استفاده از بلاکچین لایه دوم بر کارایی شبکه از طریق شاخص نسبت تعداد تراکنش های پردازش شده به تأخیر شبکه تحلیل شده است. علاوه بر این، قراردادهای هوشمند به عنوان مکانیزم های خوداجرا برای کاهش هزینه های مبادله و افزایش شفافیت در نظر گرفته شده اند. نتایج شبیه سازی نشان می دهد که افزایش نرخ توکنایزیشن تا سطح بهینه موجب افزایش نقدشوندگی و بازده دارایی ها می شود، اما در سطوح بالاتر، نوسان پذیری و ریسک سیستماتیک افزایش می یابد. همچنین استفاده از بلاکچین لایه دوم موجب بهبود قابل توجه کارایی شبکه و افزایش ظرفیت پردازش تراکنش ها شده است. مقایسه روش های محاسباتی نیز نشان می دهد که مونت کارلو کوانتومی در مقایسه با روش کلاسیک، از دقت بالاتر و پیچیدگی محاسباتی کمتری برخوردار است. در مجموع، یافته های این پژوهش نشان می دهد که ترکیب فناوری های نوین مالی می تواند منجر به شکل گیری یک ساختار مالی کارآمدتر، شفاف تر و مقیاس پذیرتر شود، هرچند مدیریت ریسک های ناشی از افزایش دیجیتالی سازی دارایی ها همچنان یک ضرورت اساسی محسوب می شود.
۵۸۹۲۰.

تحلیل علی چالش های پیاده سازی اقتصاد مدور و صنعت 0/4 در صنعت فولاد (مورد مطالعه: فولاد خوزستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۷
اقتصاد مدور و صنعت 0/4 به عنوان دو رویکرد تحول آفرین در صنعت فولاد، هم زمان اهداف پایداری زیست محیطی و ارتقای بهره وری را دنبال می کنند. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل چالش های کلیدی پیاده سازی این دو رویکرد در شرکت فولاد خوزستان انجام شد. نخست با مرور نظام مند ادبیات و بهره گیری از یافته های پیشین، مجموعه ای از چالش ها در ده بعد اصلی شناسایی شد. سپس برای بررسی روابط علی و معلولی بین چالش ها از روش دیمتل فازی استفاده شد. نتایج نشان داد که در بعد منابع انسانی و مدیریت تغییر «ترس از کاهش جایگاه شغلی» و «ترس از انتقاد و نظارت»، در بعد مهارت های فنی «نیاز به آموزش های پیشرفته» و «نبود دانش تخصصی»، در بعد هزینه و بودجه «نیاز به سرمایه گذاری اولیه بالا» و «نیاز به نگهداری و ارتقای مستمر»، در بعد امنیت و حریم خصوصی «امنیت اطلاعات» و «ضعف سیاست های امنیتی»، در بعد توسعه فناوری «نبود زیرساخت شبکه» و «کمبود فناوری های بهبود»، در بعد پیچیدگی یکپارچگی «کمبود آگاهی از فناوری های نوین» و «کمبود شیوه نامه های اشتراک داده»، در بعد کلان داده و تحلیل ها «چالش ترکیب منابع مختلف داده» و «تفاوت در تفسیر داده ها»، در بعد راهبرد «نبود حمایت دولتی مؤثر» و «عدم برنامه ریزی برای صنایع نوین»، در بعد الگو مشارکتی «شکاف زیرساختی» و «ناسازگاری انسان و ماشین» و درنهایت در بعد آثار زیست محیطی «نبود قوانین زیست محیطی» و «کاهش منابع طبیعی» به ترتیب تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین چالش ها به شمار می آیند .

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان